نوسان

image_pdfimage_print

اقای دکتر نمیدونم مشکلم چیه فکر میکنم دچار روزمرگی شدم یه روزهایی خیلی انرژی دارم و پر از انگیزه هستم یه روزایی هم مثل امروز خیلی بی انگیزه میشم …….و بعد خیلی متنفرم که دوروزم مثل هم باشه و متاسفانه زود از همه چیز خسته میشم حتی از تنوع زیادی هم خسته میشم من اصلا نمیدونم مشکلم چیه هیچوقت از خودم راضی نمیشم ……

——————————————-

بعضی نوسانات خلقی طبیعی است ، یعنی فرد به خاطر شرایط عادی زندگی بالا و پایین میشود ( به خاطر گرفتاریهای روزمره و….) در این صورت حالمان صبح خوب است و عصری گرفته ایم و شب بهتریم و…
اما بعضی اوقات بی تناسب با شرایط بیرونی ، بهم میریزیم یا اساسا بدون دلیل مشخصی نوسان خلق پیدا میکنیم؛ در این صورت شاید برررسی دقیق تر توسط یک درمانگر روانی مورد نیاز باشد زیرا اختلالاتی مثل دوقطبی بودن bipolar disorders یا  شخصیت مرزی BORDERLINE PERSONALITY DISORDER باعث میشود فرد در رفتارش ، تصمیم گیریهایش ، انتخابهایش دچار افراط و تفریط بشود
اما اینکه از خودمان راضی نیستیم ممکنه به دلیل اهمال کاری + کمال گرایی منفی نیز باشد یعنی من اهداف و آرمانهایی را انتخاب میکنم که فراتر از توانمندیهای الانم است ( ارمانهای یک آدم دیگه با بضاعت روانی متفاوت از خودم)  در اینصورت با عقب انداختن بخشهایی از این برنامه ریزی ، بهم ریختگی بیشتری تجربه میکنم و دائم حالم بد و بدتر میشود
در اینصورت باید نشست و در درجه اول دید چقدر استعداد و توان واقعی دارم، آنگاه دوباره برنامه ریزی واقعی کنم و نرم نرم گام بردارم و خودم را دائم ملامت نکن

—————–
ظرف سه ماه گذشته به کمک همکارانم شرایطی فراهم کردیم که میتوانید سوالات خود را در سامانه پرسش و پاسخ خانه توانگری مطرح کنید و از متخصصان حرفه ای پاسخ بگیرید

27 دیدگاه در “نوسان

  1. سلام خسته نباشی به جناب اقای دکترشیری.من خانم متاهل داری یک فرزندپسر.که دومورداشاره میکنم.اول اینکه سوهرم نماز نمیخونه هرکاریش میکنم قبل ازعروسی یعنی دوره نامزدی بهش گفتم مرتب نماز میخونداخلاقش خوب شدکه خانوادش میگفت خیلی وقت بود خنده پسرمون ندیده بودیم به دلیل طلاق بانامزداولش که من نمیدونستم بعدفهمیدم بازم بهش گیرندادم گفتم گذشته ها گذشته.ومورد دوم مردمی یا اجتماعی نیست.من بهش میگم سلام کن وقتی کسی میبینی اینجاهمه آشنا هستن رابطه با پسردوساله خوب نیست جرات سروصدارا نداره لطفا راهنمایی بفرمایید

    [پاسخ]

  2. با سلام و خسته نباشید
    آقای دکترآیا فیلم کوتاه اتاق 8 (برنده جایزه ی بهترین فیلم کوتاه سال 2014 )رودیدید؟ میشه لطفا برداشتتون رو از فیلم بگید؟

    http://www.aparat.com/v/uA8ft/%D8%A7%D8%AA%D8%A7%D9%82_8

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ آذر ۲۷ام, ۱۳۹۳ ۱۱:۱۸ ب.ظ:

    بله دیده بودم
    جبری مسلکی توش بود به نظرم که به نظرم اینقدر زندگی ذیل جبر نیست

    [پاسخ]

  3. سلام استاد یه چیزایی بد جور ذهنمو به خودش مشغول کرده.اینکه چرا بعضی ها همه چی دارن (آرامش-خوشی-پول-ایمان-خدا ) و بعضی ها هیچی ندارن,اونایی که دارن برای رسیدن به این جایگاهشون هیچ تلاشی نکردن یا در اصل این جوری بگم که از پدر و مادراشون به ارث بردن,اونایی که اینهارو ندارن باید کی رو مقصر بدونن ؟تا خودشون بیان بجنبن کاری واسه خودشون کنن خیلی چیزارو از دست میدن,اگه بگم دارم دیونه میشم اشتباه نگفتم  

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ آذر ۲۲ام, ۱۳۹۳ ۱۱:۱۶ ق.ظ:

    فکر کنم زهرا جان موضوع را درست مطرح نمیکنی
    ما خلق شده ایم و با توانمندیهایی که بالقوه داریم تحت تاثیر ژنتیک و خانواده و محیط و اتفاقات و…میریم سراغ انتخابهای زندگی مون، در این صورت بعضی ها انتخاب میکنند امکاناتی راو بعضی انتخاب نمیکنند
    ربطی به خدا نداره
    خدا طراح زمین بازی است و بازیگران ما هستیم و قوانین بازی را هم خدا تعیین کرده و تو این قانون چنین نیامده که شبنم خوشبخت بشه و مریم بدبخت بلکه شبنم بازی خوشبختی را احتمالا انتخاب نمیکند

    [پاسخ]

    مژگان پاسخ در تاريخ آذر ۲۳ام, ۱۳۹۳ ۴:۵۵ ب.ظ:

    آقای دکتر چرا میگید به خدا ربط نداره ؟ دقیقا همون قسمت حرفتون که شامل ژنتیک و خانواده و محیط و اتفاقات هست به خدا مربوط میشه دیگه ، نمیشه ؟ مثلا در مورد محیط ، شبنم مثال شما اگه توی یه کشور پیشرفته اروپایی به دنیا بیاد احتمالا خوشبخت تر و موفق تره یا توی افغانستان و سومالی ؟ یا در مورد خانواده ، شبنم اگه توی خانواده ای که همه امکانات رو براش فراهم میکنن و حمایتش میکنن میتونه توی تحصیل موفق تر باشه یا توی خانواده ای که علی رغم استعدادش حق دانشگاه رفتن رو نداره ؟ اگه اینکه من تو چه سرزمین و چه خانواده و چه شرایطی به دنیا بیام تصمیم خدا نیست پس تصمیم کیه ؟ چرا به خدا ربطی نداره ؟!

    [پاسخ]

    س پاسخ در تاريخ آذر ۲۸ام, ۱۳۹۳ ۳:۵۱ ق.ظ:

    دکتر لطفاً اگه اشتباه فهمیدم تصحیحم کنید: شما میگید خدا مامان و بابا و اطرافیان و محل به دنیا اومدنم رو طرح زده ولی توسعه دادن و پر رنگ کردن این طرح سخت خدا که با مخ خداییش کشیده دست من ینده از همه جا بی خبرش هست؟

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ آذر ۲۹ام, ۱۳۹۳ ۷:۴۱ ق.ظ:

    خیر
    اون که میشه جبر
    خداوند خلقت را آفریده است و در جاهایی بازی را دست ما سپرده و جاهایی هم نه
    تو بخش خودمون باید بد بازی نکنیم

    [پاسخ]

  4. سلام
    یک سئوال درباره گفت و گوی عاطفی که در سایت آقای بهرام پور داشتید دارم (چون مطمئن نبودم که کامنتهای آن مطلب را در آن سایت پاسخ دهید اینجا مطرحش میکنم)

