سایت دکتر شیری

نسبت بستنی یخی با ازدواج و عشق

image_pdfimage_print

بستنی یخی
بستنی یخی اون قشنگی و سفتیش مال توی یخچاله. مفهوم بستنی یخی اینه که توی یخچال تحقق پیدا می‌کنه چون اگه یخچال نباشه می‌شه یه چوب و یه مقدار آب. ولی بستنی برای خوردنه نه تماشا کردن تو فریز. شما به محض این که در فریزر رو باز می‌کنی و بستنی رو میاری بیرون برای خوردن،  چند دقیقه بعدش شل و ول می‌شه و شروع می‌کنه به چکیدن، ولی کار درست را تو داری انجام می‌دی که داری بستنی می‌خوری. بخوای تماشاش کنی دوباره باید بذاریش تو جایخی.
عشق زن و مرد اگه بخواد عشق بمونه خب باید در عالم خیال بمونه، عالم خیال نه به معنی توهم بلکه به این معنیست که عشق در تخیلات است که محقق میشود خب وقتی میری سراغ پری خانم یا آقا رضا ، اگر بخوای شیفتگیه حفظ بشه خب بهتره تو عالم خیال ( فریزر!) بمونه که  باهاش حال کنی. اما ازدواج یعنی از در یخچال آوردیش بیرون، داری می‌چشیش. خیلی نمی‌تونی به مفهوم عشق بچسبی.حداقلش ایمه که مفهوم عشق پس از ازدواج از رومانس بازی فاصله میگیره !
خنده داری عشاق متاهل شده اینه که بستنیه را از یخچال بیرون اوردن دارن  می‌خورن و بعد می‌گن کاش این همونجوری سفت می‌موند! خب نمیشه دیگه!!!

 
نظرات

سلام آقاى دکتر طاعات و عباداتتون قبول باشه.
این مطلب و نخونده بودم جالب بود.
آقاى دکتر من یه سوال دارم ازتون برام مهمه که جواب بدید البته میتونم از سامانه پرسش و پاسخ بپرسم اما نمیدونم چه وقت جواب بدن .میشه از طریق ایمیل بپرسم خودتون جواب بدید؟؟؟؟یا اگه امکانش هست همینجا بپرسم.

[پاسخ]

دکتر شیری پاسخ در تاريخ تیر ۲۱ام, ۱۳۹۴ ۱۱:۲۹ ق.ظ:

لطفا از سامانه استفاده کنید

[پاسخ]

مهديه پاسخ در تاريخ تیر ۲۱ام, ۱۳۹۴ ۱۲:۴۶ ب.ظ:

ممنون آقاى دکتر از طریق سامانه پرسیدم.

[پاسخ]

منم یه تشبیه دارم به نظر من مثل برنج می مونه برنج که مییخوای بپزی اول باید بریزی تو اب جوش ولی بعدش که یه کم نرم شد باید بذاری با حرارت ملایم اروم دم بکشه برنج اگه زیاد تو اب جوش بمونه خراب و شفته میشه عشق و ازدواج هم همینه اولش عشق شدیده ولی بعدش اروم اروم کم و ملایم میشه تا زن و مرد هردشون بیفتند تو جریان درست زندگی

[پاسخ]

من و همسرم چند سال یه دوستی عاشقانه داشتیم. الان بعد چند ماه عقد هم همچنان در همون دوره ایم و فکر کنم هنوز بستنی رو از یخچال در نیاوردیم. به نظرم برای همه آدما نمیشه یه نسخه پیچید. یکی با ازدواج سنتی به رضایت از ازدواج میرسه و یکی با شیوه ما. فقط زندگی بعد از ازدواج در کنار زیبایی های همسر داشتن خیلی سخت تر از قبل میشه.
آقای دکتر من با خانواده همسرم نمیدونم چطور کنار بیام. میدونم این بخشی از رشد شخصیت منه ولی واقعا نمیدونم با این نگرانی که اینقد به همسر من از نظر عاطفی وابسته هستن و همسر من هم کاری برای کم کردن این وابستگی نمیکنه[از نظر من] چی کار کنم؟

[پاسخ]

قضیه عشق دو جنبه متناقض داره، از طرفی عده خیلی زیادی رو میبینی که خیلی معمولی رفتن خواستگاری…بله گرفتن…رفتن زیر یه سقف…یه مدت حسابی گل و بلبل بودن…بعدم زندگی روتینی داشتن، پیش خودت میگی عشق سیخی چنده، زندگی خوب نتیجه انتخاب خوبه، با همین طرز تفکر داری زندگی ات رو میکنی که یهووووو یه نفر پیدا میشه و احساسات درونت رو بیدار میکنه! احساساتی که اصلا نمیدونستی وجود دارن!
یه جایی بین اون احساسات شدید و اون جامعه آماری بزرگ که زندگی خوبی دارن گیر می کنی!!!

