من امروز میگریم تا او فردا بخندد

image_pdfimage_print

کودکان پاکستان

این عکس کودکان  کشته شده و معصوم پیشاور است ، ۱۴۰ بچه که پدرانشان پرسنل نظامی پاکستان بودند ، در حمله افراطیون طالبان به قتل رسیدند

کودکان پاکستان 1

کودکان پیشاور دیگر با رعب و وحشت ، احاطه بین اسلحه و نا امنی ،میتوانند به مدرسه بروند و طنز تلخ اینست که بناست  یاد بگیرند در زندگی چگونه مفید باشند ، چگونه شادی و برکت داشته باشند …

کودکان هندی

اینجا مدرسه ای در هند است  ، ۲۱ دسامبر ۲۰۱۴ که به احترام بچه ای هم سن و سال کشته شده پاکستانی شان ، دو دقیقه  به احترام به دعا مشغول شدند ؛ به ایشان یاد داده شد که دوستی و صلح برای ادامه زندگی شان مفید تر است

 

ایزدی

برای دخترکان ایزدی اسیر در دستان هوسبازان داعشی ، تلخ میگریم و برای بچه هایی که در اردوگاه و چادر و بیابان بهترین سالهای شادیشان میگذرد میگریم

Taliban_beating_woman_in_public_RAWA

برای کودکان افغان میگریم که سالهاست جز رنج و تحقیر مادرانشان و نا امیدی به اینده هیچ افقی ندارند و بزرگان شان به فکر جرگه  قدرتند هستند نه جرعه ای  خدمت

کودکان سوریه

برای کودکان رقه که با تربیت افراطیون مسلمان ،به جای عشق و صلح و امید ،  با نفرت بزرگ میشوند ،میگریم

برای پسربچه گان تکه تکه شده مدرسه پیشاور به جرم کور پدران بیچاره شان که در ارتش فاسد ، مجبور به  خدمتند میگریم ، برای پدران و مادران مظلومشان میگریم

برای همه بچه های دهه  ۵۰ و ۶۰ کشورم که فرصت شادی و خنده و امیدشان محدود شد به پناهگاه و آژیر، میگریم

برای بچه های بزرگ شده در پایگاههای شکاری ارتش  و مادرانشان که هر روز پدر را برای ماموریتی دیگر بدرقه میکردند و  دعاخوانان منتظر بازگشت آن قهرمان ، پای یک تلفن قدیمی مضطربانه مینشستند ، میگریم

جنگ 1

برای کودکان  پدرشهید میگریم که به سختی بزرگ شدند و هرگز کسی نفهمید غمها و نداشتنهایشان نیز بزرگ  بزرگتر شد

برای کودکان با پدران یک پا و تک دست و بی چشم و ….میگریم که نگاههای سنگین اطرافیان و بازیهای نکرده با پدران خویش را هرگز جبران نکردند

جنگ2

برای مادران و پدرانی میگریم که فرزندانشان در زندانهای بعثی اسیر بودند و ایشان پای رادیو عراق لای اون همه نویز و پارازیت و سوت مزاحم ، دنبال شنیدن اسم و صدای فرزندشان پیر شدند در حالیکه  حقشان بود جوان رشیدشان را  با عشق در بر بگیرند و پیشرفتش را در کسب و کار و دانشگاه ببینند نه پیرپسرش را بعد  از خلاصی از دست دژخیم

جنگ

من امروز میگریم و  برای خنده های فردای فرزندان این وطن ، به پسرم میگویم  پهلوانانی  در این دیار زیستند که هرگز فراموششان نکن ولی  یادت باشد جنگ ، تعصب و افراطی گری، بدترین حماقتهای انسان است و او را تربیت میکنم که جای همه فرصتهای نزیسته پدران و عموها و بزرگان  قبیله اش ، بهتر زندگی کند


مرجع عکسها سایت بیست

46 دیدگاه در “من امروز میگریم تا او فردا بخندد

  1. فراموش نکنیم برخی اوقات ناگریز از جنگیدنیم؛ جنگ برای دفاع با ارزش است و گریختن از آن مذموم. این را هم باید به فرزندانمان بیاموزیم.

    *در متن یک اشکال محتوایی وجود داشت: اینکه ارتش کشوری را فاسد بنامیم چندان زیبا و مصفانه نیست چون همیشه تحلیلهای سیاسی 100 درصد درست نیستند و بستگی زیادی به منافع منتشر کننده آن دارند. از سوی دیگر طالبان به مدرسه کودکان نظامیان حمله کرد چون ارتش پاکستان در حال قلع و قمع کردن آنهاست که اتفاقا تنها کار درستیه که در موردشون میشه انجام داد.

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ دی ۱۹ام, ۱۳۹۳ ۲:۲۳ ق.ظ:

    ارتش پاکستالن خیلی قصه ها داره…وقتی نوشتم فاسد میدونستم دارم از چی مینویسم
    کمی مطالعه کنید متوجه میشید داستان بیش از مبارزه با طالبان است

    [پاسخ]

    ت پاسخ در تاريخ دی ۲۰ام, ۱۳۹۳ ۱:۵۶ ق.ظ:

    سلام
    البته من هم بی دلیل این حرف را نزدم چون ارتباط نزدیکی با این مردم دارم؛ از طرف دیگر این واقعه تلخ نه ناشی از کاستیهای سردمداران این ارتش بلکه ناشی از کینه طالبان نسبت به رده های عادی آن بود؛ بنابراین لازم دانستم به این نکته اشاره کنم. هرچند اصل مطلب و هدف متن شما چیز دیگریست.

    [پاسخ]

  2. سلام دکتر شیری عزیز، خوشحالم که شما هم به جنگ و خونریزی ها اینگونه نگاه می کنید و سپاسگزارم که جنگ 8 ساله ایران را به زعم بسیاری از دوستان روشنفکر بیهوده نمیبینید
    من زنی هستم که زیبایی ها و بازیهای زمان کودکیم باهمان آژیر ها عجین شده. واز 8 سال جنگ نابرابر ایران با تمام دنیا 8 ماه هم پدرم را ندیدم
    من زنی هستم که قبل از فوت پدرم سه روز در کودکی طعم تلخ فقدان پدر را چشیدم و متعاقب آن استرس بسیاری که بر مادرم وارد شده بود
    من اکنون زنی هستم که در 4 سالگی برادری را با مرگ تدریجی از دست داد که مرگش محصول ضرادخانه های اسلحه قدرتمندان بود
    من خواهر مردی هستم که در اثر موج انفجار با هر صدای ناگهانی دچار حمله می شود و شاهد تلخ گویی های مردمی است که در همه جا به مهربانی شهره اند.
    من خواهر مردی هستم که از زمانی که 4 ساله بودم مرگش را روزی 5 بار شاهدم آن زمان که نفس در ریه هایش راه گم می کند.
    من خواهر مردی هستم که در عنفوان جوانی پاهایش را در میدان مین جا گذاشت تا احدی اکنون به ناموسش که من باشم نگاه چپ نیاندازد
    من خواهر مردی هستم که مزه شیرین دوچرخه بازی برای همیشه به عنوان حسرت در خاطرش نقش بسته و دویدن آرزویی دست نیافتنی
    من مادر دختری 8 ساله هستم که برایش سوال است چرا مردمان باهم می جنگند مگر خداوند به اندازه همه مردمی که خلق می کند نعمت هایش را ارزانی نداشته و من باید در پاسخش توضیح دهم که گاهی ما انسانها اجازه می دهیم تنوره دیوی در قلبمان به حرکت در بیاید و این دیو جز زیاده خواهی توام با حماقت چیز دیگری نیست.

    آقای دکتر سپاسگزارم که شما هم به فرزندتان می آموزید که به جای تمام نزیستن های بزرگان وطنش تلاش کند تا بهتر زندگی کند و فراموش نکند که :
    ما برای آنکه ایران کشوری تابان شود خون دلها خورده ایم.
    خون دلــــــــــــــــها خورده ایم

    [پاسخ]

  3. متن شما هم دوباره من را به یاد شیار 143 انداخت.
    دو روز پیش این فیلم را دیدم. باور کنید یک لحظه آن صحنه ها و نگرانی ها و … از خاطرم نمی رود. از آن موقع تا الان صدها بار بغض کرده ام و گریستم و صحنه های فیلم را مرور کردم. در این مدت، ترانه زیبای دو هنرمندمان هم دائم در پس زمینه ذهنم، با صحنه های فیلم پخش می شود. انگار که قصه زندگی الفت بود و دخترش و مریم:
    چه آرزوهایی که نمرد، چه سینه هایی که نسوخت
    کسی دیگه تو اون دیار رخت عروسی ندوخت………

    زنده باد خانم نرگس آبیار، عالی بود.

