سایت دکتر شیری

ﺍﺣﺴﺎﺱ ﮐﺮﺩﻡ ﺍﺯ ﺑﻮﺩﻧﻢ ﻧﺎﺭﺍﺣﺘﻪ

image_pdfimage_print
ﻧﻤﯿﺪﻭﻧﻢ ﮐﯽ ﻫﺴﺘﯿﻦ ﻭ ﭼﯽ ﮐﺎﺭ ﻣﯿﮑﻨﯿﻦ.ﻭﻟﯽ ﺑﺪﻭﻧﯿﻦ ﮐﻪ ﺍﻭﻧﻘﺪﺭ ﺍﻻﻥ ﺳﺮﺩﺭ ﮔﻤﻢ ﮐﻪ ﺣﺲ ﻣﯿﮑﻨﻢ ﺗﯿﺮﯼ ﮐﻪ ﺍﻻﻥ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺗﺎﺭﯾﮑﯽ ﭘﺮﺗﺎﺏ ﻣﯿﮑﻨﻢ ﺷﺎﯾﺪ ﺑﻪ ﻫﺪﻓﯽ ﺑﺨﻮﺭﻩ.
ﺣﺪﻭﺩ ﯾﻪ ﺳﺎﻝ ﺑﻪ ﯾﻪ ﺩﺧﺘﺮ ﮐﻪ ﻫﻤﮑﻼﺳﻢ ﻫﺴﺘﻦ ﻋﻼﻗﻪ ﺩﺍﺭﻡ ﻫﻤﯿﻦ ﺍﺧﯿﺮﺍ ﺩﻟﻮ ﺯﺩﻡ ﺑﻪ ﺩﺭﯾﺎ ﺑﻬﺶ ﭘﯿﺸﻨﻬﺎﺩ ﺩﺍﺩﻡ ﺍﻭﻧﻢ ﺑﻪ ﻟﻄﻒ ﺷﺒﮑﻪ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﯽ .ﺑﻬﺶ ﮔﻔﺘﻢ ﻗﺼﺪﻡ ﺍﺯﺩﻭﺍﺟﻪ ﻭ ﺍﺩﻡ ﻋﯿﺎﺷﯽ ﻧﯿﺴﺘﻢ ﻭﻟﯽ ﺧﺸﮏ ﻭ ﺳﻨﺘﯽ ﻧﯿﺴﺘﻢ ﻭ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﮐﻪ ﺑﺎ ﺧﯿﻠﯿﺎ ﮔﺮﻣﻪ ﻧﺎﺭﺍﺣﺖ ﻧﻤﯿﺸﻢ .ﺍﯾﺸﻮﻥ ﺍﺯ ﻫﻤﻮﻥ ﺍﻭﻝ ﺑﻬﻢ ﺟﻮﺍﺏ ﺭﺩ ﺩﺍﺩ ﻭ ﮔﻔﺖ ﺣﺴﯽ ﺑﻬﻢ ﻧﺪﺍﺭﻩ.ﺍﻟﺒﺘﻪ ﺍﯾﻨﻢ ﺑﮕﻢ ﮐﻪ ﻣﻦ ﺧﯿﻠﯽ ﯾﻬﻮﯾﯽ ﺭﻓﺘﻢ ﺟﻠﻮ ﺑﻪ ﻃﻮﺭﯼ ﮐﻪ ﺧﻮﺩﺵ ﮔﻔﺖ ﮐﻪ ﺍﺻﻼ ﺍﻧﺘﻈﺎﺭ ﻧﺪﺍﺷﺘﻪ ﺍﺩﻣﯽ ﻣﺜﻞ ﻣﻦ ﺍﯾﻦ ﮐﺎﺭﻭ ﺑﮑﻨﻪ . ﻣﯿﺪﻭﻧﯽ ﺗﻮ ﯾﻪ ﺷﺮﺍﯾﻄﯽ ﻫﺴﺘﻢ ﮐﻪ ﻧﻤﯿﺨﺎﻡ ﺑﮕﻢ ﺑﺪﻩ ﺍﻻﻥ ﯾﻪ ﻣﺪﺕ ﺧﺒﺮﯼ ﺍﺯﺵ ﻧﺪﺍﺭﻡ ﯾﻨﯽ ﺗﻮ ﺷﺒﮑﻪ ﻫﺎﯼ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﯽ ﻫﻢ ﺩﯾﮕﻪ ﻧﯿﺴﺘﻢ ﻓﺘﻢ ﺑﺬﺍﺭﻡ ﺭﺍﺣﺖ ﺑﺎﺷﻪ ﭼﻮﻥ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﮐﺮﺩﻡ ﺍﺯ ﺑﻮﺩﻧﻢ ﻧﺎﺭﺍﺣﺘﻪ.ﻭﻟﯽ ﻣﻦ ﺧﯿﯿﻠﯽ ﺩﻭﺳﺶ ﺩﺍﺭﻡ.
———————————
سلام مسعود عزیزم
شاید پیام مهم این قصه اینه باید به خودت و طرفت آمادگی بدی بعد اقدام کنی
اینکه گفتی قصدت ازدواجه الزاما باعث نمیشه حرفت با ارزش تر باشه زیرا در درجه اول باید محاسنت را به چشم یک دختر بیاری تا به دلش بنشینی و بعدش رابطه جدی بخواهی ازش
من قویا توصیه میکنم تلخی این تجربه را مبدل کنی به رشد مهارت ارتباطیت ، با مطالعه با معاشرت با آدمهای قوی تر از خودت
ممکنه دفعه بعد که بری سراغش ، افتخار کنه او باعث اینهمه تغییر شده
 
نظرات

سلام
خوش به حال مسعود خان
صرف نظر از اینکه مسعود بهتر میتونست اقدام کنه، علاقه اش رو ابراز کرده و براش کاری انجام داده
خیلی بهتر از این هست که علاقه داشته باشی و نتونی بیانش کنی و منتظر باشی ببینی چی میشه!
دخترها به هر شکل هم که منفعل نباشن
ولی محدودیت های زیادی دارن!

