چند پیشنهاد برای دهه ۶۰ ای ها

image_pdfimage_print

دهه ۶۰ ای بودن بسیار عجیب است زیرا دوران عجیبی را این نسل گذارنده است ، انفجار جمعیت ، جنگ ، مدارس شلوغ ، کنکور جهنمی، رقابت شدید اشتغال و ازدواج ، پسران کم آماده ازدواج و….

برای آنهایی که در آستانه ۳۰ سالگی یا  دهه ۶۰ هستند چه پیشنهادی دارید؟

اول این که شغل داشته باشید. از کارمند شدن نترسید. خبر خوب این است که اگر از سن ۲۶ یا ۲۷ سالگی وارد کار شده باشید احتمالا بعضی از شما حدود سن ۳۴ سالگی به سمت خویش‌فرمایی حرکت خواهید کرد. پس الان باید یک سری مهارت بیاموزید مثل مهارت مالی. الزاما هر کس بیشتر کار کند، بهتر کار نکرده است. در این زمینه رسانه‌ها خوب کار می‌کنند. الان دهه شصتی‌ها نباید بگویند: بورس به ما ربطی ندارد. البته کسی را به رقابت احمقانه بورژوازی برای کسب کورکورانه پول بیشترسوق نمی‌دهم. وقتی شما امروز یاد می‌گیرید که کسب و کارتان را بهبود ببخشید، ۱۰ سال دیگر بلد هستید که چگونه جان خود را بهبود ببخشید. در حین کار کردن قصر درون خودتان را می‌سازید.

مساله بعدی ویرایش روابط است. ما در این سن باید یک سری از افراد را از رابطه‌هایمان خارج کنیم و باید تشخیص دهیم که جای چه روابطی در زندگی ما خالی است. ویرایش روابط، ویرایش خود هم هست. در این سن دیگر وقتش است که بگویم: من می‌خواهم در عالم چگونه دیده شوم. الان زمان خواستن‌های بالا و پایین ۲۰ سالگی نیست. برای ویرایش روابط فرد باید مهارت ارتباط بلد باشد. ما برای مهارت‌های زیادی خرج می کنیم و آموزش می‌بینیم ولی برای روابط و ارتباط‌هایمان کاری انجام نمی‌دهیم.

همه چیز فقط پول و ارتباط و شغل و همسر نیست. الان دهه شصتی‌ها باید به کدام ابعاد فکری خودشان رسیدگی کنند تا حالشان خوب باشد؟

قران کریم یاد حق را رسالت بزرگتر زندگی میداند ولذکرالله اکبر

تجلی ذکر خدا در این دوران در کار و تلاش است. اینطور نیست که کسیکه درست کار میکند و حرفه ای راه میاندازد و کسب حلال میکند و مراقب رفتارش رد محل کار و بی اخلاقیها هست کمتر خودساخته باشد به نسبت کسیکه نشسته فلان کتاب معرفتی را تورق میکند و دریغ از آزمودن خویش در زندگی

برای پاسخ به این سوال به سراغ مولوی می‌روم که می‌گوید: هر چیز ما را مشغول کند، آن باطل است.کار و ثروت و پول و ازدواج و عشق و حتی در گیر ظاهر عبادت افتادن ، همه اگر مانع تابش نور خداوند بشود حجاب است.. اگر کسی در نمازش فقط به تلفظ حروف فکر کند، یادش می‌رود که در محضر چه کسی است. اگر کسی ۱۸ ساعت در روز کار کند و غافل نباشد، دارد رشد می‌کند.

در انتها باید عرض کنم فرصت زنده داشتن دل و زنده داشتن این دیار پاک در اختیار بچه های دهه شصتی است که حقا مظلومند و به گردن نسلهای بعد خود حقی بزرگ دارند

86 دیدگاه در “چند پیشنهاد برای دهه ۶۰ ای ها

  1. دکتر عزیز سلام و وقتتون به خیرترین و زیباترین وجه،در مورد این اسید پاشی… نظر شما چیه؟من که به شخصه ناراحت و خسته ام.دلم ریش میشه بش فک میکنم،ولی اینقدر پر شده همه جا و اینقدر تکرار داره میشه به شیوه نامتعارفی که،اینم آدمو ناراحت میکنه،منظورم اینه ازونجا که اصل این عمل وزن زیادی از همدردی اکثر یت رو حمل میکنه،انگار یه جوری شده هر چیزیو بش بچسبونی،دیگه مهم نیست چقدر بی وزن و بی منطق باشه و هرکس باز داره ازین استفاده میکنه تا حرفای خودشو بزنه،که گاها تا به حال اصلا خریدار هم نداشته و واقعا هم وزن و ارزشی نداره
    اینقدر شایعه و چیزای ترسناک و ناراحت کننده و تکانشهای مختلف احساسی درست کردن که دیگه حالم بد میشه هر جامعه مجازی و غیر مجازی که وارد میشم…

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ آبان ۲ام, ۱۳۹۳ ۱۲:۵۱ ق.ظ:

    دارم اطلاعاتم را جمع میکنم که درست تحلیل کنم، رو چشمم حتما

    [پاسخ]

  2. سلام
    فرم سؤال در قسمت تماس با ما فعال نیست و من مجبور شدم سؤالم رو اینجا بپرسم.
    دانشجوی دکترا هستم، مجرد. خیلی حجم کارهای تزم زیاده، سال چهارم هستم و همیشه استرس تزم دارم به طوری که تقریبا از همه کارهای دیگه م می زنم، اما نمی تونم پای کار بشینم. یعنی تمرکز لازم رو ندارم. باید چیکار کنم؟

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ مهر ۲۵ام, ۱۳۹۳ ۱:۰۲ ق.ظ:

    زینب گرامی porsesh.doctorshiri.com

    [پاسخ]

  3. وقتی شما امروز یاد می‌گیرید که کسب و کارتان را بهبود ببخشید، ۱۰ سال دیگر بلد هستید که چگونه جان خود را بهبود ببخشید. در حین کار کردن قصر درون خودتان را می‌سازید.

