در انتظار چه نشسته ای؟


کبریت خیس

در انتظار جه نشسته ای
زمان علف خرس نیست عزیزم
هر ثانیه حرام شده اش را
باید حساب پس بدهی
حواست نباشد
همین ساعت لکنته دیواری
به نیش عقربه های تیزش
اشتیاق مرا
به اجزای موریانه پسند تجزیه می کند
و جشم هایت را می برد
مانند دو تمبر باطل شده قدیمی
در البومی کپک زده بجسباند

نگو کسی به فکرت نیست
و نامت را دنیا از یاد برده است
شاید دنیا
تویی و من
و نام ما مهم نیست در جریده عالم
با حروف درشت جاپ شود
همین که جانانه بر لبی جاری شود
تا ابدیت خواهد رفت