آنچه پدر و مادرتان به شما نگفتند : وقتی زیبا نیستم ، غصه میخورم

image_pdfimage_print

1626514_168

من ۲۲ سالگی ازدواج کردم. الان سی و یک ساله هستم. شوهرم ۵ سال از من بزرگتره.  ما هر دو از بچه های موفق شهرمون بودیم. ازدواج سنتی کردیم. هنوز فرزندی نداریم. بذارید بی حاشیه بگم من هیچوقت از چهره ی خودم راضی نیستم. نقصی توی صورتم دارم که هنوز نتونستم باهاش کنار بیام  تا یه زمانی این احساس با یکسری موفقیت های تحصیلی و هنری جبران میشد. یا حداقل حواسم پرت میشد. خیلی سعی کردم شکرگزار و مثبت و قوی باشم. موقع ازدواج یک احساس احمقانه ای از سپاسگزاری نسبت به همسرم احساس می کردم که با من ازدواج کرده.

تقریبا همه جوره سازگار بودم. شاید باورتون نشه اما من یادم نمیاد تا حالا بیش از دو سه بار با هم دعوا کرده باشیم.  ولی در حسرت این موندم که یک روز همسرم با من از زیبایی بگه. حتی به دروغ. حتی بگه تو برای من زیبایی ! بدبختانه من در خانواده ای بودم که تا حدی مرفه و اسم و رسمی داشت. و جدیدا این برام سواله که همسرم من رو چرا انتخاب کرد؟… چرا؟ چرا اگر براش جذاب نبودم اومد سراغم؟   با اینکه بحران های روحی رو در تنهایی می گذرونم اما سعی کردم توی این سالها پویا باشم و حرکت کنم. ادامه تحصیل دادم. خدا رو شکر شغل و درآمد خوبی دارم. وجهه و جایگاه اجتماعی خوبی دارم. اما درونم پر از غمه. خیلی تلاش کردم با خودم کنار بیام. اما هرچی سنم بیشتر میشه بیشتر ناتوان می شم. 

راستشو بخوایید فکر می کنم ما دیگه به هم علاقه و احساسی نداریم. و اگر کنار هم هستیم فقط برای یک سری امتیازات اجتماعی هستش. انگار برای هم مزایا داریم…. وقتی زیبا نیستم واقعا چه باید بکنم ؟

———————————————————————-

 

سلام من را بپذیرید

نامه شما را خواندم

متاسفم که اینقدر درونت بهم پیچیده است

  1. زیبایی یک حس شخصی است و مبتنی بر سلیقه. معلوم است به سلیقه خودت و شاید چون کسی از کودکی درباره ظاهرت حرفی نزده ، تصویر خوبی از خودت نداری. در لایه اول میتونی از یک استایلیست کمک بگیری. استایلیست کسیست که به ما میگوید چه تیپی ، چه نوع آرایشی ، چه لباسهایی مناسب چه مراسمی ، چه HAIRCUT مناسب مان است.اسایلیستها کمک میکنند لحظاتی خوب را تجربه کنیم ، حتی اگر عمیق نباشه ولی من در مطبم دیده ام تاثیر یک چنین زیبایی متفاوتی ولو برای مدتی کوتاه ، امید بزرگی فراهم می آورد
  2. مساله عمیقتری که در شما میبینم ، یک سایه شخصیتی است. سایه شخصیتی چیزی است که نمیخواهیم در خودمان ببینیم. سایه مشهوری که تو و خیلی هامون حمل کرده ایم ، عبارت است از : جوجه اردک زشت. در بدترین شرایط باید بپذیریم زیبایی خاصی نداریم در ظاهرمون و بریم سراغ بقیه موفقیتهای زندگی ( که تا حدی رفته ای ولی دائم میشینی نشخوار میکنی ظاهر معمولیت را و این باعث میشه درد بکشی دختر خوب )
  3. خیلی از مسائلی که نوشته ای مثل معمولی شدن برای یکدیگر ربطی به قیافه تو نداره ، عمر رابطه شما به جایی رسیده که باید یکبار دیگه از نو ، لایروبی بشه. هم زندگی جنسی تون هم طرز گفتگوتون باید طوری بشه که خواهر برادر نشید
  4. نوشتید که از تعریف سایر مردان خوشتون اومده ، خب این ناشی از این است ک هر آدم سالمی از مورد توجه قرار گرفتن بقیه لذت میبره اما درست تشخیص دادهای که خشمی اون زیر داره وول میزنه که ممکنه کار دستت بده. خیانت و لغزش اکثرا در زنان ناشی از خشم است نه هوس

ادامه پاسخ + لینک داون لود کتابی مفید در این زمینه در سامانه پرسش و پاسخ سایت ما قابل خواندن است ، کافیست بیایید اینجا

80 thoughts on “آنچه پدر و مادرتان به شما نگفتند : وقتی زیبا نیستم ، غصه میخورم

  1. ته همه حرفاتون حسودیه. دوست من حسودی پنهان در درونت را با روشهای کاربردی علم اخلاق از بین ببر. چرا نمیتونی نعمت دادن خدا به یکی از بنده هایش را ببینی ؟!! خدا خواسته فلانی را خوشگل کنه تا ببینه بنده های نیازمندش چی می گن و آیا در کار خدا دخالت و فضولی میکنن و کبر دارن یا نه.

    [پاسخ]

  2. سلام عزیزم.به نظر من شما نیازی به عمل جراحی ندارید.چیزی ک که لازم دارید یک فکر اسوده با اعتماد به نفس بالا.چیزی که شما نیازی نداشته باشید کسی تاییدتون کنه.خودتون رو قبول داشته باشید. زیبایی نسبیه

    [پاسخ]

  3. سلام.
    من تعدادی از پرسش و پاسخ ها رو مطالعه کردم. سوال سوال کننده ها به نظرم درددل بود و جوابشون دلداری و حرف بی ربط. کاری به جوجه اردک زشت ندارم. اصلا نمیدونم چی چیه. نمیخوامم درستش کنین واسم یاراهکار ارائه بدید. اگه قراربود درست بشه از هموم اولش خراب نمیشد.
    من ی دختر ۲۲ ساله ام. توی یک دانشگاه خوب تو تهران درس می خونم. ۶ ماهی هست نامزد کردم. نامزدم رتبه ۱ دانشگاهه. پدر و مادرم خداروشکر دارا هستن و وضعیتمون نسبت به نامزدم بهتره. هرچند واقعا اونا خانواده ی زحمتکشی دارن. هیچوقت فکر نکردم نامزدم بخاطر پولم اومده باشه سراغم چون میدونم واقعا دوستم داره. اما قضیه ای که از طرفش منو آزار میده اینه که منو سیه چرده خطاب میکنه و از روی دوس داشتن زیاد هم اینجوری میگه. درواقع هزاربار گفته که این رنگ پوستمو دوس داره. البته آدم رکی هم هست. چند بار گفته تو اصلا زیبا نیستی ولی من همین جوریتو دوس دارم. منتها وقتی میرم بین خانواده اش یاباهاش جایی میرم، هزار بار می میرم و زنده میشم. همش فکر می کنم بخاطر من باید خجالت بکشه یا الآن که فلان نفر تو خیابون داره نگاهمون میکنه حتما داره میگه چقد دختره زشته. همه اینا با وجود بینی شکسته در مسابقه کونگ فوی نامزدم و خال بزرگی که کنار بینیش روی گونه اش داره هست.
    جدای از این ماجرا، من دو تا آبجی دارم که به هیچکدوم شباهت نمیدم. قدم از هردوشون بلندتره. اندامم باربی تره. ولی پوستم مثل اونا سفید نیست. البته اونا هم سفید نیستن. اما من خیلییییی پوستم تیره تر از اوناست. من صورتم بیضی و لاغر، اونا گرد و تپل تر،اونا دندونای مرتب و من ی فک با دندونای کج و کوله، من پیشانی خیلی بلند و متاسفانه برآمده و چانه ی کمی عقب رفته، اونا پیشانی کوتاه و تخت، من موهای وز و فر و زبر و خیلی پرررررر، اونا بهتر از من هستن. هرچند نقایصی هم دارن. مثلا آبجی کوچیکه بینیش بزرگ شده تو صورتش، خب منم بینیم انگار بزرگ و درازه. تازه ی ذره انگار کج هم باشه.
    خلاصه این از وضعیت خانواده که به هیچکدومشون شباهت ندارم.
    میرسیم به خوابگاه که ۳ ساله با افراد مختلف هم اتاقم و همشون از من خوشگلتر…. حتی اگه قدشون ۱۴۰ سانت باشه و من ۱۶۸،
    اونا ۴۰ کیلو باشن و من ۶۰ کیلو.
    ی هم اتاقی دارم ۵ ترمه با همیم. اهل یزده. صورتشو بگو چقدر شکلش قشنگه، چشماش که رویاییه. مژه هاش انگار خدا رو چشماش بال گذاشته، رنگ پوست گندمی و معمولی ولی محشر، جنس پوست اصلا حرف نداره، مو انگار نداره اصلا، بوره بوره.رنگ و جنس و فر موهاش عشقه بخدا. اندام باربی . خیلی جذابه خدایی مخصوصا وقتی لنز رنگیشو میزاره ی ذره آرایش می کنه.
    چند روز پیش با هم لنز خریدیم. اون خاکستری آبیه تقریبا و من عسلی. وقتی میزاره چشش بخدا گریه ام می گیره. اون چی میشه و من چی میشم…
    مخصوصا این ترم همش بچه ها از زیباییش حرف میزنن. منم از تو داغون میشم ولی چیکار کنم. پاهاش پرانتزی بود که اونم رفته عمل کرده یکیش صاف شده مونده یکی دیگش. چند نفر ازش خواستگاری کرده باشن خوبه؟ چند نفر عاشقش باشن خوبه؟
    وقتی میشینم به تمام اینا فکر میکنم مثل الآن فقط اشک میاد از چشام ولی مجبورم یواشکی گریه کنم که کسی نفهمه.
    روم به اوناییه که میگن به خودت برس، عمل کن، فلان کن چنان کن… تا پول نباشه حرفاتون به درد خودتون میخوره . اگر پول داشتم از کسی نظر نمیخواستم. ولو اینکه پول هم داشتم، میشه رنگ پوست رو کلا عوض کرد؟ هر دکتری پرسیدم گفت نه. میخواستم پیسی تزریق کنم حتی. گفتن نمیشه و نیست و فلان…
    شما هی بگید تو خوشگلی، هرکسی همون جوری خوشگله که خلق شده و …
    اینا برای کسی مثل من بی فایده است. فکرمن با ۴ تا حرف دکتر و نصیحت این و اون و چند تا کتاب عوض نمیشه. چون هروقت نامزدم چیزی میگه، کنار خواهرهام می ایستم یا دوستم رو میبینم فقط یاد این میفتم که چقدر من زشتم و چقد از خودم متنفرم.
    دلم پر بود خیلی… نفهمیدم اصلا برا چی اینارو نوشتم. باید برم. خدافظ

    [پاسخ]

  4. ﺳﻼﻡ ﻋﺰﻳﺰﻡ,
    ﻣﺎ ﺯﻧﻬﺎ ﻫﻤﻪ ﺑﺮاﻣﻮﻥ ﺯﻳﺒﺎﻳﻴﻤﻮﻥ ﺧﻴﻠﻲ ﻣﻬﻤﻪ و ﻧﻤﻴﺸﻪ ﺷﻌﺎﺭ ﺩاﺩ..ﺯﻳﺒﺎﻳﻲ ﺭﻭﺡ…. اﻳﻨﺎ ﺣﺮﻓﻪ..
    ﻣﻦ ﻧﻤﻴﺪﻭﻧﻢ ﻣﺸﻜﻞ ﻇﺎﻫﺮ ﺷﻤﺎ ﭼﻴﻪ?
    ﺑﻴﻨﻲ ﺑﺰﺭﮒ : ﺟﺮاﺣﻲ ﺯﻳﺒﺎﻳﻲ. ﺩﻛﺘﺮاﻱ ﺧﻴﻠﻲ ﻋﺎﻟﻲ ﺩاﺭﻳﻢ.
    ﭘﻮﺳﺖ: ﺭﻧﮓ ﭘﻮﺳﺖ اﻫﻤﻴﺘﻲ ﻧﺪاﺭﻩ. ﻓﻘﻄ ﺑﺎﻳﺪ ﺳﺎﻟﻢ و ﺑﺸﺎﺵ ﺑﺎﺷﻪ. ﺗﻐﺬﻳﻪ ﻣﻨﺎﺳﺐ, ﺭﺳﻴﺪﮔﻲ و ﭘﺎﻛﻲ.. ﺩﻛﺘﺮ ﭘﻮﺳﺖ… ﻟﻴﺰﺭ
    اﺑﺮﻭ: ﺗﺘﻮ
    ﻟﺐ: ﺟﺮاﺣﻲ, ﮊﻝ
    …..
    ﻫﻤﻮﻧﻂﻮﺭ ﻛﻪ اﺳﺘﺎﺩ ﻓﺮﻣﻮﺩﻥ : اﺳﺘﺎﻳﻠﻴﺴﺖ ﻻﺯﻡ ﺩاﺭﻳﺪ ﺷﻤﺎ
    اﻧﺪاﻡ ﺑﺎ ﻭﺭﺯﺵ و ﺗﻐﺬﻳﻪ ﺧﻮﺏ.
    ﻟﺒﺎﺱ ﻣﻨﺎﺳﺐ و ﺷﻴﻚ
    ﺭﻓﺘﺎﺭ ﺯﻧﺎﻧﻪ و ﻇﺮﻳﻒ ﻛﻪ ﺑﺎﻳﺪ ﺑﺮاﻱ ﻳﻪ ﺧﺎﻧﻮﻡ ﻳﻚ ﻋﺎﺩﺕ و ﻭاﻗﻌﺎ ﺭﻓﺘﺎﺭ ﺑﺎﺷﻪ ﻧﻪ ﺗﻆﺎﻫﺮ
    ﺁﺭاﻣﺶ و ﺷﺎﺩ ﺑﻮﺩﻥ ﻭاﻗﻌﺎ ﺯﻳﺒﺎﻳﻲ ﻣﻴﺎﺭﻩ. ﭼﻬﺮﻩ ﻳﻚ اﻧﺴﺎﻥ ﺑﺎ ﺁﺭاﻣﺶ. ﺑﻪ ﺧﻮﺩﻱ ﺧﻮﺩ ﺯﻳﺒﺎﺳﺖ.
    اﻣﺎ ﻣﻬﻤﺘﺮ اﺯ ﻫﻤﻪ اﻋﺘﻤﺎﺩ ﺑﻪ ﻧﻔﺲ ﻫﺴﺖ. ﻭﻗﺘﻲ ﻣﻦ ﺧﻮﺩﻡ ﺭﻭ ﺯﺷﺖ ﺑﺪﻭﻧﻢ ﺩﻳﮕﺮاﻥ ﻫﻢ ﺑﺎﻭﺭ ﻣﻴﻜﻨﻦ ﻛﻪ ﻣﻦ ﺯﺷﺘﻢ.
    ﻣﻦ ﺧﻮﺩﻡ اﺯ ﺑﻴﻨﻴﻢ ﻧﺎﺭاﺣﺖ ﺑﻮﺩﻡ و ﺟﺮاﺣﻲ ﻛﺮﺩﻡ. اﻻﻥ ﺧﻴﻠﻲ اﻋﺘﻤﺎﺩ ﺑﻪ ﻧﻔﺴﻢ ﺑﺎﻻ ﺭﻓﺘﻪ.
    ﺑﺎﻳﺪ ﺑﺒﻴﻨﻳﺪ ﭼﻪ ﺁﺭاﻳﺸﻲ ﭼﻪ ﻟﺒﺎﺳﻲ ﺑﻬﺗﻮﻥ ﻣﻴﺎﺩ.. ** اﺳﺘﺎﻳﻠﻴﺴﺖ*** ﺣﺘﻤﺎ اﻳﻦ ﻛﺎﺭ ﺭﻭ اﻧﺠﺎﻡ ﺑﺪﻳﺪ. ﻳﻚ اﻧﻘﻼﺏ اﻳﺠﺎﺩ ﻛﻨﻴﺪ ﺗﻮ ﺯﻧﺪﮔﻴﺘﻮﻥ. ﻛﻤﻲ ﻫﺰﻳﻨﻪ ﻣﺎﻟﻲ و ﺯﻣﺎﻧﻲ و ** اﻋﺘﻤﺎﺩ ﺑﻪ ﻧﻔﺲ ﻳﺎﺩﺗﻮﻥ ﻧﺮﻩ**
    ﺑﺒﻴﻨﻢ ﭼﻴﻜﺎﺭ ﻣﻴﻜﻨﻲ ﺑﺎ ﺧﻮﺩﺕ;)

    [پاسخ]

  5. عزیزم فکر نمیکنی با وجود تحصیلکرده بودنت در مورد این مساله کمی عوامانه فکر میکنی؟ بالاخره تحصیلات باید روی فکر آدم هم تاثیر بذاره البته نمی خوام بگم که نباید ناراحت بشی ولی برای آرامش خودت هم که شده از بعضی مسائل بگذر

    [پاسخ]

    نویسنده پاسخ در تاريخ مهر ۲۴ام, ۱۳۹۵ ۱:۲۵ ق.ظ:

    شما متن کامل را خوانده اید که اینطور صجبت می کنید؟ تعریف شما از «عوامانه» چیست؟ بهتر است روی نظرتان کمی فکر کنید.

