خوشا شیراز و وضع بی مثالش( عکسهای برنامه شیراز رسید)

image_pdfimage_print

03عکسها را خانم سیاکی و احسان جلوداری گرفتند که از بوشهر زحمت کشیده بودن آمده بودند!

  • شیراز از ۲ ماه قبل هماهنگی ها را انجام داده بودند و برنام با استقبال خوب مردم و مسوولین در سالن سینا صدرای دانشکده پزشکی با عنوان ازدواج مثبت برگزار شد.
  • آقای دکتر قرمزی مدیر مجموعه میزبان من بود و شخصا اومد دنبالم و بقدری پسر با اخلاق و زحمت کشیده ای بود که واقعا لذت بردم از کار کردن باهاش، از فوق دیپلم دامپروری شروع کرده بود و کارآفرین برتر استانی بود و الان DBA میگذروند  حقا برای مردم شهرش مفید بود.
  • توی برنام از یاسوج و بندرعباس و بوشهر و مشهد و سیرجان و سایر شهرهای استان فارس تشریف آورده بودند
  • برنامه درسهای جدیدی پیرامون وابستگی سالم و ناسالم نیز داشت( برای کلی متاهلی که سر کلاس انتخاب همسر تشریف آورده بودن)
  • مردم شیراز چندین بار دعوت کردن منزلها و باغهاشو و تعارف نمیزدند و کاملا پایه بودن ساعت ۹ شب بعد کلاس بزنیم باغ!!! وعده کردیم پاییز
  • با دکتر قرمزی رفتیم بازار شیراز و وسایل احرام و …گرفتیم واسه خودم( قسمتو ببین! تهران نرسم و شیراز برسم)
  • مسوولین شهری به ویژه کمیته امداد حضور فعال در برنامه داشتند
  • برنامه بعدی شیراز درباره MBTI خواهد بود

 05

 

08 در شیراز فرصتی شد با دکتر قرمزی رفتیم مسجد حیرت آور نصیر الملک را دیدیم که ترکیب شیشه رنگی و کاشیهای آن فوق العاده زیبا بود و آدم دلش میخواست به سجده بیفته

مسجد نصیر الملک شیراز

مسجد نصیر الملک شیراز

 

IMG_2048

دکتر ساسان قرمزی و من

37 thoughts on “خوشا شیراز و وضع بی مثالش( عکسهای برنامه شیراز رسید)

  1. متاسفانه من از برنامه شیراز شما باخبر نشدم.
    بی صبرانه منتظر برنامه بعدی شما (MBTI) در شیراز هستم و امیدوارم که به موقع خبردار بشم

    [پاسخ]

  2. سلام دکتر
    سمینارشیراز رو اومدم خیلی خوب بود.اما حجم مطالبتون زیاد بود واحساس می کردم به طور کامل به جزئیات پرداخته نمی شدمثل بحث انتخاب همسر.نمی دونم شایدنیاز به کارگاه آموزشی ویژه ای داشته باشه.بحرحال از دیدارتون خوشحال شدیم.امیدوارم بازهم شیراز بیایدوکارگاه آموزشی برگزار کنید.راستی اگراز اساتید مشاور درشیراز میشناسید معرفی کنید.
    یک درخواست هم داشتم درجلسات بحث وگفتگو بین دختروپسر برای انتخاب همسرچه سوالاتی مهم وکلیدی بایدپرسیده بشه که به شناخت بهترکمک کنه.اگرمیشه توی سایت بذارید
    باتشکر.به خدامیسپارمتان امیدوارم همیشه شادوپرانرژی باشید

    [پاسخ]

  3. دکتر چقدر شما بزرگید . . . من خیلی چیزها از شما یاد گرفتم . توی خونه هر وقت بحثی پیش میاد خانواده ام میگن : با این وارد بحث نشید چون شاگرد دکتر شیریه 🙂

    [پاسخ]

  4. سلام. اقای دکتر واسه اهمال کاری و به تعویق انداختن کارها چه کتابی معرفی میکنین؟

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ خرداد ۸ام, ۱۳۹۳ ۹:۳۸ ق.ظ:

    کتابی به همین نام توسط انتشارات ارجمندی منتشر شده

    [پاسخ]

    samira پاسخ در تاريخ خرداد ۸ام, ۱۳۹۳ ۱۰:۳۹ ق.ظ:

    متشکرم

    [پاسخ]

  5. با عرض سلام خدمت جناب اقای دکتر شیری
    بنده دانشجوی رشته راهنمایی و مشاوره هستم که به دعوت از دوست عزیزم جناب اقای قرمزی به همایش ازدواج موفق دعوت شدم تردید داشتم بیام همایش یا نه اخه فصل امتحانات در پیشه با خودم فکر کردم چی میخاد بگه این اقای شیری که بنده هیچ شناختی ازشون ندارم حتما همون حرفای تکراری…
    ساعت 5ونیم مراسم شروع شد تو این نیم ساعت به دقت رفتار شرکت کننده ها رو مشاهده کردم و حدس هایی هم درمورد انگیزه شرکت کردن زدم و یه هو این سوال برام پیش اومد که ایا با 12 هزار تومن نمیشه یه کتاب خوب در زمینه ازدواج موفق خرید و تاثیرش بیشتر از این همایش که شروعش با 30 دقیقه تاخیر هس باشه
    پاسخ دادن به این سوال هنوز یه کم زود بود
    اما در نهایت مراسم اغاز شد که با عذر خواهی مجری همراه گردیدو نوبت به شما رسید
    95 در صد مباحثی که در همایش مطرح کرده بودید بنده اطلاع کافی داشتم
    اما اون چیزی که باعث شد درس های زیادی از شما بگیرم در یک کلام حقیقت وجودی شماست
    ابتدا جلسه ضمن عذر خواهی به طرح پرسش پرداختید چرا رضایت از زندگی تا این حد پایین امده با و ازدواج ها به چار پنج سال به طلاق منجر میشه و سوالاتی از این قبیل این طرح سوالات شنونده رو به چالش میکشه اما این که رویه معمولی تقریبا همه این جو جلساته چیزی که منو تحت تاثیر قرار داد شکل دهی یک رابطه حسنه و ایجا زمینه اعتماد شرکت کنندگان نسبت به خودتان بود شما از خودتون گفتید و از سفرتون به شیراز به همراه مادرتون و زیبایی های مسجد نصیر الملک و مشرف شدنتون به سفر حج چند جمله ظاهرا ساده ولی بسیار تاثیر گزار .با یک نگاه اجمالی به شرکت کنندگان حدس زدن این موضوع که 80 در صد شرکت کنندگان خانم بودند که اکثر ان ها مجرد و 25 با بالا سن داشتند شما با یک نمودار در رابطه با خطر افزایش پیری جمعیت و مجرد ماندن دختران این موضوع بررسی کردید اما نکته کلیدی و تاثیر گزار توضیحاتی که در مورد خواهرتون و به تاخیر افتادن ازدواج به نوعی همدردی و همدلی خودتون اعلام کردید سپس خواستد که این موضوع از جنبه های مختلف بررسی کنید ترسیم اون درخت تا حد زیادی به فهم مشکل کمک کرد سپس ارایه راه حل :به نظر من مهمترین راه حل شما کمک به شرکت کنندگان در شناساندن باور های غلط و غیر منطقی خودشان و اصلاح ان بود مثل ازدواج مهمترین تصمیم زندگی نیست یا هیچ تصمیمی مهمترین تصمیم زندگی نیست در ادامه بحث نیز به بحث خیانت پرداختید که نشان میدهد شما نیم نگاهی به افراد متاهل جلسه هم دارید و به ارایه راهکار پرداختید
    به نظر من تک تک رفتار شما مثل امدن به میان شرکت کنندگان و طرح سوال از انان و موارد بسیاری دیگر از این قبیل را می توان ساعت ها به گفت و گو و بررسی کردن در حوزه مشاوره و روان درمانی گذاشت مهارت های ارتباطی که لازمه یک مشاوره قوی میباشد خیلی خوشحالم که به شیراز اومدید و من درس های بزرگی از شما گرفتم و هزاران سوال که از شما دارم ولی افسوس که شما شیراز نیستید که از محضر شما استفاده کنیم

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ خرداد ۸ام, ۱۳۹۳ ۷:۱۲ ق.ظ:

    حسین آقا
    حالا که میخونم تحلیل اون سخنرانی را ، کلی چیزهای جدید میفهمم
    کلی هل شدم یه نفر اینقدر دقیق داره اجزای یک سخنرانی را به زیبایی تحلیل میکنه

    [پاسخ]

  6. سلام انشاالله 26 خرداد اهوازید میام دیدن سمینار.
    Mbti رو امسال با پویش برگزار می کنید؟

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ خرداد ۸ام, ۱۳۹۳ ۷:۱۳ ق.ظ:

    هنوز تقاضای MBTI ندارند و اگر لازم باشد با تیمی دیگر برگزار خواهیم کرد

    [پاسخ]

  7. سلام
    استاد شما هم با حرف استاد مجد که فرمودن با کسانی که دچار بیماری ای هستن که عمر زیادی نخواهند داشت نباید ازدواج کرد موافق هستین؟
    http://www.yalqizada.blogfa.com
    بند 40
    من تصور میکنم وقتی کسی رو دوست دارم دیگه مهم نیس یه روز باهاش خواهم بود یا تا آخر عمر. مهم اینه که فقط باهاش باشم!

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ خرداد ۸ام, ۱۳۹۳ ۷:۱۵ ق.ظ:

    خب خیلی مفهوم نیست برام اما در این شرایط نیازی به ازدواج نیست میشه عشق را تجربه کرد. ازدواج قرار داد جدی است

    [پاسخ]

  8. سلام
    چقدر ناراحت شدم وقتی تشریف آوردید شیراز و من متوجه نشدم…
    تورو خدا اطلاع رسانی جوری باشه که به ایمیل هم ارسال بشه…
    من هر روز فقط بخاطر مطالب سایت شما ایمیلم رو چک میکنم….

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ خرداد ۷ام, ۱۳۹۳ ۹:۱۳ ب.ظ:

    خودتون باید در سایت ای میلتون را بذارید تا خبرها براتون بیاد

    [پاسخ]

  9. آخی … دلم شیراز خواست
    استاد عکس کارگاه قزوین که تو حیاط انداختیم هنوز به دستمون نرسیده ها ، منتظر کلاس mbti هم هستیم … مدرس خود شما هستید ؟

    [پاسخ]

  10. سلام دکتر شیری
    و تشکر از اینکه شیراز تشریف آووردید انشالا که میزبانان خوبی بوده باشیم و دوباره برنامه شیراز بگذارید . در خواست اسلاید های همایش رو داشتم اگر زحمتی نیست

    [پاسخ]

  11. سلام دکتر عزیز… استاد، دیروز اینقد شوکه شدم که… از سال 89 به خاطر شرایط کاریمون، من و یکی از دوستام با شخصی در ارتباط بودیم و باید تو بعضی مسائل با هم تصمیم می گرفتیم یا این که با هم تبلیغاتِ کار رو انجام می دادیم و … تو این مدت من خب به واسطه ی رفت و آمدها و شناختی که از ایشون به دست آوردم، بهشون علاقه پیدا کردم، والا ایشونم رفتاراش طوری بود که فکر کردم شاید علاقه ای دو طرفه س. در موردشون گاهی با دوستم حرف میزدم ولی نه جوری که علاقه ی خاصم مشخص شه، همین طوری تو حرفای دخترونه مون… تا این که گذشت و دیدم دوستم یه مدته خیلی پریشان و داغونه به عبارتی. من قبلا حس کرده بودم که شاید دوستم به اون علاقه داره ولی دلم خواست خودمو قانع کنم… وقتی دیروز بالاخره غیر مستقیم ازش پرسیدم، خودش شروع کرد برام تعریف کردن که فلانی خیلی آدم بیخودیه و کلا کارش همینه که یه مدت با این باشه و یه مدت با اون. بعدم گفت که اون منو دوست داره منم دوسش داشتم ولی الان ابدا، و ازش بدم میاد چون شناختمش… من فقط به حرفاش گوش دادم و نتونستم چیزی بگم خیلی، فقط به این فکر می کردم که تو این مدتی که این آقا دنبال دوست صمیمی من بوده، پس اون رفتاراش چی بوده آخه؟ به خدا دکتر من دچار توهم نشدم، 29 سالمه، بچه نیستم که دلم مثلا به یه لبخند خوش بشه… شاخکام الکی تکون نخورده بود… از دیروز احساساتم قاطی شده، اولش یدفه از دوستم متنفر شدم، بعدش از اون مرد، بعد از خودم ناامید شدم، بعد گفتم چه ربطی داره به دوستم، ولی بازم ازش بدم اومده! ما خیلی با هم صمیمی هستیم، این موضوع باعث میشه من نتونم باهاش ارتباط چشمی و کلامی برقرار کنم و از همه مهم تر ازش بدم میاد. ته دلم آشوبه و دقیقا نمیدونم چه حسی دارم حقیقتا… حس می کنم فریب خوردم یا این که واسطه بودم… تو مدتی که من کسی رو دوس داشتم و فکر می کردم اونم منو دوست دارهف اون دنبال کس دیگه ای بوده که خیلیم به من نزدیکه… ذهنم خالی شده… نمیتونم این جمله ی دوستمو فراموش کنم: “اون منو میخواد…” این همه مدت من مسخره کردم خودمو پس دکتر، ینی چی؟

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ خرداد ۷ام, ۱۳۹۳ ۱۱:۱۱ ق.ظ:

    داشته بهتون سیگنال میداده ولی دوستتون گرفته بیشتر
    بعدشم ممکنه شاید دوستتون نتونسته باهاش پیش بره الان یگه پیف پیف
    من باشم محتاطانه مراقب میمونم

    [پاسخ]

    یاسمن پاسخ در تاريخ خرداد ۷ام, ۱۳۹۳ ۱۲:۳۰ ب.ظ:

    ممنون از پاسختون استاد. ولی وقتی اون آقا خودش میره دنبال یکی دیگه، من واقعا دیگه مراقب چی باشم؟… فقط موندم دیگه با احساسای مختلفم چه کنم الان.

    [پاسخ]

  12. سلام دکتر.خیلی از دیدنتون خوشحال شدیم.حس قوی ای که به من القا شد و همراهم بود این بود که چراغ روشن کردن سر راه حتی یک انسان، میتونه به تنهایی بزرگترین شکوه آفرینش باشه.شما با مسیری که انتخاب کردید در زندگیتون این رو به زیبایی به ما می آموزید.سپاسگذاریم از وجودتون.پاینده باشید.سفرتان به سلامت.

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ خرداد ۷ام, ۱۳۹۳ ۱۱:۱۲ ق.ظ:

    امیدوارم بتونم این حسن ظن شما را زندگی کنم

    [پاسخ]

  13. آقای دکتر خیلی کنجکاوم اون خانمی که کنار ستون باهاشون عکس انداختید کی هستن؟

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ خرداد ۷ام, ۱۳۹۳ ۹:۴۶ ق.ظ:

    مادر
    اینقدرم کنجکاوی نداشت!

    [پاسخ]

  14. سلام دکتر شیری جان! ایشالا همیشه به گردش!
    یه سوال دارم.. یا بهتره بگم درخواست پیشنهاد! دوستانم به من میگن که خیلی رفتار ضدمرد دارم! ینی در برخوردهای با مردان ، خیلی مردانه و سخت رفتار میکنم و اون مرد هیچ وقت نمیتونه به من به چشم یه زن -یه موجود لطیف!!!- نگاه کنه و اینه که هیچ رابطهء جدی ای برای من پیش نمیاد!!
    آیا کتابی وجود داره که بتونه به من رفتار صحیح رو آموزش بده؟ یا حداقل خودم رو با رفتار صحیح مقایسه کنم و ببینم چقدر درست یا غلطم.
    ممنون

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ خرداد ۷ام, ۱۳۹۳ ۸:۴۴ ق.ظ:

    به نظرم کتاب ” زن بودن” از تونی گرنت را نگاهی بیندازید

    [پاسخ]

  15. سلام آقای دکتر شیری
    میخواستم خواهش کنم فایل اسلایدهای همایش شیراز رو برام بفرستید .
    بی صبرانه منتظر برنامه بعدی شما در شیراز هستیم .
    با سپاس فراوان

    [پاسخ]

  16. حالا که عکستون کنار ارگ کریم خانی هست مطمئن شدم که حتما فالوده بستنی پشت زندان رو نوش جان فرمودید و خیالم راحت شد 🙂

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ خرداد ۷ام, ۱۳۹۳ ۷:۵۲ ق.ظ:

    زهرای عزیز
    با عرق بیدمشک هم زدم ولی فقط سه قاشق ، با
    دیابته شوخی نمیشد کرد، خیلی نشاسته و قند داشره

    [پاسخ]

  17. سلام ودرود
    براستاد بزرگوار وهمه شیرازی های خون گرم ومهمان نوازش !
    خوشاشیرازو وصف بی مثالش …
    مکن از خواب بیدارم خدا را که دارم خلوتی خوش با خیالش
    بیل گیتس در دیدارصمیمانه بادانشجویان :
    تلاش برای میلیاردر شدن بیش ازحدنخ نماشده!
    -چندی پیش بیل گیتس درنشستی دوستانه دردانشگاه واشنگتن حاضرشدوپس ازایراد سخنانی پیرامون آینده فناوری وطرحهایی که وی در سردارد،به پاسخگویی پرسشهای دانشجویان این مرکز آموزش عالی پرداخت.
    دربخشی ازاین جلسه دانشجوئی روبه بیل گیتس کردوازوی نحوه میلیاردر شدن راپرسید!
    پاسخ گیتس به این پرسش متداول بسیارهوشمندانه وزیبا بود!
    اوروبه این دخترجوان کردوابراز داشت:
    درک میکنم که بسیاری ازشمامایلید تامیلیونهادلارکسب کنید تا به آزادی مطلق برسید،امااین تنهایک روی سکه است !وقتی که این میلیونهادلارکذایی راکسب کردیدوازمرزثروتمندی گذرکردید، داستان همان داستان قبل است وبه قول معروف آش همان آش وکاسه همان کاسه است !
    به نظرم بایدروح سرکش وبلندپروازتان راتقویت کنید ،این بهترین کاراست وبه جای آنکه به این که به این پولهای لعنتی فکرکنید،توجه تان رابه آنچه دوست داریدمتمرکز کنید.

    [پاسخ]

  18. خوشا شیراز و وضع بی مثالش /خداوندا نگه دار از زوالش
    حکمت خرید احرامی این بوده که مردم شیراز رو در سفر به طور خاص یاد داشته باشید و دعا کنید

    [پاسخ]

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *