جشنی برای همه

از امیرالمومنین نوشتن حقیقتا سخت است ، خواننده اگر در ایران باشد یا خارج ایران قصه فهمش فرق میکند

اعتراف به این موضوع که در داخل ایران ما گرفتار جدی درجاتی از غلو در شیعه گری هستیم ، اسان نیست. اینکه بعد از صدها سال ، مجددا این فرقه در بین شیعیان قوت گرفته اند واقعا ترس آور است و اسباب شرمندگی

چگونه میفهمیم این موضوع را؟

کافیست از امروز وقتی بگذارید و بخشهایی از نهج البلاغه را مطالعه کنید تا بفهمید افراطی گری بعضی اطرافیانمان که حاصل چه روندیست.

1- واکنش نسبت به افراطی گری وهابی

چهارسال قبل در مدینه بودم و کلی کتاب و خطابه و بروشور علیه شیعیان منتشر میشد (کمتر از سه چهار ماه بعدش داعش رسما اعلام موجودیت کرد) طبیعیست که طلاب شیعه نیز تصور میکنند لازم است جنگی اعتقادی را ادامه دهند و اگر ننویسند شیعه از بین خواهد رفت. این ناشی از این است که برخی از پیروان حضرت علی(ع) میپندارند گروهی اضافی در مسلمین هستند که هی باید حلال زادگی مذهب خود را اثبات کنند که قطعا چنین نیست و شیعه نباید در چنین تله ای سقوط کند.

2- شیوه ای برای هویت یابی

افراطی گری راهیست تا افراد هویت تازه ای برای خود دست و پا کنند تا در معادلات حساب شوند. امروزه که طرز دین ورزی در تعیین وضعیت سیاسی و اجتماعی افراد نیز موثر است میتوان مثل مقتدی صدر در عراق یا بعضی افراد در ایران با افراطی گری در هیئات مذهبی توسط مداحان هدایت شده ، ایجاد طبقه اجتماعی سیاسی کردو کار و شغل دست و پا کردو حتی سفارت اشغال کرد و تو بازی سیاسی سری داشت

چه باید کرد؟

1- مطالعه : با کتاب غلو مرحوم آقای صالحی نجف آبادی شروع کنید ، فرصت بهتر داشتید هیچ چیز به اندازه کلام امیرالمونین تعیین نمیکند حد ایمان و شیعه گری چقدر است.

2- مراقبت از ذهن فرزندانمان که شور بی آگاهی در بعضی محافل مذهبی آنها را شستشوی مغزی ندهد. هویتی که افراطیون به فرزندان ما میدهند میتواند بسیار سمی باشد و لازم است قبل از این مفاهیم با آموزش اخلاق و تاریخ صحیح اسلام ، فرزندانمان را در برابر این القائات مصون کرد.

مبارکی عید غدیر زمانی درخشان میشود که ما مردمی مسوول تر بشویم و گرفتار افراط و تفریط در دین ورزی نشویم

علیرضا شیری

لینک کتاب




بسم الله النور

آدمهایی هستند که ار نظر فلسفی یه طور فکر میکنند ، از نظر دینی یه طور دیگه ، دو تا کتاب روانشناسی و جامعه شناسی هم خونده اند و جورای دیگه هم فکر میکنند ، حالا اینهمه اطوار فکری به اطوار عملی هم کشیده میشه…یه شتر گاو پلنگی هستند که نگو ! ساحت فلسفی -عرفانی- روانشناسی دارند که بیا و ببین…نگاهشون کن ! دائم در تعارضند…انسان موجودی است که بلده تعارض را قایم کنه ولی زندگی خاصیتش اینه که زیرو رو میکنه آدم را…

آدم باید یک دست بشه یه جایی…این همه تکثر فکری آدم را متلاشی میکنه…نمیشه مثل توماس فریدمن پول دربیاری و مثل ابوذر خرج کنی و مثل بریتنی اسپیرز شوهر کنی و مثل رابعه عدویه خدا بپرستی…یه جا باید یه کاسه بشی….قران تعبیرش عجیبه از آدمی که هزار پاره است : رجل فیه شرکاء متشاکسون 2

  • طرف آشنامونه ، دو دهه فاطمیه سیاه پوشه ولی دریغ از کمترین شعور در درک و معاشرت با خواهر و مادرش…باباش هم همینطوره دلشون خوشه پدر و پسر زهرایی هستند در حالیکه اگر کسی ادب حضور در عزاداری صدیقه طاهره پیدا کنه اولین چیزی که تو وجودش حل میشه حرمت داشتن زنانگی در زندگی است. سیه پوش صدیقه طاهره نمیتونه تو سر زن و دختر و خواهرش بزنه…جلوی جمع به خاطر یه تار مو ، تمام حرمت اون دختر نوجوون را به زیر نمیکشه….بلده مثل نبی اکرم که با روی خوش  ،دلبری کنه از قلوب مومنین…

فَبِمَا رَحْمَةٍ مِّنَ اللّهِ لِنتَ لَهُمْ وَلَوْ كُنتَ فَظًّا غَلِيظَ الْقَلْبِ لاَنفَضُّواْ مِنْ حَوْلِكَ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَاسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَشَاوِرْهُمْ فِي الأَمْرِ فَإِذَا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَى اللّهِ إِنَّ اللّهَ يُحِبُّ الْمُتَوَكِّلِينَ

{ ای پیامبر } پس به [بركتِ‏] رحمت الهى، با آنان نرمخو [و پُر مِهر] شدى، و اگر تندخو و سختدل بودى قطعاً از پيرامون تو پراكنده مى‏شدند. پس، از آنان درگذر و برايشان آمرزش بخواه، و در كار [ها] با آنان مشورت كن، و چون تصميم گرفتى بر خدا توكل كن، زيرا خداوند توكل كنندگان را دوست مى‏دارد.

