سایت دکتر شیری

نظرات دانشجویان فارغ التحصیل

image_pdfimage_print

کلاس سفر قهرمانی ۹۱ – مژگان –

من که آخر سر نفهمیدم چی شده بود ولی چه خوب کردین لینک این پست رو گذاشتین:) خیلی کیف داد یاد کلاسای خودمون افتادم … حال و هوای کلاستون اینقدر خوب بود که حتی یادآوریش هم لذت‌بخشه…چیزی که همیشه تو تعریف کلاسای شما می‌گم اینه: درس دادن آقای شیری یه طوریه که خواسته نخواسته می‌ره به خوردت و تو تمام ساعتای زندگی درگیرت می کنه… لازم نیست واسش وقت بذاری،‌ بخونی و تمرکز کنی همیشه باهات هست، راه که می‌ری، حرف که می‌زنی، فیلم که می‌بینی… اگر هم بخوای نمی‌تونی مثل قبل زندگی کنی… دکتر متشکریم :) )

=============================================

محمود ۳۳ ساله  دانشجوی دوره پاییز ۹۰ :

کلاس “مهارت انتخاب و ازدواج” خیلی از پیش فرضهای من را راجع به مقوله ازدواج اصلاح کرد. نیلوفر ۲۸ ساله حسابدار دوره  زمستان ۹۰ :شاید بهترین اتفاقی که در کلاس افتاد ، برگزاری جلسات پرسش و پاسخ انتهایی بود که با حوصله به بحثهای جدی بچه ها میپرداختید و واقعا به من کمک کرد…هیچ جلسه ای به اندازه جلسه “شبیه سازی خواستگاری ” که بین همکلاسیها برگزار کردید و تک تک اشکالات آنها را برطرف کردید ، برای من موثر نبود…
———————————————————————————————————————–
شیما ۳۳ ساله از کرج :
…درسته دکتر سر کلاس مهارت انتخاب و ازدواج امیدهای تصنعی به بچه ها برای ازدواج نمیدهند ولی خیلی از بچه های دوره های قدیمی با همین روال نه تنها ازدواج کرده اند بلکه راضی و سربلند زا اختلافات رایج بین زوجها به زندگی مشغولند
———————————————————————————————————————–
مرضیه از تهران
با سلام.من در دوره مهارت انتخاب و ازدواج زمستان ۹۱ شرکت کردم.با اینکه در ابتدا نیاز جدی در شرکت در این دوره ها را نمیدیدم ولی اکنون به تمام دوستام حضور در این دوره را پیشنهاد میکنم .برای زندگی خوب باید زمان گذاشت و ابزار انتخاب داشت و این دوره برای داشتن اطمینان و آرامش بهترین ابزاره!به خصوص جلسات مدلینگ که عالیه!
———————————————————————————————————————-
ساناز
من کلاس شخصیت سالم تر من  رو تو دوره اول برگزاریش شرکت کردم، تمام جلسات رو.
به نظرم کلاسهای پر باری بودند و آدم توش میتونه کم و کاستی ها، عیب و ایراد های رفتاری و شخصییتی خودشو که هم میتونه خیلی به خودش آسیب بزنه، هم آسیب های بیرونی داشته باشه رو جلوی روش ببینه و مسلما اینکه بعد فهمیدنشون باید آدم این زمانو بذاره ورو خوش کار کنه که دیگه نداشته باشدشون
——————————————————————————————————————–

سهیل – ۲۶ ساله – تهران

بعد از مدتها تصمیم گرفته بودم برای افزایش حقوقم به مدیرعامل شرکت نامه بزنم. با کمی تامل فهمیدم بهتر است با تیپی مثل ایشون که برونگرا و شهودی هستند و البته منظم، غیر از نامه نگاری دیداری حضوری نیز باید موثر باشد. وقتی از دفترشون گرفتم و در کمتر از ۳ دقیقه صحبتم را کردم. سعی کردم تصویر بزرگتر از حقوق افزوده را بهشون نشان دهم و بعد نامه را تحویل دادم. برای این سه دقیقه ساعتها فکر کرده بودم. دوره MBTI  را گذرانده بودم و البته در ناباوری همکارانم موفق شدم ۳۰%  ترفیع دریافتی بگیرم

