از همایون شجریان تا موشک باران اینستاگرامی مجریان سابق

image_pdfimage_print

برنده و بازنده موشک باران ایسنتاگرامی فرزاد نامداری
———————————-

خاطره ۱
چهارسال قبل در رستوران “نمونه” قزوین، برای شام ،منتظر قیمه نسای محلی نشسته ایم که خواننده محبوب کشورمان ، همایون شحریان و گروهش نیز که در شهر کنسرت داشتند وارد شدند و ملت همیشه در صحنه ،چنان شوری از خود نشان دادند که بیا و ببین ! میگه گذاشتند همایون عزیز یه لقمه راحت بخورد ، چپ و راست از او میخواستند عکس تکی با هم بگیرند ، اگر عکسه کیفیتش مطلوب نبود دوباره میخواستند و الحق و الانصاف این جوان باحیای هنرمند با روی باز با همه این مردم همراهی کرد . اینجاست که شهرت در خدمت مسوولیت اجتماعی قرار میگیرد و تعادل ایجاد میشود و ورم شخصیتی personality inflation تحت کنترل می آید.
شهرت اگر موجب تورم شخصیت بشود ، فرد را دچار رفتارهای متفرعنانه ، خودشیفتگی و تخمینهای اشتباه میکند
خاطره ۲

مکان دانشگاه صنعتی شریف ، زمان اواخر شهریور ۹۳ ؛

موقعیت :اختتامیه مدرسه تابستانی دانشگاه Sharif summer school ( طرحی برای افزایش توانمندی نوجوانان در زمینه اجتماعی شدن که توسط دکتر علیرضا فیض بخش از اساتید محبوب دانشگاه شریف برای نوجوانان و تازه دانشجویان ، راه اندازی شد و مورد استقبال زیاد قرار گرفت)
بخش نهایی مسابقات سخنرانی دانش آموزان و دانشحویان است که بنده و چهار نفر دیگر از جمله “مجری” توانمند ، اقای فرزاد حسنی به داوری نهایی مشغول هستیم ، بنا بود در بخش قدرت سخنران در ایراد سخنرانی بداهه ارزیابی شود که بسیار سخت بود زیرا اسلایدهایی بی ربط با تصاویری بی ربط پخش میشد و فرد ازمودنی بایست به نحوی خلاق و نرم متن سخنرانی خود را در کمتر از چند ثانیه ادامه میداد…عکس یک میمون پخش شد و دانشحوی ۲۰ ساله ای که به این قسمت راه یافته بود اشاره کرد به شباهت تصویر با یکی از دانشجویان حاضر در جلسه ( که البته دوست صمیمی اکیپشان بود !!! ) همه خندیدند و از جمله دکتر فیض بخش ( دعوت کننده و برگزار کننده کل طرح) نیز با کلام و خنده ،همراهی کردند ؛ در پایان وقت این شرکت کننده که نوبت به اعلام نظر داوران رسید ، آقای حسنی به طور تعجب آوری اخلاق شخصی آن دانشجوی نگون بخت را به خاطر آن شوخی تند ، زیز سوال برد و در حرکتی خطرناک ، شخص دکتر فیض بخش ، میزبان کل برنامه را را مورد حمله خویش قرار داد که شما نباید تایید میکردید تمسخر کردن را و….دکتر در تمام طول این حمله غرا ، به خنده ای بسنده کرد و من شخصا شوکه شده بودم که چطور موضوعی به این سادگی خشاب مجری را پر کرد از اخلاق گرایی اجتماعی و اساسا نه من و نه هیچ یک از حضار ، داور مربوطه را دارای صلاحیت چنین اظهار نظر بالا به پایینی در آن محیط دانشگاهی نمیدیدیم و البته در انتها یکی از والدین نوجوانان پشت تریبون آمد و حسابی از خجالت آقای حسنی در آمد و به شدت به او اعتراض کرد که …
———————————————
ایا  افراد مشهور celebrity ( هنرپیشه ، ورزشکار ، مجری ، سخنران و….) به نسبت جایگاه خود در اجتماع و محبوبیت و توجهی که از علاقه مندان خویش میگیرند ،مسوولیت دارند ؟ قطعا !
بگذارید از خودم مثال بزنم که هم علیرضا شیری هستم هم دکتر شیری .و البته داریم درباره فرهنگ بومی خودمان صحبت میکنیم نه مثلا لندن که اقلیمی متفاوت با اقتضائاتی متفاوت است .
دکتر شیری بودن باعث میشود بعضی کارها، لباسها، محافلی که علیرضا دوست دارد تجربه کند ، مورد دقت بیشتری قرار بگیرد . رسانه ای بودن باعث میشود انتظارات مردم از مثلا بنده بیشتر باشد . در ازای محبوبیتی که مردم به من داده اند ، انتظار دارند متواضع تر ، مردمی تر و صبور تر باشم ، در عروسی و عزاهایشان مسوولیت بیشتری به دوشم است که کفهایی را که برایم زده اند، جبران کنم یا حتی خیلی از درد و دلهای سخت زندگیم را به دلیل درمانگر بودن ، بنا نیست مثلا در نوشته هایم بگذارم که خواننده هایم تلخ بشوند 
پرواضح است که منظورم داشتن لبخندی رتوش شده و مصنوعی نیست ، منظورم ریاکاری با مردم نیست بلکه دقیقا منظورم دقت در ایفای مسوولیت اجتماعی social task است.
————————————————————–
نکاتی درباره دعوای اینستاگرامی زن و شوهر سابق

برای فهم دعوای اخیر زن و شوهر سابق در اینستاگرام باید بگردیم ببینیم از قبل چه اتفاقی افتاد .صدا و سیما موجب میشود برای مجریان و کارشناسان ، شهرتی فراهم آید که مسوولیت آور است ، در گرماگرم بحث ترویج ازدواج ، وصلت خانم نامداری و آقای حسنی در نشریات و رسانه ها ، پررنگ جلوه داده شد (مثل خیلی جاهای دیگه دنیا که دنبال سوژه خبری میگردند) متاسفانه سازمان ، پس از طلاق این دو نفر به نظر میرسد با دعوت دوباره از فرزاد حسنی و خانواده شخصی و تازه عروسشان و تعریف و تمجیدهای گل درشت فرزاد در مقابل دوربین از عروس تازه وارد ، دست به حرکتی انتحاری زد که خشم بسیاری از زنان ایرانی را برانگیخت چون بازی روانی آقای حسنی با همسرسابقش و تحریک حسادت او بااین حرکات قدرت نمایانه ، موجب بیداری بخشی از زنان ایرانی شد که خطرناک است و  میتواند سرنوشت یک نفر را عوض کند 
————————————-
قدرت اینستاگرام زنانه
بی تردید حمایت غیرعادی زنان از صفحه اینستاگرام خانم نامداری نشان داد که نباید ما مردان در جایی که اقلیمی بیشتر زنانه است( صفحات اجتماعی مثل فیس بوک و اینستا) ، به قدرت نمایی بپردازیم. خوانش کامنتهای زنان در زیر عکس کتک خورده آزاده نامداری نشان از خشمی شدید ، بعضا فکر نشده و جمع شده در بسیاری از دختران اینستایی ایران دارد؛ فارغ از صحت و سقم اصل ماجرا زنان خشم خود را از یکه تازیهای فرزاد حسنی بر سرش خالی کردند
————————————- 
ایا طلاق این دو فرد مشهور امری شخصی است یا آنقدرها هم شخصی نیست ؟ نظر بنده اینست که وقتی شما محبوبیت و شهرت از مردم میگیری ، شاید نتوانی بدون هیچ توضیحی یهویی بگی ما ظرف نه ماه جدا شدیم و به شما ربطی ندارد! خیر! دقیقا جولان فضای شایعه و gossip و پاپارتزیها و روزنامه های زرد tabloid رونقشان در چنین سکوتهای غیر هوشمندانه است. 
ازاده نامداری در جنگ اینستاگرامی با فرزاد حسنی به دلایلی که در بالا نوشتم ، خواهد برد ، رسانه های تصویری و نوشتاری حامی فرزاد حسنی حتی اگر به حقایق بپردازند با احتمال بالا خواهند باخت ( به خاطر زیرساخت اجتماعی مردم ایران ) اما آرامش خانم نامداری از بین خواهد رفت چیزی که ابدا در این روزها برایش خوب نیست و سرنوشت فردی و حرفه ای او را تحت الشعاع قرار خواهد داد
—————————–
ببخشید زیاده نوشتم ، وقتتان عزیز است و من شرمنده تان میشوم که وقت میگذارید و میخوانید و حتی نظرات شریفتان را مرقوم میکنید

51 دیدگاه در “از همایون شجریان تا موشک باران اینستاگرامی مجریان سابق

  1. دکتر قیمه نثار درسته
    به پودر قند و شکر نثار میگن
    و آجیل تزیین قیمه نثار قزوین هم با کمی شیرینی همراهه
    واسه همین میشه قیمه نثار
    همچنین نثار به معنی پراکندن هم هست و شیوه سرو قیمه نثار هم به این صورته
    نوش جونتون…

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ فروردین ۲۲ام, ۱۳۹۴ ۲:۳۲ ق.ظ:

    ممنونم شبنم خانم
    لازم شد بیایم خونه تون و ببینیم حمید خان چه قیمه نثاری میخوره

    [پاسخ]

