سایت دکتر شیری

تک سمینار رهایی از احساس اضطراب آینده و گناه گذشته

image_pdfimage_print

کلاس “شخصیت سالم تر ” به بخشهایی از زندگی میپردازد که شاید سالهاست مثل یک خال گوشتی بزرگ روی صورتمان بهش عادت کرده ایم… ما نباید به بی تعادلی عادت کنیم…

این هفته کلاس را با جلسه خاصی ادامه خواهیم داد :

رهایی از احساس گناه و اضطراب HOW TO GET RID OF GUILTY FEELING AND ANXIETY

ezterab

عناوین مورد صحبت:

  • احساس تقصیرهای کودکی
  • احساس تقصیرهای روابط عاشقانه و زناشویی
  • احساس تقصیرهای القایی خانواده و فرزندان
  • برای محو احساس تقصیر چه کنیم ؟
  • جدول نگرانی ها و منافع روانی نگرانی

یادمان باشد که “احساس تقصیر “در فرهنگ جامعه ما، هم یک وسیله راحت برای نفوذ در دیگران است هم یک وسیله اتلاف وقت و فرصت

سه شنبه ۱۶ اردیبهشت  ماه ساعت ۱۶ الی ۱۹

برای ثبت نام اینجا کلیک کنید.

  • هزینه هر تک سمینار ۵۵ هزار تومان می باشد .
  • واریز ها فقط به بانک پاسارگاد صورت می گیرد.شماره حساب:۳۰۷۸۰۰۰۱۰۸۵۵۲۷۰۱ شماره کارت:۵۰۲۲۲۹۱۰۱۸۹۲۰۶۲۷
  • لطفا با خانه توانگری تماس بگیرید ۸۸۸۴۷۵۹۳  تا از بودن جا مطمئن شوید
 
نظرات

پس با این حساب یه معدن نمک باید بزنیم…….. !

[پاسخ]

آقای دگتر من ، من هستم های خودم رو دراوردم و تصمیم گرفتم act هاشو انجام بدم ولی برای ((من زشت هستم )) چیزی نتونستم تعریف کنم ک خیلی هم در من شدید در مورد این چیکار کنم ؟ میشه راهنمایی بفرمایید

[پاسخ]

دکتر شیری پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۷ام, ۱۳۹۳ ۳:۳۶ ق.ظ:

زشتی باعث میشود آدم نمک بیشتری در جانش فراهم آورد تا به دل بنشیند پس موهبت میتواند داشته باشد

[پاسخ]

خیلی این جلسه سنگین بود…….. آقای دکتر چیکار کنبم از اون ور بوم نیفتیم ؟ بعد کلاس فقط حالت تهوع داشتم نسبت ب خودم

[پاسخ]

چقدر دوست داشتم این جلسه رو هم بودم 🙁

[پاسخ]

سلام، آقای دکتر شیری لطفا تا اونجا که براتون امکان داره کلاس های آینده تان قبل از ساعت 7:30 تمام شود تا ما که حوالی تهران ساکنیم بتونیم بیاییم. متاسفانه من این دوره شخصیت سالمتر راکه زمانش هم مناسب بود از دست دادم، خواهشا اگر شد دوره بعدی اش را در همین ساعات و یا زودتر برگزار کنید.
موفق و پیروز باشید..

[پاسخ]

سلام دکتر، من 20 سالمه و همیشه این مشکل رو داشتم که به راحتی نمی تونم اشتباهات خودم رو ببخشم ، شاید یه جور خود انتقادی شدید باشه. این دوره رو برای من توصیه می کنید؟ با تشکر 🙂

[پاسخ]

دکتر شیری پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۴ام, ۱۳۹۳ ۱۰:۵۹ ب.ظ:

حتما اگر جرات داشته باشی

[پاسخ]

چرا انقد سمینارا گرونهههههههههههههههههههه

[پاسخ]

چرا انقدر سمینارا گرونههههههههههههههه

[پاسخ]

استاد عزیز
سلام
شاید اینجا جای مناسبی نباشه بین مطالب سایت:
میتونید زحمت بکشید برای نمایشگاه کتاب، کتابهای خوب امسال را معرفی کنید که تهیه کنیم؟

با تشکر

[پاسخ]

با سلام.آقای دکتر با توجه به اینکه جزء واضحات هستش که شما کلی مشغله دارید ولیکن خواستم بپرسم چقدر زمان تا راه اندازی سیستم آموزش از راه دور مونده؟

[پاسخ]

دکتر شیری پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۸ام, ۱۳۹۳ ۳:۵۶ ق.ظ:

تا تابستان امیدوارم کلاس شخصیت سالمتر بیاد رو سایت

[پاسخ]

سلام استاد
کتاب “از حال خوب به حال بد” ؛ می تونه در کنار این سمینار ها مفید باشه برای ما؟
شنیدم که در خصوص تصحیح ده خطاهای رفتاری ؛ هستش
و البته کمی حجیم هم هست.
متشکرم از توجه و لطف شما

[پاسخ]

خطاب به مسئولین محترم IT
مقتضی؛ متمنی و اتفاقا معمول است که تمهیداتی جهت اطلاع از پاسخ داده شدن به /تائید شدن کامنت بازدید کننده ی سایت از طریق ارسال ایمیل؛ در نظر گرفته شود.
با سپاس

[پاسخ]

با سلام DVD سمینار رهایی از احساس گناه و اضطراب را چگونه تهیه کنم؟
================
نداریم چنین برنامه ای

[پاسخ]

سلام استاد
من امروز فکر میکنم نیم ساعتی دیر رسیدم سر کلاس
به خاطر همین واقعیت الان استرس! دارم که بخشی از کلاس را از دست دادم
اما برای اینکه این احساس گناه را هندل کنم؛ میخواهم یک ACT را انجام دهم! 🙂
فلذا از دوستان گرامی حاضر در کلاس می خواهم اگر که ممکن هست دریافت خود از نیم ساعت اول کلاس را به اشتراک بگذارند
با سپاس
اگر هم به اشتراک نگذاشتید عیب ندارد؛ چون من لااقل یک ACT داشتم در مقابل این حس

استاد خوب درس پس دادم؟ 🙂
====================================
میثم عزیز
1- اول باید سهم خودت را در اون نی ساعت دیر اومدن از ترافیک و ….تفکیک کنی . مسوولیتش را بپذیری و فکر کنی دفعه بعد چه باید کنی
2- دوم انجام یک ACT است که خوب بود همین پیشنهادت( میتونستی بگی تو اسلایدهای جزوه، شماره 1 را برات توضیح بدهند یا اینکه سوال کنی دکتر قبل از شروع سالایدها چی گفت؟ تمرین کلاسی چی بود؟ ( چون تمرین دادم)

[پاسخ]

میثم پاسخ در تاريخ دی ۲۲ام, ۱۳۹۲ ۲:۴۰ ب.ظ:

سلام استاد
خیلی ممنونم بابت راهنمایی تان؛
خب خیلی مشتاق هستم که بدانم آن تمرین چه بود؛ و من چه را از دست دادم؟
فکر میکنم بابت جلسه ی روز سه شنبه این کار را بکنم ؛ حضورا از دوستان سوال کنم
اما اگر تمرین را باید تا روز سه شنبه انجام دهیم؛ ممنون میشوم همین جا به من هم اطلاع دهید

پ.ن: به یک عدد فروم خوب؛ نیازمندیم. با تشکر

[پاسخ]

دکتر سردر گمم تو زندگیم موندم . من یه بیماری لا علاج دارم به کمک نیاز دارم یه دکتر به من معرفی کنید هر جا رفتم کمکی نگرفتم
==============
متوجه نمیشم

[پاسخ]

سلام منم دارم داستان زندگیمو مینویسم بلکه دردم کم شه

[پاسخ]

سلام اقای دکتر از این تک سمینار هاتون مشهد هم بزارید . هم خدارو خوش میاد هم خلق خدا رو . سپاسگزار
=========
به امید خدا دعوت میشیم و میایم خدمتتون

[پاسخ]

نوشته های داخل باکس سبز منو یاد فیلم the holiday انداخت، فیلم بسیار زیبا با بازی کامرون دیاز و کیت وینسلت
دیالوگهای بسیار زیبا و عمیقی داره و واقعا تحت تاثیرشون قرار میگیرین و برای این نوع نه گفتنهای پر از شادی در زندگی مفید هستش

[پاسخ]

سلام
روزتون بخیر و خدا قوت
یک سوال و یک خواهش داشتم
اول اینکه شخصی که کاری رو خوب و محکم شروع میکنه اما وسط کار قبل ازینکه تمومش کنه اون کار رو نیمه کاره رها می کنه و کلی از این پروژه های نیمه تمام داره ، چه مشکلی داره؟ باید تو بحث اهمال کاری و تنبلی شرکت کنه؟ بنظر البته تنبلی بنظر نمیاد.
دوم اینکه من اطراف خودم دو دختر رو می شناسم تو سن نوجوانی با کسی دوست شدن و بنظر من بیشتر بخاطر عدم آگاهی و شاید کمی حماقت و نه شیطنت تو رابطه بکارت خودشون رو از دست دادند. ممکنه مطلبی راجع به این موضوع بنویسید که باید چکار کنند؟ چطوری به زندگی عادی برگردند؟ یکی از این دخترها که بنظر من خیلی هم دختر خوبی بود ، چون تو خانواده ی به شدت مذهبی بود و بنظر من چون آینده خودش رو از دست رفته می دید توی این مسیر غرق شد و نفر دوم هم با اینکه آدم موفقی هست اعتماد به نفس پایینی داره. هر دو هم زیر 22 سال هستند.
سپاسگذارم
=================
احتمالا اهمال کاری هست آزاده عزیز
درباره قسمت دوم به نظرم اتفاقی که رخ داده نباید مانع هزار فرصت رشد در زندگی شون بشه

[پاسخ]

زهرا پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۷ام, ۱۳۹۳ ۳:۰۱ ب.ظ:

سلام به آزاده ی عزیز. من هم همین مشکل رو داشتم (و هنوز دارم کمی). کلاس اهمال کاری عالیه ولی یادمون نره اول باید خودمون تصمیم بگیریم. و وقتی میایم کلاس واقعاً به صحبتها و راهکارهایی که آقای دکتر میگن عمل کنیم. یه جدول ساده برای چک کردن کارها… که انجام دادنش معجزه میکنه. ولی به راحتی ممکنه فراموش بشه… 🙂 موفق باشی.

[پاسخ]

سلام.دکتر شیری در زمینه بهبود مهارت های ارتباطی میشه کتاب معرفی کنید.ممنونم
==============
گفتگو باهمسران- زهره شیری- در سایت سازمان بهزیستی کل کشور قابل داون لود است

[پاسخ]

سلام استاد
امروز توی کلاس “کمال طلبی” نشد بگم؛ وقتی که یکی از خانمها به هم رشته ای بودن همسر اشاره کردند و یک نفر دیگر هم تائید کردند؛ میخواستم اینها را بگم:
1. اینکه ما در محیط دانشگاه با هم رشته ای های خودمان بیشتر هستیم؛ خصوصا در تشکل های علمی و تخصصی
2. اینکه در زمینه ی شغلی مرتبط با رشته ی تحصیلیمان مشغول هستیم
3. اینکه شاید اکثر دوستی ها و ازدواج های دوران دانشجوییمون بین هم رشته ای های مان هست
4. اینکه شاید از کسی از بین همین جمع هم رشته های خوشمان بیاید و به دلایلی به وی نرسیم یا وصالی رخ ندهد
5. و از همه مهمتر ؛ فضای روانی امنی که شاید در بین هم رشته ای ها در طول دوران تحصیل و فضای کاری تجربه می کنیم؛ و اینکه شاید با دیگر محصلین رشته های دیگر کمتر معاشرت داریم؛ و فکرمان خیلی درگیر تخصص هست تا باطن و دیگر چیزهای غیر تخصصی افراد -مثل علاقمندی ها؛ هنر؛ توانایی و…–
باعث میشه که ما بترسیم از رویارویی با یک نفر به عنوان همسر که با ما هم رشته ای یا لااقل هم جنس نباشد از حیث تحصیلات.
چیزی که خودم رویش پافشاری داشتم. اما الان بعد از دو سال میبینم که نه؛ اصلا لزومی ندارد!

ببینید چقدر حرف داشتم؛خوب شد اجازه ندادید حرف بزنم ! 🙂 وگرنه تا 9 شب توی خانه ی توانگری بودیم
=============
آره والله میثم جان !!!!چقده حرف داشتی

[پاسخ]

“یک خال گوشتی بزرگ ”
منو یاد ِ مری توی max&mary انداخت

[پاسخ]

سلام استاد
من این سمینار و بحث رو نیاز دارم ، متاسفانه تهران هم نمی تونم بیام (اهواز زندگی می کنم) ، راهکاری یا پیشنهادی دارید برای من؟

[پاسخ]

سلام
کلاس مهارت های روانی مذاکره رو کی برگزار می کنید؟

[پاسخ]

دکتر جان در تایید حرف رویا، من و همسرم برای مشاوره پیش از ازدواج رفتیم پیش دکتر سفارش شده معروف آقای دکتر ع. که ایشون لطف کردن دانشجوی کارشناسی ارشدشون که از خودمون کوچیکتر بود و فرستادن برای تحلیل ما! این خانوم دانشجوهم با ندونم کاریش حرف هایی زد که هنوز گاهی زندگی ما رو میریزه بهم. بازم من و امیرسهیل خیلی با جنبه بودیم که همون موقع کلا همدیگرو کنار نذاشتیم. این خانوم روانشناس عزیز اینطوری شروع کردن که شما بسیار بهم میاید بعد شروع کردن عیوب طرف مقابل و با لحن بسیار بد بازگو کردن. عیوبی که واقعن الان بعد از حدود دو سال زندگی ما درهم نمی بینیم مگر اینکه خیلی کمرنگ که همه در شرایط خاصی دارن. الغرض اینکه هیچ مرجع مطمئنی برای شکایت وجود نداره!

[پاسخ]

دکتر عزیز برای من از لحاظ مکانی و امکانات سفری مقدور نیست که کلاس ها رو شرکت کنم
اما جدیدن یه مشکلی برام پیش اومده در محیط کارم
آزارم میده من در یک دفتر بیمه که متعلق به یک زن و شوهر هست کار میکنم و تنها کارمند اونجا هستم چند مدتیه که هر وقت میام دفتر میبینم اقای رییس به بهانه شلخته بودن میز من رو کمد من رو جابجا کرده ازونجایی که منت خیلی کارم سنگینه خودم کمتر وقت این کار ها رو دارم خیلی نارحت میشم این برخورد رو میبینم چند بار بهش گفتم وقت ندارم تمیز کنم اما گفت بی نظم هستی قبئل من بی نظم اما اون نباید در حریم خصوصی من دخالت کنه اون میز و متعلقاتش جزیی از وسایل زندگی من هستن و چیدمانش هم اونطور که من راحتم چیده میشه میشه کمکم کنید تا چطور میتونم با این دخالت های بی مورد جلوگیری کنم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
====================
کار ایشون اشتباهه ولی بی نظمی شما نیز نظم موسسه را بهم میزنه
میشه کمی تغییر کنید ؟

[پاسخ]

محبوب پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۹ام, ۱۳۹۳ ۸:۰۳ ق.ظ:

این فقط یک تجربه از من و دوستانم هست. متاسفانه در محیط های زن و شوهری اصلا نمیشه کار حرفه ای کرد. مگر اینکه همسر آقای رئیس، شخصیت سالمی داشته باشه. اگر شما زیبا هم باشید که واویلاست دیگه. حسادت زنانه ش نمیذاره کاری از پیش ببرید. + اینکه در محیط های اینطوری، خود زن و شوهر هم از بس که هم تو خونه با همن هم سر کار ،هیچ فضایی ندارن که یه کم فاصله بگیرن و مسائلشون رو هضم کنن، بنابراین مشکلات زندگیشون تو محیط کار هم نمود پیدا میکنه.

[پاسخ]

نمیدونم اقایه دکتر چه اتفاقی در من افتاد که بعد از فوت پدرم برادرم وخواهرزادم . ..که بعد از اون از شنیدن فوته کسی دیگه ناراحت نمیشم… حس میکنم از سنگ شدم حتی دیگه دلم برایه اونام تنگ نمیشه وخیلی کمتر میرمم پیششون. واینکه عکسه هر کسی رو که فوت شده به خصوص جوون مییبنم خیلی بیتفاوتم… حتی تو ایام محرم که رسمه تویه تکیه ها عکسه جوونا رو میززن عکسه برادرم وخواهر زادمو رفتم دیدم. فقط خیلی سطحی به عکسه اشون نگاه کردم از فوتشون حدودا 4/5 سالی میگذره…چرا روحیاتم اینطوری شد اقایه دکتر

[پاسخ]

