سایت دکتر شیری

خیانت از کجا آب میخورد ؟

image_pdfimage_print

«هر آدمی یک خائن درون دارد که جایی پهلوی کودک درونش زندگی می‌کند و برخلاف کودک درون باید جلوی ابراز وجودش را گرفت. این یعنی هر آدمی ممکن است مرتکب خیانت بشود. پس این موضوع همیشه پرهیجان فیلم‌های خانوادگی و عامل مهم اکثر طلاق‌های عاطفی و دادگاهی، ممکن است در هر زندگی‌ای رخ بدهد که گاهی دلایل ساده و پیش پا افتاده‌ای دارد. اما در برخورد با هر مشکلی باید راه‌حل درست را انتخاب کرد. شاید ساده به نظر برسد اما گاهی ما راه حلی که انتخاب می‌کنیم به نظر خودمان درست است در حالی که دقیقا هیچ کمکی به حل مشکلات نمی‌کند. اینکه در برخورد با خیانت چه کار کنیم، نکته مهمی است. اینکه بدانیم  خیانت همیشه از جانب طرف مقابل زندگی ما نیست، کمی بحث را قابل فهم‌تر می‌کند. گاهی ممکن است خود ما خواسته یا ناخواسته درگیر رابطه‌ای شویم که لااقل از نظر طرف دیگر، خیانت محسوب می‌شود. مساله کلی در این زمینه متاسفانه این است که اغلب نمی‌دانیم داریم در مورد چه چیزی حرف می‌زنیم و وقتی هم که پیش می‌آید، نمی‌دانیم چطور باید با مساله برخورد کنیم.» این‌ها را کسی می‌گوید که به واسطه تجربه کاری‌اش با خیانت بین زن و مرد آشنا است. سراغ دکتر شیری رفتیم تا برایمان از اجزای مختلف این پدیده تلخ اجتماعی حرف بزند. لابه‌لایش هم گریزی به ۳ نمونه واقعی خیانت‌های زن و شوهری زد.

 

چار چوب شما کجاست؟

ما سه نوع رابطه داریم، رابطه همکاری، رابطه عاطفی و ازدواج. صمیمیت ما در این سه رابطه متفاوت است؛ مثلا در رابطه همکاری صمیمیت کمی وجود دارد و رازها و نگفتنی‌های ما در هر کدام متفاوت است. حتی در رابطه زن و شوهری هم ما حرف‌های نگفتنی داریم اما به میزان خیلی کم. تعهد ما در هر یک از این روابط فرق می‌کند،مثلا ممکن است یک رفتار من از نظر همکارم بی‌تعهدی نباشد اما از نظر همسرم بی تعهدی باشد. بحث لغزش اما متفاوت است. بسته به تیپ خانواده‌ها بحث لغزش و خیانت مطرح می‌شود. مثلا ممکن است در خانواده من اگر همسرم با همکار مردش چای بخورد، خیانت محسوب شود. ما همیشه خطا و لغزش را وقتی تعریف می‌کنیم که فرد از چهارچوب و خط کشی ما گذشته باشد. اگر ما با هم حرف بزنیم و این خطوط را مشخص کنیم، مشکلات حل می‌شود.

بزرگ‌ترین اشتباه ما این است که گفت‌وگو نمی‌کنیم و با اصول خانه پدری رفتار می‌کنیم، توقع هم داریم که طرف از قبل بداند.

مثلا زنی که برادرش همیشه ساعت ۹ شب خانه بوده، از اینکه الان همسرش ساعت ۱۱ شب به خانه می‌آید ناراحت می‌شود. خیانت در واقع لغزش جنسی است، من به کارهای خارج از اصول جنسی می‌گویم خیانت و به کارهای خارج از بحث انتفاع جنسی، لغزش می‌گویم. بعضی رفتار‌ها هستند که چون فقط یک واکنش در شرایط خاص‌اند، نمی‌شود به آنها خیانت گفت و اصلا نباید در موردشان حرف زد و به آنها کلید کرد. کسی که خودش نشان می‌دهد آدم متاهلی است و در رفتار و گفت‌وگوهایش حد و مرز دارد، هر چقدر هم در رابطه با جنس مخالف (البته در چهارچوب عرف) آزاد گذاشته شود، موضوع خیانت نیست. اصولا بعضی برخوردها بسیار گذرا هستند و هیچ قصد و غرضی پشتشان نیست.

برای اینکه زندگی مشترک از ریل خودش خارج نشود، باید هیجان رابطه را بیشتر کرد. برای افزایش هیجان هم بازی و سفر پیشنهاد‌های خوبی هستند. به طور کلی هر کاری که صمیمیت بین مرد و زن را بیشتر کند. تمام فرمول‌های هیجان قبل از ازدواج را اینجا هم داریم. خلوت داشتن بعد ازدواج خیلی مهم است. یکی از راه‌های افزایش نشاط بین زوج‌ها، دخالت خانواده‌هاست، همین دور هم جمع شدن‌های خانوادگی. این کار باعث می‌شود آدم‌ها خودشان را با هم مقایسه کنند و از آن فضای بهشت گونه عجیب که فکر می‌کنند با بیرون آمدن از رابطه به آن می‌رسند، خارج شوند.

خیانت از کجا آب می‌خورد؟

سرخوردگی‌های جنسی و عاطفی: بالاخره اگر من در خانه حرف محبت‌آمیز نشنوم، مثلا در محیط کار کسی پیدا می‌شود که به من محبت بکند.

عدم مدیریت مرد: وقتی که مرد احساس سکان داری در خانه ندارد یا زنی در آن خانه وجود دارد که مرد در کنار او احساس مرد بودن ندارد. بیشتر حس همخانه بودن دارد. زن باید به مرد احساس سکان داری بدهد. مرد هم باید مردیت خودش را داشته باشد.

عصبانیت: یک اختلاف مختصر می‌تواند آدم‌هایی را که درگیر شرایط محیطی دیگر هم هستند به سمت خیانت ببرد. گاهی زوجین از سر لجبازی برای اینکه به طرفشان نشان بدهند هنوز هم توانایی جذب آدم‌های جدید را دارند دست به خیانت می‌زنند. دیالوگ رایج این‌جور وقت‌ها این است که «دیدی میتونم بهتر از تو رو هم گیر بیارم؟»

برای اعتماد به نفس دوباره: گاهی آدم‌ها در محیط‌هایی به این نتیجه می‌رسند که هنوز هم توانایی لازم برای شکارچی بودن را دارند.

ترس از میانسالی: آدم‌ها وقتی متوجه می‌شوند که با دوران میانسالی فاصله چندانی ندارند، گاهی می‌خواهند برای آخرین بار لذت‌های دوران جوانی را تجربه کنند. البته روابطی که بر اثر این ترس شروع می‌شوند عموما جدی و پایدار نیستند.

کاهش هیجان رابطه اصلی: کاهش هیجانات مهم‌ترین دلیل شناخته شده برای خیانت‌هاست که خودش به اندازه همه دلایل بالا حرف دارد. نمودار هیجان در روابط نکته‌های ظریفی دارد. رابطه اصلی که با ازدواج آغاز می‌شود، به دلیل رسمی بودنش و همچنین آشنایی‌های پیش از ازدواج در شروع هیجان کمتری دارد.اما یک رابطه ممنوعه با هیجان خیلی زیادی شروع می‌شود.


همشهری جوان این هفته را بگیرید-

این فقط دو ستون از پرونده ۸ صفحه‌ای همشهری جوان درباره خیانت است!
محسن امین- الهام کاظمی/ همشهری جوان ۳۵۱

جلسه درسی آزاد خیانت و لغزش با تدریس دکتر شیری در تاریخ ۲۴ اردیبهشت برقرار است و میتوانید ثبت نام کنید
 
نظرات

با سلام خدمت آقای دکتر
خانمی در فامیل ما بعد 3/5 سال نامزدی 4 ماه قبل عروسی کردند در دوران عقد مشکلات بسیاری با خانواده شوهری داشتند و شوهر ایشان در مورد مسایل مالی از نزول و وام و بدهی همه را امتحان کردند !!!!و آدم روراستی نیستند وخانم علی رغم مشاوره ای که در دوران عقد توسط مشاور شدند مبنی بر دور بودن از خانواده شوهری در طبقه بالای منزل مادر شوهر خانه گرفتند!درست 2-3 روز بعد عروسی خانم متوجه تماس تلفنی شوهرشان با دختری شدند وبا پیگیری که کردند شوهرشان اورا یک همکار معرفی کردو مدتی ازین قضیه گذشت اما دوباره خانم متوجه شد تماس تلفنی ادامه دارد در ضمن این خانم در 5روز در هفته در شهری دور در اداره مشغول میباشند و فقط آخر هفته به منزل خود می آیند.در این تماس دوم خانم به حالت قهر به منزل پدری می اید بعد حدود یک هفته شوهرشان اورا به منزل خودشان برمیگرداند تا اینکه دیروز خانم بصورت اتفاقی فلش usb را در کیف شوهرش پیدا میکند که میگویدفلش همکارشان هست ولی خانم از روی کنجکاوی محتویات فلش را نگاه میکند و عکسهای آنچنانی همان دختر همکار را میبیند!!!!!!!!! ولی شوهرش میگوید این فلش برای همکار آقایش هست و مال خودش نیست ولی پر واضح است که دروغی بیش نیست حتی رییس شوهرشان به خانم گفته بودند که هرروز شوهر و آن دختر را در حال گپ زدن میبینند… امروز خانم دوباره به منزل پدری برگشتند و مستاصل که چه کنند؟ آقای دکتر از شما تقاضای کمک و راهنمایی داریم با تشکر
پاینده باشید…

[پاسخ]

دکتر شیری پاسخ در تاريخ آذر ۱۳ام, ۱۳۹۴ ۳:۱۳ ق.ظ:

متاسفم از عمق این فاجعه
فکر میکنم بهتره به جای مشاور با وکیل مشورت کنند

[پاسخ]

سلام استاد عزیز،
میتونید یک وکیل خبره که در زمینه خانواده فعالیت داره را به من معرفی کنید ؟ با همسرم به مشکل برخوردم و علت اش دقیقا همین تیتر موضوع اتونه … خیانت 🙁

بسیار سپاسگذار میشم بهم جواب بدید .

