از دوبی تا تهران

image_pdfimage_print

دوبی سریعترین شهر دنیا

اسفند ماه که دوبى به منزل یک زن و شوهر نازنین ایرانى براى شام دعوت بودیم؛ تصویر شیخ محمد، امیر دوبى در کتابخانه این دو زوج فرهنگى و هنردوست ، توجهم را جلب کرد؛ این مرد رهبرى بسیار محبوب نه تنها در مردمش بلکه در سایر ملتهاى مقیم در دوبى میباشد؛ 
کتاب جیم کرین اطلاعات فوق العاده ای از سفر قهرمانى این شهر و مدیریت محبوبیت زای شیخ محمد برای ما روایت میکند و عطش من را تا حدی درباره چرایی رشد دوبی و عقب ماندگی بوشهر و بندعباس و … ،سیراب میکند و به ما یاد میدهد اگر بخواهیم ایران را بسازیم بهتر است متواضعانه و بدون ادعاهای مدیریت جهانی ، به مدل سنگاپور و دوبی و …احترام و دقت بیشتری کنیم.


امروز در هوای نیک بهاری تهران با همسر و پسرم به پارک اب و آتش تهران در تپه های عباس آباد رفتیم که از هر جهت برای تفریح خانوادگی تجهیز شده بود و بسیار زیبا بود به ویژه پلهای ارتباطی بین تپه های عباس آباد بر فراز اتوبان مدرس و اتوبان همت ، خیلی محل پیاده روی و عکسهای دسته جمعی خانواده ها شده بود ، دست مریزاد به عواملش ( فکر کنم شهرداری تهران این همت را نموده )  عکس زیر را از بالای پل طبیعت گرفتم و باورش سخته تهران در ۱۰ فروردین اینقدر زیبا شده باشد

مجموعه عباس اباد

16 دیدگاه در “از دوبی تا تهران

  1. سلام.دکتر شیری عزیز نمیدونم فیلم lucy محصول 2014 را دیدید یانه.اگر دیدید که نبودن نام این فیلم در لیست پیشنهادی شما واقعا عجیبه…اگر هم ندیدین به عنوان یه شاگرد کوچک پیشنهاد میدم حتما ببینید که دنیای عجیبی از پتانسیل فردی که از 100درصد ظرفیت مغزش میتونه استفاده منه در این فیلم گنجانده شده…البته جسارت بنده رو ببخشید.پایدار باشید و مانا

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ فروردین ۳۰ام, ۱۳۹۴ ۳:۵۶ ب.ظ:

    دیدمش و جالب بود ولی برای معرفی خوب نیست

    [پاسخ]

  2. دکتر جان ۱ پیشنهاد در ارتباط با برگزاری کلاس برای علاقه مندان شهرستانی شما و مباحثون داشتم…

    با توجه به برگزاری نمایشگاه کتاب در اردیبهشت ماه و اینکه علاقه مندان به کتاب و کتاب خوانی که ساکن تهران نیستند معمولا برنامه ای حداقل ۱ روزه ( وحتی بیشتر) برای بازدید از نمایشگاه قرار میدند
    و البته با توجه به موقعیت مکانی محل برگزاری نمایشگاه و خانه توانگری…
    میخواستم نظرتون رو در ارتباط با امکان برگزاری چندین کلاس ویژه علاقه مندان شهرستانی به صورت چند ساعته و کوتاه ( مثلا دوره شخصیت سالم تر…حتی شده ۱-۲ جلسه پر مخاطب آن ) بدونم ؟
    به نظرتون شدنیه ؟؟؟

    ممنون میشم اگه این پیشنهاد رو به طور جدی بررسی کنید

    [پاسخ]

  3. با سلام
    تمام صحبت های شما صحیح ولی حکومت کشور همین شخصی که شما از او به عنوان یک رهبر محبوب یاد می کنید چندین روز است که هزینه حملات هوایی به مردم یمن را تامین می کند و به تازگی نیز خواستار حمله زمینی به کشور یمن شده که مطمئناً نظر شیخ محمد هم بخشی از این تصمیم بوده.
    نظر شما در این مورد چیست؟

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ فروردین ۲۲ام, ۱۳۹۴ ۲:۳۰ ق.ظ:

    من فکر میکنم سیاست را اگر بشناسیم اینقدر تعجب نمیکنیم !
    منافع ملی هر کشوری بالاترین اولویت زمامدار آنست
    حاکم کسیست که باید کشور را حفظ کند ، درست مثل امام راحل که نگذاشتند کشور در سال 67 غرق شود
    منافع ما حکم میکند رقبای ما درگیر جنگی بشوند که از پرونده هسته ای دور شوند
    منافع آنها شاید اقتضای دیگر دارد

    [پاسخ]

  4. شام می خوردند …چقدر مهمه…کاشکی تو شهر یک نفر با فعالان فرهنگی شام بخوره …
    من سه روز تهران بودم …مجموعه سعد اباد را بیشتر بخاطر باغ و درختهای بلندش دوست داشتم …بازار تجریش هم خوب بود …امامزاده صالح …برج میلاد و ازادی هم بدک نبود …پیشنهاد می کنم با درختهای موجود در سعد اباد عکس بگیرید …چه قطری دارند این درختها

    [پاسخ]

  5. سلام
    عذر می‌خوام که اینجا می‌پرسم و ارتباطی به موضوع نداره
    شما کسی رو میشناسید که امتحان (medical college admission test (MCAT شرکت کرده باشه؟؟ ی مقدار اطلاعات پایه ایی لازم دارم و سریع متاسفانه
    ممنون می‌شم اگه کمک کنید

    [پاسخ]

  6. چقدر راحت حرف از رفتن میزنید…جوونای ماکه یه همچین فکری رو داشته باشن وای به حال بقیه….ریحان تو که انقدر قشنگ تونستی احساساتتو در مورد شهرت بیان کنی تعجب کردم که آخرش همچین نظری رو بدی!!!همین شماها هستید که میتونید با ایده هاتون و تلاشتون شهرتو از بحران دربیارید…من تعجب میکنم چرا انقدر جوونای ما خارجو واسه خودشون بزرگ کردن و رویایی!!!اونجا چیزی پخش نمیکنن و اگرم بری با تنهایی و جون کندی آخرش باز باید برگردی وطن خودت به آب و خاک خودت…تلاش تو اینجا باید به ثمر برسه ما باید به بچه های نیومدمون فکر کنیم چیزی واسه گفتن از خودمون و کارایی که واسه کشورمون کردیم داشته باشیم… این ما هستیم که باید آینده کشورمونو به دست بگیریم مخصوصا شماهایی که تو تهران زندگی نمیکنید و فرصت بیشتری برای جلوه کردن دارید لطفا راحت حرف رفتن از ایرانو نزنید هیچ خبری نیست همه چیز اینجاست…

    [پاسخ]

    گلي جون پاسخ در تاريخ فروردین ۱۷ام, ۱۳۹۴ ۱:۳۴ ب.ظ:

    منم یکی از اونایی هستم که اومدم بیرون. تو تا وقتی تو ایران هستی نباید اینور رو قضاوت کنی. متاسفانه باید بگم برعکس گفته شما خیلی چیزا اینوره! کاش گفته شما درست بود و بهترین جا همون کشور خودمون بود ولی نیست متاسفانه! همه اون چیزایی که ما تو ایران آرزوی تحققش رو داریم چندین سأله اینجا داره أجرا میشه و جا افتاده. من اگه می موندم تو ایران هیچوقت بچه نمی آوردم ولی اینجا خیالم راحته که بچه ام بسته به شعور خودش البته همه چی براش فراهمه.

    [پاسخ]

    raha پاسخ در تاريخ فروردین ۲۲ام, ۱۳۹۴ ۱۱:۴۳ ب.ظ:

    سلام…بله شما درست میگی گلی جون از این جهت که شرایط و روحیات همه یکسان نیست!مثلا خود من به هیچ عنوان روحیه خارج از ایران موندن رو ندارم و اینجا رو دوست دارم با همه جو نه چندان خوبی که داره مخصوصا تهران با اینکه تجربه خارج از ایران رفتن رو هم دارم!البته نباید صریح نظر داد و مطلق فکر کرد!همه چیز نسبیه ولی در آخر هرچقدرم اینجا ویژگی های بد و … ای که داره موندن بهتر از رفتنه!به نظر من یه نوع فراره…از بین بد و بدتر آدم بدو انتخاب میکنه اگرم بتونه این موضوع صدق کنه!!چرا که هدف های والاتر و بهتری پشتشه….

    [پاسخ]

    ریحان پاسخ در تاريخ فروردین ۱۸ام, ۱۳۹۴ ۲:۰۵ ب.ظ:

    سلام رها جان کامنتت و خوندم عزیزم شمایی که دور از این مناطق هستید باید خیلی از شرایط اینجا براتون توضیح داد تا متوجه بشین که اینجا چه خبر ه شما فکر میکنین منه نوعی دستم به جایی بنده؟! یا داداش من با فلان مقام توی شهر دستش به جایی بنده یا شوهر دوستم که فلان موقعیت مهندسی رو داشت تو عسلویه دستش به جایی بند بود؟! عزیزم خیلیها اینجا زور زدن ولی نتونستن کاری بکنن دیگه چه برسه به من داداشم خیلی زور زد نتونست انچنان به زمین زدنش و راحت از اون مجموعه کنار گذاشتنش که انگار نه انگار کاش میتونستم داستان شوهر دوستم و که تو عسلویه برو بیایی داشت برا خودش بخاطر دفاع از حق الناس به زمین گرم زدنش همین که حکم ترفیعش اومد انچنان پرونده ای براش ساختن که نه تنها دادگاهی و زندان و غیره بلکه از کار بیکارش کردن و خانمش برا 30 تومن مجبور بود دستش و جلو این و اون دراز کنه خیلی چیزها هست که نمیشه گفت پس من اگر در توانم باشه از این مملکت میرم نه بخاطر خودم بلکه بخاطر بچه های بدنیا نیومدم این مملکت بمونه برا بقیه ببینم عده ای کی میخوان سیر بشن از خوردن حق ملت

    [پاسخ]

    raha پاسخ در تاريخ فروردین ۲۲ام, ۱۳۹۴ ۱۱:۵۳ ب.ظ:

    متوجه هستم چی میگی و بابت این اتفاقایی که برای برادرت و شوهر دوستت افتاده متاسفم…
    من هنوز سر حرفم هستم طبق براهینی که دارم و بهشون اعتقاد دارم و بیشتر از این نمیشه اینجا شرح داد!

    [پاسخ]

  7. سلام آقای دکتر ببخشید اینجا پرسیدم، یه کم فوریه…
    میخواستم یه مشاور خیلی خوب برای قبل از ازدوا ج که از این تستها و …می گیرن و شما قبولشون دارید بهم معرفی کنید..

    بسیار سپاسگزارم

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ فروردین ۱۳ام, ۱۳۹۴ ۲:۵۱ ب.ظ:

    با کلینیک دکتر عابدین تماس بگیرید ببینید کسی را دارند 88687221

    [پاسخ]

  8. سلام استاد جان سال نوتون مبارک.جاتون خالی شب چهارشنبه سوری تو بندر کوچیک ما یه بارون خیلی خوشگل میومد پا شدم رفتم کنار دریا زیر بارون دریا رو نیگاه کردم همه رفته بودن زیر الاچیق اما من نشستم کنار دریا سوره یس خوندم و برا همه ی عزیزانم از جمله شما و مهندس شعبانعلی دعا کردم نمیدونین وقتی بارون میاد دریا چقدر وشگل میشه یه رنگ سورمه ای یا ابیه خیلی خاص اصلا یه رنگ عجیب غریبی طواف کردم و دعا کردم و عشق کردم و لبخند زدم و اشک ریختم و حرف زدم و حرف زدم و حرف زدم.
    تو همین روزای عید با دوستام یه شب رفتیم بازار شهرمون برا خرید ایستاده بودیم حرف میزدیم که یه کره ای سیگار به دست خیره شده بود به مغازه ها ابته یه مقدار خیلی کم هم به ما و با یه حالت تمسخر امیزی مغازه ها و ریخت و ظاهر بازار رو نیگا میکرد و با دوتا مترجمش صحبت میکرد من فقط گوشه ای از صحبت هاشون رو متوجه شدم که مترجم در جوابش بهش گفت شهرایی که توی ایران خیلی دیدنی و خوبن تبریز و اصفهان هستش که جدا عالیه به دوستم گفتم که داشتن رجع به بندر ما و شهرهای دیگه ی ایران صحبت میکردن دوستم تلخ شد و بد و بیراه گفت که چرا شهر بندری فوق العاده ما اینچنین وضعیتی داره که یه خارجی به تمسخر بگیره گفتم تلخ نشو من بهش حق میدم یه شهر بندری با اینچنین ظرفیتی با داشتن این وضع اسف بارباید هم مورد تمسخر یه خارجی قرار بگیره باید هم به مسولین ما بخند ه این چنین نعمت های طبیعی فوق العاده ای رو مسولین رها کردن به امان خدا اگه عسلویه رو که تو چند کیلومتری شهرمون هستش و نداشتیم اونوقت وضعیت مردم ما جدا گریه دار میشد.تصمیم گرفتم دیگه این جور مسایل و دیدم دیگه تلخ نشم و بد و بیراه نگم فقط اگر توستم از این مملکت برم همین.

    [پاسخ]

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.