چل چلی

image_pdfimage_print

شیری- تخت جمشید

در آستانه چل چلی
———————————
من به شهادت تقویمها ،فردا شب ۴۰ سالگیم را رد میکنم  و رسما وارد دهه ۵ زندگیم میشوم ، و به تعبیر همسرخانم ،چل چلیم شروع میشه !!!!

اینکه چقدر توانسته باشم اهداف  نوشته شده روز سی سالگیم  را برای دهه ای که گذشت ، تیک بزنم ؛ کاریست نه آسان که ظرف چند شب دیگه باید به شکل روراست با خودم بشینم حساب کتاب کنم … اما خرسندم که به آزادی ، عدالت و ایمان هنوز معتقدم .

  • خدای ۴۰ سالگیم غیر خرافی تر، باورپذیرتر و عظیمتر است ، گرچه در ۳۳ سالگیم ، وقتی در عمق افسردگی دست و پا میزدم ،حرفمون شد ، ولی بهم فهماند که چیزی نا متناسب در زندگیم ، سرجاش نبود که میبایست  هزینه تصحیحش را با افسردگیم میدادم.
  • ازدواج قدم بزرگ دهه ۴ بود ، پذیرش مسوولیت “مرد یک خانواده بودن” همانطور که فکرش را میکردم بسیار جدی بود  ، سختیها و متعاقبا لذتهای بزرگی در این سفر بزرگ زندگی نهفته است ( pain & gain) ،  تجربه کردن عصبانیتها و درماندگیهای وحشتناک بعلاوه لذتهای بی نظیر و غیر قابل تجربه در عرصه های دیگر  ! درست عین قوانین سرسخت زندگی که گل و خار با هم چیدمان شده اند…

10359210_10152579672761833_5678740821821744750_n

  • دهه ۴ تموم شد و فکر اینکه دیگه سالهای خوب با والدین بودن در حال اتمامه ، جان آدم را آزار میدهد. با پدرم سال گذشته سفر عمره بسیار زیبایی تجربه کردم ، چند سال قبلش با مادر و همسرم همین تجربه داشتم ، در برابر این لطف خدا از هر شکری قاصرم

       مامانحرم رضوی- بهمن ۹۳- مادر

با پدرم جاهای دیگه دنیا نیز رفتیم و پیرمرد شدن این مرد نازنین و چروکیده شدن چهره مادر و پادردهایش ، زخمهای” پا به سن گذاشتن و میانسالی خودم”  را رقم زدند

  • مراجعین زیادی را در این مدت در خدمتشان بودم در کسوت یک درمانگر ، بعضیهاشون هنرمندانی بودند  مثل فاطمه کشفی که بعدا هدایای با ارزشی از هنرشون برایم فرستادند مثل تصویر زیر FullSizeRender-12

 

  • من در این دهه افتخار داشتم که معلم و مربی بهترین فرزندان این خاک باشم و این را برکت عمر خویش میدانم. مردان و زنانی که تو کلاسها و سمینارها و قاب رسانه ، درسهایی را که از بزرگان آموخته بودیم ، تقدیمشان کردیم و ایشان نیز متواضعانه ضعفهایمان را برویمان نیاوردند و از خدا میخواهم لیاقت چنین خدمت بی نظیری را در ادامه عمرم نیز بر من عطا فرماید :

سال ۸۳- پارک شفق- اکثر بچه های این عکس  را هنوز میبینم یا هرازگاهی از هم خبر داریم.توعروسی سه تاشون رفته ام

IMG_2344

یادگاری سایه های ۹۳، اتاق کارم

shadows

IMG_2590

FullSizeRender-13

FullSizeRender-14یادگاری mbti evening

IMG_2296

  • بزرگترین اتفاق این دهه ، تولد پسرم رسا و تلاشی است که برای پدر شدن ، نه از حیث بیولوژیک که از حیث روانی متحمل میشوم . به قول استاد بزرگوارمان اقای عجمی ، وقتی خدا بهت بچه میده ،میفهمی که همه ” دوستت دارم” هایی که تا اون موقع به بقیه گفتی ، دروغی بیش نبوده !!!
  • در کسب و کار و شهرت و ثروت که مسائل مهم زندگی یک مرد در میانسالی اش است ، با هنری که آقای احمدی نژاد و همفکران دلواپسش در ترکاندن اقتصاد و ایمان مردم به خرج دادند ، بنده و همه نسل متوسط ، شعر کودکیمون را عملا فهمیدیم که کسی مملکت را میکوبه زمین و “نمیدونی تا کجا میره !!!! “…ما یکی ۷-۸ سال عقبگرد رفتیم و تازه داریم برمیگردیم به زندگی عادی

———————————–
از خدا میخواهم من را در فرزندی و شوهری و برادری و پدری متعادل بدارد و از بادکردگی عنوان و شهرت و ثروت و معنویت باز بدارد
از او میخواهم مرا از آفت “اسیر تحسین مردمان” شدن و بیدردی و “درد نفهمی” باز بدارد.
و مرا اسیر نامها و القاب ندارد و ایمانی مصون از فریفتگی دین داری ساده لوحانه ، عطایم کند.
همچنین ، از بداخلاقی روشن فکرانه نسبت به تاریخ و تمدنم پاس بدارد و کمکم کند که با هجمه های نابخردانه به سایر تمدنها ،عمرم را حرام نکنم.

به بزرگواریش دست می آویزم و برای همه معلمان و شاگردان و مردمان دیده و ندیده اطرافم که قلمم را خوانده اند و صدایم را شنیده اند ، طلب خیز و شادی میکنم

از حضرتش طلب دارم که لیاقت خدمت به مردمانش را در سالهای باقیمانده زندگیم بر من تداوم بخشد و بدینسان به نفسهای مانده ام برکت بخشد

181 دیدگاه در “چل چلی

  1. سر تعظیم فرود می آورم در مقابل مردی که آرامش دهه سوم زندگیم را همیشه مدیون و مرهون لطف بزرگواری ایشان هستم. از عمق وجود دعا می کنم، استاد بزرگوارم، همیشه سربلند باشید.

    [پاسخ]

  2. سلام جناب دکتر شیری عزیز ،با تاخیر بسیار تولدت مبارک، من هم در ۳۳ سالگی هستم و همچون احوالات شما در آن سن سیر میکنم و گویا در پیچ تاریخی قرار دارم… امیدوارم من هم در چهل سالگی که به عقب مینگرم، احساس کنم در آن پیچ، خوب روی ریل افتادم، همان راهی که بهترین وجود من متجلی میشود و بیشترین رضایت الله را همراه دارد.

    [پاسخ]

  3. سلام
    محمدم همون شاگرد بی معرفتتون که خیلی وقته که از استادش بیخبره…
    هر چند وقت یک بار بین شلوغی های روزانه وحشتناکم صفحتون رو باز میکنم و خاطرات سال 86 و تبریز و … تا الان میاد جلو چشمم که چه صبورانه ، چه عاشقانه ، چه هوشمندانه وظایف پدران و مادران عاری از آموزش این سرزمین رو تنهایی و با صورتی همیشه خندان با تمام سنگهای انداخته شده جلو راهتون به دوش کشیدید و می کشید ، آموخته ام از شما ارزشمند ترین چیزها رو تو زندگیم رو ،از خوب به عالی شدنم رو ، صبر و استقامت رو ، و ….
    دوستون داریم، من و همه دهه پنجاهی و شصتیا یی که افتخار آشنایی باشما رو داشتند.
    امیدوارم رسا ، روز به روز به قله های موفقیت برسه و زیر سایه خداوند و در کنار خانواده محترمتون عالی باشید و حالتون خوب باشه.
    ارادتمندتون محمد.

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ اسفند ۱۲ام, ۱۳۹۳ ۱۰:۲۴ ب.ظ:

    محمد عزیزم
    وقتی عکسهای تو را در اینستاگرام میبینم ( همین بوشهری که اخیرا رفته بودی) و مسیر پیشرفتهایت را مینگرم، خستگیم در میره
    به ویژه اینکه من خانواده تو را مثل خانواده خودم میدانم

    [پاسخ]

  4. دکتر جان
    شاید این یکی از دلچسب ترین و ساده ترین متونی بود که مرقوم نمودید و حظ کردم و دوبار در دو صبح متوالی پشت میز کارمندیم خواندم و
    چقددددددررررر لذت بردم ازین نقطه مشترک من و شما در جمله:گرچه در ۳۳ سالگیم ، وقتی در عمق افسردگی دست و پا میزدم ،حرفمون شد ، ولی بهم فهماند که چیزی نا متناسب در زندگیم ، سرجاش نبود که میبایست هزینه تصحیحش را با افسردگیم میدادم…
    ممنون

    [پاسخ]

  5. سلام
    هر از چند گاهی سری به صفحتون می زنم و در دلم احساس شعف می کنم از اینکه بیشتر از 20 ساله می شناسمتون . اگرچه دیره ولی تولدتون رو تبریک می گم و آرزوی خوشبختی برای شما ، همسر و فرزند عزیزتون دارم . چه متن قشنگی نوشتید . یادم افتاد فرصت زیادی برای استفاده از دهه چهارم زندگی و نتیجه گیری در این دوران ندارم . از دور سیر زندگیتون رو دیدم و تقریبا می فهمم وقتی می گید : ” خدای ۴۰ سالگیم غیر خرافی تر، باورپذیرتر و عظیمتر است ” یعنی چی ؟ به نظرم زندگی پر باری داشتید و دارید و در رشد انسان های زیادی تاثیر گذار بودید . خیلی خوشحالم از به دنیا آمدن ” رسا ” .
    ( راستی من هم بچه دار شدم ) . به امید دیدار
    محمد صابر یاوری

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ اسفند ۱۰ام, ۱۳۹۳ ۱:۴۶ ق.ظ:

    صابر عزیزم
    احتمالا تو قدیمیترین شاگرد من باشی چون از بقیه اون بچه های کتابخونه کمتر خبر دارم به جز محمدحسین هاشمی و هر از گاهی فروتن
    تبریک بهت میگم که پدر شدی و مطمئنا اگر به خودت رفته باشه اون بچه بسیار چهره جذابی خواهد داشت و حتما که در تربیتش بهترینها را ازت خواهد آموخت
    دست مریزاد که تبریک گفتید

    [پاسخ]

  6. اولا :آذر بانو عصبانی نشو
    دوما:الان درسها توصیفی است.وبا یکبار اشتباهات به این شکل اتفاقی برای کسی نمی افتد.اینو مدیر یک دبستان داره میگه مطمئن باش.(نوشته هایتان را دوست دارم آذربانو)

    [پاسخ]

    آذربانو پاسخ در تاريخ بهمن ۲۶ام, ۱۳۹۳ ۱۱:۱۷ ق.ظ:

    (مرسی) یعنی ممنون که بابت نظرتون درباره نوشته هام.چون داخل پرانتز گذاشته بودم.باید مفهوم میبوده باشه.
    بعله پس درسها عوض شده است. زمان ما قتلها بخشیده میشد با دستور زبان. و اینکه خب اگر عصبانی شدیم دیگر شدیم دیگر! و برای مهارکردنش در دهه هفتاد عمرمان به ان فکرخواهیم کرد.

    [پاسخ]

    آذربانو پاسخ در تاريخ بهمن ۲۶ام, ۱۳۹۳ ۱۱:۱۸ ق.ظ:

    *هفت
    اد اضافه اد شده

    [پاسخ]

  7. سلام دکتر شیری عزیز تولدتون مبارک.
    شش ماهه که پدرم فوت شده وداغ عمیقی به دلم گذاشته.توی متن بالایی که نوشتین اونجا که گفتین فکر اینکه سالهای با والدین بودن در حال اتمامه ناراحتتون میکنه رو با تمام وجود درک میکنم.من همیشه از اینکه والدینم رو از دست بدم میترسیدم وحالا پدرم رو که سن زیادی نداشتن وفقط 56 سالشون بود رو از دست دادم.
    زندگی من طوری نبود که دور هم شاد و خوشحال باشیم ورنجهای زندگیم بسیار بیشتر از لذتهاش بود ومن خیلی غمگینم که پدرم ماههای آخر عمرش رو با رنج بی پولی وبیماری و ناآرومی خونه گذروند.شاید الان کمتر کسی حال منو بفهمه اما آرزوی محالی که دارم اینه که برگرده ..پدرم برگرده ….ومن کاری کنم که خوشحال بشهٰٰ ، بخنده وباری از روی دوشش بردارم وبهش بگم: همه چیز درست میشه بابای عزیزم نگران نباش…
    ببخشید دکتر شیری گرامی.موفق باشین وخدا پدر ومادرتون رو حفظ کنه.

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ بهمن ۲۶ام, ۱۳۹۳ ۷:۱۲ ق.ظ:

    خیلی متاسفم که ماههای آخر پدر اینطوری شده
    ازت میخوام با درست زندگی کردن اون روح را شاد کنی زیرا هیچ چیز به اندازه یک قلب شاد نمیتونه ارواح را مرتعش کنه

    [پاسخ]

  8. سلام به آقای دکتر فعال و پرانرژی و همیشه در صحنه و صد البته، فوق العاده مهربون دیار خودمون ،که اگه این مهربونی ذاتی تو وجودشون نبود پی طبابت جسم و از اون مهمتر پی طبابت روح نمی رفتن حقیقاً….. امیدوارم همیشه سلامت و خوب و پرانرژی باشید زیر سایه الطاف خداوندی و والدین گرامی و کنار همسر و فرزند بامزه تون و خودتون هم زندگی شاد و آرومی داشته باشید همینطور که اینو شما برای همه می خواین خواستم منم واسه شما از خدا بخوام … ببخشید اگه اینقدر دیر دارم تولدتون رو تبریک میگم. ولی چون خودم ماه تولدم رو کلا مختص خودم میدونم از 1 تا 30 اون ماه هر روزش برام روز تولد نسبی محسوب میشه گفتم حالا از 17 بهمن که خیلی گذشته ولی هنوز تو ماه بهمن ماه تولد آقای دکتر هستیم من هم عرض ادبی کرده باشم…. برنامه فیروزه رو که شما و خانواده محترم حضور داشتین دیده بودم پسرتون ماشالله خیلی شیطون بامزه هستن امیدوارم همیشه شاد و سلامت و موفق ادامه زندگی بدن زیر سایه خدا و پدر و مادر …………

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ بهمن ۲۵ام, ۱۳۹۳ ۱:۴۹ ب.ظ:

    خیلی محبت زلالی بهم دادید
    ممنونم

    [پاسخ]

  9. سلام آقای دکتر شیری گرامی
    تولدتون رو تبریک میگم
    یکی از بهترین روزهای سال 93 دیدن شما بود توی دانشگاه خوراسگان
    هر وقت خسته وناامید میشم یاد اون تصویر اول سمینار میافتم ویادم میاد که باید بلند بشم و تلاش کنم.
    بهترین ها رو برای شما آرزومندم.

    [پاسخ]

  10. از صمیم قلبم تولدتون رو تبریک میگم دکتر عزیز.. خوشحالم که دنیا هنوز ادم هایی همچون شما داره که بشه اینقدر زیاد از تولدشون خرسند شد…

    [پاسخ]

  11. عرض سلام وادب واحترام دارم استاد عزیز واقعا عذرمیخوام ازاین بابت که دیر تبریک میگم .انشاالله همیشه تندرست و شاد وموفق باشید.براتون بهترین ارزوها را از درگاه خدای مهربان ارزو میکنم.دستم خالیه ولی براتون یه لینک قشنگ میفرستم که امیدوارم لبخند رو صورت ماهتون بنشونه.میبوسمتون
    http://www.aparat.com/v/t4Z8a/%D9%86%D8%A7%D8%A8%D8%BA%D9%87_%DB%8C_%DA%A9%D9%8C%D8%B1%D8%AF

    [پاسخ]

  12. تولدتون مبارک استاد گرامی…شاید من مجازی ترین شاگرد درسهای شما بودم…شاگردی که شش سال هر روز به سایت شما سر زده و بغضهای فراوونی را پای درسهاتون گریه کرده..و بهترین دوستش سایت شما بوده

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ بهمن ۲۲ام, ۱۳۹۳ ۱۱:۰۳ ق.ظ:

    چقدر متواضعید سمانه عزیز

    [پاسخ]

    مهدیه پاسخ در تاريخ بهمن ۲۲ام, ۱۳۹۳ ۱۲:۵۰ ب.ظ:

    دو شب پیش وقتی نظرات رو میخوندم یه اشکی گوشه ی چشمم اومد و فقط میخواستم اتفاقا من حس کردم اینجا هیچکسی به اندازه ی من شاگرد مجازی نیست!!

    [پاسخ]

  13. دکتر شیری عزیز تاخیر من رو بابت تبریک زادروزتون ببخشید…
    اما فکر میکنم حرف از اتفاقات خوب همیشه خوشاینده، تولدتون مبارک، بهترین های الهی نصیبتون

    [پاسخ]

  14. دکتر جان تولدتان مبارک.منتظر دیدن روی ماه حضرتعالی و رسای عزیزمون هستم.پاینده باشید

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ بهمن ۲۱ام, ۱۳۹۳ ۱۰:۰۴ ق.ظ:

    به امید حق این سعادت نصیب ما بشه بیایم خدمتتان تو اون شهر زیباتون

    [پاسخ]

  15. سومین ساله که بهمن ماه رو بیش تر دوسش میدارم…
    سال نود و یک میلاد مادر گرامی اتون وو اوج احترام و محبت ینتون رو دیدم درس گرفتم و تونستم دو بار حضوری تولدتون رو تبریک بگم.
    برای ورود به دهه نج زندگی اتون و تولدتون همچنان از ته قلبم ، عشق خیر و برکت برای قلب و روح و جانتان میخواهم از خداونم و سلامتی و قوت برای جسمتون
    چشم بد دور باد خدا جانم ناصر اندیشه و روانتان

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ بهمن ۲۱ام, ۱۳۹۳ ۱۰:۰۵ ق.ظ:

    ممنونم ازتون فاطمه عزیز
    جاتون تو دپارتمان MBTI خالیه

    [پاسخ]

    فاطمه سعیدی پاسخ در تاريخ بهمن ۲۱ام, ۱۳۹۳ ۵:۲۶ ب.ظ:

    باید چه کار کنم که پر شه دکتر .(((:

    [پاسخ]

    آذربانو پاسخ در تاريخ بهمن ۲۲ام, ۱۳۹۳ ۶:۴۰ ب.ظ:

    فاطمه خانوم سورپرایزتون کردن. نوشتن ورود به دهه ی نج زندگی! میتونید اینجا با گ پرش کنید و گنجینه ترین دهه ی زندگی را پیش رو داشته باشید.
    و اما ای آه
    اقای دکتر جناب بزرگوار و متشکریم نافذوارانه!
    امین

    [پاسخ]

  16. سلام
    ما اولین گروه دوره ارتباط موثرترتربودیم.چرا عکس مارا که همه شرکت کنندگان بودن با هم انداختیم نذاشتین با آن دسته گلهای زیبایی که کادو دادیم.عکس تیم خودتون فقط گذاشتین.
    راستی تولدتون مبارک

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ بهمن ۲۱ام, ۱۳۹۳ ۱۰:۰۶ ق.ظ:

    نداشتیم که نذاشتیم
    یعنی دوره سال 80 را بودید؟
    اینا که تیم ما نبودن…اینها بچه های کلاس بودن

    [پاسخ]

    ستاره پاسخ در تاريخ بهمن ۲۱ام, ۱۳۹۳ ۱۱:۰۸ ب.ظ:

    نفر آخر اگر اشتباه نکنم پسر عمه ایتان است. نفر اول خانمها خواهر آقای روزبه خردمند….تقریبا در تیم اتان بودن.

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ بهمن ۲۲ام, ۱۳۹۳ ۱۱:۰۲ ق.ظ:

    فقط خردمند بعدا تو تیم امد

    [پاسخ]

    آذربانو پاسخ در تاريخ بهمن ۲۲ام, ۱۳۹۳ ۶:۲۸ ب.ظ:

    واااااااااای
    نگا کن توروخدا! وقتی تو دبستان یه ویرگول میتونه جون یه نفرو نجات بده. اعدام لازم نیست بخشش کنید.همون حالا..
    من جواب دکترو با عصبانیت خوندم نذذذاشتیم ک نذاشتیم. یه نقطه اضافه خوندم داستان چقد عوض شد. اه چقد از نقطه به نقطه این زندگی باید درس بگیریم بابا

    [پاسخ]

    آذربانو پاسخ در تاريخ بهمن ۲۲ام, ۱۳۹۳ ۶:۵۱ ب.ظ:

    که که که که که
    الان دیدم ک نوشتم.جریمشو نوشتم. البته امروز خودم تو مود عصبانیتم.نمیدونم ب اینکه دکترنقطه رو نذاشته بود ربط داره یا نننننن

  17. با چند روز تاخیر! تولدتون مبارک آقای دکتر.
    ممنون بابت نگرش جدیدی که در من و دیگر شاگردان ایجاد کردین.
    داشتم مطلب تان در مورد روز معلم را می خوندم. چقدر زیبا از اساتیدتان قدردانی کرده بودین. لذت بردم.
    چقدر خوشحالم که شاگرد آدم با معرفتی مثل شما هستم.

    [پاسخ]

  18. تبریک میگم بهتون
    امیدوارم سالهاى باقى مانده از زندگیتون پربرکت تر از گذشته باشه
    راستش با خوندن این پست بهتون حسودیم شد
    هیچى بهتر از این نیست که آدم وقتى به گذشته نگاه میکنه حسرت هاى بزرگ نداشته باشه

    [پاسخ]

  19. دهه ی تولدیه ی رسائیه ززز ددی!
    این دهه رو زدیم برای جاماندگان از روز هفدهم! ک حلال باشد تبریکمان نه تنها!!! ثواب هم داشته باشد!

    هفدهم روز نظیفی است غنیمت شمریدش صحبت
    وقت بلبل همه گل شد ک چل شد یارش
    گو در اندیشه که سقراط نهد انبارش
    داعیان میل کمالی ننمایند بما
    سر سهراب کجا و دهه ی پنجایش
    ….
    اگر صله ای مرحمت بفرمایید بما برای این پوچ و عمیقا تهیِ خالی تر از معنا.
    خب دکتر ما که البته کامنت یه هفته قبل تولد داده بودیم حالا برید بخونید.زده بودیم تولدمبارک.
    چقد پاقدمم خوب بودا تا نوشته منو گذاشتید اون بالا سنتونم رفت بالا! انگشتم را در دهان بگزیدن کردن همی از واحیرتایِ این همزمانی!
    و ای آه
    جناب آقای دکترشیری محترم و بزرگوار و متشکریم
    شما همچنان کهکشان راه شیری در زندگی مای پدیدار شدید از کجا تا ب کجااااااااااااا
    از اینجااااااااااااااااااا ب اونجااااااااااااااااااااااااااا
    و میلیاردها کهکشان در جهان موجود است
    اما هم در روی زمین شیری
    هم در اسمان شیری
    و اما ای اه
    و من میخاستم نطق کنم که شما یک اتفاق خوب زندگی من هستید
    و افرادی که شما معرفی کردید در سخنرانی هایتان اتفاق های خوب زندگی من هستند
    نمیخام بگم اصلا این وسط چیز خارق العاده ای ایجادشده.
    ن اون پروازی ک ازش دم زدم و اسم وبمو گذاشتم سه سال پیش.ن در این حدا
    اما من نشسته بودم و سینه خیز رو به جلو رفتم. و این حرکت از خانه توانگری طوبی شرو شد
    بلخره یه تکونی خوردم.حالا میرمو وایمیسمو غرمیزنمو اینهام هست. اما جنس غرهامم باقبل فرق میکنه.
    من این متولدشدنمو ب همه کساییکه از سال 90 تا امروز کمکم کردن تبریک میگم.

    تولدم مبارک
    تولدتون مبارک

    [پاسخ]

  20. سلام دکتر.تولدتان مبارک ها باشد و در کنار خانواده گرامی سالم وتندرست باشید.دیروز مادری می گفت بعد از طلاق دخترم همه امیدم و روحیه ام را از دست دادم.و برای این خواستگار جدید به دخترم گفتم : مو به مو تمامش رو تعریف می کنیم که چی شد. از جام پریدم و گفتم نه دکتر شیری معتقدن هیچ نیازی به گفتن جزییات گذشته نیست…. یهو مادر منو هاج و واج نگاه کرد فکر کردن شما تو اتاق هستین…….آقای دکتر به خاطر همه نکات ارزشمندی که از شما یاد گرفتیم سپاسگزاریم.

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ بهمن ۲۰ام, ۱۳۹۳ ۴:۲۲ ب.ظ:

    چه افتخاری

    [پاسخ]

  21. سلام و وقت بخیر دکتر شیری عزیز
    دیر سرزدم به سایت، عذر خواهیمو بپذیرید و تولدتون مبارک باشه .
    آرزو میکنم دهه پنجم زندگیتون همانی باشد که در تصویر ذهنیتون دارید و بلکه بهتر رقم بخوره. سپاس گوی شما استاد عزیز هستم.

    [پاسخ]

  22. سلام،یه کم دیر شد به خاطر عدم دسترسی به نت، هر چند که روز قبل از تولدتون براتون اونرو سند کرده بودم…دوست دارم اینجا هم دیده بشه….ممنون

    زمزمه های من با تو..
    سکانس اول
    تو آفیس نشستیم،بچه ها مجلات و روزنامه های مختلف رو دست به دست میکنن…مجله موفقیت، رول شده تو دست همکارم سر میخوره رو میز جلوییم و تیتر صفحه روانشناسی ظاهر میشه. احمد حلت رو زمانیکه تو دانشگاه شیراز بودم میزبانی کرده بودیم و البته با نوشته هاش آشنا،…کنار تحصیلات فنی-مهندسی به بحثهای روانشناسی مخصوصا شخصیت شناسی علاقه مند بودم…تامس هریس،اریک برن،جان گری،اریک فروم،لئوبوسکالیا،ماری لوئیز فرانتس،تونی گرنت و اسپینوزا و هراونچه که تو دایره روانشناختی و کمی با رنگ و بوی فلسفه، راه رو برام هموار میکردن دریغ نمیکردم؛ ولی درک عمیقشون راه بلد میخواست….
    تمرکزم رو نوشته بیشتر میکنم؛”از دکتر شیری هم میتونی بپرسی” کنجکاو میشم که بدونم چی رو؟ مجله رو دستم میگیرم و از همهمه خنده ها و صحبتهای بچه های آفیس فاصله میگیرم تا بفهم آیا میتونم ردی از اون چیزی که دنبالشمبگیرم یا اینم …؟
    و این سرآغاز راهی میشه که تو رو میرسوندت به دم درخونه توانگری طوبی! چه اسم با مسمایی! …و تا مدتها میشه خونه دوم تو که گهگاه دل دل کنان خودت رو به اونجا میرسونی تا با دیدار روی نازنینش دلتنگیات ازت فاصله بگیرن و با کلام نافذش جانت تازه تر…
    سکانس دوم
    شماره دفتر رو میگیرم از اون ور خط صدای محمدرضای عزیزم رو میشنوم:الو، جانم…؟و درخواست دی وی دی های تاز منتشر شده “رازهای زنانگی و “معنای زندگی” و “اون بحث های دکتر افتخار!” رو سفارش میدم که برم تحویل بگیرم…محتوا طوریه که حس میکنی با خیلیای دیگه که دکون باز کردن فرق میکنه حرفاش نیاز روزه و البته از جنس زندگی و نه کتابی که میتونه حالتو خوب کنه و البته به فراخور درکت. اصرار درونیم، تجربه یک جلسه کلاس حضوریه که بعدا به این صرافت میوفتی کهمی ارزه براش سرمایه گذاری کنی…
    سکانس سوم
    تو کلاس MEC نشستم، داخل که میشه بضیا با لبخند و احترام تا دم سن همراهیش میکنن …
    شروع که میشهدکتر با حس و حال و فیس و استیلمون! به این نتیجه میرسه که میتونم کیس خوبی برای ورک شاپ باشم؛ رو به من میخواد برم رو سن تا ادامه بحث رو عملی جلو بریم..
    دکتر: شما تشریف بیارین بالا..
    من : سرم رو با زیرکی میچرخونم عقب تاتیر نگاه نافذش کمونه کنه رو پشت سریم! من نیستما!!
    دکتربا لحن سمج و سئوالی: چشای من چپه میبینهههههههه؟؟؟
    …و من از همه جا بی خبرچاره ای ندارم جز پذیرش، اونم تو اولین جلسه ی اولین کلاسش!! (ای خدا جا قحط بود اومدی؟؟)
    بعد معرفی خودم و وارسی کانال ارتباطی من با چندتا شاگرد قدیمی تر، دنبال یه پارتنر مونثه که یه رابطه ای “موثر” رو به نمایش بذاریم…!میونه همون رابطه “موثر” زهرا خانم حرفی میزنه که یه دفعه دیدمتمام روانم بهم پیچید(به قول دوستی،آخ بچه شکمم!!)… باید یه جواب سنگینی حوالش میکردم (مگه اون زیر آرس لالمونی میگیره حالا!؟)…، تا اومدم که جوابش رو بدم دیدم 50،60 نفر جلومن! و منتظرجواب بی ناموسیه من!!! دیگه نفس بالا نمیاد…خدایا یهویی چم شد؟؟؟….body language و facial expression و کانال ارتباطی، همشون طومارشون بهم پیچیده شد!! به ناچارحرفمو قورت میدم(مثه اون قورباغه نحس!)…سرویس شدم،آخ…چه تجربه سنگینی…!
    دکترحسم رو تو چهره ام سریع سنس میکنه و فضا روهندلمیکنه …صندلی رو کنارم میذاره تا از بار روانی که متوجه من شده کاسته بشه…موفق میشه …حاصل اون کلاس و اون “رابطه موثر”! هر چی که بود نوازش هایی شد که مثه خیلیای دیگه نامحسوس گرفتم و چشیدم و تا مدتها هم ادامه داشت….شایدم به خاطر همون “بچه شکمم” که خورده بود!!شاید هم…

    برای دل خودم…
    (سکانسهای خاطره انگیر/ موندگار)
    – یادم باشد! که هر بار که اومدیمحواست به رفت و آمدمان بود وما نمیدانستیم همیشه قبل از شروع کلاس، پروفایلمون رو خوب میبینی و اگه نیاز باشه یادداشتی گوشه اون؛ چرا که بر این باوری که روان بچه ها امانتیه در دست تو که با قدرت کلامت آنها را به بازیچه نگیری و به بیراهه نکشانی…
    – یادم باشدآنچه به چشمم دیدم فراموشم نشود؛هر وقت کسی با توان اندک مالی برای ثبت نام آمد تو به محمدرضای عزیز سپردی در پرداخت ثبتچندان سخت گیر نباشد چرا که در منطق نگاه تو دغدغه نان فکری و فرهنگی همیشه به دغدغه نان شکم میچربید…
    – یادم باشد! که این حال خوب را مدیون تو هستیم و سرخوش از این آرامش و سرگشتگی شیرینش،حتی اگر سراغی و نشانی از تو نگرفتیم و در انتهای راه بی معرفتی پاگیر شدیم،حتی به روی خود نیاوردیم! اما قطعا بدان این “برند شیری” که هماره بر پیشانی ما حک شده از آن توست…
    – یادم باشد! کهاگه هنر طنازانه کلامت رو داشتی هیچ وقت چاشنی علم فروشی و دین فروشی نکردی هر چند که میدانستیم پول رو خوب میشناسی…
    – یادم باشد! هر وقت کلاس درس ات شروع میشد من چشم سومی میشدم و نظاره گر حال بچه ها،میدیدم اگه کسی رو نوازشی میدادی یا باهاش صراحت لهجه داشتی یا حتی پاش به صندلی داغ! میرسید، جلسه بعد تاثیرش قابل وصف نبود وسرخوشی و سرزندگی تو چشاش برق میزدو این قصه ی “ازحال بد به حال خوب” شدنفقط مال کتابا نبود و نیستش…
    – یادم باشد! که خیلی حواست به اونایی بود که از راه دور میومدن و برات مهم بود که مبادا حالشون خوب نباشه و دست خالی برگردن…همیشه غیرمحسوس کنارشون بودی…
    – یادم باشد! با هرکس که تا انتهای این مسیر باهات همگام شد و به انتهای “سفر” و “زندگی” رسید چقدر نگاهت بهش عوض شد ولایق اون اکانت ویژه، که همیشه تو زندگی با داشتنش، تو رو کنار خودش حس میکنه و غمی به دل نداره…
    – یادم باشد! کنارمان خندیدی؛یادم باشد کنارمان گریستی…خنده هات برای خوشحالی و موفقیت هامون و گریه هات برای دردا و دغدغه مون…و اینچنین، تو شدی آن مرد نیک سرشت نیک سیرت دیار خوبان…تا مبادابه هر بارقه ای از امید و جانمون راهزنی نشه…
    – یادم باشد! که چه زیبا اتفاقهای زندگی شخصی ات رو با بچه ها شیر میکردی بدون هیچ واهمه ای،بدون هیچ پرسونایی…تو خودت بودی و خودت،و تو کلاس خودت رو زندگی میکردی…تو زندگی رو خوب زندگی کردی…چیزی که امروز گمشده خیلیاست…و چه زیباترسعی کردی اونرو به ما نشون بدی…
    – یادم باشد! بغض کردی و گله کردی از نامردی وتهمت های ناروا که توی این راه دیدی و شنیدی و دم بر نیاوردیو تحمل کردیبا اینکه درنوک حمله تنگ نظران بودی…
    – یادم باشد! که اگه همه این خوبیهات روما یکجا داریم از وجود مادریه که هر وقت فرصت عرض ارادت بهشون داشتمو ایشونم منو لایق هم صحبتیش، آروم بهم میگفت:” وقتی “علیرضا” رو تو دلم داشتم هیچ وقت نماز اول وقتم فراموش نمیشد و هر لحظه که با کلام حق مانوس میشدم شمیم نفسم روبا نوازشهای مادرانهبهش هدیه میکردم؛ و بر این باورم که امروزجانمان نیوشای اون کلام جانفزای آسمونیبدستان توست…

    سکانس آخر
    …و بگذار یادم بماند و یادش بماند! هر آنکه روزی قلبم سنگفرش قدومش شد بداند و چوون اصلی بپذیرد؛ که “او جزو عشقهای زیبای زندگیم” است و هر روز خدا با او زمزمه هایی از جنس معنا و راز دارم.

    و حالیا که این فرخنده تولدت رو چون میلاد عشقی به نظاره نشسته ایم بگذار مستانه بسرایم و بخوانم؛ که به شکرانه اش هزاران هزار بار پیشونیم به خاکه…
    ارادتمند همیشگی ات

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ بهمن ۲۰ام, ۱۳۹۳ ۴:۲۲ ب.ظ:

    برات نوشتم تو ای میل
    سورپرایزمون کردی

    [پاسخ]

     ثمانه پاسخ در تاريخ بهمن ۲۰ام, ۱۳۹۳ ۱۰:۱۳ ب.ظ:

    لایک به کامنتتون آقای علیرضا 🙂

    [پاسخ]

  23. سلام دکترجان
    تولدتون مبارک
    خوشبحالتون که درایام مبارکی متولدشدید؛بی شک حکمتی بوده درگشودن دریچه نگاه شمادربهمن ماه،ماه شکوفایی انقلاب اسلامی
    امیدوارم شاهدبزرگترین موفقیتهای دراین دهه جدیدعمرتون باشم
    ارادتمندشما
    میکائیل

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ بهمن ۲۰ام, ۱۳۹۳ ۴:۳۰ ب.ظ:

    ایام اعتباریات هستند
    بهانه ای برای درست زیستن
    “انقلاب” اگر ختم به اهداف رشد جامعه، افزایش امنیت و آسایش مردمان شود مبارک است وگرنه انقلاب در تاریخ بشر زیاد بوده که سالها بعد موجب افتخار نبوده

    [پاسخ]

  24. استاد نمیدونم چرا من فکر میکردم تولدتون ۱۹ امه٬ ببخشید برای تاخیر٬ اما خب این دلیل نمیشه یکبار دیگه اینجا بیان نکنم که از یه روزی به بعد شما شدید یه استادی که دوستانه در کنارمون بود و میدونستیم قابل اتکا هست.
    با اینکه مدتی میشه ندیدمتون اما انقدر تو این سالها لحظات ناب رو با درس و کلاس شما تجربه کردم و نقشتون در روند رشد من پررنگ بوده که در بهترین لحظات زندگیم در کنار بقیه ی عزیزانم یادتون کنم و بهترینها رو برای شما و خونوادتون از خداوند طلب کنم.

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ بهمن ۲۰ام, ۱۳۹۳ ۷:۱۱ ق.ظ:

    ثمانه عزیز
    خودت میدونی چقدر برام عزیز و قابل احترامی

    [پاسخ]

  25. دکتر جان سلام
    آغاز دهه پنجم زندگی را خدمتتان تبریک میگم. امیدوارم این دهه برایتان سراسر نور و رحمت باشه و تکامل…. چقدر این سنت شما رو دوست دارم که هر سال برای روز تولدتون مروری به احوالاتتون می کنید و دستی به سر دلتون می کشید و برای ما هم می نویسید و شریکمون می کنید و در آخر هم دعا می کنید…. واقعا باید تو پیچ و خم های زندگی افتاد و بیرون اومد تا ارزش کلمه به کلمه این سنت رو فهمید. الان من درگیر این جمله تونم”گرچه در ۳۳ سالگیم ، وقتی در عمق افسردگی دست و پا میزدم ،حرفمون شد ، ولی بهم فهماند که چیزی نا متناسب در زندگیم ، سرجاش نبود” ….. منم الان باهاش درگیرم. میونمون شکرآبه…. و تو این اوضاع، سفر حج قسمتم شده…… هنگ کردم. نمی دونم چیکار کنم. دعام کنید تا من هم بفهمم اون چیز نامتناسب چیه…

    [پاسخ]

  26. دکتر شیری عزیز و دوست داشتنی

    ممنون از متن بسیار زیبا و دلنشینتون که چند بار خوندنشم لذت بخشه

    هرچند دیر شده اما تولدتونو تبریک میگم و آرزوی شادی و سلامتی و موفقیت دارم برای خودتون و خانوادتون و همچنین رسای عزیز که ندیده خیلی دوست داشتنی می بینمش

    [پاسخ]

  27. استاد عزیز تولدتون مبارک
    آرزو میکنم این دهه زندگیتون پربارتر و شادتر باشه.
    آرزو میکنم بهترین لحظات را با خانواده و دوستان و شاگردانتون تجربه کنید.

    [پاسخ]

  28. تنت به ناز طبیبان نیازمند مباد * وجود نازکت آزرده‌ی گزند مباد
    سلامت همه آفاق در سلامت توست * به هیچ عارضه شخص تو دردمند مباد
    شاگرد مجازی شما
    با عشق و دوستی تولدتون رو تبریک میگم
    دوستدار همیشگی شما

    [پاسخ]

  29. چقدر عجیب که من تو مجموعه ی ارزشمند خاطرات شما حضور دارم.
    تاثیر انسانی مثل شما تو زندگی من خیلی عمیق تر و وسیعتر از اونی هست که بشه در غالب یک طرح یا هدیه آوردش.
    براتون دهه ی پنجاه ارزشمندی رو آرزو میکنم.

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ بهمن ۱۹ام, ۱۳۹۳ ۲:۱۰ ب.ظ:

    عجیب نیست فاطمه عزیز
    تو هنرمندی
    زلالی
    شاگرد سایه های شخصیت بودی یعنی سنگین ترین کلاس ما
    و خیلی به من لطف کردی

    [پاسخ]

  30. استاد تولدتون مبارک
    یه آمین بلند برای همه ی دعاهای خوبی که توی این متن داشتید. خداوند سایه تون رو بر سر خانواده تون و بچه های این آب و خاک مستدام نگه داره.
    عذر تاخیر

    [پاسخ]

  31. دکتر شیری عزیز ببخشید که من به دلیل مشغله ای که داشتم دیر اومدم توی سایت که تولدتون رو تبریک بگم . اول میخوام هزارن بار تولدتون رو تبریک بگم . میخوام تولد انسانی رو تبریک بگم که به من درسهایی از زندگی رو آموختند که تا شعاع دهها نفر از دوستان و عزیزانم هم کشیده شده و خیرشون به اونها هم رسیده و همیشه در زندگیم به عنوان یک استاد مهربان و بزرگ ازشون یاد می کنم . چه لحظه های سخت و پر استرسی که من در این چند سال تجربه کردم و با پرسیدن از شما گرفتن پاسخ از شما آرامش رو تجربه کردم . . . نمیدونم چرا وقتی این پست رو خوندم و عکسهاشو دیدم اشک توی چشمام جمع شد ، دلیلش رو نمیدونم . . . ولی آرزو می کنم خداوند همیشه زندگیتون رو سرشار از سلامتی و شادی و موفقیتهای بیشتر کنه و در کنار عزیزانتون لذت های زندگی رو لحظه لحظه لمس کنین . من شش ساله که دارم از درسهای زندگی و به خصوص پاسخ سوالاتی که رایگان در سایتتون میزارین استفاده می کنم و گرچه تا به حال از نزدیک ندیدمتون ولی همیشه دعاتون می کنم .
    برخاستن از عدم
    و درآمدن بر سیرت انسانی
    والاترین پدیده هستی است
    این والاترین پدیده رو هزارن بار به شما تبریک میگم . . .

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ بهمن ۱۹ام, ۱۳۹۳ ۱:۵۸ ق.ظ:

    نیکای عزیز
    خیلی محبت امیز بود نامه تون
    شرمنده شدم

    [پاسخ]

  32. سلام آقای دکتر
    تولدتون رو به شما و خانواده گرامیتون تبریک میگم. انشا الله که همیشه سلامت و پر انرژی باشید.
    امروز بعد از مدت ها مشغله کاری تونستم سری به سایتتون بزنم. وقتی این پست رو دیدم خیلی متعجب شدم که این یک سال چه جوری انقدر سریع گذشت؟؟؟؟؟ یاد پارسال همین موقع تو همین سایت افتادم که تولدتون رو تبریک گفتم! اصلا باورم نشد که یک سال گذشته!!!!! خیلی بشه انگار همین سه ماه پیش بود….
    واقعا این قافله عمرعجب میگذرد….

    [پاسخ]

  33. تولد تکرار امیدواری خداوندی ست. آن روز مبارک که آمدی، خداوند یک هموطن، دوست، معلم، پزشک و یک انسان کامل به ما هدیه داد. اکنون در سالروز این حضور مبارک، سلامتی، تندرستی، عمر باعزت برای شما استاد ارجمند آرزومندم. خداوند همیشه یار و یاورتان باشد.
    از متن بسیار زیبا و دلنشین استاد لذت بردم.

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ بهمن ۱۹ام, ۱۳۹۳ ۲:۰۰ ق.ظ:

    انسان ناقص

    [پاسخ]

  34. استاد عزیزم گرچه من فقط شاگرد مجازی شما هستم و شمارو بزرگترین استادم در زندگی میدونم!
    تولدتون رو تبریک میگم، ارزوهاتونو براتون ارزو میکنم و خیر هر دو جهان رو برای شما از خدای مهربون مسئلت میکنم!

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ بهمن ۱۹ام, ۱۳۹۳ ۲:۰۱ ق.ظ:

    کی گفته تو مجازی هستی بانو؟
    مجازی منم و امثال من
    شما واقعی هستید
    یک بانوی ایرانی

    [پاسخ]

  35. استادِ جان تولدتون مبارک از اون جایی که افتخار شاگردی تون رو دارم و این چند سال اخیر باعث این تحول عظیم اخلاقی و روحی من شما و نوشته ها و راهنمایی هاتون بوده است به خودم می بالم و نهایت خیرها و شادی ها و برکت ها رو براتون از خداوند میخواهم
    16 بهمن عقدم بود و بخش بزرگی از این تصمیم گیری را مدیون دانسته هایم از دانش شیرین شما میدانم
    برایمان دعا بفرمایید که با هم و در کنار هم رشد کنیم و والدین خوبی برای فرزندانمان باشیم .

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ بهمن ۱۹ام, ۱۳۹۳ ۲:۰۲ ق.ظ:

    بی دعوت؟؟؟؟
    مبارکت باشه هزار بار

    [پاسخ]

  36. سلام اقای دکتر عزیز
    چقدر زود گذشت
    انگار همین دیروز بود که برایتان متنی نوشتم ازصمیم قلب و تولدتون رو تبریک گفتم وصمیمانه آنچه در دل وجان داشتم را پیشکشتون کردم درحالی که هنوز از نزدیک زیارتتون نکرده بودم وشما هم این خواننده ی مجازی را ندیده بودید…..
    قطعا آشنایی با شما یکی ازبهترین موهبت های خداوند به بنده است.
    ما امسال شما را به همراه فرزندتان جشن میگیریم.
    امیدوارم درکنار خانواده سالم وسربلند باشید.
    “میلادتان مبارک”

    [پاسخ]

  37. تولدتون مبارک و به شادی. از اینکه افتخار پیدا کردم مدتی شاگرد شما باشم از لطف خدا شاکرم و اینکه می بینم این همه زنده اید و تلاش می کنید نیرو می گیرم که من هم همچنان تلاش کنم و امیدوارانه زندگی کنم یادم رفته بود از بس تلاش کردم مشکلاتم تموم بشن که همه سالهای عمرم داشت به حل مساله؛ حل مساله و فراموشی خودم سپری می شد…حالا کم کم دارم درون خودم جمع و جور میشم و صدای خودم رو هم می شنوم…

    [پاسخ]

  38. حرف های شما آب سردی بود بر فکرهایی که مرا به سوختن وامیداشت.
    به اندازه همه ثانیه های گذشته عمرتان برایت آرزوی خوبی و سلامتی میکنم(اونم در کنار مهربون ترین خونواده دنیا)

    [پاسخ]

  39. سلام دکتر شیری عزیز
    همیشه حضورم توی این سایت دنیایی انرژی مثبت به قلبم روانه می کنه
    تولدتون مبارک ان شالله سال های سال سالم و شاد و سعادتمند در کنار خانواده عزیزتون زندگی کنین و ما شاهد روزهای خوب شما باشیم ورودتون به چل چلی رو بهتون تبریک می گم و از خدا می خوام به زندگی مردی که به زندگی خیلی ها شور و گرما بخشیده نور و گرمایی بده که هرگز تلخی ها و سردی های روزگار رو نبینه.

    [پاسخ]

  40. تولد یکی از بهترین مردای ایران زمین ُ بهشون تبریک میگم ^_^
    من از شما خیلی خیلی چیز یاد گرفتم دکتر عزیز ؛ امیدوارم که بتونم به کار ببرمشون 🙂

    [پاسخ]

  41. دکتر شیری تولدتون مبارک
    ورودتون به دهه 5 زندگی شیرینتر از دهه قبل باشه
    من یکدوره کلاستونو اومدم و شناختی که از شما پیدا کردم مطمعنم که خیلی زیباتر میسازینش
    خیلی زیبا و منطقی و خلاصه تفسیرش کردین
    بهترین روزها و اتفاقات در انتظار روح پاک شماست

    [پاسخ]

  42. آقای دکتر تولدتون مبارک باشه و امیدوارم که توی زندگی شخصی و کاری موفق باشین…مثل شما کم هست که کسب کارش در جهت بهبود وضع فرهنگی مردم ایران باشه.
    آقای دکتر من یک مجرد 35 ساله هستم که مثل شما توی 33 سالگی دچار افسردگی شدم ولی با کمک مطالعه کتب روانشناسی و سایر اساتید تونستم بیام بیرون و خودمو بیشتر بشناسم. تو این دوسال فهمیدم که به زندگی به چشم یه سفر و عامل تجربه کردن و رشد کردن نگاه کنم

    [پاسخ]

  43. سلام دکتر…وقتی متن این پست رو خوندم خیلی جمله هاشو نفهمیدم چون حرفایی بودن که باید زندگیشون کرد و من تازه اول راهم اما باز خوندم و خوندم تا تونستم یواش یواش با بعضی از نیایشاتون ارتباط خاصی برقرار کنم و صادقانه میگم آدم روحش شفاف میشه یعنی برای یه لحظه هم که شده خودش رو و همه ی زندگیش رو با همه ی بالا و پاییناش به یاد میاره و من ازتون ممنونم که راه من و امثال من رو با وجودتون روشن کردین….
    من حالا بعد از 3-4سال شاگرد مجازی شما بودن(از اول دبیرستان)افتخار میکنم که شاگردتون هستم و خواهم موند….
    دکتر شیری عزیز…شما شاید تنها معلمی بودین که شبانه روز ازتون درس گرفتم و همیشه مدیونتون خواهم موند…به قول یکی از حرفای مهندس شعبانعلی:من به شما بدهکارم…
    تولدتون مبارک هست و وجودتون پراز برکت واسه جهان…امید که زندگی کنین و باز هم زندگی ببخشین….

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ بهمن ۱۸ام, ۱۳۹۳ ۱۱:۲۴ ق.ظ:

    خیلی شرمنده ام کردین

    [پاسخ]

  44. خیلی خوشحالم دکتر جان که منم مثل شما متولد بهمنم از نوع 18 مین روزش . خیلی دوستون دارم . همیشه شاد و خوشبخت باشید .

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ بهمن ۱۸ام, ۱۳۹۳ ۱۱:۲۵ ق.ظ:

    17

    [پاسخ]

  45. آقای دکتر شیری عزیز
    تولدتون مبارک
    روایتی شنیده ام که خداوند از چهل سالگی به بعد به آدم سخت میگیره و فاز جدی زندگی آغاز میشه و باید بهانه ها را کم کرد
    اینها رو بیشتر برای خودم گفتم
    دوستون دارم و ممنون آموخته هاتون هستم

    [پاسخ]

  46. سلام
    تولدتون مبارک و امیدوارم که خدا به شما طول عمر عطا فرمایند.
    از دعاهای پر مغز آخر نوشته تون واقعا لذت بردم.

    [پاسخ]

  47. دکتر شیری عزیز
    آشنایی با شما و تیم خانه توانگری برایم افتخاری است
    تولدتون مبارک، بهترین ها را در کنار خانواده و رسا کوچولو برایتان آرزومندم. همیشه پایدار و سعادتمند باشید .

    [پاسخ]

  48. تولدتون مبارک استاد عزیز، انشالله که سالهای زندگیتون سرشار از خیر و برکت و سلامتی و شادی در کنار خانواده تون و مردم عزیزمون باشه

    [پاسخ]

  49. سلام و درود به استاد عزیز
    تولدتان مبارک …
    خوشحالم که 17بهمن سالروز تولد هر دوی ماست
    پاینده باشید

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ بهمن ۱۸ام, ۱۳۹۳ ۱۰:۱۱ ق.ظ:

    مبارکت باشه

    [پاسخ]

  50. استاد بزرگوار تولدتونون مبارک باشه
    ایشالا از این به بعدش هم هر روزش پر خیر و برکت….
    ایشالا نسلتون پایدار و سایتون بالاسر ما و اقا رسای عزیز باشه
    ایشالا هر چی از خدا میخواین خدا بهترینشو بهتون عطا بشه

    [پاسخ]

  51. این نور و گرمایی که میروید زخورشید،
    در پهنه منظومه ما
    جان آفرین است..
    هستی ده و هستی فزای هر چه در روی زمین است..
    ما هیچ یک مانند خورشید
    نوری و گرمایی که جان بخشد به این عالم نداریم..
    اما به سهم خویش و در محدوده خویش،
    ما نیز از خورشید چزی کم نداریم.
    با نور و گرمای “محبت”
    نیروی هستی بخش “خدمت”
    در بین مردم میتوان آسان درخشید
    بر دیگران تابید و جان تازه ای بخشید..
    مانند خورشید!
    این شعر فریدون مشیری رو که میخوندم،خیلی انرژی داره کلامش،دوسش دارم،به قسمت نیروی ..خدمت و.بین مردم آسان درخشید..بر دیگران تابید و..دقیا من رو یاد شما و این سایت و سامانه پرسش و پاسختون انداخت که چقدر صادقانه و بی دریغ فقط به خاطر به اشتراک گذاشتن درد و مشکل و ..مردم که شاید به ه. دلیلی نتونن از متخصصش بپرسن رو شما و دوستان و همکاراتون در اختیار مردم گذاشتید..
    انشالله که روزی برسه انقدر آدمهای مسییول پذیر و متخصص مثل شما رفتار کنن و خدمت رسانی کنن که مانند خورشید به پهنه زمین بتابن..
    تولدتون مبارک دکتر شیری عزیز
    خدا پدر و مادر شما رو حفظ کنه و ممنونیم ازشون به خاطر تحویل شما به ما…
    و همینطور شما رو ب ای اونها و ما.
    انشالله پسرتون رو برای آیندگان در همین عرصه خدمت ببینید..آمین

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ بهمن ۱۸ام, ۱۳۹۳ ۱۰:۱۲ ق.ظ:

    چه افتخاریه زهرای عزیز که بخشی از این شعر فریدون مشیری را زندگی بتوانم کنم

    [پاسخ]

  52. دکتر شیری عزیز تولدتون مبارک امیدوارم همونطور که دوست دارید و پربار این دهه رو پشت سر بگذارید و بازم تو همچین پستی برامون بنویسید،از راه رفتن رها کنار قدم های باباش از حرف زدنش و ..یه عالمه موفقیت تو حیطه کاریتون

    [پاسخ]

  53. بعد از عبور، فاصله ها را شناختم
    «بی» را شناختم من و «با» را شناختم
    جغرافیای شهر تو چندان شگفت نیست
    این بام، این دوگانه هوا را شناختم
    آخر اگر چه دیر، ولی زیرکانه تر
    فرق میان ما وشما را شناختم
    گفتی: «عبث مکوش که یک دست بی صداست»
    من در سکوت نیز صدا را شناختم
    خود را شناختم من و شادا که عاقبت
    این سخت جانِ آبله پا را شناختم…
    شعر نه، سفری ناب برای میلادت از محمد علی بهمنی
    خجسته باد این روز بر مردمان این دیار….

    [پاسخ]

  54. حقیقت اینه که بعضی وقت ها نمی دونم خدا رو چطور شکر کنم برای آدم های آنقدر خوبی که آفریده و باعث شده من بشناسمشون درست مثل شما… حقیقت اینه که بعضی وقت ها وقتی به آدم های خیلی خوب و دوست داشتنی زندگیم نگاه میکنم که بهترین ها رو دارم ازشون یاد میگرم حس خیلی خیلی خوبی دارم.. چشم انداز این آدم های خوب زندگیم همه دلگرمیم هست..از اون دسته آدمهایی هستید که رزق روح آدمین ،هنوز هم گاهی در دلم از “دورترین” و “هست ترین” آدم های زندگیم طلب دعا می کنم!پس دعایمان کنید استاد، هنوز هم به بهانه “هست ترین” آدم های وجودم دلخوشم.از خدایم برای شما که زندگی و خدا را یاد خیلی ها میدن میخوام که آرامش رزق همیشگی زندگیتون باشه.
    به حق که نام استادی برازنده شما است
    یا علی

    [پاسخ]

  55. سلام آقای دکتر شیری عزیزومهربان تولدتوووووون مبارک/چقدر دلم می خواست می تونستم بیام از نزدیک تبریک بگم تا باورتون بشه که وجودتون /کلامتون /مطالب ارزشمندتون چطورباعث شده که نگاهم به زندگی فرق کنه گاهی توی سخت ترین شرایط که دستم به جایی بند نیست یادآوری درسهایتان کمکم می کند تا راحتتر زندگی کنم .امسال دومین سالی است که نتونستم خودم بیام وحضوری تبریک بگم خواستم زنگ بزنم ترسیدم شما رو رنجیده خاطرکنم بسنده کردم به همین پیام تبریک دلمون خیلی خیلی تنگ شده((بازم شمعارو فوت کنید/تاهزار…….))دوستدار همیشگی شما زهرا

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ بهمن ۱۸ام, ۱۳۹۳ ۱۰:۱۳ ق.ظ:

    زهرای عزیز
    هرگز شما مجوب ملال نبوده اید

    [پاسخ]

  56. با این نوشته به معنای واقعی کلمه گریستم
    اونجایی که حرف از علایم پیری پدر و مادر به میون اومد
    و اینکه به خاطر همین بلایای 7-8 ساله چاره ای جز رفتن برام نمونده و چند ماه دیگه برای من آغاز راهی هست که حتی اگه بدونم تصمیم نادرستی بوده، احساس میکنم چاره دیگه ای برام نیست!
    در ضمن استاد من 3 سال پیش به دعوت یکی از دوستانم کلاس های انتخاب همسر شما رو شرکت کردم، با اینکه اولش صرفا به خاطر اصرار اون دوستم و یه جورایی دور همی اومده بودم، اون کلاس یکی از مفیدترین دوره های زندگیم بود!
    تا قبل از اون هر کسی که میومد طرفم رو یه جورایی خواسته یا ناخواسته می روندم، ولی در نهایت شگفتی! همون سال ازدواج کردم و به شدت از انتخابم راضیم ( در حالیکه یقین دارم اگه اون دوره نبود درجا ریجکت میکردم! اونم فقط به خاطر یک سری موارد و معیارهای پیش پا افتاده! که قبلا میذاشتم رو حساب منطق ، عقل و یا تجربیات دیگران)
    احساس میکنم بهترین همسر دنیا رو دارم و این انتخاب رو از شما دارم

    تولدتون مبارک استاد

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ بهمن ۱۸ام, ۱۳۹۳ ۱۰:۱۴ ق.ظ:

    چقدر سارای عزیز خوشحالم کردید
    من را نیز دعوت میکردید!!!! میدونید که با کله میرم مراسم بچه ها را اگر وقت کنم

    [پاسخ]

  57. امیدوارم به بالاترین ظرفیتتون بتونید جامعه عمل بپوشونیدو ومحقق کنید خودتون رو.سپاس بابت حسهای خوبی که دادید و میدید.خدا سایه پدر و مادرعزیزتون رو مسندام بدارد

    [پاسخ]

  58. تولدتون مبارک دکتر شیری عزیز
    چی در نوشته های شما هست که انقدر ادمو منقلب میکنه و اشک ادمو در میاره!! مخصوصا در قسمتی که گفتین (خدای 40 سالگیم…)
    امیدوارم شرایطم کمکم کنه که بتونم به زودی در دوره هاتون شرکت کنم چون در استانه ی رفتن عزیزی از زندگیم خیلی به ارامبخشهای کلامیتون احتیاج دارم.

    [پاسخ]

  59. زادروزتون فرخنده استاد نازنین .
    همیشه در بحران های جورواجور زندگی معتقدم خداوند پیغامش را از زبان بندگان خوبش به ما میرساند . شما یکی از این بندگان نازنین و خاص حضرتش هستید .
    افتخار بزرگیست شاگردی شما
    پیروز و شادکام باشید نازنین استاد

    [پاسخ]

  60. سلام.
    دکتر تبریک تولدتون هم برای ما باعث افتخار و سعادتیه برامون.
    خیلی دوستتون داریم.
    انشالله سایه شما همیشه رو سر مردم این دیار باشه.

    [پاسخ]

  61. دوغوم گونوز مبارک اولسون منیم جان استادیم
    یاشا استادیم

    100 ییل یاشا
    سنین درسیلرین
    سنین سوزلرین منیم و بیزیم یول چراغیمیزده
    تبریزدن اوز شهریننن

    [پاسخ]

  62. سلام دکتر
    تولدتون مبارک از درگاه ایزد متعال براتون سلامتی ونشاط جسمی وروحی ودرکهای زیبا وعمیق درونی وعمری پرخیروبرکت آرزومندم

    [پاسخ]

  63. سلام اقای دکتر.
    تولدتتون مبارک باشه. انشالله دهه 5 از زندگیتون همراه با سلامتی، شادکامی و موفقیت (در همه نقش های مختلفی که نام بردید) باشه. من امسال برای اولین بار در کلاس شما (شخصیت سالمتر) شرکت کردم. واقعا خوب بود. مخصوصا اون جلسه آخری و آخرش که بهم گفتید بپذیر که در بستری هستی و همه چیز همیشه اونطور که دل تو میخواد پیش نمیره.
    دکتر به خاطر مطالبی که ازتون یاد گرفتم و همچنین به خاطر زمستان 93 شخصیت سالمتر ممنونم. سلامت باشید و پایدار

    [پاسخ]

  64. استاد بزرگ و عزیز تولدتون مبارک. با آرزوی توفیق روز افزون،خوشحالم افتخار شاگردی شما را داشته و دارم. ارادتمند همیشگی شما هستم.

    [پاسخ]

  65. سلام استاد عزیز
    چهل سالگیتون مبارک
    شاید هدیه ای که بتونه خوشحالتون کنه از توان من خارج باشه
    اما بازتاب به کار بستن تمام آموزه هاتون تو زندگی واقعیم ….روح زندگی ای که بوسیله تلاش و کلام شما آموختم همیشه شاداب و پر طروات بشه ….دکتر من اگر روزی مادر بشم حتما به فرزندم از شما خواهم گفت…حتما..
    انشالله بازم بتونم در کنار شما وبچه های خوب خانه توانگری زندگی بهتری برای خودم به ارمغان بیارم ….
    از خدا براتون بهترین ها رو میخام…و بنظرم بهترین ها همین هایی بودن که خودتون در آخر مطلب اشاره کردید
    خدا به وقت شما خیر وبرکت وآقا رسا رو هم ازشر و فتنه های زمانه مصون نگه داره
    با آرزوی عاقبت بخیری…تولدتون مبارک.

    [پاسخ]

  66. سلام استاد
    من 84 تو فنی افتخار شاگردیتونو داشتم و امشب دیدم که اون موقع شما اول همین برنامه ده ساله بودینو الان تهش و من تو تمام این مدت دورادور نظاره گر! ول دان استاد گود جاب! واقعا حسودی آوره صادقانه ! 🙂
    تولدتون مبارک و اینکه اون موقعه هام باید حدس میزدم بهمنی باشید! این قد ما بهمنیا قربونش برم باحال و جذابیم :))

    [پاسخ]

  67. استاد عزیزم تولدتون مبارک!
    چه حس خوبی پیدا کردم از خوندن متن شما در آغاز دهه پنجم! من هم چند روز پیش وارد دهه چهارم زندگیم شدم و احساس خوبی داشتم از آغاز مسیرم در سی سالگی و با خوندن نوشته شما کلی انگیزه پیدا کردم برای نوشتن درست و حسابی اهداف و دنبال کردن برنامه هام برای دهه چهارم 🙂
    با تمام وجودم براتون زندگی سرشار از خیر و برکت آرزو دارم چرا که شما لایق دریافت زیباترین برکات الهی در زندگیتون هستید، به واسطه گشایش دریچه خیر و معرفت برای من و سایر شاگردان این سرزمین 🙂

    [پاسخ]

  68. تولدتون مبارک استاد.
    عکس آخر خیلی زیبا بود. امیدوارم کوچولوتون همیشه در راه درست قدم بگذاره و روزی شما قصه چل چلیش رو بخونید.
    شاد باشید.

    [پاسخ]

  69. استاد عزیز اغاز دهه پنجم زندگی بر شما مبارک به امید روزها و دهه هایی پر از شادی و سلامتی و موفقیت در کنار خانواده

    [پاسخ]

  70. دکتر شیری گرامی
    سالروز تولدتون را تبریک میگم. شما معلم بزرگوار هر رو ز و هر لحظه برای ما متولد می شوید و به صبر و استقامت بزرگ مردانی چون شماست که ما هنوز نفس میکشیم و به امید روزهای بهتر سختی ها را به جان میخریم تلاش میکنیم.

    [پاسخ]

  71. با سلام خدمت استاد عزیز وتولدتان مبارک مثل همیشه زیبا و قشنگ بود به نظرم دعای زیبا وخواستن چیزهای خوب ازخدا هنر بزرگی است که هنرمندی مانند شما از پس ان برمی ایدخیلی وقت ها ما نمی داتیم که ازخدا چه می خواهیم ویا اصلا چگونه ازاو بخواهیم سعی می کنم جملات شما را به خاطر بسپارم چون خیلی از انها حرفهای دلم است ولی نمیدانم چگونه عنوان کنم .
    با سپاس فراوان

    [پاسخ]

  72. سلام
    “تولدتون مبارک”.با آرزوی بهترین ها برای شما.
    من خواننده خاموش این سایتم.
    اینجا جاییه که بارها با خوندن مطالبش حال خوبی بهم دست داده.
    مرسی از سایت خوبتون…

    [پاسخ]

  73. تولدتون مبارکه آقای دکتر.
    اما اجازه بدید دعاکنم خیلی هم زندگی بهتون سخت نگیره، هرقدرم شما صبور، با تجربه و با ایمان هستید و رفیق راه دارید.
    بابت برکت وجودتون از خدا تشکر میکنم و بابت بودن پررنگ تون توی روزهای شاد و غمگین زندگیمون ازتون تمام قد سپاسگزارم.

    [پاسخ]

  74. سلام اقای دکتر
    میلادتون مبارک
    استاد سلامت باشید
    در سالن نژاد فلاح کرج مثل همیشه عالی بودید و سخنانتون مثل همیشه موثر

    [پاسخ]

  75. سلام دکتر شیری عزیز، شما از بهترین اساتید زندگیم هستید و کلاسهاتون از خاطره انگیزترین و بهترین کلاسهایی بود که شرکت کردم، شما را مردی تحصیلکرده ، فهیم ، چند بعدی، معتقد، خانواده دوست و انسانی کامل یافتم و مفتخرم که دوره ای هر چند کوتاه شاگردی استادی چون شما را کرده ام. برای شما ، همسر خانم و رسای عزیز ، و پدر و مادر گرامی تون آرزوی روزهایی بهتر از پیش و عاقبتی خیر را از خدای منان خواهان.

    [پاسخ]

  76. با سلام و احترام
    سالروز تولدتان را تبریک می گم.و شکر گزار خداهستم بابت نعمت وجود شما در این سیاره .سیاره ای که هم توش آدمارو زنده زنده میسوزونن به بهانه جنگ ودشمنی و… هم توش مادرترزاهای شناخته شده و ناشناخته وجود دارن.
    وحضور شماو امثال شما باعث دلگرمی و امیدواریه.
    من از خوانندگان نوشته هاتون هستم.درایام نقاهت شیمی درمانیم که روانم را بسیار رنجور کرده بود، سعادت خواندن مطالبتون را پیدا کردم که امیدوارم بتونم ازشون استفاده کنم.آقای دکتر؛ برام جالب بود که نوشته بودید افسردگی هزینه تصحیحی در زندگیتون بوده. منم فهمیده ام که ابتلا به بیماری برام نوعی هزینه تصحیحه اما متاسفانه نتونستم چیزی رو تصحیح کنم! از لحاظ تئوریکی شایدچیزایی رو فهمیده باشم(البته عرض کردم شاید)- یعنی این که چه چیزایی غلطه چه چیزایی درست- مشکل اساسی من اینه که نمیتونم دانسته هام رو جامه عمل بپوشونم. خلاصه تقریبا دارم با همون شیوه غلط گذشته ادامه میدم. آقای دکتر، آیا میتونم وقت مشاوره ای ازشما بگیرم تا منو در بهبود کیفیت زندگیم راهنمایی کنید؟سپاسگزار میشم.
    دعاگو هستم

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ بهمن ۱۷ام, ۱۳۹۳ ۹:۲۰ ق.ظ:

    با کمال میل
    بهتون ای میل زدم به آدرسی که اینجا کامنت گذاشتید

    [پاسخ]

  77. بزرگوار، استادم
    تولد شما بی شک بهانه ای شد برای تشکر از زحمات فراوانتان.
    زبانم قاصر است از شکر نعمت تولد و حس بودن شما.در روز تولدتان سر بر زمین ساییده واز در گاه حضرت حق، نهایت سپاس خود را به جا آورده و برایتان سالهای سال عمر با عزت و برکت خواستارم.
    باشد که بقا عمرتان با عزت و سر بلندی و توام با خدمت باشد.

    [پاسخ]

  78. سلام اقای دکتر. زادروزتون مبارک… چندوقت پیش اومدم خانه توانگری عرض ارادی کنم بداقبالی نبودن شما نصیبمان شد. خداوند جانتان را به اراستگی پدر بودن مزین تر کند. شما وارد چهل شده اید و من سی. دستاوردهای این دهه چه باشد مایه افتخار زندگیمان میشود؟

    [پاسخ]

  79. سلام
    تولد آغازیست دوبار ..آغاز دهه 5 عمرتان مبارک باد …
    وقتی قلم گرمتان را میخوانم ، روحم را دگرگون میکند !
    شاگرد چنین استادی بودم،هستم چقدر تونستم از این نور اگاهی استفاده صحیح کنم ؟

    [پاسخ]

  80. عالی بود.
    بی صبرانه منتظر تولد 120 سالگیتون هستیم ! 🙂
    و دوستون داریم خیلی زیاد.
    کاش عکس صورت رسا خان رو هم میذاشتین.

    [پاسخ]

  81. دکترعزیز…
    اول از همه سلام
    دوم خداقوت
    سوم میلادتون مبارک وشادباش…

    الهی همیشه زیرسایه ی خداوند مهربون سالم وسلامت باشید وهمیشه سایتون زیر سر خونوادتون باشه…با آرزوی سلامتی برای پدر ومادر عزیزتون– الهی آمین

    ی جورایی با دیدن عکس اتاق کارتون که با بچه ها انداختید حسودیم شد آخ ما شهرستانی ها فقط افتخار اینو داریم از طریق ایمیل و سایت و رسانه ملی با صحبتهای شیرین شما ونوشته هاتون انس بگیریم،البته من افتخار اینو داشتم در همایش بابل(مدرسه پورنگ) حضورداشته باشم..خداروشکر از ملاقات حضوری شما و انداختن ی عکس یادگاری بی بهره نموندم..

    ای کاش بشه بزودی دوباره تو همایشتون حضور پیدا کنم چ شمال ایران چ تهران..

    موفق و موید باشید

    [پاسخ]

  82. تولدتون مبارک استاد. با این که تا حالا از نزدیک ندیدمتون ولی خیلی چیزا ازتون یادگرفتم. امیدوارم خدا عمری با برکت پر از شادی کنار عزیزانتون براتون رقم بزنه.

    [پاسخ]

  83. تبریکات منو هم پذیرا باشید دکتر شیری عزیزم، به نوبه ی خودم و به عنوان کسی که در این دوره از زندگیم و به ویژه سال اخیر، بهترین لحظه ها و آموزش ها رو در کنار شما در خانه توانگری سپری کردم ، براتون عمری پربرکت و راهی پر از روشنی آرزو دارم.
    مفتخرم به شاگردی شما که امیدوار و توانمند شدم با درس های پربارتون

    [پاسخ]

  84. آقای دکتر شیری عزیزم تولدتون رو صمیمانه تبریک می گم. هنوز بعد از گذشت سالهای زیادی که از زمان حضورم در دوره های شما می گذره با درسهای شما زندگی می کنم. دعاگوی شما هستم هر لحظه.

    [پاسخ]

  85. سلام
    بنده این آیه شریفه را به آقای دکتر معرفی می کنم . شاید دعای قنوت ادم چهل ساله ها هم باید تغییر کند …خیلی از حرفهای بالا …بسیار شبیه معانی این ایه است :
    سوره احقاف -آیه 15

    (و وصینا الانسان بوالدیه احسانا حملته امه کرها و وضعته کرها و حمله وفصاله ثلثون شهرا حتی اذا بلغ اشده و بلغ اربعین سنه قال ::::::::::رب اوزعنی ان اشکرنعمتک التی انعمت علی و علی والدی و ان اعمل صالحا ترضیه و اصلح لی فی ذریتی انی تبت الیک و انی من المسلمین ):

    (و ما به انسان سفارش پدر و مادرش راکردیم که به آنها نیکی کند، مادرش او را به حملی ناراحت کننده حمل نمود و به وضعی ناراحت کننده به دنیا آورد و حمل او تا روزی که از شیر گرفته شود سی ماه بطول می کشد و تا هنگامی که به حد بلوغ و رشد عقلی برسد همچنان پدر و مادر مراقبش هستند تا وقتی که به حد چهل سالگی برسد، آنوقت می گوید: پروردگارا به من توفیق بده که شکر آن نعماتی که به من و پدر و مادرم بخشیدی به جا آورم و اعمال صالحی که موجب خشنودی تو باشد انجام دهم ، و ذریه و فرزندان مرا نیز اصلاح فرما، بدرستی که من به درگاه تو رجوع می کنم و از تسلیم شدگان هستم )

    [پاسخ]

  86. سلام دکترشیری عزیز و معلم گرامی
    من تحول درونی خودم رو سال ها پیش با آموزه های شما آغاز کردم.حدود 23 سالم بود و احساس شکست خوردگی داشتم و که خیلی وقت همراهم بود.میخواستم دربیام از اون وضعیت .در شروع اتفاقی کتابی از وین دایر خوندم و از اهواز خواننده سایت شما شدم . القصه الان تقریباً 8ساله شاگردی شما رو میکنم و مفتخرم از این بابت و رشدهایی داشته ام که بی شک به لطف خدا و شاگردی کردن در محضر شما بوده.تولدتون رو تبریک میگم.آرزوی سلامتی برای همه خانواده محترم شما دارم و عرض ارادت ویژه خدمت مادرخانم گرامی که با دیدن عکس هاشون دلم برای لحن صمیمی و مهربانشون تنگ شد.

    [پاسخ]

  87. دکتر شیری عزیز تولدتون مبارک ها باشه… ایشالا کنار همسر و پسر و پدر و مادر عزیزتون شاد و خوشبخت باشین سالیان سال 🙂

    [پاسخ]

  88. سلام جناب شیری عزیز. یکی از دوستانی که در حوزه صنعت فعالیت دارن و در دوران 7-8 سال گذشته مشکلات بسیار زیادی در بخش تولید براشون پیش آمد کرد در یکی از جلسات دورهمی فرمود: “کاش به جای سرب مذاب نوع آلیاژ مصرفی را از ما صنعتگران بپرسن”

    [پاسخ]

  89. جادوی دکتر شیری
    داستان و فیلم های بزرگ، شخصیتی دارند که خواننده یا ببینده با آنها همذات پنداری می کندو در حقیقت این شخصیت ها بازتابی از ارزش های خود آنان هستند و باعث پیوند عاطفی با اثر می شوند. شخصیت داستان های بزرگ “اصیل، جذاب و متمایز” هستندو این همان جادویی است که ما را ترغیب می کند به دیگران هم توصیه کنیم این کتاب یا این فیلم را ببینند. این نکات قلب هر کسب و کاری هستند که درنوشته ی دیگری به آنها اشاره خواهم کرد.
    آقای دکتر شیری، تولدتون مبارک، از این که با زندگیتان داستان بزرگی را برای ما روایت می کنید ممنون و سپاسگذارم.
    به قول قدیمی ها: خدا از بزرگی کم تون نکنه. (چون می دونستند بدون شخصیت بزرگ داستان بزرگی هم وجود نخواهد داشت.)

    [پاسخ]

  90. با سلام و عرض ادب
    باعث افتخار و مباهات ماست که فرزند ارزنده این سرزمین با بهره گیری از توجه و تربیت پدر و مادر گرانقدرش که از اوان کودکی به یادگیری آموزه های دینی و اخلاقی و علمی او عنایت داشتند چهل سالگی را پشت سر می گذارد .
    شما را در زمره ثروتمندترین مردم می دانم چرا که شاگردان فراوانی که تربیت نموده و درس زندگی به آنان آموختید گوهرهای ناب و ارزشمندی هستند که بالقوه هرکدامشان می توانندجامعه ای را نورانی و بهره مند سازند .
    دعاگویتان هستم

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ بهمن ۱۶ام, ۱۳۹۳ ۱۰:۳۳ ق.ظ:

    معلم عزیزم
    من یکی از هزاران نفری هستم که شما در سالهای جنگ تربیت کردید
    خدا رحمت کند شهید بزرگوارمان علیرضا ناظم را که کنار ایشان و شما زندگی را میپشدیدم و نوجوانی بیش نبودیم
    همه این ها ثمره آن بذرهاییست که شما بزرگواران به نشو و نمایش کمک کردید
    دست بوستان هستم
    علیرضا

    [پاسخ]

  91. مبارک باشه تولد مردی که تو نوشته هاشون و گفتارشون سر کلاس به ما یاد دادند که میشه درد و غم داشت ولی نذاشت که این درد بهانه ای بشه برای بد زندگی کردن …

    [پاسخ]

  92. تولدتان مبارک البته پیشاپیش.عمری با برکت با سلامت و با صلابت را برایتان ارزومندم.

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ بهمن ۱۶ام, ۱۳۹۳ ۱۰:۳۴ ق.ظ:

    خانم دکتر
    شما لطف بزرگی به من و بچه های اون دانشگاه عزیز خوراسگان داشتید

    [پاسخ]

    مریم حمیدیا پاسخ در تاريخ بهمن ۱۷ام, ۱۳۹۳ ۷:۴۴ ق.ظ:

    افتخار عظیمیست پای صحبت های شما نشستن و با جان دل گوش دادن.مسرورم از این که تونستم همانگونه که خودم از صحبت های شما استفاده میبردم بقیه رو هم سهیم کنم.شما لطف دارید استاد.

    [پاسخ]

  93. نمدونم چرا با خوندن متن بالا فقط اشک ریختم
    براتون عمر با عززززززت از خدا میخوام
    و اینکه بحق بزرگترین درسای زندگی که ازتون آموختم؛ هرررررگز گرفتار و درمونده نشین

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ بهمن ۱۶ام, ۱۳۹۳ ۱۰:۳۴ ق.ظ:

    حیف عروسی تو را از دست دادم
    حمید را ببوس و تنگ در آغوش بگیر
    یه بار میایم خونه تون

    [پاسخ]

    شبنم پاسخ در تاريخ بهمن ۱۶ام, ۱۳۹۳ ۱۰:۴۲ ق.ظ:

    حضور شما برکته؛ منتظرتونیم.

    منزلمونم نزدیکتونه

    دقیقا روبروی پله های پل عابر دانشگاه آزاد

    [پاسخ]

  94. تولدتون مبارک، امیدوارم زندگی ما هم پر از این حس های قشنگی باشه که شما تجربه کردید 🙂 کاریکاتوره خیلی قشنگ بود 😀

    [پاسخ]

  95. بی نظیرید استاد. به خاطر همه چیزایی که بهم یاد دادید ازتون بی نهایت متشکرم.
    پاینده و استوار باشید و بدونید دعای خیر همه ماها همیشه باهاتونه.

    [پاسخ]

  96. خداوندا…
    هر آنچه را که به بهترینهایت عطا کردی به او نیز عطا کن…
    روزیش را فزونی ده و سلامتش بدار…
    و از همه مهمتر عاقبتش را به خیر و نیکی دار…
    تولدتون مبارک دکتر.
    سایه تون بر سر ما و همه بچه ها و تمام عزیزانتون بازتـــر باد.

    [پاسخ]

  97. چه جالب بود

    آرزوی موفقیت برای شما آقای دکتر در دهه 5
    ما در دهه 3 هستیم جایی که شما حتما قبلا تجربه اش کرده اید …

    استاد این سوال و خیلی دوست دارم لطفا پاسخ بدید

    اگر الان جای من اواسط دهه 3 زندگی بودید و البته با بینش الانتون ، چ باید و نبایدی را برای مسیر حرکتی تو زندگی تعریف می کردید
    دنبال دیالوگ نیستم یه حرف متحول کننده میخوام …

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ بهمن ۱۶ام, ۱۳۹۳ ۱۰:۳۶ ق.ظ:

    حسین عزیزم
    در 25 سالگیم واقعا رو ریل افتاده بودم
    شاید من زبان فرانسه را نصفه رها نمیکردم و ظرف یکسال قصه اش را کوتاه میکردم
    جاهای بیشتری در ایران را عکاسی میکردم
    مثنوی را قطعا شروع میکردم( من 33 سالگیم شروع کردم)

    [پاسخ]

    حسین پاسخ در تاريخ بهمن ۱۶ام, ۱۳۹۳ ۱۰:۴۲ ق.ظ:

    بسیار متشکرم از پاسخی که دادید

    حتما مثنوی را میخوانم البته شرح مثنوی را چون خیلی از لغات و ترجمش و بلد نیستم 🙂

    [پاسخ]

  98. دکتر شیری عزیز فوق العاده بود
    مخصوصا اون قسمت ای آخر که اصلا انگار با صدای دکتر شریعتی تو ذهنم خونده شد
    خوشا به حال شما استاد عزیز
    ورود به دهه بعدی زندگیتان مبارک پر از خیر
    پر از برکت
    پر از شادمانی های خوب

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ بهمن ۱۶ام, ۱۳۹۳ ۱۰:۳۷ ق.ظ:

    خدا رحمتش کنه استاد بزرگوار شریعتی را

    [پاسخ]

  99. استاااااااااااد تولدتون مبارک…
    خوش اومدید به دنیای ما ..
    و خدا رو شاکرم بابت بودن شما و بابت شاگردی شما.
    الهی که سال های سال در کنار عزیزانتان با سربلندی و شادی و سلامتی باشید…
    اگر تهران بودم حتما حضوری برای عرض تبریک خدمت می رسیدم..

    [پاسخ]

  100. تولدتون مبارک استاد، تو همه این سالهای آشنایی با شما از مجله موفقیت تا افتخار شاگردیتون خیلی چیزها از شما یاد گرفتم و اینکه توصیه های شما خیلی جاها تو زندگی دستمو گرفت، از خدا میخوام اون در زندگی دستگیر شما باشه…
    با آرزوی بهترین ها

    [پاسخ]

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.