———————————————————————————————-

نسترن ۲۸ ساله – کارشناس صنایع – کرج

اشکال کارم این بود که خواستگارانم را معطل میکردم . با اینکه نه در شان و شخصیت ما بود و نه کسی از من تحصیل کرده انتظار داشت، ولی  انگاری وسواسی شده بودم. پاسخ هر فرد را  چند ماه به تعویق می انداختم! در جلسه سوم کارگاه MBTI فهمیدم کارکرد غالب من جمع آوری اطلاعات است و فهمیدم چقدر کارکرد تصمیم گیری نهایی را در لایه های زیرین شخصیتم پنهان کرده ام ! نمیگویم معجزه شد اما من واقعا خودم راتغییر دادم. دیگر به خودم انگ وسواسی نزدم و کارکردهای تصمیم گیرنده ام را تقویت کردم و خبر خوب اینه که یکی از خواستگاران قبلی ام مجددا تماس گرفت و هم اکنون در استانه نامزدی هستیم

—————————————————————————————————————-

رضا از بچه های صنعت نفت دوره شخصیت شناسی مقدماتی سال ۸۸ است . چند شب قبل بهم میگفت که مدیر ارشد هولدینگ نفتی شرکتشون با سابقه قراردادهای ۳ میلیارد یورویی بهم زنگ زد و تشر که درست انگاری کار نمیکنی…شصتم خبردارشد که زیرابم خورده و سریع به جای برخورد عاطفی با قضیه و عصبانی شدن (پوزیدونی) توان کلامی خودم را استفاده کردم ( هرمس) و به جایگاه عقاب گونه ایشون نگاهی انداختم و فهمیدم چرا عصبی شده است ( زئوس) و تونستم در کمتر از ۶ دقیقه او را متقاعد کنم که من یکی از وفادارترین نیروهایش هستم

—————————————————————————————————————-

بهروز توسط یکی از دوستانش رضا ( که داستانش را بالا خواندید ) وارد دوره شخصیت شناسی مقدماتی شد و متوجه شد که بخش زنانه درونش کمکش میکند که زنان را بفهمد و در ضمن به خاطر شخصیت هرمسی اش بسیار رابطه راحتی با بقیه برقرار میکند که موجب نا امنی روابط اصلی اش و جدی گرفته نشدن در محافل کلیدی است. او به تدریج موفق شد هزارپارگی درونش را به یکدستی مبدل کند و در رابطه اش با ساحل به سمت رسمیت و ازدواج پیش برود . بهروز در کمتر از ۶ ماه ارتقاء شغلی به عنوان مدیر روابط عمومی پروژه پیدا کرد و همزمان برنامه نویسی قابل احترام در شرکت باقی ماند

—————————————————————————————————————-

شیدا ۲۸ ساله لیسانس علوم تربیتی :

دوره شخصیت شناسی زنانه شما باعث شد من پی به بیهودگی رنجی ببرم که سالها با خودم حمل میکردم ، من همیشه فکر میکردم باید مرد میشدم اما تو این دوره بود که فهمیدم ارکتایپ غالب جوانی من استقلال طلب ( آرتمیس ) است و مردان شایسته اطرافم را بارها و بارها به همین علت از دست دادم و خوشبختانه با یکی از بهترین خواستگارانم دیگر برخوردی اشتباه نکردم و اجازه دادم زنانگی درونم مانع ترسیدن آن مرد که اکنون همسرم است بشود

—————————————————————————————————————

مرتضی ۳۶ ساله حسابدار

من ۸ سال بود ازدواج کرده بودم و همیشه فکر میکردم همسرم زنی وابسته و سرد است و این موضوع خسته ام کرده بود. در ۳۷ سالگی وسوسه شدیدی شدم به رابطه خارج از ازدواج. با دوره شخصیت شناسی زنانه به ویژه جلسات پخش فیلم بود که فهمیدم من در کمال ناباوری نیاز دارم مادرم را در رابطه با همسرم جستجو کنم و شناخت این وجه درونیم باعث شد با دقت بیشتری خودم را رصد کنم که مبادا زندگیم از دست برود

————————————————————————————————————–

سودابه ۲۴ ساله

من در شخصیت شناسی زنانه با شناخت بخش افرودیت درونم متوجه شدم به عنوان یک دختر معتقد به خطوط اخلاقی ، چگونه جلوی سردی رابطه ام با همسرم را بگیرم و این چیزی شبیه معجزه بوده که در متن کلاس برایم رخ داد

—————————————————————————————————————

مژگان فوق لیسانس علوم ارتباطات

من سر کلاس  شخصیت شناسی زنانه  آتنایی بود که فهمیدم به خاطر شایستگیهای فردیم اصلا حواسم به این نیست که همسر مناسب بودن یعنی درست دیده شدن و دست کشیدم از بعضی رفتارهای ضد مردی که از سر قدرت ورزی انجام میدادم .

————————————————————————————————————–

– منصوره ۲۶ ساله – دانشگاه خواجه نصیرالدین طوسی

من همیشه حرص میخوردم چرا نامزد درونگرایم دوستم ندارد و وقتی با بحث هفائستوس در کلاس شخصیت شناسی مردانه آشنا شدم فهمیدم با چه مرد درونگرای عمیقی ارتباط دارم و فهمیدم چقدر ناآگاهانه او را آزرده ام

————————————————————————————————————–

نفیسه ۳۳ ساله – خانه دار

شوهر من نقل همه مجالس است و من همیشه حرص میخوردم تا اینکه با ویژگیهای هرمس در کلاس شخصیت شناسی مردانه آشنا شدم و متوجه شدم نیاز به ارتباط در مردی مثل شوهر من الزاما معنی بی تعهدی نمیدهد و او اگر وعده ای زیاد میدهد دیگر میدانستم این هرمس است که گاهی جای شوهر من به مردم نمیتواندنه بگوید. جلسه سفال بهترین خاطره من از دوره زمسنتان نود بود

————————————————————————————————————

با سلام خدمت کسی که منو از افتادن در چاه نجات داد و به من یاد داد که بتوانم زندگیمو دوباره آغاز کنم
پارسال این موقع بود که برای اولین بار به اتفاق خانواده ام اومدم برای مشاوره با شما و با شما آشنا شدم. اون موقع زمانی بود که حالم خیلی بد بود و هنوز خودمو نشناخته بودم و همش ترس و اضطراب داشتم و شما به من پیشنهاد دادید که بیام کلاس مهارت ارتباطی (اردیبهشت ماه) و گفتید: می خواستم بهت کلاس نوجوان توانگر را پیشنهاد کنم و دیدم سنت نمی خوره به بچه ها ولی مهارت ارتباطی بدردت می خوره و خوشت میاد از این کلاس(مهارت ارتباطی)،می ندازمت تو آب استخر و خوبت می کنم .
بعد از ۲ هفته دیگه که اومدم کلاس و جلسه ی اول مهارت ارتباطی بود در آخرکلاس شما منو بردید رو سن و گفتید مهران حالت پرخاشگر و عصبانی شو . چند بار عصبانی شدم ولی نتوانستم و همه ی کلاس به من خدیدن از ناراحتی و خجالت داشتم میمردم.ولی شما به همه ی کلاس تذکر دادید. و تا حد توانم انجام دادم .
و کلاس هایتونو با عشق می اومدم .اون موقع بود که در من جرقه ای زده شد و کم کم حالم خوب شد و من واقعا از پارسال تا الآن خیلی خیلی عوض شدم و کلا روش زندگیم عوض شد و تا آخر عمرمم مدیون شما هستم.و شما یکی از بهترین دوست من و برادر من هستید، و هر کسی منو میبینه متوجه تغییرات من میشه و من همیشه میگم دکتر شیری منو کمک کرد تو زندگی و تا آخر عمرمم مدیونش هستم.
امیدوارم همیشه سالم و تندرست باشید. از اینکه با شما آشنا شدم واقعا باعث افتخارم هست. از این که سرتونو به درد آوردم معذرت می خوام .
دوستار شما مهران