وجود نازنین فاطمه زهرا کجا و بدفهمی های اهل غلو کجا ؟   طرف بلده برای تنهایی اون زن گریه کنه ولی توان درک تنهایی عظیم “دختر خودش” را نداره ، همه خونه باید به سلیقه ایشون زندگی کنند ،  به همسایه اش که میرسه میشه شمر و موقع کاسبی میشه راکفلر و  در شفقت بر خلق لئیم است و در “مدیریتش” میتونه هزار “پشت هم اندازی “را بازی کنه ….لهم قلوب لا یفقهون بها

و  میاندیشم در این سالگرد  شهادت ، چه عظمتیست در اکرام صدیقه طاهره به مردان و زنان مومنی که  به نور ایشان ، منور شده اند ( دعای نور منسوب به فاطمه زهرا س)

خاطرم هست که سالی نه چندان دور در ایام فاطمیه به همت دانشجویی اهل دل به اسم باهر  در روستای ایرا از توابع لاریجان، نزد جناب علامه حسن زاده آملی شرفیاب شده بودیم( ایشان دانشمندی هستند که معتقدند حضرت زهرا حقیقت شب قدر هستند) ؛ موقع خداحافظی ، بزرگواری میکردند و تا دم در مشایعت میکردند. جراتی کردم و درباره محتوای پرسوز و گداز بعضی روضه های مجالس حضرت صدیقه طاهره ازشون پرسیدم که اقا چنین مسائلی چقدر صحت داره ؟ برافروخته شدند و با ناراحتی فرمودند ” آقا ما هرچه میکشیم از منبرهای بی سواد است …” 

بنده  ناچیز ، بعد 32 سال  هیات رفتن به این نتیجه رسیده ام  که سخنران و مداح با سواد و  غیر اهل غلو یافتن کار ساده ای نیست ؛ حداقلش اینه آدم خودش بشینه 4 تا کتاب محققانه بخونه که عقلش تعطیل نشه ( در آخر این مقاله ملاحظه بفرمایید )

=====================================================================

2 – ضرب الله مثلاً رجلاً فیه شرکاء متشاکسون و رجلاً سلماً لرجل، هل یستویان مثلاً الحمد الله، بل اکثرهم لا یعلمون» (زمر / 29) من (خدا) مثالی برایتان می‌زنم، یک مقایسه‌ای بکنید بین نوکری که چند ارباب که خود آنها با هم دعوا دارند و نوکری که ارباب واحد دارد؛ نوکری که چند ارباب و فرمان‌ده دارد، خود این ارباب‌ها با هم دعوا دارند، اگر خود این ارباب‌ها با هم دعوا نداشتند، خوب همه می‌گفتند، بنشین، می‌نشست، می‌گفتند برو، می‌رفت، اما خود ارباب‌ها با هم دعوا دارند، یکی می‌گوید بنشین! یکی می‌گوید حرف بزن!)

3- سيّد ابن طاووس در كتاب«مهج الدعوات»از سلمان روايتى نقل كرده كه:در آخر روايت مطلبى آمده به اين مضمون: حضرت فاطمه عليها السلام كلامى به من آموخت كه از حضرت رسول صلى اللّه عليه و آله فراگرفته بود،ايشان آن را در صبح و شام مى‏خواند به من فرمود: اگر مى‏خواهى هرگز در دنيا دچار تب نشوى بر آن مداومت كن.و آن كلام اين است:

بِسْمِ اللّهِ النُّورِ بِسْمِ اللّهِ نُورِ النُّورِ بِسْمِ اللّهِ نُورٌ عَلى نُورٍ بِسْمِ اللّهِ الَّذى هُوَ مُدَبِّرُ الاُْمُورِ بِسْمِ اللّهِ الَّذى خَلَقَ النُّورَ مِنَْالنُّورِ اَلْحَمْدُ لِلّهِ الَّذى خَلَقَ النُّورَ مِنَ النُّورِ وَاَنْزَلَ النُّورَ عَلىَ الطُّورِ فى كِتابٍ مَسْطُورٍ فى رَقٍّ مَنْشُورٍ بِقَدَرٍ مَقْدُورٍ عَلى نَبِي مَحْبُورٍ اَلْحَمْدُ لِلّهِ الَّذى هُوَ بِالْعِزِّ مَذْكُورٌ وَبِالْفَخْرِ مَشْهُورٌ وَعَلَى السَّرّاَّءِ وَالضَّرّاَّءِ مَشْكُورٌ وَصَلَّى اللّهُ عَلى سَيِّدِنا مُحَمَّدٍ وَآلِهِ الطّاهِرينَ.
به نام خداى نور،به نام خداى نور نور،به نام خداى نور بر نور،به نام خدايى كه تدبيرگر امور است،به نام خدايى كه نور را از نور آفريد،و سپاس خدايى را كه نور را از نور آفريد،و نور را در كوه طور فرو فرستاد در كتابى بر نوشته،در ورقه‏اى گشوده،با اندازه‏اى درخور،بر پيامبرى‏ آراسته،سپاس خداى را كه به عزّت ياد شود،و به عظمت مشهور است،و بر شادى و بدحالى سپاسگزارى شود، درود خدا بر آقاى ما محمّد و خاندان پاكش.

– کتب پیشنهادی برای مطالعه تاریخ اسلام :

در درجه اول دکتر محمد ابراهیم آیتی را معرفی میکنم که به حق از معجزات حوزه و دانشگاه در زمینه تاریخ اسلام بوده اند . زندگی نامه ایشان را اینجا بخوانید و لذت ببرید .

شهيد مطهري در صفحه 222 کتاب ده گفتار در تمجيد از مقام علمي و زحمات ايشان چنين ياد مي کند: « آقاي آيتي يک مورّخي است نسبت به تاريخ صدر اسلام، من به جرأت مي توانم بگويم در همه تهران و شايد در همه کشور کسي نداريم که به تاريخ صد ساله اول اسلام مثل آقاي آيتي احاطه داشته باشد. کسي مثل او نيست که به جزئيات اين قسمت از تاريخ احاطه و اطلاع داشته باشد. اين مرد بر تمام متون تاريخي اين قسمت مسلط است و جزئياتش را مي داند. اگر مثلا از جنگ بدر بپرسيد، يک يک آدمهايش را مي شناسد. حتي گاهي مي گويد پدرش کيست، مادرش کيست، خويش و تبارش کيستند. حرفي که اين مرد بگويد سند است… ايشان آخرين اثري که تأليف کرده اند و دانشگاه چاپ کرده است کتابي است در تاريخ اندلس. کتاب بسيار خوبي است و درباره حادثه اسلامي بزرگي است که ما مسلمانان و بالاخص ايرانيها در موضوع اين حادثه خيلي تقصير کرده ايم. اين تاريخ را بگيريد و بخوانيد.»