  2. سلام و خسته نباشید و تبریک با تاخیر ( خیلی دیر ) سال نو (البته تو اینستا عرض تبریک سال نو انجام شده بود…. اما من خودم فضای سایت تون رو بیشتر از فضاهای دیگه دوست دارم) و آرزوی بودن و آمدنِ روزهای بهاری و پور نور و زیبا و لطیف با انجام فعالیت های دلچسب و شیرین برای استاد و دکتر محترم….
    امیدوارم حالتون هم بهاری باشه
    تحلیل تون رو من هم خوندم در رابطه با این دو انسان. جدا از شهرتشون و جایگاهشون …..
    من فقط متاسفم همین ….گروهی خیلی راحت حق کامل در این ماجرا رو حق شخص خانم ماجرا دانسته بودند و می دانند و البته گروهی هم حق آقا……. این دو نفر آدم با این همه وجهه و حرفهای دهان پر کن که در تمام میادین و صحنه های حضور به زبون می آوردند و البته میارن، به نظر من متاسفانه خیلی رفتار ضد و نقیض و باید متاسفانه بگم رفتار کودکانه توام با کوته بینی از خودشون بروز دادن …. البته این نظر بنده هست. این خانم و آقا از لحاظ قدرت دوستی و جاه طلبی گوی رقابت رو از هم می قاپیدن و هنوز هم در حال رو کم کنی و بالاتر شدن هستن ….. آخه انسان تو شریفی ، تا کجا جاه طلبی و قدرت خواهی…….. من متاسفم براشون ….. من خودم به عنوان یک خانم ( اگر اون اتفاق صحت داشته باشد که احتمالش زیاد است) اصلا از کار بازگو کردن اون مطلب تو فضای مجازی و گذاشتن عکس و این برخورد …. شرمنده شدم …… به نظر من درست نبود. احقاق حقانیت با مظلوم نمایی و همچنان تظاهر به روی پا بودن و قدرت و داشتن روحیه بالا ….. بخدا درست نیست. این خانم خودشون میگن روانشناسی دارن می خونن …. درس میدن … مریض می بینن …. یعنی همین رفتارها رو به همه مراجعینشون یاد میدن ….. یا اون آقا همینطور…….
    البته به قول شما آدمها مثلا هم آقای علیرضا شیری هستن هم بخاطر جایگاه و وجهه و شغلشون دکتر شیری …. و این مثل این می مونه که آدما باید درون و بیرونشون یکی باشد …..امیدوارم مشکل همه بالاخص این نفر بزودی زود حل و فصل بشه … اخلاق مداری متاسفانه این روزا خیلی کم رنگ شده تو جامعه ما …..صبور بودن – آبرو داری – حفظ شون و اخلاق دوستی رو کاش یکم به ما یاد بدن بجای اینکه اونقدر ما رو بالا ببرن و بالا ببرن که دیگه فقط خودمونو ببینیم و حتی کوچکترین ناملایمتی و سختی رو نتونیم تحمل کنیم و کار به جاهای باریک برسه و داد و بیداد راه بندازیم …. اصلا تو هر جایگاهی که باشیم …… ببخشید خیلی طولانی شد. چون خیلی بخاطر این موضوع من بشخصه ناراحت شدم …. موضع سکوت هم البته موضع خوبی بود کاش این خانم هم سعی نمی کرد همه جا همه حقوق رو از جانب همه افراد ( چه همکارانشون و دوستانشون ، و حتی مردم عامه و عموم مردم چه طرفدار چه نه) برای خودشون جلب می کردن و ایشون هم یکم صبر بخرج می دادن….. به نظر من زمان بهترین دادگاه و بهترین قاضی هست و وقتی زمان حق رو اثبات کرد مردم ما هیچوقت دل به ناحق ندادن هیچوقت نذاشتن ناحق پیروز بشه و همیشه یاد حق تو دلشون روشن بوده …..

    [پاسخ]

  3. فرزاد فک کرده صداشو درنیورده ولی مافهمیدیم فک میکنه به مقام حلاج رسیده !
    حرف زدنم باهاش یاتحلیلش فایده نداره!
    دیگه وقتی اجرا داره ما میفرستیمش پیش عمو حلاج!

    [پاسخ]

  4. با سلام و تبریک سال نو اقای دکتر مثل همیشه تحلیل واقعا به جایی بود اولا صدا و سیما باید یه تجدید نظر کلی در رابطه با سیاست هایی که در پیش گرفته انجام بده ثانیا نمیدونم چرا بعضی از این مجریا توهم زدن که حالا خیلییییییییییی ادم مهمی هستن خیلی حالیشونه دیگه رودست ندارن در حد تمام استاندارهای لازم هستن چپ و راست هم اظهار فضل میکنن! همه جا شیرتو شیره صدا و سیما هم روش چه ادمایی رو برمیداره مجری میکنه ؟ نمیدونم اینا رو از قوطی کدوم عطاری پیدا کردن ؟ این همه جوون خوش سیما و خوش صدا و مودب متواضع که علمش رو هم دارن فقط پارتی ندارن نتیجه هم این میشه دیگه! از همه بدتر اینکه اقا میاد اخرش دعوای خانوادگی و انتقام از زنشو ربط میده به سیاست و نسبت به گروهک های تروریستی واقعا جای تاسف داره حرکت رزیلانه ای بود.

    [پاسخ]

  5. اول: سلام. دکتر جان سال نو مبارک.
    …………………………………………..
    دوم :حسنی جاییگفته بود ک مردم نباید تو زندگی شخصی بقیه سرک بکشن!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
    اخه یکی نیس بگه شما اونوقت که نامزد بازیا وشعرخوانیا ولوس بازیا تو می اوردی رو انتن زنده تلویزیون زندگی شخصی برات مهم نبود!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
    یا وقتی بطرز تابلویی با خانواده محترم فیلم ما چقدر خوشبختیم بازی میکنید و وقت وپول وانتن تلویزیون این مردمو میگیری برای کری خونی بچه گانه ات جز علنی کردن زندگی شخصی ت کار دیگه میکنی مگه!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
    ……………………………………………
    سوم:بنظر من تو فرهنگ ما همیشه بیشترین ضربه و اسیب و از طلاق دختر میبینه.