    شما در آن مطلب گفتید “بهتره که با همسرمان این خود پنهانمان کمترین حد باشد.”
    راست‌اش من یک ترسی که دارم همینه که وقتی ازدواج کردم بخواهم اینطوری با همسرم صحبت کنم چون به نظر میاد که خانمها (یا خانمهایی که اطرافم دیده‌ام!) این مطالب را براحتی برای هم تعریف میکنند و من دوست ندارم که همه فامیل همسرم از این صحبتها آگاه شوند!
    یعنی به دوست مذکرم اعتماد بیشتری دارم که حرفی که میزنم پیش خودش بماند ولی خانمها انگار به share کردن دانسته‌هایشان از زندگی همدیگر علاقه زیادی دارند!
    آیا این نگرانی من درسته؟ آیا فقط باید حرفهایی بزنم که اگر کل فامیلش هم دانستند ناراحت نشوم؟ آیا وقتی با او حرف میزنم باید این حساب را کنم که انگار با بلندگو دارم با همه فامیل‌اش صحبت میکنم؟!

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ آذر ۱۹ام, ۱۳۹۳ ۹:۱۹ ق.ظ:

    البته این بحث زن و مرد نداره به نظرم ولی اولا طوری حرف بزنید که احتمال بدهید ممکنه بخشهاییش یا حداقل تفسیر نسبت به بخشهاییش درز کنه ثانیا از مسانی نباشید که هرچیزی به بقیه میگویند ، از نظر خودشون یک راز است و جو بدهند به خودشون!!

    [پاسخ]

  5. سلام استاد.
    امروز امدم ببینم نظرم تایید شده یا نه که متوجه شدم پیشنهادی رو که توی نظرم نوشته بودم قبلا انجام شده و خیلی خوشحال شدم که اون کاری انجام شده که به فکرم رسیده بود. ولی استاد چرا همون دیروز متوجه این تغییر نشدم؟ میگم تا شاید تو پیشرفت کار موثر باشه. طبق عادت همیشگی مطلب اصلی رو خوندم و باز طبق عادتی که چشمم داشت به نوشته انتهای متن توجه نکردم و فکر کردم که مطالب مرتبط با نوشته اصلی هستش غافل از این که لینک به سامانه جدید بود.
    استاد بهتره که به نحوی این بخش رو از دیگر بخشها متمایز کنید تا چشم خوانندها به یک گزاره جدید عکس العمل نشون بده.
    موفق باشید.

    [پاسخ]

    علی شفیع پور پاسخ در تاريخ آذر ۱۸ام, ۱۳۹۳ ۱۱:۳۰ ق.ظ:

    استاد جسارتا میخوام در ادامه پیشنهاداتم بقیه نظرم رو تکمیل کنم.
    اول اینکه به این دلیل پیشنهاد دادم که در انتهای مطالبتون از لینک به سامانه استفاده کنید چون هر یک از این لینک ها، پرسش و پاسخِ تا حدودی مربوط به اون مطلب رو در اختیار خواننده بگذاره.
    دوم: استاد، در این لینک البته به نظر من نباید جزئیات مطرح بشه! چرا؟ چون شاید سوال خواننده در لینک های قرار داده شده نباشه و نیز جزء سوالاتی باشه که جواب داده اید. خوب راه حل!! از اینجا به بعد، کار تخصصی میشه در حوزه شما استاد عزیز. یعنی چی. منظورم اینه که، البته باز هم به نظر من شما باید خوانندگانتون رو از طریق این لینک به صفحه ای هدایت کنید که با حجم بالای سوالات مرتبط با مطلب مواجه بشن. دقت کنید که فقط و فقط سوال. چون خواننده در وحله اول به دنبال پیدا کردن سوال مرتبط با ذهن خودشه.(پس تا اینجا فقط یک صفحه از سوالات مرتبط با مطلب اصلی – که بعد از انتخاب جواب اون رو هم میبینه) پس تا اینجا دو مورد مجهول داریم: 1 لینک پرسش و پاسخی که ما رو به صفحه سوالات مرتبط با متن میبره. 2 صفحه سوالاتی که باید ساخته بشه.
    سختی کار همینجاست. یعنی
    1- چه سوالاتی در بانک اطلاعاتی وجود داره که به نوشته جدیدتون ارتباط داره؟
    2- برای هر نوشته جدید چگونه باید لینک پرسش و پاسخ مرتبط رو ایجاد کرد؟
    حالا چرا گفتم در حوزه تخصص شماست؟ چون این شما هستید که باید یک روال تعیین کنید که چه سوالاتی مربوط به چه حوزه ای است. به عنوان مثال مجموعه (ارتباط عاطفیِ) که در سامانه پرسش و پاسخ وجود داره شامل چه زیر مجموعه هایی (که قطعا داره) میشه؟ فهمیدن این موضوع یعنی قرار دادن لینک پرسش و پاسخ اون مجموعه یا زیر مجموعه در زیر نوشته اصلی.
    و بعد از وارد شدن به اون لینک یعنی ساخته شدن صفحه ای از تمام سوالات اون مجموعه.
    امیدوارم که با حرفهام ذهن و افکارتون رو بهم نریخته باشم استاد.
    موفق باشید.

    [پاسخ]

  6. سلام
    یک سئوال درباره گفت و گوی عاطفی که در سایت آقای بهرام پور داشتید دارم (چون مطمئن نبودم که کامنتهای آن مطلب را پاسخ دهید اینجا مطرحش میکنم)

    شما در آن مطلب گفتید “بهتره که با همسرمان این خود پنهانمان کمترین حد باشد.”
    راست‌اش من یک ترسی که دارم همینه که وقتی ازدواج کردم بخواهم اینطوری با همسرم صحبت کنم چون به نظر میاد که خانمها (یا خانمهایی که اطرافم دیده‌ام!) این مطالب را براحتی برای هم تعریف میکنند و من دوست ندارم که همه فامیل همسرم از این صحبتها آگاه شوند!
    یعنی به دوست مذکرم اعتماد بیشتری دارم که حرفی که میزنم پیش خودش بماند ولی خانمها انگار به share کردن دانسته‌هایشان از زندگی همدیگر علاقه زیادی دارند!
    آیا این نگرانی من درسته؟ آیا فقط باید حرفهایی بزنم که اگر کل فامیلش هم دانستند ناراحت نشوم؟ آیا وقتی با او حرف میزنم باید این حساب را کنم که انگار با بلندگو دارم با همه فامیل‌اش صحبت میکنم؟!

    [پاسخ]

  7. دکتر من با پررویی تمام جسارت میکنم و دوباره پیشنهاد قبلیم موقع راه اندازی سامانه پرسشگری رو تکرار میکنم
    اینکه در صفحه اول همین سایت وسط صفحه شما هشت تا باکس دارید که میشه محتویات شبیه به هم (مثل تبلیغ دی وی دی ها) رو در یک باکس قرار داد و دو سه تا از باکس ها رو ادغام کرد( یا حتی یک ردیف کامل) و فید اخرین سوال جواب های سامانه پرسش رو اونجا نمایش داد تا بیشتر جلب توجه کنه..اینجوری هدایت کاربران نا آشنا هم راحت تر میشه…یعنی یه جورایی با خوندن یکی دوتا سوال قلابشون گیر میکنه و ازین طریق وارد اون سایت میشن

    [پاسخ]

  8. با سلام خدمت دکتر شیری،من سعی می کنم که هر روز به این جا سر بزنم و تو این مدت خیلی چیزا از شما یاد گرفتم و از شما بسیار ممنونم.
    استاد،گاهی اوقات خیلی ناراحت می شم… برای کودکان کار و بچه هایی که سر چهارراهها کار می کنن برای خانواده های بی بضاعت واین که کمک زیادی از دستمون برنمی یاد، و گاهی تو خلوتم گریه می کنم و غصه می خورم و یا بیماری سرطان که شیوع زیادی پیدا کرده و تو افراد فامیل ما بالغ بر10 نفر سرطان دارن که چهار نفرشون فوت کردن،استاد عزیز با این که تو این روزگار سخت سعی می کنیم که امید رو تو دل هامون زنده نگه داریم،اما انگار از امیدمون می خواد راهزنی بشه…