متاسفانه ایشان ، در اثر سانحه رانندگی در 51 سالگی ( 50 سال قبل )  از دنیا رفت ولی آثار ایشان در دسترس میباشد .

فرازهايي از انديشه استاد آيتي

دين داري و دين شناسي
دين داري غير از دين شناسي است. برخي از مردم به خدا و رسول دين و آئين عقيده دارند و در انجام مراسم مذهبي کوشش به سزا مي کنند، اما دين شناس نيستند و کوششهاي آنان غالبا جاهلانه و عاميانه است. همين مردم که گاهي به قصد قبت با خدا مي جنگند و براي خاطر دين به دين و دينداران حمله مي کنند… اينطور نيست که هر مسلماني بفهمد مسلماني چيست، بسا مي شود شخص در عين آنکه مسلمان و متديّن باشد فکري يا افکاري ضد دين داشته باشد و به نام توحيد و خداشناسي، شرک ورزد و به نام اخلاص رياکاري کند… مردم ديندار بايد بيش از هر چيز به فکر دين شناسي باشند تا هم آبروي دين را نبرند و هم آنچه به نام دين انجام مي دهند مورد رضاي خدا و رسول باشد… يکي از افکار خطرناک ضد دين آن است که انسان تصور کند هر کاري که قيافه مذهبي پيدا کرد خوب است و ثواب دارد، اگر چه روح دين از آن بيزار و بي خبر باشد…

تاريخ پيامبر اسلام ( خلاصه این کتاب را اینجا میتوانید ملاحظه بفرمایید استاد در این کتاب از 156مرجع علمی استفاده کرده است. دکتر گرجی دانشگاه تهران زحمت تبدیل دست نوشته های استاد به این کتاب نفیس را به عهده داشته اند 

اين کتاب تحقيقي است مستند، گسترده و دقيق بر اساس متون کهن در پيرامون  حضرت رسول اکرم (ص)که مؤلف در تنظيم آن زحمات فراواني را متحمل شده اند. اين کتاب با تعليقات و اضافاتي از دکتر ابوالقاسم گرجي از طرف دانشگاه تهران چاپ شده و چندين بار تجديد چاپ گرديده است ( اینجا را بخوانید ) خود کتاب را بنياد پژوهشهاي اسلامي،سازمان مطالعه و تدوين كتب علوم انساني دانشگاهها (سمت)  منتشر کرده است

بررسي تاريخ عاشورا

خمير مايه اين کتاب را مجموعه هفده سخنراني دکتر آيتي در راديو ايران در سال هاي 1343 – 1342تشکيل مي دهد. اين اثر به همت استاد علي اکبر غفاري تنظيم و چاپ شده و تاکنون در حدود 10نوبت تجديد چاپ شده است

کتب آقای رسول جعفریان نیز در این زمینه متعدد و بسیار خواندنی هستند.

کتابی نیز من چند سال پیش خواندم که بسیار جالب بود از یک روحانی به نام صالحی نجف آبادی به اسم غلو که واقعا توش زحمت کشیده شده بود .در فصل اوّل به جريان غلوّ در ميان مذاهب اهل سنّت پرداخته و در فصل دوم، غاليان مذهب شيعه را بر شمرده و در هر يك به ذكر نمونه‏ هايى از غلوّ در گفتار و نوشتارِ سه دسته از غاليان پرداخته است و آنان را مثلّث شوم ناميده است كه دسته اوّل: دشمنان ائمّه اند، و دسته دوم: عشرت طلبان كامجو و هرزه ‏اند، دسته سوم: بعضى از دوستان افراطى دلباخته ائمّه ‏اند. ( انتشارات کویر )

===========================================

مطالب مشابه

 




چگونه این دختر ۹ ساله سوری دنیا را شگفت زده کرد

دیشب تو پارکینگ ساختمون رفته بودم و پسرم رسا تو محوطه پارکینگ بود که یه ماشینی استارت زد و همزمان رعد و برقی نیز باصدای نسبتا بلند زد و رسا وحشت زده به اطرافش نگاه کرد و  و طفلک بدو بدو هراسان سمت من آمد ؛

وقتی در آغوشم گرفتمش ، قلبم تند تند میزد و به شدت با یادآوری کودکان سوری و یمنی و رنجهای ناگفتنی که پدران و مادران این اطفال میکشند ، مغموم شدم ، غمی که نمیتوان در نظر نگرفت که بین تروریستهای تکفیری و دولتی عصبی از مردمش ، چه گناهی دارند مردم و کودکان

آوای دختری سوری برای کودکان سرزمینش

مسابقه آوازخوانی کودکان عرب این بار با صدای دختری سوری آغاز شد که برای صلح سرزمینش آواز می‌خواند. «غنا بوحمدان» اهل سوریه با پیام امید و صلح به این مسابقه آمد و اجرای بسیار زیبا و متاثر کننده‌ای از آهنگ «کودکی‌مان را به ما بازگردانید» از «رمی بندالی» را به نمایش گذاشت. آهنگ «کودکی‌امان را به ما بازگردانید» هنگام جنگ داخلی لبنان بین سال‌های ۱۹۷۵ تا ۱۹۹۰ اجرا شد. جنگی که بیش از ۱۲۰ هزار قربانی و کشته به جای گذاشت.

داوران برنامه از جمله نانسی اجرم ستاره لبنانی و مشهور موسیقی پاپ تا حدی متاثر شده بودند که آغاز به همخوانی با این کودک سوری کردند. غنا در میانه آواز کنترلش را از دست داد و گریست و نانسی اجرم در ادامه همراه او شروع به خواندن کرد.