[پاسخ]

دکتر شیری پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۸ام, ۱۳۹۴ ۸:۴۹ ق.ظ:

من نمیشناسم

[پاسخ]

سلام
یک کشف آماری جالب از جدول امار ازدواج و طلاق استان اصفهان
1.7درصد از ازدواجهای 5 سال گذشته به طلاق رسیده است .
2.2درصد از ازدواجهای 3 سال گذشته به طلاق رسیده است .
3.8درصد از ازدواجهای یکسال گذشته به طلاق رسیده است .
یعنی 56 درصد طلاقها در سال 93 مربوط به خانواده ها با بیش از 5 سال عمر بوده است ….
اینکه می گویند از هر 4 ازدواج یک طلاق در استان هست این مربوط به امار دفتر خانه است . نه اینکه از 46000 ازدواج یک چهارم طلاق گرفتند همین امسال …نه اینطور نیست بلکه این یک چهارم شاید ده سال -پانزده سال -7 سال زندگی کردند و حالا امسال امده اند طلاق گرفته اند …
بنابراین مشکل بحث تحکیم و استمرار زندگیست انهم در ازدواجهای قدیمی دارای 5 سال سابقه به بالا …
ریشه ان هم طلاق عاطفی رسوب کرده است …از مثلث تعهد و میل و صمیمیت …مشکل اصلی در عدم تعهد درونی است …اینکه بگذار فعلا بچه ها بزرگ بشوند تا بعد جدا بشیم …اینکه حالا را صبر می کنم و بعد سر یک فرصت می زنم زیرش ….علت دوم هم صمیمیت است …زن و شوهر ها بلد نیستند با هم دعوا کنند …مهارتهای زندگی کمه …انهم در زوجهای ازدواج نموده در 8 سال پیش به عقب تر ….

[پاسخ]

سلام استاد گرامی .وقت بخیر
سوالم به این پست بیربطه اما باید بپرسم استاد یکی از دوستان خارج از کشور به اسلام علاقه مند شده ..از من درباره این پرسید که چه کتابایی میتونه بخونه؟ من خودم کتابای ترجمه شده ی دکتر شریعتی به ذهنم رسید اما گفتم از شما بپرسم اول.ممنونم اگه معرفی کنید.راستش خودمم همچین با اسلام عجین نیستم که بخام اون خانم رو راهنمایی کنم. پس گفتم بهتره بهش‌کتاب معرفی کنم..ممنون میشم جواب بدید.

[پاسخ]

دکتر شیری پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۳ام, ۱۳۹۴ ۸:۵۱ ق.ظ:

سلام زهره گرامی
ترجمه های مثنوی مولوی به عنوان قرآن پارسی ، با داستانهای شیرینش درباره انبیا و اخلاق و مفاهیم دینی، شروع خوبیه برای کسیکه دنبال مفاهیمی معرفتی میگرده
خانم آن ماری شیمل درباره پیامبر کتاب خوبی دارند ،مطمئن نیستم ترجمه از المانی به انگلیسی شده باشه ولی میشه سرچ کرد
کتب دکتر شریعتی عالی هستند ولی نه برای شروع
احتمالا افراد روحانی در مراکز فرهنگی ایران در اروپا هم راهنمایی هایی تخصصی داشته باشند

[پاسخ]

zohre پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۳ام, ۱۳۹۴ ۱۲:۰۴ ب.ظ:

ممنون استاد شما همیشه بی نظیرید:-) یه روزی ایشالا منم میتونم تو کارگاه هاتون شرکت کنم و از نزدیک ببینمتون 🙂 راستش خود منم خیلی دوس دارم که یه مسلمان واقعی باشم که وقتی یه همچین موقعیتی پیش میاد شرمنده نشم و بتونم به هر سوالی درباره دینم جواب بدم اما نمیدونم چجوری..باید منم بیشتر کتاب بخونم.

[پاسخ]

نزدیک یک ساله که به دلیل خیانت همسرم جدا زندگی میکنم.تو این مدت راهکارهای خوبی ازتون گرفتم که کمک کرده به آرامشم.اما واقعیت اینه که من همچنان درد میکشم.و نمیدونم این درد کی تموم میشه.خودمو با زندگی بیرونیم وفق دادم. و ظاهرا همه چی خوبه.اما زخم درونی من التیام پیدا نمیکنه

[پاسخ]

سلام دکترجان همین الان فهمیدم 30 اردیبهشت ساری سمینار دارید.خیلی خوشحالم که دوباره فرصت دیدار و اموختن ازشما رو دارم .سلامت وپاینده باشید

[پاسخ]

دکتر شیری پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۳ام, ۱۳۹۴ ۸:۵۴ ق.ظ:

بله به امید خدا میایم خدمتتان

[پاسخ]

نسرین پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۷ام, ۱۳۹۴ ۱۱:۵۷ ب.ظ:

سلام
چه جوری باید ثبت نام کرد دکتر ؟ امکانش هست که هر وقت قرار سمیناری تو شهرستان برگزاربشه تو سایت اطلاع رسانی کنید؟

[پاسخ]

دکتر شیری پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۸ام, ۱۳۹۴ ۸:۴۷ ق.ظ:

همیشه میکنیم و رو چشم بازم ادامه میدیم

[پاسخ]

سلام.میشه لطفا در مورد طرز برخورد با خانواده همسر هم برامون بنویسین.

[پاسخ]

سلام و سپاس دکتر شیری عزیز.
اگه لطف کنید و راجع به مهارت های انصراف از رابطه زناشویی و ازدواج های خوب ولی تاریخ گذشته مطلب بذارید بی نهایت ازتون ممنون میشم
شاگرد مجازی شما

[پاسخ]

سلام
همسرم من هم با همکارش به من و زندگیمون خیانت کرد.نه که زندگیمون مشکلی نداشته باشه ولی تقریبا مشکل های رو که علت خیانت مطرح شده رو نداشتیم.هم همدیگرو خیلی دوست داریم و هم صحبت بینمون زیاده و زنی هم که پیدا کرده بود 44 ساله بود 12 سال بزرگتر از خودش یعنی حس مرد بودن و سکانداری این حرفا هم نبود بیشتر از همسر من این خانم پی گیر رایطه بودن.واقعا نمیدونم چرا اینکارو کرده.خودش هم جوابی نداره شاید اونم دلیلشو نمیدونه

[پاسخ]

معرفي به سبك تيم ملي !