    [پاسخ]

  9. سلام آقای دکتر
    شاید ایمیل من بین حجم انبوه ایمیل های که دریافت میکنید گم بشه پس جسارت میکنم اینجا که به نظر میاد به توجه شما نزدیکتر هست مطرح میکنم.
    میدونم دیگه نمیشه از شما وقت مشاوره گرفت که البته وقتی که بشه به آموزش و ارتقا چند صد نفر اختصاص داد نمیشه انتظار داشت به یک یا دو نفر محدود بشه.
    استاد برای مشاوره ازدواج ترجیح میدم پیش مشاوری برم که علمش از جنس علم شما باشه یعنی آرکتایپ ها رو بشناسه MBTI MEC و … مسلط باشه خواهشن لطفتون رو در حق من تمام کنید و مشاور رو بهم معرفی کنید, البته با آقای حبیبی صحبت کردم که شاید بتونم از شاگردای خودتون در خانه توانگری کمک بگیرم که ایشونم گفتن از شما باید کسب تکلیف کنم .
    لطفا راهنماییم کنید به شدت سر در گمم و واقعا به حضور یک مشاور مناسب احتیاج دارم.

    ممنون
    برقرار باشید

    [پاسخ]

  10. چند وقتی هست منم شدیدا درگیر هستم. حالم خیلی زود بد میشه و شدیدا حالم میگیره. تازه گی ها جوری شده که منی که از خرافات بدم میاد خودم خرافی میشم. احساس میکنم هر بار میخندم بعدش یه اتفاقی میفته که از فرط درد گریه می کنم. چندین بار این اتفاق افتاده برام. خیلی ناراحتم و نمیدونم چیکار کنم. 🙁

    [پاسخ]

  11. با حرف آقا میثم موافقم.
    اول از همه این که همه خوانندگان همیشه منتظر نوشته های جدید هستند. یعنی چک کردن مداوم سایت اصلی.
    دوم: زمانی که سامانه پرسش و پاسخ رو راه اندازی کردید، موردی که به نظرم، مغفول ماند این بود که، تا قبل از آن خوانندگان با خواندن مطالب دکتر شیری پی به اصل مشکلات خودشون میبردند و همونجا سولات رو مطرح میکردند. تا اینجا درست.
    آیا زمانی که سامانه پرسش و پاسخ راه اندازی شده درباره این موضوع و لینک ارتباطی نوشته های دکتر شیری با سوالات و مشکلاتی که به ذهن خوانندگان خاطر نشان میشد، برنامه ریزی شده بود.! برای خود من اتفاق افتاده که وقتی مطلب اصلی دکتر رو میخونم و به دنبال آن مشکلات و حرفهای خوانندگان، علامت سوال ذهن خودم جواب داده میشه. توجه کنید که نوشته اصلی + نظرات.
    خوب حالا سوال اینه وقتی که نوشته اصلی دکتر رو میخونم چگونه باید به جواب سوالم برسم؟
    اگه قبلا جواب داده شده بهتر نیست که مستقیم به اونجا هدایت بشم! تا با همه سوال و جوابهایی که در مورد اون نوشته اصلی بوده روبرو بشم و بخونم. توجه داشته باشید با همه اون سوال و جوابها.
    دکتر شیری عزیز امیدوارم توانسته باشم کمکی در بهبود و راه حل این موضوع کرده باشم.
    میدونم که شما به دلیل ترافیک بالای سوالات و حجم کاری بالا این سامانه رو راه اندازی کردید. ولی تصورم اینه که اینگونه نبوده و هنوز به هدفی که مدنظرتون بوده نرسیده اید.
    به نظر من ارتباط این SubDomain با Domain اصلی به درستی برقرار نشده. منظور ارتباط بین محتواها هستش. بخش IT میتونه برای شروع، بستری رو فراهم کنه تا لینک مباحث سوال-جوابی رو که شما میدونید مربوط به نوشته جدیدتون هست رو در اختیارتون قرار بده تا در انتهای نوشته تون قرار بدید. و همین طور میتونید از کلید واژه های هوشمند نیز استفاده کنید.
    موفق و پایدار باشید دکتر.

