تقدیم به تویی که امروز دیده نمیشوی

image_pdfimage_print

The Stubble Burner by Jean-Francois Millet

از سیرجان به کلاس می آمد ، کلاس سفر زندگی
ساده بود و معمولی، صورتش کرم نرم کننده نمیشناخت ولی جانش نرم بود و زلال
سی و چند ساله میزد
یه جایی که سوال کرد ، نگران تاثیر خود کم بینی اش بر دخترش بود؛
پرسیدم چند سالشه؟
-هشت ماهه است، از باباش جدا شده ام و بچه ام را خودم بزرگ میکنم، خدا را شکر خانواده ام باهام راه اومدن، شوهرم مرد شکاکی بود و دو سال طول کشید که خلاص شدم…ممکنه بچه ام مثل خودم خود کم بین بشه؟

جلوی اون همه دانشجوی کلاس، وسط اون همه سکوت، بغضم گرفته بود از اینکه چه بر سر این زن ازاده آمده که با این همه افتخار ، نمیداند چقدر بزرگ است!
روز زن و مادر برای تو مبارک باشد زیرا که کسی نیست غریبی یک مادر تنها را ولو به یک شاخه گل ، بفهمد و من XYهرگز نخواهم فهمید تنهایی یک زن چقدر عمیق میتواند باشد
—————————————————–
درباره زنان و زنانگی نوشتن ، همانقدر سخته که یکی فکر کنه شعر سرودنی نیست و نوشتنیست
احتمالا حالتی مثل وحی است که شاعر میتواند درباره طره زلف محبوبش کلمه ای خلق کند
——————————————————-

Portrait of young women in traditional clothing in open-air market

اگر زنی را دوست داری قبل از اینکه دیر بشود و رویاهایش تمام شوند به او بگو که دوست داشتنی است
اگر زنی را دوست داری که مادر است ، پیشانی اش را ببوس قبل از آنکه دیر شود ،

دستان نه چندان صاف و نرمش را به  پلکهایت  بکش که اینان از قبیله ای غریبند که به قنوتی هزار ملک را به باران از آسمان به زمین  مهاجرت میدهند
———————-
اگر زنی را دوست داری که خواهرت است بدان که خواهر اسرار آمیز ترین زن زندگی پس از مادر است زیرا علیرغم اینکه مثل تو ، جوان است و بی تجربه ولی تک تک سلولهایش را به خاطر اینکه تو غصه نخوری فدایت میکند
اگر زنی را دوست داری ، برای انتخابش اینقدر سخت نگیر و بگذار عزت نفسش عزیز بماند ؛ تمام قد مقابلش زانو بزن و  محکم بگو که میتوانی خوشبختش کنی و نگذار ترسهای درونی ات تو را از دیدن چشمان خوشحال و پر افتخار او باز بدارد. هیچ چیز زیباتر از چشمان یک زن موقع همسر شدن و مادر شدن نیست ، حتی میتوان به آن چشمان سوگندها خورد…

اگر زنی را دوست داری  به جای بحث و جدل های بی انتها ، محکم و مردانه در آغوشش بگیر که بداند ما مردان اهل حرف نیستیم…

گاهی که زنی را با کلام یا سکوتمان آزرده ایم ، قرنهاست یادمان داده اند به او گل دهیم. زیرا تنها زن است که بلد است با شاخه گلی ، زخمهای عمیق نفهمی مردش را بخیه بزند.
———————————————–
از شما زنان قبیله ام عذر میخواهم که در دادگاهها و محاکم این دیار ، آنطور که در شان شما هست ، عدالت جاری نمیشود
از دختران سرزمینم شرمنده ام که با یک دوچرخه سواری ، به فحشا خطاب میشوند
از مادران کشورم عذر میخواهم که برای مادر نمونه شدن باید بچه شان در مدرسه نمونه ، شاگرداول شود ولو به قیمت له شدن آن مادر!
ما شرمنده ایم که مردانی داریم که بلدند برای صدیقه طاهره ساعتها گریه کنند ولی بلد نیستند با خوشحالی دخترشان بخندند .
و در آخر جامعه ای که به زنانش عشق و احترام واقعی میدهد ، مردانش مست عشق میشون نه الکل و بنگ و منقل

زنده باد زنان ایران زمین که  هرآنچه ما مردان اشتباه کردیم ، به رویمان نیاوردند و درست زیستند و آسمانی زیستن را  به  خانه هایمان آوردند

=====================

مطالب مشابه

210 دیدگاه در “تقدیم به تویی که امروز دیده نمیشوی

  1. از وقتی در سرزمین من مردان باسواد و صاحب فکر و شعور جای خود را به امثال ا.ع دادند،
    عبارت کمبود شوهر باب شد تا این مجری بی بصیرت و بی فکر،
    با اعتماد به نفسی کاذب،
    دختران سرزمینم را با این عبارت نگران کند که :خانم زود بله رو بگووووو کمبود شوهره هاااااا!!!
    غافل از اینکه کمبود شوهر نیست …
    کمبود مرد واقعی است….
    این آقای خودنمای تازه به دوران رسیده
    خبر ندارد که القاء چنین اراجیفی در بدنه جامعه
    آن هم در
    رسانه بیت المال ، چه استرس و فشاری به جان خانواده های دختردار
    می اندازد و در پای چنین فشاری چه ازدواج های سر سری و عجله ای برای فرار از این فشار صورت میگیرد
    که عواقبش همین طلاق های سرسام آور است
    چه بسیار از دهان دخترانی شنیده ام که می گویند: میخواهم فقط ازدواج کنم، نگویند
    این فاجعه برای مملکت ایرانی- اسلامی من جای تاسف دارد.
    و یک زنده به گور کردن دختران است به شیوه معاصر
    و مسئولان و جامعه شناسان و روان شناسان در خواب اند و برنامه ای برای این هجمه روانی ندارند

    وقتی جای روان شناسان بزرگ و متعهد و باسواد در رسانه ملی خالی می شود و تریبون دست یک مشت تازه به دوران رسیده بی سواد می افتد، عزت از دختران سرزمین من گرفته می شود
    تا با جک هایی که سراسر خنگ جلوه دادن زن ایرانی است، و با عبارت های مسخره ای مثل شوهر نیست!!!
    مادران فردا فاقد اعتماد به نفس شوند و زنی که افسرده می شود و فاقد اعتماد به نفس،فرزندان باغیرت و شرافتمندی بار نخواهد آورد
    تا مصداق از دامن زن مرد به معراج رود باشد .
    شوهر نیست … اشتباه بزرگی است
    شوهر هست.
    مرد واقعی کم شده است

    چندی پیش رییس اسبق نظام روانشناسی و استاد دانشگاه تهران با حضور در برنامه کافه سوال با اشاره به اینکه آمار پسرها خیلی بیشتر از دخترهاست گفت: متاسفانه به جامعه آمار غلط می دهیم .
    دکتر افروز گفت: تعداد پسرها در حدود 100 هزار نفر بیشتر از دختر خانم هاست و عده ای از مسئولان بی بصیرت جامعه آمار 50 سال پیش را به خورد جامعه می دهند.
    وی گفت:این افراد بی سواد به آمار بالای حضور دخترها در کنکور نگاه می کنند و آمار ضد و نقیض می دهند
    .دکتر افروز گفت: دختر 40 ساله حال حاضر با دختر 20 ساله چند دهه قبل برابری می کند؛
    چرا که از نظر فیزیولوژی ، تحصیلی، و سطح بهداشت و.. بسیار متفاوت است
    و متاسفانه مسئولان این آگاهی را به مردم نمی دهند.
    دکتر افروز همچنین با گلایه از اینکه چه کسی گفته دخترهای نزدیک 40 سال
    نمی توانند فرزند سالم به دنیا بیاورند گفت: معلوم نیست چه کسی و با چه اهدافی این اشتباهات را به جامعه القا می کند.
    تحقیقاتی که بین چندین خانم انگلیسی بین 45 تا 55 ساله انجام شد ، مشخص شد که درصد معلولیت فرزندان شان یک دهم درصد بود.
    وی افزود: از قضا دخترانی که در سن های بالا زایمان میکنند فرزندانی باهوش تر ، زیباتر و سالم تر به دنیا می آورند.
    کافی است به فرزندانی که اطرافیان در سن بالا به دنیا می آورند نگاهی بیندازیم تا متوجه این موضوع شویم.
    دکتر افروز ادامه داد: تحقیقات نشان داده است دخترانی که تا 4 سال بزرگتر از پسرها هستند، زندگی ماندگار تری دارند و درصد طلاق در آنها کمتر است……
    این تفاوت صحبت های یک متخصص ،
    با آدم های کم سوادی است که تریبون صداو سیما را دو قبضه کرده اند
    ابراهیمی دینانی

    [پاسخ]

    شمیم پاسخ در تاريخ مرداد ۵ام, ۱۳۹۴ ۱۱:۰۹ ب.ظ:

    متنتون خوب بود
    ممنون

    [پاسخ]

  2. “مردانی داریم که بلدند برای صدیقه طاهره ساعتها گریه کنند ولی بلد نیستند با خوشحالی دخترشان بخندند…”
    ممنون آقای دکتر… واقعا ممنون… حرف دلم رو زدین…

    [پاسخ]

  3. سلام …
    آقای دکتر نوشته هاتون حرفای دلم بود که شما با شیواترین و رساترین کلمات اونهارو بیان کردید…
    خیلی سخته عمق فاجعه رو با کلمات نشون بدی…
    ممنون از نوشته هاتون
    ممنون از وجودتون که هستید و اجازه میدید ما هم از کمال و معرفت شما بهره ببریم بلکه بدونیم کسی هم هست که مارو درک کنه ولو شده یک نفر…

    [پاسخ]

  4. تعاریف آزادی رو یک به یک ردیف کنین. بعد جمله تون رو دوباره بخونین ببینین معنی میده یا نه.
    شناخت صحیح. درد جامعه زیبایی شما یا اصطلاحا کم جنبگی آقایون نیست. درد، رفتارها و یا عادات و آدابی هست که درک صحیح و عمیقی نسبت به اصل مطلب و موضوع و مسئله ی اونها بدست نیومده زینب خانم عزیز.
    همه ی افراد اعم از خانمها و آقایون باید دنبال، دنبال کسی یا آموزه هایی باشن که حقیقت مطالب و پدیده ها رو تعریف، تشریح و تبیین کنه خواهر گلم

    [پاسخ]

    حسن پاسخ در تاريخ شهریور ۲۹ام, ۱۳۹۳ ۹:۲۲ ب.ظ:

    این پیغام درباره نوشته زینب خانم بود. اینکه دردآور است که آزادی زن از بین برود تا مرد به گناه نیفتد…

    [پاسخ]

  5. سالهاست که زن زجر می کشد
    عده ای دلداری اش می دهند(امثال متن شما، که البته زیبا و قابل ستایش است و ممنونم)
    باز هم زجر می کشد و غصه هایش تمام نمی شوند
    آیا این درد کشیدنِ مدام، جزئی از نظام خلقت اوست؟
    غریب نیست. . .