برنامه آوازخوانی کودکان عرب در بیش از ۲۷ کشور جهان پخش می‌شود و شبکه‌های مختلفی تحت تاثیر آواز و پیام غنا قرار گرفته‌اند.

متن ترانه را در ادامه می‌خوانید. به امید صلح و آرامش برای کشور سوریه:

ما آمدیم با شما جشن بگیریم
این تعطیلات از شما می‌پرسیم
چرا هیچ جشن و تزئیناتی نداریم؟

آی مردم، سرزمینم سوخته است
در سرزمینم آزادی ربوده شده است
آسمان ما رویا می‌بینید
و روزهایی را می‌خواهد که…

آزادی ربوده شده…
سرزمین من کوچک است
مثل من کوچک است
به ما صلح بدهید
و کودکی‌مان را به ما بازگردانید

کودکی‌مان را به ما بازگردانید
به ما صلح دهید…

اطلاعات بیشتر درباره این کلیپ 




فرهنگهای خوب: حمام اتوبوسی سانفرانسیسکو

ساماندهی بهداشت شهروندان بی خانمان در شهر، تجلی مفهوم حق بر شهر…
“حمام اتوبوسی برای بی‌خانمان‌ها”
حمام اتوبوسی
گاهی خلاقیت و استفاده از ابزارهایی که دیگر کاربری اصلی خودشان را ندارند، باعث می‌شود اوضاع زندگی برخی از شهروندان یک شهر در شرایط بهتری قرار گیرد. یکی از مشکلات بزرگی که بی‌خانمان‌ها در سراسر دنیا با آن روبرو هستند، حمام و دوش گرفتن است و بهترین راه‌حل آن، استفاده از حمام‌ها و دستشویی‌های عمومی است، اما با رشد تکنولوژی تعداد این ساختمان‌ها در همه دنیا کاهش پیدا کرده و جوابگوی نیاز بی‌خانمان‌ها نیست.
در سان‌فرانسیسکو، حدود ۶۵۰۰ بی‌خانمان وجود دارد که تمام عمر خودشان را در خیابان‌ها می‌گذرانند و بسیاری از آن‌ها ممکن است حتی سال‌ها از حمام استفاده نکنند. از همین رو موسسه‌ای به نام “لاوا” بر اساس طرحی که یکی از بازاریاب‌ هایش داده، به فکر انجام کاری برای ایجاد حمام برای بی‌خانمان‌ها افتاده‌اند. دونیس سندوال که ایده این طرح از اوست، ایده شکل گیری چنین موضوعی را اینگونه تعریف می‌کند: یک روز در خیابان راه می‌رفتم که زنی از کنارم رد شد که بسیار کثیف بود، در همین حال گریه می‌کرد و با خودش می‌گفت من هرگز دوباره تمیز نمی‌شوم! البته شاید این زن در همان لحظه به تمیز شدن فکر نمی‌کرده و فقط جملاتی را بیان می‌کرده است، اما من با خودم فکر کرم اگر چنین فرصتی برایش پیش بیاید، چه اتفاقی می‌افتد.
اتفاق دومی که برای سندوال افتاد، از ای قرار بود که یکی از سربازان جنگ ویتنام را که می‌شناخته در خیابان می‌بیند. او بعد از جنگ حالت‌های روانی پیدا کرده بود و در خیابان‌ها زندگی می‌کرد، اما در ابتدا اصلا نتوانسته بود او را بشناسد و در وضعیت خیلی بدی به سر می برده است. دونیس کارش روی این ایده را سال ۲۰۱۳ با این شعار که «هرکسی حق دارد تمیز باشد» شروع می‌کند. پروژه در ابتدا با یک اتوبوس که توسط شهرداری سان‌فرانسیسکو در اختیار آن‌ها قرار می‌گیرد، شروع می‌شود. یک اتوبوس که تمام امکانات حمام کردن را دارد در جاده قرار می‌گیرد و بعد از موفقیت همان یک اتوبوس، تعدادی دیگر هم اضافه می‌شوند و در نقطه‌های مختلف شهر قرار می‌گیرند.
بعد از دو سال از طرح اولیه، حال یک تیم قوی از افرادی که باور دارند حمام و دستشویی حتما نباید جای لوکسی باشد، در این موسسه کار می‌کنند تا به بی‌خانمان‌ها این شانس را بدهند که تمیز زندگی کنند. بی‌خانمان‌ها ممکن است کار نکنند و خانه نداشته باشند، اما می توانند تمیز زندگی کنند. اتوبوس آبی آن‌ها می‌خواهد تمیزی را برای این افراد به ارمغان بیاورد و امروز هر اتوبوس در هفته میزبان ۲۰۰۰ بی‌خانمان است. این موسسه به دنبال استفاده از منابع موجود برای تبدیل کردن آن‌ها به وسیله‌های قابل بهره برداری است و البته شاید این دوش‌ها مشکلات اساسی این بی‌خانمان‌ها را حل نکند، اما موسسه لاوا توانسته به کسانی که به اولین حقوق خودشان دسترسی ندارند، خدمت کند و خودشان به دنبال گسترش این طرح در شهرهای اطراف هم هستند.
@urbanthinkers

با تشکر از خانم ولی پور برای ارسال این بخش به ” فرهنگهای_خوب

شما هم از فرهنگهای ایران یا دنیا نکته جالبی دیدید ، حتی الامکان با عکس برایم بفرستید تا یاد بگیرم و به هزاران خواننده فرهیخته هر روز این سایت برسانم  dr@doctorshiri.com با سابجکت : فرهنگهای خوب
در صفحه اینستای بنده نیز کلی مطالب جالب هست #alirezashiri