    [پاسخ]

  12. امان از این اهمال کاری و کمال گرایی منفی! حیلیم فراگیره !آقای دکتر چه کتابی درزمینه کمال گرایی معرفی میکنید؟ شخصا یه کتاب غلبه بر کمال خواهی رو شروع کردم به خوندن.اما خواستم نظرتون رو بدونم؟

    [پاسخ]

  13. به نظرم؛ بد نیست اگر فید آخرین سوالات و جوابها در صفحه ی اول همین سایت قرار بگیرد
    قبول باید کرد که این سایت به قدر کافی جذاب هست که به نوعی مانع از جذابیت دیرگ سابدامین ها میشود!
    متشکرم

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ آذر ۱۷ام, ۱۳۹۳ ۱۲:۵۵ ق.ظ:

    دیروز جلسه شو داشتیم
    کمک تخصصی بده به IT

    [پاسخ]

    نادر پاسخ در تاريخ آذر ۱۷ام, ۱۳۹۳ ۱۱:۳۵ ب.ظ:

    سلام.
    دکتر جان این حق ماست که مطالب رو با این بهم ریختگی بخونیم؟

    http://s5.picofile.com/file/8156078542/dr_shiri.png

    دکتر اینجا اومدن داره کم کم یه بُعد منفی هم برام پیدا میکنه.

    واقعا نمیدونم بار چندمه که دارم در مورد مشکلات سایت انتقاد میکنم.
    اما اونقدر این موضوع تکرار شده که دیگه رغبتی ندارم باز هم درموردش صحبت کنم.
    و هر بار که میام تو سایت تمام موضوعاتی که خودتون در موردش انتقاد کردین
    و باعث نارحتی شما شده برام تداعی میشه
    (منظورم رفتار فلان شرکت هوایی و فلان نمایندگی و اداره و…)
    پس حال من هم میشه درست مثل حال شما در اون وضعیت!
    دوست دار شما نادر

    [پاسخ]

    میثم پاسخ در تاريخ آذر ۱۷ام, ۱۳۹۳ ۱۱:۴۹ ب.ظ:

    خوشحال میشم استاد
    بتونم کمک کنم
    پل ارتباطی همان it@doctorshiri.com

    [پاسخ]

  14. خدا قوت آقای دکتر .
    من احساس میکنم درگیر شدن زیاد ما با مباحث روانشناسی و موفقیت باعث شده دائم یه کمبود تو حرکتمون ببینیم یا فکر کنیم یجا عقبیم یا بقیه بهترن، چون حجم اطلاعات زیاد شده ، همون داستان افزایش کمیت بدون درنظر گرفتن کیفیت .
    خوب به نظر من درستش هم همینه که آدم بعضی روزا خیلی انرژی داره بعضی روزا نه .. خوب انسانه دیگه به قول خود شما تو یکی از برنامه های رادیویی تو سال 90 فکر کنم با من حرف بزن بود که میگفتید تو قران گفته “انسان سرشتش مخلوتی از گرایش به خوبی ها و بدی هاست” آیه مربوطه را هم گفتید که یادم نیست . با این اوصاف طبیعی هست که بعضی روزا حالمون خوب نباشه و بعضی روزا حالمون خیلی خوب .

    [پاسخ]

    مشاور پاسخ در تاريخ آذر ۱۷ام, ۱۳۹۳ ۲:۵۰ ب.ظ:

    حسین آقا مهم همین ارزیابی خودمون از شرایط زمانه و شرایط خلقی خودمون هست که آیا این کمبودها رو طبیعی فرض کنیم یا نه؟نویسنده این نامه به آقای دکتر از استنباطش داره میگه که ناراضی هست ولی وقتی شما طبیعی ارزیابی می کنی خوب مشکلی نداری.

    [پاسخ]

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.