تو عاشقی یا مهرطلبی ؟ ( سمینار وابستگی سالم و ناسالم و مهرطلبی) ۱۴ خرداد

image_pdfimage_print

noboogh_01

  • گیر کسی افتاده اید که برای داشتنش باید باج بدهید ؟
  • مایلید بدانید از وابستگی نا سالم تا وابستگی سالم چه راهکارهایی باید رعایت کنید ؟
  • طرز رفتار با باج گیرها و مهرطلبها را مایلید بهتر بدانید ؟
  • رابطه را خوب آغاز میکنید و بعد آویزان میشوید و با سرخوردگی رهایتان میکنند ؟
  • داستانی تکراری از بدجنسی بقیه و پاکی نهادی خود برای خویش و بقیه میگویید ؟

جلسه وابستگی سالم / ناسالم ، مهرطلبی و باجگیری عاطفی را از دست ندهید .

۱۴ خرداد ساعت ۱۴ الی ۱۸

==============================================

دائم تماس میگیرد، پیشنهادهای خوب برای حفظ رابطه از اوست، به روی خود نمی آورد که طرفش هی کلاس الکی میگذارد… سعی میکند رابطه را نگه دارد و اخم تخم های بیخود طرف را تحمل کند… اینجا رسما یک باجگیری عاطفی در حال وقوع است و ما به یک مهرطلب روبرو هستیم که فکر میکند آدم صبوری است.

کادوهای خوب و با سلیقه پیچیده شده محصول خلاقیتها و خرج کردنهای توست، دوستای تو همیشه اطرافتون را پر کرده اند، مدتهاست طرفت تقلایی برای رابطه نمیکند، عزیزم تو یک مهرطلبی احیانا که فکر میکنی عاشق پیشه ای !

 

================================================================

هزینه تک جلسه :۲۰۰ هزار تومان

برای ثبت نام به این لینک مراجعه فرمایید .

بخشهایی از درس گفتارهای مهرطلبی

برخی از خصوصیات مهرطلب ها:

_ به راحتی اظهارنظر نمی کند. با ابهام صحبت می کند و به محض مخالفت دیگران سریع تغییر موضع می دهد.

سعی کنید در مواجهه شدن با چنین موقعیتی، اصل منظور شخص را از او بپرسید و اجازه ندهید که مبهم گویی کند. (وقتی کسی مبهم حرف می زند، به فکر آینده ارتباطی تان هم با او باشید)

_ ملاک خوب و بد، درست و غلط، مفید و مضر را قضاوت، گفته و نظر دیگران می داند.

_ آدمی غصه خور و غمگین است و انتظار دارد که بقیه او را بفهمند. (روضه خوانی از گذشته از خصیصه های اوست)

_ توانایی تشخیص منافع خود را ندارد و قبل از خودش به دیگران فکر می کند.

مثل مهندسی که هنوز پس از گذشتن ۳ ماه از شروع کارش، حقوق خود را تعیین نکرده بود و عقیده به این داشت که اولویت من، منافع شرکتی است و نه منافع خودم! اما واقعیت این است که کسی که توانایی تشخیص منافع خودش را ندارد، نمی تواند منافع سازمانش را هم تشخیص بدهد.

_ نظر مثبت دیگران برایش اهمیت بسیاری دارد. ( اگر از او انتقاد کنید و یا به اصطلاح به او گیر بدهید، تلاش می کند تا شما را به صورتی متقاعد کند.)

_ فردی وابسته است، نیازهایش را از طریق دیگران برطرف می کند. و احساس و اندیشه خود را مرتبط و همانند دیگران می داند و استقلال فکری ندارد.

_ مهر طلب ها استاد ایجاد حس تقصیر هستند!

نمونه از یک مادر مهرطلب : وقتی پسرش در حال تماشای برنامه مورد علاقه اش است و غرق در آن است از او می خواهد که در جا به جا کردن میز او را کمک کند، اما هنگامی که با اعتراض پسرش رو به رو می شود، می گوید : باشه مادر جان، خودم تنهایی جا به جا می کنم! شروع به کشیدن می کند، صدای کشیده شدن میز همراه با صدای آه و ناله مادر، حس گناه و تقصیر شدیدی را در پسر ایجاد می کند.

_ همیشه در حال معذرت خواهی است. ( در واقع معذرت خواهی می کند تا مسئولیت را قبول نکند)

در مواجهه با این عذرخواهی ها، مثلا بگویید : بسیار خب، عذرخواهی ات را قبول کردم اما تا آخر این هفته باید پروژه را تحویل دهی. ( در مقابل مهرطلب بالغ برخورد کنید.)

===================

مقالات مرتبط

  1. تو پرستار عاطفی نیستی ! ( آنچه پدر و مادرتان به شما نگفته اند )

    طرف زخم داره به تو چه ربطی داره ؟ میگه پرستار عاطفی پسره ای؟ الان سن برنامه ریزی و حسابگری ازدواجه نه اینکه بری آدمهای له شده را “له زدایی” کنی

  2. تو که شنا بلد نیستی واسه چی میپری تو عمیق؟ رابطه عاطفی

    دخترانی هستند که هیچ وقت نمیخواهند بزرک شوند و بفهمند فرصتهای آنها ابدی نیست . این خانم هنوز زخم قبلی خوب نشده با الگوی مهرطلبی دوباره رفته تو رابطه ای دیگر. خب دختر خوب ! تو که شنا بلد نیستی چطور میری لب استخر عمیق می ایستی و به صرف اینکه کلی ادم دارن تو آب شنا میکنند ، جوگیر میشی و میپری تو آب عمیق ؟ رابطه عاطفی یک مهارت است، بی شک کسی نا بلد ، وارد این گود بشه باید بدونه خیلی ها را این اقیانوس غرق کرده ! درست مثل موج سواری رو امواج که هم لذت بخشه، هم به همان میزان خطرناک هم هست .

  3. ” نه ” بگویید

    شما به خاطر اینکه بلد نیستید نه بگویید ، بارها مورد استثمار قرار گرفته اید . یکی از دلایل بزرگ این ناتوانی ، مهر طلبی شماست

  4. آرزوی مرگ این آدم را کردن ، اشتباهه؟

    سلام خسته نباشی آرزوی مرگ کردن برای کسی که خیانت کرده ودروغ گفته بده؟گناه داره؟ کلا کاره درستی هست؟ برای ادمی که هر لحظه عاشقه کسی میشه وبه همه دروغ میگه؟ ادمی که هر لحظه مرگو جلو چشمای ادم میاره,گناه دار آرزو کنیم بمیره؟

  5. خاطره ای از یک اختلال و درس نوشته کلاس عزت نفس ترم قبل

    دمدمای ساعت ۱۱ صبح بود که بهم تماس گرفت ، خانمی بود نزدیکهای ۳۴-۳۵ سال ، دندان پزشک بود و از سوی رییس دانشکده دندان پزشکی شماره ام را گرفته بود ، با اینکه خیلی راحت نبودم که تلفنی ، ندیده و دقیق، نظرم را بدهم ولی به هر صورت حرفهاشون را گوش کردم. سوالشون درباره ادامه زندگی با شوهرش بود و طبیعتا نمیشد نظری داد ؛ معلوم بود هم کلافه است هم میخواد یه مشورت سرسری هم بگیره و قصه را به حساب اون یه حرف ، جمع کنه

 

مقاله دکتر شیری در شماره ۳۸۰ مجله همشهری جوان – مهر طلبی (۱)

مقاله دکتر شیری در شماره ۳۸۱ مجله همشهری جوان – مهر طلبی (۲)

169 دیدگاه در “تو عاشقی یا مهرطلبی ؟ ( سمینار وابستگی سالم و ناسالم و مهرطلبی) ۱۴ خرداد

  1. سلام جناب دکتر شیری
    از خوندن مطالبتون واقعا لذت میبرم و خیلی علاقه دارم توی کلاساتون شرکت کنم اما متاسفانه هزینه کلاسها بالاست و این اگاهی که شما نشر میدین فقط قشر متوسط رو به بالا میتونن استفاده کنن کاش ….

    [پاسخ]

  2. با سلام
    یه سوال داشتم : آیا ثبت نام در دوره نبوغ که شهریه اش 450 تومان هست شامل این جلسه هم میشه؟ البته در قسمت ثبت نام شروع دوره اش از 14/3هست ولی وارد جزئیات که میشم دو جلسه 21/3 و 22/3 رو آورده ؟!!!

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ خرداد ۹ام, ۱۳۹۴ ۲:۴۴ ب.ظ:

    بله ساناز
    تک جلسه اول جداگانه هم ثبت نام میکنه
    کل دوره نیز جدا سر فصل ثبت نامی داره تو سیستم ثبت نام

    [پاسخ]

    ساناز پاسخ در تاريخ خرداد ۹ام, ۱۳۹۴ ۵:۴۸ ب.ظ:

    ممنون
    حس میکنم این دوره از اتفاقای خوب و به موقع برای من خواهد بود

    [پاسخ]

  3. سلام دکتر شیری عزیز….
    حالا که پولامو به سختی برای کلاسهاتون پس انداز کردم ، با تاریخ کلاسا مشکل پیدا کردم. هزاران افسوس….چقدر نیاز دارم به کلاسهاتون…
    اما سعی میکنم متنهاتون رو به دقت و بارها بخونم…. و منتظر کلاسای بعدی میمونم…
    خیلی جسارته و من چندین بار ازتون کمک گرفتم که فقط میتونم دعا کنم براتون….
    ممکنه یه روانشناس خیلی خیلی خوب و مسلط مثل خودتون رو به من معرفی کنید؟ البته با عرض پوزش بابت مزاحمتم….

    یک دنیا تشکر از شما بزرگوار…

    [پاسخ]

  4. سلام به همه و دکتر شیری گرامی. دکتر من حسرت به دل موندم یک عشق دو طرفه واقعی رو تجربه کنم کسی باشه که برای به دست آوردن من تلاش کنه.دلش برای من پرپر بزنه.حالا از خیر ازدواج گذشتیم ولی حداقل این عشقو تجربه می کردم. تا حالا که در آغاز دهه پنجم زندگیم هستم تجربه نکردم. آیا این نیاز از مهرطلبیه؟ آیا خواسته زیادی هست؟ آیا اشکال از منه؟

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ خرداد ۱۱ام, ۱۳۹۴ ۸:۲۹ ق.ظ:

    نه به این نمیگیم مهرطلبی ولی اینکه فرصت لذتهای رابطه عاطفی را از دست بدهیم چون عاشق نیستیم به نظرم میتونه ناشی از یک برداشت غیر واقعی از مفهوم عشق باشه و سهم داد بیش از حد به عشق برای زندگی

    [پاسخ]

    وحیده پاسخ در تاريخ خرداد ۱۵ام, ۱۳۹۴ ۹:۲۷ ب.ظ:

    سلام دکتر شیری عزیز. یعنی چه؟ عشق باید باشه تا رابطه به وجود بیاد؟ یا اشتباه میگم؟

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ خرداد ۲۰ام, ۱۳۹۴ ۹:۳۹ ق.ظ:

    بدون عشق میتوان ازدواج خوبی داشت
    منظرم این نیست که خوشت نیاد و به دلت نشینه ولی الزامی نیست عشقی حتما باشه تا بتوان همسر خوبی بود

    [پاسخ]

    وحیده پاسخ در تاريخ خرداد ۲۰ام, ۱۳۹۴ ۹:۳۶ ب.ظ:

    دکتر شیری گرامی بسیار ممنون. متوجه شدم. منظورتون عشق فانتزی بود. حق با شما است.

    [پاسخ]

  5. سلام دکتر یه سوالی دارم :
    واقعا فکر میکنید این کلاسها تاثیرگذاره؟
    به عنوان مثال بحث خودکم بینی یا مهرطلبی حتی با وجود شناخت و آگاهی از ریشه ها و نمودهای رفتاریش اما باز یه جاهایی توی زندگی برای انسان پیش میاد که احساس خودکم بینی بهش دست میده….یه جاهایی در روابطمون مجبوریم بگیم آره در حالیکه ته دلمون جواب نه هست و بعد اسمش میزاریم ” اصل جبران ” در حالیکه خودمون میدونیم به اجبار آره گفتیم و نه از سر صداقت…..

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ خرداد ۶ام, ۱۳۹۴ ۱:۳۷ ق.ظ:

    موافقم
    و معتقدم به خاطر روزهایی از سختی لازم نیست تمام خود کم بینی را به خود نسبت دهیم

    [پاسخ]

    علی پاسخ در تاريخ خرداد ۶ام, ۱۳۹۴ ۵:۱۵ ب.ظ:

    واقعا ممنونم از صداقتتون…..الحق که دکتر شیری باید از خدا هزاران لایک بگیره که البته گرفته….

    [پاسخ]

  6. سلام اقاى دکتر.توى لینک ثبت نام هزینه رو 200 تومان زده اما تو این پست زده 125 تومان.بالاخره کدوم؟؟

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ خرداد ۶ام, ۱۳۹۴ ۱:۴۰ ق.ظ:

    تک جلسه و دو جلسه داره

    [پاسخ]

  7. سلام.
    با اینکه اول به دلیل تداخل با ساعت کاری مایل نبودم شرکت کنم چون کد پیش نیاز ازدواج مثبت خورد گفتم شاید لازمه ی ازدواج مثبته و اومدم اما الان خیلی راضی م. خواستم تشکر کنم. بازم ما رو مجبور کنین. ما به مصالح خودمون آگاه نیستیم:))

    [پاسخ]

  8. با سلام دکتر من در حالتهای معمولی مهرطلبی ندارم ولی در ارتباطات به دلیل وابستگی هورمونی کارهایی می کنم که در حال عادی نمی کنم.آیا این هم مهر طلبیه؟

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ بهمن ۱۴ام, ۱۳۹۳ ۹:۵۷ ق.ظ:

    نمیدونم وحیده گرامی
    تو مهرلبی اضطراب و خودزنی وجود داره

    [پاسخ]

    وحیده پاسخ در تاريخ بهمن ۱۷ام, ۱۳۹۳ ۹:۲۲ ق.ظ:

    مرسی دکتر شیری
    فکر می کنم رگه هایی از مهرطلبی در من هست که باید درستش کنم.چون اگه یکی از دستم ناراحت باشه یا سرسنگین باشه حتی بیدلیل، خیلی ناراحت میشم .