به فرزندانمان چه بگوییم ؟

نزدیک خونه هیاتی برپاست ، تاکسی نگه میداره پیاده بشم ؛ چشمم می افته به ۴ دختر ۱۵-۱۶ ساله که دارن تو عالم نوجوانی شون عکس فیس بوکی میگیرند ، سرهاشون را با لبخندی دلنشین خم کرده اند به سمت هم که تو کادر جا بشوند و همه شون هم سیاه پوشیده اند و شاید روحشون هم خبر نداره که شب تاسوعای حسین بن علی ، شب آیینی بزرگتر است که بخواهیم اینگونه ثبت خاطره کنیم

به فرزندانمان چه گفته ایم که همه حسین( ع)  برایشان بیش از یک دور همی ده شبه  نیست ؟

——————————–

 همسایه ما در عراق نیروگاه میسازد ، قراره من را هم یکبار با خودش ببره نجف و کربلا. گاهی اوقات که برام خاطره ای میخواد بگه ، به دور دست خیره میشه و دست در موهای سپیدش میکنه مهندس و با تاسف از کربلایی میگه که هنوز بعد ۱۰ سال از سقوط صدام برق درست و حسابی نداره…از سیستم معیوب فاضلابی میگه که تا بارون میاد همه لجنهای شهری میاد تو کف خیابونها و آلودگی و ….مهندس میگه در ایام عزاداری و اربعین و…دهها کیلومتر جاده های منتهی به کربلا مملو از موکبها و چادرهایی در کنار جاده میشود که شیعیان نذر میکنند برای زائران پیاده حرمین شریفین اطعام و محل استراحت و ماساژ و..فراهم کنند که زوار با آسودگی به زیارت بروند…چقدر عشق  و چقدر محرومیت ؟ چقدر جای مردان بی ادعایی خالیست که به توسعه عدالت و بهداشت و رفاه عمومی مردمان بیندیشند تا فساد و نا امنی و دزدی و رشوه و اختلاس جمع بشه.

حسین بن علی برای همگان فلسفه قیام خویش را شرح میدهد : الا ترون ان الحق لا یعمل به و الباطل یعمل به ؟ آیا نمیبینید که به حق عمل نمیشود و باطل است که مورد عمل واقع میگردد؟

حسین بزرگوار !

بیا و ببین حقهایی که باطل میکنیم و بطلانهایی که بدان شتاب میگیریم

بیا و ببین  برخی سیه پوشان تو در مسند قضاوت ، چه راحت روح خود را به ابلیس فروخته اند و بعضی بانکداران سیاه پوش تو چگونه از فردای عاشورا تدبیر میکنند با بیت المال اختلاسهای ۳۰۰۰ میلیاردی بکنند!

بیا و ببین که به اسم تو میتوان در زندگی مردم تجسس هم کرد و به ناموسشان به بهانه ارشاد ، خیره شد و همچنان حسینی ماند! وامحمداه از اینهمه دل خوشی.

حسین عزیز!

حنجره تو آیا دریده شد که مردمان شیعه اینگونه بزیند؟

ما لایق شیعگی تو نبوده ایم ، امروز به هیات تو که می آییم از ترس دزدان و خفت گیران ، قفل گران بر ماشین و منزل خود را میزنیم که سارقان دیرتر بتوانند جیبمان را بزنند و مراقبیم مبادا کارمان به کلانتری سیه پوش شده برسد که در آن صورت دیگر امیدی به یافتن مال مان نیست…

مردانی بر لب ،  اسم تو دارند و در نوشته های خود تن مردم بیچاره را با تلخ گویی و نقدهای پر کینه میلرزانند و از هر صلحی در هراسند که مبادا  این مردم روی رفاهی ببیند

مولایم!

همه دغدغه پیران منابر ما از کودکی این بوده که یک روسری چند سانت حرکت نکند و نفهمیدند که ظلم و رشوه و تهمت و بی اخلاقی، ریشه های یک تمدن را جابجا میکند!

به کودکانمان  از تو چه بگوییم ؟ این معصومانی که همه تصویری که تو دارند ، ظرفهای قیمه ایست که چند تا چند تا دارن از در یک خونه میبرند بدهند به چند تا سیر ، بخورند !

چه بگوییم به شیعیانی که برنج تو را از بغضهای تو بیشتر عزیز میدارند . ( انما خرجت لطلب الاصلاح فی امت جدی)

حسین عزیز!

به اسم تو در هیاتها بر سر و سینه میزنیم و بر مظلومیت خاندان تو و زینب ات میگرییم ولی بر دختر و مادر و همسر و خواهر خود چنان رفتار میکنیم که گویی خود از ال امیه اند

نام تو را بلندتر از نام نبی اعظم میخوانیم و نمیدانیم که همه قیام تو خلاصه در توحید بوده است. مشرکانه از تو شفا میخواهیم و نمیدانیم الشفاء عند الله  و لا موثر فی الوجود الا الله.

از روزی که مفهوم امام را با بت اشتباه گرفتیم ، ابلیس شادی و سرور ایمان را ازما ربود ، امامم به ما کمک کن موحدانه بزییم

قربان حنجره خسته ات در امشب تاسوعا بگردم، خسته ای؟ تنهایی؟ دلگیری از ما امت گستاخ ؟

