رد خواستگار کرده ام و پشیمان شده ام

image_pdfimage_print

سه سال قبل که دانشجوی کارشناسی ارشد بودم،  یکی از همکارانم که لیسانسه بود ازم از طریق یکی از دوستانم خواستگاری کرد و من نیز در گیرودار درس و پیش بینی موقعیتهای خوب ازدواج بعد از فراغت از تحصیل ، پیشنهادشون را نپذیرفتم. الان که فکر میکنم موقعیتهای بهتر از ایشون برایم فراهم نشده و سوالم اینست که با توجه به ازادواج نکردن ایشان هنوز ، ارزش دارد اقدامی بکنم ؟ غرورم له نمیشود ؟ بعدا نمیگه تو افتادی دنبالم؟

——————————–
  • وقتی پای ازدواج پیش میاد ، عقل به ما مجوز ریسک میدهد پس میتونید الانم بسنجید که چیز خاصی از دست نمیدهید اگر اقدامی بکنید. البته بحث غرور اگر به معنی عزت نفس باشه ارزش داره اما اگر ترس از خاله زنک بازی مردمانی بی خرد باشد که سر هر چیزی پشت سر آدم صفحه میگذارند به نظرم ربطی به مفهوم عزیز بودن جان آدمی ندارد.
  • حرفهای بالا به این معنی نیست که شما اقدامی انقلابی کنید بلکه میتونید به تدریج به این اقا توجه مثبت و تحسینهای ریز آدرس داردر محل کار بدهید تا متوجه بشود در چشم شما ، محترم و نسبتا مطلوب است
  • همیشه سوال ذهن آدمی اینست که ایا دوباره از واسطه درخواست کنم ؟ به نظر میرسه ریسکش کم نیست زیرا اکثرا نمیتونن درست منظور را منتقل کنند ولی اگر دوست خوبتونه و حواسش جمع است ، میشه ازش بخواهید که نظرش درباره فلانی چیه؟ اون وقت توپ در زمین اوست و اقدام خواهد کرد

31 دیدگاه در “رد خواستگار کرده ام و پشیمان شده ام

  1. سلام استاد.قضیه ی من یه خورده فرق میکنه.من 25سالمه.به کسی علاقه دارم که فکرمیکنم ایشون هم به من علاقه داره ولی چون 3سال پیش به پسرعموش جواب رد دادم شاید به خاطر اینکه جواب رد نشنون نمیان خواستگاری.راستش رابطه ای نداریم ولی چون آشنا هستن دورادور همدیگرو میبینیم.به نظرتون خوبه از این توجههای ریز آدرس دار نسبت به ایشون نشون بدم؟
    از اونجایی که ارتباط کلامی بینمون خاصی وجود نداره نمیدونم چکار کنم.

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ مهر ۲۰ام, ۱۳۹۳ ۱۲:۳۴ ق.ظ:

    چیزی از دست که نمیدید…ریزه

    [پاسخ]

    pegah پاسخ در تاريخ مهر ۲۰ام, ۱۳۹۳ ۱۱:۰۷ ق.ظ:

    خیلی ممنونم از شما…. ریزه ولی همینم بلدی میخواد!!

    [پاسخ]

  2. والا اینقدر این روزا پسرا ماشا اله اجتماعی شدن که همه چیو می زارن پای روابط اجتماعی.مثلا به نظر من اگه از یه پسر سوال کاری بپرسی یا یه چیز این مدلی و بعد حتی بهش بگی باهوش ،یه ابراز علاقه آدرس دار محسوب نمی شه.بعدشم هیچ اتفاقی نمی افته.این صحبتها ،صحبتهای عادی تلقی می شه.
    بیشتر پسرای امروز منتظرن رسما ازشون خواستگاری بشه.هر ازدواجی هم از طرف پسرا و خانواده هاشون لطف در حق جامعه نسوان محسوب می شه.

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ مهر ۱۵ام, ۱۳۹۳ ۱۰:۰۲ ب.ظ:

    غلط کردن…تا برادر بزرگاشون امثال من هستن بهتره علط زیادی نکنن و به سنت احترام بگذارن!

    [پاسخ]

    مهتاب پاسخ در تاريخ مهر ۱۶ام, ۱۳۹۳ ۱۱:۵۱ ق.ظ:

    ممنونم دکتر از حمایتتون.چیزی که گفتم رو واقعا تجربه کردم.این جملات عادی و ابراز علاقه های غیر مستقیم توی محیط کار یا دانشگاه به نظرم دیگه جواب نمی ده.دختر بیچاره کلی باید شهامت بخرج بده و با غرورش بجنگه(کاری که خودم هیچ وقت جراتشو نداشتم) مستقیم به پسر ابراز علاقه کنه .تازه در اون صورت هم آقاییون یا یک دوستی صرف ( با شرایط و اهداف خاص خودشونو)قبول می کنن یا اگه خیلی مرد باشن و انسان از اول می گن نیتی ندارن و با یه نه آب پاکیو می ریزن رو دستت.نمی دونم شاید تجارب من این جوری بوده .امیدوارم بقیه به این نتیجه نرسن

    [پاسخ]

    پاسخ در تاريخ مهر ۱۶ام, ۱۳۹۳ ۳:۳۴ ب.ظ:

    استاد دست رو دلمون نزار…. .بخدا نکته ظریفیه .ما هم که زیاد دور و ور پسرا نیستیم و کاری بشون نداریم جزء افراد با روابط اجتماعی پایین محسوب میشیم و در واقع اصلا هیچ موقع به حساب نمیایم منتظر موندن هم که دیگه خب جواب نمیده ☺☺

    [پاسخ]

  3. سلام بنظرمن بسنج و ببین کدوم برات مهم تره حرف مردم یا داشتن این ادم به عنوان همسرف البته اگه اون ایندفعه نگه نه!!!!!!!!

    [پاسخ]

  4. سلام و اعیاد مبارک
    اقای دکتر در مورد اون توجه ریز و تحسین ادرس دار ایا در مورد فردی که اصلا خواستگاری نکرده ولی به نظر خودمون مورد مناسبی هست هم قابل استفاده است؟؟

    چطور این کارو باید کرد؟ لطفا مصداقی بگید. چی کار کنیم تو محیط کار بد نشه برای من دختر خانم و اون اقا؟؟

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ مهر ۱۲ام, ۱۳۹۳ ۱:۲۹ ب.ظ:

    صد در صد…چیزی از دست نخواهیم داد

    [پاسخ]

  5. همیشه دختران دنبال یکی بهتر هستند اما به اینکه ممکنه دیگه بهترینی در کار نباشه فکر نمیکنند …. بنظر من اگر کوچکترین وجه اشتراک و علاقه ای وجود داشت باید با احترام برخورد میکرد و کمی در موردش فکر احساسی هم میکرد … توجه هم داشته باشیم که با رد کردن کسی که شناخت دو طرفه وجود داشته احتمالا بهش ضربه روحی وارد کردیم و صحنه تلخ گذشته در یادتش زنده خواهد شد…

    [پاسخ]

  6. *تحسینهای ریز آدرس دار*
    دکتر این تحسین ها چه جوریه!
    همون نخ خومونه در وجه مثبت !!!
    خب چه جوری یه دختر در نهایت اینکه میخواد خانمی و شخصیتش حفظ بشه باید این کارو انجام بده !