[پاسخ]

گلی بهت تبریک می گم و برات آرزوی خوشبختی می کنم.

[پاسخ]

سلام آقای دکتر …
یه سوال :
آقای دکتر شما حرف ” گلی جون “چقدر قبول دارین ؛ که گفته «دوست پسرم خوبه اونم به موقعش »
بنظر شما دوست پسر خوبه ؟!
پس منکه هیچ وقت توی زندگیم دوست پسری نداشتم ضرر کردم بنظرتون ؟!! البته نه اینکه ارتباط با پسرا رو بلد نباشم یا حتی بلد نباشم اونا رو مجذوب خودم بکنم ، نه ! ولی از اونجایی که معتقدم این ارتباطا ” اعتماد ” توش خیلی کمه مخصوصا در آینده و بیشتر این دوستیا چونکه دخترو واسه زنگ تفریح میخوان طرف دوستی و این چیزا نرفتم…
حالا بنظر شما دوست پسر خوبه ؟!!؟ و من ضرر کردم ؟!!

[پاسخ]

دکتر شیری پاسخ در تاريخ مرداد ۱۷ام, ۱۳۹۳ ۱۰:۴۶ ب.ظ:

دوست پسر خوبه یا بد؟
به نظرم این نظام ارزشی ماست که تعیین میکنه هر چیزی بده یا خوب که شامل اجزای زیر است :
دین/ خانواده/ ملیت/ دانش / تجربه فردی
اینطوری هر کسی میتونه مسوولیت تصمیمش را قبول کند
شما هم جوابتون را اینطوری میتویند بدید

[پاسخ]

مژگان پاسخ در تاريخ مرداد ۱۸ام, ۱۳۹۳ ۱۲:۳۸ ق.ظ:

آقای دکتر با احترام ، به نظر من یک نظام ارزشی قوی باید از درون آدم سرچشمه بگیره و زیاد تحت تاثیر بیرون نباشه به خاطر همین به نظر من از عواملی که شما فرمودید ملیت خیلی نباید تعیین کننده باشه و خانواده هم تا جایی که احترام خانواده حفظ بشه . نظام ارزشی من باید جوری باشه که چه توی ایران چه توی آمریکا و چه توی اروپا زندگی کنم به یک سری اصول پایبند باشم و همینطور اگه عقاید خانوادم تغییر کرد یا نکرد من باز هم بر سر اصولی که شخصا قبول دارم بایستم . نمیگم که انعطاف پذیر نباشیم اما این انعطاف پذیری باید تحت تاثیر درون باشه . ( تجربه شخصی یا افزایش دانش یا تحقیق بیشتر در مورد دین و باورهامون ) . ضمن اینکه باورهای درونی با عوامل بیرونی بعضی وقتها بدجوری با هم تضاد دارن و گاهی اوقات نمیشه تطابقشون داد . ممنون ازتون .

[پاسخ]

دکتر شیری پاسخ در تاريخ مرداد ۱۸ام, ۱۳۹۳ ۱:۴۲ ق.ظ:

من همچنان بر رای سابق هستم زیرا شما حرف من را تایید کردید
اگر من بروم آمریکا ممکنه نیازی نباشه بعد از مرگ بابای رفیقم سه/هفت/ چهلم برم بهش سر بزنم وارزشهای ایالات متحده است که آداب تعزیت متوفی را تعیین میکند حالا من هرجور تربیت خانوادگی شده باشم!

[پاسخ]

***الهه*** پاسخ در تاريخ مرداد ۱۸ام, ۱۳۹۳ ۱:۱۵ ب.ظ:

وقتی توی نظام ارزشی ما دین بالاتر از همه ارزشها قرار داره و حداقل از دید “من ” به همچین روابطی مجوز نمیده پس دیگه جایی واسه بقیه فاکتورا باقی نمی مونه !!!

[پاسخ]

دکتر شیری پاسخ در تاريخ مرداد ۱۸ام, ۱۳۹۳ ۹:۲۵ ب.ظ:

به این سادگی نیست
دین به تعدد ازواج با حفظ شرایطش ، جواب مثبت میدهد (دین)
فرض بگیرید پدر بنده هم 3 همسر اختیار کرده باشد ( تربیت خانوادگی)
به لحاظ علمی هم فرض بگیرید گفته شده باشد که پلی گامی ( تکثر همسر ) در جنس نر به تقویت سلامت ختم میشود
اون وقت شما راحت هستید با ازدواجهای متعدد همسرتان؟؟؟
اینجاست که میگم تجربه فردی انسان هم عامل مهمیه
نکته دیگر اینست که دین در بسیاری از موارد ورودی نکرده است. مثلا درباره آداب نامزدی بنا نیست دین ورود جزئی کند مگر اینکه انتظار حداکثری از دین داشته باشید و معتقد باشید دین در همه زمینه های زندگی و علم و…ورود جزئی کرده است( اقتصاد- فیزیک- رایانه….!)

