تجربه نوشتاری فیلم MY LIFE

image_pdfimage_print

michael-keaton-my-life-movie-photo_3375863520b23428426f1b957485e172ضیا شیخ الاسلامی نوشت برامون:

روز چهارشنبه که به تماشای فیلم My life اومده بودم، یادداشتی از دیالوگهای متناسب با حال و هوای خودم برداشتم. نیازی به تعریف از فیلم نیست؛ چرا که دیالوگهای ماندگار این فیلم گواه بهتری بر این موضوع هستند!

 

(باب : Bob، گِیل: Gail)

 

* (باب در حین ضبط فیلم برای فرزندش) … مسئله این نیست که من می‌میرم، مسئله اینه‌ که تو داری به دنیا میای!

 

* (باب خطاب به همسرش گِیل) … درسته که سرطان دارم، اما هنوز عقلم رو از دست ندادم!

———————————-

* (باب وقتی که حرف‌های ناامید کننده‌ی دکترش رو می‌شنوه) … تو فکر کردی که کی هستی؟ فکر کردی می‌تونی امید رو از من بگیری؟ امید تنها چیزی هست که من دارم! امید تنها چیزی هست که من دارم!

micheal-keaton-nicole-kidman-my-life-movie-photo_a30b4d2ab059bd09f8095b5dc4b8b571

* باب : می‌تونی معجزه کنی؟

شفا‌دهنده : معجزه؟! به معجزه اعتقاد داری؟

باب: اگه اثر کنه اعتقاد دارم!

——————————————————

* گِیل خطاب به باب : چرا قلبت رو به روی دوربین باز می‌کنی، اما به روی زنت نه؟ سکوت از تو محافظت نمی‌کنه! …. چیزی رو که احساس می‌کنی با من شریک شو، من فقط همین رو می‌خوام!

——————————————————-

* برادر باب: با تمامی نفرتی که نسبت به پدر داری، به نظرم خودت هم داری شبیه اون میشی!

——————————————————

* باب خطاب به پسر کوچکش، برایان : مرگ راه بسیار سختی هست برای یادگرفتن زندگی!

مشابه این دیالوگ رو در فیلم سه‌شنبه‌ها با موری به یاد دارم؛ اونجایی که موری میگه: اگه خودت رو برای مردن آماده کنی، زندگی کردن رو یاد می‌گیری!

 

* گِیل خطاب به باب (وقتی که باب بسیار ضعیف شده و در بستر بیماری هست) : ازت ممنونم که توی زندگیم هستی!

البته این دیالوگ رو باید تصویری شنید!

9 دیدگاه در “تجربه نوشتاری فیلم MY LIFE

  1. همیشه موج نهم تنهایی؛ قوی ترین موج، همان که از دورترین نقطه می‌آید، از دورترین جای دریا، همان است که تو را سرنگون می‌کند و از سرت می‌گذرد و تو را به اعماق می‌کشاند، و سپس ناگهان رهایت می‌کند، همان قدر که فرصت کنی تا به سطح آب بیایی، دست‌هایت را بالا ببری، بازوهایت را بگشایی و بکوشی تا به نخستین پر کاه بچسبی… تنها وسوسه‌ای که کسی هرگز نتوانسته است بر آن غالب کند: “وسوسه‌ی امید” …!

    [پاسخ]

  2. خیلی غصه دار بود. من همیشه فک میکنم اگرتو زندگی یه هو همسرم سرطان بگیره یا یه اتفاقی بیفته که زود از دستش بدم بعدش چه جوری میشه زندگی کرد؟ این فکر رو قبل ازدواج هم داشتم. همیشه این نگرانی رو داشتم که تو اوج خوشبختی کاخ ارزوهات یه هو خراب بشه. من الان با اینکه دورم از همسرم ولی خیلی احساس خوبی دارم چون فعلا همه چی گل و بلبله ودعواهای زیر یه سقف هنوز شروع نشده، ولی همین احساس خوبم رو با تخیل در مورد آینده خرابش می کنم! همه اش

    [پاسخ]

  3. wooooooooooow
    این جمله فوق العاده زیبا و پر مفهمومه : ” هرگاه خودت را برای مردن آماده کنی ، زندگی کردن را یاد میگیری . . .”
    ازتون ممنونیم آقای دکتر

    [پاسخ]

  4. سلام استاد عزیز
    جناب دکتر روز پزشک رو خدمتتون تبریک می گم
    شرمنده هستم بابت تاخیر در عرض احترام
    خیلی دوست دارم که در اولین فرصت حضوری هم روزتون و هم پدر شدنتونو حضوری خدمتتون تبریک بگم.
    امیدوارم همراه همسر عزیزتون و رسا جون، لحظات قشنگی رو داشته باشید.

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ شهریور ۸ام, ۱۳۹۳ ۸:۳۶ ب.ظ:

    کلی ممنونم خانم دکتر

    [پاسخ]

  5. برادر باب: با تمامی نفرتی که نسبت به پدر داری، به نظرم خودت هم داری شبیه اون میشی!
    به نظرم این دیالوگ مصداق زیاد داره تو ایران! البته منظورم رابطه پدر پسری نیست. جامعه ما داره خطرناک میشه…

    [پاسخ]

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.