سلام اقای دکتر.
من دارای مشکلات حادی تو زندگیم بودم و یکی از دوستان روانپزشک مطرحی رو بهم معرفی کرد و این فرد زندگی منو نابود کرد.
داستانش خیلی طولانیه و شاید به جلسات مشاوره ی زیادی نیاز داشته باشم تا ازین شوک بیرون بیام.
هرچه قدر به اون گرگ صفت زنگ میزنم تلفن و قطع میکنه و در نهایت میگه هر
کاری دوست داری بکن.
خیالش راحته که این حرف و میزنه احتمالا میخواد بهم انگ روانی بودن بزنه و منم که دستم به جایی نمیرسه.
خیلی حالم بده ای کاش حداقل روانپزشک نبود.
نمیتونم بپذیرم که با دستای یه به اصطلاح ناجی نابود شدم.
===========================
آدم عقلش را تعطیل نمیکنه نزد احدی و مسوولیت تصمیمات خودش را میپذیرد و اگر لازم شد برای احقاق حقوق خود از رفیتهای قانونی اش استفاده میکند

[پاسخ]

سلام آقای دکتر.خیلی منتظر جوابتون موندم ولی خبری نشد.خیلی ناراحت شدم.
===================
ای میلی از شما دریافت نکرده ام !!!

[پاسخ]

سلام. منم درخواست مینا و پرنسس رو تکرار میکنم.با تشکر

[پاسخ]

مینا راست میگه****
سمت چپ صفحه با پایین اومدن ما پایین نمیاد و فقط همون مطالب رو جابجا میکنه

[پاسخ]

سلام
میدونم خیلی بی ربطه ولی این چیزی که کنار صفحه با اسکرول میاد پایین خیلی رو اعصابه.
ممنون اگه غیر فعال کنید حرکتشو
====================================
نفهمیدیم منظورتون را…بگید اصلاحش میکنیم

[پاسخ]

یک سؤال:
کسی میدونه خدا چی میخواد بگه؟! سه تا سرطان تو 5سال و 2مرگ تو 1سال
چه طوری میشه به سرطان و عزراییل گفت دست از سر کچلمون برداریییییییییییییییییییین؟

[پاسخ]

با سلام
اقای دکتر من همیشه دلم میخواهد شمارو ببینم و یه روزی به این استرس های دائمی وجودم و حجم تنهایی بزرگم نقطه پیایان بدم…
لطفا کمکم کنید..ممنون

[پاسخ]

سلام بر یکی از مردان مرد روزگار ما
امروز یه کم حالم گرفته .
واسه خودم نه واسه پدرم که پیر شده و کافیه که هوا یه کم سرد بشه تا کلا سیستم ایمنی بدنش به هم بریزه و
…دیگه خودتون بهتر میدونین آقای دکتر
پیشونیش رو بوسیدم
از اتفاقی که پیش اومد خجالت میکشید
مادرم کمکش کرد تا لباسش رو عوض کرد..
==============================
خدا شما را برای این مرد و زن شریف حفظ کنه ک اینقدر فهم دارید

[پاسخ]

گلي پاسخ در تاريخ دی ۲۴ام, ۱۳۹۱ ۱۱:۱۵ ب.ظ:

عزیزم من کاملا حست رو می فهمم. ولی واقعا نمی شه کاریش کرد، متاسفانه نمیشه جلوی گذر زمان رو گرفت و زندگی رو متوقف کرد. قدر همین الانش رو بدون که رو پاس. همه ما تا ته جاده رو می ریم و به انتها که رسیدیم یه راه جدید رو دوباره شروع می کنیم و چرخه زندگی و حضور ما در هستی تا ابد ادامه داره.

[پاسخ]

آدما چه دردهایی دارن؟؟
به نظر من نصف زیادش از رفاه طلبی باشه..
اگه همه روز کار کنی شب دیگه فکری واسه این قبیل مسائل به مخیلت راه پیدا نمیکنه

[پاسخ]

سلام الکی احساس تقصیر کردننننن یه مشککل ففکر نننننمی کنم وسیله یی خوبی برای نفوذ در دیگران باشه ما که نمی تونیم بیاییم کلاس چه جوری باید با این مشکل مقابله کرد قبلا هم پرسیدم ترس اضطراب

[پاسخ]

سلام. ایا دوره هوش هیجانی نیز برگزار میکنید؟ با تشکر
========================
خیر

[پاسخ]

یک پاسخ دهید

 
داتیسNiligo: smart home WiFi-enabled 16 Million Color LED Lamp