جشنی برای همه

از امیرالمومنین نوشتن حقیقتا سخت است ، خواننده اگر در ایران باشد یا خارج ایران قصه فهمش فرق میکند

اعتراف به این موضوع که در داخل ایران ما گرفتار جدی درجاتی از غلو در شیعه گری هستیم ، اسان نیست. اینکه بعد از صدها سال ، مجددا این فرقه در بین شیعیان قوت گرفته اند واقعا ترس آور است و اسباب شرمندگی

چگونه میفهمیم این موضوع را؟

کافیست از امروز وقتی بگذارید و بخشهایی از نهج البلاغه را مطالعه کنید تا بفهمید افراطی گری بعضی اطرافیانمان که حاصل چه روندیست.

1- واکنش نسبت به افراطی گری وهابی

چهارسال قبل در مدینه بودم و کلی کتاب و خطابه و بروشور علیه شیعیان منتشر میشد (کمتر از سه چهار ماه بعدش داعش رسما اعلام موجودیت کرد) طبیعیست که طلاب شیعه نیز تصور میکنند لازم است جنگی اعتقادی را ادامه دهند و اگر ننویسند شیعه از بین خواهد رفت. این ناشی از این است که برخی از پیروان حضرت علی(ع) میپندارند گروهی اضافی در مسلمین هستند که هی باید حلال زادگی مذهب خود را اثبات کنند که قطعا چنین نیست و شیعه نباید در چنین تله ای سقوط کند.

2- شیوه ای برای هویت یابی

افراطی گری راهیست تا افراد هویت تازه ای برای خود دست و پا کنند تا در معادلات حساب شوند. امروزه که طرز دین ورزی در تعیین وضعیت سیاسی و اجتماعی افراد نیز موثر است میتوان مثل مقتدی صدر در عراق یا بعضی افراد در ایران با افراطی گری در هیئات مذهبی توسط مداحان هدایت شده ، ایجاد طبقه اجتماعی سیاسی کردو کار و شغل دست و پا کردو حتی سفارت اشغال کرد و تو بازی سیاسی سری داشت

چه باید کرد؟

1- مطالعه : با کتاب غلو مرحوم آقای صالحی نجف آبادی شروع کنید ، فرصت بهتر داشتید هیچ چیز به اندازه کلام امیرالمونین تعیین نمیکند حد ایمان و شیعه گری چقدر است.

2- مراقبت از ذهن فرزندانمان که شور بی آگاهی در بعضی محافل مذهبی آنها را شستشوی مغزی ندهد. هویتی که افراطیون به فرزندان ما میدهند میتواند بسیار سمی باشد و لازم است قبل از این مفاهیم با آموزش اخلاق و تاریخ صحیح اسلام ، فرزندانمان را در برابر این القائات مصون کرد.

مبارکی عید غدیر زمانی درخشان میشود که ما مردمی مسوول تر بشویم و گرفتار افراط و تفریط در دین ورزی نشویم

علیرضا شیری

لینک کتاب




پس از قتل آتنا اصلانی چگونه از بقیه محافظت کنیم( پیشنهاد به پلیس)

 

درسهای قتل آتنا برای نجات بقیه
یکی از مشهورترین ستارگان موسیقی راک انگلستان Gary Glitter سالها در پوشش محبوبیت به پدوفیلیا( بچه بازی) آلوده بود . اولین بار 54 عکس ممنوعه از کودکان در سال 1992 وقتی به یک مغازه رفته بود تا لپ تاپ توشیبای خود را تعمیر کند توسط مهندس تعمیرکار در کامپیوترش کشف شد و به پلیس گزارش شد و او 4 ماه به زندان رفت . زنان زیادی ابراز داشتن که در سنین کودکی توسط او آزار دیده اند ولی او موفق شد در دادگاه به خاطر شواهد ناکافی ، در برود. با شهرت تخریب شده اش قایقی خرید و به کوبا رفت و بعد که دید نمیتواند به خاطر قوانین وقت کوبا ، از تجارت سکس بهره ببرد به کامبوج رفت و در کامبوج به خاطر رفتار جنسی با دو دوختر 10 و 11 ساله اخراج شد به ویتنام و بعد تایلند و نهایتا به لندن آورده شد. من آن روزی که در آگوست 2008 به لندن آورده شد دقیقا یادمه ، تمام اخبار و روزنامه ها او را نشان میدادند که مجبور شد در پلیس در بخش آزارگران جنسی ثبت نام کند و همه مردم با نفرت اجازه زندگی اجتماعی بهش نمیدادند ( هر چند درآمد آلبومهایش به اطر پخش در مراسم ورزشی آمریکا کم نبود)
اما در انگلیس به خاطر آزار جنسی سه کودک 11-12-10 ساله محکوم شد.