    [پاسخ]

  6. با سلام و وقت به خیر خدمت آقای دکتر شیری.با اجازه می خواستم خاطره ی خودم رو از مجری گری ایشون تعریف کنم.اول مهر 92 روز جشن قبولشدگان دانشگاه تهران بود.درست سوم مهر فرزندم تلفن زد و خبر همایش نخبگان رو در محل همایش های بین المللی صدا وسیما بهمون گفت.باز هم روز دوشنبه ودرست به فاصله ی یک هفته….خلاصه با مکافاتی تونستم اون روز در کنار فرزندم حضور داشته باشم. سالن مملو از جمعیت و هر لحظه بر تعداد حاضرین اضافه می شد.مجری محترم مراسم رو شروع کردند.در حالیکه عده ی زیادی ایستاده بودند و طبیعیه که خستگی باعث بی نظمی و شلوغی شده بود. اجرای زنده خشابی عزیز همه رو به وجد آورده بود ولی دوباره سر وصدای بچه ها مانع از شنیدن سخنرانی های مسئولین و مجری می شد.مجری در دو مرتبه که به جایگاه رفت، نخبگان ایستاده رو مورد لطف و طنز قرار داد:
    ماشاءالله به این همه انرژی،با این رتبه های یه رقمی ودورقمی که تو کنکور آوردین بازهم رمقی براتون مونده و بچه ها هم دوباره سوت وکف و تهییج شدند. نوبت سخنران بعدی و سپس مجری رفت پشت تریبون.خدا رو شاهد میگیرم چرخش صدوهشتاددرجه ای مجری همه مدعوین رو متعجب که چه عرض کنم ناراحت کرد: این چه رفتاریه که شماها دارین،باید خجالت بکشین ،از شماها بعیده وخلاصه تا جایی که تونست بهشون توپید.
    پرخاشگری لفظی ایشون به دور از نزاکت بود.

    [پاسخ]

    مشاور پاسخ در تاريخ فروردین ۱۳ام, ۱۳۹۴ ۸:۰۰ ق.ظ:

    ببخشید منظورم مجید اخشابی هنرمند متواضع و گرامی کشورمون هست.

    [پاسخ]

  7. بیشتر از خبر جداییشون ، خبر ازدواجشون تعجب اور بود برای من. فکر نیمکردم خانوم نامداری به این سادگی خود بزرگ بینی و جسارت بیش از حد اقای حسنی (که از پشت دوربین هم واضحه )رو نادیده بگیره و رو زندگیش قمار کنه!

    [پاسخ]

  8. قیمه نثار نه قیمه نساء. یهویی میگفتین قیمه رجل دیگه

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ فروردین ۱۱ام, ۱۳۹۴ ۱۲:۲۴ ق.ظ:

    تو منوی رستوران اینطوری نوشته بود!

    [پاسخ]

    زینب پاسخ در تاريخ فروردین ۱۱ام, ۱۳۹۴ ۹:۴۰ ق.ظ:

    :)))) 😀 منم چند بار از همسر خانم رییسمون پرسیدم تا دقیق متوجه بشم تلفظ و دیکته شو

    [پاسخ]

    راضیه پاسخ در تاريخ فروردین ۱۳ام, ۱۳۹۴ ۱۱:۰۳ ق.ظ:

    قیمه نسا هست.چون تزئینش میکنن و زیبا میشه مثل زینت و زیبایی یک خانم به همین خاطر میگن قیمه نسا

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ فروردین ۱۳ام, ۱۳۹۴ ۲:۴۹ ب.ظ:

    ممنونم
    دیروز با پدرم هم چک کردم گفتند قیمه نسا

    [پاسخ]

    راضیه پاسخ در تاريخ فروردین ۱۳ام, ۱۳۹۴ ۹:۳۷ ب.ظ:

    راستی نسا هم که هممون میدونیم یعنی زن……..

    عارفه پاسخ در تاريخ فروردین ۱۴ام, ۱۳۹۴ ۷:۴۹ ب.ظ:

    اقای دکتر خواهش میکنم به سایر رستوران های قزوین هم سری بزنید. بنده قزوینیم از خودم که در نمیارم . البته مهم نیس .حالا چه نسا چه نثار

  9. سلام استاد
    سال نو مبارک
    شنیدن خبر ازدواج این دو نفر اونروزها خیلی خوشحالم کرد و فکر می کردم بهترین گزینه برای هم هستند و البته منتظر تحلیل ازدواجشون رو سایتتون بودم. این حس رو داشتم که خدایی که این دو نفر تا این حد هم کفو؛) :)) را به هم رسونده پس فرد مطابق نیازها و خواسته های منرو هم خواهد داد.
    در حال حاضر به علت جداییشون و اتفاقای افتاده واقعا متاسفم و فکر میکنم این ها هم مثل خیلی جوون های دیگه مهارت با هم زندگی کردن و با هم ساختن رو بلد نبودند:(
    و حالا پیام این داستان برای من چی هست خدا میدونه… استاد نشونه ها؛)
    شاد باشید

