سایت دکتر شیری

اول آشناییمون یادم میاد ، یادم میاد!( سرنوشت عشق پس از ازدواج)

image_pdfimage_print

چرا عشق و علاقه دوران آشنایی هنگام ازدواج رنگ می‌بازد

یعنی تو همونی که قبلا می‌شناختم؟

“چی می‌شد اگریک بار دیگه می‌شد برگشت به دوران خوش ابتدای آشنایی .چرا همه چی یکدفعه عوض شد؟یعنی می‌شه یک آدم تا این حد عوض بشه؟انگار دیگه نمی شناسمش!!…”

اینها و هزاران جمله مانند این ،جملاتی هستند که بسیاری از زوج ها بعد از چند سال زندگی در کنار هم از ذهنشان می‌گذرد.

چرا به این نقطه می‌رسیم؟چرا دو نفر بعد از چندین سال زندگی در کنار هم چنین نتیجه ای می‌گیرند؛نتیجه ای که گاهی منجر به جدایی می‌شود.اما آیا جدایی می‌تواند راه حل مناسبی باشد؟گاهی بهتر نیست به جای اینکه آسان ترین راه را انتخاب کنیم به فکر تلاش،صبوری و سازگاری بیشتر باشیم؟

در همین خصوص با دکتر علیرضا شیری،مدرس دانشکده روانشناسی گفت و گو کرده‌ایم.راهکارهای ایشان می‌تواند راهنمای خوبی برای شما باشد.

شناخت صحیح ازدواج

وقتی این سوال به ذهنتان می‌رسد « با وجودی که با شخص مورد علاقه ام ازدواج کرده‌ام ،پس چرا نمی‌توانیم مانند روزهای شروع ارتباط همیشه خوب و خوش باشیم» فراموش نکنید که شاید شناخت شما از ازدواج درست نباشد.اگر سوال‌تان از ابتدا این بوده که« آیا من با داشتن عشق خوب می‌توانم ازدواج خوبی هم داشته باشم» باید بدانید که پاسختان منفی است .یعنی سوال اشتباه باعث می‌شود که به جواب درستی نرسید.شاید شما تعریف درستی از ازدواج ندارید و به خوبی معنا و ماهیت آن را درک نکرده‌اید.پس سعی کنید اول با شناخت درست موضوع،درست سوال کنید تا جواب درست هم بگیرید.

shutterstock_101575579

در واقع ازدواج یک تصمیم بالغانه و یک قرارداداجتماعی است ؛در صورتی که عشق یک اتفاق قشنگ برای کودک درونی ما است. ما در ازدواج باید مسوولیت قبول کنیم ،تحمل‌مان زیاد باشد،صبور باشیم،سازگاری بلد باشیم و بتوانیم نظر مخالف خودمان را هم بشنویم.بنابراین درست میگویند کاسنی که به شوخی میگویند ازدواج ، یک شغل تمام وقت است. کار خیلی بزرگی‌ که اگر بتوانیم به خوبی از پس آن بربیاییم ،با تمام قوانین ،حواشی و مسائل آن آشنا می‌شویم.

در واقع همان گونه که ما باید برای موفقیت در کار ،تحصیل یا هر کار مهم دیگری قوانین و مقررات مربوط به آن را بدانیم،برای ورود به زندگی مشترک هم باید با مفاهیم و مسائل مرتبط با آن آشنا باشیم.

پس فراموش نکنیم با شروع زندگی مشترک ما وارد دنیای جدیدی می‌شویم که قبلا آن را تجربه نکرده ایم و نوع تجارب و برداشت های ما از مسائلی مانند عشق ،دوست داشتن یا تعهد شکل جدیدی به خود می‌گیرد که شاید اگر از آن آگاه نباشیم،ما را سر خورده و ناامید کند.ولی اگر بدانیم که روبه رو شدن با این گونه تغییرات یا بروز بعضی مشکلات طبیعی و الزامی است،صبر و تحمل مان بیشتر می‌شود و فکر نمی کنیم ازدواج مان با شکست مواجه شده است.