————————————————————————————————————

سلام استاد عزیز
اردی¬بهشت¬تان بهشت باشد و مبارک…
شنبه شب که کلاس  خودکم بینی – خود شیفتگی تمام شد، به دوستم گفتم نمیدانی چقدر در دانشگاه در مورد خودشیفتگی و خودکم¬بینی،آموخته بودم.اصلا کاپلان را خورده بودم(با همه علایم و روش درمان و…)،با نمره عالی! ولی افسوس که نفهمیدم و کسی بهم نگفت یا گفت و من نفهمیدم که خودشیفتگی و خود کم بینی در خودت یعنی چی؟ برو ببین اینا با رابطه¬هات چه کرده؟ تاتلنگرهای کلاس شما…
اون شب یه بی¬خوابی خوب رو تجربه کردم( نه که در خواب مهارت دارم)،و فقط فکر کردم به حرفای شما و حال داغونناک خودم (از مهارتام گرفته تا خودشیفتگی وخودکم بینی و ..)، آشفته بازاری بود، به اندازه کافی براشون سوگواری کردم،و حالاهم پی¬گیرشونم تا نرمک نرمک درستشون کنم..وچه حس خوبیست تجربه تغییرهای کوچک…
و چه دلنشین و تکان دهنده بود شنیدن ایه “فَتَبارَکَ الله الاَحسُن الخالقین” از زبان شما و فکر به شعور سلول¬ها.. و دعای دم سالم برای حول حالنایش که زیبا خدایم به وسیله بهترین مخلوقش “استاد گرانقدرم” برای چون منی که عطش زیر خاکستر مانده درست اموختنش با کلام و تلنگرهای زیبا و به جای شما که مدت¬ها ارزوی حضود در کلاسهایتان را داشتم و درآستانه ماهی که برای من رویش و رفتن است دوباره جان گرفت…
ممنون از وجود پرخیر و کلام پر برکتتان….

———————————————————————————————————

زهرا

استاد اصلا حالم خوب نیست عجیب با خودم درگیرم. یاد حرف یکی از بچه ها افتادم که سایه ها رو گذرونده بود میگفت کلاس سایه ها گندای این چند سالتو واست رو میکنه.فکر میکردم خیلی ادم خوبی ام و همیشه بقیه هستن که منو نمیفهمن اما سرکلاس تصویر دختر خوبی که از خودم ساخته بودم عجیب شکست. چقدر ظلم کردم به خواهرم به برادرم، چقدر احمقانه رفتار کردم…

———————————————————————————————————-

فاطمه

من با شما از طریق مجله همشهری جوان آشنا شدم . براتون ایمیل فرستادم که کمکم کنید . روزی صد دفعه ایمیلام رو چک میکردم که از شما جواب بگیرم . دیدم نخیر انتظار فایده ای نداره !!!!متن ایمیلم رو پرینت گرفتم و تک جلسه کلاس مهارتهای ارتباطی رو ثبت نام کردم . خیلی دلشوره داشتم . حال روحیم هم خیلی بد بود.وقتی پله های ساختمون رو میومدم بالا انگار تمام غم دنیا رو دوشم بود . در کلاس رو که باز کردم کلی آدم بودن که منتظر شما بودن.اون جلسه تموم شد اما برای من فصل تازه ای باز شد. هیچ وقت یادم نمیره تو فاصله آنتراک که بچه ها دورتون رو گرفته بودن و شما با صبوری و با تموم خستگی به سوالاتشون پاسخ میدادین .خودم رو به زور رسوندم نزدیکتون و جریان جواب ندادن ایمیلم رو گفتم و نامه ای که خلاصه درد های ۷ ماهی که داغونم کره بود رو دادم دستتون. اول گرفتین و بعد پس دادین که نگرانم که جایی بیفته و …. ولی گفتین که بعد از کلاس….تو اون لحظه تا انتهای کلاس انقدر ذهنم بالا و پایین شد که خدایا از کجا و چه جوری بگم و ….؟؟بعد از کلاس با اون همه خستگی و صبوری همسر خانم توی چند دقیقه از داغ خیانت و خرابی زندگیم و … رفتن همسرم به تایلند و عاشق شدنش و …. و اشکهایی که امان نمیداد وو…بهم گفتین فاطمه بیا کلاسای پیشنویس و …
آقای دکتر از این جریانات حدود یک سال و نیم میگذره . کلاس پیشنویس و سایه ها و آرکتایپهای زنانه رو با شما و بقیه عزیزان گذروندم . از جردن که محل کارم بود خودم رو میرسوندم مطهری…من معماری خوندم به خاطر نوع کارم لب به لب به کلاس میرسیدم اما میومدم
خدا میدونه چندین بار سر کلاس به قدری حالم بد میشد که نفس کشیدن برام سخت میشد. بعضی اوقات سر کلاس ازم سوال میپرسیدین و و وقتی سکوت میکردم.میگفتین فاطمه از سکوتت میترسم….آخر بعضی جلسات بهم میگفتین:نبودیا . دیدمت که روحت رفت ….با تمام مشکلات و سختیها ایستادم و ادامه دادم …بعضی جلسات به ده شب هم میکشید مخصوصا کلاسهای سایه ها … و من تازه راهی خونه مادر شوهر میشدم با کوله باری از درد …درد های تازه و کهنه …سخت بود آقای دکتر ، خیلی سخت…اما اون کلاسها برام درسهای تازه داشت .دوستان جدید که هنوز با هم در ارتباطیم . معلم عزیزی که خاطرش و نگاهش و قلمش خیلی عزیزه… آقای دکتر به خاطر تمام هدیه هایی که بهم دادین ممنونم. به خاطر آرامشی که به پدر و مادرم توی اون روز مصاحبه برادرم برای دوره نوجوان توانگر دادین که با چه دغدغه ای آمده بودن البته بعدها مادرم حرفهای شما رو برای من گفتن و از تعریفی که از من کرده بو دین و توصیه هایی که برای زندگیم داده بودین . وقتی مامان و بابا برام تعریف میکردن انگار یه دوست قدیمی دستش رو گذاشته باشه روی شونه ات و گفته باشه نگران نباش من کنارتم …به خاطر این حسها ممنونم

——————————————————————————————————

پریسا

من زمانی که با کلاسهای شما آشنا شدم، دیگه هر جا و با هر موضوعی که برگزار میشد از دستش نمیدادم اونقدر که یک بار به شوخی بهم گفتید: تو خسته نمیشی؟
و تا امروز کلاسهای شما تنها کلاسهای درسی بودند که نه تنها نمیخواستم زودتر تموم شه بلکه دوست داشتم میشد که هیچوقت ساعتش به پایان نرسه.
خوشحالم که افتخار شاگردی شما رو داشتم.

————————————————————————————————-

نسیم

خواستم بعد از سال ها، چیزی بنویسم و تشکر کنم، بابت تک تک ثانیه هایی که توی کلاس های شما، چراغ های مغزم یکی یکی روشن شدند و قدم به قدم خودم را بیشتر و بهتر شناختم.
وقتی خودم را باور کردم، لایه های زنانگی ام را شناختم، تیپ های شخصیتی خودم و جنس مخالفم را و نحوه برخورد با آدم هایی که توی زندگی باهاشان برخورد می کردم.
حالا، توی ۲۶ سالگی ام، خانواده خوبی دارم که با تمام ضعف هایشان بودنشان را شکرگزارم، شغل دلخواهم و همسر مهربانی که دوستش دارم. شاید قسمت زیادی از این بهشتی که تویش هستم را مدیون شما و آموخته هایتانم

—————————————————————————————————

شیما:
سلام. درکلاس شخصیت شناسی مرد و سفر مرد “که از “گذر از زخم” و “خردِ رنج” گفتید… باور کنید از آن زمان اینقدر درک بعضی آدمها برایم آسان شده. کسانی که به همه جا رسیدند اما حتی به بچه خودشون رحم نمی کنند و بعضی وقتها بخیلی به خرج می دهند، الان می فهمم دردشون چی بوده..چقدر از کارشون تعجب می کردم، چقدر حرص می خوردم! الان که فهمیدم نتونستند عقده هاشون رو، زخمهاشون رو ترمیم کنند، تحملشون برام خیلی آسون تر شده. خواستم بگم دستاورد اون کلاس برایم خیلی ارزشمند بود و خوشحالم که در اون شرکت کردم. درود بر شما

————————————————————————————————

فرشید
دکتر شیری عزیز درود،از شما بسیار سپاسگذارم بابت دوره مهارت های ارتباطی، من که بیش از بیست سال سابقه مدیریتی و کار آفرینی دارم ، ودر بسیاری از دوره ها و کلاسها شرکت کردم، مطالب جدید و مهمتر اینکه کاربردی شنیدم که در کارم بسیار تاثیر گذار خواهد بود.

—————————————————————————————-

نیره غدیری
کلاس سفر قهرمانی از بهترین دوره های آموزش هست که توی عمرم رفتم. مفاهیمی که سر کلاس درس داده شد یه حال خوب و عمیقی داشت که توان داشتم در پایان یک روز کاری و کلاس دو سه ساعته از خ مطهری تا خ پیروزی رو پیاده برم. گاهی وقتها که جزوه ایی که یادداشت برداشتم رو میخونم باورم نمیشه با اینهمه نکات در یه پروسه روبرو شدم و روحم منفجر نشده. با خودم میگم اگه هر کدومش رو عامل باشم توی زندگیم حتما رستگار میشم.
یاد یه خاطره از بابابزرگم افتادم بابایی میگه دوران نوجوانیش یه روحانی میاد به روستاشون و دو ماه محرم و صفر اونجا بوده روز آخر که میخواسته بره به مردم میگه من اگه شما رو بهشتی نکرده باشم جهنمی کردم چون دیگه نمیتونید بگید نمیدونستم.
بعد کلاس سفرقهرمانی درباره خیلی چیزها نمتونم بگم نمیدونستم.
به خاطر همه چیز ممنونم
——————————————————–

سلام بر دکتر شیری
دلمون برا کلاس سفر تنگ شد. کاش می تونستم این دوره هم باهاتون همسفر بشم. اما متاسفانه جمعه ها تهران نیستم.
دکتر عزیز دلم براتون تنگ شده. کاش می شد یه روز سر یکی از کلاساتون بیام واز آغوش گرمتون جانی دوباره بگیریم. دکتر فکر می کنم سفر یه مرد می تونهبا یک آغوش محکم و مردونه و ایمن تکمیل بشه.
کلاس سفر زندگی آدم رو به جاهایی می بره که خود آدم جرات رفتنش نداره. انگار دست آدم رو می گیره و آرام آرام به پله های زیر زمین تاریک خونه یوجودت می بره . درست مثل زیر زمینهای تاریک و نمور خانه های قدیمی که همکنجکاوی که بری ببینی چه خبره هم جراتش نداری و ترس داری. اما یکی می یادوآرام آرام دستت می گیره و می بره تو زیر زمین و حالا ماجرا شروع می شه.
به خاطر همه چیز از شما سپاسگزارم.

————————————————–

دکتر عزیز
سلام
من فقط یک بار فرصت حضور در کلاس شما رو داشتم و به علت اینکه شهرستانم امکان حضور در آستان بزرگی چون شمارو ندارم، اما این سایت و حرف های شما برای من حجته، حرف های شما حیاط خلوتیه برای سبک شدن، برای دانستن و فهم بیشتر
معتقدم افرادی در زندگی هر انسانی وجود دارند که هر کلامشان یک کلیدست که دری از نور به روی آدمی می گشاید
دکتر عزیز
روزهای زمستان با وجود شما چه گرم و لذت بخش است
این قطعه را برای شما نوشتم
رفیق روزهای سردم
برایت شالی بافته ام
از تارهای دلتنگی و پودهای دوست داشتنت
بر گردنت خواهم آویخت تا حافظت باشد، در این سرمای سرد نامردمی ها
امیدوارم وقت و عمر و جوانی و علم شما پربرکت باشدو سایه شما بر سر ما مستد

—————————————————————————————

سلام دکتر عزیز
من هم مشکل این دوست عزیز رو داشتم و این جمله که تو دختر خوبی هستی رو میشنیدم. تا اینکه با کلاس ازدواج مثبت آشنا شدم و در این کلاس شرکت کردم. خدایی کلاس خیلی خوبیه. چیزایی توش بود که کسی به ما نمیگه. فهمیدم کدوم رابطه هام درست و کدوم غلطه. اصلن چجوری باید رفتار کنم و یه زن باشم. این کلاس رو هم به خیلی از دوستام پیشنهاد دادم ولی متاسفانه تو این جامعه این کلاسها زیاد جا نیافتاده. به هر حال بدرد من که خیلی خورد و ما که عاقبت بخیر داریم میشیم. ممنونم….

————————————————————————————

فائزه نوشت
وقتی که با شما و سایت تون اشنا شدم تقریبا ۱ سال و چند ما از جداییم می گذشت .اون موقع به خیلی درا زدم که حالم خوب شه کلاس خود شناسی.بیرون با دوستام تقریبا هرجمعی که فکر می کردم از فکر درم میاره شر کت می کردم. تا اینکه ویذئو یه سری از تدریس ها تونو دیدم.بعدم سایت و کم کم پیگیر شدم. چون از شهرستان میومدم فقط می تونستم کلاس های ۵ شنبه و جمعه رو شرکت کنم.اولم  کلاس ارکتایپ مردان قسمتم شد.برام خیلی خوب بود مخصوصا تو حد و حریم حفظ کردن با مردایی با تایپ غالب هرمس دورورم.و یه سری صفت های جالب تو شخصیت مردان که خیلی دوست داشتم خودم داشته باشم.
اما وقتی کلاس ارکتایپ زنان شروع شد من انگار از گیجی تو خودم در می ومدمو میفهمیدم حالتهایی که هیچ وقت نمی فهممشون دلیل بروزشون چیه.
مثلا من تو سن ۱۶ سالگی ازدواج کردم و ۲۰ سالگی جدا شدم و با اطمینان کامل این اقدام رو انجام دادم.اما بعد ۱ سال اصلا نمی تونستم درک کنم که چرا باید برای من این اتفاق میوفتاد یا اینکه با وجود این شکست اینقدر بد هر فردی قطعا باید از ازدواج و زوجیت حتی برای مدتی زده شه اما من نه تنها بدم نمیومد بلکه مایل بودم و فکر میکردم فقط اون انتخابم اشتباه بود. و بعد فهمیدم به خاطر تایپ غالب هرا تو من هست.
اگه بخوام بگم هر شخصیتی که درس میدادین یه سوال بزرگ رو برام جواب گو بود یا یه راهی بود برای رسیدن به جواب.
اما از همه غالی تر ارتمیس بود.من قبل از ورود به کلاس مهر ماه اون سال رفتم که در دانشگاه رشته تربیت بدنی ثبت نام کنم (با اینکه من از بچگی عاشق این رشته بودم و خودم قهرمان ژیمناستیک)اما شدیدا دو دل بودم همش می ترسیدم باز پشیمون شم و انصراف بدم.اخه من ۴ ترم حسابداری خوندم اما انصراف دادم.مهر این کارو نکردم حتی باز برای بهمن هم همینطور اما خدارو شکر تو کلاس فهمیدم که قطعا این رشته رو دوست دارم.کنکور دادم خداروشکر قبول شدم.بعد از انکه ۲ترم خوندم البته همزمان تو همونشهر که امل کار هم می کردم .متوجه شدم مربی که ۴ وسیله ژیمناستیک بانوان ومهارت کار کردن داشته باشن تو این شهر ندارن.از طرفیمن تنها مربی کارت دار در رشته باله هستم زیر نظر فدراسیون تو شهر امل.با توجه به این یه خانه ژیمناستیک و باله به نام ارتمیس رو تو شهر امل افتتاح کردم البته از بقیه دوستامم کمک گرقتم و الن تو باشگاه ۱۱ تا رشته داریم خدارو شکر.ارتمیس من که خیلی وقت بود سرکوب شده بود منواز یه دختر بی سئاد و یه مربی ساده رسوند به دانشجو تو رشته ای که دوستش داره و یه مدیر باشگاه که میتونه هم به خودش هم به خیلی ها خیر به رسونه به کمک خدا وتدریس عالی شما دکتر.خواستم بگو ازته دلم واقعا ازتون ممنونم و از خدا میخوام سایتونو واسه عزیزاتون و شاگرداتون حفظ کنه.

———————————————————————————

چند هفته ای از دوره mbti  که با شما گذروندم میگذره با خودم میگم ای کاش تمام آدمای اطرافم این دانش رو داشتن و من نداشتم ولی خیلی روی روابطم و تفسیرم از واکنش ادمها تاثیر داشته سازگاری ویژه در من ایجاد کرده!!!

—————————————————————————–

آقای دکتر اگر هزار بار ازتون تشکر کنم برای دوره ای که تو ساری برگذار کردین بازم کمه، اینقدر mbti برای من جذابه و تو من علاقه و شور و شوق ایجاد کرده که اصلن افسوس می خورم چرا زودتر باهاش آشنا نشدم. اگه می شه چند تا کتاب بیشتر در این زمینه بهم معرفی کنید

———————————————————————

سلام آقای دکتر
با این اوصافی که از جلسه ساری داشتید من و همسرم کلی حسرت خوردیم که اونجا رو ازدست دادیم. البته جلسه mbti23 تهران برای ما خیلی خیلی مفید بود. و احساس میکنیم تونستیم علت خیلی از تفاوتهامون رو بهتر درک کنیم. و تا اینجا تو سازگارشدنمون در جنبه های مختلفی تونسته بهمون کمک کنه.
همیشه دعاگوی شما هستیم.

