image_pdfimage_print
دل نوشته

سیلی های پاییز به خواب زدگیهایم

روز اول مهر برای من اکثرا خاطره خوبی نبوده است ولی پاییز برام یه جورایی شبیه نوروزه که تصمیمات جدید و افکار جدید به ذهنم میاد
از پاییز آموختم در ریزش هم میتوان زیبا شد و لزوما هر ریزشی در زندگیم نباید به قیمت تلخ بودن و عصبی بودنم تمام شود

دل نوشته سحری ۱۸- آدم عاقل کسی است که مردم به خیرش امید دارند

کسی که صیادی ازش شد با همان عطار و مثنوی.بعد مثنوی را باز می کنیم و می بینیم در بیتی در دفتر اول که خود بیت به خاطرم نیست، مولوی می گوید ما ، قنات و کاریزی را امروز حفر میکنیم و ز آب آن قرنها افراد دیگری بهره خواهند برد حرف جلال الدین محمد بلخی مال قرن هفتم است و محمد خواجوی قرن چهاردهم. ، اون آب و سفره و برکت را برای ما گذاشتند.

دل نوشته

دل نوشته سحری ۱۳- مستان سلامت میکنند

جایی داشتم درسی می گفتم در مورد ویژگی انسان سالم. گفتم انسان سالم هم قدرت تعشق دارد هم قدرت دریافت عشق دارد و هم قدرت اشمئزاز. می تواند متنفر باشد. در برابر یک پیشنهاد بی شرمانه می تواند متنفر باشد. می تواند کراهت داشته باشد برایش این که من هم تن بدهم به روزمرگی هایی که همه دارد ان آنها از هم سبقت می گیرند. ما مردم خاصی هستیم. ما مردمی هستیم که قصه های متفاوتی داریم. ما مردمی هستیم که در گرم ترین هوای این سالها، آب شرب و لوله کشی بعضی مناطقمان قطع شده است. بعد تازه فهمیده ایم که ما سه برابر استاندارد جهانی آب مصرف می کنیم. ما ۲۵۰۰۰ کشته جاده ای داریم.