چرا یک زن دزدگیرهایش را خاموش میکند ؟( هشدار عاطفی)


جملات دکتر شیری

سلام آقای دکتر, یه سوال داشتم,

خیلى وقته ذهنم مثل یه علامت سوال مونده
دوسال پیش پسری به قصد ازدواج جلو آمد با ویژگیهای زیر :
مغرور,باهوش,حساس,…اولش حسى بین منو اون نبود اما بعد سه ماه بهم علاقه مند شدیم, اون به خاطر یه سرى مشکلات از اىران رفت,اما بازم باهم در ارتباط بودیم, مىگفت دوستم داره. اما تلفن اونجایی را که بود ، بهم نمیداد!
من وقتى دیدم پیگیر نیست  ولش کردم,اما یک ماه نگذشته بود که بهم توى یاهو پیغام داد که دلم برات تنگ شده خیلى و دارم میام ایران… خیلى دوستت دارم! تعجب کردم,خوشحال شدم,اما اومد ایران اما حتى به من زنگم نزد!
دلیل این تناقضاتش را متوجه نمیشم.. ممنون میشم راهنمایم کنید

—————————
مریم خانوم
به احتمال زیاد ایشون از موارد تقلبهای ارتباطی در ایترنت است که سرکار گذاشته شما را و جایی حتی نرفته جز همین اطراف !
حتی خیلی از اینها متاهل هستند و با شخصیت های مجازی در اینترنت میگردند تا عقده های شخصیتی خود را زندگی کنند !
بنده معتقدم تا بفهمه شما خواستگار دارید  یا به کسی دیگر متمایل میشوید ، سرو کله اش پیدا میشه منتها جوابش را ندهید تا حریص تر بشه و از فضولی شروع کنه به تقلا کردن  …اینها آدمهایی هستند که میخواهند تو ذهن دخترها خیلی استثنایی جلوه کنند  ولی  عملا توی رابطه چیزی برای عرضه ندارند!
قهرمان بیرون تشک کشتی هستند…ولشون کنید و اصلا پا در دامشان نگذارید

اما بحث مهمتری که باید بدانید اینست که چرا یک دختر وقتی درونش و عقلش و تجربه اش بهش هشدار میدهد ، باز بی اعتنایی میکند و پیش میرود؟

اینجا عنصری در درون یک زن است که اگر مراقبت نکند ، دستمایه خسارتهای فراوانی در او میشود

زنان به فراست و شهود غنی درونی خود در طول تاریخ یاد گرفته اند که خطرات را رصد کنند. جنس ماده در تاریخ حیات نیز چون ویفه مراقبت از فرزندان را به عهده داشته خطر را از تغییرات بیرونی متوجه میشده و بچه ها را نجات میداده است. این شهود غنی امروز نیز بدرد خیلی از زنان میخورد که با شنیدن وعده ای عجیب غریب یک مرد یا مهربانی های بی دلیل یک آدم ، احساس خطر کنند

وقتی زنی این دستگاه هشدار درونی را خاموش میکند و با خوش بینی های بی دلیل ، خود را مستعد سقوط میکند ، باید هراسید

فرق شهود و شرطی شدن

نکته مهم اینست که در مغز انسان عضو کوچکی است به نام هسته های آمیگدال که کارش دریافت اطلاعات از تالاموس است. نوعی شرطی شدن توسط این عنصر رخ میدهد که به فرد آگاهی غریزی میدهد تا خود را از مهلکه احتمالی برهاند. گاهی اوقات مثل دزدگیر ، حساسیت این عضو بالا میباشد و اشتباهی موارد غیر خطری را نیز هشدار گزارش میکند…

 

بنابراین بین شهود یک زن و شرطی شدنش خوبه فرق بگذارید و این مستلزم کمی معاشرت است و شواهد کافی موید هشدار جمع آوری کردن

 


 


 

 




روی بدبختیهات اسم نگذار! یه کاری بکن براشون


برای داشتن نبوغ عاطفی ، اینکه فقط اسم بدبختیها را بلد باشم که کافی نیست ، باید یه کاری هم براشون بکنم