برای رزور و اطلاع  از زمان تشکیل کلاس ها می توانید نام کلاس را به شماره ی   ۱۰۰۰۲۵۵۴۲۴۱۷۹۴  پیامک کنید تا پیش از شروع کلاس به شما اطلاع داده شود

 
نظرات

سلام
استاد من خیلی ناراحتم چون تو طول زندگیم خیلی ادما اومدن و رفتن ولی نتونستم یکیشو نگه دارم! بعضی وقتا فکر میکنم مشکل از منه! ولی من فقط نمیخوام ب کارایی که ازم میخان تن بدم! و دوست دارم ازدواج کنم و تکیه گاه همیشگی داشته باشم، مشکل ظاهر و شخصیت و خانوادگی ندارم ولی نمیدونم چرا واسم اتفاق نمیافته. لطفا راهنماییم کنید
مثلا چند وقت پیش پسر عموم با کلی التماس خواست ک با هم ازدواج کنیم هنوز تو خانواده مطرح نشده درخواستهای خوبی نداشت و بعد از نه شنیدن به خواسته هاش ناپدید شد! بنظر شما مشکل از منه؟ همه تو زندگیم با التماس میان و بعد راحت میرن.منتظر جوابتون هستم ممنون

[پاسخ]

با سلام دختری 19 ساله ام حدود دو ماهه که نامزد کردم نامزد از آزار دادن من لذت میبره و حتی خودش اقرار میکنه درسته اذیتت میکنم ولی خیلی دوست دارم هر روزمان با دعواس و یا اینکه اصلا مکالمه ای نداریم یه بار خواستم ولش کنم ولی اون نذاشت و گفت ولت نمیکنم باید چیکار کنم اصلا هم خودشو تغییر نمیده و به کاراش ادامه میده ولی تو همه ی مشاجره ها بعد از چند ساعت همیشه اون. کوتاه میاد

[پاسخ]

سلام من چه جوری میتونم سوالم رو بپرسم؟

[پاسخ]

دکتر شیری پاسخ در تاريخ مهر ۱۰ام, ۱۳۹۳ ۹:۰۳ ق.ظ:

PORSESH.DOCTORSHIRI.COM

[پاسخ]

سلام. منی که شهرستانی ام اما اگه بخوام کلاساتون رو شرکت کنم می تونم، اما بخاطر یه سری مسائل سخته چیکار کنم؟
چیکار کنم که الان ته ته این زندگی ام همه چی واسم لعنتی شده و دلم می خواد یه دوره ای از کلاس هاتونو شرکت کنم که حال و روزمو خوب کنه!!!

[پاسخ]

دکتر شیری پاسخ در تاريخ تیر ۲۱ام, ۱۳۹۳ ۳:۳۵ ق.ظ:

مطمئن نیستم کلاس نقش حال خوب کن داشته باشه
ممکنه درد بزرگتر از تاثیرگذاری این جور کلاسها باشه
شاید باید با یه آدم وارد بری بشینی دو کلوم حرف بزنی
آخر هفته ها که سفر زندگی میگذاریم ، تشریف بیارید

[پاسخ]

سلام
ایا همه کسانی که تو کلاساتون بودن اینقدر راضی اند؟
آیا ممکنه حتی یک نفر ناراضی بینشون نباشه؟
یا یک منتقد؟
======================
چرا نباشه ؟ الان چیز دیگه ای تو این سایت برای شما جالب نبود! دست مریزاد

[پاسخ]

سلام آقای دکتر با شوهری که هنوز تو 39 سالگی بند نافش و از مادرش جدا نکردن چکار باید کرد مثلا میگه من نمیتونم خانه جدا بگیرم چون ممکنه برادرم مامانم رو اذیت کنه یا وقتی میریم مهمونی بعد چند ساعت میگه دیگه باید بریم مامانم تنهاست حوصله اش سر میره و مادر شوهر هم به این مسائل دامن می زنه میگه من صبح تا شب منتظرم پسرم از سر کار بیاد ببینمش والا دلم میگیره ناراحت میشم و … لطفا من و راهنمایی کنید دیگه خسته شدم
=============================
کلاس شخصیت سالم تر را نگاهی بیندازید
http://doctorshiri.com/fa/content/8236/%D8%AB%D8%A8%D8%AA-%D9%86%D8%A7%D9%85-%DA%A9%D9%84%D8%A7%D8%B3-%D8%B4%D8%AE%D8%B5%DB%8C%D8%AA-%D8%B3%D8%A7%D9%84%D9%85-%D8%AA%D8%B1-%D8%A2%D8%BA%D8%A7%D8%B2-%D8%B4%D8%AF/

[پاسخ]

یک پاسخ دهید

 
داتیسNiligo: smart home WiFi-enabled 16 Million Color LED Lamp