    [پاسخ]

  6. آقای دکتر شیری
    سلام
    با افتخار ” تقدیم به تویی که امروز دیده نمیشوی ” را در صفحه ی فیسبوکم انتشار دادم .
    موفق باشید

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ شهریور ۲ام, ۱۳۹۳ ۵:۱۴ ب.ظ:

    افرین

    [پاسخ]

    اعظم پاسخ در تاريخ آبان ۶ام, ۱۳۹۳ ۹:۲۴ ب.ظ:

    برخی افراد ، اما اندک، می توانند عاشقانه زن را و وجودش را به تصویر بکشند…
    استادم دکتر ابوعلی ودادهیر (دانشیار انسان شناسی دانشگاه تهران) نیز این گونه اند… زن را می فهمد

    [پاسخ]

  7. عادت کردیم به اینکه به نیازهای زندگیمان دسترسی نداشته باشیم، که خواسته هایمان را انکار کنیم… عادت کردیم به زندگی در چهارچوب محل کار، اتوبوس و سپس خانه… عادت کردیم به زندگی بدون محبت کردن و محبت دیدن و محبت فقط یعنی هر دو روز یک بار زنگ بزنی و حال مادر را بپرسی. اینکه مجرد بودن سن خاصی ندارد، تنها زندگی کردن یک حقیقت است، یک شکل زندگی نوین، که برای پدران ما ناشناخته و حتی شگفت انگیز است! تن من به تنهایی عادت کرده: شانه هایش را بالا میگیرد و از میان هر جمعی، از میان همه ی انسانها که می گذرد، دیگر نفسش در سینه گیر نمی کند و سرش را بالا میگیرد..و حتی آسوده لبخند می زند! عادت کردیم که در مقابل سرما تنها به پالتویمان تکیه کنیم، در مقابل افسردگی به سیگار و چایی، در مقابل بی حوصلگی به فیلم های MBC ACTION. یادگرفتیم که هرگز دل نبندیم و اگر دل بستیم آسوده دل بکنیم. و اینک، با نزدیک شدن به دهه ی چهارم زندگی، یاد گرفتیم که با وجود بالغ شدن، تنها زندگی کردن را حتی با لبخند بپذیریم… (با عذرخواهی از خانم ها، پیچ مخصوص حرفای آقایون پیدا نکردم در صفحه ی مربوط به شما نوشتم امیدوارم حضورم تحمل پذیر باشد)

    [پاسخ]

  8. من زاده هزاران سال پیشم
    و تجربه هزار سال ریشه داشتن ، به دستانم سرسبزی داده
    من ! دختر حوا ..
    خون آدمیت در رگهایم جاریست
    و قلب اولین مادر در سینه ام می تپد ….
    ————————————–
    با این پست شما ، برای مادرم و مادران سرزمینم گریه کردم …

    [پاسخ]

  9. خانم هاااااااااااااااااااااا
    من میییییییییجننننننننننننننگم!!!! شما هم بجنگین چون حق گرفتنیست! حداقل در حد چهار دیواری خونتون با سیاست بجنگین تا بشه زن بودنمون رو حفظ کنیم!

    [پاسخ]

  10. به سلامتی اون دختر مظلومی که فقط به جرم مظلوم بودن باید بشینه توخونه تا یکی از راه برسه و بگیرتش.

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ خرداد ۲۱ام, ۱۳۹۳ ۹:۵۶ ب.ظ:

    میتونه اون آدم تعطیل بونش را زیر لوای مظلوم بودن قایم نکنه و یه اقدامی برای زندگی اش بکنه

    [پاسخ]

    سوره پاسخ در تاريخ خرداد ۲۱ام, ۱۳۹۳ ۱۰:۰۱ ب.ظ:

    به قول یه بازیگر در یک عدد فیلم: با منی(د)
    🙁

    [پاسخ]

    زینب پاسخ در تاريخ خرداد ۲۲ام, ۱۳۹۳ ۲:۰۰ ب.ظ:

    سوره جان منظورتو نمیفهمم واضح تر بگو

    [پاسخ]

    سوره پاسخ در تاريخ خرداد ۲۲ام, ۱۳۹۳ ۱۱:۰۷ ب.ظ:

    منظورم به جواب دکتر بود عزیز که گفتن اون آدم تعطیله نه مظلوم

    [پاسخ]

    زینب پاسخ در تاريخ خرداد ۲۲ام, ۱۳۹۳ ۱:۵۹ ب.ظ:

    باسلام و احترام.استاد مثلا چیکار کنه یه دختر شهرستانی چیکارمیتونه کنه توشهرستان های کوچیک با دوتا خیابون دختر 20سالش بشه دیگه میگن خیلیه جو و شرایط واسه اینکه یه دختر 28-27-26یاسی ساله خودشو نشون بده به نفعش رقم نمیخوره بنده تحصیلات بالایی دارم خوش قیافه اما چون تو شهرستانم از راننده بالاتر خواستگارنداشتم با توجه به اینکه خانواده خوبی هم هستیم چرا یه راننده کامیون میاد خواستگاری یه دختر با تحصیلات بالا چون یکم سن دختر بالا رفته اینم از نظر خانواده های شهرستانی وگرنه 25-26سال که سنی نیست.واقعا هم نمیتونم توقعم و بیارم پایین یه جا نوشته بود اونقد توقعم و پایین اوردم که رسیدم به چاه نفت.دیده شدن تو محیط شهرستان سخته اقای دکتر.اما خواهش میکنم اگر پیشنهادی دارید که کارساز هست بفرمایید

    [پاسخ]

    حسن پاسخ در تاريخ شهریور ۲۹ام, ۱۳۹۳ ۷:۲۳ ب.ظ:

    بنام خدا.سلام
    یک وجه زندگی ازدواج کردن هست. محبوب بودن، فقط با جذب یک انسان و درکنار اون بودن بدست نمیاد. زندگی و هست بودن ‏بسیاری چیزها داره که با بدست آوردنش انسان به سعادت میرسه.(سعادت و شادی هم جسمی هست هم روحی. هم دنیایی و هم ‏آخرتی). کسب سعادتها با کسب مجموعه ای از خوبیها(موفقیتها)ی جسمانی و روحانی(و نیز دنیایی و آخرتی)فراهم میشه. محبوب ‏بودن تنها یک شاخص اون هم از ابعاد جسمانی هست. چیزی که الان یادم هست و بنظرم میاد اخلاق خوب و افکار الهی و بزرگ ‏هست که چنان صاحبش رو محبوب میکنه که شاید احساس محبوب نبودن در انسانها در قالب ازدواج چندان مهم نباشه. بقول ‏حضرت علی(ع)؛ بهترین مونس انسان اخلاق خوب هست.(نه لزوما انسان خوب. هرچند اگر باشه بهتر هست)این، ارزش ازدواج ‏رو کم نمیکنه بلکه ارزش نعمتهای دیگه رو معلوم میکنه تا حواس انسان بیشتر جمع بشه. تلاش همه کسانی که میتونن کاری کنن ‏اینه که این مشکل شما و خانمهایی مانند شما نمیدانم کی اما حل بشه. راه حل داره زمینه اجرای عمومی نداره. موفق باشید

    [پاسخ]

  11. من یک زنم و به همان اندازه از هوا سهم میبرم که ریه های تو قوس های بدنم بیشتر از افکارم به چشم هایت می ایند درداور است که من ازاد نباشم تا تو به گناه نیفتی!!!!!!!!!!!!!!!!درداور!!!!!!!!!!!!!

    [پاسخ]

  12. من که فکر میکنم در جامعه ای زندگی میکنم که به زن نگاه ابزاری میشه علی رغم اینکه میگن به زن ارزش دادن من که ارزشی ندیدم وقتی حتی تو میراثم نصف سهم میبری وقتی میمیری حقوقت قطع میشه وقتی یه دختر بیچاره باید بشینه تا یکی بیاد بگیرتش تاسنش یکم بالاتر بره دیگه نتونه سرش بالابره این کجاش ارزش به زنه!!!!!!!!!!!خودتون فکرکنیدزن یه ابزاره واسه ارامش مرد البته شاید تو جامعه ما.ضمنا چهارتا نخ موهامونم که خواسته یاناخواسته بیرون بیاد میشیم بد عالم اخرشم هیچکی نمیفهمه بابا ما به خاطراعتمادبه نفس خودمون به ریخت و قیافمون میرسیم چیکار به دیگران داره گرچه به با حجاب هم میشه این اعتماد به نفس و داشت اماسلیقه ای هست دیگه.

    [پاسخ]

    حسن پاسخ در تاريخ شهریور ۲۹ام, ۱۳۹۳ ۹:۲۷ ب.ظ:

    اگه میدونستیم فلسفه دوبرابر بودن سهم الارث مرد نسبت به زن چی هست شاید حق میدادین که آقایون از خدا گله و شکایت کنن اما آقایون بدون شکایت پذیرفتن. بقیه مسائل و اندیشه هاتون هم شاید دچار همین اشکال باشه خواهر محترم. بخاطر آرامش دل خودتون هم که شده لطفا بیشتر پرس و جو و مطالعه کنین

    [پاسخ]

  13. به عنوان یه دختر که از پوست و گوشت تشکیل شده از زندگیم لذت میبرم، نه این که بشم فرشته ی نجات و مستی و راستی یه مرد. مهم نیست دیگران چی بگن. برای خودم زندگی می کنم و صدالبته اعتقاد دارم مورد غیبت کوته فکران قرار گرفتن بارها افتخارآمیزتر از خر شدن است با شاخه گلی. دست کم بیماری روان-تنی نمی گیرم.

