بترسید، با این حال انجام دهید

image_pdfimage_print

بترسید ولی انجام دهید    Jeffers book cover

–         به نظر می‌رسد ترس در جامعه امروز، بیماری واگیرداری شده است. هم از شروع می‌ترسیم و هم از پایان بیم داریم. هم از تغییر می‌ترسیم و هم از راکد ماندن. هم از موفق شدن می‌ترسیم و هم از شکست. هم از زندگی می‌ترسیم و هم از مردن.

–         هر گاه از فرصتی استفاده می‌کنیم و به قلمروی ناشناخته قدم می‌گذاریم و یا به طرز جدیدی با دنیا برخورد می‌کنیم، هراس را تجربه می‌نماییم. در بسیاری از مواقع این هراس مانع از آن می‌شود که با زندگی خود به پیش حرکت کنیم. راه برخورد با این مسأله این است که ترس را احساس کنیم و با این حال انجامش دهیم.

Fear

–         در عمق هر یک از هراس‌های شما، این ترس نهفته است که نتوانید با آنچه زندگی ممکن است برایتان به ارمغان آورد، روبه‌رو شوید.

–         بعضی از ترس‌ها غریزی و سالم هستند و مانع از آن می‌شوند که به دردسر بیفتیم. اما بقیه، یعنی آن‌هایی که مانع می‌شوند به رشد و تعالی شخصی برسیم، بی‌تناسب و مخربند و شاید بتوان گفت ناشی از شرطی شدن‌های ما هستند.

–         تا زمانی که به رشد خود ادامه دهم، ترس از میان نمی‌رود. تا زمانی که به استقبال جهان می‌رفتم، تا زمانی که می‌خواستم بر قابلیت‌هایم بیفزایم، تا زمانی که مترصد مخاطرات جدید می‌شدم تا به رؤیاهایم جنبه واقعیت ببخشم، باید هراس را تجربه می‌نمودم.

–         تنها راه خلاصی از هراسِ انجام دادنِ کاری، این است که آستین‌ها را بالا بزنید و آن کار را انجام دهید.

–         تنها راه برای این که نسبت به خودم احساس بهتری پیدا کنم، این است که آستین‌ها را بالا بزنم و کاری را که از آن می‌ترسم را انجام بدهم.

–         تنها من نیستم که وقتی می‌خواهم کار جدیدی انجام بدهم ترس را تجربه می‌کنم، بلکه سایرین هم مثل من هستند.

–         در دل ترس حرکت کردن و پیش رفتن به مراتب هول و هراسش کمتر از زمانی است که تحت تأثیر احساس یأس و درماندگی دچار هراس می‌شوید.- بزرگترین مشکلی که ممکن است در این مسیر پیش روی شما سبز شود، کم‌طاقتی و بی‌صبری است. توجه داشته باشید که نداشتن صبر و شکیبایی به گونه‌ای مجازات کردن خویشتن است. تولید تنش، نارضایتی، و هراس می‌کند. هر گاه ندای منفی درون باعث می‌شود احساس بی‌صبری کنید، از آن بپرسید: «عجله برای چه؟ همه چیز عالی است. نگران نباش. هر گاه برای حرکت به جلو آماده باشم، این کار را می‌کنم. اما در حال حاضر در حال یادگیری هستم».
– تا زمانی که به خاطر داشته باشید زندگی فرایندی ادامه‌دار از یادگیری است، احساس نمی‌کنید که هنوز کاری انجام نداده‌اید. تجربه چند سال گذشته من نشان می‌دهد که بخشی از شادی و نشاط ما در زندگی، به دنبال چالش رفتن است. چالش ما این است که در مسیر خویشتن متعالی باقی بمانیم. این در نهایت خوشایندتر از حرکت در مسیر دیگر است. شما با توجه به احساستان متوجه می‌شوید که در مسیر درست حرکت می‌کنید یا نه. به احساستان اعتماد کنید.
– متعهد شوید. متعهد شوید که ترس را به عقب برانید و به چیزی بیش از آنچه در لحظه حال هستید، تبدیل گردید. نیازی نیست که کارتان را تغییر بدهید. کافی است بیاموزید در کاری که می‌کنید انرژی خویشتن متعالی را به کار بگیرید. وقتی لحظه به لحظه، روز به روز، این گونه زندگی کنید، به خانه‌تان نزدیک و نزدیک‌تر می‌شوید. جالب اینجاست که وقتی نزدیک خانه رسیدید، می‌توانید بدون هراس هر کاری را که می‌خواهید انجام دهید. وقتی خانه خود را پیدا کردید، آن احساس دلتنگی الهی از بین می‌رود. تا رسیدن به این موقعیت، ترس را احساس کنید اما انجامش دهید.