    [پاسخ]

  6. سلام،صبح سرد زمستونیتون بخیر مرسی که وقت میزارین و مطلب منو میخونین،

    موضوعی هست که ذهن و زندگی منو خیلی خیلی به خودش مشغول کرده،تا حدی که سردردهای وحشتناکی میگیرم و اعصابم خیلی خورد میشه. جریان ازاین قراره که من و شوهرم واسه رسیدن به هم حدود5،6 سالی تلاش کردیم و بالاخر با وجود همه سختی ها و مخالفتها تونستیم بهم برسیم. شوهر من پسر بزرگتره خانواده است. خانواده ای که ظاهر افراد بیشتر از باطن، شخصیت و رفتار آدما براشون مهمه. مهم نیست کارشناسی ارشد داری، مهم نیست جز رتبه های برتر کنکور بودی، مهم نیست الان تو اجتماع واسه خودت آدم موفقی هستی، مهم اینه که خوشگل هستی یا نه!!!! مادر شوهرم دفعه اولی که عکس منو دیده بود، طبق چیزی که شوهرم برام تعریف کرد، تنها چیزی که تو چهره من دید دماغم بود، آره دختره دماغش گندس، زشته؛ شوهرم با وجود اینکه کمی تحت تاثیر حرفای دیگرانه براش مهم نبود و مقاومت کردو شوهرم خواهر بزرگتری نداره، یه دختر خاله به اسم مهسا داره که یکسالی ازش بزرگتره، مهسا به گفته خانواده و فامیلاشون شبیه یکی از هنرپیشه هاست!! ظاهر بدی نداره، خوبه ولی اینقدرایی هم که اینا دارن ازش تعریف میکنن خوب نیست، دماغ گنده داره با یه غوز بزرگ، ولی از نظر اونا دماغ من بزرگ و زشته، من زشتم ولی مهسا جذاب و زیباست. از مهسا دل خوشی ندارم ،۳-4 دفعه باش برخورد داشتم، خیلی خیلی اذیتم کرد.یادمه نوروز88 بود قبلش با مهسا رفته بودیم بیرون، جوری اذیتم کرد و دلمو سوزوند که با چشم پر از اشک نشستم سر سفره…. مهسا شده شاخص تو فامیل مادر شوهرم، تو زیبای، نجابت، سنگینی!!! نمیخام گناه کسی رو بشورم ولی دیدم که تو یک ماه با3،4 تا پسر ارتیاط داشت، این یعنی سنگین!! تحصیلاتم که قصد جسارت ندارم ولی یه لیسانس گرافیک دانشگاه غیرانتفاعی داره،ولی من رتبه 40 کارشناسی ارشد با نمره ۱۹/۸ دفاع کردم تحصیلات ندارم. چهرشم که میگم که میگن مثل یک هنرپیشه است، البته خیلی خیلی به خودش میرسه، تاحالا بدون آرایش ندیدمش، الانم که شوهر کرده یه شوهر پولدار، نه میخاد کار کنه مثل من، نه مثل من درگیری ذهنی واسه این مقاله و آزمون دکتری و اینا داره. دلم میشوزه، به خدا من زشت نیستم، بد نیستم، شوهر دوستم که هم منو میشناسه هم اون به دوستم گفته بود برای منِ مرد جذابیتی که شمیم داره مهسا نداره، دکتر مهسا و خواهرش(مهسا بیشتر) کلا رو اعصابم هستن، دست خودم نیست مدام تو ذهنم خودمو مقایسه میکنم باشون، از بس تعریفشون رو کردن دارم دیونه میشم. خواهرام یا حتی چند نفر غریبه که نه منو میشناسن نه اونا بهم گفتن اون در حدی که اونا تعریف میکنن زیبا نیست حتی اگه شماها رو تو جمع بزارن تو بیشتر تو چشم میای. دارم دیونه میشم، الان که دارم مینویسم شقیقه هام دارن میترکن، آخه مگه زیبایی من دست خودمه؟ مگه خریدمش؟ بعدشم شرایط ما اصلا مثل هم نیست، اون یه آدم بیکار توی خونه که فقط بخور و بخواب و آرایش کن و بیا بیرون، من از صبح که بیدار میشم ….. هی خدا. شوهرم نظری نداره،یکی دوبار که باش صحبت کردم، گفت تو چیزی کم نداری ولی اون وقتا که باهم دوست بودیم تو اوج فشارهای روحی روانیش نمیدونم چرا بهم گفت شمیم من از نظر قیافه از نظر تو احساس کمبود میکنم، بعدش هرچی گفتم چرا اینو گفتی گفت خوب حالا یه چیزی گفتم!!! حالام هر وقت به خودم میرسم و خوبم ازم تعریف میکنه ولی مهسا رو اعصاب منه. فکر کنین یه روز بعد از عقدمون رفتم خونه مادر شوهرم، داشتیم عکسای عقدمونو میدیدیم، رسیدیم به چندتا از عکسهای مهسا یا و ببین چیکار کردن، وای مهسا خیلی خوشکله، خیلی جذابه، داشتم میترکیدم، بابا من عروس بودم یعنی… گذشت بعد از ماهها رفتیم یه عروسی، مهسام بود، به خدا از لباس من آرایش من، تیپ من همه چیزم سرتر و بهتر بود ولی اون نقل مجلس بود و چلچراغ مجلس. اعصابم خرده، از مهسا و همشون بدم میاد. خانواده مادر شوهرم اینا اینجورن، خانواده پدرشوهرم نه، اونا به اخلاق بیشتر توجه میکنن، زن عموی شوهرم میگه تو دختر خوشگل و جذابی هستی و خوش اخلاق. میدونین دست خودم نیست اینقدر مقایسم کردن، اینقدر سرکوب شدم که یه جورایی خودمو قبول ندارم و … چند وقت پیش یکی از دوستام راجع به زن دوست داداشش صحبت میکرد. کلی ازش تعریف کرد،گفت فیسش واقعا عالیه خیلی خوشگل و زیباست، کنجکاو شدم پرسدم اسمش چیه؟؟ گفت مهسا.م!!! وای یهو یخ کردم، گفتم این که دختر خاله شوهرمه که، اینقدام خوب نیست بابا، میدونین چی گفت؟گفت ببین تو چهره ات معمولی و ساده است ولی اون خوشگله، قبول کن دیگه، خیلی ناراحت شدم، شبش تا صبح گریه کردم، خواهرام فهمیدن کلی دعوام کردن ولی ….. خلاصه که این جریانات باعث شده تو جمع اونا یکم گوشه گیر بشم، فقط پیش شوهرم باشم، با خواهر و مادر و زن داداش مهسا مثل سابق گرم نگیرم، محلشون ندم، خودمم که کلا بهم ریختم بخدا من زشت و بد نیستم، کاش میشد عکسامونو بفرستم واستون میترسم، میترسم از شب عروسیم که من عروس باشم و نگین مجلس مهسا خانم ….

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۹ام, ۱۳۹۴ ۴:۲۳ ب.ظ:

    فقط
    PORSESH.DOCTORSHIRI.COM

    [پاسخ]

