آنچه پدر و مادرتان درباره نامزد شکاک بهتون نگفته اند

image_pdfimage_print
سوال : در برخورد با مردی که اظهار علاقه شدیدی میکند و خیلی هم شکاک است و و شک را نیز به علت عشق زیاد میداند چه باید کرد ؟
پاسخ : شکاک بودن  paranoia  یک اختلال شخصیت personality disorder   است. شما فردی را میبینید که رفتاری آشفته در قبال کوچکترین کارهای شما دارد. معمولا هم باهوش است و موقعیت اجتماعی خوبی هم دارد. فکر نکنید بیماران شکاک کسانی هستند در جوی خیابانها با چهره ای ترسناک. اتفاقا خیلی از این بیماران ، تحصیلات عالیه دکتر مهندسی هم دارند زیرا آدمهای دقیقی هستند ولی به علت نقائص دوران کودکی و نا امنی های عاطفی کودکی تبدیل به کسانی میشوند که دائم اشتغالات ذهنی بی خود درباره خیانت  ترک شدگی دارند. خود این افراد وارد درمان نمیشوند زیرا دکترها و درمانگران را نیز همدست شبکه افراد خائن اطراف خود میدانند. نمیشه گفت که من لغزشی کرده باشم در رابطه ام و بعد هر از گاهی که چشم او ترسیده از من و ازم سوالاتی میکند، انگ شکاکیت بهش بزنم و خودم را خلاص کنم. شک در جایی خطرناک است که ماملا بر اساس ذهنیات خود طرف بافته میشود و شواهدی غیر مرتبط دارد. با این آدم میتوان ادامه داد؟ ما میگوییم نه! این ریسک را نکنید.
آیا میتوانم با عشقم او را عوض کنم تا بهم اعتماد پیدا کند؟ نه! او بیمار است و محور اصلی تفکرش taught core  اینست که شما متهمی هستید که او  هنوز  نتونسته   مچتان  را بگیرد!
شما همین امروز سعی کنید از نامزد شکاکتان فاصله بگیرید ، مدتها طول میکشد تا از خطر رفتارهای تند آنها در امان بمانید( تهدید و حتی اسیب فیزیکی و اجتماعی و خانوادگی ) در ضمن چند مصیبت سر کسی می اید که از نامزد شکاک خود جدا شده است:
۱٫       در رابطه بعدی احساس میکند دوستش ندارد فرد بعدی زیرا فرد بعدی اگر نورمال باشد مگر چند بار در روز به ما زنگ میزند؟ مگر تلفن چک میکند که اشغال هست یا نیست؟ مگر e-mail  های ما را میرود بخواند؟ مگر  ساعت رفت و آمد ما را دقیق چک میکند؟ مگر پیامکهای موبال ما را میخواند ؟ پس توجه آدم نورمال ، نورمال است و لذا فرد  در مقایسه با نفر قبلی شکاک احساس بی توجهی میگیرد که پر واضح است غلط است
۲٫     کلی طول میکشد تا عزت نفس تحقیر شده خود را ترمیم کند

1 دیدگاه در “آنچه پدر و مادرتان درباره نامزد شکاک بهتون نگفته اند

  1. سلام.من دقیقاً تو همچین رابطه ای هستم.نامزد من هم جایگاه اجتماعی بالایی داره وخوشتیپ و خوش قیافه است.به گفته خودش منو هم زیاد دوست داره.اما به شدت با گذشته من مشکل داره و البته با حال من.
    من کارمند یک اداره بزرگ هستم.رفتارم از نظر خودم بسیار سنجیده است و اینو اطرافیانم هم تصدیق می کنند.اما این مرد همیشه دنبال گرفتن مچ منه.این موضوع بعد از یکسال صبوری و توضیح و عوض کردن شماره موبایلو و دادن تمام پسووردها و بستن کامل فیس بوک ، به قوت خودش باقیه.
    این شکاک بودن با توهین های زیاد و بی احترامی هایی که بسیار ازین مرد بعیده آلوده شده.
    البته من قبلاً یک ازدواج ناموفق داشتم.یک ازدواج تحمیلی که بعد از اینکه متوجه وخامت اوضاع زندگیم شدم با قدرت تمومش کردم.من خودم رو یک دختر کامل و خوب و نجیب میدونم.اما این مرد اصلاً در این موضوع با من هم عقیده نیست.
    از نظر من گذشته آدم ها به خودشون مربوطه ونباید زیاد کنکاش کرد.اونچه که مهمه حال آدم هاست.مطمئناً من هم اگه پارانوئید بودم و تمام گذشته نامزدم رو شخم میزدم توش یه عالمه ایراد درمی آوردم.اما من آدم سالمو منطقی هستم و به گذشته نامزدم و تصمیماتی که در زمان نبود من گرفته احترام میذارم.
    و اما حالا…..
    حالا دیگه از توهین ها ، تحقیرها ، بی احترامی ها،……و اینهمه بی اعتمادی ها خسته شدم.از نظر خودم همه سعی ام رو هم کردم.حتی با متخصص هم مشورت کردم و اون جدایی رو تجویز کرد…
    دلم نمیخواد شخصیتم خورد شه…له شه…..من واسه خودم احترام قائلم و البته نامزدم.اما تصمیم گرفتم که کار و یکسره کنم.یا اون دست ازین افکارها و رفتارها و توهین هاش برمیداره یا دیگه منو نخواهد دید…
    اون تجربه زندگی مشترک رو نداشته.
    و حالا میخوام بدونم آیا راهی باقی مونده که کسی رو که دوسش دارم از دست ندم؟؟؟؟؟
    ======================
    صحبت کنید باهاش و بگید دقیقا از چه رفتارهایی اذیت شده اید و چه احساسی دارید و چه میخواهید
    بعدش اگر فرقی نکرد خلاص کنید

    [پاسخ]

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.