 

 

1209

خانم دکتر سوزان جِفرز (Susan Jeffers) نویسنده و روانشناس آمریکایی (متولد ۱۹۳۸ – وفات ۲۰۱۲) یکی از نویسندگان برجسته در زمینه نگارش کتب خودیاری و عزت نفس بود. وی مدرک کارشناسی ارشد و دکترای خود را در رشته روانشناسی از کالج هانتر و دانشگاه کلمبیا دریافت کرد و از سال ۱۹۷۱ به عنوان مدیر بیمارستان فلوتینگ (Floating Hospital) نیویورک که برای کمک به بیماران کم‌بضاعت ایجاد شده بود مشغول به کار شد و تا ده سال در این پست باقی ماند(۱). در سال ۱۹۸۴ به دلیل آن که بیماری سرطان پستان برای وی تشخیص داده شد، تحت عمل جراحی ماستکتومی قرار گرفت. تجربه‌ای که وی با اعتماد بنفس مثال‌زدنی خود با آن مواجه شد و بعدها در کتاب‌هایش به عنوان یک «تجربه غنی‌بخش» برای زندگیش از آن یاد نمود(۲).

در سال ۱۹۸۶ دکتر جفرز موفق شد، اولین کتابش با عنوان «Feel the Fear and Do It Anyway» که در ابتدا توسط ناشرین متعددی رد شده بود را بالاخره به چاپ برساند. این کتاب ۲۵ بار تجدید چاپ شد و ۱۵ میلیون نسخه از آن در بیش از ۱۰۰ کشور دنیا به فروش رفت. وی بعد از آن ۱۷ کتاب دیگر را منتشر کرد که در آن‌ها به مسائلی همچون عزت نفس، مواجهه با ترس‌، روابط عاطفی، ازدواج و فرزندپروری پرداخته است. دکتر سوزان جفرز در سال ۲۰۱۲ به دلیل بیماری سرطان از دنیا رفت(۲).

کتاب معروف این بانوی روانشناس با عنوان «Feel the Fear and Do It Anyway» اولین بار در سال ۱۳۷۲ در ایران با عنوان «هنر مبارزه با ترس» منتشر شد و پس از آن توسط ناشران متفاوت در سال‌های مختلف منتشر شده است. این کتاب با عنوان «بترسید، با این حال انجام دهید» مجدداً ترجمه شده و به دلیل استقبال خوب مخاطبان به چاپ سوم رسیده است. در این کتاب، دکتر جفرز از تجارب خود برای مواجهه با ترس‌های زندگی سخن می‌گوید و راهکارهایی عملی برای عقب راندن ترس‌ها، افزایش عزت نفس، دستیابی به قاطعیت و برقراری ارتباط با خویشتن متعالی ارائه می‌دهد.

*********************************

عنوان کتاب: بترسید، با این حال انجام دهید

نویسنده: دکتر سوزان جفرز

مترجم: مهدی قراچه‌داغی

ناشر: پیکان

نوبت و سال چاپ: سوم، ۱۳۹۳

لینک مشخصات در پایگاه خانه کتاب:

http://ketab.ir/bookview.aspx?bookid=1905679

********************************

فهرست مطالب:

مقدمه: گشایشِ در

فصل اول: از چه می‌ترسید… و چرا؟

فصل دوم: نمی‌توانید آن را از سر راهتان بردارید؟

فصل سوم: از درد به قدرت

فصل چهارم: چه بخواهید چه نخواهید… از آن شماست

فصل پنجم: بازگشت پولیانا

فصل ششم: وقتی آن‌ها نمی‌خواهند شما رشد کنید

فصل هفتم: چگونه تصمیم بدون باخت بگیریم

فصل هشتم: کل زندگی شما چقدر کامل است؟

فصل نهم: تنها سر خود را به علامت تأئید پایین بیاورید و بگویید: «آری!»