آیا عشق برای موفقیت در ازدواج کافی است

عشق و دوست داشتن در هر رابطه ای برای لذت بردن بیشتر یا داشتن شور و هیجان خوب است.اما اگر بخواهیم بدانیم که رابطه عشق با ازدواج به چه صورت است و آیا می‌توان با داشتن عشق لزوما ازدواج موفقی هم داشتمیتوانیم بگوییم که مثلا برای موفقیت در کنکور و قبول شدن در رشته مهندسی یا معماری ، آیا تنها کافی است درس فیزیک مان خوب باشد تا بتوانیم در رشته مورد نظر موفق شویم؟ نه ! ما به درسهای دیگری نیز نیاز داریم به همین شکل ،وجود عشق هم به تنهایی تضمینی برای موفقیت شما در زندگی مشترک نیست.

انتظارات غلط

بسیاری از ما درگیر عقده ای به نام عقده مادرMOTHER COMPLEX هستیم که به ما می‌گوید اتفاقات بیرونی مانند کار،شغل ،ازدواج و…باید( وظیفه دارد ) حال ما را خوب کند.یعنی می‌گوید هر چیزی برای خوب کردن حال من باید نقشی مثل مادر( حامی) داشته باشد. بعضی از ما ما با همین فکر وارد ازدواج می‌شوند و توقع دارند همه چیز باید خوب پیش برود و هیچ وقت نباید حال بدی را تجربه کنند.

طبیعی است اگر چنین نگاه و انتظاری از زندگی مشترک داشته باشیم خیلی زود سرخورده می‌شویم و فکر می‌کنیم شکست خورده‌ایم.بنابراین سعی کنید با نگاهی درست و واقعی ،زندگی مشترک‌تان را شروع کنید.

تفاوت ازدواج با دوران نامزدی

برای اینکه بتوانیم نگاه درستی به ازدواج داشته باشیم باید سوال درستی پرسید تا جواب درستی نیز استنتاج کرد.گاهی حتی یک مقایسه غلط ما را به نتیجه اشتباهی می‌رساند.مقایسه شرایط دوران نامزدی با زندگی زناشویی مقایسه درستی نیست.زیرا این دو مقوله با هم متفاوتند.

مثلا شما می‌توانید کیک عروسی را با کیک کشمشی ساده مقایسه کنید و بعد بگویید چون هر دوی اینها کیک هستند، قیمتشان باید برابر باشد ؟

درست است که همان دو فردی که قبلا نامزد بوده اند ،حالا ازدواج کرده اند.اما فراموش نکنید این بار با مفهوم متفاوتی در کنار هم هستند و چون متفاوت است، دلیل نمیشود که خوب به نظر نرسد.

تغییرات را بپذیرید

با شروع زندگی مشترک از یک مرحله به مرحله دیگری وارد می‌شویم که این تغییر برای رشد و پیشرفت یک رابطه لازم است.همان گونه که شاید قیافه یک شخص در دوران کودکی با مزه تر و دوست داشتنی تر باشد و در بزرگسالی به نظر متفاوت یا خشن تر برسد،شکل و ظاهر یک رابطه نیز تغییر می‌کند و نمی‌توانیم انتظار داشته باشیم به همان شکل و اندازه و هیجان ابتدای آشنایی باقی بماند چون دوست داشتی تر و قشنگ تر به نظر می‌رسیده!!در واقع باید بدانیم که این تغییر به نفع ماست چون اصلا این اندازه از شور و هیجان برای پیشرفت یک رابطه و ورود آن به مرحله ای دیگر که باعث رشد و تکامل بیشتر می‌شود نه تنهاالزامی نیست بلکه مانع هم هست

پاداش‌های واقعی ازدواج

  1. یکی از دستاوردهای مهم ازدواج که کمتر به آن توجه می‌شود رشد روانی است.یعنی فرد مقابل مانند آیینه‌ای است که می‌تواند شما را با خصوصیات واقعی‌تان بیشتر آشنا کند.گاهی درزندگی زناشویی است که متوجه خودخواهی های وجودتان می‌شوید،در صورتی که قبلا از آن خبر نداشتید.

اولین بار زمانی می‌فهمید موفق شده‌اید که با خودخواهی ها یا هر صفات آزار دهنده دیگر خود مقابله کنید.در این صورت در رابطه با طرف مقابل می‌توانید انعطاف و نرمش بیشتری داشته باشید.

فرد موفق طوری بازی می‌کند که دو طرف بتوانند برنده شوند.اینطور نیست که یکی تو رابطه همیشه درست بگوید و دیگری همیشه در حال جبران مافات باشد .رابطه موفق هم رابطه‌ای است که دو طرف احساس موفقیت می‌کنند. هیچ چیزی به اندازه ازدواج نمی‌تواند این امکان رشد روانی را فراهم کند.همان گونه که مطالعات نیز آن را تایید می‌کنند.

