هجرت کن دیگه

image_pdfimage_print

cazino_73894100

با یه نفر ارتباط داشته دوره دانشجویی که بعدا فهمیده متاهله ولی نتونسته بزنه بیرون از رابطه ، بعدش فهمیده غیر از خودش ۲۰-۳۰ تا دیگه هستن، مدتی از رابطه زده بیرون اما به واسطه تماس یکی از اون قربانیان دوباره ذهنش میره سمت اون رابطه و عملا همه زحمتش تو اون چند وقت روزه ارتباطی حروم میشه. دوباره آمارگیری از عشق و حال طرف شروع میشه…میبینمش، داره آب میشه از غصه .ازش میپرسم نمیتونی بیخیال بشی؟ میگه نه میخوام انتقام بگیرم!
-وقتی دوستش داری ، انتقام از اون یعنی خودزنی!
– میخوام بمیرم
– زندگیت شده مثل آدمهایی که میرن کازینو واسه بازی ولی چون نمیدونن کی باید از پای میز پا بشن ، اول همه ژتونهاشون را میبازن بعد ماشین و خونه و دست آخر زناشون را پای میز قمار میبازن .ابلیس اول خنده ات را میگیره بعد ، جوونی و وقت را، بعد امید را ، بعد بهت میگه بمیری طرف پشیمون میشه و غصه میخوره، واقعیتش اینه اگه بمیرانی خودت را ، او یه کم هم غصه میخوره و ریشش را مدتی نمیزنه بعد تو چهلمت یه دختر چادری زیبا میبینه و زیرلب با تاسفی شیطنت وار زمزمه میکنه تا شقایق هست زندگی باید کرد و دوباره به یادت….
-خندید و خندیدم و ازش خواستم مواظب خودش باشه چون نازنینانی هستند که با مردن ما پیر میشوند…
قرآن میگه به زمین نچسبید وقتی میتونید مهاجرت کنید. میشه موقع غصه های بزرگ ناشی از آدمها از قرآن یاد گرفت و سبک شد و از روابط بیخود مهاجرت کرد…

24 دیدگاه در “هجرت کن دیگه

  1. سلام دکتر شیری
    برنامه های رادیویی که قبلا داشتید خیلی مفید بود
    مخصوصا سبک زندگی دانشجویی و دقدقه های دهه ی سوم زندگی
    من خودم 24 سالمه و دچار بحران تصمیم گیری شدم
    سال گذشته با کلی تلاش و کوشش ارشد قبول شدم
    اما حالا میخوام کلا بیخیال قضیه بشم .
    جرات تصمیم گیری رو ندارم !
    کار . سربازی یا درس
    کلا دل سرد شدم . لطفا کمکم کنید خیلی ذهنم به هم ریخته
    ممنون

    [پاسخ]

  2. تازه اگه رفتنت براش مهم باشه ریش بلند کنه… این آدم احتمالا می دونه که شاید نفرینی پشت سرش باشه و ادامه میده
    مواظب خودت باش و برای خودت کاری کن که یه روزی اگه دیدت حسرت بخوره و براش دست نیافتنی باشی

    [پاسخ]

  3. سلام آقای دکتر عزیز
    من چندین ساله که با سایت شما آشنا هستم و خیلی چیزها از شما یاد گرفتم. البته به مقتضای مسافت دور(ساکن در یکی از شهرهای جنوب کشور) هیچ وقت نشده که از کلاس های شما به شکل حضوری بهره مند شوم. اماهمیشه با خوندن نوشته هاتون احساس آرامش می کنم و اکثر اوقات از آنها را یادداشت برداری می کنم که فراموششان نکنم. بابت صراحت کلامی که شما دارید واقعا از شما ممنونم. خیلی قاطعانه و بالغانه با کلامی ساده مفاهیم را منتقل می کنید.
    هفته گذشته ماجرایی برای من پیش آمد از همین جنس. یک آقایی که من سالها ایشون را می شناختم و از نظر من خیلی موجه و مذهبی با ایمان به نظر میرسید و البته خانواده من هم ایشان را به خوش نامی میشناسند و شخصی معروف هستند. هفته پیش ایشان به پیامک زندند که”اگه دوست داشته باشی کسی را ببینی چی کار می کنی” من هم باهاشون تماس گرفتم تا ببینم واقعا منظورشون چیه؟ گفت که دوست داره منو ببینه. روز بعدش چندتا پیام زیبا برام فرستاد و در جواب براش نوشتم که میام و شما را می بینم. وقتی رفتم مغازه این آقا و ازشان خواستم که چرا می خواد منو ببنینه به شکل کاملا فلسفی گفت: ” آخه وقتی یک سری گل قشنگ تو یه جایی باشه و دورش را حصار کشیدن و آدم نمی تونه بهشون دست بزنه حداقل می تونه از دیدنشون لذت ببره. دست ما کوتاه و خرما بر نخیل.”با وجود اینکه ایشان از من 15 سال بزگتر هستند(مردی 45 ساله) می گفتن اگه می تونستم تو را برای خودم می گرفتم. با شنیدن این حرفها واقعا گیج شده بودم. اصلا انتظار شنیدن این حرفها را از یک همچین اقایی نداشتم. وقتی به خونه آمدم باز هم پیام فرستاد که می خواد منو بیشتر ببینه.
    اینجا بود که صحبتهای شما دکتر گرامی به دردم خورد و در جواب بهشان پیام دادم:” با تمام احترام و ارادتی که به شما دارم مایل نیستم در این سن و موقیعیت، وقت شما و خودم را تلف کنم. در واقع علاقه ای به جدی شدن این رابطه ندارم.” بعد ایشان پیام عذرخواهی فرستادند. و تا الان ازشون خبری نیست. تصمیم گرفتم دیگه هرگز به مغازه این آقا نرم.
    از شما دکتر گرامی ممنونم چون بعد از دادن این جواب(که از پاسخ های شما به یکی از کاربران بود) به اون آقا احساس آرامش عجیبی می کنم و احساس می کنم از تو جهنم بیرون امدم.چون از شما یاد گرفتم که توی این سن و سال آدم وقت و احساس خودش را در یک همچین موقعیت هایی که از اول می دونه راه به بیراهه می رود بی خودی هدر نده. درسته که من تا به حال خواستگار جدی ای نداشته ام اما نباید به روابط این چنینی و به نظر بیمار تن هم تن بدم. امیدوارم با آموزه هایی که از شما آموخته ام بتوانم با توجه موقعیت خانوادگی و شغلی مناسبی که دارم خوب دیده شوم و خوب انتخاب کنم.
    باسپاس فراوان از شما
    نفستان گرم

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ آبان ۲۲ام, ۱۳۹۳ ۲:۴۵ ب.ظ:

    لطفا از سامانه استفاده کنید
    PORSESH.DOVTORSHIRI..COM

    [پاسخ]

  4. اقای دکتر یک مسئله ای ذهنم را خیلی درگیر کرده
    درمورد حجاب و نوع حجاب و فلسفه اش میشه توضیح بدید
    من مانتوییم و تیپم معمولیه اما همش میگن چادر حجاب برتره ومن خیلی عذاب وجدان دارم
    باکسی تو رابطه اشنایی هستم اونم چادر مهمه براش و تعصب داره و موهای من که بیرونه بهم میگه یک تارموی تو را نامحرم ببینه برابر پنج بارزناکردن دربرابرخونه خداست ومن احساس گناه میکنم میشه کمکم کنید

    [پاسخ]

    سوره پاسخ در تاريخ شهریور ۲۹ام, ۱۳۹۳ ۹:۵۹ ب.ظ:

    رویای عزیز راستش من اگه جای تو بودم از این رابطه بیرون میومدم

    [پاسخ]

    عسل پاسخ در تاريخ مهر ۱ام, ۱۳۹۳ ۳:۲۶ ب.ظ:

    نمیشه اینجوری قطعی بهش توصیه کنی که اگه جاش بودی میومدیبیرون …
    خوب اگه طرف فرد خوب و ایده الیه حرفش هم که غیر منطقی نیس رعایت حجاب خیلی خوبه و باعث استحکام رابطه میشه اگه مرد با ایمانی هست و مزایای دیگه هم داره بهتره رو حجاب تحقیق بیشتری کنی تا با رضایت کامل حجاب رو قبول کنی
    ا

    [پاسخ]

    سوره پاسخ در تاريخ مهر ۴ام, ۱۳۹۳ ۱۲:۲۰ ق.ظ:

    عسل عزیز حتماً نمیتونم با قطعیت در مورد دیگرون صحبت کنم ولی به خاطر عشق بخوام تو این رابطه قرار بگیرم باشه قرار میگیرم. به خاطر عشق هم (حالا من برعکس ایشون) حجاب چادرم رو تبدیل به مانتو و نه به قول ما چادریا سفت و محکم میکنم. بعد از مدتی با خودم غریبه م. بعد از مدتی خودم رو گم میکنم. من عاشق چادرم ولی دوست ندارم زنان کشورم از روی اجبار و علاقۀ دیگر چادر سرش کنه.
    راستی عسل عزیز مرد خوب نمیاد همچین نگاهی به حجاب زن داشته باشه و احساس گناه به اطرافیانش بده

    [پاسخ]

    زینب 1 پاسخ در تاريخ مهر ۴ام, ۱۳۹۳ ۳:۴۸ ب.ظ:

    برای قبول کردن فلسفه حجاب نیازی نیست ازدواج کنن میتونن از آیات قرآن یا از مجتهدین یا احکام و … استفاده کنن. بوی جوگیر شدن به مشام میرسه!

    [پاسخ]

    زینب 1 پاسخ در تاريخ مهر ۴ام, ۱۳۹۳ ۳:۴۶ ب.ظ:

    راستش منم اگه جای رویا بودم از این رابطه بیرون میومدم چون تجربه نشون میده اونایی که دینشون فقط واسه توئه نه واسه خودشون به درد زندگی که هیچ به درد دوستی هم نمی خورن. بعدم ایشون اون حدیث رو از کجا آورده دقیقا؟؟

    [پاسخ]

    حسن پاسخ در تاريخ مهر ۵ام, ۱۳۹۳ ۱۰:۵۳ ب.ظ:

    رویا خانم گرامی سلام
    میبینید که حجاب چقدر حرف داره و همه برای شما پاسخ گذاشتن. این یعنی حجاب چقدر برای مردها و زنان ارزش داره. اصولا چیز باارزش مخاطب فراوان تری هم داره.
    ببینید خواهر گلم برای هر مسئله ای سراغ صاحب نظر و اهل فنش باید رفت. اینجا احتمالش کم هست کسی درباره فلسفه اون هم فلسفه حجاب اطلاعات کافی برای علاقمندانش داشته باشه. اگه حقیقتا مایل به دانستن هستین جوینده یابنده است. برید حوزه علمیه از طلبه های سطح بالایی که دانش روانشناسی روز و یا فلسفه احکام رو خوندن بپرسین. حتی گاهی اونها هم کم میدونن یا دقیق اطلاع ندارن. جستجو کنین درباره فلسفه حجاب خصوصا نوشته های استاد مطهری و فیلسوفانی مثل علامه طباطبایی و مصباح رو بخونید. حقیقت هر رفتار مهم و باارزشی رو فیلسوف بهتر درک میکنه و جوابهای راضی کننده تری هم برای افراد دارن. مقاله ای درباره اهمیت حجاب دارم که هنوز چاپ نشده.(حسن فرامرزیان) مسئله پیچیده تر از این هست که کوتاه بشه راجع بهش اینجا چیزی نوشت. خواه ناخواه طولانی میشه. ضمنا تألیفات استاد گرانقدر دکتر احمد صبوری اردوبادی بسیار عالی هست. در این زمینه تا حد قابلی میتونه کمکتون کنه. موفق باشید.

    [پاسخ]

  5. سلام و سعادت
    به شدت با سخن آخر دکتر شیری موافقم..
    اولش سخته، به انتقام هم فکر میکنی، شاید نه بخاطر خودت و احساساتت بلکه بخاطر اون که از این کارا متوقفش کنی.. اما نمیشه چون در جواب بهت میگه: عهد کردم که دگر می نخورم ، بجز از امشب و فردا شب و شب های دگر!
    براش فقط دعا کن و بزرگ شو که ببخشی و بگذری که دنیا محل گذره…

    [پاسخ]

  6. به نظر سخت میاد این هجرت، اما من فکر میکنم اگه کسی دست از تلاش برای پیدا کردن خودش توی رابطه های اینطوری برداره و بجاش بیاد خودش رو به پیدا کنه، راحت تر میشه کارش. دنبال خودش ، درون خودش بگرده… نقاط تاریک وجودش که اونو سوق میدن به سمت تجربیات اینچنینی پیدا کنه، مشکلات شخصیتی ش رو حل کنه و به تدریج بکنه از اون رابطه بره بیرون…. و حتما اون بیرون اگه بخواد آدم مناسب تری براش خواهد بود

    [پاسخ]

  7. مثل همیشه زیبا نوشته اید. معمولا زیاد در طی نوشته هایتان روش دل بریدن از این رابطه های بی سرانجام رو به متخصر نوشته اید ،ولی کاش متنی مفصل در این باره بعدها بنویسید که مشکل حل نشدنی خیلی هاست. ممنون

    [پاسخ]

    فهیمه پاسخ در تاريخ شهریور ۲۷ام, ۱۳۹۳ ۱۱:۵۴ ب.ظ:

    خیلی موافقم

    [پاسخ]

  8. من هم خیلی چیزها رو از این سایت و دکتر شیری یاد گرفتم دورادور مدیون نوشته هاتون هستم آقای دکتر ولی نمیدونم با وجودی که درس های شما خیلی بهم کمک کرده تا تغییر کنم ولی پای عمل که میرسه میشم همون آدم قبلی همون مهرطلبی ها همون زیر پا گذاشتن غرور و شکسته عزت نفس و نمیدونم باید چه کارکنم که درست کنم خودم رو ؟

    [پاسخ]

  9. یه کلام تو هر رابطه ای که هستی فقط با خودت رو راست باش و خودتو گول نزن،و مهمتر از همه اینه که ارزش خودتو بدون و به هیچکس اجازه توهین به شخصیت و غرورتو نده،عمل کردن به این حرفا که شاید گفتنش سادست مشکله اما ناجیه آدمه،من حدود یک هفتست که از یه دوستی نه ماهه اونم به خواست خودم خارج شدم البته از نوع ممنوعه نبود،هر دو مجرد،الهی شکر مشکل خاصی پیدا نکردم و همشو مدیون آموزشای خوب آقای دکتر میدونم،خشممو از اینکه خیلی جاها به طرف مقابل اجازه ناراحت کردن و شکستن غرورمو دادم به شعور تبدیل کردم،همه چی رو گردن طرف مقابل ننداختم،اشتباهاتمو دارم پیدا میکنم و مسوولیتشونو خودم به گردن گرفتم و نکات مثبتی که این رابطه داشت رو شاکرم،وحتی لحظه آخر بابت چیزای خوبی که ازش یاد گرفتم تشکر کردم،نه آهی نه نفرینی،خیلیشو مدیونه شما آقای دکتر هستم،واقعا ممنونم

    [پاسخ]

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.