NADER پاسخ در تاريخ مرداد ۱۸ام, ۱۳۹۳ ۳:۳۲ ب.ظ:

اگه این جوریه من از فردا سر مردم رو کلاه میزارم و به همسرم خیانت میکنم بعد میگم نظام ارزشی من اینجوری ایجاب میکنه

[پاسخ]

دکتر شیری پاسخ در تاريخ مرداد ۱۸ام, ۱۳۹۳ ۹:۲۱ ب.ظ:

به خودتون که نمیتونید دروغ بگید، خوبیش اینه.

alireza پاسخ در تاريخ مرداد ۱۸ام, ۱۳۹۳ ۴:۰۳ ب.ظ:

با سلام و احترام دکتر شما خود با نظام ارزشیتان یعنی توجه به تجربه و دانشتان در زمینه روانشناسی عمقی روابط دوست پسری ودوست دختری را چگونه ارزیابی میکنید ؟

[پاسخ]

دکتر شیری پاسخ در تاريخ مرداد ۱۸ام, ۱۳۹۳ ۹:۲۱ ب.ظ:

جواب من بدرد من میخوره قطعا و کسیکه 5 گانه اش را میشناسم. نه کسیکه تفکر دینی و تربیت خانوادگی و نظام اجتماعی و میزان دانش و تجربه اش را نمیدانم…اقتضای فضای مجازی اینست که اینها را ندانم
هدف من اینه افراد خودشون فکر کنند و همین را از شما نیز میخوام و هزار بار دیگر هم بپرسید ،جوابی حرفه ای میشنوید

مژگان پاسخ در تاريخ مرداد ۱۹ام, ۱۳۹۳ ۱:۱۵ ق.ظ:

آقای دکتر من دقیقا همین رو دارم میگم که خیلی وقتا این عواملی که شما فرمودین اگه درونی نشده باشن و من از درون بهشون معتقد نباشم باعث تضاد میشن ، تضادی که خود شما هم بارها تو همین مثالهاتون بهش اشاره کردید . مشکل من با اینجای قضیه است که شما ارزش رو عین رفتار میدونید در صورتیکه به نظر من رفتار زیرمجموعه ارزشه و نه عین ارزش . من اول یک مفهومی رو به عنوان ارزش میپذیرم بعد طبق اون ارزش مطابق زمان و مکان و صدها عامل دیگه رفتار میکنم . مثلا اگه به من بگن که یه نظام ارزشی در ارتباط با دوستی تعریف کن قطعا شرکت در مراسم چهلم بابای دوستم جزو ارزشهام نیست چون برام بی معنی و بی مفهومه اما احترام و همدردی با دوستم به هنگام مصیبت جزو ارزشهامه حالا مطابق با این ارزش رفتار متناسب دارم ، به دوست آمریکاییم هنگام مصیبت فقط تسلیت میگم و دور و بر دوست اروپاییم زیاد نمیگردم و ممکنه یک هفته پیش دوست ایرانیم بمونم ، اما در هر حال مطابق اون ارزشی که از درون بهش معتقدم دارم عمل میکنم و با دوستم احساس همدردی میکنم ، و اینجاست که میگم ملیت نظام ارزشی من رو تعیین نمیکنه ملیت فقط میتونه روی رفتار من تاثیر بگذاره و حتی میتونه تاثیر نگذاره مثلا راجع به مثال چندهمسری که فرمودید همین مثال شما نشون میده که تضاد بین تجربه و دین و حتی ملیت وجود داره و اینکه حالا کدوم مهمتره و کدوم رو انتخاب کنیم و کدوم رو ترجیح بدیم خودش باعث سردرگمی میشه ، اما اگه من از درون به ارزشی به اسم وفاداری در ازدواج معتقد باشم ، حالا طبق این ارزش بسته به زمان و مکان و صدها عامل دیگه رفتار میکنم ، چند همسری توی ایران رو عین خیانت میدونم ولی اگر توی عربستان با یک همسر عرب زندگی کنم ممکنه مشکلی با این قضیه نداشته باشم و اگر توی عربستان با همسر ایرانیم زندگی کنم تحت تاثیر ملیت نمیتونم قرار بگیرم و همچنان با این قضیه مشکلی دارم و و … ، در هر صورت به ارزش درونیم که وفاداری در ازدواج هست پایبند میمونم و ملیت ارزش من رو نمیتونه دگرگون کنه ولی ممکنه روی رفتار من تاثیر بگذاره یا ممکنه که نگذاره . همینطور با توجه به همین اصل و ارزش وفاداری به همسر ، رفتار من با مردهای غریبه توی ایران و توی آمریکا ممکنه تفاوت داشته باشه اما قطعا اینطور نیست که ایالت متحده ارزشهای من رو تعیین کنه و مثلا من با مردهای غریبه برم بیرون ، هرچند که این امر توی آمریکا پذیرفته شده باشه . من حرفم اینه که اگر ارزشهای آدم مستقیما تحت تاثیر عوامل بیرونی باشه ( مثل ملیت یا حتی خانواده و یا حتی اون قسمت از دین که به مرحله باور درونی نرسیده باشه ) ، خیلی دوگانگی و تضاد پیش می آید و این اصلا خوب نیست .