در کلاس نبوغ عاطفی خیلی مطالب رد و بدل شد و خاطراتی شیرین از آموزش این مفاهیم فراهم آمد ، در انتهای دوره نبوغ عاطفی 2، حسن زرنگیان بخشهایی از تدریس دکتر شیری را به شکل کلیپی 4 دقیقه ای تقدیم کرده است :




ﺍﺣﺴﺎﺱ ﮐﺮﺩﻡ ﺍﺯ ﺑﻮﺩﻧﻢ ﻧﺎﺭﺍﺣﺘﻪ


ﻧﻤﯿﺪﻭﻧﻢ ﮐﯽ ﻫﺴﺘﯿﻦ ﻭ ﭼﯽ ﮐﺎﺭ ﻣﯿﮑﻨﯿﻦ.ﻭﻟﯽ ﺑﺪﻭﻧﯿﻦ ﮐﻪ ﺍﻭﻧﻘﺪﺭ ﺍﻻﻥ ﺳﺮﺩﺭ ﮔﻤﻢ ﮐﻪ ﺣﺲ ﻣﯿﮑﻨﻢ ﺗﯿﺮﯼ ﮐﻪ ﺍﻻﻥ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺗﺎﺭﯾﮑﯽ ﭘﺮﺗﺎﺏ ﻣﯿﮑﻨﻢ ﺷﺎﯾﺪ ﺑﻪ ﻫﺪﻓﯽ ﺑﺨﻮﺭﻩ.
ﺣﺪﻭﺩ ﯾﻪ ﺳﺎﻝ ﺑﻪ ﯾﻪ ﺩﺧﺘﺮ ﮐﻪ ﻫﻤﮑﻼﺳﻢ ﻫﺴﺘﻦ ﻋﻼﻗﻪ ﺩﺍﺭﻡ ﻫﻤﯿﻦ ﺍﺧﯿﺮﺍ ﺩﻟﻮ ﺯﺩﻡ ﺑﻪ ﺩﺭﯾﺎ ﺑﻬﺶ ﭘﯿﺸﻨﻬﺎﺩ ﺩﺍﺩﻡ ﺍﻭﻧﻢ ﺑﻪ ﻟﻄﻒ ﺷﺒﮑﻪ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﯽ .ﺑﻬﺶ ﮔﻔﺘﻢ ﻗﺼﺪﻡ ﺍﺯﺩﻭﺍﺟﻪ ﻭ ﺍﺩﻡ ﻋﯿﺎﺷﯽ ﻧﯿﺴﺘﻢ ﻭﻟﯽ ﺧﺸﮏ ﻭ ﺳﻨﺘﯽ ﻧﯿﺴﺘﻢ ﻭ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﮐﻪ ﺑﺎ ﺧﯿﻠﯿﺎ ﮔﺮﻣﻪ ﻧﺎﺭﺍﺣﺖ ﻧﻤﯿﺸﻢ .ﺍﯾﺸﻮﻥ ﺍﺯ ﻫﻤﻮﻥ ﺍﻭﻝ ﺑﻬﻢ ﺟﻮﺍﺏ ﺭﺩ ﺩﺍﺩ ﻭ ﮔﻔﺖ ﺣﺴﯽ ﺑﻬﻢ ﻧﺪﺍﺭﻩ.ﺍﻟﺒﺘﻪ ﺍﯾﻨﻢ ﺑﮕﻢ ﮐﻪ ﻣﻦ ﺧﯿﻠﯽ ﯾﻬﻮﯾﯽ ﺭﻓﺘﻢ ﺟﻠﻮ ﺑﻪ ﻃﻮﺭﯼ ﮐﻪ ﺧﻮﺩﺵ ﮔﻔﺖ ﮐﻪ ﺍﺻﻼ ﺍﻧﺘﻈﺎﺭ ﻧﺪﺍﺷﺘﻪ ﺍﺩﻣﯽ ﻣﺜﻞ ﻣﻦ ﺍﯾﻦ ﮐﺎﺭﻭ ﺑﮑﻨﻪ . ﻣﯿﺪﻭﻧﯽ ﺗﻮ ﯾﻪ ﺷﺮﺍﯾﻄﯽ ﻫﺴﺘﻢ ﮐﻪ ﻧﻤﯿﺨﺎﻡ ﺑﮕﻢ ﺑﺪﻩ ﺍﻻﻥ ﯾﻪ ﻣﺪﺕ ﺧﺒﺮﯼ ﺍﺯﺵ ﻧﺪﺍﺭﻡ ﯾﻨﯽ ﺗﻮ ﺷﺒﮑﻪ ﻫﺎﯼ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﯽ ﻫﻢ ﺩﯾﮕﻪ ﻧﯿﺴﺘﻢ ﻓﺘﻢ ﺑﺬﺍﺭﻡ ﺭﺍﺣﺖ ﺑﺎﺷﻪ ﭼﻮﻥ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﮐﺮﺩﻡ ﺍﺯ ﺑﻮﺩﻧﻢ ﻧﺎﺭﺍﺣﺘﻪ.ﻭﻟﯽ ﻣﻦ ﺧﯿﯿﻠﯽ ﺩﻭﺳﺶ ﺩﺍﺭﻡ.
———————————
سلام مسعود عزیزم
شاید پیام مهم این قصه اینه باید به خودت و طرفت آمادگی بدی بعد اقدام کنی
اینکه گفتی قصدت ازدواجه الزاما باعث نمیشه حرفت با ارزش تر باشه زیرا در درجه اول باید محاسنت را به چشم یک دختر بیاری تا به دلش بنشینی و بعدش رابطه جدی بخواهی ازش
من قویا توصیه میکنم تلخی این تجربه را مبدل کنی به رشد مهارت ارتباطیت ، با مطالعه با معاشرت با آدمهای قوی تر از خودت
ممکنه دفعه بعد که بری سراغش ، افتخار کنه او باعث اینهمه تغییر شده



آیا " مرد شایسته " یک هذیان است ؟


مرد شایسته کیست ؟
آیا چنانکه بعضی دختران عصبی زخم خورده از مردان عوضی ، کنایه میزنند ؛ وجود ندارد؟
شایستگی ، زن و مرد ندارد ، مال مقام انسان است ولی احتمالا شکل بروزش در بانوان و اقایان ، متفاوت است
شایستگی ، ساختنی است ، نه شانسی است نه ارثی !
اگر بنا باشد از مختصات شایستگی یک مرد بنویسم ، احتمالا نکات زیر خواهد شد ( و شما هم بیفزایید نظرتون را ) 
– با ادب است و متین ولی ادب و متانت ، دست و پایش را نمیبندد که لازم شد بخروشد
– مرد است و یادش نرفته که مرد مقداری کله شقی ، نرینگی و چند مولکول ،پیش بینی ناپذیری دارد
– از بیان احساساتش نمیهراسد، جرات ابراز عشق دارد و دلیر وادی عشق است ، پای عشق خیلی حساب کتاب نمیکند ، حداقل اگه بناست چند باری عاشق شود ، اونجا اهل قمار است
– شیربرنج نیست ، هپلی و شلخته نیست ، به جذابیت ظاهری و رفتاریش اهمیت میدهد ، تو ظاهرش وا نداده و بلد است چه موقع عین ببر وحشی از حریمش مراقبت کند
– اهل خاله زنک بازی ، گیز دادن به جزئیات بی ارزش ، مو را از ماست کشیدن نیست ، بلد است عین عقاب از امور پیش و پا افتاده فاصله بگیرد و در وقتی مناسب تر به آوردگاه زندگی بازگردد
– در برابر معنای بزرگتر زندگی ، قوانین عظیم هستی ، صاحبخانه اصلی عالم ، بی تفاوت نیست ، سوال دارد و برای پاسخش به جوابهای کلیشه ای دل خوش نمیدارد
– به طبیعت ، حیوانات و گیاهان به چشمی خیره مینگرد نه ابزاری برای عشق و حال
– اهل تئاتر ، موسیقی ، هنر و هیجان و مقداری ورزش و داد زدن سر فوتبال و کشتی و …هست . زانوانش جازخم آسفالت کوچه های محل داره یا تو گل کوچیک یا تو دعوای زنگ آخر
برای داشتن چنین مردی باید خود نیز شایسته بود و بعضی اشتباهات را هرگز تکرار نکرد
علیرضا شیری

چگونه از چشم یک مرد سقوط کنیم

 

 

چگونه از چشم مرد شایسته سقوط کنیم 4

چگونه از چشم یک مرد شایسته بیفتید ؟ دو قانون

کلاس شخصیت سالم تر من- دوره بهار ۹۴

چطوری میشه جلوی صمیمیت بیش از حد در رابطه را گرفت ؟




چگونه از چشم یک مرد شایسته بیفتید ؟ دو قانون


 

قوانین از چشم مردان افتادن 1

قوانين افتادن از چشم يك مرد “شايسته” 
——————————————-
اينقدر براى اهدافتان بجنگيد كه بيشتر یک “جنگجوى قابل احترام” ديده شويد تا يك “دختر خواستنى” !
هدفمندی مهم است ولی نه به اندازه ای که” مرد شایسته “ات خسته بشه
——————————————-
برای جلوگیری از بدفهمی منظور اصلیم ، دو نکته عرض میکنم :
1- مشاور بسیاری از دختران شایسته و موفق این کشور بوده ام ، یه ذره میدانم تنهایی و خستگی و نگاه حسرت آمیز به فرزندان هم کلاسیهای مدرسه ، در یک دختر 38 ساله با مدرک MBA و پوزیشن مدیریت ارشد یک کمپانی خارجی معتبر در ایران با کلی دستاورد و …چقدر تلخ است. من سالها به این زنان کمک کرده ام ، ازدواجهایی عالی کنند و آنرا دستمایه شادیهای دیگرشان کنند ، اینقدر کامنت مثبت واقعی گرفته ام از زندگی واقعی این زنان که نیازی به like شبکه مجازی ندارم . در نوشتنم مطمئنم هرچند استثناها را رد نمیکنم.برای دختران شایسته سرزمینم مینویسم و کاری به تئوریها و جریانات سرکاری محافل روشنفکرنما ندارم ، معنای لبخند یک زن را دقیقا میدانم که چیست ، پس اگر حوصله دقت در بحث ندارید ، وقتتان را حفظ کنید و برید کلی صفحات انگیزشی در نت هست برای دلخوشیتان، این پست کسانی نیست که نفسشان از جای گرم بلندمیشه ….
2- مرد شایسته ، در زندگیش به اندازه کافی جنگیده ، زنان زره پوش را میبیند ، درک میکند ، میستاید ولی بعید است آنها را بیش از “همکار” خود انتخاب کند. ” همسری” متعلق به زنیست که بلد است زره را به موقع از تن در آورد و اجازه دهد مرد ، مسوولیتهای جدی و فرسایشی سکانداری خانواده را به عهده بگیرد ؛ 

3- در آلمان 30 % زنان هرگز ازدواج نمیکنند ، بستر فرهنگی مردم المان چنین فضایی را فراهم آورده است و البته که همه این 30 % حسرتی نیز نمیکشند و فرصتهای دیگر سبک زندگی برایشان موجود است. اما در ایران ، قصه اینطور نیست ، چه خوشمان بیاید چه نیاید ! این فشار فرهنگی برای مجرد نماندن و فرزند داشتن البته که ستون پنجمی نیز در فردیت دختران ایرانی دارد زیرا هیچ شب یلدا و شب عید و …نیست که نداشتن فرزند به چشم دختر موفق ایرانی در سن مثلا 35 سالگی نیاید. من انکار نمیکنم که زنانی هستند موفق در کشورم که سبک زندگی مجردی را پسندیده اند و موفقند اما نمیتوانم چشم بر اکثریتی که در این پست فیس بوکی گذاشته ام ، ببندم. یقینا در تحلیل مسائل زن ایرانی باید عقب ماندگی اجتماعی بسیاری از ما مردان را نیز لحاظ کرد ولی من نمی آیم فرصت طلایی فعلی را به ” تحلیلهای بی انتهای” جامعه شناسی بگذارنم در حالیکه پسران میتوانند تا 45 سالگی در این کشور ازدواجهای خوب کنند و این دیار بی رحم به دختر بالای 35 سال نگاه بسیار تلخ بیندازد ! یقین بدارید امثال من تیزهوشی درک این شرایط نابرابر را داریم و به همین دلیل است که بین تحلیل عملگرایانه ( پراگماتیست) و قصه نویسیهای جامعه شناسایانه در این زمینه تفاوت بزرگی رخ میدهد. ما دنبال تحلیل نیستیم دنبال حل سریعتر ماجراییم. تحلیل گران بعدها فرصت دارند دلایل موفقیت عملکرد ما در تسریع ازدواج و شادمانی و رشد دختران موفق ایرانی را تحلیل کنند 

4-زنان دهه 50 و 60 رشدهای باورنکردنی در تاریخ جامعه شناسی ایران کردند ، مردان ما اینقدر رشد نکردند ، این وسط تعدادی مرد هستند که شایسته اند ، زحمت کشیده اند هم درونی هم بیرونی. موقعیتهای حساس شغلی و مدیریتی و …کسب کرده اند ، معنی جنگ را میدانند. دنبال دختر خنگ موطلایی هم برای ازدواج نیستند که وابسته باشد و بی عرضه. اما سوال دقیق اینجاست که آیا دنبال زنی هستند که عمده هویتش مدرک فوق لیسانس و پروژه های پی در پی و جنگ جویی های بی انتهاست ؟ احتمالا نه ! آنها زن باهوشی میخواهند که معنی “هارمونی” را بفهمد و بتواند برای مدتی هم که شده ، queen باشد نه king ! کمتر کار کند و احساس قربانی شدن نکند ، فرزندشان را از یکسالگی به جای اعطای عشق مادرانه ، به عشقهای کاذب مهدکودکها نسپرد. به جای کار تمام وقت ، نیم وقت کار کند و اعتماد کند به شایستگی مرد . دراین صورت مرد میدرخشد ، کمی بعد میتوان دوباره کار کرد دوباره پروژه برداشت ولی دست از مسابقه پیشرفت شغلی و مالی در زندگی زن کشید و به ارزشهای خانوادگی نیز بها داد 

5- قبل از اینکه دوستان فمینیست ورم کنند ، عرض میکنم که مرد “شایسته” دنبال زن بی عرضه دست و پا چلفتی و وابسته نیست. موفقیتهای همسرش را میستاید اما او را خسته از کار و دائم دنبال پیشرفتهای مردانه ( پوزیشن و پول و …) نمیخواهد .

مردی که شایستگی عنوان پادشاهking را دارد ، دنبال queenملکه است نه یک پادشاه دیگه !

از چشم مرد شایسته افتادن 2




آنچه پدر و مادرتان به شما نگفتند: قوانین جدایی 6-5


وقتی درباره  قوانین جدایی breaking law مینویسی خیلی ها رو ترش میکنند که آقا درباره وصال بنویسید ولی واقعیت اینست که در زندگی اکثر ما پیش می اید که از کسی جدا شویم ، اینها را برای ان روزهای سخت نوشته ام

قوانین جدایی 1-2-3-4

جدایی5

جدایی6

قوانین جدایی 1-2-3-4




آنچه پدر و مادرتان به شما نگفتند : وقتی زیبا نیستم ، غصه میخورم


1626514_168

من 22 سالگی ازدواج کردم. الان سی و یک ساله هستم. شوهرم 5 سال از من بزرگتره.  ما هر دو از بچه های موفق شهرمون بودیم. ازدواج سنتی کردیم. هنوز فرزندی نداریم. بذارید بی حاشیه بگم من هیچوقت از چهره ی خودم راضی نیستم. نقصی توی صورتم دارم که هنوز نتونستم باهاش کنار بیام  تا یه زمانی این احساس با یکسری موفقیت های تحصیلی و هنری جبران میشد. یا حداقل حواسم پرت میشد. خیلی سعی کردم شکرگزار و مثبت و قوی باشم. موقع ازدواج یک احساس احمقانه ای از سپاسگزاری نسبت به همسرم احساس می کردم که با من ازدواج کرده.

تقریبا همه جوره سازگار بودم. شاید باورتون نشه اما من یادم نمیاد تا حالا بیش از دو سه بار با هم دعوا کرده باشیم.  ولی در حسرت این موندم که یک روز همسرم با من از زیبایی بگه. حتی به دروغ. حتی بگه تو برای من زیبایی ! بدبختانه من در خانواده ای بودم که تا حدی مرفه و اسم و رسمی داشت. و جدیدا این برام سواله که همسرم من رو چرا انتخاب کرد؟… چرا؟ چرا اگر براش جذاب نبودم اومد سراغم؟   با اینکه بحران های روحی رو در تنهایی می گذرونم اما سعی کردم توی این سالها پویا باشم و حرکت کنم. ادامه تحصیل دادم. خدا رو شکر شغل و درآمد خوبی دارم. وجهه و جایگاه اجتماعی خوبی دارم. اما درونم پر از غمه. خیلی تلاش کردم با خودم کنار بیام. اما هرچی سنم بیشتر میشه بیشتر ناتوان می شم. 

راستشو بخوایید فکر می کنم ما دیگه به هم علاقه و احساسی نداریم. و اگر کنار هم هستیم فقط برای یک سری امتیازات اجتماعی هستش. انگار برای هم مزایا داریم…. وقتی زیبا نیستم واقعا چه باید بکنم ؟

———————————————————————-

 

سلام من را بپذیرید

نامه شما را خواندم

متاسفم که اینقدر درونت بهم پیچیده است

  1. زیبایی یک حس شخصی است و مبتنی بر سلیقه. معلوم است به سلیقه خودت و شاید چون کسی از کودکی درباره ظاهرت حرفی نزده ، تصویر خوبی از خودت نداری. در لایه اول میتونی از یک استایلیست کمک بگیری. استایلیست کسیست که به ما میگوید چه تیپی ، چه نوع آرایشی ، چه لباسهایی مناسب چه مراسمی ، چه HAIRCUT مناسب مان است.اسایلیستها کمک میکنند لحظاتی خوب را تجربه کنیم ، حتی اگر عمیق نباشه ولی من در مطبم دیده ام تاثیر یک چنین زیبایی متفاوتی ولو برای مدتی کوتاه ، امید بزرگی فراهم می آورد
  2. مساله عمیقتری که در شما میبینم ، یک سایه شخصیتی است. سایه شخصیتی چیزی است که نمیخواهیم در خودمان ببینیم. سایه مشهوری که تو و خیلی هامون حمل کرده ایم ، عبارت است از : جوجه اردک زشت. در بدترین شرایط باید بپذیریم زیبایی خاصی نداریم در ظاهرمون و بریم سراغ بقیه موفقیتهای زندگی ( که تا حدی رفته ای ولی دائم میشینی نشخوار میکنی ظاهر معمولیت را و این باعث میشه درد بکشی دختر خوب )
  3. خیلی از مسائلی که نوشته ای مثل معمولی شدن برای یکدیگر ربطی به قیافه تو نداره ، عمر رابطه شما به جایی رسیده که باید یکبار دیگه از نو ، لایروبی بشه. هم زندگی جنسی تون هم طرز گفتگوتون باید طوری بشه که خواهر برادر نشید
  4. نوشتید که از تعریف سایر مردان خوشتون اومده ، خب این ناشی از این است ک هر آدم سالمی از مورد توجه قرار گرفتن بقیه لذت میبره اما درست تشخیص دادهای که خشمی اون زیر داره وول میزنه که ممکنه کار دستت بده. خیانت و لغزش اکثرا در زنان ناشی از خشم است نه هوس

ادامه پاسخ + لینک داون لود کتابی مفید در این زمینه در سامانه پرسش و پاسخ سایت ما قابل خواندن است ، کافیست بیایید اینجا




ازدواج با کسیکه قبلا ازدواج کرده


​خواستگاری دارم که تجربه یک زندگی ناموفق داره.من نیز همسرم را در اسنحه از دست داده ام در این مورد کسی بهم توصیه کرده که حتما با همسر سابق شون صحبت کنم ولی ایشون هیچ راه تماسی برای من ایجاد نکردن. صحبتشون هم اینه که قاعدتا این خانم واقعیت رو به شما نمیگه و فقط ذهنیت تون رو به هم می ریزه. آیا باید در این مورد اصرار کنم؟ کلا در رابطه با کسانی که قبلا تجربه ازدواج داشته اند چه نکاتی رو باید لحاظ کرد.

————————————–
fه موضوع مهمی اشاره کرده اید زیرا تجربه مجدد طلاق بسیار دردناک تر از  اولی است ( هر چند شما فرموده اید همسرتان از دنیا رفته اند) منتها این وسط نباید دچار وسواس شد و با چک کردنهای جزئیات بدرد نخور فرصتها را از دست دادمن هم معتقدم گفتگو با همسر قبلی اطلاعات مطمئنی به شما نخواهد داد  و از سویی معمولا موجب استرس و جراحت به خواستگارتون خواهد شد زیرا بعید است طلاق در طی یک روند خیلی مسالمت آمیز رخ داده باشد. به حای این کار معاشرت کنید دو سه ماهی  تا روحیات ایشون را تحربه کنید و این مدت برای شما نیز خیلی خوب است تا  متوجه بشوید چقدر از زخم قبلی فاصله گرفته اید. البته غم فقدان همسر در اثر فوت کم نیست و باید به خودتان فرصت بدهید با درست و شاد زندگی کردن بعد از ایشان ، خرد واقعی زندگی را عملی سازید.

در این مدت میتوانید ببینید چقدر خشم یا حس  منفی به همسر قبلیش دارد و ایا با غیبت کردن از او و جلاد نشان دادن خودش سعی در رد مسوولیت خویش دارد یا نه ؟




تکلیف دختره را معلوم کن و قاطع باش- آنچه پدر و مادرتان نگفته اند( جرات ازدواج)


28 سالمه و مشغول تحصیلاتی عالی هستم. چند سالیست که با دختری مرتبطم 31 ساله با تحصیلات و موقعیت کاری بهتر از خودم ( شرکتی موفق دارد) که درباره رابطه مون حرفهای ضد و نقیض میزند . از طرفی میگوید عاشقم نیست از طرفی خواستگارهای خیلی خوبش را پس میزند. من درگیریهای خانوادگی داشته ام از کودکی که باعث میشود از ازدواج پرهیز داشته باشم از سویی این دختر را دوست دارم اما نمیدانم پا پیش بگذارم یا نه.دوست دارم حامی خانواده ام نیز باشم و الان شرایط مالی و کاری و خانوادگیم به ازدواج نمیخوره و جرات ازدواج ندارم

سلام من را پذیرا باشید
1- خیلی به ظاهر حرفهای این دختر خانم اعتماد نکن چون واضحه که از کمی رازآلود بودن و غیر قابل پیش بینی بودن لذت میبره به همین خاطر پیامهای متناقضی برایت میفرستد: هم دوست داشتن هم زیاد نداشتن در حالیکه دوستت دارد ، حسابی هم گرفتارت است و این را از انتخابهایش، حمایتهای خوبش میتوان فهمید. او در سنی است که بلاتکلیفی برایش سم است و بی تصمیمی شما میتواند او را سرخورده کند. جنس زنانه دنبال صراحت و قاطعیت و مسوولیت پذیری مردانه است و اگر رفتارتان دخترانه باشد یعنی پذیرش و تسلیم و قاطعیتهای مقطعی تکانشی داشته باشید او را از دست میدهید
2- دستاوردهای تو از او کمتر است و این معنای خوبی ندارد. ممکن است اوائل زندگی خیلی نقش شوهری را نتوانی در خودت پیدا کنی ولی همانطور که نوشته اید ، نقاط ضعف شما در او مبدل به نقطه قدرت شده است. این فی نفسه زمانی خطرناک میشود که شما رشدهای لازم را انجام ندهید
3- اختلاف سنی که نوشته اید من را نگران نمیکند زیرا ثبات بهتری را نوید میدهد
4- وقتی میخواهیم ازدواج کنیم ، باید تکلیف یک رابطه خیلی مهم را در زندگی خود تعیین کنیم : رابطه با خانواده خود و خانواده همسر.شما سختیهایی کشیده اید که هضمش برای غیر شما سخت خواهد بود، با شرحش برای همسرتان فقط توقعتان بالاتر میرود که او درکی عمیق تر داشته باشد پس در این مورد خویشتن داری کنید. حمایت از مادرتان بخشی از زندگی شماست و بیشتر بخش مهمی از سفر زندگی یک زن خواهد بود. هر زنی اگر به جای اینکه جنگهای به موقع زندگی خویش را در پیش بگیرد ، همه جنگهایش را در مادری کردن فرضا ، هدایت کند ممکن است مادری بشود متوقع که فرزندانی بدهکار تربیت کند با بندناف نبریده! یعنی دختر و پسرش همیشه از اینکه لذتهایی فردی تجربه کنند عمیقا وجدان دردهایی دارد زیرا مادر از این تجربیات محروم بوده است.در این صورت ما با رابطه ای آسیب خورده مبتنی بر رنجش روبرو میشویم. من فکر میکنم با سایر برادران و خواهرانت باید از الان شبکه حمایتی معقول و نه وسواسی نسبت به خانواده تشکیل دهید و بروید خوشبختی را تجربه کنید




آنچه پدر و مادرتان به شما نگفته اند : استقلال دختر از خانواده


groom-father-of-the-bride

دختری ۲۹ ساله هستم اهل تهران. همکلاس سابق دانشگاهیم اهل جنوب غرب کشور است و ضمن پیشنهاد رسمی ازدواج با خواسته خانواده من مبنی بر انتقال به تهران موافقت کرد  پس از فراهم کردن مقدمات، امسال به همراه خانواده برای خواستگاری اومدن. متاسفانه از همون ابتدای جلسه جهت گیری بحث در زمینه محل زندگی بود و خانواده ایشون گفتن اگه پسرمون بیاد اینجا حقوقش کم میشه، موقعیت شغلیش تنزل پیدا میکنه و … .این موضوعات باعث ایجاد تنش شد و خانواده من که صددرصد مخالف زندگی من درجایی غیر تهران بودند با خانواده ایشون توهین آمیز برخورد کردند، طوریکه اونها بدون اینکه چیزی بخورن جلسه رو ترک کردن. فردای اون روز مامانم خیلی از اتفاقی که افتاده بود ناراحت بود به همین خاطر میخواست ازشون معذرت خواهی کنه اما آقا پسر راضی نشد و به ما اجازه نداد با خانواده اش صحبت کنیم. حالا خانواده ایشون بهش گفتن دور این دخترو خط بکش. خودشم هم دیگر تمایلی ندارد. میگه اگه هم به فرض محال قرار باشه ما ازدواج کنیم من دیگه تهران نمیام.از زمانی که این اتفاق افتاده حالم خیلی بده و همش دارم گریه میکنم.چیکار کنم آقای دکتر؟

=======================================
سیمین گرامی!
ایا ” استقلال دختر” موقع ازدواج ، در خانواده تو محلی از اعراب دارد؟
واقعیت اینست که این مورد را بهتره تمام شده فرض کنی زیرا بیش از این که نمیشه یه مرد برای بدست آوردن یک دختر تقلا کنه ، خانواده سنتی اش را برداشته اومده تهران خواستگاریت ؛ واسه چی توهین بشنوه؟ به نظرم خانواده قبول نداره تو دختر بالغی هستی که میتونی برای محل زندگی با همسرت تصمیم بگیری و اصرار اینگونه بر تهران ماندن تو به نظرم یک فاجعه است .خیلی خوب تر این بود که ابتدا ازدواج سر میگرفت بعد شرایط اومدن اون بنده خدا به تهران ( شغل و مسکن) به تدریج فراهم میشد ( با کمک شما) تا بتونه در دو جبهه بجنگه ( مهاجرت + خانواده داری)