کامنت های موضوع خیانت آدم رو یاد معرفی بازیکنان تیم ملی فوتبال می اندازه. بازیکنان تیم ملی موقعی که دارند تمرین می کنند دونه دونه می آیند و خودشون رو معرفی می کنند مثلا”: فلانی هستم 27 سالمه، 10 ساله فوتبال بازی می کنم و سه ساله عضو تیم ملی هستم…
اینجا هم به همون سبک و سیاقه به طور مثال:
آزاده هستم، 27 سالمه، 5 ساله ازدواج کردم و 2 ساله دارم خیانت می کنم !!!

[پاسخ]

معرفی شو به سبک خودت پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۱ام, ۱۳۹۴ ۲:۵۰ ب.ظ:

آدمها برای هر کاری که میکنن ی فکر و دلیلی دارن.
دلیلت رو پیداکن….
اگه خوبه حفظش کن و اگه بد، حذف…

[پاسخ]

صبا پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۱ام, ۱۳۹۴ ۹:۱۹ ب.ظ:

به به..
مختصر و مفید

[پاسخ]

سلام دکتر شیری عزیز
من یه سوال دارم و میدونم که سوالات رو باید در سامانه پرسش و پاسخ پرسید ولی چون سوالم شخصی نبود و عمومی بود اینجا مطرح می کنم : آقای دکتر شما همیشه میگین که موقع انتخاب همسر حتما باید ظاهر اون فرد به دل آدم بشینه و یه ” به دل نشستنی ” وجود داشته باشه وگرنه هم به خودت خیانت کردی و هم به طرف مقابل . آقای دکتر حالا اگر یک نفر این مطلب رو اصلا ندونه و حالا به هر دلیل ازدواج کنه و بعد از ازدواجش ببینه که ظاهر طرفش به دلش نمیشینه تکلیفش چیه ؟ طرف مقابلش چه گناهی کرده که همسر اون فرد شده ؟

[پاسخ]

دکتر شیری پاسخ در تاريخ آذر ۲۶ام, ۱۳۹۳ ۱۱:۱۵ ق.ظ:

نمیدونم واقعا
خب خیلی هزینه ها داره میده که باید ببینه می ارزه یا نه

[پاسخ]

نیکا پاسخ در تاريخ آذر ۲۶ام, ۱۳۹۳ ۴:۳۸ ب.ظ:

خیلی سپاسگزارم . جوابتون مختصر و مفید بود و توی همین یک خط که نوشتین ، دهها حرف بود . ممنون

[پاسخ]

سلام اقای دکتر. 26 سالمه و 3 سال هست که با پسری که 1 سال از خودم کوچیکتر هست رابطه دارم. اوائل واقعا همدیگرو دوست داشتیم. من هنوز هم همین احساس رو دارم. اما الان یک سال هست که ایشون نسبت به قبل سردتر شدن. دلیلش هم اینه که این اقا فوق العاده به خونوادش وابسته هست. از هر نظر. و میگن که خونوادم مخالفت میکنن برای ازدواج ما . بخاطر اختلاف سنی یک سال. و ایشون نمیتتونن جلوی خواسته خونوداش مقاومت کنه. اما من واقعا دوسش دارم و نمیدونم چطور باید یه ایشون کمک کنم تا بتونه روی پای خودش بایسته. چون بارها خودشون میگن که واقعا دلشون میخواد و منو دوست دارن اما از عواقب مخالفت خونواده به شدت میترسن

[پاسخ]

دکتر شیری پاسخ در تاريخ آبان ۲۲ام, ۱۳۹۳ ۲:۴۴ ب.ظ:

لطفا از سامانه استفاده کنید
PORSESH.DOVTORSHIRI..COM

[پاسخ]

سلام دختری 28 ساله هستم که حدود 4ماه پیش عقد کردم همسرم هم رشته و هم سن من است.در واقع ما با عشق جذب هم شدیم گرچه هردو بدلیل تفاوت مذهبی که داشتیم و احساس میکردیم عشق میتونه حلال مشکلاتمون باشه ازدواج کردیم اما متاسفانه مشکلات ما از همون زمان حتی قبل از عقد شروع شد الان بجایی شخصا رسیدم که واقعا حوصله ندارم و فکر میکنم شاید با پیدا کردن یه دوست مجازی بتونم هم با کسی درد دل کنم هم یه جوری توجهمو از زندگی نامطلوبم کمتر کنم..البته اینم میدونم که کارم اشتباهه ولی واقعا کار دیگه ای به ذهنم نمیرسه ممنون میشم راهنماییم کنین…

[پاسخ]

دکتر شیری پاسخ در تاريخ آبان ۲۲ام, ۱۳۹۳ ۲:۴۳ ب.ظ:

لطفا از سامانه استفاده کنید
PORSESH.DOVTORSHIRI..COM

[پاسخ]

اون ادمی ک قبل از ازدواج رابطه های متعدد داره و بعد از ازدواج هم ترک نمیکنه و همسردائمشم درخانه دوست داره و لو هم نمیره. خیانت این ادم چطوری تحلیل میشه؟
ضمن اینکه من تو سایت جدید ثبت نام کردم ولی هرررررررر کاری کردم ایمیلمو تایید نکرد گفت صفحه یافت نشد که اونجا بپرسم.