[پاسخ]

دکتر شیری پاسخ در تاريخ مرداد ۱۹ام, ۱۳۹۳ ۳:۰۰ ق.ظ:

شما فقط از رفتار است که به ارزشهای درونی یک نفر پی میبرید زیرا رفتار عینی استو ارزش ذهنی
نکته دیگر اینست که وفاداری زناشویی بحثی مهم ولی بی ارتباط به بحث ما بود و فقط باعث شد به پیچیدگی بیشتری بیفتید.
ارزشهای زندگی خیلی اوقات همسونیستند و لازم است بالغانه به انتخاب دست زد
مثلا خوب بودن و کامل بودن را فقط یک آدم بالغ میتواند حل تعارض کند زیرا ارزشهای متباین هستند. خیلیاوقات برای اینکه خوب باشی نمیتونی کامل باشی
منضور ما از کل این بحث ، فلسفه بافی نیست ، بازی با کلمات هم نیست…عرض من اینست که تعیین خوب و بد یک گزاره در یک انسان چند عامله است ولی خیلی پیچیده نیست

مژگان پاسخ در تاريخ مرداد ۱۹ام, ۱۳۹۳ ۶:۴۵ ق.ظ:

آقای دکتر با احترام خیلی زیادی که برای تجربه و دانشتون قائلم ، با صحبتتون کاملا مخالفم . شما به هیچ طریق نمیتونید از رفتار افراد پی به ارزش درونیشون ببرید و فقط میتونید یه سری حدسیات درست یا غلط داشته باشید . مثلا شما نمیتونید از اینکه یک نفر هر سال سفره امام حسین میندازه به این پی ببرید که طرف چه ارزش و احترامی برای اهل بیت قائله چون ممکنه همزمان صدها میلیارد تومان از بیت المال دزدی کنه و یا اینکه نمیتونید با دیدن یک خانم که حجابش رو رعایت میکنه لزوما به این پی ببرید که این خانم به ارزشی به اسم حیا اعتقاد داره و صدها مثال نقض دیگه . اما برعکسش امکان پذیره و ارزشهای درونی و واقعی افراد رفتارهاشونو تا حد زیادی تعیین میکنه … من مثال چندهمسری و زناشویی رو برای این زدم که شما هم مثال چند همسری رو عنوان کردید و فقط چون میخواستم از زاویه دید خودم روی این مثال صحبت کنم کمی بازترش کردم تا بتونم منظورم رو به خوبی برسونم … در مورد کامل بودن به نظر من کامل بودن اصلا ارزش زندگی این دنیایی نیست که بخواد در تعارض با خوب بودن قرار بگیره . شما غیر از معصومین چند انسان دیگه رو میشناسید که کامل باشند ؟ اصلا به نظر من اگه آدم واقع گرایانه به دنیا و امکاناتش نگاه کنه نه امکان پذیر و نه لازمه که آدم بتونه تو زندگی این دنیا کامل باشه . شما میگید خیلی وقتا برای اینکه خوب باشی نمیتونی کامل باشی من میگم اصلا و تحت هیچ شرایطی هیچ کس کامل نیست و قرار نیست هم که تو این دنیا کامل باشه پس تعارضی وجود نداره … در رابطه با فلسفه بافی و بازی با کلمات من متوجه نشدم که شما دقیقا کدوم قسمت حرف من رو فلسفه بافی میدونید اما من به واقع تمام حرفهایی که گفتم رو زندگی کردم هرچند که مثالهایی که گفتم شخصی نبودند . من سالها درگیر اینکه چی ارزشه و چی ارزش نیست بودم و واقعا احساس یه شاخه بدون ریشه توی باد رو داشتم که مدام اینور و اونور میرفتم ، دین یه چیز میگفت و خانواده یه چیز و آدمهای جامعه ( ملیت ) یه چیز و تجربه گذشتم یه چیز دیگه و دلم یه چیز دیگه میخواست . من واقعا تو این طوفان دست و پا زدم و مدام از این شاخه به اون شاخه میپریدم و هیچکدوم راضیم نمیکرد . دست آخر به این نتیجه رسیدم که بهترین راه ممکن واسه نجات از این سردرگمی و اینکه چی درسته و چی غلط ، فقط و فقط عمل کردن طبق باور و اعتقاد قلبی خودمه و چیزی که از درون بهش اعتقاد محکم و راسخ دارم .