    دکتر

    [پاسخ]

  4. سلام اقای دکتر . لطفا یک مشاور خانواده خوب تو تهران بهم معرفی کنید. در مورد ادامه یک زندگی مشترک دو ساله و جدا شدن مردد هستم و گاهی فکر می کنم شاید 2 سال مدت کوتاهیه و باید صبر کنم.. اما از اول مشکل وجود داشت. ممنون از راهنمایی هاتون.

    [پاسخ]

  5. با سلام و تشکر و تبریک عید
    به نظر من باید یه فکر اساسی برای این نسل بشود اگر کسی امکان و یا ارتباط با شورای فرهنگی جوانان درمجلس یا وزارت جوانان و ورزش دارد لطفا کمک کنه و یه لایحه ای یا مصوبه ای از مجلس رد بشه برای اشتغال و ازدواج این نسل البته باید کار کارشناسی صورت بگیره..مثلا هرجا نیرویی نیاز دارند و یا نیرویی در استانه بازنشستگی هست از این نسل استخدام کنند و گرنه با یه نسل سرخورده و بیمار روبرو خواهیم شد که تبعات بدی در پی خواهد داشت الان در اداره خود ما نیرو گرفتند از سالهای 70 ؟؟؟ چقدر دخترهای خوب و زیبا و تحصیلکرده می شناسم که متاسفانه بیکار و رنجور خونه نشین شده اند و اینده ای برای خودشون متصور نیستند…

    [پاسخ]

    * ** الهه *** پاسخ در تاريخ مهر ۲۴ام, ۱۳۹۳ ۴:۱۴ ب.ظ:

    جانا سخن از زبان ما میگویی …
    بیچاره ما دهه شصتیا !!!

    [پاسخ]

  6. سلام دکتر
    خوبین؟
    همین الان از تهران رسیدم خونه
    یه کامنت مردمان خوب این دیار براتون بزارم داغ داغ

    مسیر خونه ما تاکسی خورش این موقع شب افتضاحه، به عبارتی اصلا تاکسی نیست و بایس یه 3-4 کیلومتری پیاده برم تا برسم خونه
    خلاصه گفتم کمی وایسم جانی ندارم پیاده برم، یه پراید زد کنار، یه آقایی بوده تقریبا 35 ساله، گفت تا میدون بعدی میرسونمت اونجا حداقل بهتر ماشین میگیری، گفتم سوار میشم حداقل پیاده رویم کمتر میشه، هرکاری کردم هزینه ای دریافت نکرد، نفست گرمی نصیبش کردیمو رفت
    دوباره من شدمو منتظر، یه 10 دقیقه ای معطل بودم و خواستم بیخیال شم که پیاده برم دیدم یه رنو قدیمی سفید رنگ از جلوم رد شد و 5 متر جلوتر وایساد، دیدم داره بوق میزنه، یه اقا و خانم مسنی بودن، خانمه پیاده شد و رفت پشت نشست، من تا برسم به ماشین گفتم حتما بستگان ما هستن که شب بوده من نشناختمشون، رفتم جلوتر دیدم دونفر اقا و خانم غریبن! خداوکیلی خجالت کشیدم و هرچی گفتم خانمه جلو نیومد و منو تا سرکوچمون با اینکه مسیرشون نبود رسوندن. یعنی اینقدر ازین کارشون خوشحال شدم و دلشاد که نگو
    واقعا دمشون گرم

    [پاسخ]

  7. سلام آقای دکتر. میدونم نباید اینجا سوال پرسید، اما فقط این امکان رو دادم که شاید زودتر جواب بگیرم.
    دختری ۳۰ ساله هستم که دو سال و نیم با پسری همسن خودم در ارتباطم. ایشون شرایط بسیار خوبی داره از لحاظ مالی، دینی، اخلاقی. که من فکر نمیکنم مردی با این شرایط دیگه سر راهم قرار بگیره… اوضاع خواستگاری ها دیگه مثل قبل نیست که امید داشته باشم. با توجه به صحبت ها و رفتارهای این مدت، احساسم اینه که ایشون ترس از ازدواج داره. نمیدونم چطور قانعش کنم؟ نمیدونم اصلا امکانش هست بتونم ترسشون رو از بین ببرم؟ باز هم صبر کنم؟ میترسم همین خواستگارهای معمولی رو هم از دست بدم، از طرفی هم داغون میشم وقتی به فرد جدیدی فکر میکنم، چون من درگیر یکی دیگه ام.
    موندم بین دو راهی.
    خواهش میکنم عذر خواهی منو بپذیرین از اینکه اینجا سوالم رو مطرح کردم.

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ مهر ۲۳ام, ۱۳۹۳ ۱:۰۵ ب.ظ:

    لطفا از سامانه استفاده کنید
    PORSESH.DOCTORSHIRI.COM

    [پاسخ]