وقتی اخبار مربوط به کشف قاتل آتنا را میخوانیم متوجه میشویم این آدم سابقه تجاوز به عنف و کودک ربایی داشته !
تاسف بر صنفی که به این آدم مجوز کار داده ، والله ما با اینهمه دک و پز استاد دانشگاهی و پزشکی و …برای مجوز نشرمان گواهی سوء سابقه دادیم ، چطور این جنایتکار رنگرزی داشته ؟
این آدمها باید نفی بلد بشوند، تا آخر عمر نظارت بشوند ، هر روز باید به پلیس خودشان را معرفی کنند ، با پابند الکترونیک حرکت کنند…نه اینکه راحت به کسب و کار بپردازند و دلبستگان مردم مقابل چشمان کثیفش قرار بگیرند
خواهش میکنیم از دستگاه قضایی و انتظامی که یک پروفایل تشکیل دهند برای کلیه افرادی که با سوابق کودک ربایی و تجاوز و آزار جنسی متاسفانه آزادند که همه مونیتور روزانه بشوند.
این باعث برگشت اعتماد مردم ، خانواده ها به امنیت عمومی میشود.
ممنون میشوم این پیام را منتشر کنید ، شخصا نیز به دست دوستان قوه قضاییه خواهم رسانید
دکتر شیری




بیست عادتی که توانگران هر روز دارند و غیر توانگران ندارند

فرشید  در کانادا درس میخواند و برای مدت کوتاهی در ایران آمده و دانشجوی شخصیت سالمتر است. در کمتر از چند ساعت از درج لینک یک متن خوندنی انگلیسی از Tom Corely در سایت ، ایشان زحمت ترجمه را برای سایر ایرانیانی که هنوز قوت انگلیسی ندارند ، کشید.(خبر خوب اینکه او وبلاگ نویس دردانه  هم هست و متنهای جالبی مینویسد.) ازش ممنونم.

متن تام کورلی درباره عادتهای ثروتمندان است. من معتقد نیستم که به هر قیمتی باید تن داد به شیوه های فست فودی برای تحول ولی مدل ثروتمندی مبتنی است بر عاداتی که قابل پیاده شدن توسط خیلی هاست و نتیجه بخش نیز هست.

مطالب جالبی که می یابید را برای ما بفرستید تا به اسم خوتون درج کنیم.

———————————————————

Rich Habits Book - Buy Now

—————————————————

 Twenty Things the Rich Do Every Day

So what do the rich do every day that the poor don’t do

  •  ۴۴٪ از توانگران سه ساعت پیش از کار از خواب برمی‌خیزند. ۳٪ از غیر توانگران اینگونه‌اند.
  • 67% از توانگران اهدافشان را می‌نویسند. ۱۷٪ از غیر توانگران چنین می‌کنند.
  •  ۸۸٪ از توانکران روزانه ۳۰ دقیقه یا بیشتر به دلایل آموزشی یا کاری مطالعه می‌کنند. تنها ۲٪ غیر توانگران چنین‌اند.
  •  ۶٪ از توانگران می‌گویند چه در ذهن دارند. ۶۹٪ غیر توانگران چنین‌اند.
  • 79% توانگران ماهانه پنج ساعت یا بیشتر را به ساختن ارتباطات کاری می‌گذارنند. ۱۶٪ غیر توانگران چنین‌اند.
  • ۸۰٪ از توانگران بر روی رسیدن به تنها یک هدف تمرکز می‌کنند. فقط ۱۲٪ از غیر توانگران اینگونه‌اند.
  •  ۷۶٪ از توانگران هفته‌ای چهار بار ورزش‌های آیروبیک می‌کنند. ۲۳٪ ازغیر توانگران این کار را انجام می‌دهند.
  •  ۵۳٪ از توانگران در حین رفتن به کار به کتاب‌های صوتی گوش می‌دهند. ۵٪ غیر توانگران این کار را می‌کنند.
  •  ۸۱٪ توانگران یک لیست انجام-شود to-do-list  دارند. ۱۹٪ غیر توانگران چنین‌اند.
  • 70% ٪ از توانگران کمتر از ۳۰۰ کالری غذای ناسالم  در روز می‌خورند. ۹۷٪ از غیر توانگران بیشتر از از ۳۰۰ کالری غذای ناسالم  در روز می‌خورند.
  •  ۲۳٪ از توانگران قمار می‌کنند. ۵۲٪ از غیر توانگران قمار می‌کنند.
  •  ۶۳٪ والدیدن توانگر فرزندانشان را به خواندن دو یا چند کتاب غیرداستانی در ماه می‌گمارند. ۳٪‌ از غیر توانگران چنین‌اند.
  • ۷۰٪ از والدین توانگر فرزندانشان را در ماه به ۱۰ ساعت با بیشتر کار داوطلبانه می‌گمارند. ۳٪ از غیر توانگران چنین‌اند.
  • ۸۰٪ از توانگران تماس‌های تلفنی تولدت-مبارک می‌گیرند. ۱۱٪ از غیر توانگران چنین‌اند.
  •  ۶۷٪ توانگران روزانه یک ساعت  یا کمتر تلویزیون می‌بینند. ۲۳٪ از غیر توانگران چنین‌اند
  • ۷۴٪ از توانگران روزانه عادت‌های خوب موفقیت را به فرزندانشان می‌آموزند. ۱٪ از غیر توانگران اینگونه اند.
  •  ۸۴٪ از توانگران معتقدند عادت‌های خوب فرصت‌های موفقیت را می‌سازند. ۴٪ از غیر توانگران اینگونه‌اند.
  •  ۷۶٪ از توانگران معتقدند عادت‌های بد، بدشانسی می‌آورند. ۹٪ از غیر توانگران اینگونه‌اند.
  •  ۸۶٪ از توانگران به رشد شخصی آموزشی در طول زندگی معتقدند اما تنها ۵٪ از غیر توانگران چنین‌اند.
  • ۸۶٪ از توانگران عاشق نوشتن هستند اما تنها ۲۶٪ از غیر توانگران اینگونه‌اند.