فصل دهم: عشق و اعتماد را انتخاب کنید

فصل یازدهم: پر کردنِ درونِ تهی

فصل دوازدهم: وقت زیاد است

*********************************

تهیه و تنظیم:
سید ساجد متولیان
عضو گروه ترجمه دپارتمان MBTI
خانه توانگری طوبی
دی ماه ۱۳۹۳
*********************************
مراجع:
(۱) http://en.wikipedia.org/wiki/Susan_Jeffers
(۲) http://www.theguardian.com/books/2012/nov/27/susan-jeffers

تهیه و تنظیم:

سید ساجد متولیان

عضو گروه ترجمه دپارتمان MBTI

خانه توانگری طوبی

دی ماه ۱۳۹۳

*********************************

مراجع:

(۱) http://en.wikipedia.org/wiki/Susan_Jeffers

(۲) http://www.theguardian.com/books/2012/nov/27/susan-jeffers

29 دیدگاه در “بترسید، با این حال انجام دهید

  1. سلام جناب شیری.. من بعنوان مدیر عامل یک شرکت ترس صحبت در جلسات برون سازمانی و شلوغ رو دارم به نحوی که صورتم خیس عرق میشه.کتابهای زیادی خوندم. میخواستم بدونم چطوری میشه واقعا این مشکل رو ریشه کن کرد.. با سپاس

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ بهمن ۷ام, ۱۳۹۳ ۹:۵۵ ق.ظ:

    پیمان عزیز
    اضطراب عملکردی در حدی که شما نوشتید بیشتر به یک داروی ضد اضطراب سبک جواب میدهد
    اگر روانپزشک حاذق خواستید به من بگید که از خانم دکتر شکیبا براتون وقت بگیریم( ای میل بزنید به PORSESH@DOCTORSHIRI.COM(

    [پاسخ]

  2. ال تی
    تقریبا بیشتر آدم ها به همراه خانواده هاشون این ترس رو حمل می کنن و از این مقایسه ها در عذاب هستن. اوضاع زمانی بی ریخت میشه که همسر از روی رفتارهای سهوی وعمدی متوجه وخامت قضیه میشه واون وقته که ….

    [پاسخ]

  3. جویای راه خویش باش از این سان که منم
    در تکاپوی انسان شدن
    در میان راه دیدار می کنیم
    حقیقت را
    آزادی را
    خود را
    در میان راه می بالد و به بار می نشیند
    دوستی که توانمان می دهد
    تا برای دیگران مامنی باشیم و یاوری
    این است راه ما..

    استاد ممنونم بابت یک سال و اندی سفره عشق و معرفتی که گستردید و منم به سهم خودم سیراب شدم
    براتون از خداوند طلب برکت می کنم.

    [پاسخ]

  4.  در جوانی آنگاه که رویاهایمان با تمام قدرت در ما شعله ورند، خیلی شجاعیم، اما هنوز راه مبارزه را نمی دانیم. وقتی پس از زحمات فراوان مبارزه را می آموزیم، دیگر شجاعت آن را نداریم.

    [پاسخ]

    میکائیل پاسخ در تاريخ بهمن ۱ام, ۱۳۹۳ ۹:۱۳ ب.ظ:

    لایک سیروس خان

    [پاسخ]

  5. سلام آقای دکتر، ممنون به خاطر مطالب آموزنده ای که در اختیار ما قرار میدین.
    آقای دکتر خواهش میکنم لطفا اگه دکتر روانشناسی رو در مشهد میشناسین که تبحر خوبی داشته باشه بهم معرفی کنید.چون واقعا در شرایطی هستم که از لحاظ عاطفی داغونم.