    [پاسخ]

    معصومه پاسخ در تاريخ دی ۲۰ام, ۱۳۹۳ ۸:۲۸ ق.ظ:

    متن تان بسیار زیبا بود از خواندن آن احساس غرور کردم ودرک بالایتان…
    موفق باشید

    [پاسخ]

  4. سلام آقای دکتر شیری عزیز /امیدوارم خوب باشین
    دیشب یعنی سه شنبه شب 16 دی ساعت 20 برایم پیامکی اومد که نوشته بود شما به برنامه ی فیروزه در شبکه 1 میاین.سریع زدم شبکه 1 و شما را دیدم و حرفاتون روشنیدم.خیلی برام جالب بود ببینم شما در زندگی خانوادگی چطور هستین و چه رفتاری دارین.خیلی جالب بود برام وقتی خانومتون گفتن که شما هم گاهی دعواتون می شده و دلخوری پیش میومده ولی خیلی زود بر طرف می شه و شما گفتین که سعی می کنید از سوراخ قبلی گزیده نشین.باید بگم عالی بود.ممنونم که خبر دادین.فقط اگه ممکنه وقتی توی رادیو یا تلویزیون برنامه دارین چند ساعت زودتر خبر بدین که از دستش ندیم.ممنونم ازتون.برای شما و خانواده محترم ارزوی سلامتی و شادی دارم.

    [پاسخ]

  5. من هم اندوه میخورم از این همه حجم بزرگ رنج . برای خودمم هم بسیار گریه میکنم که این همه ضعف، ناخواسته در من ایجاد شده و باید برای مقابله با آن بجنگم… چه جنگ بی رحمی.

    [پاسخ]

  6. خیلی متاثر شدم. خیلی اوقات غرق در روزمرگی و فارق از مشکلات دیگران روزها رو سپری میکنیم. ممنون دکتر به خاطر تلنگرتان …

    هموطن
    همه چیز در دستان من و توست … وقتی بال زدن یک پروانه در تمامی کائنات موثر است چگونه اعمال و رفتار ما موثر نباشد ؟؟
    درست زندگی کردن را بیاموزیم.
    درست زندگی کنیم.
    دیگران درست زندگی کردن را از ما خواهند آموخت.
    و همه چیز درست خواهد شد … همه چیز.

    [پاسخ]

    سپیده.ر پاسخ در تاريخ دی ۱۶ام, ۱۳۹۳ ۱۰:۲۳ ب.ظ:

    هموطن
    دیگران، تا خودشان نخواهند یاد نمیگیرند. من هم قبلا ها خیلی امید داشتم ولی این ها یه ذره شعار است “و همه چیز درست خواهد شد … همه چیز.”
    دلت را به همان چند نفری که شاید اطرافت هستند و سعی میکنند درست زندگی کنند خوش کن!
    از نظر من کار آموزش درست زیستن از قبل مدرسه آغاز میشود…

    [پاسخ]

    مجید پاسخ در تاريخ دی ۱۷ام, ۱۳۹۳ ۶:۵۵ ق.ظ:

    همان چند نفر اطراف من کافی است، اطراف آنها هم چند نفری خواهد بود …

    [پاسخ]

  7. نگاه پر مهر شما بر مردمان سرزمینم و بر همه مظلومان جهان همواره برای منی که از بی رحمی روزگار و نوع بشر خصوصا بر کودکان دل خونم مایه امید بوده که هنوز هستند کسانی که….
    مهرتان جاوید

    [پاسخ]

  8. به نظر من، ما کاری برای این مشکلات در دیگر کشورها نمیتوانیم انجام دهیم غیر از ابراز تاسف! که اون هم فایده‌ایی برای آنها نداره!

    خیلی بخواهیم کار کنیم باید از خودمان و نزدیکانمان شروع کنیم و دین را درست بفهمیم و در دین نه تندرو بشیم که بخواهیم هر کی مثل ما فکر نمیکنه را از تیغ بگذرانیم و خفه کنیم و نه بی‌خیال دین بشیم چون بعضیها فقط در ظاهر مسلمانند و در عمل مرید شیطان هستند!

    و هر دوی این کارها خیلی مشکله چون تظاهر و فاصله گفتار و عمل در آنها که ادعای مسلمانی دارند خیلی زیاد شده است!

    یعنی اگر دیگران را از دین و مسلمان بودن متنفر نکنیم و فراری ندهیم هنر کردیم!

    [پاسخ]

  9. به قول شهید مطهری
    عاشق استادی هستم که اندیشیدن را به شاگردانش آموزش میدهد نه اندیشه ها را …

    شاید بهتر باشه به جای آموختن یک مکتب خاص به کودکانمان ، اندیشیدن در مورد درستی و نادرستی و آموزش دهیم …

    کاش حقیقت را پیدا می کردیم نه اینکه به ارث ببریم …

    [پاسخ]

  10. ممنون بابت حضور و جود گرامیتان از 2 سال پیش با این سایت آشنا شدم وقتی فرسوده بودم وشکست خورده و ناامید بارها خواستم مشکلاتم را مطرح کنم اما دلم نیامد وقت زیبایتان را بگیرم جوابهایم را در سطرهای کلامتان جستجومی کردم چه خوب هنوز شما یی وجود دارد تا بفهمم مرد هم در زندگی وجود دارد که جنس دیگرش را با احترام بنگرد در دنیایی که من جز برادرم مرد دیگری تکیه گاهم نبوده ومجبور بودم مانند مرد در دنیای خشن رفتار کنم تا تکیه گاه خانواده ام باشم تا جور دیگری به من نگاه نشود و آنجا بود حس زنانگیم را در خود کشتم.استاد عزیز ،بزرگ مردی که نوشته ها و کلامتان عطر مردانگی و انسانیت میدهد . دوباره سپاس بابت حضورتان.

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ دی ۴ام, ۱۳۹۳ ۹:۰۸ ب.ظ:

    ممنونم زهرای عزیز

    [پاسخ]

  11. دکتر شیری گرامی
    خدا رو شکر که شما با تمام مشغله هاتون گوش و چشم دل تان باز است -سپاس از شما که این زخم ها و درد ها را یاداوری نمودید – مدتهاست دغدغه ها و درگیری های زندگی روزمره گوش شنیدن و چشم دیدن و گریستن بر این فجایع رو از ما گرفته است -من هم یکی از همون دهه شصتی ها هستم ….دهه شصتی …

    [پاسخ]

  12. سلام
    گاهی حتی شندین ودیدن این همه غم از ظرفیتم خارج هست ….
    میگریم و تلاش میکنم باتجربه نداشته ام … به امید این که فرزندان بهتری تربیت کنم تا بتوانند جای همه فرصتهای نزیسته پدران و عموها و بزرگان قبیله اش ، بهتر زندگی کند

    [پاسخ]

  13. 44سال عمر دارم و با این وقایع کاملا آشنا. جنگ و دردهایش، رنجهای مادرم و غم از دست دادنها، ترسها و…
    سالهاست که فهمیدم برای آنکه از رنج بشریت و کودکان بکاهم باید و باید و باید خودم ادب زندگی را رعایت کنم هر وقت خشم را در جامعه گسترش ندیم و مهری را تقدیم کنیم. از همین خانه ام شروع میشه از همین همسایه و خیابانها همین من و تو و فرزندانمان مجوز بسیاری از رفتارهای ناشایست را میگیریم و آسیبها کم و کمتر میشود و منجر به واکنش صحیح اجتماع در برابر ناراستی ها میشه. امیدوارم این نوشته ها تلنگری باشد برای کسانی که برای جمعی تصمیم میگیرند.

    [پاسخ]

  14. دکتر جان ممنون بابت متن زیباتون. من متولد وسط دهه 60 ام. این متن من رو یاد روزی انداخت که 5 ماه پیش وقتی از ایران خارج شدم و دیدم جوان های هم سن من، مخصوصا دخترهای هم سن من، چطور در شادی و لذت و آرامش بزرگ شدن و زندگی کردن، فقط آرزو کردم که بمیرم و دوباره زنده بشم ولی ایندفعه 27 سال عمر زندگی نکرده ام رو در آرامش و عشق در بیرون از آن محیط غم زندگی کنم. من برای خودم، خواهرم، برادرم و آنهایی که دوستشان دارم همیشه و همیشه حس گریه داشتم. من و امسال من به جرات می توان گفت جوانی امان با غم همراه شد، امیدوارم فرزندانمان در شادی بزرگ شوند.

    [پاسخ]

    كرانه پاسخ در تاريخ دی ۴ام, ۱۳۹۳ ۲:۰۴ ب.ظ:

    با سلام.خوش به حالتون که رفتین.
    به کجا چنین شتابان؟

    گون از نسیم پرسید

    دل من گرفته زینجا , هوس سفر نداری؟

    ز غبار این بیابان؟

    همه آرزویم اما…. چه کنم که بسته پایم….

    به کجا چنین شتابان؟

    به هر آن کجا که باشد بجز این سرا سرایم

    سفرت به خیر اما

    تو دوستی خدا را

    چو از این کویر وحشت به سلامتی گذشتی

    به شکوفه ها به باران

    برسان سلام ما را

    دکتر شفیعی کدکنی

    [پاسخ]

  15. سلام
    انشاءالله به حرمت رحمت للعالمین روزگار شادی بشریت فرابرسه
    دست تمام کسانی که برای مخدوش جلوه دادن چهره پاک و زیبای ایشون دارند در هر جا هرگونه تلاشی میکنند از سر بشریت کوتاه بشه
    و هر یک از ما آن چیزهایی که لازم هست با خودداشته باشیم تا لایق چنان جهان پاکی بشویم رو ایجاد کنیم

    [پاسخ]

  16. و یه چیز دیگه ای که میخوام بگم راجع به پستی که در مورد وفات حضرت رسول و کامنت هاش میخوام بگم چه اهمیتی دار ه این همه بحث کردن چه اهمیتی داره که گذشته چی بوده و چی شده کی خلیفه ی اول شده کی دوم و کی سوم هیچ کدوممون حاضر نیستیم از موضع خودمون عقب بکشیم اما آیا بحث بر سر گذشته کمکی به وضع حالمون میکنه؟ ایا اگر بحث کنیم بر سر این مسایل زندگی بهتری خواهیم داشت!! گذشته هر چی که بود تموم شد و رفت هر چی که باید اتفاق می افتاد و نیفتاد و هر چی که نباید اتفاق می افتاد ولی افتاد با همه ی خوبی و بدیش تموم شده تاریخ فقط برای عبرت و نه اینکه بشینیم و راجع بهش بحث کنیم بنظرم وقت تلف کردنه.چیزای خیلی مهمتری هست تو این مملکت و این دنیا که باید راجع بهش بحث بشه و اصلاح بشه تا بتونیم بهتر زندگی کنیم. من اگر معلم تاریخ بودم توی کلاس میگفتم بچه ها این کتاب تاریخ گذشتگانمون و اعمالشونه خوب یا بد تموم شده رفته خوبی هاشون و یاد بگیریم و بدی هاشون و تکرار نکنیم و به فکر آینده و پیشرفت باشیم کله تاریخ فقط همینه فقط همین.

    [پاسخ]

    آذربانو پاسخ در تاريخ دی ۳ام, ۱۳۹۳ ۱۰:۰۹ ق.ظ:

    شما اگه درست و غلط تاریخو ندونی و تموم شده فرض کنی چطوری به ی نفر دیگه میخای بگی خوبیهاشونو یادبگیریم بدیهاشونو تکرارنکنیم؟

    [پاسخ]

    ریحان پاسخ در تاريخ دی ۳ام, ۱۳۹۳ ۶:۰۷ ب.ظ:

    حرف من چیز دیگه ای من نگفتم تاریخ رو ندونیم اتفاقا باید تاریخ رو خوند و درش تفکر کرد اما اینکه بشینیم و جدل کنیم بنظرتون کار عاقلانه ای هستش؟! بله تاریخ تموم شده است و به گذشته تعلق داره و تاریخ آینده رو ما داریم میسازیم.

    [پاسخ]

    شیما پاسخ در تاريخ دی ۳ام, ۱۳۹۳ ۱۰:۱۸ ب.ظ:

    واقعا ما فقط داریم میبینیم و میشنویم همین ! همه چیز دست بزرگانه یه چیزیو گند ورداره برداشته دیگه کاری از دست من و تو بر نمیاد چیکار میتونی بکنی هیچی اصن چیزی دست تو هست ؟ نه ! الانش مگه چه کاری رو تونستی که کردی

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ دی ۴ام, ۱۳۹۳ ۷:۵۱ ق.ظ:

    چقدر نا امید

    [پاسخ]

    ریحان پاسخ در تاريخ دی ۴ام, ۱۳۹۳ ۸:۴۹ ق.ظ:

    پس این رای دادن به ریس جمهور و نمایندگان مجلس ساختن تاریخ نیست این که دیگه از دستمون خارج نیست؛ ما رییس جمهور و انتخاب میکنیم به نمایندگی اکثریتمون و اون یه سری اختیارات داره که وزرا رو انتخاب میکنه و اونا به نوبه خودشون مدیران ارشد رو و و و مثلا اقای ظریف به صورت غیر مستقیم از طرف من و شما انتخاب شدن چطور میتونیم بگیم تاریخ اینده این مملکت دسته من و شما نیست بله خیلی چیزها از اختیار من و شما خارجه اما با این حرف نمیتونیم این بار سنگین رو که همون دخیل بودن تو تاریخ نوادگانمونه شونه خالی کنیم

    [پاسخ]

  17. همش قابل تامله…
    اونوقت میشه گفت این بچه ها که مغزشون شستشو داده میشه افراطی تربیت میشن و به قصد کشتن شیعه! خودشون گناهکارن؟ خودشون دخیلن تو دایره ای که افتادن؟ یه کشور دیگه زیر دست یکی دیگه یه دین دیگه. یا حداقل تو بزرگی با انتخاب خودشون حالا که فقط قصد کشت و کشتاره.

    [پاسخ]

  18. جز اشک آیا چاره ای هست؟! دو شب پیش بود داشتم با بی حوصلگی کانال ها رو عوض میکردم یه فیلمه کارتون(نمیدونم اصطلاحش و درست نوشتم یا نه چون انیمیشن نبود) نظرم و جلب کرد از او کارتونایی که قدیما میدیدیم درباره ی جنگ ژاپن با امریکا بود و داستان یه برادر و خواهر که خواهرکوچک و 5 ساله بود و برادر بزرگ و 18 ساله پدرشون نظامی نیروی دریایی بود و مادرشون نمیدونم به چه علتی فوت کرده بودند خلاصه اینکه اینا بی خانمان شده بودند و به طرز خیلی وحشتناکی روزگار میگذروندند نهایتا به علت بی خانمانی جفتشون تلف شدن اول خواهر کوچکتر و بعدش برادر بزرگتر؛ میخوام حالم و بعد از پایان فیلم بگم و افکارم و بگم صورتم و با دو دست پوشوندم و سخت خیلی سخت گریستم موقع خواب از این پهلو به اون پهلو و زار زار گریه میکردم اون موقع همش به این فکر میکردم که خدایا اینه عاقبت جنگ اینه عاقبت جنگ این فیلم برا سال ها پیشه جنگی که تموم شده اما همین حالا چند کودک با این وضعیت سخت دست و پنجه نرم میکنن و به همین شکل تلف میشن مدتی ه که دل نازک شدم استاد حالم خوش نیست درونم تلخ شده یه موقع میشینیم حرف از امنیت بچه های جنگ زده میزنیم اما همین که سر بر میگردونیم و اطراف خودمون و میبینیم متوجه میشیم که تو این مملکت هم امنیت نیست باید به حاله خودمون هم اشک بریزیم.

    [پاسخ]

    محمد پاسخ در تاريخ دی ۳ام, ۱۳۹۳ ۳:۱۸ ب.ظ:

    من فیلم چ رو که تو خونه نگاه کردم 2بار گریه کردم و حال شما رو داشتم

    [پاسخ]

  19. گریه کردم ……………… وای
    برای مادران و پدرانی میگریم که فرزندانشان در زندانهای بعثی اسیر بودند و ایشان پای رادیو عراق لای اون همه نویز و پارازیت و سوت مزاحم ، دنبال شنیدن اسم و صدای فرزندشان پیر شدند در حالیکه حقشان بود جوان رشیدشان را با عشق در بر بگیرند و پیشرفتش را در کسب و کار و دانشگاه ببینند نه پیرپسرش را بعد از خلاصی از دست دژخیم

    خــدایا !

    کودکان گلفروش را میبینی ؟

    مردان خانه به دوش …

    دخــتــرکان تــن فروش …

    مادران سیاه پـوش …

    پدران کلـیه فروش …

    زبانهای عشق فروش …

    . . .
    همه را میبینی ؟

    می خواهم یک تکه آسمان کلنگی بخرم

    دیگر زمینت بوی زندگی نمی دهد …

    دست نوشته : مرحوم دکتر حلاجیان

    [پاسخ]

  20. بسیار زیبا بود و به جا که یادمان باشد, مردمان این دیار هم رنجهایی این چنینی کشیده اند.
    “جای همه فرصتهای نزیسته پدران و عموها و بزرگان  قبیله اش ، بهتر زندگی کند”

    [پاسخ]

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.