  • بگذار دستانت را ببوسم مولا که خشکیده از فرط تنهایی ، تنهایی از ورای ۱۴ قرن که اکنون در برابر دریوزگی و بدفهمی ما مبدل به تلخ ترین سکوت میشود
  • به تنهاییت قسم ، زندگی مان را میگذاریم که امت تو در صلح و رفاه  عدالت و بهداشت و آموزش و دلخوشی و توانگری که شایسته امت محمد است بزیند
  • من روزی را میبینم که شیعه کربلا برای ابراز خلوصش به مولا، قلاده بر گردنش نیندازد بلکه سرش را با عزت بالا بگیرد و مسوولانه زندگی کند و افتخار مولایش باشد
  • من روزی را میبینم که مداحان با خیال راحت کاری داشته باشند پر از درآمد ؛ غیر از مداحی که به خاطر صاحب مجلس ، حقیقت دین را غلیظ و رقیق نکنند و هر نغمه بی ربطی را وارد آیینهای پاک شیعه نکنند
  • من روزی را میبینم که هیچ کسی برای شفای فرزندش زیر صدها کیلو آهن  علم نرود و در عوض ، به راحتی و بدون سفارش و پارتی و.. به درمان و بیمه حمایتی دسترسی داشته باشد.
  • من روزی را میبینم که کسی به خاطر ابراز عقیده اش به حبس نیفتد …
  • من روزی را میبینم که دختران وپسرانمان به داشتن این دین افتخار میکنند و برای بزرگداشت حسین بن علی ، نیازی به تظاهر نباشند
  • من روزی را میبینم که هاله ای از نور ابلیس بر دیده این مردمان نتابد و چراغ برهان و خردمندی افروخته باشد  و چشم ابلیس به در اید. من روزی را میبینم که مردم ما فهمیده اند به اسم “منتظر مهدی بودن” نباید با شعورمان بازی کنند.
  • من روزی را میبینم که “نگریستن” به نور حسین جای گریستن خالی را بگیرد و “آموزه های” حسین ،قیمتی تر باشند از “موزه” زخمهای حسین
  • من روزی را میبینم که در هیچ دادگاهی در کشور شیعه ، مجبور نباشی شماره حساب کارمند متشرع (!) را بگیری
  • من روزی را میبینم که فرزندان سراوان و بندرلنگه و گنبد و مریوان و جلفا به ایرانی بودن خود مفتخر باشند و صدای قهقهه های ایشان را با اینکه جسمی از من در ان روز نخواهد بود ، میشنوم که به زبان محلیشان برای عزیزان خود ،  قصه بیداری ما را خواهند گفت.
  • من روزی رامیبینم که شیعگی در ذیل انسان بودن قرار بگیرد و فردیت همه مردمان محترم باشد و دنیا جای بهتری برای زیستن فرزندانمان باشد  و فراموش نمیکنم که منتظران حسین او را به قتل رساندند و اینگونه منتظر مهدی ( عج) نباشم

 

 




حسین بودن ، حسینی شدن

از کلاس آمده ام بیرون و لنگ لنگان تو سرما میرسونم خودم را به اتومبیلم. تو چند دقیقه ای که آمپر بیاد بالا تا بتونم بخاری بگیرم کلی انگاری طول کشید و همه مون تو ماشین میلرزیدیم . میرسیم سر سینما آزادی که بریم رستوران هانی و دارم پارک میکنم که یه آقای 20 ساله اومد که گل نرگس میفروخت و منم که حساس به زیبایی نرگس…خلاصه یه دسته قشنگش را خریدم و داشتیم پیاده میشدیم از ماشین که دختری 12-11 ساله اومد دم شیشه و گفت از من هم بخرید.گفتم دخترم من دیگه خریدم دفعه بعد ایشالله از شما میگیرم. غری زدو عصبانی چیزی گفت و رفت. بلافاصله یه دختر 7ساله اومد جلوی شیشه و گفت من از شما عذرخواهی میکنم ، آبجیم عصبیه امروز و بدون اینکه چیزی بگه و ذره ای در صداقش بشه شک کرد از من فاصله گرفتو دوید به سمت چهار راه برای مشتریای احتمالیش.در همین موقع دختر اولیه اومد و عصبی بهش توپید که به تو چه ربطی داره و درقی خوابوند زیر گوشش.
من پیاده شدم و بهش اعتراض کردم که چرا میزنیش ؟ معترضانه جواب داد آبجیمه !
رفتم به دلجویی دختر کوچیکه ، اسمش زهرا بود ۷ سالش بود و تو شوش زندگی میکردن.با همون زبون بچگیش گفت خب نباید آبجیم بی ادبی کنه…روزی اون نبوده…به اون هم  به وقتش مشتری خوب میخوره !
من چسبیدم به سقف از حرفهای حکیمانه این بچه…سر شام همش فکرمون مشغول این دوتا بود و اینکه خواهر اولیه ( شیوا) هم یه روزی زهرا بوده و الان از بس کتک  توهین خورده اینطوری شده و…
بعد شام رفتیم سر چهار راه.داشتند دو تایی باز هم فروش میکردند.دستی تکون دادیم.زهرا دوید اومد سمتمون.خواهرش از دور نگاهمون میکرد، بهش اشاره کردیم که تو هم بیا. اومد از هر دوشون چند تایی نرگس خریدیم. چند کلوم هم با شیوا گپی زدیم و وقتی داشتیم ازشون جدا میشدیم از پشت سر با صدایی محجوب گفت : ایشالا پاتون خوب بشه
————————————-
چند وقت پیش به ضرورتی رفتم  امتحان آیلتس بدهم و از حجم زیاد متخصصینی که برای مهاجرت کاناداو استرالیا اومده بودند، متحیر شده بودم .بهشون میکفتم شما اونجا باید از صفر شروع کنید . نگاه تلخی میکردند و میگفتند باز بهتره از این وضع. و من غصه ای سر دلم بود که وقتی همه این سرمایه ها میرود چه کسی جایشان را پر خواهد کرد و چه امیدهایی در غربت و تنهایی ، به باد خواد رفت . 
————————————
تو شرایطی که به بهانه های مختلف به کشورهای لاتین و عربی و تازه کشف شده دنیا سرمایه گذاری میکنیم که نشان دهیم مثلا تحریم نیستیم و منزوی نشده ایم ، داریم مردمی را تو همین خیابونها از دست میدهیم که صدایشان دیگر از فرط فریاد گرفته است .
———————————
درک مفهوم “حسین بودن” را از این نقطه آغاز میکنم که بفهمم مسوولیت حسین بودن از جاهایی آغاز میشود که خیلی دور نیست. انی لم اخرج اشرا و لا بطرا
  • می اندیشم به تاریخی عظیم از بزرگداشت مردی که عزیز بود اما  ما تعزیت دارانش بسنده میکنیم به طلاکوب کردن گنبد او  و نه طلا شدن در مجاورت کیمیای او
  • میاندیشم که چقدر حقیرند کسانی که زیارت عاشورا را از حفظ میخوانند اما از حفظ اخلاقی ساده در برابر انسانهای کوچه و بازار و خیابان و خانواده  عاجزند
  • میاندیشم به ساده اندیشی کسانی که تعزیت مردی چون حسین را در سیاه کردن  گوشه بیلوبردهای تبلیغاتی خیابانی حقیر میکنند و از حسین ، وسیله ای اسطوره ای ساخته اند که بپرستندش تا نفهمندش
  • می اندیشم به کسانی که زینب وار بودن را تنها در سیاهی چادر میدانند و نه دریدن سیاهی جامعه ای که زن چادری وغیر چادری را  فقط وقتی خوب میداند که در هر شرایطی به هر ظلمی تن دهد
  • می اندیشم  که مبادا  دینداری ام ، دین هزاران نفر را آلوده کرده باشد  در حالیکه حسین( ع)   دینداری داشت که  میلیونها نفر با آن به تعادل و هارمونی میرسیدند.
  •  من فهمیده ام نمیتوان دم از حسینی بودن زد ولی تعادل نداشت نه در رفتار نه در گفتار.نمیتوان حسینی بود ولی لجوج بود و یک دنده …حسین صبور بود  بلکه تمام صبر بود  نه لجوج و سرکش

می اندیشم و اندیشه ام میسوزد و جانم آتش میگیرد و به بزرگی حسین و حقارت و ناتوانی خودم میگریم و پناه میبرم به روزمرگی حقیرم

سلام بر تو روزی که ولادت یافتی و روزی که به شهادت رسیدی و روزی که دوباره زنده خواهی گشت و به ما مردگان زندگی هدیه خواهی داد
محرم۱۳۸۹
=============
این متن را اولین بار در 21 آذر سال 89 منتشر کردم و امروز به مناسبت تقارن با ایام عزاداری دوباره باز نشر کردیم



من معلمم، طبیبم

SHIRI
من معلمم و
 طبيبم،
تو بيمارستان ياد گرفتيم واسه اينكه طبيب بشويم، بعد معاينه، كفش مريض را براش جفت كنيم كه يادمان نرود خدمتگزار مردميم نه هيچ بيش ( كتاب سميولوژى سوارتز ١٩٩٥)
مثل شرلوك هلمز حواسمون به گفته و ناگفته مراجعمون باشه كه تشخيص اشتباه نديم؛
تا ميتونيم شاگردى كنيم، مقاله بخونيم، تو سايتهاى علمى ول بگرديم كه شايد دردى را بكاهيم؛
اولين سال مطب داري ام، مراجعم در پاسخ به سوال اصلى ” چى شد به من مراجعه كرديد؟” پاسخى استعارى داد : حالِ من مثل فلانيه تو فلان اثر كيشلوفسكى ! من تو مايه هاى جناب خان كف كرده بودم حالا چه غلطى بكنم با بيسواديم تو فيلم و كارگردان…اينطورى تو اين ١٤ سال فيلمها ديديم و كنابها خونديم و غلامى اساتيدمون را با افتخار كرديم و ميكنيم  و از مراجعينمون هزاران نكته آموختيم؛
تو ٤١ سالگيم از خدا ميخواهم تيرگيهاى درونم را كمكم كند كم كنم و  بركتى يابم كه طبيب و معلمى مورد وثوق مردمم گردم.
به بهانه روز پزشك ، مجددا مخلصيم.
Photo:علیرضا شریفی



کلیه فایلهای صوتی و تصویری و اسلایدهای ایمان و توانگری ۹۴( لینک داون لود dropbox اضافه شد)

ایمان و توانگری94
به لطف حق موفق شدیم با حمایت تحسین برانگیز مدیران سازمان بنادر و امور دریایی ایران ، تاکنون سه شب از برنامه ایمان و توانگری 94 را برگزار کنیم که با استقبال مردم روبرو شده است

شب اول :

  • مدت 90 دقیقه / سخنرانی مشترک دکتر شیری و مجید عزیزی
  • موضوع صحبت دکتر شیری درباره مفهوم ایمان FAITH و توانگریProsperity بود و نسبت این دو با هم و نیاز امروز ما به چنین تلازمی
  • گفتگوی دکتر شیری با مجید عزیزی، مستند ساز خوب ایرانی،درسهایی که در مستند سازی در نپال و کردستان عراق آموختم
  • فایل صوتی این مراسم را اینجا گوش کنید و اینجا داون لود کنید ( نیاز دارید که اکانت دارپ باکس داشته باشید)
  • فایل تصویری را اینجا ببینید :https://youtu.be/RRELaQIT1Z4
  • اسلاید ندارد

1


 

شب دوم ایمان و توانگری 94  

  • مدت 53 دقیقه  / سخنران : دکتر شیری
  • موضوع صحبت : نقشه راه فردی Personal road-mapping و نسبت آن با تقدیر و انسان کامل بعلاوه خوانش جملات نبی اکرم درباره ماه رمضان ،رنج مقدس داشتن
  • فایل صوتی مراسم را اینجا گوش کنید و اینجا داون لود کنید( اکانت دراپ باکس نیاز دارید)
  • فایل تصویری را اینجا ببینید : https://youtu.be/KUt_ipwE8r0
  • اسلایدها در زیر آمده است

دکتر شیری- ایمان و توانگری 94
————————————-

 

Slide6Slide7

Slide8

دکتر شیری از تجربه صعود ناتمامش به قله دماوند و درسهایی که از این شکست گرفت شروع میکند و به VISION &MISSION فردی میپردازد. پس از تبیین این مفاهیم و طرز یافتن نقشه راه شخصی ، میپردازد به اینکه انسان کامل چه تاثیری در این بین دارد. او تاکید میکند که انسان کامل ستاره قطبی مسیر است و مسیر چیزیست برای طی کردن و نه تقدیس نمودن . گو اینکه نقشه گنج داشتن ما را ثروتمند نمیکند ، کلاس MBA رفتن ما را به تنهایی ثروتمند و کارافرین نمیکند و امکانش است که ساده لوحانه ، فقط ناظر پولدار شدن بقیه بشویم !
دین به ما راه نشان میدهد و راه چیزیست برای طی کردن و نه از بر کردن! جامعه ما نمایش دینداری دارد و حقیقت دین که اخلاقیات است ، غیب شده و این آسیب میزند
بحث دیگر درباره رنج مقدس بود ، تصویری از جنگ روسها در سرکوب مجاهدین چچنی در سال 1993 پخش شد و از مردم خواسته شد که بیندیشند چه تفاوتیست بین رنج و حزن مقدس و افسردگی. اولی به حیات بهتر ختم میشود و دومی به مردگی روانی می انجامد.


شب سوم :

موضوع صحبت : استاد عجمی درباره باطن زیبایی در اسلام صحبت کردند همچنین مقایسه شیرینی بین معجزات جناب موسی و مسیح و نبی اکرم کردند. کتابت تورات معجزه است که در دین مسیح مبدل میشودبه جسم مسیح که اساسا معجزه است و در اسلام لفظ و کلام وحی خودش معجزه میگردد و لذا کتابت قرآن شرافت دارد و از این حیث است که خطاطی در هنر اسلامی ، هنری متفاوت است

  • فایل صوتی مراسم را اینجا گوش کنید و اینجا داون لود کنید( اکانت dropbox احتیاج دارید)
  • فایل تصویری مراسم را اینجا ببینید : http://youtu.be/OqEJiWLiFus
  • اسلاید ندارد

شب چهارم

  • فایل صوتی را اینجا گوش کنید  و اینجا داون لود کنید( برای داون لود به اکانت dropbox نیاز دارید)  در این فایل دو بخش به سمعتان میرسد. بخش اول100 دقیقه است که شامل صحبت استاد رضایی و دکتر شیری است ، بخش دوم 27 دقیقه است که شامل غزل خوانی دلنشین اقای کاوه احیا و دعای انتهای جلسه میباشد.
  • سید سهیل رضایی درباره تقدیر و عقده صحبت کرد. او ضمن اشاره به اینکه وقتی منتظر رابین هود بیرونی هستیم که نجاتمان دهد در حالیکه برای نجاتمان کاری نمیکنیم ، اسیر عقده رهایی هستیم
  • دکتر شیری درباره مولوی و دعا صحبت کرد . داستانهای حیرت آوری که مولوی درباره دعاهای مستجاب و نا مستجاب میگوید ، درونمایه این درس گفتار گشته است

حمید عجمی و علیرضا شیری


Slide13 Slide14 Slide15 Slide16




خدا پشت سختیهاست نه بدبختیها

خيليها بد زندگى ميكنند و انتظار دارند اتفاقات خوب برايشان رخ دهد،
خيليها معاشرتهاى اشتباه با آدمهاى اشتباه دارند و توقع دارند  كم كم خنگ نشوند! خنگى و پخمگى محصول معاشرت با آدمهاى بازنده هم هست، استاد عجمى نقل زيبايى دارند كه خدا پشت سختيهاست و نه بدبختيها،بدبختى همانست كه در زندگيمان مي آوريم و فكر ميكنيم بناست خدايى در انتهاى مسير با آغوش باز منتظرمان باشد، واعجبا بر اين دلخوش كنك مخرب!
حمید عجمی
استاد حمید عجمی ، استاد مسلم مثنوی و معارف اسلامی ، مبدع خط معلی در هنر اسلامی میهمان برنامه ایمان و توانگری 94 بودند و درسهای زیبایی برایمان فرمودند.
  • فایل صوتی مراسم را اینجا گوش کنید یا اینجا download کنید.
  • فایل تصویری مراسم را اینجا ببینید
#ايمان_توانگرى #حميد_عجمى
Photo:@sharifi5171 علیرضا شریفی
——————————————————-



ایمان و توانگری ۹۴ برگزار میشود- از دوشنبه ۱۵ تیر

IMAN_TAVANGARI_SLI

” إن لربکم فی أیام دهرکم نفحات، فتعرضوا لها لعله أن یصیبکم نفحة منها فلا تشقون بعدها أبدا “

رسول اکرم :  پروردگارتان را در روزگار شما  نسیم هایی هست ، خود را در معرض آن قرار دهید که چه بسا با آن نسیم هرگز به رنجوری نیفتید


بنا به سنت دهساله و توفیق الهی ، امسال نیز برنامه ایمان و توانگری و سلسله جلسات نسیم را افتخار داریم که میزبان شما باشیم

برنامه :

  • دوشنبه 15 تیر ماه : دکتر شیری- دکتر ناصر عمادی ( متخصص پوست که بیماران ایدز را در افریقا رایگان درمان میکند )- مجید عزیزی ( مستند ساز با پخس فیلمهای برگزیده)
  • سه شنبه 16 تیر : شب قدر – استاد سهیل رضایی- دکتر شیری- خانم دکتر عباسی
  • چهارشنبه 17 تیر : استاد حمید عجمی، مبدع خط معلی در هنر اسلامی با موضوع باطن زیبایی در اسلام- دکتر شیری
  • پنجشنبه 18 تیر : شب قدر

  • مکان : میدان ونک ، اتوبان حقانی، پس از جهان کودک ، خیابان دیدار جنوبی ، جنوب پارک اب و آتش، ساختمان سازمان بنادر کشور- آمفی تئاتر
  • ساعت 22:15 الی 24:30
  • با توجه به شلوغی پارک اب و آتش و کمبود محل پارکینگ ، تعداد 50 پارکینگ مخصوص شما بزرگواران علاقه مند برنامه ایمان و توانگری در محوطه سازمان بنادر ، تعبیه شده است که میدانیم محدود است ولی غنیمت میباشد، صبوری شما را ارج مینهیم

http://newsmedia.tasnimnews.com/Tasnim/Uploaded/Image/139206241157043591164353.jpg

نمای بیرونی ساختمان سازمان بنادر و امور دریایی ایران

نمونه دستخط معلی – استاد حمید عجمی