    [پاسخ]

  6. اهااااااان این کامنتی ک فرستادم زده در انتظار تایید. دارم میبینمش.فقط اگه بعدا نبینمشششش!
    دیگه حسش نیست کامنتامو ریپیت پلیز کنم. ینی اون قبلیارو ارسال کردم چی شدن؟دی اکسیدکربن شدن؟ ریزریز شدن؟
    تعجب کردماااا گفتم چرا بچه ها تابلو دستشون نیس شلوغ پلوغ نیس!همه سنگین رنگینن.نهایتا ساده خوشالن یا ناراحت!ما مهندسای کامپیوتر عادت داریم اینجوری صحبت کنیم چشم نخوریم. مگه بابامون چن تا اذربانو داره ک دلش میخاد سر ب تنش نباشه.

    [پاسخ]

  7. میترسیدیم ولی یونگچه درونمون گفت بگیم پس چی شد کامنتای ما؟؟؟ هیش کدوم نیس. نکنه بخاطر این بوده ک از این شکلکها گذاشتم ک تابلو دستشونه؟ بالای جاکامنتیمه. تازه درومده. فک کردم امکانات جدیده سایته. گفتم این جلف بازیا اینجا بعیده ها. وقتی ام ارسال کردم دیدم چرک نویس نوشته مو ندیدما! گفتم لابد در داخل سایت چیزی کم و زیاد شده که دیگه دیده نشه! هه! نگو فقط کامنتای ما زیاد شده.
    بهرحال من طاقت شنیدنشو دارم.
    ینی این شکلکا مال سیستم خودمه نسبت دادم ب سایت شما؟ فرافکنی سایه تا این حد؟

    [پاسخ]

  8. با سلام و خسته نباشید
    دکتر شیری بزرگوار، من همیشه از مطالب آموزندتون استفاده کردم و از این جهت بسیار سپاسگذارم، می خواستم با توجه به مقطع مهمی از زندگیم که توش قرار گرفتم ازتون راهنمایی بگیرم تا یه مشاور خانواده خوب تو کرج معرفی کنید…شدیدا الان نیاز دارم به راهنمایی و کمک.
    پیشاپیش از راهنماییهاتون سپاسگذارم.

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ دی ۳۰ام, ۱۳۹۳ ۴:۲۲ ب.ظ:

    ایسانای گرامی
    من درمانگر خاصی در کرج نمیشناسم
    احتمالا سازمان نظام روانشناسی استان البرز کمک خوبی باشند براتون

    [پاسخ]

  9. از ترس ها نهراس…
    پاداش ترس مرگِ صیقلِ لبه دایره ست. ایستادن درشکه ایست که در حرکت است.
    ترس… !!!
    ترس از آینده یا اتفاقات آینده … !!!
    کدامین اتفاق!!!؟
    اتفاقی که ممکن است و ممکن است و ممکن است هیــــــــــچگاه رخ ندهد.
    عجب پاداش تلخی بابت اتفاق نیافتاده !
    پس بدان و آگاه باش، چیزی که در آیــنده تو ایجاد هراس کرده امکان دارد هیــچگاه اتفاق نیفتاد.
    نهراس…
    از زندگی، از زندگی در آینده نهراس…

    [پاسخ]

  10. سلام استاد عزیز و گرامی. ممنون از بابت معرفی کتاب. کتابهایی که معرفی می کنید واقعا عالیه و بسیار مفید و آموزنده. یکی از خوبیهای ساییتون این بخش معرفی کتابه که من واقعا ازش استفاده می کنم و هر کتابی معرفی شه تهیه می کنم و با خوندش حظ می کنم و حتی به عنوان هدیه به دوستان می دم.موفق باشید

    [پاسخ]

  11. خیلی عجیب بود در مورد فردی که بعد از یه ازدواج به جدایی رسیده دوباره ازدواج میکنه شنیدم …

    با توجه به اونچه که دیدم مینویسم … همیشه ذهنم دنبال تحلیل مسیله است اینم یکی از اون هاست فقط دوست دارم نظرتون رو در موردش بدونم …

    یه آدم یه سری اولویت بندی برای ازدواج و انتخاب فرد مقابلش داره با اونها به سمت ازدواج میره و ازدواج میکنه و به دلایل دیگه ای که جزو موارد اولیت دارش نمیشن و جزیی تر هستند جدا میشه با تمام حرص و گره های حل نشده به سمت ازدواج بعدی حرکت میکنه در این مسیر آنچه روی میدهد :