  7. سلام،صبح سرد زمستونیتون بخیر
    مرسی که وقت میزارین و مطلب منو میخونین،موضوعی هست که ذهن و زندگی منو خیلی خیلی به خودش مشغول کرده،تا حدی که سردردهای وحشتناکی میگیرم و اعصابم خیلی خورد میشه. جریان ازن قراره که من و شوهرم واسه رسیدن به هم حدود5،6 سالی تلاش کردیم و بالاخر با وجود همه سختی ها و مخالفتها تونستیم بهم برسیم.شوهر من پسر بزرگتره خانوادس.خانواده ای که ظاهر افراد بیشتر از باطن،شخصیت و رفتار آدما براشون مهمه.مهم نیست کارشناسی ارشد داری،مهم نیست جز رتبه های برتر کنکور بودی،مهم نیست الان تو اجتماع واسه خودت آدم موفقی هستی،مهم اینه که خوشگل هستی یا نه!!!!مادر شوهرم دفه ائلی که عکس منو دیده بود،طبق چیزی که شوهرم برام تعریف کرد،تنها چیزی که تو چهره من دید دماغم بود،آره دختره دماغش گندس،زشته،شوهرم با وجود اینکه یکمی تحت تاثیر حرفای دیگرانه براش مهم نبود و مقاومت کردوشوهرم خواهر بزرگتری نداره،یه دهتر خاله به اسم مهسا داره که یکسالی ازش بزرگتره،مهسا به گفته خانواده و فامیلاشون شبیه گوگوشه!!!!!!!! ظهر بدی نداره خوبه ولیییی اینقدرایی هم که ینا دارن ازش تعریف میکنن خوب نیست،دماغ گنده داره با یه غوز بزرگ،ولی از نظر اونا دماغ من بزرگ و زشته،من زشتم ولی مهسا جذاب و زیباست.از مهسا دله خوشی ندارم،3،4 دفه باش برخورد داشتم،خیلی خیلی اذیتم کرد.یادمه نوروز88 بود قبلش با مهسا رفته بودیم بیرون،جوری اذیتم کرد و دلمو سوزوند که با چشم پر از اشک نشستم سر سفره….
    مهسا شده شاخص تو فامیل مادر شوهرم،تو زیبای،نجابت،سنگینی!!! نمیخام گناه کسی رو بشورم ولی دیدم که تو یک ماه با3،4 تا پسر ارتیاط داشت،این یعنی سنگین!!!!!! تحصیلاتم که قصد جسارت ندارم ولی یه لیسانس گرافیک دانشگاه غیرانتفاهی داره،ولی من رتبه 40 کارشناسی ارشد با نمره8/19 دفاع کردم تحصیلات ندارم.چهرشم که میگم که میگن گوگوشه،البته خیلی خیلی به خودش میرسه،تاحالا بدون آرایش ندیدمش،الانم که شوهر کرده یه شوهر پولدار،نه میخاد کار کنه مثل من،نه مثل من درگیری ذهنی واسه این مقاله و آزمون دکتری و اینا داره.دلم میشوزه،بخدا من زشت نیستم،بد نیشتم،شوهر دوستم که هم منو میشناسه هم اونا به دوستم گفته بود برای منه مرد جذابیتی که شمیم داره مهسا نداره،دکتر مهسا و خواهرش(مهسا بیشتر) کلا رو اعصابم هستن،دست خودم نیست مدام تو ذهنم خودمو مقایسه میکنم باشون،از بس تعریفشونا کردن و پشونا دادن دارم دیونه میشم.خواهرام یا حتی چند نفر غریبه که نه منو میشناسن نه اونا بهم گفتن اون در حدی که اونا تعریف میکنن زیبا نیست حتی اگه شماهارو تو جمع بزارن تو بیشتر تو چشم میای.دارم دیونه میشم،الان که دارم مینویسم شقیقه هام دارن میترکن،آخه مگه زیبایی من دست خودمه؟مگه خریدمش؟بعدشم شرایط ما اصلا مثل هم نیست،اون یه آدم بیکار توی خونه که فقط بخور و بخاب و آرایش کن و بیا بیرون،من از صبح که بیدار میشم ….. هی خدا.شوهرم نظری نداره،یکی دوبار که باش صحبت کردم،گت تو چیزی کم نداری ولیییی اون وقتا که باهم دوست بودیم تو اوج فشارهای روحی روانیش نمیدونم چرا بهم گفت شممی من از نظر قیافه از نظر تو احساس کمبود میکنم،بعدش هرچی گفتم چرا اینو گفتی گفت خوب حالا یه چیزی گفتم!!!حالام هر وقت به خودم میرسم و خوبم ازم تعریف میکنه ولییی مهسا رو اعصاب منه.فکر کنین یه روز بعد از عقدمون رفتم خونه مادر شوهرم،داشتیم عکسای عقدمونو میدیدیم،رسیدیم به چندتا از عکسهای مهسا یا و ببین چیکار کردن،وای مهسا خیلی خوشکله،خیلی جذابه،داشتم میترکیدم،بابا من عروس بودم یعنیL گذشت بعد از ماها رفتیم یه عروسی،مهسام بود،بخدا اژلباس من آایش من،تیپ من همه چیزم سرتر و بهتر بود ولیییی اون نقل مجلس بود و چلچراغ مجلس.اعصابم خرده،از مهسا و همشون بدم میاد.خانواده مادر شوهرم اینا اینجورن،خانواده پدرشوهرم نه،اونا به اخلاق بیشتر توجه میکنن،زن عموی شوهرم میگه تو دختر خوشکل و جذابی هستی و خوش اخلاق.
    میدونین دست خودم نیست اینقدر مقایسم کردن،اینقدر سرکوب شدم که یه جورایی خودمو قبول ندارم و …
    چند وقت پیش یکی از دوستام راجب زن دوست داداشش صحبت میکرد.کلی ازش تعریف کرد،گفت فیسش واقعا عالیه خلی خوشکل و زیباست،کنجکاو شدم پرسدم اسمش چیه؟؟گفت مهسا.م!!! وای یهو یخ کردم،گفتم این که دختر خاله شوهرمه که،اینقدام خوب نیست بابا،میدوننی چی گفت؟گفت ببین تو چهرت معمولی و سادس ولی اون خوشگله،قبول کن دیگهL خیلی ناراحت شدم،شبش تا صبح گریه کردم،خواهرام فهمیدن کلی دعوام کردن ولی …..
    خلاصع که این جریانات باعث شده تو جمع اونا یکم گوشه گیر بشم،فقط پیش شوهرم باشم،با خواهر و مادر و زن داداش مهسا مثل سابق گرم نگیرم،محلشون ندم،خودمم که کلا بعم ریختم
    بخدا من زشت و بد نیستم،کاش میشد عکسامونو بفرستم واستون
    میترسم،میترسم از شب عروسیم که من عروس باشم و نگین مجلس مهسا خانم ….

    [پاسخ]

  8. با سلام و احترام……………من در مرداد ماه خدمتتون جیمیل فرستادم ولی متاسفانه هنوز جوابی به دستم نرسیده……خواهش میکنم در صورت امکان راهنماییم بفرمایید……..منتظر جواب و راهنمایی شما هستم ، با تشکر و آرزوی سلامتی و شادی روز افزون…………..

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ آذر ۲۱ام, ۱۳۹۳ ۱۲:۲۹ ق.ظ:

    لطفا فقط از سامانه پرسش و پاسخ سایت استفاده کنید برای سوالات خود :
    porsesh.doctorshiri.com

    [پاسخ]

  9. سلام استاد گرامی
    خیلی دوست داشتم راجع این موضوع برامون بیشتر صحبت کنید
    این موضوع که آدم ازقیافش راضی نباشه رو زیاد میبینم یکیش خود من!
    نتجش هم که جراحی هایه زیبایی هست هرروز آمارش داره میره بالا!
    اینکه آیا این جراحی ها از نظر شما درسته یا یه آدمی مثل من باید تا آخر عمر مثلا دماغ گندشو تحمل کنه!تازه وقتی هم اونو کئچیک کنی یه نقص دیکت میاد تو چشت و حالا باید اونو برطرف کنی!خیلی دوس دارم این موضوع رو باجزییات و از جنبه هایه مختلف برامون باز کنین
    با تشکر فراوان

    [پاسخ]

  10. سلام اقای دکتر. فقط خواستم بگم ازتون ممنونم. ممنون از اینکه تلاش میکنید تا کمک کنید آدم ها زندگی بهتری داشته باشند .
    ممنون. خیلی زیاد. سلامت باشید و همواره در پناه خدا

    [پاسخ]

  11. یه مطلبی پیدا کردم به نظرم خیلی عالیه
    ” احساس میکنم این روزها معنای زیبایی را گم کرده ای
    باور کن زیبایی در چشمهای امانتیه رنگ روشن و لبهای برجسته سرخ نیست
    باور کن هرچه قدر هم دماغت را کوچک کنی و سربالایش کنی زیبا نخواهی شد
    باور کن پوست سیاه و سایه های سفید زیباترت نمیکند
    دختر سرزمین من
    ملاک زیباییت را تغییر بده
    زیبایی ظاهری هر فرد همانیست که خداوند در وجودش قرار داده
    زیبایی ظاهر زمانی به چشم خواهد آمد که تو قلب پاکی داشته باشی آنوقت همه تو را زیبا خواهند دید
    با دقت به اطرافت نگاه کن
    خلاقیت دست دکتران جراح همه را یک شکل کرده
    باور کن این زیبایی نیست
    این تو را به عروسکی تبدیل میکند در دست انسانهای ظاهر پرست که تو را برای عیش و عشرت لحظه هایشان میخواهند
    دختر زیبای سرزمین من
    از صمیم قلب آرزو میکنم زیبایی حقیقی گم شده ات را دوباره پیدا کنی”

    [پاسخ]

    آذربانو پاسخ در تاريخ آبان ۲۷ام, ۱۳۹۳ ۷:۱۱ ب.ظ:

    حالا با اون کارا زیباتر که میشه! نمیتونیم قسم ایه بخوریم که زیباتر نمیشه! حالا اگرم موافق نیستیم و اینا از جملات دیگه ای باید استفاده کنیم.”زیبایی ظاهری هر فرد همانیست که خداوند در وجودش قرار داده.”
    خب اگه ظاهریه چرا تو وجودشه؟ بیرون میذاشت بقیه ام ببینن دیگه.یا وجودو کارمیذاشت رو ظاهر. این جمله ایراد پی رنگی داره.
    حالا ما با دقتم به اطراف نگا کردیم ولی همچینم همه یک شکل نشدن.بهرحال هرکی شکل خاص خودشو داره.چرا فقط رو دماغ زوم کردین.پهناورتر ببینید. حالا انقدم دختر دختر کردین و عیش و عشرت همچی پسرم کم نیس عمل کرده اونها چطوری متنبه شن؟
    در نهایت کسی که این متنو نوشته بنظرم هیچ موفق عمل نکرده واسه این عصرو دوران خیلی کلیشه اس جواب نمیده.

    [پاسخ]

  12. متشکرم
    منم از قیافه ام خوشم نمیاد همیشه میگم خب خدا که قادر بود همه رو زیبا بیافرینه چرا یکی خوشگله یکی زشت!
    دکتر شیری عزیز لطفا راجع به این موضوع بیشتر نوشته بزارید
    واقعا این ضعف رو تو جامعه ام هم میبینم که خیلیا از قیافشون خوششون نمیاد
    خیلی خوب میشد از نظر روانشناسی بحث بشه که آیا واقعا عمل زیبایی درسته یا نه؟
    مثلا من پرستیژ اجتماعی خوبی دارم شرایط دیگه زندگیم خوبه ولی همیشه از لحاظ قیافه احساس کمبود میکنم واز این نظر ضعف دارم
    خیلی دوس دارم نظر شما رو بدونم!

