به احترام حسین (ع)، امامی که باید از نو شناخت (انتشار دوباره)

image_pdfimage_print

به احترام حسین ، امامی که باید از نو شناخت (۱)
من در هیات های حسن اباد بزرگ شده ام و مسجد فخر الدوله و تکایای خیابون سپه تهرون و بعدش ارک و هیات لباس فروشهای مخبرالدوله و نصفه شبهای جمعه شاه عبدالعظیم و شیخ حسین و جناب فاطمی نیا و…

از ۱۶ سالگیم پا منبر خیلی ها بوده ام و اینها باعث شد از یه جایی به بعد دست به مطالعه ای نسبتا حرفه ای درباره اسلام ، نبی اکرم ، فلسفه ، جریانهای دینی دنیا ، بودیسم، تائویسم ، مسیحیت ، یهودیت، کابالا و عرفان و تصوف اسلامی و عرفانهای مختلف و روانشناسی دین ورزی و جامعه شناسی دینی و…بزنم که هنوز از بهترین علاقه مندیهای مطالعاتیم هستند
من بدون اینکه لازم باشد به اعتقاد کسی حمله ای کنم تا خود را اثبات کنم ، دوباره مسلمان شدم و دوباره شیعگی را پسندیدم بدون اینکه بقیه را گوسفند و مهدور الدم و ….ببینم ، نه اینکه فکر کنید ژست روشنفکری باشه بلکه ادراکم از خداوند همراه با میانسالی خاصی که درش هستم باعث شده روح دین داری برایم دلنشین باشه، مولوی و شکسپیر و امیلی دیکنسون و ملاصدرا و شیخ اشراق و …از جانم دلربایی میکنند .

اما حضرت اباعبدالله

درباره حسین بن علی آنقدری منابع اصلی را خوانده ام که بتوانم خرافه و اسطوره را از واقعیت تمییز بدهم، حداقلش اینه که توی خیلی از روضه خوانیها میتوانم عقلم را خاموش نکنم و تحت تاثیر نوروترانسمیترهای  سیستم هیجانیم ،  توهم برم نداره که چون احساساتی شده ام الزاما “شیعه بهتری” هستم.

منبرهای مغز راستی

بعضی تکایا و هیئات ، با نغمه و ضرب آهنگ واحه های زیبا و طنین و صدای مداح و…  بنا دارد با تحریک سیستم احساسی ، شنونده را به حالتی احساسی نزدیک کند که به روح یک ایین نفوذ کند اما روح آیین به جان کسی نفوذ میکند که چرایی واقعه عاشورا را بتواند بصیرانه ادراک کند ، در این صورت است که زیبایی ادراک میشود و فرد عزادار ، آگاه تر و مسوول تر به ویرانه جان خود خواهد پرداخت و به جامعه خود نیز بهتر خدمت خواهد کرد ( زیرا مسوولیت پذیری مولا را میفهمد )
احتمالا کسانی مثل من هستند که دوست دارند درباره حسین بن علی طوری بخوانند و بشنوند که بتوانند امروز درست تر زندگی کنند نه اینکه غمباد اتفاقی ۱۴۰۰ ساله را بردارند بدون اینکه هیچ اتفاق خاصی در زیستن شان رخ دهد ، که نمیدهد.

نسبت بعضی ها با ائمه ، به عنوان نمادهای هدایت ( نجم ظاهره به تعبیر حضرت رضا) تبدیل شده به نسبت فامیلی و دل سوختنهای پسرخاله ای. چنین حسینی بناست جای همه ناکامی های ما قرار بگیرد و موجب بغضی و اشکی شود و نه اشکی که بعدش من کمتر یزیدی بزیم. جایی که حسین حضور دارد ، یزید مچاله میشود ولی امروزه یزیدکها خود سیاه پوش میشوند و ریاکارانه میگریند !

وا حیرتاه !

اسامی مداحان ( نماینده شور و هیجان مغز راستی ) با فونتی ۱۰ برابر علما نوشته میشود ( که بناست مظاهر تفکر و تحلیل مغز چپی باشند )  زیرا مردم دنبال چیزی هستند که به آنها ” احساس شیعه بودن” بدهد نه شعور شیعگی که توش خودباوری است و مسوولیت پذیری

————————————–

در نوشته هایی که اخیرا میخوانم ، از وبلاگ راز سر به مهر محمد معینی۱ قطعه زیر را انتخاب کرده ام :

سلام عزیز
برای خیلی‌ها انگار این عزاداری‌های محرّم تبدیل شده به یک چیزی شبیه کریسمس؛ فرقی نمی‌کند کاتولیک باشی، پروتستان، ارتودکس و یا بودایی، و یا حتی آتئیست، کلیسا برو باشی یا نباشی، انجیل و تورات خوانده باشی یا نه، اما کریسمس، شب تولد مسیح، شب تولد کلمه‌ی خودِ خدا، جشن می‌گیری. حرجی نیست بر این، امّا این جشن دیگر جشن میلاد کلمه «خدا» نیست؛ فقط یک بهانه شادی و دور هم جمع شدن است.
الان و اینجا هم انگار هیچ فرقی نمی‌کند که دروغ و تهمت‌زن قهّاری باشی یا نباشی، برای خودت و دیگران‌ات یزیدک و معاویه کوچکی باشی یا نباشی، اهل غلتیدن در چرب و شیرین عافیت باشی یا نباشی؛ محرّم که برسد، ماهی که بنده خوب ِ خدا حج را برای حاجی‌ها گذاشت و برای اصلاح امور امت بیرون آمد و کشته شد، سیاه می‌پوشی …این دیگر عزاداری برای حسین ِ «خدا» نیست … محرم را بدل کرده‌ایم به یک آیین دور هم جمع شدن‌های پرسرو صدا، بستن راه مردم و خراشیدن بی‌وقت گوش خانه‌ها با صداهای آلوده، و به راحتی یادمان می‌رود که حق‌الناس حقی نبود که حتی حسین هم بتواند و بخواهد از جانب دیگری از آن گذشت کند.
.
گرامی ِ من! دیشب رفته بودم به یکی از این  مراسمهای عزاداری. گفته بودم فقط برای شنیدن سخنرانی ِ سخنران می‌آیم؛ آقای دکتر حجت‌الاسلام و المسلمین … . خوب پیش می‌رفت تا رسید به داستان تماشای دشت کربلا از بین دو انگشت امام حسین توسط ام‌سلمه و برگرفتن خاک کربلا از آن بین تا که ظهر عاشورا، رنگ خاک عوض شد و به سرخی زد … گفتم: خداحافظ، من رفتم و دیگر بر نمی‌گردم برای این داستانهای غریب.
.

دل‌آرام! به مزرهای کفر نزدیک شدم انگار! … می‌خندی؟

———————————-

۱- وبلاگ راز سر به مهر در این آدرس خواندنی است : http://mmoeeni14.blogspot.de/2013/11/blog-post_7.html

۲- خلاصه درسهای دکتر شیری در سخنرانی روز تاسوعا با حجت الاسلام برمایی

۳-زیبایی دعا را به خرافه نکشانیم

8 دیدگاه در “به احترام حسین (ع)، امامی که باید از نو شناخت (انتشار دوباره)

  1. سلام دکتر شیری عزیز و وقتتون به خیر
    از نوشته های خوبتون همیشه استفاده میکنم و همینطور این متن تاثیرگذار.
    میتونم ازتون خواهش کنم در مورد امام حسین و واقعه ی کربلا کتابی معرفی کنید. برای کسی که میخواد مطالعه در این زمینه رو شروع کنه.
    سلامت باشید.

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ آذر ۸ام, ۱۳۹۴ ۲:۱۴ ق.ظ:

    کتابهای دکتر ابراهیم آیتی به من خیلی کمک کرده تا الان

    [پاسخ]

  2. من یک بیمار قلبی هستم.
    بیماری مرا می آزارد، بعد از پذیرفتن بیماری ام به سختی توانستم زندگی ام را با آن تنظیم و روالی جدید در پیش گیرم.
    هر سال نزدیک محرم که می شود ناخودآگاه استرسی عصبی تمام وجودم را دربرمی گیرد،
    صدای بلند عزاداری و دسته و بعضا تعزیه خیابانی…
    من شخصا به امام حسین(ع) ارادت دارم اما نمی فهمم چرا برای زنده نگاه داشتن نام و یادش بیشتر از سر و صداهای بلند و خیلی وقت ها گوشخراش استفاده می کنند تا برپایی نمایشگاه کتاب؛ نقاشی؛ فیلم و سخنرانی و … .

    من یک بیمار قلبی هستم و بیمار قلبی بودنم حتما در بهتر پذیرفته شدن حرفم؛ تاثیر دارد!
    اما ناراحتم برای آدم های سالمی که آنها هم با این سرو صداها و اجحاف ها اذیت می شوند…مثل همسایه ی طبقه پایین؛ خانواده ای کم سن و سال ، که روز جمعه می خواهند استراحت کنند و آرامش و سکوت کمترین حقشان است.

    اگر زندگی حسین(ع) به قدری کوتاه بود یا نمونه ی عینی برای احقاقِ حق الناس_به قدری که بتواند در دلهای ما اثر کند؛نداشت_ در عوض زندگی پدرش علی(ع) پر بود از مثالهای این چنینی…
    حکایت ها و روایاتی که مملو از توجهش به کوچک ترین حق الناس ها بود؛

    ما فراموش کردیم که شیعه ی علی هستیم و مثلا! باور داریم که : حرف حسین(ع) و علی(ع) یکی است.

    این چنین عزاداری ها برای حسین(ع) فقط کمک می کند تا در قعر جهنم، فرو برویم.

    [پاسخ]

  3. سلام آقای دکتر
    یک سوالی که ذهن من به خودش مشغول کرده این هست که چرا اینهمه احادیث و روایات در مورد بهشتی بودن کسی که برای امام حسین گریه کند و یا حتی وانمود به گریه کردن کنه مطرح شده؟
    سهم مسئولیت ما، گناهان و حق الناس که به گردن داریم کجاست؟

    [پاسخ]

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.