    [پاسخ]

    وحیده پاسخ در تاريخ بهمن ۱۷ام, ۱۳۹۳ ۱۰:۳۶ ق.ظ:

    سلامی دوباره خیلی جالبه. مقاله هاتونو که خوندم تازه فهمیدم بیماری مهرطلبی متوسطی دارم و خودم خبر ندارم. و بیشتر ناشی از احساست و عواطف و انتظارات از دیگران است. کمی ریشه ها با کمالطلبی مشترک هستند.

    [پاسخ]

  9. کتابی هست در این زمینه برای مطالعه معرفی کنید؟
    پست بخش هایی از درس گفتارهای مهرطلبی خیلی خوبه..

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ بهمن ۱۵ام, ۱۳۹۳ ۱۰:۱۱ ق.ظ:

    وابستگی سالم و نا سالم

    [پاسخ]

    yasaman پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۹ام, ۱۳۹۴ ۳:۳۷ ب.ظ:

    سلام این کتاب مال چه انتشاراتی هستش؟

    [پاسخ]

    نگار پاسخ در تاريخ آذر ۲۶ام, ۱۳۹۴ ۱۱:۵۳ ب.ظ:

    سلام لطفا مشخصات کامل کتاب رو بفرمایین.دوستان از کتابی با عنوان مهر طلبی صحبت کردن لطفا مشخصات این دو کتاب رو بفرمایین

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ دی ۶ام, ۱۳۹۴ ۱۰:۱۶ ق.ظ:

    کتاب وابستگی سالم

    [پاسخ]

    نگار پاسخ در تاريخ دی ۱۲ام, ۱۳۹۴ ۵:۱۰ ب.ظ:

    باسلام و خسته نباشید من از چند کتابفروشی شهرمون پرسیدم نداشتن،میخوام اینترنتی بخرم ایا این کتابهhttp://www.digikala.com/Product/DKP-37994/-/کتاب-وابستگی-سالم
    بسیار مننونم????

    [پاسخ]

    نگار پاسخ در تاريخ دی ۱۲ام, ۱۳۹۴ ۵:۱۲ ب.ظ:

    http://www.digikala.com/Product/DKP-37994/-/کتاب-وابستگی-سالم

  10. دکتر شیری سلام
    من هم جزو بچه هایی بودم که به دوره مهرطلبی شخصیت سالم نرسیدم و این برنامه دو روزه رو می خواستم شرکت کنم اما نشد.. در کمال ناباوری من اضافه کاری اجباری دادند و من از این دوره جا موندم.. می خواستم این برنامه و بعدش هم دوره ازدواج مثبت رو قبل عید تموم کرده باشم که …

    [پاسخ]

  11. سلام دکتر
    من ازهمسرم جداشدم والان تودوره سه ماهه حساس ومعروف بعدازطلاق هستم
    بااینکه میخوام نسبت به همسرثابقم بی تفاوت باشم ولی بازسنسورهای مغزمن به پیامهای عاطفی ایشون بطورغیرارادی واکنش نشون میدن،آیااین رفتارمربوط به حسی درمن به نان مهرطلبی ست؟؟
    آیاشرکت دراین کلاسهاروبه بنده باتوجه به شرایطم توصیه میکنید؟؟
    ودرصورت مثبت بودن پاسختون برای شرکت دراین کلاسهالطف بفرماییدازنخستین گام بنده روراهنمایی کنید
    ونکته دیگراینکه باوجودموقعیتهای متعددوکیسهای مناسب نمیتونم رابطه عاطفی(عشقی)دیگری یعنی باشخص دیگری برقرارکنم وبه نظرشمادرمان چیست؟
    منتظرپاسختون میمونم چون این مسئله برام حیاتیه.
    باتشکرازشماوسایت خوبتون.

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ بهمن ۱۳ام, ۱۳۹۳ ۶:۴۵ ق.ظ:

    باید دید چرا جدا شده ایم ؟ دلایل من چه بوده؟ چقدرش مال اون زمان خاص بوده چقدرش دائمی تره ( مثلا یک صفت خسیسی در طرف مقابل که دیگه قابل تحمل نبوده)
    چقدرش مال ما دو تا ، تک تکی ، نبوده بلکه از تصادم ما ایجاد میشده ( بعضی ها خودشون خوبند ولی رابطه شون جفت و جور نمیشه ، لج درآر هم میشن ، یهویی مدافع حقوق خانواده میشن در حالیکه خودشون از بدترین مصیبتهای خانواده هستند !)
    خیلی اوقات بازنگری دلایل طلاق باعث میشه جواب سوالاتی از این دست را گرفت که ایا تصمیم درستی گرفتم؟ ایا آن دلایل مرتفع شده اند؟
    همیشه اینطور نیست که برنگشتن عاقلانه ترین تصمیم باشد ، گاهی اوقات حتی یک خیانت ممکن است قابل بخشش باشد اگر فرد بالغانه مسوولیتش را پذیرفته باشد و سعی در ترمیم رابطه داشته باشد.
    الغرض طلاق تصمیم بزرگیست که فشار زیادی نیز به زندگی وارد میکند و زمان میبرد تا بتونیم رابطه ای جدید را تجربه کنیم
    این زمان را به خودتون بدهید، احتمالا ما نمیتونیم عددی اینجا بنویسیم ولی قاعدتا بعد از تثبیت سایر بحثهای زندگی ( اشتغال و درآمد و امنیتهایی از این دست) بتوان به پیشنهادها دقت بیشتری مبذول داشت

    [پاسخ]

  12. سلام آقای دکتر.من کلاس مهارت های ارتباطی رو اومدم و مهر طلبی رو هم میام . این روزا اینقدر سعی میکنم از اون fact .feeling,offer استفاده کنم که یه روز که داشتم دعا میکردم، دیدم دارم به خدا هم fact feeling offer میدم :))))
    ممنون از کلاس های خوبتون

    [پاسخ]

  13. سلام.
    آقای دکتر شیری شما سرشار از انرژی مثبت هستید. همیشه تندرست و شاد باشید.
    فرمودین برای کسانی که ازدواج ناموفق داشته و می خواهند دوباره ازدواج کنند کلاس جداگانه ای می گذارید. یعنی ما کلاس مهرطلبی که گفتید پیش نیاز کلاس ازدواج مثبت هست رو شرکت نکنیم؟ پیش نیازهای آن دوره که وعده داده و امیدوارم هرچه زودتر برگزار بشه کدام دوره ها هستند؟ من دوره TA مقدماتی را شرکت کرده ام.

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ بهمن ۱۱ام, ۱۳۹۳ ۱۲:۴۲ ق.ظ:

    مهرطلبی + mec الزامیست

    [پاسخ]

  14. از نظر اعتقادی و باور هام دارم خسته می شم دکتر !
    یعنی از یه طرف آدمایی که طوری صحبت از دین دارن و چیزایی که می بینیم واقعا زدگی ایجاد می کنه ، از اینورم واقعا هر کاری می کنم نمی تونم کنار بیام و توجیه بشم با یه سری رفتار ها و اصول هر چقدر هم که ربطش بدن به غرب که ببین چنین و چنانن ! مگه می شه اشتباه فکر کنن اونا !؟
    تو خوب و بدم نه این که وا بدم ولی انصافا خسته شدم … توان دفاع ندارم دیگه ، عقب نشینی هم که نمی کنم !این حتی تو ملاک های انتخاب دوست و همسر هم داره اثر می ذاره !!!
    یه مدت خیلی ور رفتن و ور رفتم با خودم از نظر اعتقادی و سیستم فکری ، شخم زدم کلا ! … الان رو هوام یه جورایی …
    با این بحران هویتی که داریم دچارش می شیم چکار باید بکنیم واقعا ؟!

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ بهمن ۱۳ام, ۱۳۹۳ ۸:۴۹ ق.ظ:

    به نبی نگاه کنید و طرز زیستنش
    به شیمل
    به مولوی
    آرامتر میشید

    [پاسخ]

    مژگان پاسخ در تاريخ بهمن ۱۵ام, ۱۳۹۳ ۱۲:۱۲ ق.ظ:

    الهه عزیز این بحران هویتی که داری دچارش میشی لزوما بد نیست ، نگران نباش . از یه جایی به بعد آدم ممکنه دچار دوگانگی و تضاد بشه و ببینه از درون دیگه نمیتونه هماهنگ با اعتقادات قبلیش زندگی کنه و شروع کنه به تیشه به ریشه اعتقاداتش زدن و بعد جستجو و تحقیق و کشف و باز کردن قلبش و افکارش به چیزهای نو و تازه که تا قبل از این تضاد و دگرگونی جرات نداشته و یا نمیخواسته بره دنبالشون . شاید این یه نقطه شروع تازه ای باشه برات ، البته خیلی مهمه که اگه تو این راه قدم گذاشتی به بیراهه نری و راهتو گم نکنی در عین حال هر لحظه واقعا بدونی که دنبال چی هستی و از سردرگمی هم نترسی . میدونم که شاید حرفهام به نظر دیگران مبهم باشه اما فکر کردم که شاید چون توصیفی که از حالت کردی خیلی شبیه به اوضاع احوال آشفته چند سال پیش خودمه شاید بتونم درکت کنم و حرفهام بتونه کمکت کنه . موفق باشی .

    [پاسخ]

  15. دکتر شیری عزیز سلام،
    من برای ازدواج در حال معاشرت با آقایی هستم که به نظرم ویژگی های مهرطلبی پررنگی توشون می بینم،
    اینکه به پیشنهاد من، با هم توی این دوره شرکت کنیم به نظر شما ایده درست و کمک کننده ای هست؟ یا اینکه خودم به تنهایی شرکت کنم یا از ایشون بخوام که خودشون شرکت کنند به تنهایی؟ و اگه جواب بله است چه طوری موضوع رو مطرح کنم می دونم که به دلیل مهر طلبی شون! نه نمی گن احتمالا ولی نمی خوام برخوردم نادرست باشه
    خیلی ممنون

    [پاسخ]

  16. آقای دکتر من این مطلب روhttp://m.wikihow.com/Handle-Rejection تو سایت ویکی هاو خوندم و خیلی چیزها یاد گرفتم واقعا… کاش همچین مطالبی میگذاشتین رو وبسایت یا سامانه پرسش و پاسختون، بعضی وقت ها آدمها احساس شکست سنگینی میکنن و وقتی آنلاین نظرشون رو می پرسن مشاور جای مرهم روی زخم نمک روی زخم میشه..

    [پاسخ]

  17. سلام اقای شیری سال 88 اومدید تبریز, اون موقع من دانشگاه تبریز دانشجو بودم , اولین بار اونجا شما رو زیارت کردم ولی متاسفانه مدرکی در دست نیست! یادمه با دوستم چند بار میخواستیم باهاتون عکس بگیریم ولی نشد, خواستم بگم خاطره ی اون دو جلسه کلاسی که حضوری بود هنوز هم در ذهن و روانمه هر چند که دیگه امکان شرکت حضوری تو کلاساتون رو نداشتم ولی از ارادتم چیزی کم نشده. انشالا که همیشه پاینده باشید.

    [پاسخ]

  18. سلام اقای شیری خدا قوت واقعا , سال 88 اومدید تبریز, اون موقع من دانشگاه تبریز دانشجو بودم , اولین بار اونجا شما رو زیارت کردم ولی متاسفانه مدرکی در دست نیست! یادمه با دوستم چند بار میخواستیم باهاتون عکس بگیریم ولی نشد, خواستم بگم خاطره ی اون دو جلسه کلاسی که حضوری بود هنوز هم در ذهن و روانمه هر چند که دیگه امکان شرکت حضوری تو کلاساتون رو نداشتم ولی از ارادتم چیزی کم نشده. انشالا که همیشه پاینده باشید.

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ بهمن ۱۰ام, ۱۳۹۳ ۱:۲۰ ب.ظ:

    سلام سمیه عزیز
    افتخاری بود اون روز
    هزار دانشجو بودن
    به همت انجمن علمی صنایع و همت سیامک افلاطونیان تشکیل شد
    مرسی از یاداوریش

    [پاسخ]

  19. من همین جا اعلام میکنم که ازدواج چیز وحشتناکی است. اگر من ﻣـﻴﺪﻭﻧــﺴﺘم انقد دردسر داره تن نمیدادم بهش. الان چهار ماه شد که زیر یه سقفیم اما من و همسرم هنوز زبون هم رو نمی فهمیم، اوایل که هر آخر هفته دعوا میکردیم. الان هم أوضاع بهتر نشده… همیشه به خودم میگم سال اول واسه همه سخته اما راستش دیگه کم کم دارم مردد میشم که واقعا این ازدواج درست بوده یا نه… دوری از خانواده هم باعث شده همیشه نقاب همه چی خوبه بزنم واسه همه… من آدم محتملی هستم ولی آخه تا کجا؟! موقع دعوا همه چی بهم میگه بعد چند ساعت میاد نازم میکنه بعد میگه من که عصبانیم دهن به دهن نشو، بگو حق با توئه بذار همه چی تموم بشه! فک کن! آخر هر دعوایی هم هر دو به این نتیجه میرسیم که من برمیگردم ایران و همه چی رو تمومش میکنیم و اینجوری تکلیف هر دو مشخص میشه، اما بعد تحمل قهر رو هم نداره. فرداش گل میگیره و …. موندم به خدا موندم…

    [پاسخ]

    صفوراشویکلو پاسخ در تاريخ خرداد ۹ام, ۱۳۹۴ ۹:۳۹ ق.ظ:

    فکر کنم خوشی زده زیر دلت گلی! بشین مثه آدم زندگی گن بابا

    [پاسخ]

  20. آقای دکتر سلام .. میشه جلسه دوم مهرطلبی رو شرکت کنم؟ به کارم میاد؟ من تست مهرطلبی رو زدم و با توجه به خصوصیاتم موجه شدم که خیلی مهرطلبم.. خیلی از بابت این موضوع ناراح…..از جلسه اولش جا موندم..

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ دی ۱۴ام, ۱۳۹۳ ۱۱:۳۱ ق.ظ:

    البته که میتونید ولی اطلاعات جلسه اول را موقع ثبت نام بگید براتون ارسال کنیم

    [پاسخ]

  21. من ِ مهرطلب رو رییسم مرخصی نداد 😀
    گردن اوشونه!
    فقط واسه مهارت ارتباطی بهم مرخصی داد… هر جور هم سعی کردم متقاعدش کنم که خیلی مهرطلبی رو لازم دارم گفت بنداز دوره بعد 🙁
    هیچی…و این منم که هنوز معلقم تو وجود خودم…معلق به معنای واقعی !
    هم بار از دست دادن کسی رو متحمل هستم که بخش بزرگی از نبودنش مهرطلبی خودمه !و مدام همین درد اذیتم می کنه… هم بعد از دوسال هنوز علاقه دارم به لیسیدن زخمم… ( هم با این رفتارهای خودم مشکل دارم و می دونم منشأ از کجاست! هم نمی تونم به تنهایی برطرفشون کنم! هم مرخصی نمیدن!!!!!!!!!!!)

    [پاسخ]

  22. با سلام.
    قای دکتر من کلاسهای شخصیت سالم من رو ثبت نام کردم و همه اطلاعاتم رو ایمیل کردم ولی متاسفانه تا الان که چند ساعت به شروع کلاسها مانده هیچ اسلاید یا تاییدی بابا ثبت نام دریافت نکردم. متاسفانه اصلا هم فرصت ندارم که حضوری پیگیری کنم دیروز هم زنگ زده گفتن بررسی می کنیم ولی خبری نشد. تکلیف من چیه؟

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ دی ۱۱ام, ۱۳۹۳ ۲:۱۳ ب.ظ:

    برای همه اطلاعات فرستادیم
    17 ای میل برگشت خورده!!!!

    [پاسخ]

  23. تا کی میشه ثبت نام کرد امکانش هست حضوری جمعه بیایم و هزینه رو پرداخت کنیم و بریم سرکلاس؟

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ دی ۱۰ام, ۱۳۹۳ ۱۲:۳۸ ب.ظ:

    امکان ثبت نام حضوری نداریم سمیرای عزیز زیرا دارند بچه ها کارت صادر میکنند از الان

    [پاسخ]

  24. سلام آقای دکتر با تشکر از راهنمایی شما
    آقای دکتر من و همسرم تصمیم داشتیم سمینار مهرطلبی شما رو شرکت کنیم و دیروز با شماره خانه توانگری همین که تو سایته (88847593) تماس گرفتیم که ببینیم کلاس ظرفیت داره یا نه و کلاً اطلاعات بگیریم ولی آقایی که جواب تلفن رو دادن خیلی بد صحبت کردن و بعد گوشی رو هم وسطش قطع کردن طوریکه ما پشیمون شدیم از شرکت در سمینار و فکر کردیم حیف! خود شما به این خوبی چرا اینجوری آخه…

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ دی ۱۰ام, ۱۳۹۳ ۱:۲۰ ب.ظ:

    من رسما ازتون عذرخواهی میکنم به عنوان مدیر این موسسه و از ظهر پیگیر هستم که دیگر چنین خطای بزرگی رخ ندهد
    بی حوضلگی همکار من را عفو بفرمایید
    ای میل نیز براتون ارسال کردیم و کلیه فایلهای درسی را نیز تقدیم کردیم

    [پاسخ]

    مروارید پاسخ در تاريخ دی ۱۰ام, ۱۳۹۳ ۳:۵۱ ب.ظ:

    با تشکر بابت لطف و پیگیری شما

    [پاسخ]

  25. سلام.ای کاش کلاس ودوره های مجازی هم داشتید واسه بچه های شهرستان. لطفاً بهش فکرکنید.
    مثلاً خانمی توی شهرستان به من میگفت در بدر دنبال دوره ای واسه نوجوانان هست ولی پیدا نمیشه.

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ دی ۱۰ام, ۱۳۹۳ ۱۲:۳۸ ب.ظ:

    بهمن ماه خبرهای خوبی در این باره خواهید شنید

    [پاسخ]

  26. سلام آقای دکتر
    من دختری 25 ساله ام که از 20 سالگی وارد رابطه ی عاشقانه و خوب با همکلاسیم شدم من برای رسیدن این رابطه به نتیجه با خانوادم خیلی مقابله کردم چون تو این مدت موقعیت های خیلی بهتر البته از دید خانوادم برام پیش اومد ولی من حتی یه لحظه هم بهشون فکر نکردم و الان 2 ساله که عقدیم ولی چند وقته که رابطمون خیلی سرد شده و من خیلی افسرده شدم و کلاً سعی می کنم به اوایل رابطمون برگردم البته همسرم خیلی به من ابراز علاقه میکنه ولی دیگه به دلم نمیشنه و خودم هم با اینکه دوسش دارم نمیتونم ابراز علاقه کنم نمیدونم شخصیتم مهرطلبه یا از اول تصمیم اشتباهی گرفتم خواهش می کنم جواب منو بدید من یه بار دیگه هم کامنت گذاشتم ولی نه منتشر شد و نه جواب دادین

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ دی ۱۰ام, ۱۳۹۳ ۹:۴۹ ق.ظ:

    مروارید عزیز
    سردی هیجانی بعد از عقد میتونه علامت خوبی باشه که فاز شناختن یکدیگر شروع شده
    سختیش هم اینه که هیجانهای اولیه کم شده ولی به واقع فقط همینطوری میشه یکی را بهتر شناخت ف با هیجانهای متعادل
    بهمن ماه دوره ماتداد زناشویی را که آغاز کردیم ، سری بزن به من

    [پاسخ]

  27. ممنون دکتر بابت برگزاری کلاسها
    خیلی دوست دارم کلاسها رو شرکت کنم ولی حیف که کلاسها دقیقا وسط امتحانات ترم ما دانشجویان برگزار میشه و نمیتونیم بهره ببریم

    [پاسخ]

  28. سلام آقای دکتر
    من دختری 25 ساله ام که از 20 سالگی با یکی از همکلاسی هام دوست شدم و رابطه ی خیلی خوب و عاشقانه ای بین ما ایجاد شد من خیلی با خانوادم مقابله کردم تا این رابطه رو به نتیجه برسونم چون تو مدت دوستی خیلی موقعیت های بهتر البته از دید خانوادم برام پیش اومد که من حتی بهشون فکر نکردم و الان هم 2 ساله که عقد کردیم ما هنوز هم همدیگرو خیلی دوست داریم ولی چند وقته من خیلی احساس افسردگی می کنم خیلی دلم برای اوایل رابطمون تنگ میشه سعی می کنم با ایجاد فضای نوستالژیک به اون موقع برگردم در حالیکه ایشون اصلاً اینطور نیستند و الان رو هم دوست داره و البته خیلی خیلی هم به من ابراز علاقه می کنه نمیدونم حس می کنم به یه آدم مهرطلب تبدیل شدم که دیگه سیراب نمیشم ضمناً خودم هم خیلی کم ابراز علاقه می کنم خودش میگه از بس گفتم برات عادی شده دیگه حرفامو نمیشنوی…
    خوشحال میشم اگه راهنماییم کنید

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ دی ۲۵ام, ۱۳۹۳ ۶:۳۹ ق.ظ:

    در سامانه بنویسید پاسخ میگیرید مروارید PORSESH.DOCTORSHIRI.COM

    [پاسخ]

  29. سلام
    کامنتها را نخوندم
    شاید دیگران هم گفته باشند و صحبت شده باشه
    پوستر یه مشکل داره
    نوشته 12 جمعه و 16 دی که نامفهومه هر چند توضیح داده شده زیر طرح

    [پاسخ]

  30. دکتر شیری اگر توی یه رابطه عاطفی با طرف بحثمون بشه و طرف هنوز دلخوره با وجود اینکه توی کلامش میگه من دلخور نیستم ولی تو رفتارش بی محلی به چشم میاد اینکه به خاطر اینکه دوستش داریم هی منتش بکشیم نشون دهنده مهرطلبیه؟

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ دی ۸ام, ۱۳۹۳ ۹:۱۰ ق.ظ:

    ممکنه واقعا

    [پاسخ]

  31. اقای دکتر اگر حالم خوب بود اینجا نمیومدم با اصرار یه سوال رو چنذ بار بپرسم.حتما کمک لازم دارم که میام.برادر کوچیکم دارای سایه شخصیتی و معتاد .بریدم یعنی بریدیم .خسته ایم.یه کمکی راهنمایی چیزی یعنی انقدرم نمیشه

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ دی ۷ام, ۱۳۹۳ ۱۱:۴۷ ب.ظ:

    ناهید عزیز
    من 3 ماهه سوالات را با یک تیم همکار داریم تو سامانه پرسش و پاسخ بررسی میکنیم
    PORSESH.DOCTORSHIRI.COM

    [پاسخ]

    ناهید پاسخ در تاريخ دی ۸ام, ۱۳۹۳ ۸:۵۵ ق.ظ:

    بله اقای دکتر میدونم چون یک بار ثبت نام کردم و پسوردم گم شده نمیتونم سوال رو اونجا مطرح کنم . بازم شرمندهام

    [پاسخ]

    ناهید پاسخ در تاريخ دی ۲۸ام, ۱۳۹۳ ۱۲:۱۲ ب.ظ:

    سلام اقای دکتر تو سامنه هنوز جواب ندادن.ایا مراجعه به دکتر قلعه بندی میتونه کمکمون کنه؟

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ دی ۳۰ام, ۱۳۹۳ ۱۱:۵۲ ب.ظ:

    ایشون اساتد بنده بودند و روانپزشک بسیار حاذقی هستند

    [پاسخ]

  32. سلام

    وقتی از کسی که انتظارش را نداری شوخی نامناسبی میکنه چی باید گفت؟

    مثلاً من رفته بودم دکتر، و آقای دکتر به شوخی گفت “با این بیماری دیگه نمیتونیم شوهرت بدیم!” (در صورتیکه من مرد هستم)

    و برخوردهای توهین‌آمیزی مثل این که بعضی اوقات از دیگران دیدم و فقط خودم را به آن راه زدم و لبخند زدم تا آدم خوبی به نظر برسم نه کسی که فحش میده یا پرخاشگره!

    از لحاظ پزشکی دکتر خوبی است و چون باز هم ممکنه در آینده پیش‌ بروم چیزی نگفتم ولی خودم هم اذیت شدم که این برخورد را کرد!

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ دی ۷ام, ۱۳۹۳ ۲:۵۱ ب.ظ:

    بهتر بود ناراحتی تون را بهش میگفتید که رفتارشون را تصحیح کنند

    [پاسخ]

  33. سلام اقای دکتر شیری گرامی
    من متاسفانه یک مهر طلب هستم. چند ماهی بود از طریق نت با اقایی اشنا شدم. فقط در حد نت بود. نه عکس و نه تصویر. ولی خوب بود. هر روز حال همو میپرسیدیم. تا جایی که متاسفانه من وابسته شدم ولی ایشون خیر. حالا خیلی پیام هامون کم شده. دیگه حال منو نمیپرسه. میگه سرم شلوغه. وقتی منم پیام میدم بعد دو یا سه روز جواب میده. اینجور میشه که من خیلی میریزم به هم. خیلی به جونش غر میزنم و اون میاد میگه چه خبره؟ تو اشتباه میکنی و من وقت ندارم! اخرین بار خیلی بش تو پیدم و بش خیلی خیلی برخورده و حس میکنم حرفام تند بودن نسبت به شکایت بی محلی ایشون. حاز اون شب دیگه نه من بش پیام دادم و نه ایشون پیام داده. اقای دکتر. من باید ازش معذرت خواهی کنم؟ خواهش میکنم راه درست رو به من
    بگید. و منو نجات بدین. راه درست چیه

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ مهر ۲۸ام, ۱۳۹۳ ۱:۱۹ ق.ظ:

    شما نباید محبت و عشقتون را درگیر یک وهم کنید
    این نوع رابطه اساسا رابطهنیست
    باید برید یک زندگی واقعی را بپشید
    در ضمن نگران نباشید
    کم کم با زندگی واقعی میتونید از این داستان فاصله بگیرید
    خیلی

    [پاسخ]

  34. سلام من 32 سالمه تو سن 25 سالگی و بعد 5 سال زندگی بدون هیچ ارتباط جنسی به خاطر همجنسگرا بودن همسرم با کلی ناراحتی ازش جدا شدم خیلی طول کشید تا فراموشش کنم بعد از اون با مردی تو رابطه رفتم که سه سال بعد با یکی دیگه ازدواج کرد و بعدم هم با مرد دیگه ایی نامزد شدم که به شدت دست بزن داشت و فحش میداد و کار نمیکرد باز هم جدا شدم و دوباره برای اخرین بار از اخرین رابطه ام که تا مرز ازدواج هم کشیده شد بود جدا شدم البته من جدا نشدم اون جدا شد… اقای دکتر ضربه های زندگیم انقدر زیاد بوده که شخصیت و هویتم رو از دست دادم و تبدیل شدم به ادم مهر طلب و کلی دراین باره مطالعه کردم ولی بازم محبت بیش از اندازه میکنم و اجازه میدم مردها تحقیرم کنن کتکم بزنن و بگن از من متنفرن و باز من سکوت کنم و بهشون بگم دوستشون دارم و بهشون محتاجم از شخصیتم متنفرم از ضعفی که دارم متنفرم خیلی مطالعه کردم ولی نتونستم مشکلم مهرطلبیم رو حل کنم ممکنه کمکم کنین

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ آبان ۲۲ام, ۱۳۹۳ ۲:۴۳ ب.ظ:

    لطفا از سامانه استفاده کنید
    PORSESH.DOVTORSHIRI..COM

    [پاسخ]

  35. با سلام:
    به اغلب دوستام (دخترD:) من زنگ میزنم ،یه دوستی هم دارم که بنده خدا خیلی سرش شلوغه سر کارو دانشگاه و … همیشه من بهش زنگ میزنم و هر موقع هم که ازش میپرسم که تو چرا زنگ نمیزنی میگه خیلی کار دارم و منم تا حالا مدارا کردم البته با همه دوستامون همینطوریه و به هیچکس زنگ نمیزنه منم در اعتراض به این کارش دو هفته اس که بهش زنگ نزدم اما آیا اگر آدم بخواد همش حسابگری کنه باعث نمیشه که روابطش رو از دست بده؟ و اینکه آدم باید چه کار کنه که نه سیخ بسوزه نه کباب؟ یعنی هم روابط خوبی با دیگران داشته باشه، هم هر دو نفر مواظب رابطه باشن و هم به قولی مهرطلبانه برخورد نکنه؟راستی چرا برخی از آدمها (در روابط دختر و پسر) اول های کلاس بازی در می آورند و بعدا آویزون میشن؟یعنی به نوعی ورق بر میگرده؟و چه کنیم تا این بلاها سر ما نیاد؟(خواهشا جواب بدید، ممنون)

    [پاسخ]

  36. سلام استاد،
    بعد از شرکت در کلاس مهرطلبی متوجه شدم که هم خودم و هم همسرم مهرطلب هستیم، بیشتر همسرم با اطرافیانشون برخوردهای مهرطلبانه داشته و چون همیشه خوشنود کن داشته دست ازش برنمی داشته.
    حالا حدودا چند ماهه که دیگه سعی نمی کنه همه رو راضی نگه داره، داریم به شدت از طرف خانوادش شلاق می خوریم و جالبه که می گن بنده شوهرم رو عوض کردم و قبلا ها پسر خوبی برای خانوادش بوده، تقریبا همه کارها رو همسر من انجام می داده و هیچ سرویسی، تاکید می کنم هیچ سرویس و حتی محبتی بهش نمی کردن، فقط پسر خوب بابا بوده! در مقابل برادرش هست که گند دماغه و کسی جرات نه گفتن بهش نداره ، تمام سرویس های مادی و معنوی مال اون و خانوادشه، از رفت و آمد گرفته تا سفر و. ….. ، دکتر اصلا کسی فکر نمی کرد که شوهر من از اینکه به سفر دعوت نمیشه و خانواده و برادرش همیشه با هم به سفر می رن ناراحت بشه! اصلا کسی شخصیت و هویتی برای ما قایل نبوده، مثلا برای عید به منزل ما نمیان و می ذارن آخر اردیبهشت میان! چون ما از نظر اونها اولویت نداریم و مهم نیستیم، چه کنیم با این رفتارها. گاهی فکر می کنم باید تسلیم شد! شوهرم می ترسه باباش عاقش کنه!!!! به نظر شما با یه همچین باج گیرهایی چه باید کرد؟ همین برخورد پر جراتی که شروع کردیم رو ادامه بدیم؟ ممنونم ازتون استاد گرانقدر

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۴ام, ۱۳۹۳ ۱۱:۰۹ ب.ظ:

    وقتی خودتون برای خودتون ارزش قائل باشید بقیه خودشون را ملزم میدونن جدا رعایت کنند زینب خانم

    [پاسخ]

    زینب پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۵ام, ۱۳۹۳ ۱:۰۳ ق.ظ:

    ممنونم دکتر، تا آخرش رو خوندم، چه خوب در یک جمله حقیقت رو بیان کردید…اگه من از خودم بگذرم، حتی یه مورچه هم از من میگذره! نباید از خودمون می گذشتیم. از این به بعد نمی گذرم

    [پاسخ]

  37. دکتر جان سلام.

    روز سه شنبه ی هفته پیش، در سمینار مهر طلبی، جمله ای فرمودین که خیلی واسم تاثیرگذاره! :

    “اگر من می خواهم همه را راضی کنم، پس اون مرزی که فردیت من رو از بقیه جدا میکنه کجاس؟!”

    هر وقت این جمله رو مرور می کنم، واسم تازه اس؛ از بس که مهرطلب بودم من!
    الان چند روزه که مدام دارم ترک می کنم.

    [پاسخ]

  38. من کلاس مهرطلبی یک رو دیروز سه شنبه اومدم. قبلا مهر طلبی خیلی زیادی داشتم، الان 3-4 ساله روش کار کردم و خیلی کم تر شده.. به همه دوستان توصیه میکنم دوره بعدی مهرطلبی رو از دست ندن. دکتر جان، دیروز که گفتید گاهی آدم حس تغییر رو داره ولی کامل تغییر نکرده، انقدر بهم ریختم… گفتم با خودم نکنه هنوز همون آدم 4-5 سال پیشم و فکر میکنم تغییر کردم؟ چفدر رنج و درد داره نگاه کردن به درون و پذیرفتن اینکه هنوز هم سایه هایی از مهرطلبی در من هست… الان که بیدار شدم، و تونستم بپذیرم هنوز هم باید تلاش کنم ، حالم از قبلش هم بهتره… سپاس برای اینکه هستید و این کلاس ها رو برگزار می کنید

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۳ام, ۱۳۹۳ ۸:۱۸ ق.ظ:

    چقدرم خوب که با خودت نقاب نمیزنی محبوب…این رمز خیلی از ارتفاع گرفتنهای آدمها در زندگی بوده

    [پاسخ]

  39. آخ که چقدرالان دلم میخواست تهران بودم ویه دل سییییییییییییییییر باهاتون حرف میزدم

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ فروردین ۲۸ام, ۱۳۹۳ ۱۲:۴۶ ق.ظ:

    بنویسید تو نامه میخونم

    [پاسخ]

  40. دکتر سلام، من دختری هستم 22 ساله که هیچ وقت با کسی دوست نبودم، پارسال با یه هم کلاسی که ادعا می کرد عاشق منه دوست شدم، آدم زبون بازی که واقعا در عرض یک ماه تونست منو دیوونه خودش کنه، بعد از 2 ماه متوجه شدم که هم زمان با من با یه دختر دیگه تو دانشکده هم دوسته!
    بعد از این که دعوا کردم باهاش، بهم گفت که اون دختر یه مشکلی داره و من باید کمکش کنم وگرنه خودکشی میکنه و …
    من قبول کردم و بهش دو ماه وقت دادم، اما الان که یک ساله گذشته، هنوز با اون دختر رابطه داره و میگه نسبت بهش مسووله، نمیدونم من مهرطلبم یا عاشقشم که دارم تحمل میکنم، اما دیگه جونم به لبم رسیده ولی هر بار بهش میگم دیگه نباشیم، خودم بعد از دو روز بهش اس ام اس میدم عین دیوونه ها !!!!! عموم شاگرد شماست و وقتی حال منو دید، چن ماهیه اصرار میکنه به شما مراجعه کنم، به نظرتون من از همین سمینار شروع کنم؟

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ فروردین ۲۸ام, ۱۳۹۳ ۱:۳۵ ق.ظ:

    مریم جان
    بدون مراجعه به من نیز میتونی بفهمی که این نهایت باج دادن عاطفی است
    نبایدبه شعور و غرور خودت توهین کنی
    بگذارش کنار خواهی دید ذاتش را

    [پاسخ]

    مریم پاسخ در تاريخ فروردین ۲۸ام, ۱۳۹۳ ۱۲:۵۴ ب.ظ:

    دکتر میدونم، تمام اینارو میدونم، که اون نامرده، یک سال منو بازی داده!
    اما میترسم، من یک سال عمرمو براش گذاشتم، میترسم رهاش کنم، بعد دوباره تو 22 سالگی از سر نو شروع کنم، اینم با این روحیه داغونم! بعدم دروغ چرا؟ دلم براش تنگ میشه !
    من تو دو جلسه مهرطلبی ثبت نام کردم، امیدوارم با کمک حرفاتون بتونم از شر این رابطه یه طرفه خلاص شم. ممنون ازتون

    [پاسخ]

  41. با سلام و خسته نباشید
    جناب دکتر لطف میکنید یه سمینارم راجب مردان مامانی و وابسته به مادر و طرز برخورد با اونا بذارین؟بخدا انگار این موضوع الان واسه خودش یه معضلی شده تو جامعه.انقد که زیاد دیدم دور و برم.ازهمه نزدیکتر بهم همسرمه که واقعا منو رسونده به ته خط و نمیدونم باهاش چطور برخورد کنم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

    [پاسخ]

  42. استاد فراموش کردم بپرسم راهی برای دریافت توضیحات بیشتر و راهکارهای کاملتر برای این موضوع وجود داره ؟ من سمینار را نتونستم شرکت کنم

    [پاسخ]

  43. سلام آقای دکتر
    من از نه گفتن یا اعتراض کردن در مقابل بعضی افراد میترسم . چون میترسم بحث ادامه دار بشه و حوصله بحث را ندارم . سکوت میکنم بیشتر . چون این افراد میخوان بگن فقط اون چیزی که میگن درسته . آیا این مهرطلبی هست در من ؟

    [پاسخ]

  44. با یه خانم دوست شدم 30سالش بود پاک خونواده ای نداشت با یه هم خونش زندگی میکرد خیلی دوسش داشتم بهش پیشنهاد صمیمت بیشتری دادم گفت باشه گفت به هم خونم میگم منم گفتم اگه نزاشت نرو باه بیفت دعوا اونم گفت باشه بعد دیدم چند وقت ازش خبری نیست بعد فهمیدم سره من با هم خونش دععوا شده بوده رفته بوده خونه یگی دیگه از دونستاش که بهم میگفت خونه مامانمه نمیخاست من بدونم خونواده نداره بعد که ازش میپرسیدم چرا آخه هی طفره میرفت میگفت بیخیال بیخیال تو مقصر نیستی من گفتم نمیتونم خودمو ببخشم تینم گفت آخه ببخش تو مقصر نیستی تا اینکه خود کشی کرد دوستاش رسوندنش بیمارستان یه هفته بستری بود دوستشم گوشیشو برده بود خونش جاش بهم اس میداد که متوجه نشم من بعد دو روز بعد باهام قرا گزاشت که ببینه منو منم ترسیدم از خودکشیش قبلنم یه بار گفته بود که رگمو زدم من بتهاش سنگین شدم اینم سنگین شد گفتم با خود کشیت برا من مشکلی درست نشه گفت من انگشت میزنم تعهد میدم کسی با تو کاری نداره این همه داره خود کشی میکنن کسی کاری به کارشون نداره به گفت که یکو نیم پ.له بیمارستانم شد دوستام دادم بع اومده بود ساپورت همراش بود میخاست بره خونه یکی از رفیقاش قبلنم میرفت بهش گفتم مگه خونه خالت کرج نیست گفت من که یدونه خاله ندارم چند تا خاله دارم بعدش که اوله دوستیمون بهم گفت که من مگه چی دارم که تو ولم نمیکنی من یه شب خونه اینم یه شب خونه اونم بعد خودکشی کرده بود خندید گفت تو یه هفته دوبار خودکشی کردم گفتم چرا گفت همین جوری واسه مشکلاته زندگیبهش گفتم من ازت معزرت میخام سره من با رفیقت دعوات شد من به خدا سکس اینا اصلا نمیخام برگشت گفت نه بابا عیب نداره بهتر شد رفیقمو شناختم به من میگه اینجارو کردی مکانه خودت من میگم این الان یه چی بوده که رفیقش برگشته بهش یه همچین حرفی زده بوده منم بهش میگفتم چرا خب میگفت بیخیال بخش نو مقصر نیستی تا همین جاشم کلی بهم کمک کردی همه مشکلاته زندگیم رو دوشه توئ آخه من خیلی بهش کمک مالی میکردم چند بارم بهم گفت دمت گرم بازم معرفته تو از جیبم میزدم بهش میدادم تا اون روز گزشت رفت خونه دوستش که تا ده روز جواب نمیداد منم زنگ نزدم شب اس دادم بهم گفت مگه نگفتی برات درده سرم گفتم غلط کردم من دوستت دارم فرداش بهم زنگ زد گفت نت برا بیمارستانم 300 مونده دوستم گفت یه خورده برات جور میکنم اگه داری یه خورده بده نداری برم از کسی دیگه بگیرم گفتم من بهت میدم بهش گفتم منو تو الان خیلی وقته که رفیقیم ولی تو کلا 4 بار بیشتر نیومدی گفت چشب سعی کیکنم بیشتر بیام بهش گفتم همه مشکل دارم اینم گفت منم میدونم کشیدم امامزاده خابیدم نونه خشک خوردم بهش گفتم پس دیگه تکرا نکنگفت چشم حرفی ندارم بزنم بعد که زنگ زد گفت خونه دوستمم خابن به خدا بیدار شن بهت زنگ میزنم گفت پیشه دوستمم به خدا آرایشگاه داره دیپلم دارم گفتم چرا اونجا کار نمیکنی گفت بو رنگ ازیتم میکنه که تا چند روز بعد دیدم ج نمیدع هی زنگ زدم گفتم بسه دیگه این قدر دروغ نگو کجایی داری چیکار میکنی برام مهمه گفت مترو فروشندگی میکنم راهت شدیکه بعدش گفت مترو میخام فروشندگی کنم بعد گفتم شب کجا میری پیشه دوستت میری گفت
    آره پیشه دوستم بهش گفتم امامزاده ممامزاده نریا گفت نه بابا امامزاده گجا بوده هوا سرده
    شب کجا میری پیشه دوستت میری گفت آره پیشه دوستم میرم بعد گفتم از خونه هم خونه قبلیت بیرون اومدی امامزاده رفتی گفت یه بار رفتم به خدا بعد خطشو عوض کرد دیگه هم خبری ازش نشد من خیلی کمک مالی میکردمش میگفت بازم معرفته تو تا همینجاشم کلی کمکم کردی همه مشکلام رو دوشه تو هست اون روزیم که اومد یه لباسه عالی تنش بود هر دف میگفتم تو از کجا میاری میگفت از دوستام میگیرمالان من اعزاب وجدان دارم که نکنه من باعثه خود کشیش شده باشم یه الان اضطراب دارم که گوشه خیابون نیفتاده باشه میدونمم که این طور نیست اصلا به سیسش نمیومد دوستاش هواشو داشتن که یکونیم بیمارستانشو داده بودن بعد باقیمونده بیمارستانشم دادن مترو هم جنساشو جور کرده بودن قبلنم میگفت میخام برم فروشندگی سرما خردم خوب شم میرم من عزاب وجدان دارم که الان کجاست داره چیکار میکنه راهته شکمش سیره گرم هستش به دوستام میگفتم مسخرم کردم میگن دیوونه ای که داری به خاطره مردم خودتو ازیت میکنی تو کلی هم کمکش کردی خب نمیخاستت که خطشو عوض کرد جاشم راحته مگه نگفت که دوستاش جور میکردن براش شاید قسمت بود هبیخیالش ولی من اونجوری نیستم الان از زندگی طبیعیم افتادم 20 کیلو به خاطره اضطراب لا قر شدم کمکم کن… دارم دیوونه میشم تا حالا ده بار به خودکشی فکر کردم من ترسم از اینه که شاید یه زندگی رو نابود کرده باشم تقصیره من باشه همش استرس دارم که چیکار کردم اون دنیا باید توئون پس بدم
    ====================
    بعضی وقتا تو زندگی مون میخوایم داستانهای عجیب بشنویم و بقیه ای پیدا میشوند که متناسب با این قصه خواهی ما ، قصه های خود را تنظیم میکنند. من موضوع رااینقدر پیچیده نمیبینم! طرف اینقدر داستان ساخته که دیده بهترین کار برای ضربه نزدن به تو اینه که گم و گور بشه زیرا نمیتونه همه این دروغهای داستانی اش را تو روت واسته بگه
    الانم هر کاری میکنه مهم نیست
    برگرد به واقعیت زندگی و واقعیت اینه که به شکل بیمارگونه ای تو تخیلاتت سیر میکنی نه در واقعیت و به شدت رابین هود شده ای نه مرد

    [پاسخ]

    *** الهه *** پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۷ام, ۱۳۹۳ ۱:۰۵ ب.ظ:

    خداوکیلی اصلا این دختره با این همه دروغ و نامردی ارزش اینو داره که تو بخاطرش خودتو میخای بکشی ؟!؟!؟!؟
    عزت نفس داشته باش سعید خان …

    [پاسخ]

  45. با سلام خدمت دکترشیری گرامی، آقای دکتر من فکر میکنم مهر طلبم اما ویژگیهای بالا راندارم مثلا اصلا سمت یک پسرنمی روم حتی اگربه او علاقه مندباشم تا بخواهم منت اورا بکشم ولی اگر درمحیط دانشگاه یا فامیل یک پسری به من نگاه کند یا لبخند بزند ومحترمانه با من صحبت کندوخوش اخلاق باشد سریعا به او علاقه میشوم ومدت ها به او فکر میکنم ومی گویم او الان به من فکر می کند وخیال بافی می کنم. بعد که از طرف او توجهی نمی بینم نا امید می شوم و بعدازمدتی فراموشش می کنم و دوباره جذب یک پسر دیگر که خوش اخلاق است می شوم ودوباره جریان تکرار می شودو ازاو هم ناامید می شوم و. پیش خودم می گویم چرا هیچکس عاشقم نمی شود و همیشه احساس کمبود وخلاء می کنم. احساس می کنم ریشه اش از بچگی هایم است که حضور بامحبت پدرم را اصلا احساس نکردم چون از مادرم جدا شده بود و حالا کوچکترین محبتی از جنس مخالفم می بینم مثل عقده ای ها ذوق می کنم وجذبش می شوم اما بعد می بینم به من بی اعتنایی می شود.ومن هم بعداز شوکه شدن سعی می کنم آن شخص را فراموش کنم. وسمت اش نمی روم چون دختر باحجاب و سر به زیری هستم وحیا مانع آن می شود.. من الان 23 سالم است و لیسانسه هم هستم واز نظر زیبایی الحمدلله چیزی کم ندارم ، ازلحاظ شخصیتی هم خیلی عاطفی ورمانتیک هستم واهل محبت کردن ومهربان وباگذشت اما خواستگاری هم ندارم وخیلی احساس تنهایی می کنم و فکر می کنم هم کف خودم را پیدانمی کنم و احساس میکنم اکثر پسرها مهارت ارتباطی با دخترها راندارند.وخیلی سطح فکریشان پایین است..به همین دلیل هم فراموششان می کنم .ونمی توانم خودم را متقاعد کنم که همسر آن شخص شوم. هرچند دردرونم احساس نیاز به محبت دیدن می کنم. حالا به نظرشما من چه کارکنم تا اینقدر مهر طلب نباشم ؟ آیا به نظر شما نیاز دارم در سمینار شرکت کنم؟ یا کتاب مطالعه کنم؟
    =====================
    خوبه دوره شخصیت سالمتر را شرکت کنید مریم خانم

    [پاسخ]

  46. سلام آقای دکتر یه سوال داشتم:
    من22سالمه, دانشجوی ترم7دندانپزشکی هستم .خواستگاری دارم ازبچه های ترم آخر هم رشته خودم.که بعداز3ماه آشنایی ورفت و آمد و رفتن پیش مشاوره ازهمه نظر(خانوادگی و مذهبی و…)به هم میخوریم.چندروزپیش درباره مهریه از من پرسیده درصورتی که این بحث هنوز تو خانواده هامون مطرح نشده. وگفت من باید مهریه رو بدم پس باید اول خودم بدونم .من حرفی نزدم.خانواده اش تلفنی باپدرم صحبت کردن گفتن مابیشتراز14تامهرنمیکنم.امارسم خانواده ما فرق میکنه ماهم مهریه نجومی وغیرمعقول نمیخوایم مابه رسم خانواده مون وازدواج هایی که تو فامیل بوده گفتیم400تاسکه.خانواده اش که دیگه حرفی نزدن وگفتن باید فکرکنیم اما خودش به من گقته که نزار به خاطر مهریه رابطمون خراب شه واگه منو دوست داری خانواده تو راضی کن.اما از وقتی که خانوادش با پدرم صحبت کردن الان چند روزه دیگه به من زنگ نزده ؛امروزتو دانشگاه منو دید امابا بی توجهی رد شد
    من خیلی نگرانم میترسم دیگه برنگرده؛ما همدیگرو دوست داریم .ازطرف دیگه طرز رفتار درستم نمیدونم؛نمیدونم بایدخانواده خودمو راضی کنم یا بذارم اون با شرایط من کنار بیاد
    خیلی نگرانم آقای دکتر خواهشا کمکم کنید…
    =====================
    گرچه تدبیر خانواده تون برای من قابل احترامه ولی شاید ارقامی ملایم تر ، صحیح تر باشه + حق کار و طلاق که میتونید بگیرید یا طبق قانون از حقوق 50-50 بعد از طلاق درباره اموال استفاده کنید

    [پاسخ]

  47. دکتر من تو پیامی شرایطمو براتون گفتم ولی هنوز تایید نشده. آیا با شرایط من این سمینار مهرطلبی براام خوبه؟؟
    دکتر من تاحالا تو این سمینارا نیومدم!در واقع مبتدیم!22 سالمه.
    دکتر فردا هم میشه ثبت نام کرد؟؟
    منتظرم استاد عزیز.

    [پاسخ]

  48. سلام دکتر شیری.
    دکتر دارم دیوونه میشم!!!لطفا کمک کنید.
    من یه پسر 22 سالم که متاسفانه بنا به دلایلی از عدم اعتماد به نفس از کودکی رنج میبردم و همچنان میبرم.تقریبا دیگه به نداشتن اعتماد به نفسم عادت کردم و مثل این فیلما منتظر یه معجزه تو زندگیمم تا حالم کلا عوض بشه و خوب بشم!!!
    دکتر من خیلی مشکل روحی و شخصیتی تو وجودم دارم.یکش همین عدم اعتماد به نفس که باعث شده خیلی از موقعیت های زندگیمو از دست بدم. یا مثلا حس میکنم شخصیت 2گانه ای دارم.توی خونه و با افراد خوانوادم یه جور رفتار میکنم و بیرون از خونه و با دوستام یه جور دیگه!!! تو خونه کاملا آدم شادی هستم و با کارام باعث شادی دیگران میشم ولی بیرون از خونه کاملا آدم درونگرا و خجالتی هستم!!!
    دکتر مشکل دیگه ای هم که دارم اینکه که من کاملا آدم مهرطلبی هستم!!میتونم بگم به شدت آدم مهر طلبی هستم!!!توی اون تستی که در مجله همشهری جوان گذاشته بودیت از 24 نمره ام شد21!! تمامی مطالبتون رو خوندم در مورد مهرطلبی.میشه گفت 90درصد ویژگیهاشو دارم.از یه طرف دیگه افسردگی هم دارم و میشه گفت باز هم 90درصد ویژگی های انسان های افسرده رو هم داشته و دارم!!ولی از یه طرف دیگه وقتی فکر میکنم به این ویژگیهام میبینم اصلا چیجوری من تونستم با این همه مشکل تا الان دوام بیارم!! دکتر من قهرمان مسابقات بادی کلاسیک استان تهران شدم تو همین تابستون!!دکتر من خودمم باورم نمیشه با این ویژگی هایی که من دارم چیجوری تونستم حتی یه روز ورزش کنم؟؟؟دکتر همه اینا تو درونم دوگانگی ایجاد کرده!!
    از یه طرف دیگه با دختری که 3سال باهاش آشنا بودم و کلی باهاش خاطره دارم و عاشقانه دوسش داشتمو دارم به مشکل خوردم!!! بعد کلی محبتی که بهش کردم گذاشته رفته!!!دکتر کارایی من برای ایشون کردم که اگر بگم خندتون میگیره!!ایشون انواع و اقسام خیانت رو به من کرد ولی من هیچ کاری نکردم!!! دکتر من به خاطر ایشون یکبار هم به دختر دیگه ای فکر نکردم!!چون خیال میکردم قانون سوم نیوتن واقعیت داره!!خیال میکردم هر عملی عکسلعملی داره!خیال میکردم که اگه من بهش بدی کنم اونم یه روز بهم بدی میکنه!!ولی الان فهمیدم که تمام اینا حرف بود!!چون حدافل میدونم درباره من صدق نکرده!
    نزدیک به یک ساله که قول داده کارای گذشتشو تکرار نکنه و نکرده ولی واقعا نمیدونم چرا یکدفعه گذاشت و رفت!!گفته خسته شدم!گفت من تو این رابطه خیلی اذیتت کردم و تو خیلی چیزا از من دیدی برای همین نمیتونی باهام باشی!!جالبه دکتر اون داره جای من واسم فکر میکنه!! دکتر چیکار کنم که بتونم هنوزم داشته باشمش؟؟آیا اصلا امکانش هست؟؟من اونو واقعا دوسش دارم و بهش کاملا وفادارم!باید چیکار کنم؟؟
    دکتر گفتم بهتون که من آدم مهرطلبیم!با این ویژگی من خودتون بهتر میدونید که من تو این3سال چیجوری رفتار کردم و طرفم چه عکسلعملی نشون داده! یه نمونشو بگم فقط!تقریبا20روز پیش تولدم بود . اون تنها کاری که کرد یه اس ام اس تبریک داد.ولی من توی روز تولد خودم براش یه گوشواره طلا خریدم و رفتم گذاشتم جلوی خونشون!!
    دکتر واقعا داغونم!! چندین بار بهتون پیام دادم که اگه میشه با توجه به اینکه خودتون مشاوره خصوصی نمیتونید بدیت حداقل یه مشاور بهم پیشنهاد کنید!یه بار شماره دکتر عابدین رو دادیت که هروقت زنگ میزنم رو پیغام گیره یه بارم شماره دکتر سپهری رو دادیت که اونم بعد زنگ زدم فهمیدم شماره خانه توانگری بود و نتونستم باهاشون ارتباط برقرار کنم!! دکتر به خدا موندم چیکار کنم!!دوست داشتم تو این کلاساتون شرکت کنم.ولی نمیدونم که آیا اینجوری مشکلم حل میشه یا حتما باید با یه مشاور حضورا صحبت کنم؟؟؟؟دکتر ترو خدا کمکم کنید! دکتر یه حالتی که من دارم یا میشه گفت یه فرقی که من با بقیه کسایی که مثل منن دارم اینه که دقیقا میدونم چه مشکل هایی دارم و میدونم تقریبا ریشه مشکلاتم از کجاست!! ولی متاسفانه نمیتونم خودم حلش کنم!!! باور کنید خیلی از دوستامو کمک کردم!!پیش دوستام به روانشناس معروفم!ولی در مورد خودم نمیدونم چرا اینجوریم؟؟؟
    دکتر خواهش میکنم کمکم کنید! اگه امکان جواب دادن تو اینجا وجود نداره و نمیشه تایید کرد لطفا جوابتون رو برام ایمیل کنید. البته هرزمانی که وقت داشتید بهم جواب بدیت.دکتر منظرتونم!
    ممنونم ازتون…
    =========================================
    به نظرم کلاس مناسبتونه خیلی
    منتظرتم، بیا و بگو نویسنده نامه هستی

    [پاسخ]

  49. سلام.آقای دکتر کاش منم میتونستم همین دوره هارو شرکت کنم هرچند سال بعدم دیر نمیشه.راستش فکر میکنم بودن در یک جمع اونم کلاسای شما بهتره از رفتن پیش یه روانشناس که من اونم رفتم خداییشم چه روانشناسی خوبیه چقدر شما دکترا زحمت میکشین امیدوارم همیشه سلامت باشید.

    [پاسخ]

  50. aghaye doctor man shahrestanam nemitonam yek ketab b man moarefi konid dar mored ezdevaj baraye eenke entekhabe behtari dashte basham
    mersi
    ==============
    گوگنبال- عشق آخرین راه- انتشارات بنیاد فرهنگ و زندگی

    [پاسخ]

  51. چرا وقتی رو آرشیو لینک‌های جالب کلیک کنیم میگه:
    شما اجازه‌ی دیدن پیش‌نویس‌ها را ندارید.
    🙁
    =======================
    الان درست شده و میتونید ببینید

    [پاسخ]

  52. دکترجان نظرشمادرباره ی مدارس استعدادهای درخشان چیه منظورم بچه هایه که فشارزیادی روشونه وزودخسته میشن ازحجم کارزیاداین مدارس ولی مایل به موندن درهمین مدرسه هم هستن ولی بداخلاق شده اماحس میکنم چون انتخاب خودش بوده دلش نمخواد بیاد بیرون لطفا راهنماییم کنید بهترین رفتارمادروپدربرای کمک به این نوجوان چیه متشکدم
    ===================
    خوبه والدین به بچه احترام بگذارند و گاهی فرصت بهش بدهند اشتباه کنه ( باید این را خودشون با هم داشته باشند که بچه غیر مستقیم یادبگیره)
    تشویقهای بیش از حد برای کامیابی هاش نداشته باشند و بابت ناکامیهاش نیز مطمئن باشه هنوز دوست داشتنیه

    [پاسخ]

  53. آقای دکتر ببخشیدا من فقط چندتا از موارد بالا رو دارم و توی این عمرم فقط توی رابطه با یه نفر اینجوری رفتار کردم…میشه آدم کلا مهرطلب نباشه؟ یعنی فقط توی یه مورد باشه؟
    ===================
    بله که میشه

    [پاسخ]

  54. آقای دکتر سوالم خیلی خیلی واسم مهمه و مطمئنم هیج جایی بهتر از اینجا نمیتونم جواب بگیرم، خواهش میکنم جواب بدین:
    وقتی توی یک جمعی مثلا کلاس مدرسه یا دانشگاه عده ای(که کلا کارشون تمسخر دیگران و سوتی گرفتن از استاد و…) آدم رو سوژه خنده های بی معنی خودشون میکنن باید چه برخوردی باهاشون کرد؟! اگر بهترین برخورد بی محلی، پس چرا به مرور گستاخ تر میشن و فکر میکنن ما که سکوت میکنیم مهرطلب یا سلطه پذیریم؟! و اگرنه پس چی؟!
    ================
    برخورد پرجرات

    [پاسخ]

  55. دقت کردید کلا همه میخوان از آدم باج عاطفی بگیرن؟! یه نقطه ضعف ازت بگیرن و مدیریت رابطه رو به دست بگیرن؟! یه جورایی 99% آدمای اطراف من دوست دارن در نقش سلطه طلب باشن و میخوان هرطور شده تورو وارد نقش سلطه پذیر کنن!

    [پاسخ]

  56. دکتر…من هیچ کدوم از خصوصیات بالا رو ندارم.فقط این گزینه که در اکثر موقعیت های اجتماعی اصلا منافع و زیان های خودم رو نمیبینم.نه اینکه واسه دیگران هم خودکشی کنم اما خب واقعا انگار عادت کردم از بچگی.پدر و مادرم هم همینطورن.به نظرتون من مهرطلبم؟؟؟؟اما واقعا از این خصوصیت اخلاقی م بدم میاد اما دست خودم نیست.اخیرا هم خیلی دارم به منافعم تو هر وقعیتی فکر می کنم.چون همه در نظرم خودخواه به نظر میان اما الان فهمیدم عیب از اونا نیست از منه که همیشه خودم رو نادیده میگیرم.
    ببخشید…میدونم سرتون شلوغه …اما خب نظر دادم دیگه 😀

    [پاسخ]

  57. سلام استاد گرامی آیا این جمله صحیح است که اکثر ایرانی ها از دو بیماری مهرطلبی و وابستگی رنج می برند؟
    ======================
    خیلی مهرطلبی شایعه ولی درباره کل مردم شایدنشه نظر داد

    [پاسخ]

  58. سلام آقای دکتر
    خیلی ممنون از مطالب مفید شما
    به نظر شما در رابطه ای که یکی از طرفین حرف بدی از طریق ایمیل زده و عذرخواهی هم نمیکنه، طرف مقابل باید چکار کنه؟
    ================
    بهش بگه که ناراحت شده و نذاره بمونه او زیر

    [پاسخ]

  59. با سلام
    دکترمن متاسفانه تهران نیستم و نمیتونم تو کلاساتون شرکت کنم.من یک ادم مهرطلبم!خیلی زود عاشق ادمای اطرافم میشم(محیط کار یا جای دیگه)چیکارباید بکنم تا بتونم کنترل بیشتری رو احساساتم داشته باشم؟ازاین بابت خیلی اذیت میشم همیشه..

    [پاسخ]

  60. دکتر عزیز سلام
    در تک جلسه اعتماد به نفس و خودکم بینی روز شنبه شرکت کردم. بسیار عالی بود. متاسفانه چون اقماری کار می کنم، با وجود نیازی که به جلسات دیکه داشتم، نتونستم شرکت کنم. دکتر ای کاش یک جلسه در رابطه با مشکلاتی که در محل کار پیش میاد و نحوه برخورد با اونارو می گفتین. کنار اومدن یا برخورد با بی عدالتی های سازمان، برخورد با آدم های مختلفی که آزارتون می دن، زیرآب زنی، رییس سخت گیر و قدرنشناس، مهرطلبی در ارتباط با همکاران یا روسا، ناامیدی از آینده کاری، تصمیم گیری زمانی که واقعا نمی دونی باید چی کار کرد، جابجایی های دلهره آور و تطبیق با شرایط، روابط عاطفی…می دونم که می شه یه لیست باند بالا از این مسایل نوشت. برای امثال من که کارشون اقماری هم هست و بیشتر از 10 ساعت در روز کار می کنم این مسایل بیشترم هست. نیاز به همچین کلاسی رو برای خودم و خیلی های دیگه احساس می کنم. ای کاش وقت داشته باشید برای این کار
    باز هم ممنون. امیدوارم بازم بتونم سر کلاس هاتون حاضر شم.

    [پاسخ]

  61. استاد امکان داره ادم در برابر ینفر مهر طلب باشه، یعنی همیشه مهرطلب نباشه اما در برابر یه نفر احساس مهرطلبی بکنه، من فک میکنم در برابر یکی از ادمای زندگیم دارم مهرطلب میشم.یعنی مثل یه مهر طلب برخورد میکنم.هر اتفاقی میفته بعد از چند روز من فراموش میکنم و تصمیم میگیرم فراموش کنم و اشتی میکنم.و همه بداخلاقیاش رو تحمل میکنم. اگه عقایدمون فرق کنه و اون عصبانی بشه من میگم باشه هر چی تو بگی، اما تو وجود خودم همون عقیده خودم رو نگه میدارم. درواقع همش از اصطکاک فرار میکنم و میخوام ارامش بینمون باشه که البته اصلا موفق نیستم!

    [پاسخ]

  62. سلام آقای دکتر شیری عزیز
    من کتاب مهرطلبی رو خوندم تقریبا به آخراش رسیدم و الان خیلی حالم بهتره خداروشکر
    حالا اعتماد به نفس و آرامش بیشتری دارم
    خواستم بگم به معنای واقعی کلمه ازتون ممنونم آقای دکتر
    پایدار و سلامت باشید

    [پاسخ]

  63. سلام دکتر عزیزم این روز ها اصلا خوب نیست مرسی که هستید مرسی از خدا که نعمتی مثل وجوذ شما را به ما داده…
    ================
    خدا بنده را لایق این محبت و اعتماد قرار داهد و مصون از فرعونیت قرار دهد

    [پاسخ]

  64. دکتر شیری عزیز سلام
    دست مریزاد و خسته نباشید
    منه مهر طلب امروز بزرگترین نه زندگیم را به باج گیر زندگی خودم گفتم البته یک هفته نشانه هایی که شما گفته بودید را بررسی کردم و به نتیجه رسیدم.
    متشششششکرم دکتر

    [پاسخ]

  65. ویاعرض پوزش فراوان سوالی دیگر!
    گویا چاپ کتاب مهرطلبی نشر پیکان تموم شده کتاب دیگه ای هست؟؟؟یا همچنان ناامید باشیم…!

    [پاسخ]

  66. سلام اقای دکتر
    میشه بپرسم ایا مهرطلبی مسئله نگران کننده و خطرناکیه؟! وحتما باید به روانشناس مراجعه کرد یا با کتاب حل میشه؟
    ممکنه مهرطلبی فقط مربوط به رابطه با جنس مخالف نباشه و نسبت همه اطرافیان مثل خانواده دوست و فامیل و همکلاسی و استاد و…رخ بده؟
    ممنونم
    ==============
    بستگی داره به درجه اش
    اگر اینقدری باشه که طرف هی ضربه بخوره خوب بد نیست کمک بگیرید
    در غیر اسنصورت مطالعه و مداقه در خود، کمک کننده است

    [پاسخ]

  67. من تا حدی مهر طلبم همه مطلب بالا رو خوندم و نصفشون در مورد من صدق میکرد.همیشه نگران قضاوت دیگران در مورد خودم هستم و به همین دلیل از خیلی چیزا کوتاه میام و در اخر هم احساس حماقت بهم دست میده.

    [پاسخ]

  68. سلام.
    دکترمن ایمیلی تحت عنوان من مهرطلبم؟! رابرایتان فرستادم در رابطه با همین موضوع. فقط چون ممکنه جواب دادن به ایمیل زیاد طول بکشه خواستم کتاب مهرطلبی رو با اسم نویسنده و انتشاراتش اینجا معرفی کنین که بتونیم بخونیم چون من خیلی نشانه های مهرطلبی رو در خودم می بینم. ممنون
    =====================
    مهرطلبی – نشر پیک بهار – دکتر هاریت بریکر

    [پاسخ]

    سارا پاسخ در تاريخ دی ۸ام, ۱۳۹۲ ۳:۰۲ ب.ظ:

    سلام آقای دکتر عزیز خسته نباشید
    این کتابی که فرمودید همون کتابی هست که زمان برگزاری کلاس مهرطلبیی پاییز میتونستیم تهیه کنیم (جلدمشکی شبیه به کتاب چگونه نه بگوییم)؟

    [پاسخ]

  69. به نظرم بد نیست هواسمون باشه که ، آیا این کلاسها برای اینه که کسایی که شخصیت سالم ندارن را شناسایی و بعد طرد کنیم ، یا ازشون فرار کنیم ،
    یا واسه اینه که بگردیم ، این صفات را تو خودمون پیدا کنیم ؟
    البته هستند دوستان خویشتن یابی که در خود می کاوند ، اما نمی دونم چرا مثالها حاکی ازین خودکاوی ها نیست و اکثرا دیگرکاوی ها به عنوان کیس معرفی می شوند ؟
    آیا با چراغ به خانهء دیگران رفتن افتخار است ؟ در جایی که منزل خودمان را از ترس بی چراغ نگه داشته ایم ؟
    دوستی 68 ساله از مترجمان به نام کشور، برام از کلاسهای تضادهای درون دکتر جمالیان می گفت ،
    می گفت: طوری شده بود که عده ای از ما ، مردمان کوچه و بازار را همگی جزئی از این دسته ها می پنداشتند ! انگار که کسی نیست که جزو این طبقه بندی نباشد ! ( وقتی از سایه فرار کنیم ، همه را متعلق به سایه خود می دانیم ! )

    [پاسخ]

  70. یه چیزی برام سوال شده ، آیا قصد از حضور در کلاسهای شخصیت سالم شما خودکاوی و خودشناسی ، لخت کردن و یافتن مسائل خودمونه ؟ یا هدف از شرکت در آن پیدا کردن اشخاصیه که مثل زامبی ها ممکنه گازمون بگیرن و ما باید هواسمون بهشون باشه ؟
    البته تو دوستان هستند کسانی که دنبال مسائل خودشون می گردن ، اما روی سخن من با عزیزانی است که با افتخار خبر از کشف یک مهرطلب ، تایید طلب و … می دن !
    انگار یه دراکولا پیدا کردن و حالا مردم شهر باید مشعل برن واسه شکارش !
    بهتر نیست ببینیم چه چیز تو ما بود که اون دوست عزیز را به طرف ما جذب کرد ؟
    چرا جذب کس دیگه نشد ؟ آیا ما تا آخر عمرمون امکان نداره هیچ کدوم از این واژه ها را تو زندگیمون داشته باشیم ؟
    برخی دوستان شبیه این کامنت را دادن :
    به یمن اطلاعات خفن من و شناخت عجیب روی خودم ! فهمیدم که من خیلی خوبم و یک خودشفیته ء مهر طلبه تایید طلب ( اینها داره جای یه سری فحش انگار استفاده میشه ! ) را پیدا کردم و فرستادم به زباله دانی تاریخ یا تبعیدش کردم به سیاه چالهء فضایی !
    سال 85 من دوستانی داشتم که کلاسی نبود که این دوستان نرفته باشن ( یونگ ، فروید ، تی ای ، عرفان کیهانی ، فضایی ، زمینی ، انرژی ، خفن زیستن و….)هر چی که فکرشو بکنین ، این دوستان فحش نمی دادن ، با تحلیل همدیگه را لت و پار می کردن ،
    کل حرفم اینه که مراقب باشین که این کلاس ابزاری فقط برای مارک زدن نباشه !
    تو شخصیت شناسی بولن که فحش ها پوزیدون و پرسفنه ! ( نمی دونم کی گفته اینا بدن که همه می خوان اینا رو نداشته باشن ! ) بقیه هم که پسرا زئوسن و دخترا هم آفرودیت !
    ( که این کاملا از جامعه مون معلومه ، احتمالا این دوستان خارج زندگی میکنن ! )

    دوستی دارم که 68 سال سن دارن و از مترجمان به نام کشور هستن . تو دهه 60 تو کلاسهای دکتر جمالیان مباحث تضادهای درونی خانم هورنای را می آموختن .
    می گفت : یواش یواش طوری داشتیم می شدیم که فکر می کردیم همه مردم کوچه خیابون حتما جزو یکی از این دسته ها هستند و آروم آروم به خودمون می گفتیم :
    اصلا مردم اون بیرون ، چطوری بدون دونستن این چیزا دارن زندگی می کنن ؟
    ( این روزا چقدر شبیه سقراط شدم ! راه افتادم دوره و دائما با سوالاتم دارم تولید شک می کنم ، امیدوارم آخرش مجبور نشم ، جام شوکران را سر بکشم ! )

    [پاسخ]

  71. یاذم میاد زمانی که کتاب های کارن هورنای رو میخوندم به یه یقینی از نوع شخصیت ام رسیده بودم.اما با مطالعه های بیشتر وادامه تحصیل در رشته ی روانشناسی مشاوره به نتایج تاز ه ایی دست یافتم.و آخرین مطالعاتم رو در انتظار dsm5هستم .این روزها به این نتیجه رسیدهام که درجاتی از اختلال خودشیفتگی دارم و با سن بالایی که دارم تلاشی برای ازدواج نمیکنم چون درخواست ازدواج ار یک دختر مناسب با این شرایطی که من دارم نتیجه اش شکستن غرور است و تن دادن به ازدواج با دختری بی شرایط همان شکستن غرور است.من غرورم را دوست دارم حاضر بوده ام از نیاز شدیدم به ازدواح بگذرم اماغرورم حفظ شود
    =================
    غرور یعنی فریب در لغت
    چیزی که باهاش IDENTIFY میکنیم ، ما را در زنجیره ای از ارزشهای خود ساخته بی برهان نگه میدارد
    در “عزت نفس سالم” نیازی نداریم مرزهایی تعریف کنیم برای دست نیافتنی بودن تا حالمان خوب باشد.

    [پاسخ]

  72. منم بیشتر این چیز هایی رو که گفتین دارم – اصلا هم دلم نمی خواد که اینطوری باشم به خاطرش عذاب هم میکشم – واقعا باید چه کار کنم ؟

    [پاسخ]

  73. من این خصوصیت رو دارم فقط از بین اون همه مورد که لیست کرده بودین یعنی منم مهر طلبم؟!
    “دائم تماس میگیرد، پیشنهادهای خوب برای حفظ رابطه از اوست، به روی خود نمی آورد که طرفش هی کلاس الکی میگذارد… سعی میکند رابطه را نگه دارد و اخم تخم های بیخود طرف را تحمل کند”

    [پاسخ]

    غزل پاسخ در تاريخ دی ۷ام, ۱۳۹۲ ۱۲:۱۴ ق.ظ:

    من نمیدونستم که میوه ها ( هندونه ) هم ممکنه مهر طلب باشند 😀

    [پاسخ]

  74. سلام استاد. وقت به خیر.
    چند سال پیش یه همکاری داشتم که رفتارش خیلی عجیب بود. وابستگی زیادی به من داشت ولی دائم سعی می کرد منو تحقیر کنه و ازم ایراد بگیره که به خیال خودش منو تو دست داشته باشه! چونکه پدر نداشت، من اوایلش دلم براش سوخت و متأسفانه واکنش منطقی نشون ندادم. اگه من با کسی از همکارامون گرم می گرفتم ناراحت می شد. هر چیزی بر خلاف میلش بود قشقرق درست می کرد و اگه من اعتراض می کردم افه مریضی و حالم خرابه و زخم معده گرفتم، میذاشت. البته چون باهوش هم بود خیلی خیلی از خودش ممنون بود. از لحاظ ظاهری هم همیشه به من حسادت می کرد. من نمیگم خیلی تحفه ام اما وقتی کنار هم قرار می گرفتیم معمولا از من تعریف می کردن و ایشون واسه اینکه کم نیاره توی محیط اداری جوری آرایش می کرد که تابلو باشه! من اون روزا تلاش می کردم واسه ارتقای کاری و خیلی حواسم به ایشون و کارهاش نبود چون عمده تمرکزم روی کارم بود.
    اما یه وقت به خودم اومدم و دیدم با خودم چه کرده ام. از بس خطاهاشو یکی در میون نادیده گرفته بودم پر رو شده بود. آخرین بار واسه اشتباهش تو روش وایسادم. وقتی جدیت به خرج دادم عقب نشینی کرد و ژست مظلومیت گرفت تا احساس گناه به من بده ولی من توجه نکردم. یه مدت بعد من جام عوض شد و اون افتاد به التماس که برو تقاضا کن بیای اینجا من بدون تو می میرم!! ولی من بازم توجه نکردم. از وقتی اومدم تو آموزش تازه فهمیدم چقدر توانایی داشتم و این خانوم با من چه کرده بود( و من خودم باعثش بودم). مسئولیت آموزش خیلی سنگینه ولی من دارم انجامش میدم و با این وجود درس خووندم و ارشد هم قبول شدم. با اون خانوم قطع رابطه کردم و ایشون اولش معرکه درست کرد که تو لیاقت منو نداری و… اما وقتی دید من جدی هستم افتاد به التماس که بیا مثل سابق دوست باشیم و به من محبت کن و منو تنها نذار. تو خیلی مهربونی من قدرتو ندونستم. اما من دیگه توجهی نکردم. ضمنا ایشون یک نارسیس تمام عیار بود، عجیب با خودش و تک تک کارهاش حال می کرد. با اینکه به خاطر مشکلاتی که با هم داشتیم علنا” بهش گفتم دیگه نیا سمت من، اما به روی خودش نمیاره! هر چقدر بی محلی می کنم اصلا انگار نه انگار. جوری خودشو می چسبونه به من که انگار هیچی نشده و من مرض دارم که ازش دوری می کنم.
    من مطمئنم که دوری از این خانم واسم خوبه. ایشون هی سعی داره احساس گناه در من درست کنه ولی من هیچ تغییری تو رفتارم ندادم. چون با یک خودشیفته مهرطلب نمیشه رفاقت کرد.
    ========================
    سیر بحث و تحلیلتون دقیق بود و حقا همانطوری بود که از دانشجویم انتظار داشتم.

    [پاسخ]

  75. سلام دکترجان
    ممنون از حرفهای خوبتون. مثل همیشه عالی. ببخشید که من سوالمو اینجا طرح می کنم. توی فایل صوتی که توی تبریز درباره همسریابی بود گفتین که 12 و 16 اردیبهشت تشریف میارین تبریز. میشه بگین قطعیه یا نه؟ من خیلی دوست دارم تو برنامه هاتون باشم و یه درخواست دیگه. لطف میکنین قبل برگزاری سخنرانی تو شهرهای مختلف برنامتونو توی سایتتون بذارین که اگه تونستیم ما هم بیایم.
    خیلی ارادتمندیم دکتر شیری عزیز
    ============================
    مرضیه گرامی
    اگر بنا بشه هر شهری برویم قبلش حتما اعلام میکنیم
    من امسال تبریز را خدمتتون میگم

    [پاسخ]

  76. هر دوتاش یکی نیس؟ عاشق شدن یه چیز عجیب و غریبه به نظر من. برام قابل تصور نیست. هیچ کیسی تو دور و اطرافم ندیدم که زن و شوهر یا دختر و پسر عاشق هم باشن. دوست داشتن هست اما عاشق بودن نه. هیچوقت هم همچین حسی به کسی نداشتم با اینکه خوب دوست خوب زیاد بوده، بعضی هاشونو هم از ته دل دوست داشتم و دارم اما اینکه تمام زندگیم باشه یه نفر نبوده. نمیدونم این آنرماله یا داستانهای عاشقانه که می شنویم! اینکه مثلا یکی خودشو از کوه پرت میکنه واسه خاطر اون یکی!

    [پاسخ]

  77. سلام اقای دکتر
    من دختری 15 سله هستم .
    دوسال پیش باپسری که چندسال دنبالم بود تا جوابشوبدم و ادعای عاشقی میکرد دوست شدم ( تاقبل ازاون حتی باپسرای فامیل هم حرفی نمیزدم و عشقم فقط و فقط خدا بود ) چندماه ازدوستیمون گذشت و مادرم فهمید باهاش حرف زد وگفت دخترمن بدرد تو نمیخوره و … امااون ول کن نشد و بازگفت که بدون من نمیتونه ادامه بده منم چون تنهابودم و احسلس میکردم باتمام وجوددوسش دارم به دوستیمون ادامه دادم 9 ماه پیش بازم مادرم باهاش حرف زد که کم دوروبر خونمون باشه ( مادرم از دوستیمون خبر نداشت وگرنه … ) مابازم ادامه دادیم اما اون تغییرکرده بود میتونم بگم یه ارتباط خیییییییییییییییییییلی خشک و جدی باهام داشت و اصلا حتی یکبار منتمو نمیکشید و خلاصه مثل قبل نبود درطول اون دو سال یه رابطه کاملا سالم و پاک داشتیم . یک ماه پیش اون گفت که قصدازدواج بامن یا کس دیگه رو نداره و اینجا تصمیم بامنه که بمونم یا برم درصورتیکه من کاملا مهرطلب شده بودم نیاز داشتم که باهام باشه امانبود اگرو بود مثل قبل نبود . 12 روزپیش من هرچقدر زنگ زدم جواب نداد چون شب قبلش قهرکرده بود منم خداحافظی کردم اما اون نه هیچی نگفت و جواب نداد . خییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییلی دلتنگشم کار هرشبم گریه است میخوام بهش زنگ بزنم و بگم که تکلیف عشق و رابطمون رو مشخص کنه برای اخرین بار و همیشه .
    اگه میشه من رو راهنمایی کنید و اینکه این کارو بکنم یا نه ( بهش زنگ بزنم که تکلیفمو مشخص کنه )
    شمارو تنها محرم برای گفتن این مطلب دونستم پس خواهش میکنم کمکم کنید لطفا .
    ====================
    سلام ، به نظرم ریسک خطرناکی کرده ای. الان بی محلی بهش کنی ، چند وقت دیگه پیداش میشه و دوباره میخواد مطمئن بشه که میتونه تو را داشته باشه یا نه. شوکی که لازمه بهش بدی اینه که دیگه دنبالش نری به هیچ وجه…تو این شرایط شک میکنن پسرها که پای یکی دیگه وسطه و از همین حسادتشونه که معمولا میخوردند !
    ولی شرایط سنی تو ، اول دبیرستان و تعیین رشته و این تفریحات یعنی بازی کردن با سرنوشتت
    خیلی هم جو زده وارد شده ای و حتما اگر تهران بودی به دوره نوجوان توانگر سری بزن

    [پاسخ]

  78. کاش منم تهران بودم…دکتر گفته بودید اردیبهشت تشریف میارید شیراز…تاریخش که حتما” تو سایت اعلام میشه؟…دیگه اینکه مجله هنوز بیرون نیومده؟…ما مشتاقانه منتظریم …برای تمام آگاهی های که به ما جوونا میدید خدا قوت…

    [پاسخ]

  79. سلام دکتر شیری گرامی
    من واقعا ازتون متشکرم . با خوندن تک تک جمله ها و پاسخهاتون به کامنتها ، خیلی نکات مهمی یاد میگیرم
    همیشه سلامت و شاد باشید

    [پاسخ]

  80. سلام دکتر جان
    خدا وکیلی سرطان داشته باشی بهتر از مهر طلب بودنه نمیدونم هنوز جا هست؟ هر طوری شده باید بیام شرکت کنم از دست این خصلت بدم خسته شدم انشاالله زیارتتون بکنم

    [پاسخ]

  81. آقای دکتر سلام
    ببخشید به خاطر بی ربط بودن سوالم
    شما اطلاعاتی در مورد خام گیاه خواری دارید؟ آیا تایید میکنید؟

    شاد و سلامت باسید
    ============================
    نه سپید جان
    وجتریان داریم و وگان که اولی تخم مرغ و شیر و محصولات حیوانی را میخورد و گوشت نمیخورد و دومی پرهیز مطلق دارد

    [پاسخ]

  82. سلام آقای دکتر
    من فکرمیکردم مهرطلبم ولی هیچکدوم ازاین خصوصیاتوندارم.فقط یه مشکلی که دارم خیلی بدبینم.لطفا راهنماییم کنید.

    [پاسخ]

  83. سلام
    وای آقای دکتر باورم نمیشه یعنی منم مهر طلبم؟!
    میخواستم بدونم ممکنه این ویژگی فقط بعضی وقتا بیاد سراغ آدم؟!چون بعضی وقتا احساس خودخواهی شدیدی میکنم

    [پاسخ]

  84. سلام آقای دکتر
    متاسفانه برای من موقعیت و فرصت برای شرکت تو ای کلاس وجود نداره.تو نظر سنجی ها خواندم که نوشته بودین که از کتاب مهرطلبی استفاده کنیم. لطف میکنید عنوان و نویسنده کتاب رو معرفی کنید . ممنونم

    [پاسخ]

  85. سلام من همین امروز عضو این سایت شدم و میتونم بگم انگار خدا خیلی دوستم داشته که منو با شما و سایتتون آشنا کرد، من با خوندن مطالب بالا فهمیدم که یه مهر طلب هستم ولی نمیدونم الان چیکار باید بکنم که ایم مشکل برطرف بشه ، لطفا اگه میشه دوباره دوره ی این کلاسای مهر طلبی رو برای ماهایی که تازه اومدیم هم برگزار کنید تا بتونیم به خودمون کمک کنیم که در راه درست از شناخب خودمون قدم برداریم ممنونم آقای دکتر اجرتون با خدا

    [پاسخ]

  86. با سلام و احترام خدمت آقای دکتر شیری
    حدود یکسال است که درگیر رابطه ای با یکی از هم خوابگاهیهام شدم که همه ی زندگیم رو مختل کرده ‏
    از همه ی برنامه هام عقب افتادم و همه ی اطرافیانم این مسئله رو میدونن تا حالا فکر می کردم تقصیر دوستمه ولی با خوندن مطالب بالا به این نتیجه رسیدم که من آدم مهر طلبیم! و تو این مدت خیلی دوستم و اذیت کردم.
    متأسفانه نمی تونم در کلاسها شرکت کنم
    DVD کلاس مهر طلبی تو آدرسی که بالا دادین نیست
    لطفا کمکم کنید
    با آرزوی سلامتی برای شما
    ============================================
    الان امتحاناتت را بده و بعدش کناب مهرطلبی را بخون

    [پاسخ]

  87. سلام آقای دکتر خواهش میکنم کمکم کنید من با همسرم 2سال دوست بودم الان 7ماهه که عقد کردم وحالا کارمون به جایی رسیده که من دوست دارم جدا بشم.راستش یکسری مطالب شمارو خوندم احساس میکنم همسرم مهرطلبه.هیچوقت نمیتونه به اطرافیانش نه بگه اما احساس میکنم چون به من خیلی نزدیکه منو در خودش حل کرده و به خواسته های منم مثل خودش جواب نمیده.همیشه برای دیگران وقت داره اما برای من نه.دائم با هم بحث داریم انگار هیچ تفاهمی نداریم.البته یک مشاور بهم گفت منم مشکلاتی دارم گفت من اصلا به خودم توجه نمیکنم من از همه چیز بخاطر همسرم گذشتم حالا که اونم ناامیدم کرده احساس بدبختی دارم کمکم کنید
    ======================
    حتما باهاشون صحبت کنید و بگید نگرانی تون را
    دوره مهارت ارتباطی را شرکت کنید بهتون کمک زیادی میکنه فاطمه خانم

    [پاسخ]

  88. سلام اقای دکتر ، با تشکر ، دختری ٣۴ ساله هستم دانشگاه تدریس میکنم و فردی مستقل هستم چند ماه پیش یکی از همکلاسیهای قدیمم پیشنهاد ارتباط بیشتر برای اشنایی بیشتر بهم داد من که همیشه از ایشون خوشم می اومده ازین مساله خیلی خوشحال شدم اما به مرور احساس کردم هرچقدر من بیشتر برای ادامه  ارتباط تلاش میکنم او ازم دورتر و دورتر میشه احساس میکنم تبدیل به فرد مهرطلب شدم ، و از طرفی به شدت دچار استرس ازدواج هستم ، نمیدونم برای درست کردن این ارتباط چکار کنم 
    ==========================
    خیلی نزدیک کسی بشید گاهی اوقات ترس از صمیمیت یا تعهد باعث میشه هراسی در او راه بیابد…باید نرم برید جلو و شیفتگی تان را قطعا ابراز نکنید

    [پاسخ]

  89. جناب دکتر خسته نباشید…به نظر شما کسی که میخواهم باهاش ازدواج کنم باید نام خواستگارهای قبلی من که با آنها ممکن است رفت و آمد داشته باشیم را بداند ؟؟؟
    ====================
    خیر ضرورتی ندارد

    [پاسخ]

  90. آقای دکتر سلام
    امروز انقدر دلم میخواست ادامه کلاس رو بمونم هم بیشتر به حرفهاتون گوش بدم و هم حس میکردم شاید بشه یه کم باهم در مورد خودم و این عزت نفس به کف رسیده م صحبت کنیم اما به خاطر نگرانیهای وحشتناک مادرم نشد. بعدش هم یک بحث مفصل بین من و مامان پیش اومد و … . (الان داشتم خواب میدیدم اومدین بقیه بحث رو خونه ما ادامه میدین خوشحالم بودم که راه حلشو پیدا کرده ام!!) یه سوال: من با مادری که همش نگران دختر 28 ساله دانشگاه رفته شاغلشه که دیر نیاد خونه باید چه کنم؟ جهت اطلاع شما باید بگم من هر روز سر کارم و نهایتا 7-7:30 خونه هستم(محل کارم خیلی نزدیک به خونه ست) و تنها شبی که دیر میرسم خونه روزهای سه شنبه ست که حدود ساعت 9:45 میشه . هر سه شنبه من رو بیچاره میکنه. از ساعت 8 زنگ میزنه که چرا نمیای؟ هرچقدر هم که میگم مامان جان یک روز در هفته ست تازه گفتم کلاس مربوط به رشته امه که اگه گفته بودم اصل ماجرا کلاسهای شماست که بیچاره تر بودم باید کلی جواب پس میدادم که چرا میری واجب که نیست این کلاس . چرا تغییر نمیکنی پس؟!!! دیوانه شده ام همیشه به خاطر نگرانیهاش استرس میگیریم بعدش هم که بحث میشه و از کوره در میرم عذاب وجدانش برام میمونه و حس بد او که دوستش ندارم. برام عجیبه مگه بقیه دخترهای این کلاس مادر ندارن؟ برای مادرشون عزیز نیستن؟ مادرم باور نمیکنه من 28 سالمه و می تونم مراقب خودم باشم.چه کارش کنم؟
    ====================================
    مونای عزیز
    یکی از راههای کاهش استرس خانواده هایی از این دست اینه که در پایان کارت و قبل کلاست و حین کلاست باهاشون در تماس باشی تا پیش دستی کنی و نگرانی شون را تا حدی بکاهی
    در غیر این صورت به هر حال باید روزی از این خانواده فاصله بگیری و زندگی خودت را بری سرش، بهتره از الان آماده باشی و باشند

    [پاسخ]

  91. فک کنم منم این طوریم، اقای دکتر شما که کمک کردید ما مشکل مونوشناسایی کنیم میشه خواهش کنم درمان هم معرفی کنید؟

    [پاسخ]

  92. سلام.
    اققای دکتر من می خوام در یک تک جلسه شخصیت های سالمترتون شرکت کنم. خودم جلسه کمال طلبی رو انتخاب کردم. خیلی دوست داشتم همه کلاس رو بیام . نشد همشو مرخصی بگیریم. خواستم بگم به نظر شما کدوم تک جلسه رو بیام بهتره.. البته م دونم همه کلاس ها به نوعی درسایی واسه یادگرفتن دارن . اما من فقط 1 تک جلسه رو می تونم بیام. دلم می خواست از شما هم نظر بگیرم.
    متشکرم
    ============================
    واقعا کسی نمیتونه در این زمینه به تو چیزی بگه صفورای عزیز
    کمال طلبی جلسه بسیار عالیه

    [پاسخ]

  93. کاش یه کلاسایی راجبه حسادت ….شک …. توهم…وسواس …. و این چیزها هم بذارید
    مثلا اینکه اگه یه پارانویا پدرمون بود چکار کنیم
    اگه یه اسکیزوفرن مادرمون بود
    یعنی کسی که نشه باهاش قطع رابطه کرد
    خیلی خوب میشد

    [پاسخ]

  94. سلام. آقای دکتر! لطفا منو راهنمایی کنید. همکار رندی دارم که سعی داره بهترین باشه و رقابت زیادی با من داره. موفق هم شده. این کار رو با انجام مسئولیتهایی که به چشم میاد و در رفتن از زیر مسئولیت هایی که علی رغم مهم بودن به چشم نمی یاد انجام میده. برای منی که عاشق کارم هستم و تو فاز تایید شدن یا نشدن از طرف بالا دستم نیستم رفتارهای موذیانه اون آزار دهنده شده. اهل غیبت و یا شکوندن دل نیستم و گرنه جلوی خودش حالش رو می‌گرفتم. بفرمایید یه شخص بالغ توی این موقعیت چه کار میکنه؟ متشکرم.
    ========================
    فرد بالغ ژست صبوری نمیگرد و به موقع به طرف تذکر لازم را میدهد

    [پاسخ]

  95. سلام آقای دکتر،یه سوال داشتم بیربط به این موضوع
    تو دوره لیسانس یکی از همکلاسیای من با من صحبت کردن وعلیرغم مخالفت من بعد از 1 سال قبول کردم که با ایشون صمیمی تر باشم….3 ماهی گذشت ما خیلی خوب بودیم وقتی بحث ازدواج جدی شد ایشون گفت من زمان میخام منم گفتم ماکزیمم 2سال صبر میکنم(من25سالمه) وایشون با توجه به اینکه وضعیت مالی خانوادشون خوب بود گفت از پدرم پول نمیگیرم و5سال زمان میخام….منم بلافاصله گفتم ok تموم ….الان یک ساله از اون قضیه گذشته….چیزی که من همیشه نگرانشم اینه که ایشون یه خانواده سطح بالا ازنظر تحصیلات داشتن…من اصلا دوست ندارم برم تو یه خانواده ای که حتی تحصیلاتشون متوسطه ….دوست دارم از لحاظ فرهنگی غنی باشن….من همیشه نگران این مسالم که نکنه دیگه مورد به این خوبی پیدا نکنم….هرچند میدونم امتیازای خودم هم کم نیست ولی پسر خوبم کمه!….تو این مدت هیچکس نفهمید ولی من کاملا افسرده شدم….من یه آدم فوق العاده خوشبین ومنطقی بودم ولی الان نظرم در مورد همه چیز برگشته….حتی دیگه نمیتونم بفهمم چرا درس میخونم؟چرا تلاش میکنم؟….آقای دکتر من المپیادی بودم ولی الان خیلی پوچم….به نظرتون کار من درست بوده؟…..این رابطه باعث شد من خیلی خودمو گم کردم.
    ===========================
    پسر خوب کمه؟ میگه دختر خوب زیاده؟
    ذخنتون را سمت کلی آدمی که هنوز شما را ندیده اند ، سوق دهیدو با افزایش مهارتهای ارتباطی خود ، کسی شوید که بقیه حسرت از دست دادنتان ا بکشند
    به نظرم قطع اون رابطه هوشمندانه بوده زیرا مسیر شما متفاوت بوده است

    [پاسخ]

  96. سلاااام
    دکتر برنامه رادیو جوان عالی بود عالی! توضیح تک تک مفاهیم مثل عزت نفس، اعتماد به نفس، خودباوری و خودشیفتگی و فرقشون خیلی به من کمک کرد. من خودکم بینم شدید. عزت نفسمم زیر خط فقره! سوالی که برای من باقی موند و من نتونستم لابه لای صحبت هاتون جوابشو پیدا کنم اینه که حالا من به غیر از اینکه مراقب راهزن ها باشم، چطور میتونم تو بالا بردن عزت نفسم به خودم کمک کنم؟؟؟؟؟
    ممنون میشم پاسخ بدید

    [پاسخ]

  97. سلام آقای دکتر.
    خواستگاری دارم که از نظرات زیادی به معیارهای من نزدیکه. یه مشکلی داره ولی. اونم اینه که پدرش سالهاست فوت کرده و این آقا هم تک پسره و دو تا خواهر داره. تو این سال ها مسئولیت های خونه به گردنش بوده. حالا من چجوری باید بفهمم واقعا چقدر بعد از ازدواج وابسته میمونه به خونواده ش و اینکه چقدر همچنان اون مسئولیت ها رو میخواد گردن بگیره؟ البته قراره صریحا ازش سوال بکنم (هم خودم در گفتگوی دونفره و هم پدرم در جمع خانواده ها). لطفا یه راهی پیش پای من بذارید که بتونم تا حدی مطمئن شم.
    =============================================
    شهرزاد گرامی
    ابتدا از این ویژگیش باید تعریف و تمجید کنید بعد سوال بپرسید و قبل هر سوالی بدونید قسمتی از این مسوولیت پذیری نسبت به خانواده اش باقی خاهد موند که اتفاقا قابل تحمله

    [پاسخ]

  98. nباسلام و احترام
    اقای دکتر من جوگیرم چیکارکنم ؟الان تودوران تحصیلات عالیه ام اما این انتظاررو ازخودم دارم که خودمو جمع کنم سریع به محض اینکه چیزی اتفاق بیفته مثل عاشق شدن یا فیلم رویایی یا مرگ … اینجا ییهو میرم تو جو اون تا چند روزی تو فکراون چیزم یا اون کسم بطوری که رودرسم یا کارم تمرکزنمی تونم بکنم به عبارتی کنترلم خیلی ضعیفه.یا نباید اتفاق بیفته یا که من بیچارم .راه درمانش روشماراهنمایی کنید .منون

    [پاسخ]

  99. سلام آقای دکتر. با این چیزهایی که خوندم… دیدم یک سری از موارد با روحیات من همسو هیستن…. حالا من که یک آدم مهر طلب هستم برای بهبود روابطم و در واقع نجات خودم از این حصاری که درش هستم چه بکنم؟؟؟ من دقیقا خیلی اوقات برای اینکه دیگرانی که خیلی هم منو دوست نداشتن از دست ندم….از خیلی نظراتم گذشتم. همش میترسیدم کسی دوستم نداشته باشه… البته جدیدا یه کمی سنگدل شدم… البته یه کمی… لطفا راهنماییم کنید… متشکرم دکتر عزیز.

    [پاسخ]

  100. سلام
    دکتر این کلاس روش برخورد با یک مهر طلب رو اموزش میده یا اینکه به درد کسی که خودش یک مهرطلب هست هم میخوره؟
    چون من “خودم” مهرطلبم. این کلاس راهکار بهم میده که خودم رو درست کنم؟
    ===========================
    به خود مهرطلب کمک میکنه چه کنه

    [پاسخ]

  101. وای.اون مثال مادر رو که زدین.من مداااااام در معرض چنین موقعیتی از طرف مامان و بابا هر دو قرار میگیرم.نوع مال مامان فرق داره.غیر مستقیمه.ولی بابا درررررررررست همین مثاله.و اون” آآآآآآآآهههههه و اون باشه و یه روز شمام پیر میشین” مث یه مته میره تو اعصاب.نوعشون یکی نیست اما به هرحال در نتیجه ی هر دو من پرم از احساس گناه و تقصیر و یه فرزند بد بودن.به خدا نیستم.بچه ی بدی براشون نیستم.

    [پاسخ]

  102. سلام آقای دکتر
    جلسات شما مطمئنا جلسات عالی هستند اما برای من که شهرستانی هستم و نمی توانم شرکت کنم فقط یک حسرت خواهد بود.
    آقای دکتر یه سوال داشتم، من با خوندن متن بالا حس کردم خودم مهرطلب هستم درصورتی که تاحالا فکر میکردم عاشم یا اینکه دارم صبوری میکنم.تمام حالاتی که فرمودید رو دارم: معذرت خواهی و سعی در حفظ رابطه با این که زمانهایی که دارم عذر خواهی میکنم میدونم هیچ تقصیری ندارم و حرفی نزدم که ناراحتش کرده باشم اما بازم به خودم میگم اشکال نداره حالا یه معذرت خواهی که کسی رو نکشته، آقای دکتر شما فرمودید با یه مهرطلب بایدبالغانه برخورد کرد، اما حالا من که خودم انگاری مهرطلب هستم باید چکار کنم؟ وقتی معذرت خواهی میکنم خیلی از دست خودم ناراحت میشم ، بنظر شما راهی وجود داره؟ ممنون از سایت خوبتون
    شادباشید

    [پاسخ]

  103. وااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااای!
    فکر کنم من مهرطلبم!!!!!باید راجع بهش بخونم و فکر کنم
    یعنی تو توهم بودم؟؟؟؟؟

    [پاسخ]

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.