  8. احساس می کنم قبلا این پست رو دیدم! منم که متولد آخرای 69 هستم خیلی از این چیزارو دیدم! هم نیمکت 4 نفره هم کنکور وحشتناک هم الان که دنبال کارم، یه هفته دیگه باس پادگان باشم! شاید باید خوشحال باشم که تا مدتی تکلیفم مشخص ولی دائم فکرم مشغول بعد از خدمت!
    دکتر چند وقتی میشه پستای امیدبخش و پرانرژی نذاشتید، دلمون برای کامنتای جنجالی و جوابای هوشمندانه تون تنگ شده، اصلا چرا اینقد اینجا خلوت شده، تعداد پستا کم شده، کامنتا کم شدن…
    دکتر چرا تا میام یه بهشت واسه خودم بسازم ازش پرت میشم بیرون و میفتم تویه جایی که به نسبت جای قبلی جهنمه ولی به نسبت مقصد بعدی بهشت؟! انگار عالم دو طبقه ست! بالا بهشت، پایین جهنم! دارم از پله ها سر میخورم پایین…
    ذهنم پر گره های فلسفی شده…
    این روزا بدجور درگیر تکامل آگاهی رابرت جانسون ام، از وقتی یادم میاد 3 بعدی بودم، هنوزم هستم ولی دیگه نمیخوام باشم ولی نمیشه… من خودمو در مقابل حوادث شل کردم….دارم این روانرنجوری رو تاب میارم …تا به قول فون فرانتس یهو معجزه ای رخ بده… ولی رخ نمیده… اگه فلان کار رو پیدا کنم به همه ثابت می کنم با عرضه ام و حالم خوب میشه، کار پیدا میشه و حالم خوب نمیشه، اگر درآمدم به فلان حد برسه و بهمان چیز رو بخرم حالم خوب میشه ولی نمیشه و و و و و…..
    خوب که نمیشه هیچی، بدترم میشه! من اسیر عقده مادر هستم یا نیستم؟! خودم با این استدلال که “این درآمد برای یه کار پاره وقت فوق العاده ست و هرکی میشنوه کف میکنه” میگم نیستم! خب یه جوون 23 ساله دیگه چی میخواد! شایدم دارم خودمو گول میزنم، ولی پس چی باید حال منو خوب کنه؟!
    یه وقتایی یه پستایی میذارید، آدم میبینه یه قسمتی از زندگیشو اصلا نمیدیده، بعد میشیه راجع بهش فکر میکنه، بعد انگار روحش تازه میشه، از اون پستا بذارید… لطفا!
    اصلا من دهه شصتی محصوب میشم یا الکی خودمو قاطی کردم؟!
    این حرفا چیه من دارم میزنم؟! این روزا اصلا نمیدونم چی درست چی غلط! خودمو گم کردم، رادار لطفا…

    [پاسخ]

    ساجد پاسخ در تاريخ مهر ۲۳ام, ۱۳۹۳ ۹:۳۴ ق.ظ:

    سلام آقا میثم.
    یکی از ویژگیهای خوب دوره آموزشی خدمت سربازی (به خصوص هفته اولش) اینه که آدم میتونه تمرین کنه یه مقدار از بار مشغله های ذهنیش کم کنه و به خودش مجوز بده یه مدتی دغدغه هاش چیزای پیش پا افتاده باشه و با یه سری چیزای ساده حالش خوب بشه. انگار لازمه یه جایی توی زندگی دوشاخه طرف رو از برق بکشن و بهش بگن: “الان نمیخواد تحلیل کنی، الان فقط در لحظه باش و همین الان رو زندگی کن.”
    بنظرم تحمل کل چیزای ناخوشایندی که یه نفر توی دوره آموزشی ممکنه تجربه کنه، به همین یه ویژگیش می ارزه. شاید بشه گفت یکی از جاهایی که پسرها میتونن سفر درونیشون رو از اونجا آغاز کنن همین “دوره آموزشی” هست. پیشنهاد میکنم این فرصت رو دست کم نگیری.
    موفق باشی

    [پاسخ]

    ضیاء پاسخ در تاريخ مهر ۲۴ام, ۱۳۹۳ ۱:۱۱ ق.ظ:

    من هم قراره از دی ماه برم آموزشی.
    موفق باشی میثم جان.

    [پاسخ]

  9. سلام
    من دختری ۲۵ ساله هستم با اینکه موقعیت بدی از نظر اجتماعی ندارم اما خیلی خیلی کم خواستگار داشتم نمیدونم مشکل از کجاست؟چون اهل دوستی بی هدف هم نیستم و چارچوب خودمو دارم.
    احساس میکنم شاید رفتارم ایراد داشته.
    به نظرتون باید چکار کنم آیا برای ازاین قبیل مشکلات دوره ای هست که من شرکت کنم؟
    مشکل دیگه این که برای ادامه تحصیلم انگیزه لازمو ندارم ۲روز خوبم ۲ ماه بی هدفو افسرده.قبلا خیلی اعتماد به نفسم خوب بود اما الان فقط بعضی روزا اعتماد به نفس دارم.چه کار کنم؟؟؟

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ مهر ۲۶ام, ۱۳۹۳ ۲:۳۸ ب.ظ:

    porsesh.doctorshiri.com

    [پاسخ]

  10. سلام دکتر شیری
    آقای دکتر یه سوال داشتم از خدمتتون
    من دبیر دبیرستان هستم متولد سال61 .
    چند ماهی هست که متوجه نگاه متفاوت همکارم نسبت به خودم شدم(حدودا 4 ماه).
    همکارام هم متوجه شده اند و باعث شده که پشت سر من حرف هایی زده بشه و تهمت بزنند!
    اما اون همکار آقا هنوز هیچ اقدامی یا پیشنهادی نداده اند.
    الان واقعا نمیدونم چیکار کنم که هر چه سریعتر به هدفم(خواستگاری ایشان از خودم) برسم؟ و در محیط کارم آسیبی نخورم از لحاظ حرفهایی که میزنند.
    ممنون از راهنماییتون

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ مهر ۲۲ام, ۱۳۹۳ ۳:۵۴ ب.ظ:

    به نظرم ریسکش زیاده تو فضای آموزشی
    حرفی هم بقیه بزنند، تهمت نیست الهام عزیز…
    الغرض به نظرم اگر ریسکش براتون مهم نیست میتونید بیشتر بهش توجه مستقیم کنید و اگر نکته مثبتی داره بهش نشون بدید که متوجه تفاوتهایش هستید

    [پاسخ]

  11. با سلام.
    این جمله عجیبه واسم : اول این که شغل داشته باشید. از کارمند شدن نترسید….
    دکتر میبخشید یکی از مشکلات بزرگ دهه شصتی ها کمبود موقعیت شغلی هست. این یک واقعیته. میشناسم کسانی رو که تخصصی دارند استخدام دولتی رو که در خواب هم نمیتونند ببینند با تکیه به تخصصشون و صرف هزینه گزاف اجاره دفتر و .. کاری رو شروع کردند اما بازار کار جوابگوی هزینه ها نیست چه برسه به درآمد مکفی…..

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ مهر ۲۲ام, ۱۳۹۳ ۳:۵۵ ب.ظ:

    اینقدر وضع خدمات در ایران بی سلیقه و بی تدبیر هست که هر کسی وارد این حوزه عظیم بشه ، هر نوعش ( طبابت/ مهندسی/ حتی اشپزی و انواع سرویسهای مختف…) به سرعت با درست کار کردن تمایز میشه

    [پاسخ]

    زینب 1 پاسخ در تاريخ مهر ۲۳ام, ۱۳۹۳ ۱۰:۳۰ ق.ظ:

    دقیقا موافقم

    [پاسخ]

    ش پاسخ در تاريخ مهر ۲۳ام, ۱۳۹۳ ۱۲:۱۵ ب.ظ:

    مثال طراح وب متخصص درست کار میکنه با سلیقه هم هست اما انقدر که دیگران راحت عطر و لوازم آرایشی رو دارند میفروشند با قیمتهای آنچنانی! خریدار ندارند…

    [پاسخ]

  12. واقعاً دهه شصتی ها مظلوم اند..
    با یه دختر متولد 66 آشنا هستم. خیلی دوست داره ازدواج کنه… خیلی هم دختر خوبیه من رو هم دوست داره ولی من از لحاظ روحی اصلاً تو فاز ازدواج نیستم یعنی اینقدر توی زندگیم بد آوردم که روحیه ام اصلاً مناسب این حرفا نیست.. به اون بنده ی خدا رک و پوست کنده و مستقیم گفتم که واسه ازدواج روی من حساب وا نکنه ولی اون میگه میخاد به رابطه ادامه بده و من نباید نگرانش باشم و خودش خیر و صلاح خودش رو میدونه… من میدونم که ته دلش همش امیدواره که من بیام خواستگاریش… من از طرفی دلم نمیخاد معطل من باشه و نره سر زندگیش از طرفی هم نمیخام دلش رو بشکونم و ولش کنم و تنهاش بزارم… دیدن مشکلاتش آدم رو ناراحت می کنه… نمیدونم چکار کنم…دلش زندگی مستقل میخاد حقش هم هست… نمیتونه جدا از پدر مادرش زندگی کنه چون امکانات مالیش رو نداره اجازه هم نداره… من رو دوس داره و به امید منه من هم دو ساله رفتم سر کار، پس انداز آنچنانی ندارم و حقوق آنچنانی هم نمیگیرم… هر کی از اطرافیانش ازدواج می کنه دلش میسوزه که چرا خودش مونده… خیلی دیدن این چیزا تلخه… کی میدونه من چکار باید بکنم؟؟؟

    [پاسخ]

  13. خدایا خودت پارتی ما بشو که یه کار خوب گیرمون بیاد
    هرجا رفتیم معرف خواستن….
    وضع ما جوری شد که از بیکاری دیگه رو اوردیم به خوندن دکترا…..که حداقل میپرسن چیکاره ای بگیم دانشجو

    [پاسخ]

    محمود پاسخ در تاريخ مهر ۲۲ام, ۱۳۹۳ ۸:۲۹ ق.ظ:

    یعنی واسه دکترا هم دیگه کار گیر نمیاد؟؟؟؟!!!!

    [پاسخ]

    مریم پاسخ در تاريخ مهر ۲۲ام, ۱۳۹۳ ۱۰:۲۷ ب.ظ:

    والا با این وضعیت، تا ما بیایم دکتر بشیم و بگیم سلام فضاهای خالیِ بازار کار،من اومدم، همه بامون خدافظی می کنن 🙂 چی بگیم والا… کلا مارو فاکتور گرفتن از بقیه ی جمعیت…

    [پاسخ]

    فروغ. ح پاسخ در تاريخ مهر ۲۲ام, ۱۳۹۳ ۱۰:۵۵ ب.ظ:

    نه تنها کار گیر نمیاد بلکه وقتی با مدرک دکترا بیکاری و اگه یکی صدات بزنه: خانوم دکتتتتتتر اونوقته که ممکنه یه لحظه از فکرت بگذره که: داره مسخره م میکنه؟؟!!

    [پاسخ]

    عسل پاسخ در تاريخ مهر ۲۴ام, ۱۳۹۳ ۸:۳۴ ب.ظ:

    فروغ جان واقعا حرف دلمونو زدی
    مثلا رشته های اسم دار هم هستیم

    [پاسخ]

  14. سلام من که فرم سوال از دکتر شیری در قسمت ارتباط با ما رو پیدا نکردم!!! فک کنم اینجا هم چیزی که می بینی با چیزی که واقعا هست متفاوته. من خیلی شما(دکتر شیری) رو از دور می شناسم و بنابراین خیلی اصطلاحات و واژگان رو درک نکردم. یک دختر 65 یی هستم فوق لیسانس که تازه کارمند شدم و از خداوند بسیار سپاسگزارم که گذاشت کارمند بشم. متاسفم که روز مصاحبه با چادر رفتم که می ترسم به خاطر همین کارم حقوقم شبهه داشته باشه. چه روز نحسی بود که خودم نبودم البته که به چادر احترام می گذارم. بگذریم. مشاور من ترس از ازدواج رو در من تشخیص داده. اما گفت کمکی از دستش برنمیاد و احتیاج به تخصص بالاتر و حتی استفاده از هیپنوتیزم وجود داره. خوب با توجه به این مساله احتمالا من حرف بیخودی می زنم که می گم نمی خوام ازدواج کنم. بنابراین خانواده عزیزم کلا نظر من در مورد خواستگارای محترم رو حذف می کنن و خودشون به تحلیل و نتیجه گیری می پردازن که در نتیجه اومد و رفت هر خواستگاری زندگیه منو داغون می کنه. در محیط کار سعی می کنم خوش اخلاق باشم ولی از وقتی رفتم چهار پنج مورد درگیری با همکارای آقا داشتم که خودمم متاسفانه بولدش کردم و تقریبا داره قشون کشی آقایون همکار علیه من رخ می ده که باید بگم خوشحالم می کنه ولی خوب فکر اینکه سی سال جنگ پیش رو دارم می ترسونتم. یه بخشی از مرافعه ها به دلیل این بود که دست کم گرفته شدم و بخشی فقط به دلیل این بود که طرف فکر خواستگاری هم به سرش نزنه. البته در اطراف من مواردی هستن که نظرم راجع بهشون مثبته اما خوب واقعا نمی دونم عکس العملم در صورت ارتباط نزدیک تر چه خواهد بود.
    لطفا راهنماییم کنید.

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ مهر ۲۶ام, ۱۳۹۳ ۱۱:۴۹ ق.ظ:

    ما دو ماهی هست ک رفته ایم برای پرسش و پاسخهای بهتر به این صفحه :
    PORSESH.DOCTORSHIRI.COM

    [پاسخ]

  15. سلام خدمت دکتر شیری عزیز
    میخواستم خواهش کنم مطالبی که در مورد مهرطلبی و راهکارهایی که برای حذف و از بین بردن مهرطلبی در خودمون هست را به صورت DVD به لیست محصولات سایت لطفا اضافه کنید.چون برای ما شهرستانی ها واقعا امکان شرکت در کلاسهای شما نیست و من هم فردی هستم که خیلی مهرطلبم. میخواستم از این طریق برای ما این فرصت را فراهم کنین تا این محصول را تهیه کنیم

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ مهر ۲۱ام, ۱۳۹۳ ۱۰:۵۷ ب.ظ:

    حتما
    پیشنهاد خوبیه

    [پاسخ]

    ناشناس پاسخ در تاريخ مهر ۲۲ام, ۱۳۹۳ ۱:۴۰ ق.ظ:

    آقای دکتر
    اگه آدم ببینه چند نفر که همیشه باهاشون رابطه ی خوبی داشته در یک مقطع زمانی همشون باهاش سرد بشن و جوابشو یکی در میون بدن( هیچ اتفاقی تو این مدت نیافتاده) و این اگه حال آدمو خراب کنه ناشی از مهرطلبیه؟
    آخه مگه میشه بی تفاوت بود 🙁

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ مهر ۲۶ام, ۱۳۹۳ ۱۱:۴۸ ق.ظ:

    نه لزوما ولی میشه با گفتگو متوجه شد که ایا چیز جدیدی رخ داده یا نه

    [پاسخ]

    فاطمه پاسخ در تاريخ مهر ۲۴ام, ۱۳۹۳ ۶:۵۷ ب.ظ:

    خیلی ممنونم از توجهی که دارین و فکر ما شهرستانیا هم هستین.

    [پاسخ]

  16. سلام دکتر جان .عیدتون مبارک باشه .
    دکتر عاشق رسا شدم بخدا (برم چند وقت تو فریزر)☺☺چه لبخند قشنگی داره این فرشته ی کوچولو☺
    میگم استاد کنجکاو شدم برای اون خواستگاری باشکوه شب 23 ماه مبارک سال 87 .چی بوده جریان باید خیلی جالب باشه .به ما هم میگین؟

    [پاسخ]

  17. اوه
    باید بصورت پکیجی بخودم نگاه کنم اینجا.چ ژذاب!
    من اذربانو یک دهه شصتی استم.
    خوشال استم؟ فرقی نداره تو کدوم پکیج باشم. بلخره تو هرکدوم یجور مچلیم.این مشکلات نشد مشکلات دیگه رو مینداختن جلومون.حالاخصوصی تر پوستمونو میکندن.شایدکسی نمیتونست تیترش کنه تو روزنامه. بهرحال مابایدبخودبگوییم مشکلات اینترنت زندگی استند.بدون ان خطرتوقف تنفس وجوددارد. 🙂
    موقع انفجار جمعیت من کجا بودم؟ بله انموقع را درست بخاطر دارم.در امن ترین جای دنیا در دل مامانم پناه گرفته بودم. با وایبر با پسرعموفرهاد و شیرین نوه خاله ونسترن دخترعمو و مهدی پسرخاله درارتباط بودم. دیگه من خودم درگیرجابجایی شدم خرداد63 دیگه ازشون خبر نگرفتم. ولی میدونم الان سالمن و از این جمع5 نفره ی ماکه 3 تاشون مزدوج شدن فقط یک نفر به جمعیت اضافه کردن. من خودم یادمه موقع انفجار خیلی گریه کردم.
    خاطره ای از مدارس شلوغ خاطرم هست؟ یا اصلن شایعه است؟ مممم خب شایعه ن نیست. چون ما دبستان یه نفرجا کم داشتیم.نوبتی هرروز یکی روصندلی میشست بغل خانوم اموزگار.پس شلوغ بوده دیگه.تازه نیمکتا متراژ پایین دیگهسه نفره بایدمیشستیم. دوتا شاگرد استخون درشت میفتادیم بهم نمیتونستیم مشق بنویسیم که. تازه هرکس سر میز میشست ینی از تواناییهای خودش استفاده میکردو میشست.ینی بیشترش رو پای خودش بند بود.جا نبود اون بشینه.ینی مثلن خودم.
    کنکورم جهنمی بود؟ هم خیلی اره هم خیلی ن.برای توضیحش خیلی بایدتایپ کنم.پولیم که ب ادم نمیدن.
    برای اشتغال و ازدواج رقابت شدید داشتم؟کار شوهر مسئولین لدفن! ی لحظه یاد مسابقات دوی اینچئون افتادم.رقابت شدید…
    من پسری کم اماده ی ازدواج هستم؟ ن من دخدرم
    من و …. استم؟ اری من
    من ….. هستم.

    ببخشید کی پخش میشه؟

    [پاسخ]

    محمود پاسخ در تاريخ مهر ۲۲ام, ۱۳۹۳ ۸:۳۷ ق.ظ:

    خوب نوشتی حرف دلم رو زدی ولی یه چیزی رو جا انداختی: تو اون دوره ارتباط با یه دختر واسه من در حدی غیر قابل تحمل و وحشتناک بود که خونواده با چنگ و دندون در حدی که انگار دارن جونشون رو نجات میدن می چسبیدن که این اتفاق نیفته!!! دنیا به زمین بیاد اما بچه مون با یه دختر حرف نزنه!! نه که پدر مادرا خیلی به دین متعهد بودن حالا! اگر دختر بودی و به پسر نگاه می کردی که دیگه هیچی!! دنیا دیگه یا جای بابا بود یا جای دختر!!! خیلی دوران قشنگی بود انصافاً

    [پاسخ]

    حافظ پاسخ در تاريخ مهر ۲۵ام, ۱۳۹۳ ۱:۲۳ ق.ظ:

    یک فکری به حال رسم الخط تان بکنید و نیز موجز نوشتن هم بد نیست

    [پاسخ]

  18. به قول شیخ:
    مرد آن بود که در میان خلق بنشیند و برخیزد و بخورد و بخُسبد و بخرد و بفروشد و در بازار در میان خلق، ستد و داد کند و زن خواهد و با خلق در آمیزد و یک لحظه از خدای غافل نباشد.

    عیدتون مبارک

    [پاسخ]

  19. سلام استاد .احوال شما؟دلم تنگ شده بود برای اینجا. ایشالله که خوب خوب باشین در پناه خدا.
    میگم استاد انقدر این مطلب به موقع بود که شاخ درآوردم .چند وقته در گیر کار شدم و خسته, داشتم جا میزدم, انصافا خیلی چسبید, مخصوصا این جا, در حین کار کردن قصر درون خودتان را می‌سازید.استاد شما خیلی خوبی .
    و اینکه چه کتابی رو پیشنهاد میدین در شبهای بلند پاییز ؟

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ مهر ۲۱ام, ۱۳۹۳ ۱۰:۵۸ ب.ظ:

    قلندر و قلعه دکتر یثربی را دیده اید

    [پاسخ]

  20. سلام
    منظورتان از «خویش فرمایی» چیست؟ البته معضل همین جا ست که شغل کارمندی هم برایمان نیست!

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ مهر ۲۱ام, ۱۳۹۳ ۱۰:۵۸ ب.ظ:

    کیوساکی نوشته :
    کارمندی/ خویش فرمایی/ کارافرینی/ سرمایه گذاری

    [پاسخ]

  21. سلام دکتر عید تون مبارک باشه .
    و خیلی خیلی ممنون بابت معرفی تاتر بر پهنه ی دریا …امشب بالاخره تونستم برم ببینمش.عالی بود !عالی
    “آزادی حقیقی فقط جایی وجود داره که از آزادی معمولی خبری نیست.”

    [پاسخ]

  22. دکتر جان، اونقدر زندگی دهه شصتی ها عجیب و تراژیک شده که گاهاً وقتی خاطرات گذشته رو مرور می کنم خنده ام میگیره.

    الان هم که عنوان این پست رو دیدم، فکر کردم پیشنهادهایی که دادین در مایه های طنزه!

    [پاسخ]

  23. اقای دکتر سلام؛ من 64ای م و خواهرم 66ایه.من تا الان رابطه ی احساسی خیلی خاصی نداشتم که بخواد به ازدواج منجر شه، حقیقت خیلیم دنبالش نبودم و نرفتم و کلا اولویتم کار و درس بوده تا حالا.منتها رفتار خواهرم جور دیگه ای بود و از همون 20 سالگی دوس داشت تو چشم باشه خلاصه.چیزی منو نگران کرده و اونم این هستش که خواهرم با آدمای مختلف چت میکنه و تلفنی حرف میزنه و میگه بالاخره باید آشنا بشم با کسی یا نه؟ ولی من حس میکنم زیادی دیگه روابط داره، ینی از هر کسی هدیه میگیره یا به هر تلفنی جواب میده. چرا؟ من نگرانشم میترسم بلایی سرش بیاد.ما صمیمی هستیم ولی نه در این موراد. با مادرم در مورد بعضیاشون حرف میزنه ولی میدونم که در خیلی از مورادم اصن حرفی نمیزنه. من باید چیکار کنم براش؟ این که از شما میپرسم واسه اینه که چون خودم تجربه ی خاصی نداشتم نمیدونم خواهرم طبیعیه رفتارش یا نه.برای یه دختر این کارا طبیعیه با این شدت؟

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ مهر ۲۶ام, ۱۳۹۳ ۲:۴۰ ب.ظ:

    porsesh.doctorshiri.com

    [پاسخ]