[پاسخ]

آذربانو پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۳ام, ۱۳۹۴ ۱۲:۰۳ ب.ظ:

چ باحال! من اینجام؟خوشبختم!سوال بی جواب بی جواب برج شیشم!
نتیجه میگیریم سوال در خانه سایت توانگری از بین نمیرود بلکه از بخشی به بخش دیگر منتقل میشود!

[پاسخ]

من دختری 27 ساله هستم
از وقتی که یادم میاد دوسم داشت چون باهم فامیلیم.از بچگی میگفت که منو میخواد ولی میدونستم که خانوادم هیچوقت راضی نمیشن چون از لحاظ اخلاقی مشکل داشت مشکلشم این بود که زیادی سبک بود.
با اینکه میدونست که میدونم دختر تو زندگیش زیاد بوده ولی بازم بهم ابراز علاقه میکردو میگفت اگه با کس دیگه ازدواج کنی من میمیرم.همیشه چشمم دنبالته!
من خیلی به خرفاش اهمیت نمی دادم اما همه فامیل میدونستن که چقدر بهم علاقمنده ولی من نمیخوام.
تا اینکه ازدواج کرد اونم یه ازدواج ناموفق بعداز یک سال عقد از همسرش جدا شد چون از لحاظ سطح خانوادگی و فرهنگی بهم نمیخوردن خانواده همسرش زیادی بازو راحت اما خانواده خودش مثل خانواده ما مذهبی وسنتی.
بعداز این جدایی بازم اومد سمت من ولی فقط یه پناه عاطفی و فرار از شکستی که خورده .تا حدی بهم نزدیک شدیم منم چون دیدم شرایطش بده نخواستم بدتر بشه وگرنه بازم میدونستم که رابطم باهاش به جایی نمیرسه.
بهم نزدیک شدیم و مدام بهم میگفت که شدیدا دوسم داره و میخواد باهام باشه حتی اگه خودش با کس دیگه ای ازدواج کنه من هم میبایست کنارش باشم.بارها دعواش کردم از هر راهی که فکر میکردم جواب میده امتحان کردم اما بی فایده بود و بیخیالم نمیشد.
نو همین گیرو دار شنیدم که قراره با یکی ازدواج کنه شوکه شده بودم که چطور ممکنه کسی که اینقدر بهم علاقه داشت یهو اینقدر بی خبر با شخص دیگه ای ازدواج کنه.همه چی خیلی سریع اتفاق افتاد و حتی بهش تبریک گفتم با اینکه ازش دلخور بورم که تا اون موقع چرا حرفی نزده اما در جوابم گفت هرگز نمیذارم مال کسی بشی تو واسه منی!
اهمیتی نداشت چون بنظرم رفتارش نرمال و طبیعی نبود ولی ما دخترا از ابراز عشق یک مرد خیلی نمیتونیم ساده بگذریم تا حدی نرم شده بودم اما واقعا باورم نمیشد چطور رفت سراغ یکی دیگه.
بعد از 2ماه از عقدش بازم باهام تماس گرفت و اصرار داشت که باهاش باشم یه جورایی همسر دومش!
یه شب بهم اسمس داد اما جوابشو ندادم اون موقع ساعت 2 شب بود تا فردای اون روز ساعت 4 پشت سر هم بهم زنگ میزدو اسمس می داد تا جایی که یادمه 90 تا میسکال داشتم!
اما جواب ندادم… تو اسمساش قسمم میداد که فقط یه بار بهش جواب بدم خستم کرده بود حتی گوشیمو خاموش کردم اما بازم بی خیال نمیشد.
آخرم من کوتاه اومدمو جواب دادم ازم خواست با التماس خیلی زیاد که فقط یکبار باهاش تنها برم بیرون که حرفای مهمشو بهم بگه
،قبول نمیکردم اما این آدم انقدر سمجه که بالاخره قبول کردم برم اونم با این قول که نتیجه حرف هرچی که من بگم قبوله.اما بازم شک دارم!
هنوز موعدش نرسیده اما من خیلی متاسفم برای خودم که چرا نمیتونم از پسش بربیام.نسبت به همسر این شخص هم احساس عذاب وجدان شدیدی دارم چون واقعا دختر خوب وصبوریه.
از روش خجالت میکشم و بدی فامیل بودن و چشم تو چشم شدن همینه.
خواهش میکنم راهنماییم کنید.چی کار کنم که پرونده این موضوعو ببندم؟

[پاسخ]

دکتر شیری پاسخ در تاريخ تیر ۲۰ام, ۱۳۹۳ ۲:۱۰ ق.ظ:

اینقدرها هم سخت نیست
ببینید براتون دوست داشتنی بوده و دیگه بنا نیست باشه و برید دنبال زندگی عاطفی که شایسته شما باشه
محلش نگذارید اصلا و گوشیتون را خاموش کنید و نهایتش بهش بفهمونید که به زنش میگید، خودش میره بالغ میشه تو زندگی خودش

[پاسخ]

maria.28 پاسخ در تاريخ شهریور ۳ام, ۱۳۹۳ ۱۲:۱۴ ق.ظ:

باسلام و سپاس از جواب شما دکتر شیری عزیز.

[پاسخ]

سلام استاد،راهنماییم می‌کنید (بعد از خدا امیدم به شماست که راهنماییم کنید)

چندی پیش از طریق اینترنت با آقا پسری ۳0 ساله آشنا شدم،لیسانس دارند و کار میکنند.گفتند که تا ۳۵ سالگی شرایط ازدواج ندارند.(البته قولی‌ هم به من ندادند)من هم ۲۴ سالمه لیسانس دارم.بعد از صحبت ایشون گفتن که از من خوششون میاد و می‌خواهد با هم دوستان صمیمی‌ باشیم.منم از ایشون خوشم میاد.ارتباط تلفنی هم داریم.ایشون میخواهند ما هر نوع رابطه‌ای داشته باشیم جز اینکه به دختر بودن من آسیبی برسه.(البته نه اصرار کردند و نه اذیت و انتخاب روگذاشتند با من )یعنی الان دوست های معمولی هستیم .اما از اول گفتن خواهان همچین رابطه ای هستن.اما دوستیشون رو بهم نزدند.البته هر ۲ مایل هستیم رابطه مجازی نمونه،اما راجع به حد و مرزش سوال دارم:

۱-رابطه عاطفی در چه حدی باید باشه؟و باید حتما منجر به ازدواج بشه؟ (به تربیت و عرف جامعه کار ندارم چون شاید درست باشه یا اشتباه)

۲-از اول یه رابطه باید به ادامه اش و آخرش فکر کرد ؟

ممنون میشم جواب بدید.

[پاسخ]

دکتر شیری پاسخ در تاريخ خرداد ۲۴ام, ۱۳۹۳ ۲:۲۹ ق.ظ:

حد رابه عاطفی را نظام ارزشی تو تعیین میکنه ( دین+ خانواده+ تجربه فردی+ دانش)
هر رابطه عاطفی قابل UPGRADE کردن به ازدواج نیست
از اول هر چیزی باید نظری به نتایجش داشت

[پاسخ]

maria.h پاسخ در تاريخ خرداد ۲۴ام, ۱۳۹۳ ۱:۰۷ ب.ظ:

ممنونم از پاسختون دکتر شیری .یقینا با راهنمایی شما تصمیم بهتری میگیرم . . . متشکرم .

[پاسخ]

آقای دکتر من واقعا شرمندم. اصلا همچین منظوری نداشتم.عذر می خوام
از راهنماییتون ممنونم. زیارتتون هم قبول باشه

[پاسخ]

سلام
آقای دکتر میدونید این چندمین پیامیه که بهتون میدم؟ متاسفانه پاسخی از شما دریافت نکردم.
4 ساله با یکی رابطه دارم خیلی دوسش دارم اونم خیلی دوسم داره. من 25 سالمه و مصطفی 27 سالشه. دانشجوی phd هستش. خانواده ها در جریانن. اما مادر من اجازه نمیده بیان جلو میگه کار نداره آدم بی عرضه ایه چون 27 سالشه و کار نداره. اما اصلا اینطور نیست. هرچی صحبت می کنم با مادرم که کارم میگیره اصلا قبول نمی کنه. این حرف مادرم هم رو من تاثیر میزاره و من باهاش دعوا می کنم که چرا کار نمی کنی چرا واسه رسیدن به من تلاش نمی کنی . الان چند روزه باهم قهریم.آقای دکتر دست خودم نیست. من خیلی دوسش دارم.کمکم کنید لطفا. چکار کنم

[پاسخ]

دکتر شیری پاسخ در تاريخ خرداد ۱۹ام, ۱۳۹۳ ۹:۰۱ ق.ظ:

در درجه اول شاید باید از مادر استقلال روانی را بدست بیاورید که ظاهرا بالغانه رخ نمیدهد
نکته دوم اینه که آقا مصطفی میتونه الان بیاد جلو ( رسمیت مطلوب خانواده ایرانی تامین بشه) برای خود ازدواج فرصت دارید و تو این مدت درسش کمتر میشه و میتونه کار کنه
سوم: خودت میتونی کار کنی
چهارم : دختر لوسی نباش، تو همین سایت هم یه جورایی انگار با قهر میخوای ، جواب سوالت را بگیری در حالیکه دختر خوب من ده روز سفر عمره بودم و اساسا پاسخ به هیچ سوالی ندادم، خواستم بهت بگم نکنه این الگو را با مصطفی داشته باشی که خسته بشه از دستت
پنجم: قهر و آشتی پی در پی یک مرد را خسته میکنه…این شیوه را بگذار کنار

[پاسخ]

راضیه پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۰ام, ۱۳۹۴ ۵:۲۹ ب.ظ:

سلام آقای دکتر قبول باشه زیارتتون.واااااای چقده خوب راهنمایی میکنید شما

[پاسخ]