  1. خود پدیده ازدواج است که باعث رشد روانی شما می‌شود نه الزاما همسرتان و اگر فکر می‌کنید که همسرتان باعث رشد شما شده،اشتباه می‌کنید.چون در این صورت هنوز دچار عقده مادر هستید که فکر می‌کنید عوامل یا افراد از بیرون می‌توانند شما را کنترل کنند یا حال شما را تغییر دهند. فراموش نکنید هیچ کس نمی تواند حال شما را عوض کند ؛مگر اینکه خودتان بخواهید.
  2. ازدواج مهمترین تصمیم زندگی یک ادم بالغ نیست بلکه ازدواج جزء تصمیم های بزرگ زندگی است و به همان میزان که سخت به نظر می‌رسد باعث رشد روانی می‌شود،یعنی وجه رشددهنده ازدواج عامل بسیار مهمی است که گاهی توجهی به آن نمی‌شود.اگر شما چند سال هم دوران نامزدی را تجربه کنید ،هیچ وقت نمی‌توانید به اندازه یک سال زندگی زناشویی رشد پیدا کنید.اما چه عاملی باعث این رشد می‌شود؛تعهد بر ترک نکردن بازی ، شکیبایی و تاب آوری .
  3. امنیت جنسی ، فرزنددار شدن نیز از پاداشهای بی رقیب ازدواج است.

 

توقعات درستی از یکدیگر داشته باشید

ما باید انتظار درستی از ازدواج داشته باشیم و فکر نکنیم که قرار است وارد بهشتی شویم که هیچ مشکلی در آن وجود ندارد.ازدواج،اشتغال ،مهاجرت ،تغییر شغل و بچه دار شدن تصمیمات مهم زندگی هستند که سختی های خاص خود را دارند و باید با آگاهی از وجود این سختی‌ها اقدام به انجام آنها کنیم .در غیر این صورت خیلی زود سرخورده و ناامید می‌شویم. اما پذیرش آن به مراتب بهتر از گیر افتادن ما در توقعات بیجا و سقوط در دره‌های ناآگاهی است.

اشتباه بسیاری افراد این است که فکر می‌کنند ازدواج خوب حاصل جمع مرد خوب و امکانات خوب به اضافه زن خوب و فهم خوب است ؛در صورتی که این پیش‌فرض اصلا درست نیست.ازدواج خوب یعنی حاصل جمع زن و مردی با امکانات متوسط که آمادگی ساختن یک ازدواج خوب را دارند .البته روزهای سختی هم در پیش خواهید داشت که نباید بترسید و هرگز با دعواهای متناوب سالهای اول فکر نکنید شکست خورده‌اید ؛بلکه بدانید در واقع این ماهیت ازدواج است.

متاسفانه بسیاری از افراد حاضر نیستند کمترین سختی و ناامنی را تجربه کنند و گاهی با پیش آمدن اولین دعواها به فکر جدایی می‌افتند، تحمل سختی ها را ندارند و درست در نقطه‌ای که ازدواج می‌تواند به رشد و آگاهی ختم شود ،به آن خاتمه می‌دهند.

ازدواج خوب کتاب آشپزی نیست!

بعضی زوج ها دوست دارند با دستورالعمل های سریع برای بهبود رابطه خود در ازدواج خیلی زود به نتیجه برسند.آمارها هم نشان می‌دهند یک سوم از طلاق های شهرهای بزرگ ایران در سال اول زندگی اتفاق می‌افتد.یعنی افراد صبر و تحمل کافی برای رسیدن به نتیجه بهتر را ندارند و نمی‌توانند به یکدیگر فرصت دهند.

فراموش نکنیم ازدواج خوب مثل دستور تهیه غذا در کتاب‌های آشپزی نیست که مثلا بتوان گفت با ۱۰ گرم عشق و ۱۰ گرم صمیمیت و…تهیه می‌شود!!

همان گونه که برای داشتن یک پیتزای خوب،تنها در اختیار داشتن مواد خوب کافی نیست و باید زمان گذاشت و روش تهیه آن را بلد بود ،برای داشتن یک ارتباط موفق هم باید از چگونگی برقراری ارتباط آگاه بود.در ضمن صبور بود و سازگار.

مراقبت از ازدواج

همان طور که برای حفظ هر چیز باارزشی باید برای آن زمان و انرژی گذاشت؛برای حفظ ازدواج نیز باید به آن توجه کرد .مانند گلی که اگر بخواهیم پژمرده نشود باید بدانیم چطور باید از آن مراقبت کنیم.

اگر می‌خواهید از روزمرگی‌های رایج زندگی فاصله بگیرید بیشتر به یکدیگر توجه کنید؛یعنی با هم به سفر بروید و بیشتر با خانواده‌های یکدیگر معاشرت کنید چون باعث افزایش نشاط شما می‌شود .؛ضمن اینکه بسیاری از ازدواج های موفق با حمایت و تایید خانواده‌ها شکل گرفته‌اند.

در مجموع فراموش نکنید که می‌توان ازدواج خوبی داشت و آن را حفظ کرد ؛مشروط بر آنکه آن را ساخت و مراقب راهزنی های احتمالی اطرافیان یا افکار مسموم خودمان بود.

================

مصاحبه بالا در ضمیمه همشهری ۲ توسط خانم فراهانی  در مطب دکتر شیری تهیه و منتشر گشته است

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 
نظرات

با عقل ازدواج کنید…………خواهش میکنم

[پاسخ]

استاد عزیز،حدود شش ماهی از زندگی مشترکم زیر ی سقف می گذره ،که تو این مدت کوتاه به واسطه ی مسئولیت های زندگی، به توانایی هایی از خودم پی بردم و به شناخت هایی رسیدم که قبل از این تجربه شون رو نداشتم،و این تجربه، ی حس توانمندی و اعتماد به نفس دوباره در من ایجاد می کنه.
با تشکر.

[پاسخ]

سلام استاد.
به نظر شما ممکنه عشق یک طرفه، بعد از ازدواج، به عشق دوطرفه تبدیل شه؟
من خاستگارم را دوست ندارم. اما موقعیت خیلی خوبی دارند.

[پاسخ]

دکتر شیری پاسخ در تاريخ مهر ۱۷ام, ۱۳۹۳ ۱۰:۴۵ ب.ظ:

بعید میدانم ولی اینطور هم هست که قابل تحمل باشه

[پاسخ]

سلام استاد
من در زندگی شخصی خودم اگر فقط خودم باشم و همسرم مشکلی پیش نمی آد اما خانواده ایشان خیلی گستاخانه با من رفتار می کنند و همسرم هم
به خانوادش وابسته است چون بچه اول هست و حتی زمانی که آنها رابطه ما را هدف می گیرند اون دفاع نمی کنه
مدام به جاب من گیر می دهند.
برای مثال تو یک مهمانی مادرشون بلند می گه پاشو بیا تو آشپزخانه کمک کن وقتی من به همسرم اعتراض می کنم مادرت چرا بلند می گه ناراحت می شه چرا من به اون اعترضا کردم خودم مشکلمو حل کنم
من اصلا نمی تونم با خانوادشون ارتباط برقرار کنم هربار سعی کردم صمیم بشم رابطه خراب شده و مشاورم گفته باید در رابطه با آنها فاصله خودمو حفظ کنم اما در کل
رابطه ما به دلیل آنها دچار مشکل شده و نمی دونم چه کار کنم

[پاسخ]

با سلام
همیشه انتظارات ما پس از گذشت چند سال از ازدواج خودخواهانه یا دور از انتظار نیست.گاهی می شود تغییرات رفتاری و فراموشی در پایبندی به یکسری مسائل باعث دلسردی و دلخوری می شود. سوال من از دکتر این است که چگونه انتظاراتمان را به هم یاداوری کنیم و یا اینکه تذکرمان در شیوه های غلط و آزاردهنده رفتاری به شریکمان چگونه باشد تا منجر به تغییر تصویر ذهنیمان از او و آزردگی روحی هردویمان از هم نگردد؟ (نمی خواهم بگویم یاد گذشته بخیر)

[پاسخ]

سلام ..
دکتر عزیز همین مطالبی که آدمُ به خودش میاره ارزش داره !!
مگه آدم به همین راحتی و بدون تلاش به بهشت میرسه !
باید براش زحمت کشید ……….

[پاسخ]

سلام وقت بخیراستاد، خوبین… استاد من وقتی فایلهای pdf مطالبتونو دانلود میکنم نوشته هاش بصورت درهم هستش چرا؟؟ به عنوان نمونه فایل همین مطلبتونو برا ایمیلتون میفرستم ببینین

[پاسخ]

دکتر شیری پاسخ در تاريخ مهر ۵ام, ۱۳۹۳ ۷:۱۷ ب.ظ:

درست میگید الان چک کردیم ولی این مشکل بیشتر در متونی میاد که کلمات انگلیسی داره، داریم میگردیم ببینیم راهی هست یا نه

[پاسخ]

هستی پاسخ در تاريخ مهر ۶ام, ۱۳۹۳ ۱۲:۵۴ ب.ظ:

ممنون استاد

[پاسخ]

آقای دکتر به نظرم اینبار خیلی خشک راجع به ازدواج صحبت کرده بودید. توی این متن به ازدواج صرفاً به شکل یک مدرسه سخت گیر برای رشد نگاه شده بود. به نظر من شکل رمنس رابطه توی ازدواج برای هر زوج شخصی تر و منحصر به فرد تر می شه و از تعاریف روتین خودش فاصله میگیره. مثلا اگه تو نامزدی و دوستی شاخه گل و شکلات خریدن و نوازش ها عاشقانه رمنس رابطه است توی ازدواج تبدیل می شه به یه لیوان آبی که نصفه شب یکی تشنه است و اون یکی براش میاره. شاید باید این تفاوت رو تشخیص داد.

[پاسخ]

استاد فیزیولوژی عشق هم سهم داره، سطح هورمونها..اکسی توسین و خیلی هورمونهای دیگه.که خیلی راحت میشه دوباره سطحشون رو بالا برد،با ایجاد خلاقیت یا صحبت درباره لحظات قشنگ گذشته ..من دانشجوی سال آخر دکترای فیزیولوژی هستم و مبحث فیزیولوژی عشق واقعا سهم بسزایی در روابط داره

[پاسخ]

بسیار عالی بود ممنون اقای دکتر فرمایشات شما تصویر شفافی از ازدواج و زندگی مشترک ارائه داده که با خوندنش ادم خوب میفهمه که چی در انتظارشه ؟ واقعیت ها به همراه راهکارها خیلی استفاده کردیم استاد

[پاسخ]

سلام دکتر شیری عزیز
ممنون بابت مطلب بسیار مفیدتون
آقای دکتر من میخوام اون کتابی که شما در رابطه با ارتباط درست توصیه میکنین رو تهیه کنم ، کتاب ” پیامها ”
حالا میخواستم از خدمتتون سوال کنم که آیا این کتاب رو منظورتون هست ؟ :
پیامها: چگونه با دیگران ارتباط برقرار کنیم؟

نویسنده / ویرایشگر:
متیو مک کی، مارتا دیویس، پاتریک فاننیگ
ترجمه:
دکتر سید حمیدرضا نقوی، محمد شهاب شمس
ناشر:
انتشارات سنا – پژوهشکده علوم شناختی

[پاسخ]

دکتر شیری پاسخ در تاريخ مهر ۴ام, ۱۳۹۳ ۲:۳۱ ب.ظ:

عالیه این کتاب ولی پژوهشکده مدتهاست تموم کرده
انتشارات دیگری دیدم منتشر کرده
ترجمه آقای قراچه داغی متاسفانه خیلی از بخشهاش را زده

[پاسخ]

غزل پاسخ در تاريخ مهر ۴ام, ۱۳۹۳ ۹:۳۹ ب.ظ:

دکتر شیری عزیز
ممنون که پاسخ دادین .

[پاسخ]

کاش اول سبک زندگیمان را انتخاب کنیم و سپس شریک زندگیمان را. در مسیر معکوس. همواره زندگی یکی در گرو دیگری است…

[پاسخ]

ممنون مثه همیشه زیبا بود

[پاسخ]

در کل خییییلی سخته ازدواج، خیلی زیاد.
مهم اینه که در پایان با همه مشکلات از تصمیمی که گرفتیم راضی باشیم….میشود آیا؟ :/
من که واقعا به این نتیجه رسیدم برا ازدواج نمیشه فرمول داد، همانطور که دکتر شیری عزیز فرمودند.
خدا آخر عاقبت همه جوونای دم بخت رو به خیر کنه:)
یه وقت خالی هم برا دکتر شیری عزیز پیدا کنه که حداقل کمی ما رو تحویل بگیره 🙂
ما که خیییلی شما رو دوست داریم حتی اگر به ما محل نذارید 🙂