دکتر شیری پاسخ در تاريخ مرداد ۱۹ام, ۱۳۹۳ ۱۰:۱۸ ق.ظ:

1- کامل بودنی که من نوشتم بحث کمال گرایی است نه بحثهای عرفان و لذا از ارزشهای ایده آل خیلی از انسانهاست، کافیه روز کلاس کمال گرایی من بیایید ببینید دارم از کدام ارزش صحبت میکنم. شما همچنان جواب ندادید که رفع تعارض دو ارزش با سیستم ذهنی تون چگونه است؟
2- اون اقای ریاکار زائر امام حسین، ریاکاریش اون دزدی بیت المال بود دیگه؟ اونم رفتاره مژگان گرامی.خود شما هم دو تا رفتار را کنار هم گذاشتید الان
3- عمل موجب وسعت بیشتر علمی میشود و لذا فرمایش آخرتون کاملا صحیح است از دید بنده

مژگان پاسخ در تاريخ مرداد ۲۰ام, ۱۳۹۳ ۲:۱۰ ب.ظ:

آقای دکتر نظر من ارسال نشد یا صلاح ندیدید که تایید کنید ؟

میثم پاسخ در تاريخ مرداد ۲۱ام, ۱۳۹۳ ۶:۴۲ ب.ظ:

چرا اینقدر این بحث رو کش دادید؟!! شما نمیتونید از یه درمانگر حرفه ای توقع پاسخی قیم مآبانه داشته باشید، چون بهتون نمیگه و نبایدم بگه که خوبه یا بد!

[پاسخ]

چقدر قشنگ و فهمیدنی بود مرسی.

[پاسخ]

به به مبارکا باشه،واقعا خوشحال شدم و مرسی که اینجا گفتین و مارو تو شادیتون سهیم کردین،ایشالا امسال پر باشه از این خبرا

[پاسخ]

مثال تیشرت خیلی به جا و منطقی بود ممنونم اقای دکتر
راههایی زیادی وجود داره که لذت های جدید تر بعد از ازدواجمون تجربه کنیم و همش نچسبیم به روزای اول اشناییمون….

[پاسخ]

سلام آقای دکتر . من این مدت هاست دارم تلاشم رو می کنم، به اندازه توان روحی ام تو کلاس ها شرکت می کنم، کتاب هایی رو که معرفی می کنید می خونم، گاهی برمی گردم جزوه های قبلی رو مرور می کنم و سعی می کنم یک تغییراتی تو خودم ایجاد کنم ولی آقای دکتر نمی دونم چرا از گرفتاری های زندگی ام خلاص نمی شم؟ آقای دکتر چیکار باید بکنم؟

[پاسخ]

دکتر شیری پاسخ در تاريخ مرداد ۱۶ام, ۱۳۹۳ ۱۱:۱۸ ق.ظ:

زینب عزیز
کار درونی کردن به معنی الزاما خلاص شدن از گرفتاریهای زندگی عادی نیست
هرچند بدبختیهای ناشی از ندانم کاری و ….باید خیلی کمتر بشه
اگر مشورت من کمک میکنه ، به من میل بزنید و بررسی خواهم کرد dr@doctorshiri.com

[پاسخ]

سلام
قدم نورسیده مبارک
دکتر خوردن بستنی از نگاه کردنش لذت بخش تره حالا یکی میخواد فقط هی نگاه کنه خودشو از یه تجربه متقاوت محروم کرده.

[پاسخ]

بستنی یخی شل شده واقعا ترسناکه! خیلی شیک و موجه تو فریزر باشه ولی وقتی از فریزر در میاری بچکه و نشه جمعش کرد…

[پاسخ]

یه چی نوشته بودم‌ با عنوان دلشدگی زیر سقف خانه ام.
ما را که تاروندید دکتر شیری از زمره اصحاب ولی هستیم همین حوالی هرچند غمگین

[پاسخ]

سلام به استاد عزیزی که روزهای خیلی خوبی رو باهاش گذراندم و از گرفتاری بزرگ زندگیم بیرون اومدم مرسی و ممنونم که با این مشغله های قشنگ وززیادی که دارین هنوز هم به فکر شاگرداتون هستین
خواستم ازتون بپرسم که اگر فعلا قصد یا وقت برگزاری ازدواج مثبت رو ندارید ، میشه اعلام کنید. این بلاتکلیفی ناراحت کننده است .می خواهیم برنامه ریزی کنیم .
ممنونم و شب خوش

[پاسخ]

دکتر شیری پاسخ در تاريخ مرداد ۱۶ام, ۱۳۹۳ ۲:۳۶ ق.ظ:

برگزار میکنیم با کلی اتفاقات جدید

[پاسخ]

بستنی یخی تر و تازه یعنی:
اون موقع که اولین بار اومده بود شرکتتون و وقتی دیدیش نمی تونستی چشم ازش برداری…
اون موقع که با هم رفته بودین کوه و از اولش یه ریز داشتین حرف میزدین و انگار حرفاتون تمومی نداشت…
اون موقع که تازه یه هفته بود عقد کرده بودین و هر وقت نیشگونش میگرفتی جیغ میزد و میگفت نکن دیوونه…
بستنی یخی شل و وار رفته که یه کم دستتو کثیف کرده یعنی:
اون موقع که یه شب که خوابیدین، نیمه شب از صدای خر و پفش بیدار میشی و قیافه شو بدون میک آپ می بینی و یهویی میخوره تو ذوقت…
اون موقع که باباش تو مهمونی برمیگرده جلوی جمع یه تیکه کلفت بارت میکنه که تا فیها خالدونت میسوزه…
اون موقع که به خاطر این که تو جلسه بودی و نتونستی اس ام و اس و تماسهاش رو جواب بدی و بعد جلسه هم هر چی تو اس ام اس میدی و زنگ میزنی حالا اون جواب نمیده و شب که میای میخونه و میخوای بغلش کنی و از دلش در بیاری با گریه هُلت میده عقب و میگه “ولم کن، برو همون خراب شده ای که تا الان بودی…”
==============
بعضی ها هستن که کلاً قید بستنی یخی چه سفتش چه شلش رو میزنن و میگن اصلا نخواستیم، بعضی ها هم تو فاز انکارن و دلشون میخواد اون بستنی یخی اصلاً شل نشه، بعضی ها هم هستن به محض این که می بینن یه کم بستنی شل شده و وا رفته میندازنش دور، اما یه سری دیگه هم هستن وقتی می بینن بستنی شل شده و وارفته میگن اشکال نداره مهم اینه که بستنی رو از فریزر درآوردم و دارم میخورمش…

[پاسخ]

آذربانو پاسخ در تاريخ مرداد ۱۶ام, ۱۳۹۳ ۷:۵۲ ق.ظ:

امان از این میک اپ! هی من میگم صورتِ دروغ تحویل اجتماع ندین! یه عروس وارد خاندان ما شده دوساله! همه تو کفن بدونن خودش چه شکلیه! انقد غلیظه لامصب! همین نوه خالمو چرا نمیگی رفته مدل شده با عکساش هی میاد پز میده. میگم خب تو که لنزم گذاشتی الان یه نقطه اشتراک تو عکس با خودت بمن نشون بده بعد بگو این منم!دخترخالم شب موند اخر شب صورتشو شست روشو که برگردوند افریننده وکیلی فک کردم برا اولین باره دارم میبینمش.روم نشد بگم خوشبختم.خابم نمیبرد. هی نگاش میکردم چهره واقعیش برام تثبیت شه.
لذا ارایش تهش کفایت میکند ،ملیح. برخی اوقات اگر دلش خاست حالا عب نداره ولی ن که دیگه ی ریز 45 مین بذاره واسه ارایش.
مممم فک میکنم خیلی ب موضوع پست مربوط بود.میتونم ربطش بدم. موقع ارایش انقد طولش میده بستنیش اب میشه.درحالیه باید میچشیده.ببینه چه چیزی خورده حالا که وارد ازدواج شده…
الان احساس میکنم دوکیلو سبزی جلومه دارم پاک میکنم.

[پاسخ]

ساجد پاسخ در تاريخ مرداد ۱۶ام, ۱۳۹۳ ۳:۱۳ ب.ظ:

عالی بود آذر بانو… در افق محو شدم…

[پاسخ]

درکش سخته مخصوصا برای ما که عادت داریم به تصویرهای فانتزی از عشق و عاشقی و همیشه حسرت خور روزهای گذشته ایم.این مطلب رو برای دوستان متاهلم فرستادم تا انقدر وقتی از دوران نامزدی و پیش از ازدواجشون حرف میزنند بدونند الان تو چه مرحله ای از زندگی شون هستند و قدر الانشون رو بدونند.

[پاسخ]

حالا اگر دنبال این باشیم که یک دبل چاکلت میکس بری! باید پیدا بشه یا به بهش برخورد کنیم تا جذب بشیم بهش و قفل کنیم روی هدف!
این موقع تکلیف چیه آقای دکتر؟
یادمه سر کلاس سفر گفتید این مدل ازدواج آرکتایپ معصوم هست؛ یعنی من این طور برداشت که آرکتایپ معصوم میگه من یکیو پیدا میکنم عاشقش میشم اونم عاشقم میشه؛ عاشق هم میشیم؛ عاشق کس دیگری هم نمیشیم و خوش و خرم با همه زندگانی میگذارنیم!
میدونم که اینجوری نیست؛ اما با ترسی که در این زمینه توی آدم هست چی کار باید کرد دقیقا؟
متشکرم

[پاسخ]

فرشته پاسخ در تاريخ مرداد ۱۶ام, ۱۳۹۳ ۱۲:۱۳ ق.ظ:

چرا اینجوری نباشه.عشق بالاخره اتفاق میافته، دو طرفه، هرچند بعدش باید بستنی رو بیرون یخچال چشید

[پاسخ]

به به ، فقط دکتر شیری میتونه از این تشبیهات عالی بنویسه . حظ بردم

[پاسخ]

عشقم مثل بستنی موقعی که توفریزره بی تاب کننده ست بعدش…

[پاسخ]

بعله! این از نسبت و متن این پست گرانمایه. حالا میریم سراغ نتیجه گیری فیلسوفانه ی خودم. در ابتدا عرض میکنم که نسبت بستنی ها و عشق یخی. این تیترش بود که رفتم. خب حالا یعنی چی؟ بستنی ها همان عشق های یخی هستند. یهو میبینی چی ؟ دوطبقه کامل فریزر پر از بستنیه. اصن گلپری جون خانوم و اقا ممرضا اجازه نمیدن که تو عالم خیال بمونه اون شیفتگیه رو سریع میارن وسط حال. یعنی چی؟ رو مبل جلو شبکه نسیم تو حال نشستن خندوانه میبینن بستنی میخورن.ولی خیلی نمیتونن به مفهوم عشق به چسبن.دیگه دارن میچشن. میچشن که چه چیزی خوردن. چه نوع بستنی عی؟! از رومانس بازی فاصله میگیره. از خندوانه میزنن شبکه افق حیوانات افریقایی تماشا میکنن. خنده داری عشاق متاهل شده اینه که بستنی شل و ول را پرت میکنه ی طرف و میگه فک کردی اگه اینو نداشته باشم بی بستنی میمونم؟ ندیدی تو فریزر چندددددد تا بستنی گرفتم گذاشتم؟
تاصب میتونم برم. ختمو اعلام میکنم دیگه تو این متن فلسفی باید به استعارات توجه نمودتاحق مطلب اداشود.

[پاسخ]

دینگ دینگ دینگ… من ازدواج کردم! امروز ۶ روزه که متأهل شدم! نوشتن و فک کردن به این جمله خیلی برام عجیبه! همون قدی که حلقه توی انگشتم واسم غریبه اس! هی بالا پایینش می کنم، هی درش میارم، هی میگم تنگه، گشاده….با وجود همه خستگیهایی که به تنم مونده، از پاشنه های پام که هنوز درد می کنن گرفته تا نوک موهام که آرایشگاه سوزونده…. یه حس آرامش خاصی دارم برعکس استرسی که تا روز عقد کشیدم. دارم فک می کنم به بقیه مسیر زندگیم و اینکه از این به بعد یکی همراهمه. این خوشحالم میکنه. نه اینکه فک کنم انتخابم و همسرم بهترین توی دنیا هستن، نه، اونم نقص هایتی داره مثل همه آدمهای دیگه، مثل خودم. اما دوست دارم که دیگه تنها نیستم و یه نفر به عنوان همسر تو زندگیمه نه دوست پسر. البته نه اینکه دوست پسر بد باشه، نه اونم خوب بود به موقعش. اما الان دیگه با ٣٢ سال لازم داشتم یه نفر تو رابطه جدی مثل ازدواج همراهیم کنه.

[پاسخ]

دکتر شیری پاسخ در تاريخ مرداد ۱۵ام, ۱۳۹۳ ۹:۳۷ ب.ظ:

مبارکه…دیگه تیزیت را غلاف میکنی میشی همسرخانم به جای عباس آقا بودن

[پاسخ]

غزل پاسخ در تاريخ مرداد ۱۹ام, ۱۳۹۳ ۷:۳۵ ب.ظ:

واااااااااااااااااااااای دکتر شما آخر با نمک بودن هستین 😀
، نمکتون هم توش درس و نکته داره … مرسی
گلی جون برات آرزوی خوشبختی دارم. من چند ساله شما رو در این سایت میشناسم و هر وقت یکی از بچه های این سایت ازدواج می کنه ، احساس می کنم با منطق بیشتری ازدواج کرده.

[پاسخ]

سوره پاسخ در تاريخ مرداد ۱۵ام, ۱۳۹۳ ۹:۵۴ ب.ظ:

گلی جون تبریک خاصۀ من رو بپذیر
______________
دست راستت دخترم رو سر من

[پاسخ]

مژگان پاسخ در تاريخ مرداد ۱۵ام, ۱۳۹۳ ۱۰:۴۷ ب.ظ:

تبریک میگم گلی جون . براتون سفر خیلی خوب و پر از خاطره های دوست داشتنی کنار همدیگه آرزو میکنم . خوشبخت و خوش سفر باشید .

[پاسخ]

فریبا پاسخ در تاريخ مرداد ۱۶ام, ۱۳۹۳ ۱۲:۱۱ ق.ظ:

تبریک میگم عزیزم. ان شا الله خوشبخت بشین و به پای هم پیر بشین.

[پاسخ]

واقعا همین جوریه’آقای دکتر یه سوال داشتم ‘اگه شوهرم فیلم های جنسی نگاه کنه’من حق ندارم ازش متنفر بشم؟وقتی بهم نزدیک میشه’بش میگم برو اونور ‘برو فیلماتو نگاه کن’میگم چرا نگاه میکنی؟میگه آخه مگه چیه زندگی همینه’اینا فقط آدمو تحریک میکنه’میگه تو هم نگاه کن’گفتم من مث تو کمبود ندارم’چطوری برخورد کنم باهاش دکتر؟خیلیییییی بدم میاد’میشه لطف کنید جواب سوالم بدین’

[پاسخ]

دکتر شیری پاسخ در تاريخ مرداد ۱۶ام, ۱۳۹۳ ۹:۳۱ ق.ظ:

حق دارید قطعا
بهش بگید زندگی جنسی تون و متعاقبش زندگی عاطفی تون میره رو هوا
این را نه به لحن یک معلم اخلاق بلکه با لحن یک همسر بگید

[پاسخ]

یعنی وقتی 2نفر عاشق هم هستند و الان ازدواج کردن دیگه نمیتونن مثل قبل شیفته هم باشن؟

[پاسخ]

دکتر شیری پاسخ در تاريخ مرداد ۱۶ام, ۱۳۹۳ ۹:۳۱ ق.ظ:

نه خب! تی شرت قشنگ دوره نوجوانی اگر الان تن شما نره غصه میخوری؟؟

[پاسخ]

k پاسخ در تاريخ مرداد ۲۳ام, ۱۳۹۳ ۲:۱۹ ب.ظ:

ولی این تی شرت دوران نوجوانی در جای خودش و به وقت خودش خیلی خوب عمل کرد. هم خوش رنگ بود هم مناسب با دمای هوا بود هم جنسش خوب بود. فصل گرما که تموم شد آدم میره لباس گرماشو می پوشه که هم سایز خودشه هم مناسبه دوران نوجوانی که تموم شد قطعا آدم لباسای متناسب با سنش رو می پوشه. حتی بعضی وقتا لباسای دوران کودکی رو آدم نگه می داره و با دیدنشون خاطرات خوب اون روزا براش زنده می شه. و اصلا غصه خوردن نداره چون اگه آدم بخواد زنده بمونه تو دنیا قطعا باید مراحل زندگیش رو پشت سر بگذاره و این اثر زمان هست… کودکی نوجوانی پیری مرگ اینها همشون اجزای زندگی انسان ها هستند. این خیلی فرق می کنه با عشق واقعی و راستین. عشق هرگز آب نمی شود و دست را کثیف نمی کند. مگر اینکه عشق نباشد و بستنی یخی باشد. به قول ساجد میکاپ باشد. عشق که مرحله به مرحله نداره. بازم مگه اینکه آدم عاشق بستنی یخی شده باشه که دقیقا وقتی بزرگ شد دیگه بستنی یخی دوس نداره.

[پاسخ]

تشبیه جالبی بود…
.راستی رسا کوچولو دیگه شب زنده داری نمی کنه؟

[پاسخ]

خب نمیشه دیگه-اما دکتر خیلی دوست دارم عاشق بشم شیفته کسی بشم اما هرچقدر میگردم کسی پیدا نمیشه-هی خدا

[پاسخ]

غزل پاسخ در تاريخ مرداد ۱۹ام, ۱۳۹۳ ۷:۴۷ ب.ظ:

زیبا چرا عاشق زیبایی های درون و بیرون خودت نمیشی ؟ بزار یه تجربه برات بگم : من با فاصله سه سال ( وقتی جوون تر بودم ) دو بار عاشق شدم به معنای واقعی … ، بعدا فهمیدم که در واقع ؛ عاشق اون ویژگیهای پنهان خودم شده بودم که در اون افراد تحقق پیدا کرده بودند. به نظر من عاشق خودت بشو ؛ بعدا میبینی که کم کم دیگران هم عاشق این صفتت میشن. من الان تقریبا عاشق خودم هستم و از خدا خیلی سپاسگزارم که به من فرصت داد که این تجربه را داشته باشم. البته یه چیزی رو هم باید بگم که من تا اون عشق به اون دو نفر را تجربه نکرده بودم ؛ به این نقطه نمیرسیدم که باید عاشق خودم باشمp: الان هم نمیگم که به عشق اعتقاد ندارم ، اعتقاد دارم ولی به عشقی اعتقاد دارم که با شناخت ویژگیهای یک فرد به دست اومده باشه .

[پاسخ]

آدم حظظظ میکنه از این تشبیهات شما آقای دکتر…..

[پاسخ]

یک پاسخ دهید

 
داتیسNiligo: smart home WiFi-enabled 16 Million Color LED Lamp