 




فرهنگهای خوب : در این شهر وکیل بیکار است.

#فرهنگهای_خوب : مهسان تجربه اش را از سوئد برایم نوشته ، من هم به نیت اینکه بخشهای خوبشان را بازآفرینی کنیم ، اینجا منتشر میکنم :
تنها وجه تشابه يكي از شهرهاي سوئد با تهران اين بود كه مردم روي دو تا پاشون راه مي رفتن!
✔️در شهری که من رفته بودم اگر كسي بخواد دانشکده حقوق درس بخونه بيكار مي مونه! دادگستري تعطيله! دعوا نمیکنن یا کمتر از این مسائل کشدار دارند ( یادم افتاد آقای شاهرودی که رئیس وقت قوه قضاییه بودند ، در سفر به هندوستان متوجه میشوند که تعداد پرونده های هند با جمعیت میلیاردیش معادل تعداد پرونده های کشور ایران است- شیری )
✔️ آخرين حادثه ي شهرشون سه ماه پيش اتفاق افتاده بود كه اتوبوس شهري تصادف كرده بود با يه ميله ! و روزنامه ها نوشته بودن! و البته هيچ اتفاقي براي هيچ كس نيفتاده بود!
✔️در خونه ها قفل نبود! در ماشين ها خيلي وقت ها قفل نبود! دوچرخه هاي افراد در همه جاي شهر بدون قفل و زنجير سرجايشان مي ماندند!
✔️ بيشتر چهارراه ها تبديل به ميدان شده بودند تا چراغ راهنما كمتر استفاده بشه و ماشين ها كمتر در حالت ساكن بنزين بسوزونند و كمتر هوا آلوده بشه!
بارش برف هرگز موجب تعطيلي مدارس نمي شه!
✔️ قطار بين شهري و اتوبوسهاي شهري همه اينترنت داشتن.
✔️عابر پياده در اکثر موارد حتي نگاه نمي كنه كه اتومبيلي مياد يا نه! چون هميشه ماشين ها مي ايستند!
پيرمردها ، پيرزن ها ، معلولين و بيماران سندروم دان مثل تمام آدمهاي ديگه به تمام جاهاي عمومي و تفريحي مي آمدند و پنهان نبودند!
و بسيار تفاوتهاي ديگر …
مهسان
sweden19




چگونه این دختر ۹ ساله سوری دنیا را شگفت زده کرد

دیشب تو پارکینگ ساختمون رفته بودم و پسرم رسا تو محوطه پارکینگ بود که یه ماشینی استارت زد و همزمان رعد و برقی نیز باصدای نسبتا بلند زد و رسا وحشت زده به اطرافش نگاه کرد و  و طفلک بدو بدو هراسان سمت من آمد ؛

وقتی در آغوشم گرفتمش ، قلبم تند تند میزد و به شدت با یادآوری کودکان سوری و یمنی و رنجهای ناگفتنی که پدران و مادران این اطفال میکشند ، مغموم شدم ، غمی که نمیتوان در نظر نگرفت که بین تروریستهای تکفیری و دولتی عصبی از مردمش ، چه گناهی دارند مردم و کودکان

آوای دختری سوری برای کودکان سرزمینش

مسابقه آوازخوانی کودکان عرب این بار با صدای دختری سوری آغاز شد که برای صلح سرزمینش آواز می‌خواند. «غنا بوحمدان» اهل سوریه با پیام امید و صلح به این مسابقه آمد و اجرای بسیار زیبا و متاثر کننده‌ای از آهنگ «کودکی‌مان را به ما بازگردانید» از «رمی بندالی» را به نمایش گذاشت. آهنگ «کودکی‌امان را به ما بازگردانید» هنگام جنگ داخلی لبنان بین سال‌های ۱۹۷۵ تا ۱۹۹۰ اجرا شد. جنگی که بیش از ۱۲۰ هزار قربانی و کشته به جای گذاشت.

داوران برنامه از جمله نانسی اجرم ستاره لبنانی و مشهور موسیقی پاپ تا حدی متاثر شده بودند که آغاز به همخوانی با این کودک سوری کردند. غنا در میانه آواز کنترلش را از دست داد و گریست و نانسی اجرم در ادامه همراه او شروع به خواندن کرد.

برنامه آوازخوانی کودکان عرب در بیش از ۲۷ کشور جهان پخش می‌شود و شبکه‌های مختلفی تحت تاثیر آواز و پیام غنا قرار گرفته‌اند.

متن ترانه را در ادامه می‌خوانید. به امید صلح و آرامش برای کشور سوریه:

ما آمدیم با شما جشن بگیریم
این تعطیلات از شما می‌پرسیم
چرا هیچ جشن و تزئیناتی نداریم؟

آی مردم، سرزمینم سوخته است
در سرزمینم آزادی ربوده شده است
آسمان ما رویا می‌بینید
و روزهایی را می‌خواهد که…

آزادی ربوده شده…
سرزمین من کوچک است
مثل من کوچک است
به ما صلح بدهید
و کودکی‌مان را به ما بازگردانید

کودکی‌مان را به ما بازگردانید
به ما صلح دهید…

اطلاعات بیشتر درباره این کلیپ 




شما دلواپسید ، ما هزینه میدهیم !

ادب آداب دارد

هزينه دلواپسى شما را ما ميدهيم!
——
“از مولوى به فرزندان اين ديار چه ياد ميدهيم ؟ مثنوى را در ٢٦ هزار بيت و ديوان شمس را در ٣٦ هزار بيت سرود! ”
نفهميديم كه مولوى اداب عاشقى و بندگى يادمان داده
در زمين ديگران خانه مكن
كار خود كن، كار بيگانه مكن


 

حافظ را به فال دختركان و پسركان شب يلدا تنزل داديم و نفهميديم كه درست مثل عصر حافظ، جامعه ما بيش از هر زمانى، نياز به دريدن جامه رياكارى تزوير دين به دنيافروشان دارد :

آتش زهد و ريا خرمن دين خواهد سوخت
حافظ اين خرقه پشمينه بينداز و برو


 

سعدى را خلاصه كرديم در ” منت خداى را عزوجل…” و نفهميديم كه بزرگترين پيام سعدى اين بود كه يك صاحب منصب را ميتوان پند داد:
تو بر تخت سلطانى خويش باش
به اخلاق پاكيزه درويش باش


 

دو سه هزار نفر ، به راحتى آبروى كشور و كل شيعه را با غارت سفارت يك كشور مسلمان برده اند، جلوى چشم پليس باعرضه ديپلماتيك !
ميليونها دلار سرمايه گذارى تجار نگون بخت صنعت گردشگرى در خراسان و شمال را كه براى جذب توريستهاى كويت و سعودى هزينه شده بود ، پودر كرده اند،
حقيرانه با اموال يك سفارت عكس گرفته اند،
در روزنامه هاى دشمن شاد كنِ شان ، عقده حقارتشان را با تحقير جيبوتى و… گشوده اند و نژادپرستانه درباره اعراب در شبكه هاى اجتماعى مينويسند كه زشتى بي ادبى شان را نبينند
دلواپس اند و كم سواد و هزينه بي ادبى و بي سوادى شان را ما ميدهيم.
اجازه ندهيد با طنزهاى نژادپرستانه شان در شبكه هاى اجتماعى ، خسارت وحشتناكى را كه به تك تك ما طبقه متوسط تحصيل كرده زده اند، ماس مالى كنند.
بيچاره كشاورزانى كه سالهاست به عشقى، هزينه تمتع و عمره اى جمع كرده بودند و الان زير شعارهاى توخالى ارزشى دلواپسان، صداى حسرتشان مدفون ميشود ،
اگر بعضى از مسوولين مردد اند ، ما يقين بداريم كه براى حفظ اين كشور بايد دست از اوباش گرايى برداشت .
بايد شجاعانه مسووليت اشتباه خود را پذيرفت و سريع جبران كرد، پذيرش اشتباه و اعلام آن، هر جامعه اى را قوى تر و مورد اعتمادتر ميكند.
عليرضا شيرى





فرهنگهای خوب: حمام اتوبوسی سانفرانسیسکو

ساماندهی بهداشت شهروندان بی خانمان در شهر، تجلی مفهوم حق بر شهر…
“حمام اتوبوسی برای بی‌خانمان‌ها”
حمام اتوبوسی
گاهی خلاقیت و استفاده از ابزارهایی که دیگر کاربری اصلی خودشان را ندارند، باعث می‌شود اوضاع زندگی برخی از شهروندان یک شهر در شرایط بهتری قرار گیرد. یکی از مشکلات بزرگی که بی‌خانمان‌ها در سراسر دنیا با آن روبرو هستند، حمام و دوش گرفتن است و بهترین راه‌حل آن، استفاده از حمام‌ها و دستشویی‌های عمومی است، اما با رشد تکنولوژی تعداد این ساختمان‌ها در همه دنیا کاهش پیدا کرده و جوابگوی نیاز بی‌خانمان‌ها نیست.
در سان‌فرانسیسکو، حدود ۶۵۰۰ بی‌خانمان وجود دارد که تمام عمر خودشان را در خیابان‌ها می‌گذرانند و بسیاری از آن‌ها ممکن است حتی سال‌ها از حمام استفاده نکنند. از همین رو موسسه‌ای به نام “لاوا” بر اساس طرحی که یکی از بازاریاب‌ هایش داده، به فکر انجام کاری برای ایجاد حمام برای بی‌خانمان‌ها افتاده‌اند. دونیس سندوال که ایده این طرح از اوست، ایده شکل گیری چنین موضوعی را اینگونه تعریف می‌کند: یک روز در خیابان راه می‌رفتم که زنی از کنارم رد شد که بسیار کثیف بود، در همین حال گریه می‌کرد و با خودش می‌گفت من هرگز دوباره تمیز نمی‌شوم! البته شاید این زن در همان لحظه به تمیز شدن فکر نمی‌کرده و فقط جملاتی را بیان می‌کرده است، اما من با خودم فکر کرم اگر چنین فرصتی برایش پیش بیاید، چه اتفاقی می‌افتد.
اتفاق دومی که برای سندوال افتاد، از ای قرار بود که یکی از سربازان جنگ ویتنام را که می‌شناخته در خیابان می‌بیند. او بعد از جنگ حالت‌های روانی پیدا کرده بود و در خیابان‌ها زندگی می‌کرد، اما در ابتدا اصلا نتوانسته بود او را بشناسد و در وضعیت خیلی بدی به سر می برده است. دونیس کارش روی این ایده را سال ۲۰۱۳ با این شعار که «هرکسی حق دارد تمیز باشد» شروع می‌کند. پروژه در ابتدا با یک اتوبوس که توسط شهرداری سان‌فرانسیسکو در اختیار آن‌ها قرار می‌گیرد، شروع می‌شود. یک اتوبوس که تمام امکانات حمام کردن را دارد در جاده قرار می‌گیرد و بعد از موفقیت همان یک اتوبوس، تعدادی دیگر هم اضافه می‌شوند و در نقطه‌های مختلف شهر قرار می‌گیرند.
بعد از دو سال از طرح اولیه، حال یک تیم قوی از افرادی که باور دارند حمام و دستشویی حتما نباید جای لوکسی باشد، در این موسسه کار می‌کنند تا به بی‌خانمان‌ها این شانس را بدهند که تمیز زندگی کنند. بی‌خانمان‌ها ممکن است کار نکنند و خانه نداشته باشند، اما می توانند تمیز زندگی کنند. اتوبوس آبی آن‌ها می‌خواهد تمیزی را برای این افراد به ارمغان بیاورد و امروز هر اتوبوس در هفته میزبان ۲۰۰۰ بی‌خانمان است. این موسسه به دنبال استفاده از منابع موجود برای تبدیل کردن آن‌ها به وسیله‌های قابل بهره برداری است و البته شاید این دوش‌ها مشکلات اساسی این بی‌خانمان‌ها را حل نکند، اما موسسه لاوا توانسته به کسانی که به اولین حقوق خودشان دسترسی ندارند، خدمت کند و خودشان به دنبال گسترش این طرح در شهرهای اطراف هم هستند.
@urbanthinkers

با تشکر از خانم ولی پور برای ارسال این بخش به ” فرهنگهای_خوب

شما هم از فرهنگهای ایران یا دنیا نکته جالبی دیدید ، حتی الامکان با عکس برایم بفرستید تا یاد بگیرم و به هزاران خواننده فرهیخته هر روز این سایت برسانم  dr@doctorshiri.com با سابجکت : فرهنگهای خوب
در صفحه اینستای بنده نیز کلی مطالب جالب هست #alirezashiri



فرهنگهای خوب- درب بطری

بطری

من در ترکیه زندگی می کنم و اینجا چیزی نظرمو جلب کرد که خواستم با شما در میون بذارم
اینجا تقریبا تو همه خیابون ها مکان هایی هست برای جمع اوری درب های بطری پلاستیکی که از این ها جهت بازیافت و تولید صندلی چرخدار برای دوستان معلولی که نیاز دارن ولی توانایی خریدش رو ندارن استفاده می شود.
من با گشتی که تو اینترنت زدم دیدم خوشبختانه چند ماهه که چند موسسه خیریه هم در ایران شروع به انجام این کار کردن و مردم با جمع کردن و تحویل دادن این درب ها به این موسسات هم محیط زیست رو کمتر الوده میکنن و هم یک کار خیر انجام میدن .در زیر لینک سایت این موسسات رو هم براتون میفرستم که شما با مخاطبان زیادی که در ارتباط هستین در میان بگذارید چون این موضوع هنوز فراگیر نشده .
Www.hastamet.com
Www.darebotri.ir

عکسی هم که فرستادم جعبه جمع اوری این درب ها در محل دانشگاهم است .
با آرزوی موفقیت
نازنین گلپایگانی

 

مطالب ما را در رادیو توانگری تلگرام دنبال کنید  #دکتر_شیری




فرهنگهای خوب- اتریش- به قلم امیر تقوی

مهندس امیر تقوی ، مدیرعامل موفق و جوان گروه ساعی( saei group ) است و به طبیعت شغلش در خیلی از کشورهای دنیا رفته است ، نگاه و قلم دلنشینی دارد و ازش خواهش کردم از #فرهنگهای_خوب دنیا برایمان بنویسد که در کشورمان پیاده سازی کنیم.

شما هم هر کدام که چنین تجربیاتی از ایران و خارج ایران دارید برایم بفرستید تا به اسم خودتان منتشر کنیم

dr@doctorshiri.com     sub: فرهنگهای خوب


 

حکیمی گفته است که تا سایر سرزمینها را تجربه نکنی به شناخت صحیحی از سرزمین خود نخواهی رسید! واضح است که ایران امروز ما با معیارهای روز دنیای معاصر کشور پیشرفته و درجه اولی نخواهد بود و در علل آن نیز هر کسی از ظن خود تحلیلی در آستین دارد و راه حلهایی برای بهبود اوضاع هم در جیب! معمولا این راه حلها هم به کمتر از انقلاب و جنگ و نسل کشی منتهی نمیشود، اما دلیل این فروبستگی بی پایان کار ما در دید کلان هر چه که باشد عمیقا باور دارم بسیاری از خرده فرهنگهای سازنده و صلح آمیز غربی صرفا خرده ای عقل و اندک همتی برای اجرا میطلبد و بس و ای بسا که زمینه ساز رشد فرهنگ کلان ایران ما باشد. کافیست اندکی دلمان برای کشورمان بطپد!

در سفرهای مختلف معمولا کاری که به نقاط مختلف دنیا پیش می آید بعضا مطالبی را در مورد این خرده فرهنگها صرفا برای خودم و نه انتشار مینویسم که این اواخر بخشهایی از آن را در اینستاگرام قرار دادم و بعدا به درخواست دوست عزیزم علیرضا شیری قول دادم تا برخی از این نوشته ها را برای نشر در اختیارش قرار دهم و نوشته حاضر اولین از این سری نوشته ها خواهد بود.


aq2

تابستان 1393 – اتریش

همزمان با ارتقای سطح رفاه در ایران بطریهای PET برای بسته بندی و فروش آب معدنی بسیار متدوال شده و هر یکی از ما روزانه چند تایی بطری خالی روانه زباله میکنیم! بطریهایی که قابل بازیافت هستند و در طبیعت هم تجزیه نمیشوند. تخریب محیط زیست، زشتی چهره اماکن عمومی، حیف و میل شدن مواد قابل بازیافت گرانقیمت هم نتایج این بی خردی هر روزه ماست. در کشوری با 80 میلیون جمعیت خدا میداند که هر روز چه تعداد از این بطریهای خالی را که به نوعی پول محسوب میشوند در طبیعت رها میکنیم!

aq1

در بسیاری از کشورهای اروپایی مبلغی حدود نیم یورو به عنوان عوارض محیط زیست روی هر بطری از مشتری دریافت میشود و مشتری پس از مصرف در صورتی که بطری خالی را به دستگاههای مربوطه یا فروشگاهها تحویل دهد مبلغ عوارض را پس میگیرد! اینگونه است که مصرف کننده بی مبالات از پیش مورد جریمه قرار گرفته است و مصرف کننده متعهد هم با پس دادن بطری زیانی نمی بیند! مواد بطری هم بازیافت شده و به چرخه مصرف بازمیگردد. از طرفی تعداد زیادی از افرادی که قبلا گدایی میکردند در به در به دنبال این بطریها میگردند و عملا نقش زباله جمع کن آزاد را برای محیط زیست بازی میکنند و دستمزدشان را هم نقدی از دستگاه اتوماتیک دریافت میکنند! واقعا سازمان محیط زیست و شهرداریها همین یک کار ساده را اگر بتوانند برنامه ریزی و مدیریت کنند صرفنظر از منافع زیست محیطی چقدر صرفه اقتصادی در بر خواهد داشت؟ راه انداختن یک کمپین حفاظت از محیط زیست بر مبنای بازگشت بطریها به کارخانه ها برای برندهای تولید کننده و حمایت مردم از این کمپین واقعا کار سختی است یا ما خیلی بی حالیم؟  

صفحه مهندس امیر تقوی در اینستاگرام  : Amh_taghavi#


 

کانال رادیو توانگری را در تلگرام دنبال میکنید ؟       telegram.me/radiotavangarYTelegram-logo-278x241

 




به فرزندانمان چه بگوییم ؟

نزدیک خونه هیاتی برپاست ، تاکسی نگه میداره پیاده بشم ؛ چشمم می افته به ۴ دختر ۱۵-۱۶ ساله که دارن تو عالم نوجوانی شون عکس فیس بوکی میگیرند ، سرهاشون را با لبخندی دلنشین خم کرده اند به سمت هم که تو کادر جا بشوند و همه شون هم سیاه پوشیده اند و شاید روحشون هم خبر نداره که شب تاسوعای حسین بن علی ، شب آیینی بزرگتر است که بخواهیم اینگونه ثبت خاطره کنیم

به فرزندانمان چه گفته ایم که همه حسین( ع)  برایشان بیش از یک دور همی ده شبه  نیست ؟

——————————–

 همسایه ما در عراق نیروگاه میسازد ، قراره من را هم یکبار با خودش ببره نجف و کربلا. گاهی اوقات که برام خاطره ای میخواد بگه ، به دور دست خیره میشه و دست در موهای سپیدش میکنه مهندس و با تاسف از کربلایی میگه که هنوز بعد ۱۰ سال از سقوط صدام برق درست و حسابی نداره…از سیستم معیوب فاضلابی میگه که تا بارون میاد همه لجنهای شهری میاد تو کف خیابونها و آلودگی و ….مهندس میگه در ایام عزاداری و اربعین و…دهها کیلومتر جاده های منتهی به کربلا مملو از موکبها و چادرهایی در کنار جاده میشود که شیعیان نذر میکنند برای زائران پیاده حرمین شریفین اطعام و محل استراحت و ماساژ و..فراهم کنند که زوار با آسودگی به زیارت بروند…چقدر عشق  و چقدر محرومیت ؟ چقدر جای مردان بی ادعایی خالیست که به توسعه عدالت و بهداشت و رفاه عمومی مردمان بیندیشند تا فساد و نا امنی و دزدی و رشوه و اختلاس جمع بشه.

حسین بن علی برای همگان فلسفه قیام خویش را شرح میدهد : الا ترون ان الحق لا یعمل به و الباطل یعمل به ؟ آیا نمیبینید که به حق عمل نمیشود و باطل است که مورد عمل واقع میگردد؟

حسین بزرگوار !

بیا و ببین حقهایی که باطل میکنیم و بطلانهایی که بدان شتاب میگیریم

بیا و ببین  برخی سیه پوشان تو در مسند قضاوت ، چه راحت روح خود را به ابلیس فروخته اند و بعضی بانکداران سیاه پوش تو چگونه از فردای عاشورا تدبیر میکنند با بیت المال اختلاسهای ۳۰۰۰ میلیاردی بکنند!

بیا و ببین که به اسم تو میتوان در زندگی مردم تجسس هم کرد و به ناموسشان به بهانه ارشاد ، خیره شد و همچنان حسینی ماند! وامحمداه از اینهمه دل خوشی.

حسین عزیز!

حنجره تو آیا دریده شد که مردمان شیعه اینگونه بزیند؟

ما لایق شیعگی تو نبوده ایم ، امروز به هیات تو که می آییم از ترس دزدان و خفت گیران ، قفل گران بر ماشین و منزل خود را میزنیم که سارقان دیرتر بتوانند جیبمان را بزنند و مراقبیم مبادا کارمان به کلانتری سیه پوش شده برسد که در آن صورت دیگر امیدی به یافتن مال مان نیست…

مردانی بر لب ،  اسم تو دارند و در نوشته های خود تن مردم بیچاره را با تلخ گویی و نقدهای پر کینه میلرزانند و از هر صلحی در هراسند که مبادا  این مردم روی رفاهی ببیند

مولایم!

همه دغدغه پیران منابر ما از کودکی این بوده که یک روسری چند سانت حرکت نکند و نفهمیدند که ظلم و رشوه و تهمت و بی اخلاقی، ریشه های یک تمدن را جابجا میکند!

به کودکانمان  از تو چه بگوییم ؟ این معصومانی که همه تصویری که تو دارند ، ظرفهای قیمه ایست که چند تا چند تا دارن از در یک خونه میبرند بدهند به چند تا سیر ، بخورند !

چه بگوییم به شیعیانی که برنج تو را از بغضهای تو بیشتر عزیز میدارند . ( انما خرجت لطلب الاصلاح فی امت جدی)

حسین عزیز!

به اسم تو در هیاتها بر سر و سینه میزنیم و بر مظلومیت خاندان تو و زینب ات میگرییم ولی بر دختر و مادر و همسر و خواهر خود چنان رفتار میکنیم که گویی خود از ال امیه اند

نام تو را بلندتر از نام نبی اعظم میخوانیم و نمیدانیم که همه قیام تو خلاصه در توحید بوده است. مشرکانه از تو شفا میخواهیم و نمیدانیم الشفاء عند الله  و لا موثر فی الوجود الا الله.

از روزی که مفهوم امام را با بت اشتباه گرفتیم ، ابلیس شادی و سرور ایمان را ازما ربود ، امامم به ما کمک کن موحدانه بزییم

قربان حنجره خسته ات در امشب تاسوعا بگردم، خسته ای؟ تنهایی؟ دلگیری از ما امت گستاخ ؟

  • بگذار دستانت را ببوسم مولا که خشکیده از فرط تنهایی ، تنهایی از ورای ۱۴ قرن که اکنون در برابر دریوزگی و بدفهمی ما مبدل به تلخ ترین سکوت میشود
  • به تنهاییت قسم ، زندگی مان را میگذاریم که امت تو در صلح و رفاه  عدالت و بهداشت و آموزش و دلخوشی و توانگری که شایسته امت محمد است بزیند
  • من روزی را میبینم که شیعه کربلا برای ابراز خلوصش به مولا، قلاده بر گردنش نیندازد بلکه سرش را با عزت بالا بگیرد و مسوولانه زندگی کند و افتخار مولایش باشد
  • من روزی را میبینم که مداحان با خیال راحت کاری داشته باشند پر از درآمد ؛ غیر از مداحی که به خاطر صاحب مجلس ، حقیقت دین را غلیظ و رقیق نکنند و هر نغمه بی ربطی را وارد آیینهای پاک شیعه نکنند
  • من روزی را میبینم که هیچ کسی برای شفای فرزندش زیر صدها کیلو آهن  علم نرود و در عوض ، به راحتی و بدون سفارش و پارتی و.. به درمان و بیمه حمایتی دسترسی داشته باشد.
  • من روزی را میبینم که کسی به خاطر ابراز عقیده اش به حبس نیفتد …
  • من روزی را میبینم که دختران وپسرانمان به داشتن این دین افتخار میکنند و برای بزرگداشت حسین بن علی ، نیازی به تظاهر نباشند
  • من روزی را میبینم که هاله ای از نور ابلیس بر دیده این مردمان نتابد و چراغ برهان و خردمندی افروخته باشد  و چشم ابلیس به در اید. من روزی را میبینم که مردم ما فهمیده اند به اسم “منتظر مهدی بودن” نباید با شعورمان بازی کنند.
  • من روزی را میبینم که “نگریستن” به نور حسین جای گریستن خالی را بگیرد و “آموزه های” حسین ،قیمتی تر باشند از “موزه” زخمهای حسین
  • من روزی را میبینم که در هیچ دادگاهی در کشور شیعه ، مجبور نباشی شماره حساب کارمند متشرع (!) را بگیری
  • من روزی را میبینم که فرزندان سراوان و بندرلنگه و گنبد و مریوان و جلفا به ایرانی بودن خود مفتخر باشند و صدای قهقهه های ایشان را با اینکه جسمی از من در ان روز نخواهد بود ، میشنوم که به زبان محلیشان برای عزیزان خود ،  قصه بیداری ما را خواهند گفت.
  • من روزی رامیبینم که شیعگی در ذیل انسان بودن قرار بگیرد و فردیت همه مردمان محترم باشد و دنیا جای بهتری برای زیستن فرزندانمان باشد  و فراموش نمیکنم که منتظران حسین او را به قتل رساندند و اینگونه منتظر مهدی ( عج) نباشم