[پاسخ]

استوارسوم علي حقگو

آل پاچینو در مصاحبه‌ای با روزنامه‌ی گاردین (3 ژوئن 2013) گفت: «اگر می‌دانستم چه کسی هستم، بازیگر نمی‌شدم.» ساختار این جمله برای خیلی هایمان آشناست که افراد معمولا” در رابطه با ازدواج به کار می برند: ” اگه می دونستم ازدواج اینه، هیچوقت ازدواج نمی کردم !. اما محتوای دو جمله کاملا” با هم تفاوت دارند، در اولی پاچینو مسئولیت قبول می کند ولی در دومی فرد از خود سلب مسئولیت می کند و دلیل شکست را ماهیت ازدواج می داند!!! افرادی که برای ناکامی هایشان از خود سلب مسئولیت می کنند در واقع شهامت پاچینو را ندارند تا بگویند: چون خودم رو نمی شناختم، انتخاب مناسبی نکردم مثل بیزنس منی که کهن الگوی شخصیتی اش جنگجو است و به همسری با کهن الگوی مادر یا حامی نیاز دارد تا در پشت جبهه حمایتش کند، اما بطور مثال در مراودات کاری اش با یک جنگجوی بیزینسی مونث آشنا می شود و در ظاهر چون خیلی به هم شباهت دارند داستانی که آقای دکتر در بالا گفت شکل می گیرد و مرد که دنبال یک حامی بوده حالا با یک رقیب قدر مانده و می گوید: می خواستم قاتوق نونم بشه قاتل جونم شده !!! این عدم شناخت نه تنها در ازدواج که در خیلی از جاهای دیگر نیز ما را گرفتار می کند مثل خرید ماشین شاسی بلند که این روزها آرزوی خیلی هاست و بدون این که ظرفیت های خود و ماشین به قول خودشان شاسی بلند را بدانند گاهی تا چند میلیون پول پای این ماشین ها می دهند بدون اینکه حتی بدانند خیلی از این خودروها اصلا” شاسی ندارند !!! (شاسی به مفهومی که خودروهایی مانند لندکروزر از نوع نردبانی دارند).
پی نوشت: خودروهایی که در ایران به نام شاسی بلند معروف هستند عمدتا” از نوع کراس اُور می باشند و ماشین هایی که شاسی دارند از نوع آف رُد می باشندکه هر دو دسته زیر مجموعه SUVها هستند که مخفف (SPORT UTILITY VEHICHLE) می باشند.

[پاسخ]

دکتر شیری پاسخ در تاريخ مهر ۳ام, ۱۳۹۳ ۱:۱۱ ب.ظ:

عاشق این اسمت هستم که بدون عنوان نمتونستی نظر بدی و حواست به حفاظت ( رکن 2) نیست و دست آخر یه شری درست میکنی…اگه کادری یا وظیفه باشید حساسیت برانگیز میشه
بنویسید علی حقگو
اینجا که پادگان نیست!

[پاسخ]

محمد جواد مقومی

با سلام و ضمن تشکر از این که برای زوج هایی که به تازگی ازدواج کرده اند راه و مسیر رو وشن می فرمایید،ضمن استفاده از مطالب مفید سایت یک پیشنهاد داشتم مبنی بر این که به نظرم میشه در سایت سری هایی آموزشی ایجاد کرد مثلاً به نام های آمادگی های قبل از ازدواج-یکسال اول-نکات قبل از بچه دار شدن – بعد از آن و … که میتونه کمک کنه حجم بالای مطالب بسیار آموزنده که همین الان هم در سایت موجودند در طبقه بندی بهتری ارائه بشوند.

[پاسخ]

جوانان امروز انتظار دارند که با ازدواج ، یک شبه از بدبختی به خوشبختی برسند! همانند سیندرلایی که در یک شب با شاهزاده سوار بر اسپ سپیدش ازدواج کرد! همه ما این را میدانیم که داستان سیندرلا تنها یک “داستان” است ، واقعیت این است که برای رسیدن به هر چیزی در این دنیا باید بهایی بپردازیم ، گاه این بها میتواند رنج ، ترس و فشارهای روانی و… باشد ، در صورتی که توان پرداخت بهای چیزی را نداشته باشیم ، نمیتوانیم آنرا به دست آوریم ، این قانون زندگی است!
پس بهتر است در پرداخت بها خسیس نباشیم ، البته که میتوانیم با سعی و تلاش به گونه ای آنرا پرداخت کنیم که آسیب کمتری ببینیم!
با تشکر از آقای شیری بابت مقاله خوبشان