درود دکتر . عالی . قلمتان خیلی زیبا و لطیف بود . زیبا و لطیف بودنش نه از این جهت که شعر و یا دلنوشته نوشته باشید ‘ از این جهت که مانند خیلی ها تبر برنداشتین و منکر خیانت در جامعه نشدین !! زیبا اشاره کرده اید که خیانت هست و درصدش هم در اندازه ای هست که باید به آن پرداخت ‘ و تمایزی زیبا قائل شده اید و تعریفی زیباتر و واقعی تر از دو کلمه خیانت و لغزش .
من اینگونه فکر میکنم که در لغزش ‘ فرد به هیچوجه قصد ویران کردن ستون های خانواده را ندارد و شاید هم در بسیاری از مواقع و ناخواسته و به واقع در ورطه گناه افتاده و اصطلاحا” شیطان گولش زده ‘ و امکان توبه و بازگشت به زندگی شاید براش قراهم باشد ‘ و یا آنگونه که این روزها بویژه در بین قشر متمکن و لیول بالا به شیطونی مصطلح شده است .
و آنچه باعث نگرانیست ‘ خیانت است که فرد به دلایلی که مرقوم فرمودید آگاهانه تصمیم به ویران کردن میگیرد و این همان چیزیست که گاه جنایت ها بواسطه آن رخ میدهد .
در بیان دلایل ‘ یک دلیل عمده به گمانم فراموش شده و یا شاید خوب به آن نپرداخته اید .
و این همان : توهین ها و تحقیرهاست ‘ که ریشه در یک رفتار جاهلی قدیمی دارد ( همان گربه را دم حجله کشتن ) و وقتی گربه را ( فرقی نمیکند زن یا مرد ) کشتند ‘ شرایطی فراهم میشود که متاسفانه دست بر نمیدارند و از یک جایی کات نمیکنند !! و از اینجاست که یکی از دو طرف وارد بازی قربانی میشود ‘ قربانیی که از نوع رفتار و کردار و نیات طرف خبر دارد ‘ اما گاه حجب و حیا و یا هر دلیلی مانع از آن میشود که از همون ابتدا در برابر این جریان بایستد و ریشه را قطع کند .
این میگذرد و بعد از سالها که فرزندانی دست را بسته تر میکنند ‘ باور کنید فرد تحقیر شده ‘ روزی طغیان میکند و به خیانت رو می آورد ‘ چه که در جنایت ‘ مهم این هست که فرد قبلا” دلایل آنرا برای خود پذیرفته باشد .
از این رو از شما اجازه میگیرم و جدا” از همه خانواده ها درخواست میکنم که به عروس و یا داماد خود احترام بگذارند و با دستان خود آتش به دامن شان نریزید و گمان نبرید که این گربه کشته شده ابدالدهر گربه باقی خواهد ماند و میو میو خواهد کرد . و من فکر میکنم اینکه میگویند که اینقد خوبی کردیم و بدی دیدیم تا گمان بردند که احمقیم ‘ این جمله ساخته ذهن همین اقرادی باشد که روزی و دیر حقوق خود را میفهمند ‘ قاضی میشوند ‘ و مجری احکام خود برون داده ..
ببخشید

[پاسخ]

درود دکتر . عالی . قلمتان خیلی زیبا و لطیف بود . زیبا و لطیف بودنش نه از این جهت که شعر و یا دلنوشته نوشته باشید ‘ از این جهت که مانند خیلی ها تبر برنداشتین و منکر خیانت در جامعه نشدین !! زیبا اشاره کرده اید که خیانت هست و درصدش هم در اندازه ای هست که باید به آن پرداخت ‘ و تمایزی زیبا قائل شده اید و تعریفی زیباتر و واقعی تر از دو کلمه خیانت و لغزش .
من اینگونه فکر میکنم که در لغزش ‘ فرد به هیچوجه قصد ویران کردن ستون های خانواده را ندارد و شاید هم در بسیاری از مواقع و ناخواسته و به واقع در ورطه گناه افتاده و اصطلاحا” شیطان گولش زده ‘ و امکان توبه و بازگشت به زندگی شاید براش قراهم باشد ‘ و یا آنگونه که این روزها بویژه در بین قشر متمکن و لیول بالا به شیطونی مصطلح شده است .
و آنچه باعث نگرانیست ‘ خیانت است که فرد به دلایلی که مرقوم فرمودید آگاهانه تصمیم به ویران کردن میگیرد و این همان چیزیست که گاه جنایت ها بواسطه آن رخ میدهد .
در بیان دلایل ‘ یک دلیل عمده به گمانم فراموش شده و یا شاید خوب به آن نپرداخته اید .
و این همان : توهین ها و تحقیرهاست ‘ که ریشه در یک رفتار جاهلی قدیمی دارد ( همان گربه را دم حجله کشتن ) و وقتی گربه را ( فرقی نمیکند زن یا مرد ) کشتند ‘ شرایطی فراهم میشود که متاسفانه دست بر نمیدارند و از یک جایی کات نمیکنند !! و از اینجاست که یکی از دو طرف وارد بازی قربانی میشود ‘ قربانیی که از نوع رفتار و کردار و نیات طرف خبر دارد ‘ اما گاه حجب و حیا و یا هر دلیلی مانع از آن میشود که از همون ابتدا در برابر این جریان بایستد و ریشه را قطع کند .
این میگذرد و بعد از سالها که فرزندانی دست را بسته تر میکنند ‘ باور کنید فرد تحقیر شده ‘ روزی طغیان میکند و به خیانت رو می آورد ‘ چه که در جنایت ‘ مهم این هست که فرد قبلا” دلایل آنرا برای خود پذیرفته باشد .
از این رو از شما اجازه میگیرم و جدا” از همه خانواده ها درخواست میکنم که به عروس و یا داماد خود احترام بگذارند و با دستان خود آتش به دامن شان نریزید و گمان نبرید که این گربه کشته شده ابدالدهر گربه باقی خواهد ماند و میو میو خواهد کرد . و من فکر میکنم اینکه میگویند که اینقد خوبی کردیم و بدی دیدیم تا گمان بردند که احمقیم ‘ این جمله ساخته ذهن همین اقرادی باشد که روزی و دیر حقوق خود را میفهمند ‘ قاضی میشوند ‘ و مجری احکام خود برون داده ..
ببخشید
کلام بلند شد .

[پاسخ]

سلام آقای دکتر . تو رو خدا راهنماییم کنید من تازه ازدواج کردم و هروقت شوهرم با خانوادش با محبت صحبت میکنه حالم بد میشه دلم میخواد شوهرم فقط مال خودم باشم چکار کنم؟؟؟

[پاسخ]

دکتر شیری پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۹ام, ۱۳۹۳ ۵:۱۸ ق.ظ:

به نظرم زخم خودتونه یعنی شاید رد خانواده نگرفته اید و شاید بناست الگوی وابستگی سالمتری را تحربه کنید

[پاسخ]

سلام استاد
ممنون از مطالب مفیدتون
یه سوال ازتون داشتم:
رایطه ی همکارا تا چه حد میتونه باشه؟ همکاره مونث که مجرده میتونه با همکاره مذکره متاهل (یا برعکس) در ارتباط باشه؟ با پیامک، یا در شبکه های اجتماعی ، در گروههای واتزاپ و وایبر و… ؟

[پاسخ]

دکتر شیری پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۹ام, ۱۳۹۳ ۵:۲۲ ق.ظ:

وقتی متاهل میشویم بهتر است در خانه شفاف باشیم که فکر بدی راه پیدا نکنه
اپلیکیشنهایی هم که نوشتید جز دردسر در منزل ، ارمغانی دیگر ندارد

[پاسخ]

سلام و عرض ادب
خانمی 32 ساله که حدود 4 سال پیش ازدواج کرده(بعد یک دوستی چند ساله با همسرش) و صاحب یه فرزند 2ساله هست همسرش تو محیط کار به یه دختر 19 ساله از هر نظر!!! پناه آورده(تقریبا مقارن با تولد فرزندشون) و برخوردش با زنش کاملا زیر و رو شده و ابراز علاقش به زنش به تنفر پیشرونده و عذاب آور تبدیل شده،این زن باید چه برخورد و اقدامی با شوهرش داشته باشه؟(مرد هم به خاطر اتفاقاتی که افتاد میدونه همسرش در جریانه و همه جانبه از دختر 19 ساله دفاع میکنه و به راحتی جلوی همسرش ابراز علاقشو عنوان میکنه!)
ممنون میشم که وقتتونو در اختیارم قرار بدید و منو از پاسختون خوشحال کنید

[پاسخ]

دکتر شیری پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۹ام, ۱۳۹۳ ۵:۲۳ ق.ظ:

من فکر میکنم با یک بحران مواجه هستیم
در مرد نوعی خشم میبینم ولی نمیدانم از کجا ایجاد شده
حداقلش الان باید فاصله بگیرند تا اسیب نخورند

[پاسخ]

شیرین پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۹ام, ۱۳۹۳ ۳:۰۴ ب.ظ:

خیلی ممنونم و امیدوارم بنده رو عفو کنید که سوال خودمو توی جای مناسب،یعنی فرم پرسش از دکتر شیری عنوان نکردم و این لطف رو هیچوقت فراموش نمیکنم و میدونم اینکه علم وتجربیاتتونو بی هیچ چشمداشتی در اختیارمون قرار میدید فقط وفقط از یک روح بزرگ سرچشمه میگیره.

[پاسخ]

شیرین پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۹ام, ۱۳۹۳ ۳:۱۳ ب.ظ:

ساعت پاسخ دهیتونم من رو بیشتراز پیش شرمنده کرد.

[پاسخ]

استاد اگه میشه در مورد خط و خطوط های همکاری و مرزهای محل کار بیشتر صحبت کنید و اینکه چطوری مانع سوءتفاهم بشیم. مثلا همکار مرد من با همکار زن جوری رفتار می کنه که از نظر من جلف نیست ولی از نظر اون همکار خانم جلف تلقی میشه و اینجاست که من دچار ترس و عذاب وجدان میشم که چطور برخورد کنم.
پرنده مهاجر

[پاسخ]

دکتر این جمله رو با طلا باید نوشت.
بزرگ‌ترین اشتباه ما این است که گفت‌وگو نمی‌کنیم و با اصول خانه پدری رفتار می‌کنیم، توقع هم داریم که طرف از قبل بداند.
من این تجربه رو داشتم. نه اینکه اهل گفتگو نباشم اتفاقا برعکس ولی سوء برداشت های خود من و در پی اون ادامه روند باعث بهم خوردن یک رابطه (از همه نظر عالی) برای یک ازدواج شد.
توصیه میکنم این نوشته تون رو به روز کنید. در همه آدرس هاتون… مخصوصا در فیس… دیدن نظرات دیگران خالی از تجربه نیست. ممنون.

[پاسخ]

دکتر شیری پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۸ام, ۱۳۹۳ ۸:۵۰ ق.ظ:

امرتون انجام شد

[پاسخ]

علی شفیع پور پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۸ام, ۱۳۹۳ ۱۱:۱۳ ق.ظ:

ممنونم.

[پاسخ]

بازتاب‌ها

یک پاسخ دهید

 
داتیسNiligo: smart home WiFi-enabled 16 Million Color LED Lamp