    [پاسخ]

  10. سکوت غیر هوشمندانه …خشاب مجری …ورم شخصیت و رابطه ان با شهرت …کفهایی را که برایم زده اند، جبران کنم ….به به

    [پاسخ]

  11. خیلی متن جالبی بود. کاش در جامعه ما باب میشد راجع به تمام مسائل به همین صورت علمی و مستدل بحث می شد نه اینکه در یک فضای احساسی و بغض آلود درباره افراد نظر داده شود و احیانا آبرویی ریخته شود. خیلی وقت بود منتظر خواندن یه مقاله علمی و درست و حسابی درباره این موضوع بودم.
    دکتر جان مثل همیشه عالی هستی!! خوشحالم در دوره ای زندگی میکنم که شما هم درش هستی! ایام عزت مستدام

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ فروردین ۱۰ام, ۱۳۹۴ ۷:۵۲ ب.ظ:

    آقا هادی، سرافرازم کردید

    [پاسخ]

  12. سلام
    سال نو مبارک
    چرا باید جدا شدن دونفربنا بردلایلی مهم برای آحاد مردم ازجمله شما باشد.خوب افراد ی که به نوعی کار جمعی تری انجام میدهند.مثلا مجری دکتر ….خوب زندگی شخصی خودشان هم دارنند. چرا باید ببخشید تا کمکی چیزی نخواستن فضولی اشان را بکنیم. واز کار وزندگی خودمان را بندازیم که چه
    من از اول عید میایم مطالبی در باره تحولات سال همراه انسانها و…دوتا مطلبی که خیلی وقته از کلاسهای مثنوی شناسی بخونم که نگذاشتین و….
    امروزه که دعوای فرزاد حسنی وخانمش که معلوم نیست دوباره ازدواج کردن یا نه دنبال زندگی وکار خودشان هستن ما هنوز در دعوای خانوادگی انها هستیم

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ فروردین ۱۰ام, ۱۳۹۴ ۱۲:۳۱ ب.ظ:

    ستاره گرامی
    ما در دعوای آنها نیستیم چنانکه در قضیه مرتضی پاشایی نیز کارمان تحلیل بود
    وقتی رسانه های اینترنتی و تلویزیونی کشور درگیر قضیه میشوند باید تحلیل کرد چرایی را و نظر داد
    تنها از طریق بررسی مسائل مهم مردم است که میتوانیم اهمیتها را کم و زیاد کرد

    [پاسخ]

  13. فرزاد حسنی و همسر سابقش به جان هم افتاده اند؛ آن هم از اواسط اولین هفته ی سال جدید!
    پی نوشت: بعد از شاهکار بی نظیر شیث رضایی و دیگر بازیکن پرسپولیس در زمین بازی (چند سال پیش)، فرزاد حسنی در یک برنامه ی زنده ی رادیویی گفت: الان این دو نفر باید بیان بگن مردم عزیز ایران، ما غلط کردیم، اشتباه کردیم، ما… خوردیم که نمی تونم روی آنتن زنده بگم. ما رو ببخشید!

    حالا نوبت من است که بگویم: آقای فرزاد حسنی و سرکار خانم آزاده نامداری، حالا نوبت شماست که تشریف بیاورید و بگوئید: مردم عزیز ایران، ما غلط کردیم، اشتباه کردیم، ما شکر خوردیم. ما رو به خاطر اتلاف وقت گرانبهای خودتان ببخشید!

    [پاسخ]

  14. سلام اقای دکتر. عیدتون مبارک
    نقد جالبی بود.اما به نظرمن زندگی خصوصی شخصی هر کسی به خودش مربوطه و صرف اینکه دونفر به واسطه تی وی مشهور شدن اما این اصلا توجیه خوبی نیست که بیان علت طلاقشونو اعلام کنن چون یه مساله کاملا شخصیه.اخه اینا که همه شهرتشون به خاطر ازدواجشون نبوده قبلش هم به خاطر اجراهای متفاوتشون مشهور بودن .درسته که در مورد خشونت خانگی بدترین کار سکوته اما حتی بافرض دروغ نبودن ابن قضیه مطرح کردنش در نت و اعلام اینکه “من از 40تا فایل صوتی دارم “کار درستی نبود .فکرشو بکنید با توجه به استعداد بالای مردم ما تو یادگیری این جور مسایل بعید نیست بعد چند وقت فضای نت پر شه از زن وشوهرهایی که بعد از طلاقشون سوتی های طرف مقابلو تو نت رو کردن .اخه این شکلی که دیگه ادم حتی تو خونه خودش هم احساس امنیت نداره و همش باید دلواپس باشه نکنه یکی داره صدامو ضبط میکنه!!!

    [پاسخ]

  15. سلام. یک نکته دیگر درباره همایون این که ایشان آن هنگامی که در کنار استاد نوازندگی -و هم آوازی- میکردند، هیچ گونه حرکت اضافی از خود بروز نمی دادند این در حالی است که بسیاری از نوازنده ها و خواننده ها شاید 80 درصد اجرایشان شامل حرکات اضافی -و بزک های اضافی- است. به واقع همایون از یک تربیت اصیل سیراب شده است؛ تربیت متعالی انسان کاری بس دشوار و پیچیده است در این زمانه یِ هزار افسون.

    [پاسخ]

  16. سلام دکترجان
    سال نو رو به شما و خانواده عزیزتون تبریک میگم… اگر چه گاهی دیر، اما همیشه هستم!
    امیدوارم سال خوبی پیش روی همه ما باشه.

    سالها پیش یه مطلب کوتاه مترادف با صحبت های شما توی وبلاگم در سایت(Myopera) که نمیدونم چرا منهدم شد! گذاشتم. خارجی های زیادی منو به چالش کشیدند ما خب چون انگلیسیمون دست و پا شکسته بود نمیتونستم چندان پاسخگو باشم 🙂
    توی صحبت هام دیالوگ فیلم مرد عنکبوتی رو استفاده کرده بودم:
    ,Whatever life holds in store for me
    :I will never forget these words
    “.With Great Power Comes Great Responsibility”
    This is my gift, my curse. Who am I? I’m Spider-man

    به نظرم آدم بودن حداکثر مسیولیت رو برای ما به همراه داره.

    [پاسخ]

  17. خیلی جالب بود…عکس العمل همایون که در خانواده فرهیخته بار اومده و جناب مجری که با تعریف و تمجید مردم به اینجا رسید…فقط کاش میشد شخصیت این تیپ آدمها را تحلیل میکردید……من که شخصا به ازدواج دوم این آقا هم خوش بین نیستم …انصافا میپرسم..آیا شما موردی داشتید که کسی سابقه خشونت داشته باشه امما در زندگی بعدیش از همه خشونتهاش دست بکشه فارغ از ازدواج مجدد با تعجیل که راه به جای نخواهد برد؟؟

    [پاسخ]

  18. تو این مدت خیلی دوست داشتم نظر شما رو هم درمورد این وقایع بین دو مجری بدونم و بخونم دکتر …کاملا منطقی و مثل همیشه نکته بین…تازه!اسم همایونو دیدم درجا چشمام برق زد خداییش… دور سرش بگردم…فرشته خو به معنای واقعیه این پسر!

    [پاسخ]

  19. آآآخ امان ازین مدل . نمیدونم ربطی به این م‌وضوع داشته باشه این موردی که میخوام بگم یا نه ولی خیلی دوست داشتم مطرحش کنم . اما اول ازون میخواستم در تایید حرفتون بگم مشهور شدن به سبب کف و دست و هورا خیلی زود وجهه تاریکشو نشون میده. و اما موضوع من: داشتم در مورد یک مطلب توی اینترنت سرچ میکردم. و به طور اتفاقی دیدم فردی به مشابهت اسمی که با عموی شهیدم داشته. عکس شخصی ایشونو ( صورت و سینه شون که به خاطر اصابت گلوله تغییر کرده بودن. در تابوت) به همراه اسم و فامیلشون و فرازهایی از وصیت ناموشن در سایت شخصیشون منتشر کرده بودن.. من بعد از مدتها و خانواده مون منقلب شدیم و سواستفاده این شخص روحانی یو به خاطر تعرض به حریم خصوصی مون حسابی عصبیم کرد. نمیدونم این عکس و چطور پیدا کرده بودن. مطخواستم بگم شبکه های اجتماعی سایه های اجتماعیو حسابی رو میکنن. یه جایی این معادله رو بهم میزنن. تعادل رو میگیرن. توی این چند روز همش عکس عزیزمون جلوی چشممونه و حس واقعا بدی داریم. دلم برای کسایی میسوزه که بدور از شهرتهای انچنانی جونشونو گذاشتن کف دستشون. تمام اتفاقای این چند سال اخیر عین فیلم جلوی چشمام از ن‌و پخش شد. نمیدونم چطوری این حس رو براتون توضیح بدم. یکجور پوچی. یکجور . یکجور لرزش. یکجور فراموشی… ببخشید که طولانی نوشتم و معذرت میخوام اگههه بی ربط بود.

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ فروردین ۹ام, ۱۳۹۴ ۱۱:۰۱ ب.ظ:

    البته شبکه اجتماعی چنانکه فرمودید بستر مناسبی برای فوران سایه های شخصیتی است اما باید اعتراف کنیم یک فرد ملبس به لباس روحانیت بیشتر در معرض تسخیر شدگی میباشد

    [پاسخ]

  20. ممنون که نظرتون رو راجع به دعوای این دو مجری مشهور ابراز کردید…من واقعا دچار خشم عجیبی از زن بودنم شده بودم..خیلی منتظر تحلیل شما بودم حالا بعد از دیدن نظر شما کمی آرامترم…

    [پاسخ]

  21. سلام…خیلیها ظرفشون برای مشهور شدن خیلی کوچیکه حتی اگه ابعاد اون مشهوریت یه چیزی در حد همین ایارن خودمون و باشه که اکثر کسایی که از طریق تلویزیون مخصوصا مشهور میشن مشخصه از چه سمت و سویی هستن ……یعنی اکثر کسایی که تریبونی دارن تو سیما مشخصه که جهت بادشناسیشون خوبه …..آقای حسنی هم از اون دستس البته این دو نفر بعد از این طلاق نابالغانه برای من معروف شدن ….این چیزی که بین این دو فرد مثلا از قشر تحصیل کرده اتفاق افتاد نشون داد چقدر هنوز رابطه هایی که تشکیل میدیم الکیه و چقدر بلد نیستیم مثل دو تا دوست جدا بشیم و چقدر هنوز فرهنگ ازدواح و طلاق نداریم…..خوشحالم این وسط پای بچه ای وسط نبوده…بهتر نیست به جای این همه ازدواج موفق و آسان و این چیزها یکم یاد بدیم چطوری طلاق بگیریم…هرچی باشه امروزه آمار طلاقمون بیشتر امار ازدواجمونه و البته این آمار طلاق تنها اونایین که حداقل به این درک رسیدن جدایی بهتر از موندن تو یه رابطه بیماره… بماند که خیلیها فقط همخونه هستن و انواع اقسام تحقیرها و خشونتها رو تحمل میکنن چون هنوز طلاق چیز بدی میدونن….و یک سوال دیگه از شما آقای دکتر شیری من بارها اینو مطرح کردم و شما جواب ندادین …آیا کسی مثل آقای حسنی لایق اینه که سکان زندکی رو دستش بدیم یا نه و یا شاید خانم نامداری بهره هوشی بیشتری از ایشون داشته برا ی همین حسنی نتونسته درست سکان داری کنه حتی تو همون قضیه طلاق و اگر جای خانم نامداری یه خانم معمولی رو به پایین از نظر بهره هوشی بود اونوقت ایشون میتونست سکان داری کنه..ممنون میشم در مورد این قضیه توضیح بدین …من احترام زیادی برای شما و دانشتون قایل هستم و شما رو در زمینه کارتون آدم متخصصی میدونم با توجه به تحصیلاتتون و نوشته های زیادی که ازتون خوندم و شنیدم ولی این قضیه سکانداری کردن هنوز که هنوزه برای من از فرهنگ سنتی و مرد یالار کشورمون میاد که خب شما هم حتما ریشه هایی از اون رو دارید همونطور که منی که خارج از ایران هستم هنوز ریشه های سنتی جامعم رو دارم یعنی نه تحصیلات نه مهاجرت باعث نمیشه آدم ریشه هاش رو فراموش کنه حتی اگر بدونه اون ستنها و ریشه های اشتباه بوده….

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ فروردین ۹ام, ۱۳۹۴ ۴:۳۹ ب.ظ:

    پگاه گرامی
    سکاندار بودن یک حق نیست یک مسوولیت است و تمام نکته از نظر حقوقی در همین دیدگاه است
    اگر شما متفطن به عرض من بشوید متوجه میشوید که مرد باید قابلیت سمانداری در خودش فراهم آوردو غلط کرده هر کاری بکند ،هر رفتاری بکند و باز بخواهد در این مسوولیت بماند

    [پاسخ]

    پگاه پاسخ در تاريخ فروردین ۹ام, ۱۳۹۴ ۸:۴۶ ب.ظ:

    سلام و ممنون از پاسختون…بله اگر سکانداری رو یک مسیولیت بدونیم اونوقت برای من بیشتر جا میفته پس من اینطور تفسیر میکنم مردی قابلیت ازدواج رو داره که بتونه مسیولیت زندگی مشترک رو قبول کنه و از پسش بر بیاد هموطنور که زن باید این قایلیت رو داشته باشه…با این اوصاف این سکانداری کردنه بوی فرهنگ سنتی رو نمیده ولی خود این سکانه یه جورایی آدم رو به انحراف میکشونه از اونجا که کشتی همش یه سکان داره نه دو تا اینحاس که آدم فکر میکنه خب اگه یه نفر سکاندار میشه پس اون یه نفره دیگه حتما نقش مهمی نداره …کلا میخوام اینو بگم این جمله مرد سکاندار زندگی است یا مسیولیت سکانداری رو دارد خودش به تنهایی بدون هیچ توضیحی حس خوبی را حداقل برای منه زنه امروزی القا نمیکند….که مسلما زنان مثل من در اون جامعه کم نیستن…ولی من از اونجا که همیشه سعی میکنم انتقاد سازنده کنم دو تا راه حل به ذهنم رسیده…اولی اینکه اگر ممکنه یک استعاره یا جمله بهتر جایگزینه این سکانداری بکنید که نشون بده زن و مرد هردو باید قابلیت پذیرش مسیولیت ازدواج رو داشته باشن و مسیولیت پذیر باشن مثل دو تاخلبانی که قراره با یه هواپیما پرواز کنن….و یا اینکه لطفا این جمله را با توضیح بیان کنید تا برای امثال من که برای پیشرفت تو اون جامعه همیشه روی پای خودشون بودن و همیشه سکان زندگیشون چه وقتی تنها بودم چه وقتی نبودم دست خودم بوده برداشت اشتباهی پیش نیاد …باز هم ممنون

    [پاسخ]

    شهاب پاسخ در تاريخ فروردین ۱۰ام, ۱۳۹۴ ۷:۰۹ ق.ظ:

    هردو خلبان باشن که غیرممکنه مثلا میشه یکی از زوجین خلبان باشه اون یکی کمک خلبان یا مهندس پرواز( لقب مهندسی داره و خیلی پرابهته) برای اینکه مشکلی هم پیش نیاد و همه چیز عادلانه باشه زن و شوهر سنگ کاغذ قیچی کنند هر کی برنده شد بشه خلبان البته یک سمت دیگه ای هست به اسم واحد برج مراقبت اونم خیلی عالیه هم حقوقش بالاست و اسم دهن پرکنی داره. مسئولیتش ام بیشتر از خلبانی نباشه کمتر نیست. مثل خلبانی کارش هدایت هواپیما از برج مراقبته فکر کنم این خیلی خوبه

    [پاسخ]

    پگاه پاسخ در تاريخ فروردین ۱۰ام, ۱۳۹۴ ۵:۱۴ ب.ظ:

    منظور من هم دقیقا همینه چر ا به جای اینکه از توضیح استفاده کنیم از چنین استعاره هایی استفاده میکنیم که گاها آدم رو از بحث اصلی دور میکنه ….خب سنگ کاغذ قیچی هم ایده جالبیه و به نظر میرسه که شما تجربش کردید (از اونجا که طرز حرف زدن و منش ما از تجربیات ما سرچشمه میگیره) خوب میشد اگر د رمورد بازدهی روش سنگ کاعذ قیچی تو زندگیتون توضیح میدادید …

    [پاسخ]

    شهاب پاسخ در تاريخ فروردین ۱۱ام, ۱۳۹۴ ۸:۱۷ ق.ظ:

    به نام خدا
    سنگ کاغذ قیچی در زندگی من نقش بسیار پررنگی داشته و در لحظات سرنوشت ساز زندگی به داد من رسیده باور بفرمایید هر طرف را که نگاه می کنم رد پاش می بینم. البته برای شما که در بند القاب هستی و ممکنه از بحث اصلی دور بشی عرض کنم که در این زمینه پروفشنال هستم. اما اگر بخواهم صادق باشم شیر یا خط نقش بیشتری درزندگی من ایفا کرده وجا داره همینجا از این تریبون بر او درود بفرستم. از شما هم خواهش دارم شیر یا خط دست کم نگیرید همین علم احتمالات در ریاضی بر پایه شیر یا خط، تاس و بازی ورق شکل گرفته اینو از این جهت گفتم چون ممکن بود از بحث اصلی دور بشیم.

    حافظ پاسخ در تاريخ فروردین ۱۰ام, ۱۳۹۴ ۲:۱۶ ق.ظ:

    شاید بهره هوشی بیشتر؟ چگونه به این نتیجه رسیده اید؟! در ضمن ما این مسئله را از بیرون نگاه میکنیم و هزار نکته درونی رابطه یِ آنها را ندیدیم ئ نمی دانیم، اگر چه مجریها در فضای رسانه ای ایران بیشتر آن لایه‏ یِ برساخته شده شان نمود دارد.

    [پاسخ]

    مشاور پاسخ در تاريخ فروردین ۱۳ام, ۱۳۹۴ ۱۰:۰۵ ق.ظ:

    جالبه واسم شیر یا خط انداختن منو یاد فیلم جایی برای پیرمردها نیست و بازی قشنگ خاویار باردم و کاراکترش میندازه.دکتر برای فیلم درمانی گزینه خوبیه.

    [پاسخ]

    پگاه پاسخ در تاريخ فروردین ۱۹ام, ۱۳۹۴ ۴:۳۹ ب.ظ:

    بله این فیلم خیلی قشنگه و امیدوارم نتیجه خوبی در فیلم درمانی بده …

    [پاسخ]

  22. سلام دکتر عزیز
    سپاس از تحلیل زیباتون. چند وقتی است حضورتون در سایت کمتر شده، نمیدونم وضعیت اینستا و فیسبوک هم به همین شکل هست یا نه، ولی ما سایتی ها رو هم دریابین 🙂

    با آرزوی سلامتی..

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ فروردین ۹ام, ۱۳۹۴ ۲:۱۱ ب.ظ:

    مینویسم تو هر سه تاش ولی واقعا اینقدر کار ریخته سرمون که نمیرسیم با دل سیر تو اینترنت بیاییم سپهر عزیز

    [پاسخ]

  23. تحلیل جالبی بود دکتر. ممنون از همه ی مطالب و راهنمایی ها و تجزیه و تحلیل هایی که ارائه می دیدو به نوعی نگرش تازه ای رو نسبت به موارد مختلف جامعه برای من نسل جوان و ناپخته در بازکردن مسائل مختلف ایجاد می کنید.
    پایداری و پیروزی و سلامتی شما و خانواده ی محترم و همکاران صبورتون آرزوی ماست.

    [پاسخ]

  24. ممنون که نظر خودتان را از ابعاد مختلف نوشتید آقای دکتر… به نظر من هم امری خصوصی اتفاق نیفتاده چه از بعد وقوع خشونت خانگی و چه از جهت آشکار سازیهای قبلی که خودشان و موقعیتشان رقم زده اند.

    [پاسخ]

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.