    [پاسخ]

  13. من مورد 2 رو نفهمیدم
    یعنی نفهمیدم با جوجه اردک زشت درون باید چطور برخورد کرد؟

    [پاسخ]

    آذربانو پاسخ در تاريخ آبان ۱۷ام, ۱۳۹۳ ۱۲:۲۹ ب.ظ:

    بحث سایه های شخصیتی بهمین سادگی نیستش که الان بخام برات توضیح بدم عزیزم. کلاس بسیار سنگین و پیچ درپیچی داره.فعلا میتونی کتابشو مطالعه کنی. و گفته باشم دنیات بهم میریزه.ینی میگن ما که ندیدیم.خودم دیگه میلی ندارم سایه ببینم همین افتاب مهتابو میبینم بسه.دنیامون رو هم تر از این نریزه ثلوات.حالا شما براجوجه اردک درونتون روزی سه مشت ارزن و گندم قاطی و نون خشک ابزده همراه با پوست هندون و خیار برای برخورد تجویز میکنم. اونروزی که با این نسخه تبدیل به قوی زیباروی شد دیگر مرا برای تشکرنخاهیدیافت.

    [پاسخ]

  14. سلام. آقای دکتر من وقتی با شوهرم دعوام میشه فحش میدم و اون هم وقتی عصبی میشه کتکم میزنه. آیا حق داره دستش رو روی من بلند کنه؟ به من میگه که من مقصرم که اون کتک میزنه

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ آبان ۲۰ام, ۱۳۹۳ ۲:۰۷ ق.ظ:

    نه بانو هیچکس حق نداره شان انسانی و بانویی شما را مخدوش کنه
    مگر با حیوان اجازه چنین رفتاری داریم که با یک انسان کنیم؟

    [پاسخ]

  15. عزیزم اگر مشکل صورتت خیلی بزرگ و جدیه مثلا دماغ شکسته و با انحراف قابل توجهی داری حتما توصیه می کنم که عمل کنی.من مثل دیگران قصه نمی بافم.چیزی که واقعا راه حله را بهت ارایه می دهم.با آرایش کردن تا حدودی نواقصت را بپوشانی.مثلا چه اشکالی داره که چشم هات راصبح ها یک مداد بکشی؟

    [پاسخ]

  16. با سلام
    آقای دکتر لینک دانلود کتاب فکر می کنم مشکل دارد بعد از تمام شدن ثانیه ها وقتی کلیک می کنیم مجددا ثانیه شمار به کار می افتد در صورت امکان بررسی بفرمایید
    با تشکر

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ آبان ۱۴ام, ۱۳۹۳ ۲:۰۲ ق.ظ:

    واقعا دیگه نمیدونم چه کنم

    [پاسخ]

    اشرف پاسخ در تاريخ آبان ۱۷ام, ۱۳۹۳ ۱۱:۰۶ ق.ظ:

    مشکل نداره. من که دانلود کردم. دستتونم درد نکنه

    [پاسخ]

  17. سلام. من یه سؤال درباره نحوه ارتباط با پسرها داشتم. راستش من تو خانواده ای بزرگ شدم که یه کمی احساساتی هستیم. مثلاً همدیگه رو بغل میکنیم یا میگیم همدیگه رو دوست داریم. برادرم جلوی ما خانمشو بغل میکنه و میبوسه و اینا برای ما خیلی عادیه.
    الان من با یا آقا پسری مدت دو سال همکلاسی بودم و الان روابطمون نزدیک تر شده. خیلی پسر خوبیه. الان موقعیت هیچ کدام از ما جوری نیست که بخوایم ازدواج رو مطرح کنیم و من فکر میکنم درسمون که تموم بشه – حدود یک سال – اگه ایشون چیزی مطرح نکرد، من تکلیف رابطه رو مشخص کنم که اگه قراره به سمت ازدواج نره تمومش کنم.
    الان سؤالم اینه که این آقا خیلی مهربونه به نظر من. وقتی باهم هستیم این مسئله کاملاً مشخصه و به من اهمیت میده. ولی وقتی همدیگه رو نمیبینم – بخصوص الان که کلاس هم نداریم و تقریباً همدیگه رو نمیبینیم – ایشون تماسی با من ندارن. گاهی لینکای جالب میفرستن تو فیسبوک مثلاً. ولی هیچ وقت به من زنگ نمیزنن. من میخوام بدونم این یعنی ایشون به من علاقه ندارن؟ گاهی من مسیج میدم و گاهی زنگ میزنم. ولی فکر میکنم جالب نیست در نتیجه دیگه دو سه هفتست زنگ نزدم براشون.
    من تا حدی میدونم به من علاقه داره – یعنی این مسئله رو گفته. ولی فکر میکنم شاید رومانتیک نیست و من که انقدر تو خانواده روابطم اون مدلی بوده بعداً با آدمی از این نوع مشکل پیدا میکنم. میشه منو راهنمایی کنین؟ برای ازدواج نباید منتظر باشیم طرف محبت بده؟ چه میزان محبت که میدیم و میگیریم طبیعیه. من دوست ندارم مهرطلب و همیشه در انتظار محبت باشم. و اصلاً نمیدونم الان انتظارم از این شخص منطقی هست یا نه؟ خیلی ممنون میشم منو راهنمایی کنین.

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ آبان ۱۳ام, ۱۳۹۳ ۱۱:۵۲ ق.ظ:

    رهای گرامی
    2 ماهی هست سوالات را در سامانه پرسش و پاسخ سایت پاسخ میدهیم که خیلی از سوال و جوابهای مشابه را نیز میتونید بخونید
    porsesh.doctorshiri.com

    [پاسخ]

    رها پاسخ در تاريخ آبان ۱۳ام, ۱۳۹۳ ۱۰:۳۸ ب.ظ:

    ممنون از پاسختون. رفتم اونجا و چندین مورد پیدا کردم که فکر میکنم جواب خودمو گرفتم. بهترینش این بود:
    برای هر فرد یک مقدار مشخص ارزش قائل باشید ( اصل جبران). برای مثال اگر 10 تا علاقه دارید ولی 15 تا مهر می ورزید، این 5 تا اضافه به شکل منفی در روان شما بروز می کند( مثل خشم یا نفرت). یا اگر کمتر برای فرد مایه می گذارید آن کسری در وجودتان جمع می شود و یکباره بیش از اندازه به او خدمت می کنید.
    ممنون 🙂 من به اندازه مایه میگذارم که طلبکار نشم. و بعد رابطه رو میسنجم.

    [پاسخ]

  18. سلام استاد.
    نمی دونم از چه طریق باید بهتون میگفتم، گویا مسیج های فیسبوک رو چک نمیکنین.
    استاد دوره های پاییزتون کی شروع میشه؟ بی صبرانه منتظر شروع دوره مهرطلبی و برقراری ارتباط موثر هستم، ولی خبری نیست از شهریور تا حالا.

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ آبان ۱۳ام, ۱۳۹۳ ۱۲:۰۲ ب.ظ:

    میگذارمش تو آبان
    ممنونم فهمیه عزیز از پیگیریتون
    برگردم ایران حتما

    [پاسخ]

    الهه م پاسخ در تاريخ آبان ۱۷ام, ۱۳۹۳ ۱۲:۲۵ ق.ظ:

    آقای دکتر اگر دو نفر بعد از ٨ سال زندگی کشش جنسی بینشون تعطیل بشه آیا قابل درمان است؟ میشه یک دکتر عالی در این زمینه معرفی کنید؟
    خیلی ممنون میشم.

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ آبان ۱۷ام, ۱۳۹۳ ۳:۰۵ ب.ظ:

    بستگی داره آیا هم فعالیت ندارند هم کشش یا فقط فعالیت قطع شده
    در هر صورت دکتر افتخار طرف مشورتی خوبی هستند
    88744538

    [پاسخ]

  19. سلام آقای دکتر.
    میشه درباره خواهر و برادر شدن در یک رابطه توضیح بیشتری بدید. قبلا هم از این اصطلاح استفاده کرده بودید اما من احساس میکنم که دقیق متوجه منظورتون نشدم. پیشاپیش سپاس

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ آبان ۱۳ام, ۱۳۹۳ ۱۲:۰۲ ب.ظ:

    یعنی کشش جنسی و زندگی جنسی بین دو نفر تعطیل بشه

    [پاسخ]

  20. و یچیز دیگه هم هست وقتی عصبی میشه هر چیزی برسه میگه در صورتیکه این برای من غیره عادیه چون پدرم تو اوج عصبانیت هم هر حرفی رو به زبون نمیاره!و بعدش پشیمون میشه و همش عذر خواهی می کنه. اتفاقی بیوفته و بهم بریزه کل زندگیش و تحت شعاع قرار میده مشکلی پیش بیاد منم یادش میره

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ آبان ۱۳ام, ۱۳۹۳ ۱۱:۵۳ ق.ظ:

    تیپ شخصیتی پوزیدون متعلق به مردانیست شبیه پدرتون
    درباره اش در کتاب انواع مرد یا نمادهای اسطوره ای و روانشناسی مردان میتونید مطالعه عمیق تری کنید