  24. سلام دکتر، عیدتون مبارک 🙂
    آقای دکتر، این که فرمودین شغل داشته باشیم… ینی الان اولویت قطعا داشتن شغل هستش-نه تحصیل-؟ به هرحال تو برنامه ریزی،باید غیر از خودمون خیلی شرایط دیگه رو لحاظ کنیم.من کار می کنم ولی کارمند نیستم،ازدواج نکردم،دارم سی ساله میشم،مقطع ارشدو تمام کردم و ترجمه آزاد انجام میدم(یه کار غیر مرتبط با رشته م.دوسشم دارم)اما با رشته ای که خوندم ارتباط برقرار نمی کنم و از طرفی ترجمه به من اونقدرام استقلال مالی و تا حدی فکری، نمیده.میخوام دوباره واسه ارشد در رشته ای که دوس دارم و قدرت مانورم درش بالاس اقدام کنم و استارتم زدم.ولی همزمان ترجمه رو هم باید دنبال کنم چون ما چندتا بچه ایم و یه جورایی به اقتصاد خونواده هم دارم کمک میکنم.میخوام بپرسم منی که پنج ماه دیگه سی ساله میشم الان اولویت بندیم چطوره؟ بدم نمیاد اگه مورد مناسبی دیدم ازدواج کنم ولی خب میدونید لزوما”آنچه دلت خواست نه آن میشود” الان اولویت من اینه که بیش تر از این دیر نشه و وارد اون زمینه ی تحصیلی که میخوام بشم تا ده-دوازده سال دیگه حداقل تا حدی اونی باشم که میخوام.اما یه چیزی،اطرافیام که خودشونم درس خونده هستن میگن کار رو دریاب و برو تو دل جامعه اینقدر دنبال درس و دانشگاه نباش که وقت از بین میره. ایده ی شما چیه؟

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ مهر ۲۶ام, ۱۳۹۳ ۵:۰۱ ب.ظ:

    سوال اول
    کار شما چقدر به تحصیلاتی که میخواهید ادامه دهید ربط دارد ؟واقعا تاثیر دارد یا تجربه کسب کردن بیشتر موثره؟
    مورد خوب ازدواج گیر اومد معلومه که درنگ نخواهید کرد…

    [پاسخ]

  25. سلام
    آقای دکتر کارمند شدن به خودی خود عیبی داره؟
    به نظر من البته نه
    مگر اینکه بری تو جلد یه تعریق قالبی و کلیشه ای از کارمند میخواستم نظر شما رو بدونم
    دوم اینکه آیا واقعا همه در شرایطی هستن که بتونن خویش فرما باشند؟ آیا خویش فرما شدن شرایط خاصی از لحاض شخصیتی لازم داره یا صرفا یه جور کسب مهارته؟
    ممنون میشم پاسخ بدین

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ مهر ۲۰ام, ۱۳۹۳ ۷:۵۰ ب.ظ:

    نه واقعا
    کارمند خوب بسیار رضایتمندی و حال خوب تجربه میکنه از موثر بودن

    [پاسخ]

  26. سلام دکتر. عیدتون مبارک. خداقوت
    میخواستم لطف کنید چند تا کتاب در ارتباط با حضرت علی و عید غدیر معرفی کنید که مطالعه کنیم و به دوستانمون هم هدیه بدیم 🙂

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ مهر ۲۰ام, ۱۳۹۳ ۱:۱۶ ب.ظ:

    علی بن ابی طالب- عبدالفتاح عبدالمقصود – ترجمه استاد محمد مهدی جعفری
    شرح ابن ابی الحدید 10 جلدی – ترجمه لایقی ( من این کتاب را بسیار زیبا میدانم. ابن ابی الحدید اهل تسنن و معتزلی است )
    علی – دکتر شریعتی
    علی مرد نا متناهی ( قدیمیه و شاید گیر نیاد)

    [پاسخ]

  27. سلام آقای دکتر

    به نظرم دهه ی شصتی ها دوبار بحران هویت رو تجربه کردن،یکبار در نوجوانی و باردوم در26-27 سالگی.به نسبت دهه ی هفتاد و پنجاه تصویرنامشخص تری از زندگی دارند.تربیت آنها زمانی شکل گرفت که باورهای مردم هم دست مایه ی تغییرات بود.یکدفعه جامه مدرنتیه رو با بادوز بالا به این نسل تزریق کرد،وابهامات زیادی را پیش رویشان قرارداد،بدون اینکه برنامه ی مشخصی برای آنها داشته باشد .ولی به هرحال نسل دوست داشتنی وخاصی هستند.
    به نظرتون چرا آقای دکتر من به عنوان یک فرد هفتادی، دغدغه ها وحرف های مشترک بیشتری با دهه ی شصتی ها دارم تا هم نسل های خودم.

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ مهر ۲۰ام, ۱۳۹۳ ۱:۰۹ ب.ظ:

    پاداش بلوغهای زودرس روانی

    [پاسخ]

  28. سلام و عرض ادب
    دکتر جان یادی کنید از 69 های بینوا که نه تو دسته بندی 60 ها جا میشن و نه 70 ها…… کلا خودمون یه دسته جداییم (:

    [پاسخ]

    ضیاء پاسخ در تاريخ مهر ۲۰ام, ۱۳۹۳ ۱۱:۰۸ ب.ظ:

    موافقم!
    مخصوصا اونایی که نیمه اول باشن! این جماعت بینوا
    هر جا رسیدیم یا امتحانامون رو هدفمند کردن (نهایی سال سوم) یا گزینش هامون رو بومی (کنکور)!
    و حتما دارم اگه می خواستن آزمایش میکروبی چیزی انجام بدن، بهترین گزینه ها هستیم!

    [پاسخ]

    مهسا پاسخ در تاريخ مهر ۲۳ام, ۱۳۹۳ ۶:۱۰ ب.ظ:

    مظلوم های واقعی 70 ای ها هستند.

    [پاسخ]

  29. بسته به موقعیت هر فرد دارد …بنده تا سه ماه پیش چشم اندازی داشتم و الان چشم اندازی دیگر …اتفاقات و طوفانهای زندگی را دست کم نگیریم …مهم زندگی بر مبنای مسیر است …نه زندگی بر مبنای هدف

    [پاسخ]

  30. سلام

    دکتر دیشب یه خواب جالب میدیدم
    سر کلاس شما بودیم و شما یه بطری شراب آوردین و به من گفتین که برای بچه ها بریزم و باهاش شربت درست کنم،من برای بچه ها ریختم و آخرش دلم طاقت نیاورد ازتون اجازه گرفتم و یه ته استکان هم برای خودم ریختم!خیلی حس جالبی بود میخواستم بخورم که از خواب بیدار شدم…

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ مهر ۲۰ام, ۱۳۹۳ ۱۰:۰۱ ق.ظ:

    پناه بر خدا
    سن ایپ په طعمهایی میزنه !!!!
    —————-
    شراب معنیش خلسه و نمادی معنوی است
    یه نگاهی به این لینک جالب بیندازید
    http://www.dreamtation.com/docs/7240.htm

    [پاسخ]

    bahar پاسخ در تاريخ مهر ۲۰ام, ۱۳۹۳ ۲:۳۲ ب.ظ:

    دکتر متوجه نشدم،سن ایپ په طعمهایی میزنه؟؟

    ولی ممنون از لینک و دلم برای کلاس هاتون تنگ شده

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ مهر ۲۰ام, ۱۳۹۳ ۷:۵۰ ب.ظ:

    سن ایچ

    [پاسخ]

    بهار پاسخ در تاريخ مهر ۲۰ام, ۱۳۹۳ ۹:۴۱ ب.ظ:

    😀

    [پاسخ]

  31. سلام آقای دکتر خداقوت.
    اولین سوالی که با خوندن متن شما برام پیش اومد این بود که مگه شما چقدر با این نسل نشست و برخاست دارید که به این ظرافت تحلیل می کنید و بعد خودم جواب دادم که خب حتما خیلی.
    دکتر خیلی وقتها بحثهای قشنگی رو شروع می کنید قشنگ از این نظر که مستقیم به سراغ دردهای جامعه ما میرید و می زنید به هدف. اما دکتر شما درمانگرید و صرف بیان مسئله کاری از پیش نخواهد برد شما امکانات خوبی هم دارید که یکی اش همین سایتتونه. خب پس چرا نیایم از این فرصت استفاده مطلوب بکنیم؟ به نظر من برای این جور مشکلات همگانی اول خودتون طرح مسئله کنید بعد به بحث بذارید و بعد دوباره نهایتا نتیجه گیری کنید تا به راه حل کاربردی برسیم. البته بی انصافیه اگه کارهای خوبی که تا حالا شده رو ندیده بگیریم. مثلا من یادمه سریادادشتی که در مورد اشتغال خانمها و دورشدن از زنانگی شون نوشته بودید کلی بحث مفید شد ولی خب باز هم جای یادداشتهای سریالی شما خالی بود. ببخشید اگه یکم انتقادم صریح شد ولی باور کنید قصدم استفاده از وجود گنجهایی مثل شما برای درمان دردهای مردمم بود.
    متشکرم.

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ مهر ۲۰ام, ۱۳۹۳ ۱۲:۳۴ ق.ظ:

    خیلی نوشته ام ولی بازم مینویسم

    [پاسخ]

  32. سلام.
    خیلی خوب نوشتید مثل همیشه.البته من دهه شصتی نیستم اما به دلم نشست.
    خودم خوندم برای برادرامم میخونم 3تا داداش دهه شصتی دارم یکی هم 50.
    دهه شصتی نیستم اما بیشتر از اینکه با بچه ها هم سن خودم که 20سالمه دوست باشم با بچه های دهه شصتی دوستم.دوست داشتنی هستن.:)

    [پاسخ]

  33. من 25 سالمه با یه آقای 26 ساله جدیدا آشنا شدم…بنده ارشد روانشناسی هستم تا حدودی متوجه شدم این آقا خودشیفتگی دارن و از طرفی بجز من با دخترای دیگه در ارتباط هستن منم مثله یه بالغ تعریف خودمو از رابطه برای ایشون گفتم00(البته هیچ اشاره ای به ازدواج نکردم) و ….ایشون خیلی راحت میگه برو درسایی که خوندی جمع کن ,وکلی توهین به رشته وآگاهی های من کرد وگفت الان هر دختر با20پسر در ارتباطه و همه روابط در معنای سکس معنادارد وچون در شهرستانی و…خبر نداری……….من سریعا رابطه کاات کردم….آقای محترم قصه ما ارشد شیمی از دانشگاه سراسری و عضو انجمن نخبگان ایران هستن…الان ایشون باید جزو کدوم دسته از دهه 60 قرار داد…دهه 60 های ادعا ناآگاه کودک ویا……

    [پاسخ]

    حافظ پاسخ در تاريخ مهر ۲۰ام, ۱۳۹۳ ۱۱:۲۱ ب.ظ:

    دهه شصتی نخبه بی شعور…!

    [پاسخ]

  34. لام دکتر عزیز. ازتون خواهش می کنم یک مشاور خانواده خوب به من مرفی کنید. 2 سال هست ازدواج کردم و از اول شکل داشتم. الان موندم که ادامه بدم یا جدا بشم و میگم شاید 2 سال مدت کمی هست و باید صبر بیشتر ی کنم لطفا کمکم کنید

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ مهر ۲۶ام, ۱۳۹۳ ۱۱:۵۰ ق.ظ:

    دکتر فاتح در کلینیک دکتر عابدین 88722638 درباره شماره مطمئن نیستم الان

    [پاسخ]

  35. دکتر شیری عزیز سلام
    با اجازتون میخواستم یک عجیب دیگه به این دوران عجایب اضافه کنم و اون هم شکاف عریض و بسیار عمیق (اونقدر که فکر کنم اگه بیوفتیم داخلش هیچ وقت به تهش نمیرسیم) این دهه به مراتب بالا با دهه بعد و به مراتب کمتر با دهه قبل از خودشه.معلوم نیست که در این دهه چه اتفاقاتی افتاده که باعث شده اینقدر نمودار سینوسیش با بقیه دهه ها متفاوت باشه و منتج بشه به اون دوران عجایب.

    [پاسخ]

  36. آخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ دکتر جون این دیده شدنه چه قدر چسبید … بهترین هدیه در آستانه دهه چهارم زندگی ما دهه شصتی هاست

    [پاسخ]

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.