[پاسخ]

مسعود پاسخ در تاريخ آبان ۲۸ام, ۱۳۹۴ ۷:۵۹ ق.ظ:

الان طوری رفتار میکنه که انگار من وجود ندارم و من هم اول از روی غرور و دوم به خاطر احترام به ایشون همین رفتارو دارم ولی واقعا لحظه ای نیست که به فکرش نباشم .واقعا منفعل شدم

[پاسخ]

آقای دکتر شیری، سلام
خانم متاهلی را راهنمایی کنید که دانشجوی دکتری، کارمند و استاد دانشگاه هست، خودش فکر می کرده که داره همه این چرخارو باهم خوب میچرخونده که هم خودش شاد باشه هم همسرش و بقیه عزیزانش، اما الان انگاری هم خودش کم آورده هم همسرش هم چرخ زندگیش داره از جا در میره… همسرش طی چهار سال زندگی مشترک همیشه حامی بوده و با زندگی شلوغ پلوغ خانم کنار اومده و آروم آروم عشق ریخته به پاش اما حالا میگه ازت ناراضیم از دست تو و کار زیادت خسته شدم، یا من یا کارت، یکی را انتخاب کن… برای یک ساعت اضافه کار موندن خانوم آقا دیگه تحمل نداره و 6 ساعت بحث و جدل میکنه…
واقعا خسته شدم از خودم، کارم و البته همسرم… بگید آیا خانوم میتونه در اجتماع رشد کنه و موفق باشه و از طرف دیگر خانواده و همسرش با ترافیک زندگی اون کنار بیان؟ آیا باید کارم را رها کنم…به تازگی قصد بچه دار شدن هم داشتیم اما فکرکنم باید به تاخیر بیندازیم تا اول آرامش حاکم بشه… 🙁

[پاسخ]

این قسمت از پاسخ خیلی خوب بود ..

“من قویا توصیه میکنم تلخی این تجربه را مبدل کنی به رشد مهارت ارتباطیت ، با مطالعه با معاشرت با آدمهای قوی تر از خودت
ممکنه دفعه بعد که بری سراغش ، افتخار کنه او باعث اینهمه تغییر شده”

[پاسخ]

اینکه گفتی قصدت ازدواجه الزاما باعث نمیشه حرفت با ارزش تر باشه …..

کسانی که عاشق حق هستند عاشق صبر هم باید باشند …تواصوا بالحق و تواصوا بالصبر

از حفظ ثبات اجتماعی گرفته تا حفظ بستر خوب برای معرفی دو تا ادم برای ازدواج …نیاز به صبر داره …به قول مجله موفقیت …یه روزی یه جایی یه کسی یه چیزی صبر داشته باش صبر داشته باش
اگر صبر نباشه دو تا چیز میشه : 1- صداقت احمقانه 2- کله شقی

[پاسخ]

آقای دکتر سلام؛ من 30 ساله هستم و در یک موسسه ی آموزشی کار می کنم، خودم شخصیت آروم و درونگرایی دارم اما به موقع ش شیطنت هم دارم و با این که کم حرفم اما زمانش که برسه اکثرا حرفم رو واضح بیان می کنم؛ همکاری دارم که ایشون بسیار خوش صحبت و خوش رو هستن از من بزرگترن و آداب اجتماعی خوبی دارن، اما دیدم که نمی تونن حرفاشون رو واضح بزنن و یک بار که ازشون پرسیدم گفتن که از این که طرف مقابلشون جواب منفی بده (حالا در هر موردی) هراس دارن؛ این باعث شده که عادت کنن حرفاشون رو در لفافه بیان کنن و منتظر باشن ببینن طرف مقابل به اصطلاح میگیره یا نه. دیدم که خودمم گاهی اوقات با این مسئله در خودم مواجه شدم، میخوام بدونم کتابی هست در این مورد یا با این مضمون که بخونم؟ شاید برای همکارم هم خوب باشه.

[پاسخ]

این اتفاق برای منم افتاده .یکسال ونیم پیش .بعد سه جلسه گفت عاشقه وقصدش ازدواجه .اونم تو جمع.من فریز شده بودم.شوکه شده بودم .اصرار می کرد که جواب بده.من نه نه گفتم نه اره.نمی شناختمش.برام خیلی مبهم بود که چرا تو جمع مطرح کرده.با عرف کشورمون سازگار نیست اینکار.هزار تا فرضیه چیدم.بعد ترسو شد خیلی ترسو .سعی می کرد یه کار ی کنه من اطهار علاقه کنم .هزار تا نقشه چیدنا که بتونه باهم تنها باشیم.چند روز پیش فهمیدم با یکی از دوستام دوست شده.خیلی ناراحت شدم.چرا اینطور شد ؟برام مبهمه.

[پاسخ]

یک پاسخ دهید

 
داتیسNiligo: smart home WiFi-enabled 16 Million Color LED Lamp