    [پاسخ]

  21. سلام ممنون بابته توضیحاته خوبتون.راستش من الان با نامزدم هم سره یه مسائلی مشکل دارم. اولینش با خودمه که حس میکنم دوست داشتنم!و حسم نسبت بهش بیشتر از غریزه اب میخوره.تا حسه علاقه شدید قلبی دوستش دارم تو قلبم ولی حسی که به نفر قبلی داشتم واقعا خاص بود و دیگه نسبت به نامزدم اون حس رو ندارم. بعد از اینکه من با نامزدم راجع به رابطه قبلیم حرف زدم اونم سفره دلشو باز کرد و گفت که قبلا با دختری رابطه داشته و اون دختر بهش نامردی کرده گفت خودش با چشم خودش دیده اون دختر و با شخصه دیگه ای. الان منو محدود میکنه. چند وقته پیش اردو بود با بچه های کلاس و دانشجو های ترم بلائی رشته خودمون گفت نرو چون پسر هست مزاحم تفلنی پیدا میکنم بحد وحشتناکی عصبانی میشه. میگم بیرون رفتیم کسی چیزی گفت چیکار میکنی میگه تا توان دارم میزنمش. میترسم از غیرت زیادش همش هم میگه چون ازم دوری نمیتونه خیالم راحت باشه که کسی اذیتت نکنه. چند وقته پیش هم تو یه مسئله یه چیزایی رو ازم پنهون کرد و این باعث نگرانیمه احساس میکنم اینکه جواب مثبت دادم بهش کاره اشتباهش بوده و تو دردسر افتادم. چند روزه پیش دوستام اومدن پیشم نشد جواب بدم به پیاماش بعد دعوا که من یک درصدم برات ارزش ندارم من بمیرم تو برات مهم نیست.گفته بودم بهش ها مهمون دارم.من متولده 74 هستم و اون متولده 73 ولی با اینکه دانشجو هست و ترم بعد تموم میکنه سر کار هم هست و حسابی به فکره زندگیه. ولی من احساس میکنم نمیتونم باهاش زندگی خوبی داشته باشم. من برای فراموش کردن اون فرده قبلی بهش جواب مثبت دادم ولی نه اون فراموش شد نه شرایطم تغییر کرد. الان باز دوباره هوائی شدم اون اومده تو زندگیم ادم هوس بازی نیستم ولی تو شرایطی هستم که خودم نمیدونم چی میخوام و باید چیکار کنم!من فعلا فقط میخوام تنها باشم احساس میکنم اول باید اون فراموش میشد بعد به ازدواج فکر میکردم تو رو خدا بگید باید چیکار کنم. میخوام نامزدیمو بهم بزنم ولی نامزدم شدیدا بهم وابسته شده!زیادی بهم محبت میکنه محبتش بیمار گونه است من یه مرده واقعی و یکم منطقی تر نیاز داشتم نه یه مرده احساسی که تمام زندگیش من باشم و من!دوستش دارم ولی احساس میکنم شرایطشو ندارم باهاش باشم و فعلا به ازدواج فکر کنم.اون خیلی بهم وابسته شده بنظرتون کاره درستیه جدا شدن ازش؟چیکار کنم وابستگیش کم بشه؟

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ آبان ۱۳ام, ۱۳۹۳ ۱۱:۵۲ ق.ظ:

    2 ماهی هست سوالات را در سامانه پرسش و پاسخ سایت پاسخ میدهیم که خیلی از سوال و جوابهای مشابه را نیز میتونید بخونید
    porsesh.doctorshiri.com

    [پاسخ]

    ناشناس پاسخ در تاريخ آبان ۱۵ام, ۱۳۹۳ ۱۲:۳۸ ق.ظ:

    مراقب باش.یک نفر را با شرایط تو سراغ داشتم که شب زفاف شوهر غیرتیش سیم چراغ خواب را دو بار دورگلوش پیچید وسعی کرد خفه اش کنه.حتما ببرش پیش روانشناس وازش بخواه تست mmpi بده.بگو شرط پذیرش خواستگاریت اینه.اگر نخواست ونیامد رابطه را ختمش کن.

    [پاسخ]

  22. سلام خسته نباشید من چند وقته پیش واسه تموم شدن رابطه ام و اینکه چطور خودمو پیدا کنم برای شما پیام فرستادم و جواب های جامعی هم بهم دادین که بابتشون ازتون متشکرم من برای فراموش کردن اون فرد و اینکه به روال عادی بر گردم به یکی از خواستگارام جواب مثبت دادم و بلافاصله رفتم دانشگاه و به اون فرد هم همه چیز و درباره گذشته ام گفتم نمیدونم صادق بودنم تا چه حد خوب بوده یا بد فقط بمن گفت در مورده گذشته دیگه صحبت نکن تموم شده رفته هر چی که بوده.و حالا دوباره اون فرد قبلی که باهاش رابطه داشتمو به دروغ گفت که دارم ازدواج میکنم بر گشته از طرفی هم درسته من به این فرد گفتم بله و نامزدیم اما هنوزم به اون فرد قبلی فکر میکنم دسته خودم نیست هنوزم گریه میکنم و ناراحتم الان که بر گشته و بهم گفت که همه ی حرفاش دروغ بوده و فقط بخاطره اینده خودم بوده و از این حرفا گیج شدم باز . من همینجوریشم نمیتونم با وجود خاطراتی که ازش دارم به زندگی طبیعیم بپردازم و حالا که اومده ………..میگه جایز نیست تو این شرایط که تو نامزد داری من دیگه تو زندگیت باشم ولی گریه میکنه و ناراحته از این موضوع که من دارم ازدواج میکنم .نمیدونم بخدا چیکار کنم. دوستش دارم هنوز اما اگر هم نامزدم نبود دیگه بهش بر نمیگشتم نمیدونم الان چم شده واقعا نیاز به راهنمائی و کمکتون دارم

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ آبان ۱۱ام, ۱۳۹۳ ۱:۵۳ ب.ظ:

    به خودت اجازه بده بزرگ شی با بیرون انداختن این آدم از زندگیت ( نفر اول تونسته تو را تا سر حد آسیب جدی عاطفی ببره بدون اینکه ککش بگزه)
    و همچنین با جواب ندادن به او ، بهش فرصت بده دیگه بزرگ شه
    هر مردی احتیاج به همچین دردی برای زایمان داره تا دیگه شیوه های من در آوردی بری رشد دادن زنها ، استفاده نکنه!

    [پاسخ]

    وحیده پاسخ در تاريخ آبان ۱۱ام, ۱۳۹۳ ۵:۵۰ ب.ظ:

    سلام شاید الانم دروغ میگه. در باره مزیضی دروغ گفته و …..
    عزیزم احساساتی بازی رو بریز دور فایده نداره. اون آدم احتمالا بازم هنوز تو دنیای مجازی پیداش شده نه دنیای واقعی.

    [پاسخ]

    راضیه پاسخ در تاريخ آبان ۱۳ام, ۱۳۹۳ ۷:۲۴ ب.ظ:

    به نظر من الانم که میگه چون تو نامزد داری من دارم میرم هم دروغه دقیقا چون نامزد داری و میدونه احتمالش کمه که تو باز بری باهاش این حرفارو زده که بگه من خیلی خوبم …بنظرم خیلی به حرفاش اعتماد نکن قبلا که نشون داده نباید بهش اعتماد کنی.

    [پاسخ]

  23. آقای حقگو چه نکته ی خوبی رو گفتید..مرسی

    * دکتر شیری در کامنتها دو تا گزینه ی پاسخ – پاسخ دادن وجود داره..یکیش حالت پاسخ داره و کامنت دوم رو زیر کامنت اول میزاره و دومی کامنت آدم رو به صورت مستقل پست میکنه و کسی که داره کامنتها رو میخونه اصن متوجه نمیشه این حرف مربوط به کدوم کامنت بوده..کاش این دومی حذف بشه آدم قاطی میکنه که کدومشون درسته

    [پاسخ]

  24. فکر میکنم بیشتر ما دخترها این احساس زشت بودن رو در درونمون داریم. من خواهری دارم که از خودم بزرگتر، اما ریزنقش تره. همیشه از کودکی بهم میگفتن تو گنده ای. مادرم همیشه میگفت تو وقتی ازدواج کنی از اون زنهای هیکلی و درشت میشی. الان همیشه ته دلم خودمو خیلی درشت و غول می بینم!! با وجودیکه قدم متوسط هست، اما واقعا در مورد ظاهرم تصور اغراق آمیزی دارم. شاید بهتره مادرها در همون کودکی، دخترانشون رو از زیباییشون مطمئن کنن. ضمن اینکه جذابیت غیر از زیبایی هست و اگه زنی خودشو جذاب بدونه، این حس به دیگران هم منتقل میشه

    [پاسخ]

  25. من خاهرم دوسال ازمن بزرگتره بچه که بودیم همه جا باهم بودیم اون سفیدوبور بود من سبزه.همه برا اون غش وضعف میکردن.من همیشه این تصویرو از خودم دارم که زشتم و اون خشکله.جالبه که یه بار که بهش گفتم گفت همه بمن میگن خشگل ولی من نمیتونم خشکلی رو توخودم ببینم!تو که از من خشگل تری.(این خاهرم صادق ترین و بالغترین رفیقمه) بعد خاطره های بچگی رو واسش گفتم. گفتم هی تورو بوس میکردن عروسک عروسک میکردن! گفت اتفاقا اونموقع که اینا اینطوری میکردن من تودلم ناراحت میشدم.میگفتم چرا جلو اذر دارن این کارارو میکنن؟انگار دلم میخاس به نفع تو حرفاشونو انکار کنم.و واسم جالبه که انگارتو اون سن مردم باعث شدن یکی حس کنه خشگله یکی نیس.البته اینجا که مردم گندزدن چون خاهرما از بچگی بالغ بود جفتمونو زشت کردن رفت.
    ولی کورخوندن بذار برم دماغموعمل کنم. وقتی به بابام میگم قیافش مچاله میشه لباش تکون تکون میخوره.خودتون میتونید صداگذاری کنید.یه راهنمایی میکنم.موافق نیست. من یه پشت دری گرفتم چسبوندم به دیوار ته حال روبروی درب اپارتمان.اخه از در که میام تو دماغم میخوره اونجا گفتم هم دیوار زخمی نشه هم ما! ن بابا محض مزاح بود.کی حالشو داره.عمل زیبایی کنم لابد پس فردا باید ابروهامم وردارم شر میشه! ولی خب اگه یه کار فرهنگی عی صورت میگرفت در این زمینه که مردم خودشونو دوس داشته باشن خیلی خوب میشد شاید اعمال زیبایی هم کاهش پیدامیکرد. بجای اینکه هی بکوبن تو سروصورتشون و امار بدن ک ایران چرا انقد باید دماغ عمل شه؟

    [پاسخ]

    انرژی مثبت پاسخ در تاريخ آبان ۲۱ام, ۱۳۹۳ ۱۱:۲۷ ب.ظ:

    عاشقه نوشته هاتم…..آخرشی دوست عزیزم

    [پاسخ]

  26. سلامی دوباره. نامه تان را کامل خواندم. دلم از غصه پر شد. چطور مردی دائم از زیبایی خودش حرف می زند و از شما هیچ حرفی نمی زند؟ مگر نامه فدایت شوم برایش فرستادید که بیاید خواستگاری؟ البته ما هر دیدگاهی نسبت به خودمان داریم مردان زود متوجه می شوند. مگر شوهر شما چقدر زیبا هست؟بازیگر هالیوود که نیست. اگر من جای شما بودم وقتی زیادی پررویی می کند میزدم تو ذوقش و عیب هاش رو به روش می آوردم. آقایان زود متوجه می شوند ما خانمها چقدر اعتماد به نفس داریم. خودت بنشین ببین چه زیبایی هایی داری که حتی خودت هم متوجه نیستی؟ مثلا موی زیبا یا صدای دلنشین؟شوهرت متوجه شده که تو می ترسی او را از دست بدهی و پر رو شده. آیا نمیشه برای نقص ظاهری که نوشته ای کاری کرد؟ از مشاور یا دکتر کمک گرفته ای یا آنقدر برای خودت هم ترسناک است که نمی روی دنبالش. اینهمه خانم بدون دست و پا هم هستند در دنیا که اعتماد به نفس عالی و ازدواج خوبی دارند. وبلاگ چی نپوشیم هم خوب است سر بزن. ولی اول باید روی خودت کار کنی. زیبایی های ظاهری خودت را مو به مو پیدا کن و بنویس و هر روز بخوان و چیزی اضافه کن.

    [پاسخ]

    مشاور پاسخ در تاريخ آبان ۱۱ام, ۱۳۹۳ ۹:۴۴ ب.ظ:

    «البته ما هر دیدگاهی نسبت به خودمان داریم مردان زود متوجه می شوند»
    وحیده جان من می خوام این عبارت« اول خودمون و بعدمردان زود متوجه می شوند» رو در کامنت خودم اضافه کنم.

    [پاسخ]

  27. سلام عزیزم چهره ات اگر زیبا نیست که دست خودت نیست ولی اندامت که دست خودته. اگر خوش اندام باشی و خوش هیکل امتیاز بزرگی از زیبایی داری. چرا در زیبایی نمی چسبیم به چیزی که دست خودمان است؟ با ورزش و تغذیه صحیح. اگر شیک پوش هم باشی که چه بهتر.

    [پاسخ]

  28. سلام
    دلم گرفت از دل گرفتگی این خانوم….
    مطمئن باشید خوبی های دیگرتون خیلی خیلی بیشتر از اون نقص احتمالی که گفتین هست. قدر خودتونو بدونید و شک نکنید شما یکی از بهترین ها هستید چون قد، چهره، خانواده و زادگاه مواردی هستند که هیچ کس توش دخیل نیست(البته نمیشه منکر این شد که اینها هرچه مثبت تر باشن اعتماد به نفس آدمو بالاتر میبرن)؛ اما مهمتر از اونا دست آوردهای خود انسانه مانند تحصیلات، شغل، درآمد، فرهنگ، ادب و…. امیدوارم اینقدر دستاورد داشته باشید که اصلا یادتون بره یروزی یه احساس بد بخودتون داشتید.

    [پاسخ]

  29. وقتی فرد چهره شو تو اینه می بینه وفکر می کنه که من فقط یک بار وبرای مدتی کوتاه به این دنیا اومدم چرا باید این شکلی باشم؟

    نقطه مقابل این خانوم هم وجود داره بعضی افراد اینقد زیبا هستند که بسادگی فرصت های ازدواجشونو رد می کنن چون می دونن کیس های بعدی به سرعت سر راهشون قرار می گیره …

    به این دسته از خانوما توصیه می کنم برنامه هایی که در اونها طراحان مد صحبت می کنن رو ببینن مثل

    Bu Gun Ne giysem?
    یا

    Bu Tarz Benim

    [پاسخ]

  30. دکتر اگه صلاح می دونید این سایت رو به پرسش کننده معرفی کنین.
    http://www.chi-napooshim.blogfa.com
    افراد زیادی به این سایت می ایند و این حسشون تا حدی شاید سطحی برطرف می شه.
    منم خواننده این سایتم!

    [پاسخ]

    اشرف پاسخ در تاريخ آبان ۱۰ام, ۱۳۹۳ ۲:۱۳ ب.ظ:

    عجب وبلاگییییی. مرسی

    [پاسخ]

    سارا پاسخ در تاريخ آبان ۱۰ام, ۱۳۹۳ ۴:۵۳ ب.ظ:

    مفید بود .. ممنونم از معرفیش

    [پاسخ]

    دنیا.ا پاسخ در تاريخ آبان ۱۱ام, ۱۳۹۳ ۸:۵۴ ق.ظ:

    مرسی از معرفی این وبلاگ

    [پاسخ]

    مریم د پاسخ در تاريخ آبان ۱۱ام, ۱۳۹۳ ۱۱:۲۶ ب.ظ:

    چه وبلاگ باحالی بود مرسی 🙂

    [پاسخ]

  31. به نظرم جذابیت برای یک زن مهمتراز زیبایی و جذابیت مجموعه ای از ظاهر و حرکات و طرز حرف زدن و درونیات. یک چیز دیگه هم که باعث این جذابیت برای زن میشه اون حس فمنین هست که میشه اون رو تو حرکات و رفتار و طرز لباس پوشیدن زنها دید و زنان که این حس فمنین بودن رو با ظاهر و اعمالشون انتقال میدن خب بیشتر اوقات جذابیت دارن هم برای مردها هم زنها…در مورد زیبایی بگم همیشه زیبا بودن برای یک زن امتیاز حساب نمیشه ….من ظاهر خوبی دارم هم از نظر مردها هم زنها منظورم اینکه این زیبایی به سکسی بودن تعبیر نمیشه و خب می دونم چطوری لباس بپوشم در عین سادگی و خب مجموعه زیبایی و هوش برای یک زن یگم غریب میشه. ولی توی ایران که بودم اتفاقات عجیبی گاها برام میافتاد مثلا یه روز صبح تو تاکسی ساعت 7 صبح با لباس فرم نشسته بودم یه پسر در ظاهر جنتلمن هم کنارم بود که یکهو دستم رو تو دستش گرفت برای چند لحظه و خب باقیه ماجرا…خیلی وقتها این حس بهم دست داده طرف فقط داره لاس میزنه و این حس بدیه….تجربه خارج از ایرانم بهتر از داخل ایرانه اینجا خیلی راحت به آدم میگن که زیبایی و خب آدم حس بهتری پیدا میکنه و حداقل از اون نگاههای هیز حال بهم زن خبری نیست….موضوع دیگش اینه که بعضی از مردهای ایرانی میترسن زنی جذاب رو به همسری انتخاب کنن مخصوصا وقتی خودشون ظاهر انچنانی ندارن که البته برمیگرده به اعتماد به نفس پایینوشن چرا طبق تحربیاتم وقتی با اون زن تو خیابان راه میرن و خب نگاه تحسین برانگیز یا هیز باقیه مردها رو میبینن احساس خطر میکنن و خب بعد اگر صادق باشن که رک میگن زیاد به خودت نرس و اگر هم صادق نباشن سعی میکنن اون ربط بدن به رفتار بد زن که تو رفتارت سبکه و ال و بل….تا زمانی هم که خودم رو درست نشناخته بودم همیشه این تضاد رو درونم داشتم که شاید واقعا رفتارم طوریه که باعث جلت توجه میشه ولی بعد به این نتیجه رسیدم تو ایارن شاید مردها هنوز یاد نگرفتن چطور از زیبایی یک زن لذت ببرن و زیبایی رو نه به عنوان یک نعمت و تحسین پروردگار برای خلقت زیبایی که زیبایی یک زن رو مستقیم ربط میدن به سکسی بودن ..از طرفی این قضیه هم باعث ایجاد حسادت زنها میشه وقتی توی جمع باقیه زنها ببینن که مثلا دوستشون به دلیل زیبایی یا جذابیته مورد توجه هست خیلی وقتها رفتارهای خصمانه ای میکنن که بدلیل زن بودنشون همچین رک و مستقیم نیست و یه جورایی خنجر از پشته و خب این هم تجربه جالبی نیست…خیلی از دختران که چندان زیبا نیستن خیلی زود هم ازدواج میکنن چون شاید فکر میکنن شانس زیادی ندارن و خب تو رابطه هم مایه زیادی میزارن ولی به نظرم باید بدونن که زیبایی و ظاهر عادی میشه و اونچه که باعث ادامه رابطه میشه جذابیت زن هست و درونیات فرد….درسته که ظاهر میتونه رو اعتماد به نفس ادم تاثیر بزاره و اعنماد بنفس رو بالا ببره ولی طرز برخورد جامعه با اون زیبایی می تونه باعث حس بدی درون اون زن بشه نه همیشه ولی گاها این حس بد رو ایجاد میکنه…..