    این دوست عزیز … تمام اون اولویت های اولیه ای که داشته رو فراموش کرده و ذهنش پر شده از یک چیز این فرد مثل نفر قبلی نباشد …. همه اونچه که ذهنش به نبالش هست و در این نفر دوم جستجو میکند این است که مانند نفر قبل نباشد این به دلیل تمام حرصی است که از نفر قبل دارد و او را مقصر میداند برای شکستش

    این باعث می شود در این انتاب تمام اولویت هایش را بخیال شده و فراموش کرده و به دنبال حرصی که دارد همه آنچه میبیند که مانند فرد قبلی نیست …. اینکه اولویت های اصلی او برای انتخاب چی بوده همه را فراموش کرده و ذهنش فقط به دنبال دلیلی است که ثابت کند این با نفر قبلی فرق کرده و عیب های او را ندارد اما آنچه فراموش می شود بسیار مهم تر از چیزی است که به دنبالش می باشد.

    نفر قبل حداقل اولویت های اصلی که مورد نظر بوده را داشته اما نفر دوم معلوم نیست که آن اولویت ها را داراست یا خیر فقط عیب هایی که نفر اول داشته و برای این آدم حرص آور بوده ندارد همین.

    معلوم نیست که این انتخاب بر چه اساسی است فقط بررسی می شود که مثل نفر اول نباشد همین.

    خیلی از آدم ها با این شیوه در ازدواجی دچار شده اند که فقط مثل ازدواج اول نیست و بیشتر مواقع بدتر از آن است … و اکثرا بعد از سال اول متوجه می شوند ازدواج اولی که از آن ناراضی بودند بسیار بهتر و اصولی تر و رضایت بخش تر از ازدواج دومی است که در آن گرفتار شده اند و راهی برای شکست دوم ندارند پس سرخور تر از قبل ادامه میدهند.

    [پاسخ]

  12. سلام
    خودخانم دکترجفرزهم گفتن بعضی ترسهاغریزی هستنومفیدوباعث میشن آدم به دردسرنیفته
    هرچندکه من به شخصه جزواون دسته افرادی هستم که اطرافیانم معتقدن سرنترسی دارم
    آخه تاخداهست آدم ازچی بترسه
    ولی تدبیرچیزدیگه ایه

    [پاسخ]

  13. سلام آقای دکتر
    حرف هام ربطی نداره به مطلبی که نوشتید
    جلسه آخر سایه های پیشرفته چی شد؟ کاملا درک می کنم برنامه هاتون فشرده هست… این درست ولی خوبه که سهم ما رو هم ببینید. این کلاس با چقدر سکته برگزار شده و از نظر من برنامه ریزی دقیقی براش صورت نگرفته
    صرف شرکت در کلاس که تنها عامل اثربخشی نیست، به هر حال انتظار من شخصا این هست که به انسجام مطالب و جلسات هم قدری فکر بشه.
    ما از فروردین چشم به راه کلاس سایه ها بوووووووودیم تا تشکیل شد. بعدش یک گپ افتاد برای شروع مینی TA و بعدش یک فصل گذشت برای تشکیل شدن سایه های پیشرفته و الان هم که برای جلسه آخر منتظریم.
    کمی هم لطفا سهم ما رو ببینید.

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ دی ۳۰ام, ۱۳۹۳ ۱۱:۵۴ ب.ظ:

    همانطور که امروز براتون اطلاع رسانی شد با پیامک، جلسه آخرش در روز 4 شنبه ( 1 بهمن) برگزار میشود
    بنا نبود 5 جلسه بشه که اینطوری شد،تک جلسه را فردا برگزار میکنیم

    [پاسخ]

  14. امیرالمومنین علی علیه السلام فرمودند: اذا هِبتَ اَمراً فَقَع فیه فَاِنَّ شِدَّه تَوَقّیه اَعظَمّ مِمّا تَخافُ مِنه(هرگاه از کاری ترسیدی خود را در آن بینداز زیرا ترس از آن کار بزرگتر از خود آن کار است).

    [پاسخ]

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.