image_pdfimage_print

آنچه پدر و مادرتان به شما نگفتند (دوست داشتن یک طرفه)

من ۲۱سالمه تقریبا مدتیه که برام خاستگارایی پیدا میشن و زنگ میزنن.مادرم اصرار داره که اونارو راه بدیم اما من اصلا نمیدونم جلسه خاستگاری چطور میگذره ومن باید جلسه اول چی بگم و چطور رفتار کنم.درضمن من در دانشگاه به فردی که استاد بنده هستن شدیدا علاقه مندشدم.که فکر میکردم این احساس یک طرفست.اما بعد از مدتی فهمیدم ایشون هم سعی داره ارتباط برقرار کنه.همش میدیدم سعی داره سر از کارم دربیاره و خودشو صمیمی کنه

آنچه پدر و مادرتان به شما نگفتند

آنچه پدر و مادرتان به شما نگفتند : زنگ تفریحش نشو!(از مطالب قدیمی پر خواننده )

مینا ۲۶ ساله پرسید : سه ساله با کسی که قبلا تو دانشگاه همکلاسم بودیم دوستم.مشکلی که داریم اینه که چون من فقط ۳ ماه از ایشون بزرگترم همینو بهانه کرده میگه نمیخاد با همسن ازدواج کنه و ازمن میخاد که باهم باشیم تا هر وقت که هر کدوم ازدواج کنیم و بریم دنبال زندگی خودمون!!.بارها من عقب نشینی کردم اما بعد از یک ماه برمیگرده ومیخاد که اشتی کنیم اما همچنان سر حرفش هس.جالبه که از نظر اون یه مرد میتونه با دختری که ۱۰ یا۱۲ سال ازش کوچکتره ازدواج کنه و هیچ مشکلیم پیش نمیاد اما با همسن هرگز!اصلا حتی حاضر نیس درباره ازدواج صحبت کنیم.من نمیدونم دیگه چطوری متقاعدش کنم خواهش میکنم راهنماییم کنین.

آنچه پدر و مادرتان به شما نگفتند

آنچه پدر و مادرتان به شما نگفتند: کی به خواستگارم این موضوع را بگویم؟

نگاه مردم به زخمهای ما تقریبا برگرفته از نگاه خودمون به آن زخم است.
من موافقم که اگر چنین چیزی در بدن تو نبود ، همه چیز خیلی راحت تر میشد ولی حالا که این قصه هست بهترین برخورد چیست ؟