    [پاسخ]

    لیلا پاسخ در تاريخ آبان ۱۰ام, ۱۳۹۳ ۶:۳۸ ب.ظ:

    با گفته هات زیاد موافق نیستم، نمیگم همشو قبول ندارم اما خیلی هاشو قبول ندارم، اینطوری اگه بخوایم رفتار کنیم که جذابیت پیدا کنیم حالا اگر چه زیبایی صورت صرف هم نه و… هر موقع توی تاکسی یا …جایی نشستیم و هستیم یکی بیاد دستمون رو ناخودآگاه بگیره یا بگیه زیبایی که زندگیمون بر باد فنا میره…
    من نپسندیدم این نظر منه…

    [پاسخ]

    پگاه پاسخ در تاريخ آبان ۱۱ام, ۱۳۹۳ ۳:۱۵ ب.ظ:

    من نگفتم چیزی رو تظاهر کنیم منظورم این بود بعضی از زنها ظاهرشون طرز حرف زدنشون حرکاتشون و رفتارشون و طرز لباس پوشیدنشون حس فمنین رو انتقال میده که این حس هم برای مردها جذابه هم زنها و این نه تظاهر که خود اون فرد به صورت طبیعی اینطوره.نمیدونم تا حالا نشنیدی میگن فلانی خیلی فمنینه ..فک کنم اشتباه گرفتی منظور من عشوه وغمزه این چیزا نبود…و مطمین باش به فنار فتن زندگی یه نفر دست خودش و فک نمیکنم زندگی کسی با این مواردی که گفتی به فنا بره!!!!!!! یا شاید در مورد معنی به فنا رفتن هم اختلاف عقیده داشته باشیم!!!!!

    [پاسخ]

    الهه پاسخ در تاريخ آبان ۱۰ام, ۱۳۹۳ ۱۱:۳۵ ب.ظ:

    چقدر خوب نوشتی پگاه جان
    برام جالب بود حس فمنیستی باعث جذابیت می شه !
    البته به خودمم که رجوع کردم دیدم آره حس خودمم همینه 🙂

    [پاسخ]

  32. ازسرعت خود بکاهید، به انتهای بزرگ راه نزدیک میشوید.
    بالاخره هر بزرگراهی یه جا تموم میشه و بعدش معمولا”یه جاده دو طرفه شروع میشه. رانندگی تو این جاده ها مهارت می خواد مخصوصا” موقعی که جاده پر تردد باشه. اینجا دیگه بزرگراه نیست که راحت سبقت بگیرید. اگه جلوتون یه تریلی یا کامیون قرار بگیره یا باید سبقت بگیریدو یا اینکه پشت این وسایل نقلیه سنگین آروم حرکت کنید و بدون اینکه جلو رو ببینید دود بخورید و چون دورنمایی از جاده ندارید تو چاله چوله ها بیفیتد و اگه این وسایل نقلیه بار داشته باشن باید مراقب باشید که آجری، بلوکی، سیمانی … نیفته رو ماشین تون و اگه بارش ماسه باشه مجانی ماشینتون سند بلاست* میشه ! حالا انتخاب می کنید؛ اگه راننده ماهری باشید تو یه موقعیت مناسب سبقت می گیرید و اگه تجربه زیادی نداشته باشید سبقت نمی تونید بگیریدو تحمل و خودخوری می کنید و ازراننده ها و سازمان محیط زیست و گازوییل بی کیفیت و پلیس راه گرفته تا 2+5 ** بهشون بدو بیراه می گید.
    این خواهرمون هم تو سنی هستن که تابلوی” از سرعت خود بکاهید، به انتهای بزرگراه نزدیک میشوید” رو دارن می ببینن. تا اینجاش که تو بزرگراه جوانی بدون دغدغه رانندگی کردن و کیلومتر به کیلومتر ظاهرا” به اهدافشون رسیدن، مخصوصا” که خانواده ماشین خوبی هم زیر پاشون گذاشته بود. (کنایه از رفاهی که خودشون گفتن)
    حالا باید از این به بعد تو جاده ی دو طرفه ای رانندگی کنندکه سبقت گرفتن و مواجه با ماشین هایی که از مقابل می آیند لازمه اش می باشد ( در حقیقت خود واقعی مان) یا اینکه پشت ماشین های سنگین بمونند و بد و بیراه بگن !
    پی نوشت: کاش به قول یونگ مدرسه ای هم برای آماده کردن افراد برای میانسالی و نیمه دوم زندگی وجود داشت.
    * سند بلاست به مات کردن شیشه و کشیدن نقش ونگار یا نوشتن حروف و کلمات با استفاده از ماسه روی شیشه گفته میشود.
    ** 2+5 یعنی (2+5=خودتون+1+5 ) !

    [پاسخ]

  33. سلام و احترام به استاد بزرگ و عزیزم
    این جمله آخرتون : “خیانت و لغزش اکثرا در زنان ناشی از خشم است نه هوس!” از اون دست حقایق که آدم گاهی اوقات بدجوری ازش غافل میشه ولی عجیب تکان دهنده!!
    توو زندگیم شما تنها کسی بودید که حتی یک تک جمله تون قد چند سال زندگی برام ارزشمند بوده…
    سپاس فراوان

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ آبان ۱۰ام, ۱۳۹۳ ۱۱:۵۱ ق.ظ:

    ممنونم که خواننده من هم هستید

    [پاسخ]

    زهرا پاسخ در تاريخ آبان ۱۰ام, ۱۳۹۳ ۱۲:۳۲ ب.ظ:

    اختیار دارین استاد
    من همیشه خودم رو شاگرد کوچک شما میدونم

    [پاسخ]

  34. با سلام
    لینک کتابی که در سامانه گذاشتید کار نمیکنه و ارور دسترسی ۴۰۳ forbidden میده.
    هم زمان یه ارور ۴۰۴ not found هم میده.
    در محلی که کتاب رو قرار دادین ظاهرا دسترسی خودتون مجازه و اجازه دسترسی کاربرا رو نمیده.

    متن ارور

    Forbidden

    You don’t have permission to access /fa/wp-content/uploads/2014/09/ on this server.

    Additionally, a 404 Not Found error was encountered while trying to use an ErrorDocument to handle the request.

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ آبان ۱۰ام, ۱۳۹۳ ۱۲:۵۶ ب.ظ:

    ممنونم از تذکرتون
    رفتم درستش کردم
    http://www.pro.uploadpa.com/?file=1414836408138919_%D8%AD%D9%84%20%D8%AA%D8%B9%D8%A7%D8%B1%D8%B6%20%D8%A8%DB%8C%D9%86%20%D9%87%D9%85%D8%B3%D8%B1%D8%A7%D9%86.pdf

    [پاسخ]

  35. استاد عزیز،در قسمت دانلود کتاب ،امکان دانلود کردن نیست ،لطفا بررسی کنید،با تشکر.

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ آبان ۱۰ام, ۱۳۹۳ ۱۲:۵۷ ب.ظ:

    ممنونم از تذکرتون
    تصحیحش کردم
    http://www.pro.uploadpa.com/?file=1414836408138919_%D8%AD%D9%84%20%D8%AA%D8%B9%D8%A7%D8%B1%D8%B6%20%D8%A8%DB%8C%D9%86%20%D9%87%D9%85%D8%B3%D8%B1%D8%A7%D9%86.pdf

    [پاسخ]

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *