باورش سخت است ولی …

image_pdfimage_print

باورش سخت است ، ما به اندازه شبه قاره هند ، مصرف گاز داریم
ما حتی سیگارمان را خیلی اوقات به جای کبریت با شعله روشن گاز خونه روشن میکنیم…
۱۷% گاز جهان مشترک است بین ایران و قطر و در شرایط تحریم تکنولوژی استحصال علیه ایران ، قطری ها با ۲۲ لوله مشغول برداشت هستند و ما با دو لوله !!!
کاشک ، ” دلواپسان” حقیقت آسیب به یک تمدن را میتوانستند درک کنند 
۵۰% انرزی مدیران ارشد یک تشکیلات نفتی دولتی در سال ۸۸ صرف بازرسی و نظارت بر نیروهای ایرانی بود که از کار نزنند ، دزدی نکنند ، ساخت و پاخت با پیمانکاران نکنند….اینست بدبختی کشوری که به تیغ تحریم دشمن و تیغ نافهمی و وطن فروشی بعضی افرادش گرفتار شده است.
در این شرایط بزرگترین وظیفه مدرسین اینست که نگذارند بچه های این خاک نا امید بشوند ، زیرا کاسبی خیلی از دشمنان خارجی و سودجویان داخلی در نا امیدی و رکود جوانان این کشور است.
در دانشگاه آزاد اسلامی شیراز از وجدان کاری صحبت کردیم ، از اینکه دانشجو نباید وقتش را حرام کند ، باید حرفه ای گری را از همین دوران دانشجویی شروع کند ، در همه چیز. 
تنها در اینصورت است که از رفتار خودخواهانه جهان سومی به رفتار دگرخواهانه یک جامعه متمدن و شایسته این دیار مبدل میشویم

شیراز- دانشگاه آزاد- کانون وصال-26 ابان
——————–
بخشهایی از بحث “سبک زندگی دانشجویی”- ۲۶ آبان- به دعوت کانون وصال( رهپویان وصال شیراز )

—————————————-

37 دیدگاه در “باورش سخت است ولی …

  1. باورش سخت است…

    http://1pezeshk.com/archives/2014/11/saartjie-baartman.html

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ آذر ۱ام, ۱۳۹۳ ۹:۳۸ ق.ظ:

    ممنونم میثم جان ! عجب داستانی بود

    [پاسخ]

    میثم پاسخ در تاريخ آذر ۶ام, ۱۳۹۳ ۱۲:۰۰ ق.ظ:

    خواهش میکنم؛ گفتم شاید جرقه ی یک پست خیلی خیلی باشه ؛
    وگرنه خودش دردآوره؛
    استاد منتظر کلاس هستم؛
    ضمنا همین روز ها میام خدمتتون با گلدون امانتی!

    [پاسخ]

  2. سلام آقای دکتر یگی از دوستام یه خواستگار داره که 5سال پیش اعتیاد داشته الان ترک کرده این دوستم در خانواده ای بوده که برادراش سابقه اعتیاد داشتند به نظرتون میتونه قبول کنه این ازدواج را….

    [پاسخ]

  3. از کی و چی بنالیم… 6 ماه وزیر محترم بهداشت از طرح تحول نظام سلامت میگه و از حذف زیر میزی(میگن نگو رشوه و پول زور)…اسم طرح رو کادر پیرا پزشکی گذاشتن طرح تحول درآمد پزشکان… به خاطر انجام به موقع عمل تنها فرزندم آبروم رو گذاشتم گرو و 14میلیون قرض کردم و دادم زیر میزی جراح نامحترم…خواستم حالا، بعد عمل پسرم پیگیری کنم…تا شماره حساب کاملا سوری و مربوط به آشناهاش بوده و غیرهم فامیلی دکتره…حالا اون میخواد ازم شکایت کنه و اعاده آبرو… پناه بر خداوند فقط میبرم…وقتی پزشک پاک و دلسوزی مثل شما رو میبینم هنوز به اومدن یه روز بهتر امید دارم.

    [پاسخ]

    ریحان پاسخ در تاريخ آذر ۱ام, ۱۳۹۳ ۱۱:۰۳ ق.ظ:

    واقعا متاسفم برای این اتفاق دلم سوخت که یه ادم برا خرج عمل پاره ی وجودش به این در و اون در بزنه اونوقت مجبور بشه زیر میزیم بده تازه برن ازش شکایتم بکنن!!! تو این جور مواقع که ادم دستش به هیچ جا بند نیست و بدجور دلش سوخته ناچار بگه خدا بهش خیر نده، هر چند مامانم همیشه میگه بگو خدا بهش خیر بده و این بهتره؛ اما بعضی وقتا نمیشه واقعا! مامان جان نمیشه

    [پاسخ]

  4. سلام. گمانم آمار استخراج گاز اندکی شبهه دارد.بنده آماری دارم از یکی از مهندسین سکوی گازی پارس جنوبی؛ تا حد زیادی درست است (احتمالا): استخراج روزانه ایران حدود 250 میلیون متر مکعب و قطر 660 میلیون متر مکعب.

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ آذر ۱ام, ۱۳۹۳ ۹:۳۳ ق.ظ:

    اطلاعات بنده مربطو است به بازدید منطقه عسلویه همراه معاون اجرایی پتروشیمی وقت و درد و دلهای آن مدیر- مهندس استثنایی

    [پاسخ]

  5. سلام استاد
    فارغ از مطلب مهمی که در این پست به آن اشاره کرده اید باید بگم با دیدن عکس، حس نوستالژیک عجیبی به ما دست داد. یاد ایام خوبی که در پای درس شما داشتیم بخیر: چه مبارک ایام و چه فرخنده روزگاری بود. کاش فرصت دوباره ای دست می داد برای درس آموزی از شما که عطر کلامتان عجیب مست می کرد و نابترین اکسیر بود. مستدام باشید دکتر.

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ آبان ۲۹ام, ۱۳۹۳ ۵:۲۰ ب.ظ:

    خیلی ممنون، افتخارید

    [پاسخ]

  6. خوشحالم از اینکه یکی هست که سعی میکنه نور امید رو ( که میتونم بگم واسه خودم خیلی ضعیف شده) تو دلامون روشن نگه داره دستتونو به نشانه احترام و قدردانی می بوسم.

    [پاسخ]

  7. سلام. دکتر جان من اخیرا گفتم که زندگی متاهلیم با بحران مواجه شده و ازتون کمک خواستم. و شما گفتید سوالتو توی قسمت پرسش و پاسخ مطرح کن.
    حس می کنم مشکلی هس. متن سوالمو که وارد می کنم و روی قسمت پرسیدن سوال کلیک می کنم به جای تایید . می نویسه دسترسی به تارنمای فراخوانده شده امکانپذیر نیس و می ره روی صفحه پیوندها! مشکل چیه؟

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ آبان ۲۹ام, ۱۳۹۳ ۳:۲۱ ق.ظ:

    نمیدونم دقیقا
    شاید باید با BROWSER دیگه ای ورود کنید
    با این حال ارجاع میدهم به بخش IT که درستش کنن

    [پاسخ]

  8. یه چیزی بگم دکتر شما روانشناسین وباید امیدواری بدین به این سیل ناامیدان ولی با امید یا بی امید -با نشاط یا بی نشاط اون 22خط لوله دارن بی وقفه وشبانه روز کار میکنن .قطر روز به روز ثروتمندتر والبته با امیدتر میشه وما خوشحال از اینکه کشف کردیم که در فلان سال مدیرانمون کار اشتباهی انجام دادن وخوشحال تر از اینکه راه مقابله با این پدیده شوم رو پیدا کردیم و مردم باید اصلاح شوند تا جامعه باید اصلاح شود !حقیقت اینه دکتر تمام حرفای شما درسته ولی بازم میگم میلیون ها دلار از سازمان های مختلف داره هدر میره برای مقابله باید خیلی جدی تر از این حرفا باشیم والبته سیستم حاکم نیز همینطور

    [پاسخ]

  9. استاد به نمایندگی از بچه های دانشگاه آزاد شیراز ازتون تشکر می کنم موضوع خیلی کاربردی بود و بیان شما هم عالی اما یک جلسه کافی نبود لطفا بازهم تشریف بیارید و این موضوع رو کامل بیان کنید. و شرکت کننده کم رو بی میلی نسبت به موضوع یا کلاس شما حساب نکنید متاسفانه اصلا اطلاع رسانی نشده بود. من ساعت 11 از سایتتون برنامه رو فهمیدم مگر نه توی دانشگاه تبلیغ نشده بود. شاد موفق و سلامت باشید

    [پاسخ]

  10. سلام
    وقتی از کودکی به فرزندانمان حق تقدم را یاد نمیدیم. وقتی بهش میگیم تو صف از بقیه بزن جلو و بعد بهش می گیم افرین چه. بچه زرنگی. وقتی بچه مون تو اتوبوس یه صندلی گرفته نمیزاریم بشینه روپامون تا یع زن حامله سر پا نایسته. حامعه چی میشه؟ اینقدر یی اخلاقی کوچیک به اسم زرنگی و باهوشی به هورد بچه هامون دادیم. خوب معلومه تخم مرغ دزد شترمرغ دزد میشه

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ آبان ۲۸ام, ۱۳۹۳ ۱۱:۴۷ ق.ظ:

    خیلی موافقم با منطقی که میاد جامعه را از بچه ها درست میکنه

    [پاسخ]

  11. استادعزیز،از شنیدن اخبار تلوزیون و بیماری های زیادی مثل سرطان و …احساس ناامنی در من به وجود اومده،حتی می ترسم که بچه ای به دنیا بیارم،می گم بیاد کجا؟دنیا خیلی نا امن شده و به دور از صداقت…

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ آبان ۲۸ام, ۱۳۹۳ ۱۱:۴۸ ق.ظ:

    باید بین احتیاط و وسواس مراقب بود گرفتار دومی نشد الهه جان
    86 میلیارد نفر تا الان رو کره زمین آمده و رفته و میتونی در تصویر بزرگتر تاریخ بیولوژی انسان خیالت راحت تر باشه

    [پاسخ]

  12. سلام دکتر جان
    بنده بسان کودکی که بالای درخت می گفت پادشاه برهنه است می گویم که :
    توهم موفقیت در دانشگاه و حوزه بیداد می کند …بنده اعتقاد دارم که بالای 50 درصد دنبال علم نیستند …
    در ثانی مشکلات زیاده و کسی کتمان نمی تواند بکند …اما نق زدن و شکایت و …چه مشکلی را حل می کند .” من می دونم که کارمون تمامه تو سریال گالیور ”
    از طرفی علی ع هم داخل چاهی ناله می کرد .معمولا فرهیخته ها اینگونه اند …به پیامبر ص نیز لقب مجنون و ساحر دادند …
    آنها چه کردند ؟ قالوا سلاما …به قول خودتان که از مولوی نوشته بودید باید یک کاریز و چشمه ای درست نمود و جاودانگی سخن خود را در نسل های آینده جست و جو کنیم …
    در مورد مدیریت نیز حر ف بسیار است و فقط بسنده می کنم به این جمله عالی از نبی اکرم ص: پیامبر اکرم(ص) فرمود:

    کسی که متولی امور ده نفر شود، باید اندیشه چهل نفر را داشته باشد و کسی که مسئولیت اداره چهل نفر را بر عهده می گیرد، باید عقل و اندیشه چهارصد نفر را دارا باشد.

    آیا فرهیختگان و مدیران کشور ما و مهندسان و دکترهای ما خود را متولی جامعه می دانند یا فقط به فکر خویش اند … مشکل اینجاست که تعدای از دکترها و مهندسان و املاکیها و مدیران کشور افتاده اند در ساخت و ساز و فرهنگ کیلویی چند ؟ حرف قشنگ کیلویی چند ؟ زیبایی و خوبی و دانایی و خوشی سیری چند ؟
    بنابراین کسانی که می فهمند باید استقامت کنند در مسیر درستشان . ناامید هم نباشیم که فرمود : والذین جاهدو فینا لنهدینهم سبلنا ….
    و هر کسی به میزان وسعش مسول است و از او خواسته خواهد شد …بپذیریم که تلفات هم خواهیم داشت …ریزش هم خواهیم داشت …اما : قو انفسکم و اهلیکم …خودتان و اهلتان را از تاریکی حفظ کنید …لذا بهتره گزینه آرمانخواهی را مانند شعله شمع گاز روی پیلوت نگه داریم و در دل واقعیتها درست ببینیم فبای الا ربکما تکذبان ( همه چیز واقعی واقعیه )و درست شنا کنیم …باور کنید که نگه داشتن شعله شمع آرمانخواهی بر روی پیلوت نیز در این زمانه زمین !کاریست بس سخت اما کارگشا .

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ آبان ۲۸ام, ۱۳۹۳ ۱۱:۵۰ ق.ظ:

    اینقدر حرفتان متین است که مطمئنم با اجرای این نکات ، این کشور وضع بهتری خواهد یافت

    [پاسخ]

  13. سلام
    آقای دکتر یه سوال نامرتبط دارم، ببخشید، از کتاب هایی که تا به حال معرفی کردید به ترتیب تکامل آگاهی و نوجوانی ابدی و نبوغ خلاقانه رو خوندم و همین الان نیمه تاریک وجود رو سفارش دادم که به زودی به دستم میرسه، الان بعد از مدت ها پول و وقت پیدا کردم واسه مطالعه، لطفا بفرمایید چه کتاب هایی رو بگیرم و با چه ترتیبی بخونم، خیلی ممنونم.

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ آذر ۴ام, ۱۳۹۳ ۱۲:۳۰ ب.ظ:

    راستش یه کم پراکنده ولی خوب ، مطالعه کرده اید
    به نظرم یا بحث سفر زندگی را دنبال کنید یا سایه های شخصیت را
    در بحث سفر قطعا کتاب قدرت اسطوره جوزف کمپبل را پیشنهاد میکنم
    درباره سایه به نظرم کتاب سایه ات را مالک شو خوندنیه

    [پاسخ]

  14. حرفای زیبایی بود دکتر ، ولی فکر میکنم مردم ما به نصایح اخلاقی سر (بی حس) شده اند. یادم میاد مدتی در شغل آزاد بودم و درگیر چکهای برگشتی و آدمهای بی مسئولیت و بیشرف، روزی یکشون را بعد از چند روز تعقیب در گوشه ای گیر انداختم بهش گفتم نقل قول ” میدونی از چی نگرانم از این فضایی کاری که برای آیندگانمان فرزتدانمان به ارث خواهیم گذاشت. فردا با چه اعتمادی فرزندان ما می توانند با هم کار کنند.”
    واقعیت عینی جامعه ما خیلی تاسف بارتر از اون چیزی که در روزنامه ها و رسانه ها میخوانیم. عباس عبدی بعد از برگشتن از زندان میگفت ” در عصر جاهلیت عرب که جامعه مدنی وجود نداشت حرف آدمها و قول آنها معتبر بود و اگر کسی حرفی میزد و بهش عمل نمی کرد به نوعی از جامعه و نظام اخلاقی جامعه اونروز فرو می افتاد و ترد می شد.”
    به نظر من وضع جامعه امروز ما بدتر از عصر جاهلیت اعراب شده، و بی مسئولیتی و زرنگ بازی(البته بمعنی معکوس آن) و سوءاستفاده از موقعیت و قدرت به یک ارزش تبدیل شده است. بقول گاندی “در جامعه ای که ارزش هایش عوض شوند عوضی ها با ارزش می شوند.”
    خداوند شما را حفظ و پایدار نماید.

    [پاسخ]

  15. با سلام.به نظرم ایران نابود می شود .و بعدا شاید دوباره ایرانی پدید آید با مردمانی دیگر
    از نو عالمی باید ساخت وز نو آدمی

    [پاسخ]

    علی پاسخ در تاريخ آبان ۲۸ام, ۱۳۹۳ ۸:۲۲ ق.ظ:

    موافقم

    [پاسخ]

  16. عباس کیارستمی جایی گفته بود” دلیل این که خیلی از کارهای ما ایراینیها دیمی هست به خاطر اینه که نونی که ما می خوریم و قوت لایموت ما هست به روش دیم به دست می آد”
    تو فیلم بیلیاردباز جایی که ادی تنددست(پل نیومن) از بشُکه مینه سوتا (حریف چاق ادی که شرط بندی را برد)شکست خورد برت گوردونِ شرط بند بهش گفت: اِدی تو بازنده بدنیا اومدی.
    ادی: منظورت چیه؟
    برت: برای اولین بار توی ده سال اخیر دیدم بشکه مینسوتا گیر افتاده بود. اون گیر افتاده بود و تو گذاشتی بره.
    ادی: من مست بودم.
    برت: البته که مست بودی. تو بهترین بهونه برای باختن رو داری. وقتی بهونه داشته باشی باختن آسونه. برد اما رو دوشت سنگینی می کنه. درست مثل یک میمون این بار رو از رو دوشت میندازی وقتی بهونه داری. همه چیزی که یاد گرفتی اینه که برای خودت احساس تاسف کنی. تو یکی از بهترینهای بیلیادری ولی برای خودت متاسفی.
    ——————————
    حالا حکایت ما ایرانی هاست که کارمون همه جا شده فقط تاسف خوردن! توی کلاس های ارشد و دکتری هم که می ری باز این فضا حاکمه و استاد و دانشجو از زمین و زمان گله مند هستند و آدم می گه حیف این استعدادهاست که داره اینجا تلف می شه، اما بعد ازاتمام کلاس می بینی کلی لیوان یه بار مصرف خالی و نصفه ی چای و نسکافه و آشغال شکلات و بیسکویت و… روی زمین و میزها باقی مونده و صندلی ها هرکدوم رو به یه طرف دارن فریاد می زنن ! اما یه لحظه فکر نمی کنیم هر آشغالی که ما روی زمین می اندازیم کمر مردی رو برای برداشتن آن خم می کنیم…حالا چه به رسه به محیط زیست که کمرش خرد میشه تا 400 ،500 سال لیوان یا ظرف یه بار مصرف ما رو به طبیعت برگردونه…
    حالا خودتون قضاوت کنید و بگید چرا فضای کسب و کار ما اینقدر آلوده س ؟

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ آبان ۲۸ام, ۱۳۹۳ ۱:۱۲ ق.ظ:

    چه دیدگاه متفاوت و جالبی

    [پاسخ]

    ضیاء پاسخ در تاريخ آبان ۲۸ام, ۱۳۹۳ ۲:۲۰ ب.ظ:

    دکتر به نظرم به خاطر اینه که فقط بلدیم حرف بزنیم (دور از جون)، و هر چقدر بیشتر حرف میزنیم وجدان خودمون رو از عذاب عمل نکردن رها می کنیم! (حتی منی که دارم این متن رو می نویسم)
    ای کاش حرف زدن مالیاتی داشت تحت عنوان عمل کردن.

    [پاسخ]

    سايه پاسخ در تاريخ آذر ۴ام, ۱۳۹۳ ۲:۱۷ ب.ظ:

    استوار سوم حرفتان به دلم نشست…خیلی جمله تکراری و لوثی شده متاسفانه وگرنه میگفتم به جای نفرین به تاریکی شمعی روشن کن

    [پاسخ]

  17. من کارشناس ارشد نرم افزار و 28 ساله هستم. تلاش کردم و حرفه ای گری را در دوران دانشجویی چه کارشناسی و چه ارش در خیلی زمینه ها یاد گرفتم ولی ویقتی وارد محیط کار شدم همه چیز تغییر کرد وارد محیط دانشگاه برای تدریس که شدم همه چیز تغییر کرد. در محیط کار افراد سود جو و خودخواه و زبون باز و زیر آب زنی هستند که تمام امید رو از من ربودند. اگه کار می کردم و حرفه ای کار می کردم حتی مدیر بالا دست هم خودش رو در خطر می دید و زیر آب می زد اگه کار نمی کردم انگ تنبیلی و این که کار بلد نیستم رو بهم می زدند. در محیط دانشگاه مدیران دانشگاه فقط به فکر سود بیشتر خود هستند با دانشجو که زیاد کار کنی دانشجو ناراضی و به مدیریت اعتراض می کنه و مدیر تو رو توبیخ می کنه حتی یکبار از من خواستند از یک دانشجو دوباره امتحان بگیرم و من در کمال تعجب و ناباوری و وجدان درد درمانده شده بودم.
    در محیط کار با مسئولیت بیشتر کار بیشتر تخصص بالاتر و سابقه بیشتر مدیر محترم به فردی که تخصص کمتری دارد و سابقه اش یک چهارم من است حقوق بالاتری می دهد و در جواب اعتراض من اعلام می کنه که من اینطور تشخیص میدهدم. حالا من موندم و امیدی نصفه و نیمه که نمی دونم در سالهای آینده چه بلایی سرش بیاد.

    [پاسخ]

  18. سلام آقای دکتر شما درست میفرمایید ولی خیلی از این تنبلی هایی که به جون جوون ها افتاده مقصر خانواده هاشونم هستند که میترسند بچه هاشون سختشون بشه اگه هم کار کنند هم درس بخونند…..

    [پاسخ]

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.