    [پاسخ]

    غزل پاسخ در تاريخ مهر ۱۴ام, ۱۳۹۳ ۱۲:۴۰ ق.ظ:

    با اجازه دکتر شیری گل : نمیدونم این کار از نظر دکتر شیری ” تحسین ریز آدرس داره ” یا نه ، ولی مثلا اگه خود من باشم میرم از طرف یه سوالی می پرسم ( حتی الکی :D) و در یه زمینه ای ( کاری ، درسی ، و …) ازش راهنمایی میگیرم و وقتی اون جوابم رو داد و راهنماییم کرد میگم : واقعا ممنونم کمک بزرگی کردین ، اصلا فکر نمیکردم که انقدر راحت بشه این مشکل رو حل کرد ؛ شما خیلی باهوشین 😛

    [پاسخ]

    ...... پاسخ در تاريخ مهر ۱۴ام, ۱۳۹۳ ۸:۱۱ ب.ظ:

    سلام غزل جون معلومه خیلی بلایی ☺☺و شیطون .ولی من شکست میخورم تو این زمینه ,نمیشه ,امتحان کردم نشد,میگم همین احساسه همین طوری بمونه بهتره تا اینکه برم کلا خراب شه .راستشو بخوای اصلا جراتشو ندارم.نمیدونم شاید میترسم بخشی هم مربوط به خجالته (البته بیشترش) .رهایش کردم ,رها….

    [پاسخ]

    غزل پاسخ در تاريخ مهر ۱۵ام, ۱۳۹۳ ۱:۵۲ ب.ظ:

    سلام ….. عزیز
    😀
    راستش من خودم یه بار این کارو کردم ، جواب داد 😀 ولی بعدا به دلایلی خود من نخواستم که ادامه بدم 😛
    فقط یه نکته رو در نظر بگیر : اینکه اون آدم ، فرد با فرهنگی باشه و دوم اینکه اگه طرف عکس العمل منفی نشون داد ناراحت نشی. من میگم آدم خوبه اگه واقعا کسی رو دوست داره امتحانش کنه حتی اگه عکس العمل منفی بگیره ، بهتر از اینه که بعدا حسرت بخوره و بگه ای کاش می گفتم .

    [پاسخ]

    میثم پاسخ در تاريخ مهر ۱۴ام, ۱۳۹۳ ۱۰:۴۷ ب.ظ:

    استاد اجازه؟
    خب الان دقیقا من اگر اون آقاه باشم؛ ممکنه! ممکنه؛ پیش خودم بگم که: این که چیز خاصی نبوده که! یعنی چی این همه تحسین؟!!؟

    خب الان مشکل از تشخیص من میشه درسته؟

    [پاسخ]

    صبا پاسخ در تاريخ مهر ۱۵ام, ۱۳۹۳ ۶:۳۶ ب.ظ:

    استاد با اجازه ☺ به نظر من نه میثم قدرت تشخیصت درسته .قدرت ارتباط آدم ها انقدر بالا رفته همه با هم راحتن نمیتونی نوع ارتباط صمیمی رو تشخیص بدی .انقدر بعضی رفتارها عادی شده که اصلا بقول خودت خاص جلوه نمیده با اینکه ممکنه خاص باشه .نمیدونم درسته یا نه ؟

    [پاسخ]

    pegah پاسخ در تاريخ مهر ۲۰ام, ۱۳۹۳ ۱۱:۰۱ ق.ظ:

    غزل جون…ایکاش منم عین تو اینقدر بلد بودم!!

    [پاسخ]

    غزل پاسخ در تاريخ آبان ۱ام, ۱۳۹۳ ۹:۱۷ ب.ظ:

    پگاه جون بیش از این که بلدی بخواد ، شجاعت میخواد ! نترس عزیزم ، برو و بهش اشاره ای کن ! اگه یکم دل رو به دریا بزنی بلد میشی و راهشو پیدا می کنی . فقط یادت باشه که تابلوبازی در نیاری ، خیلی شیک و مجلسی و زیرپوستی بری و یه اشاره غیر مستقیم کنی . اگه طرف خوشش اومد و حرکتی کرد که خیلی خوب میشه اگر هم نکرد با خودت بگو : نه تنها چیزی رو از دست ندادم بلکه خیالم راحت شد که بعدا نمیگم : ای کاش … و شاید ….
    و البته این رو هم بگم که خیلی درصد کمی از پسرها نسبت به اشاره دختری پاسخ و واکنش مثبتی بده ولی باز برو ، از کجا معلوم که اون پسر جزء همین درصد کم نباشه ؟ 🙂

    [پاسخ]

    pegah پاسخ در تاريخ آبان ۳ام, ۱۳۹۳ ۵:۴۱ ب.ظ:

    ممنونم از توجهتون غزل جون!

    [پاسخ]

    Eli پاسخ در تاريخ دی ۱۰ام, ۱۳۹۵ ۱۲:۵۶ ق.ظ:

    سلام دوستای خوبم جذب کردن اصلا سخت نیست من هرکی رو خواستم جذب کردم کسایی که غیر ممکن بودن چندتا نکته ریز اول بشدت به ظاهرتون باید برسین ولی نه افراطی منظورم آرایش بعدموقع صحبت کردن خیلی آروم صحبت کنین ویه دلیل پیدا کنین واسه رابطه مثلا من چون کار پژوهشی انجام میدم بیشتر ازاین طریقه سعی کنین تو پوشش خاص باشین واقعا خاص نه افراطی انقد تواناییهاتون رو ببرین بالا که یدونه از توانایی طرف بگین ده تا از خودتون رو بگین نگاه کردن خیلی مهمه خیلی یه نگاهی که مثل زل زدن باشه با یه لبخند ملیح وچشم ازش برندارین حتی اگر کسی اومد سراغش هول نشین امتحان کنین میشه قول میدم

  7. دکتر شیری عزیز، سلام؛ سه-چهار ماهی از 29 ساله شدنم میگذره، مجرد هستم، کار می کنم اما در منزل، بیرون شاغل نیستم، همیشه آدم آروم و درونگرایی بودم البته به وقتش شیطنت هم داشتم. قبلا بینهایت تلاش می کردم احترام والدینم (هر دو بازنشسته) رو نگه دارم و کاری نکنم که ناراحت بشن اما یک سالی هست زیاد با پدر و مادر و به خصوص مادرم درگیر میشم، سر هر موضوع کوچیکی بحث ایجاد میشه و چون سابقه نداشتم در این موارد، بیش تر به چشم میاد تو خونه. مادرم هر مورد کوچکی رو به من تذکر میده، چرا موهاتو شونه نکردی، این لباسه قشنگ تره، نمیخواد واسه ی عروسی فلان مدل مو رو داسته باشی، چرا با دوستات نمیری بیرون بگردی، چرا خواستگار نیاد، چرا مث خواهرت نیستی سر و زبون نداری-من خصوصیات خودمو دارم و بی سر و صدام در کل (من از این حرفشون ناراحت میشم، از یه معلم انتظار نداشتم بشنوم این حرفو) درحالی که خواهرم که دوسال از من کوچکتر هست چنین مساله ای رو نداره چون از اول هم هر طور خودش میخواست عمل می کرد الانم در مورد روابطش مث من سختگیر نیست و مدام در حال صحبت با مورادیست برای ازدواج! گاهی اونم به مادرم تذکر میده که نیازی به گوشزدش نیست.من مدتی هست که خیلی گوشه گیر و بی حوصله شدم و فکر می کنم علت یک سری حرفاشون این باشه که مثلا میخوان سر صحبت رو باز کنن تا من این طوری نباشم، یا شاید چون دیگه شاغل نیستن توجهشون به این موراد جلب شده و این که ما ازدواج نکردیم بهشون استرس وارد میکنه اما واقعا گاهی فراموش می کنن من بچه نیستم و خودشون وقتی هم سن من بودن، هم شغل درستی داشتن و هم من رو که بچه ی سومشون هستم! و کسی هم مدام بهشون امر و نهی نمی کرده. بعضی وقتا به قدری عصبی میشم که دوست دارم برم تنها و مستقل زندگی کنم. کسی رو که دوست داشتم به خاطر غفلت خودم و شایدم زرنگی دوستم (گاهی این طوری توجیه می کنم!) از دست دادم و خیلی از این بابت غمگینم، هرچند اون دوتا هم با هم جور نشدن و رابطه ی آشناییشون به جایی نرسید..من اون موقع نمی دونستم واسه همین وقتی رفتارش رو می دیدم سعی می کردم منفعل نباشم اما خیلی تصادفی و از زبون خود دوستم شنیدم که یه زمانی آشنا شده بودن ولی قطع رابطه کرده بودن و راست هم می گفت، اما من کلا ارتباطمو قطع کردم با اون آقا پنج ماه میشه. چند مورد خواستگار بالقوه خوب رو به خاطر ایشون که دوستش داشتم و فکر می کردم اونم به من علاقه داره با توجه به نوع رفتار و حرکاتش، رد کردم؛ زیاد حس پشیمونی ندارم چون من واقعا بهش علاقه داشتم، اما الان احساس حماقت می کنم. آزمون دکتری شرکت کردم و به فکر ادامه تحصیل هستم ولی تنش زیاد شده و برخورد پیش میاد تو خونه و مدام فکر می کنم چرا من به این جایی که هستم رسیدم و اصلا کاش وقتی جوون تر بودم و شاد ازدواج می کردم و هزار فکر دیگه که همین طوری میان و نمیرن… چه برخوردی داشته باشم تو خونه؟ واقعا اذیت میشم…

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ مهر ۲۶ام, ۱۳۹۳ ۲:۳۹ ب.ظ:

    porsesh.doctorshiri.com

    [پاسخ]

  8. ای بابامن که اصلا جراتشو ندارم نه به خودش بگم نه به یه اشنا .هرچند میدونم از طرف اونم یه چیزایی وجود داره ولی نمیدونم چرا نمیاد .تازگی ها هم فهمیدم که هیچ جا خواستگاری نمیره تا من ازدواج کنم .آخه اینطوری میشه ؟؟؟ تازه فامیل هم هستیم . میترسم هیچ موقع نیاد و منم موقعیت هامو ازدست بدم.(البته یه مشکلی هست که برادرش یدفعه از من خواستگاری کرده ولی زمین تا آسمون با هم تفاوت دارن) و خودش میدونه اینو .

    [پاسخ]

  9. وقتی پای ازدواج پیش میاد ، عقل به ما مجوز ریسک میدهد پس میتونید الانم بسنجید که چیز خاصی از دست نمیدهید اگر اقدامی بکنید. البته بحث غرور اگر به معنی عزت نفس باشه ارزش داره اما اگر ترس از خاله زنک بازی مردمانی بی خرد باشد که سر هر چیزی پشت سر آدم صفحه میگذارند به نظرم ربطی به مفهوم عزیز بودن جان آدمی ندارد، عالی بود و خیلی حرفه ای!!! سپاس که همیشه مفاهیم را انقدر زیبا،عمیق و دقیق برامون روشن میکنید.

    [پاسخ]

  10. استاد عزیز این سوال همیشه برای من وجود داشته که آیا یه خانم باید نشانه های مورد پذیرش بودن یا پسندیدن یه مرد رو بدون اینکه از طرف اون آقاپیشنهادی داشته باشه بروز بده ؟چطور میشه بدون شکسته شدن غرور یک خانم مساعد بودن نظرش نسبت به یک آقا رو بیان کرد

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ مهر ۹ام, ۱۳۹۳ ۱:۲۵ ب.ظ:

    مستقیم نباشه ریسکش کمتره و می ارزه

    [پاسخ]

  11. استاد عزیز،همیشه با خوندن مطالب شما عمیقا حظ می برم.
    امیدوارم همیشه سلامت و برقرار باشید،با تشکر از همه ی زحمات شما.

    [پاسخ]

    م ح ف پاسخ در تاريخ دی ۸ام, ۱۳۹۵ ۱۱:۵۹ ق.ظ:

    سلام من به دختری علاقمن هستم که حدود 12 ساله به من جواب رد میده هردو46 ساله ایم چطور میتونم ایشون وراضی کنم

    [پاسخ]

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.