[پاسخ]

دکتر شیری پاسخ در تاريخ مهر ۳ام, ۱۳۹۳ ۱۱:۵۰ ق.ظ:

خیلی گویا نوشتید برامون

[پاسخ]

استوارسوم علي حقگو پاسخ در تاريخ مهر ۳ام, ۱۳۹۳ ۱۲:۴۳ ب.ظ:

فرمودید: سیندرلا تنها یک “داستان” است. ولی آقا مهرداد توجه داشته باش که سیندرلا داستان درستی است. چرا که سیندرلا در ارتباط با نامادری و دخترهای بدجنسش (نماد سختی های سفر) استراتژی(راهبرد) درستی را برگزیده و با صبوری و تحمل سختی ها بالاخره با شاهزاده ازدواج می کند.( ازدواج در قصه های پریان نماد وصال و رسیدن به اهداف می باشد) به قول بزرگمهر حکیم:” روزی به تقدیر است اما تو درتدبیر کوتاهی نکن.” و سیندرلا هم دقیقا” مثال همین جمله می باشد.

[پاسخ]

Mehrdad.B پاسخ در تاريخ مهر ۳ام, ۱۳۹۳ ۱:۴۲ ب.ظ:

البته جوانان ما مانند شما چنین برداشتی نمیکنند ، بلکه منتظر شاهزاده ای مینشینند تا در خانه آنها را بزند و سوار بر یک پراید سفید از آنها خواستگاری کند!(در اینجا منظور از پراید سفید همان اسب سفید در دوران گذشته میباشد!)
و خودشان هیچ تلاشی نمیکنند ، اگر دقت کرده باشید در داستان سیندرلا هم همینطور است ، سیندرلا در مقابل سختی ها صبر و شکیبایی از خودش نشان داد ، ولی در واقع برای رسیدن به شاهزاده رویاهایش هیچ تلاشی نکرد! حداقل خواهرانش برای رسیدن به شاهزاده سنگ کوچکی انداختند ، ولی سیندرلا به دلیل خوش شانسی و مواجه شدن با فرشته ای که با اجی مجی لاترجی برای او لباسی زیبا مهیا کرد و…. توانست به شاهزاده برسد! سیندرلا هم هیچ تلاشی نکرد!

[پاسخ]

وحیده پاسخ در تاريخ مهر ۴ام, ۱۳۹۳ ۹:۳۶ ب.ظ:

سلام به نظر من ازدواج به تلاش هم نیست. مثل کار پیدا کردن در مملکت ما که برخی به راحتی و با پارتی وارد یک بخش می شوند و برخی با گذرانیدن استرس و فشار زیاد به همان جایگاه می رسند. من به عنوان یک خانم چه تلاشی می توانم بکنم؟ به عنوان یک خانم تحصیل کرده و شاغل که در جامعه هستم؟مشکل دید اقایان است که تغییر کرده و در انتخاب اهمیتی به درون نمی دهند. چرا من به عنوان یک خانم باید روی قانون جذب کار کنم یا زنانگی ام را افزایش دهم؟ اصلا با ازدواج چه نصیبم می شود که این همه فشار را بر خودم تحمیل کنم؟ به خاطر مشکلات اقتصادی و جنگ تعداد آقایان مناسب سن ما کم شد. مشکل از ما نیست. بالا خره فردی مناسب ما باید پیدا شود که ما هم تلاش کنیم. اگر مردم روراست تر باشند خیلی خوب می شود. من حتی در سایت همسریابی هم ثبت نام کردم و دیدم که آقایان فقط دوست دارند آدم را بازی دهند و بیچاره خانمهایی که چشم و گوش بسته هستند و واقعا قصد ازدواج با این سایتها را دارند.اینترنتی هم که آشنا شده ام باز همه شان قصد بازی داشته اند. اگر منظور از تلاش جراحی های زیبایی و فشن شدن است که عطایش را به لقایش بخشیدم. هیچ جای دنیا اینطور نیست که خانمها خودشان را بکشند تا پارتنر پیدا کنند.

[پاسخ]

ریحان پاسخ در تاريخ مهر ۵ام, ۱۳۹۳ ۱۱:۰۷ ق.ظ:

گل گفتی وحیده بانو هیچ جای دنیا خودشون و نمیکشن که پارتنر پیدا کنن و این همه هزینه کنن برای زیباتر به نظر رسیدن!!!

[پاسخ]

فوق العاده استاد 🙂

[پاسخ]

سلام دکتر شیری عزیز
می خواستم بدونم اگه تمام شرایط روحی و روتنی برای 2 طرفی که می خوان با هم ازدواج کنند فراهم باشه ولی خانواده پسر به دلایل واهی مخالف باشند تکلیف چیست؟ ممنون که هنوز با گذشت این همه سال هنوز دل سوز و غم خوار این مردمین.

[پاسخ]

سلام دکتر یعنی اینکه که ما باور داشته باشیم شغل یا کار دلخواه باعث بهتر شدن حال ما می شود درست نیست؟پس چرا می گویند دنبال کار دلخواه خود بروید تا شکوفایی را تجربه کنید؟گاهی فکر یکنم اگر در انتخاب رشته تحصیلی وکارم دقت ببشتری کرده بودم الان حال بهتری را تجربه می کردم؟یعنی این هم توهومه؟

[پاسخ]

دکتر شیری پاسخ در تاريخ مهر ۳ام, ۱۳۹۳ ۱:۰۸ ب.ظ:

من منکر فرموده تان نمیشوم
ولی انتظار بالاییست که زن یا شوهری که به عنوان یک اناسن هزار سوال پاسخ نداده دارد برای خودش بیاید و حلال پیچیدگیهای زندگی من بشود! ما کسی را انتخاب بکنیم که مسیر رشد فردی ما را مسدود نکند و این مستلزم قدرت سازگاری من با او و بالعکس است

[پاسخ]

سلام دکتر جان
عرض ادب.
اگه خود نفس ازدواج باعث رشد ما میشه و نه لزوما همسر محترم، پس نقش انتخاب صحیح در ازدواج چیه و چقدره؟ در برابر هر آدم متوسطی( نه دیگه هیولا) قرار بگیریم احتمالا رشدهایی خواهیم کرد. پس این همه تلاش برای انتخاب چیه؟ من خودم موارد معمولی زیادی برای ازدواج داشتم که دقیقا به خاطر معمولی بودن رد شون کردم.

[پاسخ]

بقول دکتر هولاکویی سازگاری نه ولی اهل سازش بودن آری

[پاسخ]

سلام استاد عزیز
چقدر خوب میشه ذیل این مقاله خبر برگزاری “ازدواج مثبت” را هم ببینیم
🙂

البته ؛ خواندن همین مقاله هم برای آنانکه “اگر در خانه کس است؛ یک حرف بس است” ؛ در مودرشان صدق می کند؛ کافیست
😐

[پاسخ]

سلام استاد خوبه من ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ استادی که همیشه به حرفاش گوش میکنم …………………..استاد یه مشورتی می خواستم با شما بکنم من توی تابستون آموزشگاه میرفتم که برادر استادم بهم درس میداد و استادم بود . خیلی مورد خوبی برای ازدواج ………..قبلا شما گفته بودید که اصلا توی جو استاد و دانشجویی قرار نگیریم درست …….ولی توی چند تا برخورد و تعریفی که ازش شنیدم خیلی پسر خوبیه . تازه میخواستم بگم من دختری هستم که الان 22 سالمه با هیچ پسری دوست نشدم و ارتباط نداشتم ولی وقتی پسرای دور و اطرافمو میبینم فکر میکنم بیشتر شرایط رو داره . و اصلا هم نمیدونم چه جوری بهش بگم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ولی می خوام به بهونه ی کار با هاش صحبت کنم ؟؟؟؟ و الن هم کلاسم باهاش تمام شده ؟؟؟؟؟؟؟ استاد کمکم کن ؟؟بهش چی بگم ؟؟؟؟؟ و اینم بگم من اصلا اهل عشق و عاشقی نیستم و فکر میکنم عاقلانه باشه ؟؟از کجا شروع کنم

[پاسخ]

دکتر شیری پاسخ در تاريخ آبان ۲۲ام, ۱۳۹۳ ۲:۴۱ ب.ظ:

لطفا از سامانه استفاده کنید
PORSESH.DOVTORSHIRI..COM

[پاسخ]

یک پاسخ دهید

 
داتیسNiligo: smart home WiFi-enabled 16 Million Color LED Lamp