آنچه پدرو مادرتان به شما نگفته اند :نکات ازدواج دوم

image_pdfimage_print
خانمی که بعد از سه سال زندگی مشترک طلاق کرفته، وقتی برایش مورد خواستگار پیش میاد آیا همان اول باید بگه من طلاق گرفتم؟ یا بذاره چند جلسه بگذره بعد از اینکه طرف کمی او را شناخت این موضوع را بگه؟ آیا فقط به خود پسر این موضوع را بگه یا به اون کسی که واسطه شده و از دختر خواستگاری کرده؟ کلاً در مورد دلایل جداییش چقدر باید توضیح بده؟ به تازگی طلاق گرفتم و می خوام آگاهانه با این موضوع برخورد کنم و لازمه اطلاعاتی داشته باشم. ممنونم

———————————————–

سلام

طلاق تصمیم ساده ای برای یک زن نبوده است

بسیاری از اوقات شهامت و خردی عظیم در پس این تصمیم بوده( هر چند منکر نمیشوم طلاقهای ابکی و از سر بی حوصلگی نیز این روزها زیاد شده است )

وقتی از طلاق بگید که پر جرات باشید و نه گستاخ و طلبکار و نه منفعل و درمانده. مردم به زخمهای شما همانگونه میتوانند بنگرند که خودتان نگاه کرده اید.

اگر واسطه در رابطه دارید که بهتره ایشان بگویند اگر مستقیما رابطه برقرار شده است کار خوب اینه که بعد از چند جلسه که احساس کردید میتونه رابطه به ازدواج ختم بشه ، ماجرا را بهش بگید

چقدر جزئیات بگویم ؟ آنقدری که بهم نریزید یعنی بسنده کنید به کلیات  و کمی از جزئیات بگویید مثلا

من به علت دخالتهای زیاد خانواده همسرم  احساس کردم اراده کافی نداره مسائل مون را خودمون حل کنیم مثلا اواخر زندگی مشترکمون  بحث ثبت نام مدرسه پسرمان پیش آمد و او به جای تصمیم به موقع اینقدر معطل کرد که مجبور شدیم با هزینه بیشتر در یک مدرسه متوسط ثبت نامش کنیم ، بلاتکلیفی او اذیت کننده بود

10 دیدگاه در “آنچه پدرو مادرتان به شما نگفته اند :نکات ازدواج دوم

  1. سلام آقای دکتر
    29 ساله هستم. من هم 5 سال پیش مدت 2 ماه عقد بودم و بعد تصمیم به جدایی گرفتم.
    الان خواستگاری دارم که یه سری نکات خیلی مثبت مهم و برجسته داره و از طرفی نکات منفی مهمی هم داره که میدانم در آینده باعث ایجاد مشکل میشه.
    الان مشکلی که من دارم این هست که وقتی به ایشان جواب منفی میدم بعدش پشیمان میشم از تصمیمم و اون نکات مثبت مهمشون در ذهنم مرور میشه. و وقتی هم که فکر میکنم به اینکه جواب مثبت بدهم سریع پشیمان میشوم و میگم با این نکات منفی که داره زندگی با ایشان برای من سختی هایی داره که باید برای اصلاح خیلی زحمت بکشم.
    این حالتی که الان دارم نسبت به ازدواج قبلی ام هم داشتم. یعنی بسیار مردد.
    مشکل من چی هست آقای دکتر؟

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ مهر ۲۶ام, ۱۳۹۳ ۴:۴۶ ب.ظ:

    شبنم گرامی
    شاید وقتش باشد برید نزد یک مشاوری که در شهرتان است و ازش کمک بگیرید

    [پاسخ]

  2. سلام دکتر عزیز
    متشکرم که درمورد ازدواج دوم نوشتید.
    میدونم وقتتون خیییلی کمه! اما خواهش می کنم ، بزرگواری بفرمایید و مقاله ای درمورد ازدواج دوم برای طرفین، ازدواج دوم درحالی که یک طرف ازدواج اولشه، نکاتی که باید خودشون چک کنن، نکاتی که خانواده ها باید چک کنن، زخم های طبیعی و غیر طبیعی ازدواج شکست خورده، طلاق عاطفی!! و …. هر موضوعی که خودتون لازم میدونید بنویسید.
    طبق آمار از هر 5 ازدواج یکیش طلاق میشه و این یعنی از هر 5 خواستگار ممکنه یکیش مترارکه کرده باشه. دکتر ما به این مهارت نیاز داریم! لطفااااا
    متشکرم

    [پاسخ]

  3. یعنی شما مجوز طلاق میدید به رابطه زجرآوری که توش
    “به علت دخالتهای زیاد خانواده همسرم احساس کردم اراده کافی نداره مسائل مون را خودمون حل کنیم” و ” بلاتکلیفی او اذیت کننده است.”؟؟؟
    من هم هرقدر باهمسرم صحبت میکنم و اصول، تحلیل رفتار متقابل و غیره و غیره رو در این گفتگو رعایت میکنم که ایشون متقاعد بشن، در سن 34 سالگی دیگه ازدواج کردن و بعد از دو سه سال، هنوز حساب بانکیشون اپن در اختیار مادر و پدر و برادرشه که مدام از پولی که به این سختی بدستمون میاد برای مخارج فانتزی شون نه ضروری شون، پول برداشت کنن، ثانیه به ثانیه زندگیشون و خانوادش مطلعند و تصمیم گیری میکنن. حتی برای جشن ازدواجش با اینکه همه هزینه ها بعهده دختر و پسر بوده، “اجازه” برگزاری یه مهمونی عصرانه برای خانمهای فامیلم ندادن، تازه ازدواجی که به شکل سنتی رخ داده و نارضایتی از ازدواج مطرح نبوده. فقط برای ضرب شصت نشون دادن،،،
    همه اینها به طرز وحشتناکی آزاردهنده است… پس شما مجوز خاتمه چنین رابطه ای رو صادر می فرمایید!

    [پاسخ]

  4. سلام.پاسخ آقای دکتر مثل همیشه عالی بود: “مردم به زخمهای شما همانگونه میتوانند بنگرند که خودتان نگاه کرده اید.”
    خانم محترم “همه آدم ها گذشته‌ای دارند. شما دارید، طرفتان هم دارد…»مهم این هست که بعد گفتن مسئله رفتارتون بالغانه باشه.من افراد زیادی رو دیدم که در ازدواج دوم تونستن خوشبخت بشن و امیدوارم شمایی هم که به دنبال آگاهی هستین به دنبال اطلاعات بیشتر هم باشین و خوشبختی تان را تضمبن کنید.

    [پاسخ]

  5. این جمله چقدر راهگاشت که: “مردم به زخمهای شما همانگونه میتوانند بنگرند که خودتان نگاه کرده اید.”

    [پاسخ]

    غزل پاسخ در تاريخ مهر ۱۴ام, ۱۳۹۳ ۱۲:۳۲ ق.ظ:

    واقعا جمله درستیه ، من این جمله رو چهار سال پیش از دکتر شیری یاد گرفتم و تا حالا چندین بار در عمل امتحانش کردم و عینا دیدم که همینطوره

    [پاسخ]

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.