    [پاسخ]

    حسن پاسخ در تاريخ شهریور ۲۹ام, ۱۳۹۳ ۹:۳۴ ب.ظ:

    نگاه تون به زندگی، ارتباط عاشقانه، زن و مرد و… اگه تغییر کنه زندگیتون تبدیل به حقیقتی میشه که یک شاخه گل مفهوم گلستان داره.
    مسائل روانشناختی پیچیده است اما درمان طرز فکر کار ساده تری هست اگر راهش رو درمانگر بدونه. فقط اینو عرض کنم که با طرز فکر خودخواهانه و یک طرفه چیزهایی رو از دست میدین که بعدها فقط حسرت میخورین چرا قدمی برای پرسش و دلی خالی و آماده برای پذیرش حقایق برنداشتین و فراهم نکردین. موفق باشید

    [پاسخ]

  14. از وقتی همسر یک مرد شدم،
    صدای نفسهای یک شاخه گل رو بیشتر دوست دارم.
    چشمام بیشتر به راه می مونه.
    وقتی عقربه ها به 21:30 نزدیک میشن، تپش قلبم بیشتر میشه.
    این روزا انگار خدا بیشتر بهم سر میزنه…
    دیشب قبل از خواب بهم گفت، تو با اومدنت، آرامش خدا رو به سینه من هدیه دادی… انگار خدا داشت توی گوشم چیزی میگفت!

    فقط یه زن میتونه با یک شاخه گل زخماشو تیمار کنه…

    [پاسخ]

    حسن پاسخ در تاريخ شهریور ۲۹ام, ۱۳۹۳ ۹:۳۵ ب.ظ:

    مریم خانم (قبلی) لطفا نوشته خانم طالبی رو بخونین

    [پاسخ]

  15. من این را می دانم
    این که تو یک زنی
    ولی فقط همین را می دانم، اینکه تو یک زنی

    هر که خواست تو را بنویسد
    از زلف و لعل لبت آغاز کرد
    به برجستگی های تنت که رسید
    دیگر لال شده بود، از نفس افتاده بود
    ولی کسی نفهمید رنج تو را
    کسی ندانست که زن بودن در عین مرد بودن
    کار دشوارتری ست
    کسی ندانست که باید در روزگار نامردی
    زن بود تا فهمید مرد بودن
    عادت و جبر روزگار است.

    نمی دانم اما
    شاید رنج می بری
    شاید هم نه ، می پسندی این نوشتن از تنت را
    یا انحنای کمان ابرویت را
    یا چه می دانم غنج می زند گوشه دلت
    وقتی مردی بی تاب زیبائیت می شود
    ولی می دانم کسی نمی داند
    که رنج تو
    از جنس رنج روزگار نیست
    رنج تو درد نهفته یک عمر ندیده شدن است
    یک عمر مادر بودن بی منت
    یک عمر همدم و هم نفس بودن بی تکرار
    هر روز غصه ها خوردی
    هر روز دردها دیدی
    هر روز … هر روز زن بودی
    و کسی نفهمید گوشه ی دلت رنجی پنهان است
    رنج درد کشیدن در انگاره های بسته ی روزگار

    من می دانم
    اینکه تو یک زنی
    ولی نمی دانم ، همین را
    این که تو یک زنی.

    “ای لیا”

    [پاسخ]

    زینب پاسخ در تاريخ خرداد ۲۱ام, ۱۳۹۳ ۶:۱۵ ب.ظ:

    چه متن خوشکلی

    [پاسخ]

  16. زنانی برای زندگی مشترک
    (مدت ها بود به این تئوری رسیده بودم که زن واقعی و ایده آل یک مرد، همسر او نیست! بلکه معشوقه اش است!))

    دیشب آسیاب کنار فلوس از جورج الیوت را می خواندم:

    آقای تالیور به دوستش گفت: من همسرم را برای این انتخاب کردم که زن زیاد زیرکی نبود… زن خوشگلی بود، و از خانواده ای بود که در خانه داری نظیر نداشت؛ ولی من او را از میان خواهرها مخصوصا برای این انتخاب کردم که کمی بی سر و زبان بود،چون نمی خواستم در کنج بخاری خانه خودم از زن امر و نهی بشنوم.

    (( این تفکر که در کتابی از قرن نوزدهم آمده دقیقا همان عملی است که امروز از مردان جامعه ما بیرون می آید! مردان برای انتخاب همسر و شریک زندگی شان تحت تاثیر باورهای رایج و غالب در خانواده و جامعه قرار می گیرند و با نادیده گرفتن تمایلات خود زنانی را به همسری برمی گزینند که کند ذهن و مطیع باشند و در مقابل زنان باهوش، شایسته، خوش سخن و متفکر را به عنوان معشوقه برای زندگی دوم و پنهانی خود انتخاب می کنند. در واقع معشوقه ای که مردان در زندگی دوم خود دارند سندی روشن برای نشان دادن تمایلات واقعی و ابر زن زندگیشان است. مردانی که فاقد شجاعت های اجتماعی لازم هستند ترجیح می دهند در میان اقوام و دوستان همسری را به نمایش بگذارند که زنی مطیع،کم گو و ساده پوش است. داشتن زنانی سخنگو، آگاه و زیبا که در هر جمعی توجهات را بطور غیر عمد و ناخودآگاه به سمت خود جلب می کنند برای مردان به عنوان همسر بسیار وحشت آور است. این در حالی است که معشوقه را از صمیم قلب تحسین می کنند و او را دوست می دارند. این رفتار دو گانه نشأت گرفته از عدم موفقیت در عبور از دوران شکل گیری هویت بوده و مردان را در سن ازدواج بر سر دو راهی انتخاب می گذارد. ))

    [پاسخ]

    مریم پاسخ در تاريخ خرداد ۲۰ام, ۱۳۹۳ ۲:۰۴ ب.ظ:

    من هم مدت هاست به تئوری شما رسیده ام.

    [پاسخ]

  17. سلام.
    نمی دونید وقتی بخشنامه ممنوعیت دوچرخه سواری برای بانوان از طرف محل کارمون به ما ابلاغ شد چه حال بدی پیدا کردم. آخه متنش هم خیلی زننده بود: دوچرخه سواری بانوان، منافی عفت عمومی است! واقعا با این نوع دستورات، هم شأن مردها پایین میاد و هم ما احساس نا امنی می کنیم. حداقل من که سالهاست تو اجتماع در کنار آقایان کار می کنم مطمئنم که هنوز هم مردان چشم و دل پاک، کم نیستند.
    به نظرم خود اون کسی که همچین بخشنامه ای رو میده رسما” بیماره.
    به قول زنده یاد سیمین دانشور:
    من زنم و به همان اندازه از هوا سهم می برم که ریه های تو
    می دانی…دردم می آید که من آزاد نباشم تا تو به گناه نیوفتی
    تأسف بار است که باید لباسهایم را به اندازه ایمان تو تنظیم کنم.

    [پاسخ]

    حسن پاسخ در تاريخ شهریور ۲۹ام, ۱۳۹۳ ۹:۴۴ ب.ظ:

    درسته که متن ابلاغیه اداری سطحی تنظیم شده اما این اشکال، حقیقت رو پاک نمیکنه.
    شرحش کمی طولانی میشه. دوستان اگه تمایل داشتن بدونن ایمیل بفرستن خدمتشون توضیح میدم.

    [پاسخ]

  18. سلام. دیدگاه خانم سارا جدا جای تاسف داره این نوع نگاه منو یاد ناظم های دوران مدرسه انداخت که برای عفت و حیا ی معیار خط کشی شده داشتن صرفا” با تعریف و نگاه خودشون، و هر دختری با رفتاری متفاوت تر از این تعریف ؛ براشون مساوی بود با بی عفتی، توصیه میکنم ی نگاهی به شعر(زن در ایران) پروین اعتصامی بیندازید (چشم و دل را پرده می باید اما از عفاف چادر پوسیده بنیاد مسلمانی نبود) ، خوبه که ی تجدید نظری در نوع نگاه تون به آدما بکنید با این دیدگاه و پیش داوری یی که دارین و انقد ساده و راحت آدما برچسب می زنین البته ببخشیدا باعث میشه که متحجر جلوه کنید .

    [پاسخ]

  19. سلام
    با احساس و احترام بود اما قدری بازی با کلمات بود.
    آیا شما با همسرتان واقعا به این لطافت هستید؟
    آیا در دادگاهها همیشه به زنان ظلم میشود؟ و آیا همیشه زنان مقصرند؟
    دلیلی ندارد بریا کوبیدن مردان کم درک، از صدیقه طاهره مایه بگذاریم و کنایه ای به گریه کنندگان بهترین زن دنیا بزنیم.
    و برای به دست آوردن دل دختران و زنان از حق دوچرخه سواریشان دفاع کنیم. چراکه همه میدانیم همیشه دختران عفیف و با حیا محبوب ترند. و دفاع از بی عفتی دختران اجحاف در حق پسران جوان و پر غریزه است. پسرانی که دلشان همیشه بازیچه بی عفتی دختران شده است.

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۶ام, ۱۳۹۳ ۳:۲۲ ب.ظ:

    شما گناه ندارید ، اینقدر بهم ریخته اید که در نگاه دوبینتان ، زنان یا “عفیفند” یا “بی عفت” و عفت هم در دایره تنگ نگاهتان چیزیست که نگاهی چنین متبختر در شما نسبت به مردم تان ایجاد میکند
    اما درباره رفتار با همسرم ، اجازه بدهید شما را ارجاع دهم به کتاب شاهکار ابن عربی درباره همسرش نظام اصفهانی به اسم “ترجمان الاشواق”

    [پاسخ]

    سوره پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۶ام, ۱۳۹۳ ۴:۱۹ ب.ظ:

    سارای عزیز یه خواهش دارم ازت لطفاً لطفاً لطفا اینقدر همه چیز رو سیاه و سفید نبین. آخه شاید خودت بتونی دووم بیاری ولی اطرافیانت و از همه مهمتر وقتی مادر باشی فرزندت خیلی ضربه می‌خوره
    و یک سؤال: از کجای نوشتۀ استاد فهمیدی که تمام گریه کنان حضرت بد هستند؟ همون یا همه یا هیچکس؟
    نکن

    [پاسخ]

    سپید پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۶ام, ۱۳۹۳ ۱۰:۲۷ ب.ظ:

    باعث تاسف این دیدگاه!
    دوچرخه سواری مساویست با بی عفتی!!!!! عینکتون رو عوض کنید خانوم!
    بخشید دکتر شیری ولی من چون خودم با رعایت پوشش در سطح شهر دوچرخه سواری می کنم قدری ناراحتم کرد.

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۷ام, ۱۳۹۳ ۱۲:۰۱ ق.ظ:

    باید هم ناراحت شد
    هر آدم سالمی که چنین توهینی بشنود ، به جانش آسیب می آید

    [پاسخ]

    سعیده پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۷ام, ۱۳۹۳ ۹:۴۷ ب.ظ:

    دوچرخه سواری و بی عفتی !!!!!!!!!!!
    با این تعریف و برداشتی که از بی عفتی کردید فکر کنم دیگه جای بحثی با شما نمیمونه سارا خانوم.
    دلم به درد اومد که با چه معیارایی آدما رو بی عفت خطاب میکنی…
    یه کم با خدات خلوت کن و نگاهتو عوض کن. به قول سهراب
    چشمها را باید شست

    جور دیگر باید دید

    چترها را باید بست

    زیر باران باید رفت

    فکر را خاطره را زیر باران باید برد‌

    [پاسخ]

    ش پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۷ام, ۱۳۹۳ ۷:۵۴ ق.ظ:

    “اجحاف در حق پسران جوان و پر غریزه است. پسرانی که دلشان همیشه بازیچه بی عفتی دختران شده است.”!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!???
    کاش همینقدر به هم جنس های خود هم احترام میگذاشتید و تنها وکیل مدافع پسران ! نبودید شما که خودتان خود را سارا خانم مینامید!!

    [پاسخ]

  20. من نیمه ی خالی لیوان رو ندیدم هاااا.یه کامنت دیگه قبلش گذاشته بودم اما نیست.به هر حال بازم میگم این متن عجیب به دل میشینه.

    [پاسخ]

  21. سلام دکتر
    من نمیدونم که منو گفتید یا اون خانوم مهسا یه ستاره اینور یه ستاره اونور از قضا ما هردو هم نامو هم شهری هستیم اما میخاستم بگم حالا که تعارف زدید من میاااااااااااااااااااااااااااااام !!!!!!!!!!!!!!!!!
    به اصفهانی جماعت تعارف زدین دیگه!!!!!!!!
    گفته باشم .
    __________________________________
    اما جدا از شوخی دکتر لطفا ساعتو روزو مکانشو توی سایت یه چندوقت روزدتر بزنید که ما مشتاقانه منتظریم.

    [پاسخ]

  22. سلام دکتر
    میخواستم بگم جدی جدی میاما ااااااااااااااااااااا !!!!!!!!!!!!!!!!!
    ب اصفهانی جماعت تعارف زدین.دیگه!!
    اما بی شوخی لطفا زمان ومکانشو تو سایتتون چند روز زودتر بزنید. می خوام با دوستام هماهنگ کنم و خدا بخاد بیام با سررررررررررر

    [پاسخ]

  23. با سلام خدمت دکتر عزیز.هر چند که دیر فرصت پیدا کردم که بیام مطالب رو بخونم ولی امروز با خوندن این متن به قول آقایون یه باد ی به غبغب انداختم و به زن بودنم افتخارررررررررررررررررررر کردم خیلی مرسی از شما بخاطر این حسی که به ما زنان میدید مرسیییییییییییییییییییی

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۳ام, ۱۳۹۳ ۱۱:۴۰ ب.ظ:

    محبت کردید بانو

    [پاسخ]

  24. زنان سرزمینت
    سرمست و غزل خوان
    از حضور همچون تویی..
    پاسدار مرزهای انسانیشان

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۳ام, ۱۳۹۳ ۸:۱۷ ق.ظ:

    نفسم بند اومد زن

    [پاسخ]

  25. مرسی دکتر با اینکه با تاخیر مطلبتونو خوندم خیلی به دلم نشست امسال سال غریبی داشتم بحران میانسالی و نگاه به گذشته و حسرتهای به جا مانده و تلاشهایی که خیلی وقتها مقهور زنانگی ای میشه که از درون میپرستمش ولی در برون متاسفانه فقط از جانب دوچرخه سواری به فحشا گرفته نمیشه بلکه از طرف آدمهای به ظاهر با فرهنگ و تحصیلکرده هم هدف قرار میگیره …..

    [پاسخ]

  26. تقدیم به ما که “آنطور که باید” دیده نمی شویم..
    تقدیم به ما که “نمی خواهند” ببینندمان… به ما که سانسور می شویم
    پس دور می شویم از ” اصل خود” تا شاید دیده شویم…و این دور شدن تمام رنجی ست که با خود به دوش میکشیم
    تقدیم به ما که قرن هاست این رنج را بخیه می زنیم… خاصه در روزی که اتفاقا به ناممان است..تنها به ناممان
    تقدیم به ما که اگرXYی توانست ما را فقط “ببینند” همگان اشک می ریزیم
    دیدنی که در ورایش خود معترف است به ناتوانی از درک و فقط به ستودن می نشیند
    چرا که حمد یعنی “حیرت” اندر روی یار
    پس این روز و تمام آناتش تقدیم به دیدگان پاک شما…

    [پاسخ]

    فاطمه پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۳ام, ۱۳۹۳ ۳:۲۱ ب.ظ:

    ساجده جان ،آرزو دارم روزهائی که پیش رو داری آغاز آن روزی باشد که آرزو داری:)

    [پاسخ]

  27. آقای دکتر شما که میگید رنج های هر کس سرمایه های روح او هستند نباید بهحراج برده شود پس آدم باید درد هاشو به کی بگه؟

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۳ام, ۱۳۹۳ ۱۲:۴۵ ق.ظ:

    فرمود
    دلا نزد کسی بنشین که او از دل خبر دارد

    [پاسخ]

  28. سلام دکتر.من تازه با سایتتون اشنا شدم.دکتر عزیز، زنی هستم در استانه طلاق.5سال با همسرم زندگی کردم.الان یکسال و نیم هست ک قهرم و دنبال کارهای طلاق.با همسرم تفاهم نداشتیم.از طرفی طبق گفته ی روانشناس ها ما طلاق عاطفی رو در دوران عقد گرفتیم.چون هیچ وابستگی بهم نداشتیم و نداریم.فقط همخونه بودیم و شوهرم فقط زن میخواست.
    دکتر این روزا واسم سخت میگذره.خانواده ام یه روز حمایتم میکنند یک روز از خونه میندازنم بیرون.وقتی اعتراض میکنم انواع توهین رو به من میکنن.خیلی خسته شدماز این وضع.از این تنهایی.گاهی حس میکنم دلم واسه شوهرم تنگ شده.الان سه ماه ک ما کامل از هم بیخبریم.چند روز پیش ک دادگاه بود طبق صحبت وکیل نرفتیم.وقتی همسرم در فیس بوک بهم پیام داد کاملا دی اکتیو کردم.چون من از شوهرم میترسم.شوهرم همه اش به خودم و خانواده ام تهمت و توهین میکنه.وقتی ازش خبری میاد تمام بدنم شروع ب لرزیدن میکنه.(فراموش کردم بگم ک من پارسال به دلیل فشارهای زیاد عصبی و دعواهای ک باهاش داشتم 3 ماه با دارو تحت درمان بودم.)
    دکتر چیکار کنم؟؟ میترسم شدت این تنهایی دوباره من رو به همسرم برگردونه.
    رابطه های ک همسرم با من داشت ب صورت خشن بودن و کابوس شب هام شده این ک یه نفر میخواد به من تجاوز کنه.با این وجود این روزها شدیدا بی پناهم

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲ام, ۱۳۹۳ ۱:۱۶ ب.ظ:

    به نظرم میرسه این دورتن ختم میشه به طلاق و الان باید طوری استقلال مالی پیدا کنید که بدون نیاز غیر عاطفی به خانواده بتونید از پس شرایط بر بیایید
    من مطمئنم هر دوی شما میتونید زندگی عاطفی دیگری را آغاز کنید به این شرط که به هم اسیب نزنید

    [پاسخ]

    مریمی پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲ام, ۱۳۹۳ ۱:۴۰ ب.ظ:

    دکتر خانواده من اجازه انجام هیچ کاری به من نمیدن.من پارسال در مقطع ارشد دانشگاه علامه قبول شدم ولی اجازه ندادن برم.روز به روز دارم از زندگی نا امید تر میشم.این واسه هیچ کس مهم نیست.

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲ام, ۱۳۹۳ ۷:۲۱ ب.ظ:

    به نظرم میرسه این دوران ختم میشه به طلاق و الان باید طوری استقلال مالی پیدا کنید که بدون نیاز غیر عاطفی به خانواده بتونید از پس شرایط بر بیایید
    من مطمئنم هر دوی شما میتونید زندگی عاطفی دیگری را آغاز کنید به این شرط که به هم اسیب نزنید

    [پاسخ]

  29. باید دست پدر و مادر شما رو بوسید واسه هدیه دادن وجود با ارزش شما به همه ما،
    ممنون به خاطر تموم احساسای خوبی که با نوشته های عمیقتون در ما به وجود میارید.

    [پاسخ]

  30. عالی بود استاد……..اشک ریختم.نه به حال زنان سرزمینم به اینکه چگونه انسانی از جنس XYحال وشرایط زنان را درک کرده وچه زیبا توصیف می کند ……

    [پاسخ]

  31. وااااى‏ ‏محشر‏ ‏بود‏ ؛ با‏ ‏اشک‏ ‏خوندمش‏ ‏؛‏‏ هیچی ‏ ‏نمیتونم‏ ‏بگم‏ ‏‏‏جز‏ ‏اینکه‏ ‏
عمـــــــــــــــــــــــــــــرا‎ ‎‏ ‏اگه لنگه‏ ‏تون پیدا ‏بشه.
    مرسی‏ ‏که‏ ‏هستید‏ ‏. ‏ ‏

    [پاسخ]

  32. عااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااشق این دل نوشته هاتونم دکتر.
    هی ی جمله میخونم هی برمیگردم دوباره میخونم…………
    _________________________________________
    راستی دکتر بازم میخاید بیاد اصفهان؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    من بجای اینکه خوشحال بشم تازه غمگین میشم چون پول ندارم بیام سمیناراتون!!!!!!!!دانشجویی وبیکاریو بی پولییییی
    ههههههههههههههههههههییییییییییییییییی

    [پاسخ]

    م.ع پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱ام, ۱۳۹۳ ۸:۰۵ ب.ظ:

    غصه نخور خانم مهسا.
    شما تشریف بیارین قول میدم مهمون خودمون باشی …

    [پاسخ]

  33. خوندن این متن به آدم(از نوع زخم دار) حس عجیبی میده.از یه طرف تک تک جمله هاش زیباست و به دل میشینه و از طرف دیگه همونا دلتو خراش میدن چون تو حسرت لمسشونی و نمیشه که نمیشه .امید وارم بفهمم چطور شد که دیده نشدم و چطور کاری کنم که دیده بشم و اگه اونی که میخوام ببینه، نخواد ببینه،انقد توان داشته باشم که خودمو به دوش بکشم. مرسی آقای دکتر عزیز برا نوشتن هر جمله ای که به مغزمون تکونی میده

    [پاسخ]

  34. با این متن گریه کردم .دکتر شیری عزیز ممنون که مینویسید
    ممنون
    ممنون
    ممنون….ممنون که گاهی عزت میدهید به ما و به یادمان میاورید که چیزی غیر لز ……..
    کاش میشد اشک را نوشت..

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱ام, ۱۳۹۳ ۴:۱۹ ب.ظ:

    کاشک میشد

    [پاسخ]

  35. دیروز دلم خیلی گرفت، چیزی جز یک آغوش گرم و یک تبریک با محبت نمی‌تونست خوشحالم کنه، که اون هم با یک تبریک و بوسه سرد شروع شد و امروز همون هم گرفته شد …

    [پاسخ]

  36. سلام … بسیار زیبا بود.آدم اینجا که میاد قلبش آروم می شه … مرسی که هستید. روز زن رو به تمام زنان محکم و صبور سرزمینم تبریک می گم .

    [پاسخ]

  37. دکتر متن فوق العاده زیبا و عمیقی نوشتید. مثل همیشه بینهایت لذت بردم و بر خود بالیدم که از محضر و مکتب استاد گرانقدر و فهیمی چون شما می توانم بیاموزم و البته به کار ببرم. من در آزمون دکترا برخلاف خانم فاطمه مجاز نشدم و خب میدونم کم کاری کردم علی رغم تمام مشغله هام( تدریس و شرکت) میشد که قبول بشم..
    بهرحال اینبار بسیار جدی و قاطع برای داخل و خارج از ایران دوباره تلاش میکنم.
    خوشحالم که هستم، شما و دیگران هم هستید!

    [پاسخ]

  38. سلام
    کاش مردای ما میدونستن که ما خیلی هم منتظر کادوی روز زن نیستیم.اونچه ما رو امیدوار میکنه به رفتن و ادامه دادن همدلی و مهربانی در لحظه هاست، نه دلخوشی به یه لحظه

    [پاسخ]

  39. سلام و آرزوی سلامت و تبریک میلاد بانو حضرت زهرای مرضیه به شما و بانوان بزرگوار منسوبتان
    زیبا زیبا زیبا و پر محتوا مثل همیشه رقم زدید
    انشاءالله در سفر زیارت امام هشتم به شرط لیاقتم از ایشان برایتان توفیق و سلامت و خیر هرچه بیشتر خواهم خواست.
    پاینده باشید

    [پاسخ]

  40. به سلامتی شما دکتر وهمه مادران سرزمینم
    امسال اولین سالیه که از مادرم دورم ، بخاطر گذراندن طرحم با همسر وپسر کوچکم اومدیم به یک شهر دور
    امیدوارم در میان اینهمه دغدغه زندگی ،مادرخوبی باشم برای بچه 3 سالم که همه نگاهش بمنه

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱ام, ۱۳۹۳ ۴:۲۰ ب.ظ:

    بهت تبریک میگم که برای رشدت چنین دردی را تحمل میکنی و با دردهایت کیمیاگری میکنی

    [پاسخ]

  41. می دونستم که یک مطلبی در این باره خواهید نوشت و حتم داشتم که باز هم زیباترین هست
    ممنون بخاطر بغض زیبایی که بهم هدیه کردین… کاش اینجا نبودم(سرکار) و اشکهایم جاری می شد

    [پاسخ]

  42. سلام دکتر شیری عزیز
    کلامتون عجیب بر دل میشینه
    ولی کاش مادران سرزمین ما بیشتر به فکر خودشون وسلامتشون بودن آخه نمیدونن که وجودشون ضامنه نفس کشیدنه
    دیشب جواب آزمایش مادرم اومد دکتر مامانم بعد از53سال فداکاری واسه 7تابچه پوکی استخوان گرفته من تمام وجودم رو مدیونشم
    تمام شب رو گریستم…..

    [پاسخ]

  43. ((به سلامتی مادر که وقتی به شکمش لگد می زدیم از سر شوق می خندید!))
    متشکرم آقای دکتر از نوشته های بسیار شعف انگیز و زیبای شما درباره زن.
    همه ما زن ها متشکریم و می فهمیم که شما برای تغییر شرایط و نگرش های جامعه نسبت به ما چقدر تلاش می کنید. می بینیم. می فهمیم.

    دستان قدرتمند تمام زنان ایران به قنوت دعاگوی شماست
    با احترام

    [پاسخ]

  44. چقدر زیبا نوشتید؛ امسال اولین سالی بود که یکنفر مرا مادر صدا می کرد اما کسی هم بود که این حس قشنگ را لگدمال کرد دلم خون شد

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱ام, ۱۳۹۳ ۵:۳۱ ق.ظ:

    متاسفم مامان نیلو

    [پاسخ]

  45. سلام آقای دکتر
    وای! بهتر از این نمیشه ، با این خبر من هدیه ی خودم رو گرفتم.
    قدمتون به روی چشم، بی صبرانه منتظر دیدارمجددتون هستیم.
    فقط ازقبل به ما تاریخ حضورتون رو اطلاع بدید.

    “ازطرف یه شاگرد”

    [پاسخ]

  46. سلام استاد، ممنون بابت نوشته بسیار زیباتون، امشب یکی از بهترین شب های زندگی منه چون نتایج دکترا رو دادن و من رتبه 9 شدم و با توجه به رزومه خوبم مطمئنم تهران قبول میشم حیفم اومد از کسی که تمام این چند ماه نوشته هاشون بهم امید میداد تشکر نکنم ممنون که هستید دکتر شیری عزیز…………

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱ام, ۱۳۹۳ ۱۲:۲۷ ق.ظ:

    شیرین پلوش داره خانم دکتر فاطمه

    [پاسخ]

    فاطمه پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲ام, ۱۳۹۳ ۷:۳۹ ب.ظ:

    ممنون از لطفتون ایشالا بعد از قبولی با شیرینی میام خدمتتون

    [پاسخ]

    الهه م. پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱ام, ۱۳۹۳ ۸:۵۸ ق.ظ:

    تبریک فاطمه خانوم. گل کاشتید 🙂

    [پاسخ]

    فاطمه پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲ام, ۱۳۹۳ ۷:۴۸ ب.ظ:

    دوستان عزیزم از محبتتون سپاسگزارم

    [پاسخ]

    دانشجو پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱ام, ۱۳۹۳ ۱۱:۲۲ ب.ظ:

    خدا رو شکر ، چه حس قشنگی داره.
    تبریک

    [پاسخ]

  47. سلام
    آقای دکتر میخواستم این روز رو به همسرتون و مادرتون تبریک بگم همسرتون که فکر میکنم صبور بودن ایشون کمک میکنه تا شما بتونید این وقت زیاد رو برای دانشجوهاتون بذارید و ما بتونیم از کلاساتون بهره مند شیم و مادرتون که حضورشون سر کلاسهاتون خیلی دلنشینه
    بابت سی دی رازهای زنانگی که برای روز زن بهمون هدیه دادین هم ممنونم

    [پاسخ]

  48. دکتر شیری عزیز من اصلا مثل شما و دوستان قلم خوبی ندارم فقط در یک جمله خواستم بگم:

    فدااااااااااااااییییییییییییییییی داااااااااااااااااااااااااااریییییییییییییییییییی

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ فروردین ۳۱ام, ۱۳۹۳ ۱۰:۵۸ ب.ظ:

    عالی بود مینا

    [پاسخ]

  49. خدا حفظتون کنه دکتر شیری جان.

    راستی این بار تشریف اوردین اصفهان اطلاع رسانی کنین ما بی خبر نمونیم،حتمن بیایم ببینیمتون.

    [پاسخ]

    م.ع پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱ام, ۱۳۹۳ ۸:۲۱ ب.ظ:

    درود دوست گرامی.
    انشالله 6 اردیبهشت ماه جاری،
    پیش خبرآن در بخش اخبارسایت ذیل و دیگر سایتهای خبری درج خواهد شد.
    http://www.khanevadeh.ir

    [پاسخ]

  50. ساعت هشت شب
    مثل همیشه هرچه در چنته جسم و جان داشتم تمام روز به حکم معلم بودن صرف جان های تشنه کردم
    روحم خسته است، جانم خسته است
    مردی نبود که از سویدای جانش تبریکم بگوید و تکریمم کند
    تنهاتر از تنها چون همیشه پنجره تو را می گشایم به روح خسته ام، خوب میدانم گذر نخواهی کرد از چنین روزی.
    تبریک به مادری که گوهری اینچنین زاد و تبریک به همسری که گوهری اینچنین را زیبد.

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ فروردین ۳۱ام, ۱۳۹۳ ۱۱:۱۳ ب.ظ:

    داغون مون کردی بانو
    دست مریزاد با این خستگی به زیبایی معلمی میکنی

    [پاسخ]

  51. .و من هر روزی که مطالبتون رو می خونم تنها یک جمله در ذهنم چرخ می خورد در مقابل طنین گفتار شما معلمی که مفتخرم به اینکه موهبت شاگردیتان را داشته و دارم: کار مردان، روشنی و گرمی است….
    پاینده باشید

    [پاسخ]

  52. عالی بود.کاش همه مردان دیار ما اینها را میدیدندوتنها به کارو کار و کار و پول وپول………… فکر نمیکردند!!!!!!!!!

    [پاسخ]

  53. این دومین متنی ازتون می خونم و چشام برقش بیشتر تر میشه…مخصوصا اون بخش آخرش ….یکبار به یک آقای روانشناسی گفتم شما خیلی حساس هستید حساس نه از دید منفیش و احساساتی بودن حساسیتی که از آگاهی و لطافت روح میاد…برگشت کفت یله هستم چون بیشتر مراجعینم خانمها هستن و خانمها در این حساسیت تاثیر داشتن….فکر میکنم شما هم همینطورین کمتر مردی دیدم اینطور زیبا وصف کنه احساساتش رو در مورد زن حتی همونها که عاشقن بیشتر ابراز عشقشون در عمله و کلامی بسنده میکنن به چند جمله تکراری…در هر صورت که به امید حامعه ای که روز زنش رو جشن بگیریم به خاطر تعییرات اساسی در جامعه و قانونمون که تو جامعه ای که زن قربانی باشه مرد جامعه هم قربانی میشه…بازم ممنون برثرار باشید و سلامت و شاد

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ فروردین ۳۱ام, ۱۳۹۳ ۱۱:۱۵ ب.ظ:

    در دامن مادری مثل پروین بزرگ شدن هر مردی را سحر میکند

    [پاسخ]

    پگاه پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱ام, ۱۳۹۳ ۹:۲۱ ب.ظ:

    خدا حفظشون کنه سالهای سال به سلامتی و شادی..ایشون رو که هم در جامعه باعث افتخار زنان هستند و هم اینچنین مادری…

    [پاسخ]

  54. صبح ها با گریه از خواب بیدار می شدم نماز می خوندم تو راه دانشگاه گریه می کردم سر کلاس با ذکر بغضم رو نگه می داشتم تا عصر به امامزاده می رفتم تا هق هق گریه های من را مادرم نشنود
    هنوز ترس دارم از مرد ها
    از کار کردن کنار مردها
    از ابراز احساسات مردها
    این چند وقت انقدر زخم خوردم که حتی توکل به خدا که می گویم باورم نمی شود…
    با این نوشته فهمیدم هنوز مرد های خوب هستند ممنون دکتر شیری عزیز

    [پاسخ]

  55. باز اشکم سرازیر شد…گونه هایم تر…اشک شوق است …شوق اینکه درتمام تنهایی ها، سختی ها، درک نشدن ها در کنج این دنیای وانقسا مردی بزرگ می نویسد از دردهای نگفته…چه زیبا می نویسد….دروووود بر شما استاد بزرگ درود…

    [پاسخ]

  56. بهشت، توی دستای مادرم بود…
    وقتی منو به دنیا آورد
    بهشتو زیر پاش گذاشت ،
    مرا در آغوش گرفت.
    ————
    مادران و بانوان بی نظیر این کهن سرزمین روزتان مبارک و :

    “وجود نازکتان آزرده ی گزند مباد”….

    [پاسخ]

  57. سپاسگذارم از دکتر شیری فهیم بابت متنی که هم متن و هم کامنت های برخی دوستان عجیب پراز احساس های صادقانه و ناب بود که بی اختیار اشک را برگونه هام جاری کرد .برای زنان سرزمینم می نویسم که می گویند: گل نیلوفر در مرداب می روید تا بدانیم در سختی ها نیلوفرانه زیستن هنر است .

    [پاسخ]

  58. حقیقتاً واژه استاد پسندیده شماست ، حتی شما در سرازیر کردن اشک هم استادید، کم پیش می یاد که یه دل نوشته بتونه روحمو اینطوری آزاد کنه….. جملاتتون غمی به رنگ شادی و شادی به رنگ غم داره، شادیش به خاطر انعکاسی انرژی جملات نابتونه و غمش هم به خاطر اینه که هنوز به دنبال آدم نابی هستیم
    حس می کنم که شما مسئولیت خیلی از آدما رو دارید به دوش می کشید، مردانی که می تونن مسئولانه تر عمل کنند و بی تفاوت نباشن….
    زنده واقعی شما ودلتونه که جلا میده به دل آدما،
    امید دارم آدمای اصلی زندگیم رنگشون به رنگ شما نزدیک تر بشه و مهم تر از اون خودم بیشتر همرنگ شما شم، کلام چیزی که می تونه حسه امید بده به آدمیان و یا ازشون حسو امید رو بگیره و چه قدر قانع هستند زنــــــــان این موجودات ساده و پیچیده که با کلام آرام می شن و سروری وصف ناشدنی در وجودشون جریان پیدا می کنه
    من هم به رسم ادب تمام قد می ایستم و بی دریغ ازتون سپاس دارم،
    سپاس، سپاس، سپاس تنها واژه ای ست که در تشکر از قلم و ذهن ظریفتون به زبان می یاد
    امیدوارم همیشه پاینده باشید

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ فروردین ۳۱ام, ۱۳۹۳ ۷:۰۹ ب.ظ:

    خدا به حسن نظر شما بنده را روسیاه مردم و عمرم نگرداند زهرا خانم و فرعون درونم را مسخر دارد

    [پاسخ]

  59. آقای دکتر اینکه این اصل جبرانی ک میگید فقط در مورد رابطه عاطفی هست؟

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ فروردین ۳۱ام, ۱۳۹۳ ۷:۱۰ ب.ظ:

    نه همه جا صادقه حتی با برادر خواهر

    [پاسخ]

  60. سلام آقای دکتر
    داستان خلقت زن :

    از هنگامی که خداوند مشغول خلق زن بود، شش روز می‌گذشت.

    فرشته‌ای ظاهر شد و گفت: “چرا این همه وقت صرف این یکی می‌فرمایید؟”

    خداوند پاسخ داد:

    “دستور کار او را دیده‌ای‌؟

    باید دویست قطعه متحرک داشته باشد، که همگی قابل جایگزینی باشند.

    باید بتواند با خوردن قهوه تلخ بدون شکر و غذای شب مانده کار کند.

    دامنی داشته باشد که همزمان دو بچه را در خودش جا دهد و وقتی از جایش بلند شد ناپدید شود.

    بوسه‌ای داشته باشد که بتواند همه دردها را، از زانوی خراشیده گرفته تا قلب شکسته، درمان کند.”

    فرشته سعی کرد جلوی خدا را بگیرد.

    “این همه کار برای یک روز خیلی زیاد است. باشد فردا تمامش بفرمایید.”

    خداوند گفت :

    “نمی شود!!

    چیزی نمانده تا کار خلق این مخلوقی را که این همه به من نزدیک است، تمام کنم.

    از این پس می تواند هنگام بیماری، خودش را درمان کند،

    یک خانواده را با یک قرص نان سیر کند و یک بچه پنج سال را وادار کند دوش بگیرد.”

    فرشته نزدیک شد و به زن دست زد.

    “اما ای خداوند، او را خیلی نرم آفریدی.”

    “بله نرم است، اما او را سخت هم آفریده‌ام.

    تصورش را هم نمی‌توانی بکنی که تا چه حد می‌تواند تحمل کند و زحمت بکشد.”

    فرشته پرسید :

    “فکر هم می‌تواند بکند؟”

    خداوند پاسخ داد :

    “نه تنها فکر می‌کند، بلکه قوه استدلال و مذاکره هم دارد.”

    آن گاه فرشته متوجه چیزی شد و به گونه ی زن دست زد.

    فرشته پرسید :

    “اشک دیگر برای چیست؟”

    خداوند گفت:

    “اشک وسیله‌ای است برای ابراز شادی، اندوه، درد، نا‌امیدی، تنهایی، سوگ و غرورش.”

    فرشته متاثر شد:

    “شما فکر همه چیز را کرده‌اید، چون زن‌ها واقعا حیرت انگیزند.”

    زن‌ها قدرتی دارند که مردان را متحیر می‌کنند.

    همواره بچه‌ها را با مهر خویش بزرگ می کنند.

    سختی‌ها را بهتر تحمل می‌کنند.

    بار زندگی را به دوش می‌کشند،

    و در عین حال شادی، عشق و نشاط به فضای خانه می‌پراکنند.

    وقتی خوشحالند گریه می‌کنند.

    برای آنچه باور دارند می‌جنگند.

    آنها می‌رانند، می‌پرند، راه می‌روند، می‌دوند که نشانتان بدهند چه قدر برایشان مهم هستید.

    قلب زن است که جهان را به چرخش در می‌آورد.

    زن‌ها در هر اندازه و رنگ و شکلی موجودند و می‌دانند که بغل کردن و بوسیدن می‌تواند هر دل شکسته‌ای را التیام بخشد.

    کار زن‌ها بیش از بچه به دنیا آوردن است،

    آنها شادی و امید به ارمغان می‌آورند. آنها شفقت و فکر نو می‌بخشند.

    زن‌ها چیزهای زیادی برای گفتن و برای بخشیدن دارند.

    خداوند گفت: “این مخلوق عظیم فقط یک عیب دارد!”

    فرشته پرسید: “چه عیبی؟”

    خداوند گفت:

    قدر وجود خویش را نمی داند

    [پاسخ]

  61. سلام دکتر جون عالی بود……….اگه اقایون یه ذره از رفتارهای شما را داشته باشند ……….
    منم این روزه عزیزو به تمام مادرهای دنیا و این سایت تبریک میگم………….و تنها کسایی که نازه ما را به معنای واقعی میخرند……..سلامت و پایدار باشند تمام مادران……….

    [پاسخ]

  62. سلام دکتر شیری بزرگوار
    شما شبیه یه شعر هستید که آدم هرچی میخوندش خسته نمیشه و اون شعر براش تکراری نمیشه . این متن رو من هم با اشک خوندم و چقدر زیبا بود اونجایی که از خواهر هم نوشته بودین.بسیار ازتون ممنونیم . آدم با وجود مردانی مثل شما ، به زن بودن خودش افتخار میکنه .

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ فروردین ۳۱ام, ۱۳۹۳ ۷:۲۶ ب.ظ:

    من کوچیکترین عضو جامعه زحمتکش مردان ایرانی هستم و بزرگ مردان دیار ما به ما یاد دادند در برابر زنان این سرزمین با ادب بشویم

    [پاسخ]

  63. هرکاری کردم گریه نکنم نشد که نشد …..

    این سر نه مست باده
    این سر که مست
    مست دو چشم سیاه توست
    اینک به خاک پای تو می سایم
    کاین سر به خاک پای تو
    با شوق سودنی است
    تنها تو را ستودم
    آن سان ستودمت که بدانند مردمان
    محبوب من به سان خدایان ستودنی است
    “حمید مصدق”

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ فروردین ۳۱ام, ۱۳۹۳ ۷:۲۸ ب.ظ:

    الله اکبر به این زیبایی جان حمید مصدق که زحمت کشید برامون گذاشت

    [پاسخ]

  64. سلام آقای دکتر من همش این صفحه رو بالا پایین میکردم الان میخواستم گریه کنم کامنت خودم و نمیدیدم نگو هست من نمیبینم من اصلا نشده جایی بگم چرا کامنت من نیست اومدم یه بار بگم شانس اوردم نگفتم بوده .چشمام ضعیف شده فکر کنم!

    [پاسخ]

  65. گاهی که زنی را با کلام یا سکوتمان آزرده ایم ، قرنهاست یادمان داده اند به او گل دهیم…….شاید هم قرنهاست به ما زنها یاد داده اندکه به روی خودمان نیاوریم و پرتوقع نباشیم به خاطرهمین با یک شاخه گلم کلی ذوق می کنیم.

    تک تک واژه های این متن با طنین صدایتان در ذهنمان رقصیدند.ممنون بابت این هدیه ی زیبا…….ای کاش به زنانگی زن ها فکر شود و نه قضاوت.
    حض می کنم ازاین همه سادگی وعشق
    وقتی می بینم پدربزرگم برای مادر بزرگم گل می خره و در تلاشه به سبک امروزی اونو surprise کنه”دمشون گرم”.

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ فروردین ۳۱ام, ۱۳۹۳ ۷:۲۹ ب.ظ:

    فکر کنم دارم میام اصفهان دوباره تدریس داریم بانو

    [پاسخ]

  66. زنده و پایدار باشی دکتر شیری عزیزم روز زن رو به همسر خانوم گلتون و مادر گرامیتون و همه زنان سرزمینم تبریک میگم ,عالی بود ,وجود شما وهمه مردانی مثله شما به ما امید میده که هنوز بسیارن مردانی که زنان را بفهمند

    [پاسخ]

  67. سلام به استاد عزیز و همه دوستان خوب
    ممنون از همه احساسات زیبایی که در اینجا به اشتراک گذاشتید، هنوز هم هستند کسانی که بی چشمداشت احساسات قشنگشون رو به بقیه هدیه می‌دن و باید برای داشتن اینچنین عزیزانی به خود بالید،
    امروز صبح دلم برای یک آغوش گرم و صمیمانه که بدون سردی روزم رو تبریک بگه گرفت، کاش ابر سردی و بی‌محبتی زودتر از سقف خانه‌ام عبور کند
    نازنینان برای من هم دعا کنید

    [پاسخ]

  68. سلام. استاد عزیزم، در این چند روز دنبال هدیه ای می گشتم به من داده شود. و ته دلم بود که شاید شما باز هم برایمان بنویسید. مرسی که نوشتید. مرسی که هدیه دادین. مرسی که هر وقت می نویسید هدیه ای است برای من.

    من هم نادیده گرفته می شوم. فهمیده ام یک بیماری در خانواده ام. هر وقت بلا استثنا و بلا استثنا شاد و روبه راه و خوب هستم قطعا خانواده ام به رنج می افتند. و قطعا کاری می کنند که خراب شود. حتی سر این که مثلا چرا نمکدان آشپزخانه را به جای این که سمت راست بگذارم، سمت چپ گذاشته ام. به همین سادگی. بعد دعوا می شود. حتی داد می زنند. دقیقا خوشی ام که از سرم می افتد و در خودم فرو می رود، خانه کاملا آرام می شود.

    ولی من لایق زندگی خوب هستم. آنقدر می روم و آنقدر راهم را طی می کنم تا به آنچه حقم است برسم.

    چقدر محتاج تکیه گاهی فهمیده و دوست داشتنی هستم. چقدر زیاد.

    مرسی که شما هستید حتی در این فضای مجازی. که حقیقتش آن است که تکیه گاه نداشته هایم هستید حتی به اندازه چند سطر.

    [پاسخ]

  69. استاد بزرگوارم یک دنیا ممنونیم جملات شما مرحمی بر زخمهایمان بود . تنها یک مرد واقعی اینگونه درباره زنان می اندیشد و خدا را شکر میگویم که در زندگیم حداقل با یک مرد واقعی روبرو شدم . به وسعت تمام زنانگیمان شما بزرگ مرد را دوست داریم. جاودانه باشید

    [پاسخ]

  70. “از شما زنان قبیله ام عذر میخواهم که در دادگاهها و محاکم این دیار ، آنطور که در شان شما هست ، عدالت جاری نمی شود”
    از زنانی که مردانه در این جامعه تلاش می کنند تا آنچه عدالت جاری نشده محاکم این دیار از آنها دریغ کرده را خودشان نجیب و سر به زیر، مومن و متوکل به خدا به دست بیاورند
    دست مریزاد که می دانید، دست مریزاد که به رشته تحریر درمی آورید

    [پاسخ]

  71. متشکرم از اینهمه حس زیبا که چون از دل برآید لاجرم بر دل نشیند.
    “باید مرد باشی تا بفهمی
    احساس یک زن
    فروشی نیست
    هدیه است…”
    احمدشاملو.

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ فروردین ۳۱ام, ۱۳۹۳ ۲:۰۴ ب.ظ:

    محشر بود

    [پاسخ]

  72. برای مامانم خوندم موهای دستش مورمور شد و اشکاش سرازیر
    قسمت خواهرش رو با گریه خوندم که عاشق داداشی گلمم
    _________________________________________
    لطفاً از آقای حبیبی هم تشکر کنید بابت DVDی رازهای زنانگی

    [پاسخ]

  73. دیروز یکی از آدمهایی که می شناختم و در حق محیط زیست عجیب بد کرده بود، خودش رو حلق آویز میکنه و به زندگیش خاتمه میده(خدا بیامرزتش). از صبح تو این فکرم همسر این مرد در تمام مدت بیماری شوهرش در کنارش بود و امروز که روز اوست باید اشک رو نوش جان کنه و بعد ها هم باید از نقشی که درین جامعه داره هم بعنوان پدر و هم بعنوان مادر برای کودکش، روز های سختی رو درین جامعه ی خشن داشته باشه.
    هر روز روزه مادره. بوسه باید زد بر دستان بزرگوارشون. جای همه ی مادرهایی که نیستند هم سبز باد

    [پاسخ]

  74. خیلی عالی نوشتین کاش منم میتونستم خوب بنویسم نتونستم گریه نکنم.منم این روز قشنگ و به همه ی مادران عزیز تبریک میگم.امروز که به مادرم تبریک گفتم خیلی خوشگل بهم نگاه کرد و خندید هیچ وقت این لبخندای قشنگش و فراموش نمیکنم مادرم تنها کسی که وقتی غصه دارم وقتی چیزی میخوام و بهش میگم حتی اگه نتونه برام فراهم کنه هیچوقت نگفته و نمیگه که نمیشه همیشه کمکم میکنه.من از خدا میخوام هیچ مادری غصه هیچوقت غصه نخوره وسلامت باشن.من امروز صبح میشنیدم که مادرم با خواهرم که حرف میزد چقدر نگران من بود فکر میکرد که من خوابم اما میشنیدم.

    [پاسخ]

  75. این متن زیبا، فاخر ترین هدیه بود برای قلب های تکیده!
    البته این روز و این متن رو نمیشه فقط متعلق دونست به زنان این سرزمین! این روز برای گرامیداشت رهروان واقعی حضرت زهراست! چه زن و چه مرد.
    من این روز رو به مردان با فرهنگ و با شعوری که اسلام درست رو اجرا میکنند(از جمله شما، دکتر شیری عزیز) تبریک میگم.
    بدون شک جامعه درست نیازمند زن و مرد با فرهنگ، در کنار هم هست.

    [پاسخ]

  76. سلام. دکتر عزیز بسیار عالی و زیبا بود آنقدر که واقعا دلم شاد شد و معنی عید بودن امروز را چشیدم. چشمانم پر از اشک شد . ای کاش آدمهای اطراف ما نگاهشون به زن همینطوری بود .آن وقت در مورد تار موهاشون ، صداشون و ……اینقدر بحث و جدل نمی کردند.

    [پاسخ]

  77. باسلام و ممنون از قلب نوشته ی زیباتون که مرهمی بود بر قلب زنان.بعد از 19سال که به همسرم یادآوری می کردم که مناسبتها برای من مهمه،وهر سال در جواب می گفت به خاطر کارها فراموش می کنم.تازگیها میگه:مهمه که باشه…..3تا فرزندم هم بی توجه هستند.خیلی روحم درد میکنه.

    [پاسخ]

  78. هیچ چیز زیباتر از چشمان یک زن موقع همسر شدن و مادر شدن نیست ، حتی میتوان به آن چشمان سوگندها خورد…

    استاد فک نکنم همه ی مردا چنین بصیرتی که در جان و نگاه شماست رو داشته باشن!

    یاد دیالوگ کتایون ریاحی تو شام اخر افتادم.برا دخترش میگفت که “ارزو داشتم که وقتی دارم به تو شیر میدم و تو اغوشمی یه بار بابات در اتاق رو باز کنه و به دو تامون نگاه کنه…”

    [پاسخ]

  79. ممنون از نوشته هاتون
    جالب بود امسال مردان بیشتری در محل کار محترمانه روز زن رو به ما تبریک گفتند
    فرهنگ سازی از جائی آغاز می شود

    [پاسخ]

  80. سلام استاد…
    خدا خیرتان بدهد…جزای خیر ..که با این کلمات ناب دلمان را ارام میکنید.
    اشک را به گونه هایم اوردید..از اینهمه لطافت ..
    از طرف ما هم این روز را به همسر گرامی اتان که بی شک بزرگ بانویی هستند در این ارامش و خیر شما، تبریک بگویید. و سلام و تبریک گرم و صمیمانه ی ما را خدمت مادر مهربان و بزرگوارتان برسانید.

    [پاسخ]

  81. سلام و عرض وادب
    قلم زیبایی ندارم تا آن گونه که شایسته است ، ازتون تشکر کنم، فقط میگم مثل همیشه از قلمتون لذت بردم، بسیار عالی نوشتید، این روز رو بهتون تبریک میگم و ممنونم:-)

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ فروردین ۳۱ام, ۱۳۹۳ ۱۱:۳۳ ق.ظ:

    هم قلمتون زیباست هم جانتان بیتا

    [پاسخ]

  82. ممنون استاد
    در باورم نمی گنجد هدیه ای به این ارزشمندی .. هدیه کلمات زیبا و محبت زلالتان از جنس آسمان.
    و چقدر خرسندم که شاگرد شما هستم .
    سپاس

    [پاسخ]

  83. سلام
    متن زیبایی بود و هرچقدر در مورد مظلومیت زنان در مناطق عقب افتاده بنویسید کم است مادر من 12 زایمان کرد با فقر بسیار مارو بزرگ کرد، زندگی خیلی از مواقع سخته و هیچ کاری نمی توان کرد . . .

    [پاسخ]

  84. نوشته تون رو خواندم… دوبار
    و لذت بردم و به فکر فرو رفتم
    سهم ما زنان کجا دیده می شود؟
    من متاهل هستم و عاشق زندگیم
    ما بر حسب وظیفه به دیدن مادر همسرم و مادر خودم میریم و از زحماتشون تشکر می کنیم…
    ولی کی سهم من می شود؟ یک قدردانی… حتما باید مادر شوم تا فرزندم برایم هدیه بیاورد و بگوید روزت مبارک؟… الان روز من نیست؟
    چقدر سخت است یک سال فکر کنی و خلاقیت به خرج دهی و برای چنین روزی مدیریت داشته باشی؟
    زمانی را به مادر هامون اختصاص بدیم ولی همسرت رو هم به یک شام دو نفره دعوت کن… نه اینکه شام چی داری؟ اگه نداریم کجا بریم؟
    چقدر سخته؟
    من اگر جای آقایون بودم صبحانه امروز رو خودم ردیف می کردم، مردونه…
    از خانومم می خواستم دو ساعت دیرتر برو سرکار… یک شمع روشن می کردم روی میز صبحانه، قبل از اینکه چیزی بخوریم دستشو می گرفتمو از همه تلاشش توی یک سال گذشته قدردانی می کردم… می بینم تلاشت رو، ازت تمام قد سپاسگزارم…
    اصلا کادو مهم نیست (برای من مهم نیست، فکر نمی کنم برای خانومای دیگه هم چندان مهم باشه) ولی نشون می دادم که می بینمش، اشکالی داره بیان و ابراز برکت وجود دیگری؟
    این قدر سخته؟
    خیلی خلاقیت می خواد؟
    من این کار رو روز مرد برای همسرم انجام دادم، نه اینکه توقع کنم چون من کردم ایشان هم همین کار رو بکنه ولی حس دیده نشدن و به حساب نیومدن رو دارم…
    آقای دکتر روحم درد می کنه

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ فروردین ۳۱ام, ۱۳۹۳ ۱۱:۱۶ ق.ظ:

    روحت روشن باد بانو…اینهمه رومانس را چطور حمل میکنن زنان؟؟
    چه جالب! صبحانه امروز را من درست کردم!!! اتفاقی

    [پاسخ]

  85. می دونستم که امروز این صفحه مزین به جملات شما در مورد شان مادر و زن می شه ولی فکر می کردم اشنایی با ادبیات نوشتاری شما صرفا خواندن مطلب را برایم لذت بخش می کند ولی اعتراف می کنم که باور دارم نوشته ای که از دل برآید بر جان نشیند . بار دیگر اعجاز کلام شما گونه هایم را تر کرد. امروز بر شما هم که همواره راهنما و یاریگرمان هستید مبارک باشد استاد عزیز

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ فروردین ۳۱ام, ۱۳۹۳ ۱۰:۱۷ ق.ظ:

    نوشته دوست ما از کناره خزر عجب به دل مینشیند
    روزتون مبارک بانو

    [پاسخ]

  86. سلام آقای دکتر
    خیلی عالی نوشته بودین واقعا تحت تاثیر قرار گرفتم.
    ممنون ازتون
    همیشه مطالبتون رو می خونم ازتون ممنونم

    [پاسخ]

  87. ممنون آقای دکتر…خیلی وقته ناراحتم از اینکه در دادگاهها در مورد ما خانمها عدالت رعایت نمیشه من با تمام وجودم این موضوع رو حس کردم تا حدی که از خودم، از زن بودنم و از کشورم بیزار شدم، ولی الان خوشحالم هنوز در کشور من مردانی هستن که فقط به فکر خودشون نیستن و دغدغه عدالت برای ما خانمها رو دارن… واقعا ممنونم آقای دکتر

    [پاسخ]

  88. باعرض سلام.اقای دکتر شیری نوشته امروز شما که برخاسته از اندیشه واحساس والای شماست قطرات اشک را از چشمانم سرازیر کرد.افتخار می کنم در سرزمینی زندگی می کنم که مردان شایسته ای با نگاه وتفکرشما وجود دارد.ارزو می کنم تمامی مردان این سرزمین روزی این گونه چون شما بیندیشند.من نیز این روز را خدمت مادر گرامی وهمسرعزیزتان تبریک عرض می نمایم.سپاس من را به خاطر تمامی نوشته های اگاهی بخشتان بپذیرید.

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ فروردین ۳۱ام, ۱۳۹۳ ۱۰:۱۳ ق.ظ:

    من شرمنده ام که سالی یک روز ما میفهمیم حضور شما بانوان این سختیهای زندگی را قابل تحمل کرده است

    [پاسخ]

  89. دکتر شیری عزیز سلام:
    سپاس از این متن تأثیرگذار. امید برای آینده ای بهتر و روشن تر. با اجازه لینکش را در آخرین یادداشتم گذاشتم.

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ فروردین ۳۱ام, ۱۳۹۳ ۱۰:۱۴ ق.ظ:

    ممنونم از اینکه به اشتراک گذاشتید

    [پاسخ]

  90. امروز به مامانم روزشو تبریک گفتم و براش آرزو کردم که همیشه سایش بالای س هر هفتامون باشه.
    بعد از تشکر و تعرفهای معمول یکی از تیکه های همیشگی شو بارم کر و گفت آخه به شما هم میشه گفت مادر , خودتونو کشتین یه دونه بچه آوردین!!!!
    عشق کردم فهمیدم حالش خوبه خدارو شکر…….

    [پاسخ]

  91. قلم توانایتان ستودنی است دکتر جان. کاش حقیقتا روزی برای جامعه ما برسد که به دختران و زنان برای هر کاری برچسب های کثیف زده نشود. به زنان بیوه و مجرد به چشم طعمه و تفریح نگاه نشود. کاش روزی برسد که نگاه های صرف جنسیتی و شهوانی بر پیکره ی پاک زتان ما دوخته نشود…..
    پ .ن: تازگی فهمیدم وجود دو یا چند تا دختر در جایی مثل چای خاته به تنهایی مفسده است! چون ما را بدون مرد نه راه دادند نه به هیچ آوردند….

    [پاسخ]

  92. سلام
    این روز قشنگو به شما تبریک میگم و خوشحالم که در حد توانتون به همه فکر میکنید .
    امیدوارم به سمت جامعه ای بریم که مردها تو انتخاب همسر فکر نکنن دارن دستگاه میخرن و باید فول آپشن باشه ما هم آدمیم ………………..

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ فروردین ۳۱ام, ۱۳۹۳ ۱۰:۱۵ ق.ظ:

    واقعا
    خانواده مردان بیشتر این رفتار کاسبکارانه را دارند

    [پاسخ]

    محبوب پاسخ در تاريخ فروردین ۳۱ام, ۱۳۹۳ ۱۰:۴۱ ق.ظ:

    فول آپشن رو خوب اومدی!
    مثال خواستگاری: خونه تون چند متره؟ چند تا خواب داره؟درآمد دختر چقدره؟ کجا کار میکنه؟ 🙂

    [پاسخ]

  93. سلام بر استاد بزرگ و عزیزم
    فقط یه کیمیاگر میتونه اینچنین مسِ کلمات رو به زر تبدیل کنه!!!
    ممنونم استاد … بخاطر اشکی اینچنین پرمعنا که با سخنانتان بر چشمانمان جاری ساختی… این عین سرور است!

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ فروردین ۳۱ام, ۱۳۹۳ ۱۰:۱۵ ق.ظ:

    زهرا خانم
    شما که خودتون اهل دلید و بزرگ دل
    بنده نوازی کردید

    [پاسخ]

  94. سلطان غم مادر…

    به سلامتی همه مامانایی که هروقت صداشون میکنیم میگن:جانم!

    وهر وقت صدامون میکنن میگیم:چیه…ها…؟

    یه مادر میتونه ۱۰تافرزندشو نگهداری کنه!

    ولی ۱۰تافرزندش نمیتونن یه مادرو نگهداری کنن

    به سلامتی همه مادرای مهربونمون

    جوانی هایت را با بچگی هایم پیر کردم

    مرا ببخش مادر ای تمام هستی من…

    به سلامتی مادر به خاطر اینکه همیشه از غمامون شنید

    اما هیجوقت از غماش نگفت…

    به سلامتی مادر که وقتی غذاسر سفره کم میاد

    اولین کسی که از اون غذا بدش میاد خودشه…

    به سلامتی مادر چون اگه خورشید نباشه میشه گذروند

    اما بدون حضور مادر زندگی یه لحظه ام معنی نداره…

    به سلامتی مادر که دیوارش ازهمه کوتاه تره

    به سلامتی مادر که از سلامتیش برای

    سلامتی بچه هاش همیشه گذشت

    [پاسخ]

    کیمیا پاسخ در تاريخ فروردین ۳۱ام, ۱۳۹۳ ۴:۱۷ ب.ظ:

    خیلی به دلم نشست بانو بایه منم تبریک میگم این روز به شما……..

    [پاسخ]

    مشاور پاسخ در تاريخ فروردین ۳۱ام, ۱۳۹۳ ۷:۰۴ ب.ظ:

    سلام.من هم این روز قشنگ رو به همه اونایی که معنای انسانیت رو خوب درک می کنن و بهش پایبند هستنفتبریک می گم. راستی انم بانو بایه :به سلامتی همه ی مامان های مهربون که وقتی براشون کادوی روز مادر می خریم،بعد نیم ساعت می پرسن: خوب حالا چن خریدین؟!!!

    [پاسخ]

  95. پیش از آنکه معشوقه‌ام شوی

    هندیان و پارسیان و چینیان و مصریان

    هر کدام

    تقویم‌هایی داشتند

    برای حسابِ روزها و شبان

    و آنگاه که معشوقه‌ام شدی

    مردمان

    زمان را چنین می‌خوانند:

    هزاره‌ی پیش از چشم‌های تو

    یا

    هزاره‌ی بعد از آن

    (نزار قبانی)

    [پاسخ]

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.