توقع از خانواده همسر- آنچه پدر و مادرتان به شما نگفتند

image_pdfimage_print

من حدود ۸ماه عروسی کردم و ۳سال با شوهرم قبل ازدواج دوست بودم و توی اون دوران برام هرکاری میکرد و میگفت من مهمترین فرد زندگیشم و به همه میفهمونه که من چه جایگاهی توی زندگیش دارم ولی وقتی به رسمی شدن رسیدیم جوری رفتار کرد که انگار ازدواجمون سنتی بوده و به خاطر اینکه خانوادش حسادت نکنن با من کاملا عادی رفتار کرد الان خانوادش خیلی منو دست کم میگیرن واسم ارزش قایل نیستن جوری رفتار میکنن انگار من نقشی توی زندگی پسرشون ندارم. دارم عذاب میکشم من چکار کنم؟ ممنون میشم اگه مرحمت کنید و جواب بدین

———————————————————–

سال اول ازدواج قطعا سخت ترین سالش است زیرا بیشترین عدم تطابق در همین سال رخ میدهد و راستش زیاد ربطی نداره به دوران دوستی قبل از ازدواج چون جنس رابطه عوض میشود و توقع از خانواده همسر به تدریج مبدل به مصیبت میشود

اولا هیجانات جنسی سهم کمتری دارن در پیشبرد رابطه ثانیا  اتفاقاتی می افتد که اصلا قبلا پیش نیومده بوده مثل نزدیکی دو نفر و مجاورتهای خانواده های دو نفر

دوم ، هیچ نتیجه گیری کلی در باره خودتون ، همسرتون و زندگی تون الان نکنید نه خوشبختی نه بدبختی زیرا پروسه طولانی تری در پیش است و بعد ۳-۴ سال است که میشه درباره اینده رابطه بهتر پیش بینی کرد

سوم ، به خودتون زمان  بدهید که سازگاری را تمرین کنید و وقت زیادی میبرد تا بتونید به سازگاری لایه دوم یعنی خانواده همسر برسید . توجه پسر به خانواده اش و شما به خانواده تون طبیعی است و نگرانی ندارد

چهارم ، کتاب مهارتهای گفتگوی همسران و مهارتهای حل تعارض بین همسران  نوشته زهره شیری ، از سایت سازمان بهزیستی کل کشور براتون قابل داون لود است.

 

41 دیدگاه در “توقع از خانواده همسر- آنچه پدر و مادرتان به شما نگفتند

  1. حدود یک ماه با پسری که سه سال بزرگتر از منه به صورت اینترنتی در تماس بودم بعد از چند بار ملاقات حضوری بهم ابراز علاقه کرد و باید بگم از نظر اخلاقی و شخصیتی خیلی موجه هست فقط مشکل تفاوت فرهنگی خونواده های ماست.پدر و مادر من متعصب و مذهبی هستن و پدر مادر اون از لحاظ مذهبی هیچ اعتقادی ندارن ولی خیلی محترم هستن با توجه به اینکه ایشون قصدشون ازدواج هم هست میشه با این تفاوتها کنار اومد؟ما از نظر اعتقادی شبیه هم هستیم.

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ آبان ۱۳ام, ۱۳۹۳ ۱۱:۵۱ ق.ظ:

    سمانه گرامی
    2 ماهی هست سوالات را در سامانه پرسش و پاسخ سایت پاسخ میدهیم که خیلی از سوال و جوابهای مشابه را نیز میتونید بخونید
    porsesh.doctorshiri.com

    [پاسخ]

  2. درود بر همه
    باز خوبه یک ذره شهامت داشته اینجوری تمومش کرده، مورد سراغ دارم که آقایی دو سال با خانمی درارتباط بوده،دیدار و گفتگو و شناخت به منظور ازدواج و……توی همین مدت که خانم اول زنگ تفریح بوده آقا با خانم دوم ازطریق خانواده آشنا شده و نامزد یا ازدواج میکنه،اما همچنان با خانم اولی رابطه رو حفظ میکنه بی آنکه واقعیت را بیان کند و قول و قرار خواستگاری و ازدواج میذاره اما حوادثی روی میدهد و مکر آقا برای هر دو خانم رو میشه،اما این آقا در برابر خانم اول همچنان اصرار دارد که مجرد است و ازدواج نکرده یا نامزد هم ندارد و به کل منکر وجود نامزد یا همسرش هست و جالبتر اینکه در شناسنامه موجود در سایت سازمان ثبت احوال هم آقا مجرد تشریف دارند اما بنا به گفته دوستان و اقوام و بستگان بسیار نزدیک ازدواج کرده اند ،خانم اول که رها شد دنبال خطاهای خودش گشت که چرا توی چنین رابطه بدی گیر کرده بوده. خانم دوم هم یا همچنان با فریبهای آقا درگیره ابهاماتش هست یا بالاخره راه رهایی خودش رو پیدا میکنه.اما به شخصیت این بشر چی میگین؟
    شما هم باید خودت رو رها کنی و بعد ببینی چرا جایی بودی که شایسته وجود نازنینت نبوده؟

    [پاسخ]

  3. مرسی آقای دکتر.بسیار بسیار روشنگر بود و به من کمک کرد.تا حالا فک میکردم
    انتخابم برا ازدواج درست نبوده و نرمال نیس تجارب سال اول زندگی ام

    [پاسخ]

  4. با عرض سلام به دکتر عزیز من حدود دو هفته است با یه اقایی که 5 سال ازمن بزرگتره اشنا شدم ایشون روز اول ملاقات به طرز لباس پوشیدن ایارد گرفتن در صورتی که قرار معمولی و دوستانه بود من بهشون گفتن که سخت نگیرن و با خنده رویی رفعش کردم اما طی این دوهفته ایشون خیلی عاشق و شیدا شدن و میخان ازدواج کنن بهم میگن رابطم با دوست پسر قبلیم چطور بوده ایا نزدیک شدیم یا کوه نرم یا به حرفام بعد از ازدواج گوش کن یا اینکه میای خونمون مامانم ببینتت و در جواب تمام این حرفا بهش گوشزد میکنم که من عاشقش نیستم راستش محل زندگی و ضغل این اقا هم مورد تایید من نیست البته خودش خونه خریده در یه محل بهتر و اینکه میگه میخاد شغلشو عوض کنه اما من با وجود همه اینا پر از تنش و ترس هستم نمیدونم چطور بهش بفهمونم که ما واقعن به درد هم نمیخوریم و سطح توقعات ما با هم فرق داره میشه راهنماییم کنید که چطور بهش بگم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ مرداد ۳۰ام, ۱۳۹۳ ۱۲:۱۷ ب.ظ:

    فاصله بگیرید خودش میفهمه و احتمالا بخشهای پنهان ترش را نیز میبینید

    [پاسخ]

    زیبا پاسخ در تاريخ مرداد ۳۰ام, ۱۳۹۳ ۲:۳۱ ب.ظ:

    اینکارو کردم اما همش ازم میپرسه دوستم داری منم جواب میدم فرصت بده یا زوده راستش نمیتونم رک بهش بگم نه

    [پاسخ]

    زینب 1 پاسخ در تاريخ مرداد ۳۰ام, ۱۳۹۳ ۱۰:۵۶ ب.ظ:

    به نظرم هرچه زودتر بهش بگید و رابطه رو قطع کنید چون هرچه طولانی تر بشه عذاب وجدان می گیرید و براتون سخت تر میشه رد کردنش.

    [پاسخ]

    ش پاسخ در تاريخ شهریور ۲ام, ۱۳۹۳ ۱:۰۹ ب.ظ:

    صبوری، گذشت، لجبازی نکردن، رفتار بالغانه.

    [پاسخ]

  5. من هم به این حرفهای قدیمی که می گن اولش شیرینه و خوبه و… اعتقادی ندارم. به نظرم این شیرینی فقط برای زمانی معنی می ده که ازدواج رو فقط با نگاه جنسی نگاه کنی و قبلش خیلی کمبودش رو احساس کرده باشی!
    اتفاقا سال اول و حتی برای ما تا سال دوم ازدواج، بدترین و سخت ترین سالهای زندگیمون بود. دو تا خانواده کاملا متفاوت، فرهنگ های متفاوت، حتی روش شوخی کردن متفاوت…. من که مدتها طول کشید تا بتونم احساس مادرشوهر و خواهرشوهر رو درک کنم. نوع شوخی ها و تفریحاتشون برام معنی دار بشه و …
    اما حالا زندگی آروم تر شده و به نظرم این درگیری های سال های اول اتفاقا بد هم نبود و کمک کرد به تفاهم سالهای بعد.

    [پاسخ]

  6. “سال اول ازدواج قطعا سخت ترین سالش است زیرا بیشترین عدم تطابق در همین سال رخ میدهد”
    این جمله رو باید با طلا نوشت ..متاسفانه من همیشه فکر میکردم سال اول ازدواج باید بهترین سال باشه! چون همیشه از بیرون زندگی دیگران رو دیده بوم. کاش این مطلب رو قیل ازدواجم خونده بودم……

    [پاسخ]

  7. سلام
    دکتر بی زحمت لینکی که میشه این دو کتاب رو دانلود کرد رو بذارید، من خیلی گشتم اما پیداش نکردم، ممنون و سپاسگذارم

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ مرداد ۲۹ام, ۱۳۹۳ ۳:۴۵ ب.ظ:

    روی همین متنی که ما نوشته ایم کلیک کنید

    [پاسخ]

    دنیا. ا پاسخ در تاريخ شهریور ۱ام, ۱۳۹۳ ۹:۳۱ ق.ظ:

    با سلام. جفتش به مهارت گفتگو لینک شده. مهارت حل تعارض کتاب جدایی نیست؟؟ متشکر

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ شهریور ۵ام, ۱۳۹۳ ۷:۳۳ ق.ظ:

    چرا جداست….از لینک بهزیستی میتویند بقیه اش را بردارید

    [پاسخ]

  8. سلام آقای دکترعزیز

    اولا ممنون از پاسختون به سوالم

    در مورد این مطلب هم باید بگم با فایل صوتی بشدت موافقم و خواهش میکنم این بخش رو حتما با فواصل کم داشته باشید. من عاشق برنامه هاتون تو رادیو جوان بودم. واقعا بی نظیر بودن و نمی دونید چقدر ناراحت شدم از اینکه دیگه برنامه رادیویی ندارید.

    [پاسخ]

  9. سلام دکتر شیری عزیز و گرامی
    آقای دکتر به نظرتون منی که در حدود ۳ ماه با یه دختری بودم و بعد از رابطه بیرون اومدم، هنوز شانس ترمیم رابطه رو برای چندین سال آینده دارم؟ (یعنی مثلا ۵ سال دیگه باهاش ارتباط برقرار کنم)
    (در ضمن بنده ۲۳ سالمه)

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ مرداد ۲۹ام, ۱۳۹۳ ۱۲:۵۵ ق.ظ:

    بعید میدونم

    [پاسخ]

  10. امان از ساااااااااااااال اول!! خیلی بده !

    [پاسخ]

    مینا پاسخ در تاريخ مرداد ۲۹ام, ۱۳۹۳ ۱:۵۴ ب.ظ:

    چرا امان؟؟؟؟؟ چرا خیلی بده؟

    [پاسخ]

    ش پاسخ در تاريخ مرداد ۲۹ام, ۱۳۹۳ ۶:۵۴ ب.ظ:

    سال اول ازدواج رو گفتم خب!
    میری تو یه دنیایی که حس میکنی هیچکی درکت نمیکنه …..سال اول ازدواج خیلی سخته.. از خیلیها شنیدم و خودم بدترین تجربه ها رو داشتم مینا !خیلی آدم باید با احتیاط رفتار کنه تو سال اول…به قول مادر نازنینم گذشت تو سال اول خیلی مهمه…

    [پاسخ]

    مینا پاسخ در تاريخ شهریور ۲ام, ۱۳۹۳ ۱۱:۵۱ ق.ظ:

    ش جان چه پیشنهادی داری بدی برلی سال اول که بعده ها آدم یادش که میفته بگه بهترین کارو کردم

    [پاسخ]

    ش پاسخ در تاريخ شهریور ۲ام, ۱۳۹۳ ۱:۴۲ ب.ظ:

    من به این کامت جواب دادم اما در جواب یکی از کامنتهای بالا درج شده!
    آناهیتا جان به نظرم صبوری، گذشت، لجبازی نکردن، رفتار بالغانه مانع خیلی از مشکلات میشه!

    [پاسخ]

  11. سلام. خوبه وقتی وارد زندگی مشترک میشیم، بپذیریم که نقش ما همسری ست و قرار نیست جای مادر ، پدر، خواهر، برادر و دوستان طرف را پر کنیم و اون نقش ها رو هم بپذیریم .هر کس جای خودشو داره .پس بهتره به دیگران اجازه بدیم در جایگاه خودشون باشن و خودمون نیز در جای خودمون باشیم. در غیر این صورت فضای رقابتی کاذبی ایجاد میشه که به اول خودمون وبعد به همسرمون و همینطور خانواده های هر دو طرف آسیب می زنه.

    [پاسخ]

  12. راستش میدونم کمترین کار اینه که خومو سر گرم کار ی کنم تا یادم بره اما حال و حوصله هیچ چیز و هیچکسی و ندارم حتی زمانی که میرم بیرون کلاس دارم همون زمانم تو فکرشم و میگم حقم این نبود دیگه اصا دوست ندارم ادامه تحصیلمم اونقدرا جدی مثه اون زمان که بود ادامه بدم حتی خندمم نمیاد خیلی خیلی شرایطم بده دیروز موقع خدا حافظی گفت دوستت دارم خیلی و من گفتم ممنون ولی بدرد نمیخوره دیگه پس نداشته باش و قلبتو خالی کن عذاب وجدان داشت ولی با این وجود بازم رفت گفت ببخشید منو و ازم راضی باش و حلالم کن اما رفت و برام هیچ ارزشی قائل نبود خیلی این وضیعت و این اتفاق برام سنگینه

    [پاسخ]

    وحیده پاسخ در تاريخ مرداد ۲۸ام, ۱۳۹۳ ۹:۴۴ ب.ظ:

    سلام آخه شما گفتید هنوز طرفو ندیدید؟ چطور رابطه ای است که دو سال گذشته و هنوز ملاقاتی نبوده؟ اصلا اگر از اول برات ارزش قایل بود می اومد برای دیدنت. مگه خارج بود که سخت باشه. برای همین میگن روابط اینترنتی به درد نمی خوره و برای پر کردن تنهایی هست. اصلا از کجا معلوم حرفهایی که زده درست بوده؟ هر آقایی برای شروع رابطه میگه قصد ازدواج دارم ولی باید آدمها رو امتحان کرد اینم میشه یک تجربه که نگذاری به بازی بگیرنت.

    [پاسخ]

    19elahe پاسخ در تاريخ مرداد ۳۰ام, ۱۳۹۳ ۵:۳۵ ب.ظ:

    سلام ممنونم از اینکه جواب دادی ما تو این دو ساله خیلی با هم صمیمی بودیم اصا انتظار نداشتم اینجور و به این سر عت ترکم کنه من تو بدترین شرایطش همراهش بودم واقعا توقع نداشتم الانم می دونی یجوریم باورم نشده گذاشته رفته منتظرم بر گرده یجوریم ،کاری از دستم بر نمیاد که برای بهتر شدنه حالم انجام بده با اینکه بدی کرده بهم ههنوز دوستش دارم نمیدونم چطور فراموشش کنم

    [پاسخ]

    وحیده پاسخ در تاريخ مرداد ۳۰ام, ۱۳۹۳ ۱۱:۵۸ ب.ظ:

    سلام عزیزم زمان می بره. همه ما این نوع عشقها رو هم تجربه کرده ایم. ولی اشتباه از طرف شما بود که دو سال ادامه دادی بدون اینکه ملاقاتی از طرف ایشان باشد.فراموش که نخواهی کرد ولی می توانی با موضوع کنار بیای. زمان لازم است. تخلیه کن گریه و یا نوشتن و پاره کردن و یا کمک
    رفتن از مشاورین خوب است. همه دخترها احساساتی هستند ولی آقایان با صحبت و چت وابسته نمی شوند. آنها تا کسی را ندیده اند نمی توانند دل ببندند.

    [پاسخ]

    آناهیتا پاسخ در تاريخ مرداد ۳۱ام, ۱۳۹۳ ۴:۰۱ ب.ظ:

    وحیده جان مرسی که باحوصله جواب دادی! البته من صورت سوال الهه رو ندیدم!اماباتوجه به این دو کامنت بهت میگم به خودت زمان بده کمی تنهاباش و فکرکن به مرورزمان میفهمی که چقدراشتباه میکردی یه جورایی قدرخودتونمیدونستی و دیگه هم اشتباه نمیکنی شایداین شکست برات لازم بوده تاحواستوجمع کنی ودست ازسادگی برداری…ببین الهه جان منم قبلاشرایط توروداشتم یکسال دوستی مجازی که یکسال ازش گذشته ماهنوزفرهنگ دوستی حضوری رو نداریم چه برسه به دوستی مجازی…شایدپسرافکرمیکنن دوستی مجازی تعهدکمتری داره…شایدبفهمن اونیکه پشت کامپیوتره تلفنه دل داره آدمه نیاز داره…این توبودی که خودت روازحق طبیعیت که یه دوستی حضوری بود محروم کردی…حالاباکمبودهای پسراصلاکاری ندارم…امادیگه واردیه همچین رابطه اشتباهی نمیشی و قدر خودت رو میفهمی…

    [پاسخ]

    19elahe پاسخ در تاريخ شهریور ۱ام, ۱۳۹۳ ۷:۳۳ ق.ظ:

    سلام عزیزانم ممنونم از اینکه جوابمو دادین بخدا خیلی خوشحال شدم من درسته چت بود رابطه ام ولی عشقم خالص بود خداوند هم کمک کرد خیلی زود تر از اون چیزیکه فکرشو میکردم بهم کمک کرد خب قسمت نبود ما با هم باشیم براش ارزوش موفقیت و خوشبختی می کنم و باید زندگیمو بسازم اگه الان میگفتم ازش متنفرم اسمشو نمیشد گذاشت عشق چون توش توقع بود و واقعا کسی که کسیو دوست داره بی توقع دوست داره که موقع رفتنشم میتونه حفظش کنه تو قلبش خدا رو شکر حتما در این جدایی صلاحی برای هر دوی ما بوده شاید اگه با هم میبودیم عشق ما به نفرت تبدیل میشد من فقط به کمی تنهائی نیاز داشتم که جمع و جور کنم خودمو همین دلم براش تنگ میشه نمیگم نمیشه ولی باید کنار بیام چون اون دیگه مجرد نیست و به کسی تعهد داره برای اینکه زندگیش خراب نشه من باید تحمل کنم

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ شهریور ۱ام, ۱۳۹۳ ۸:۰۹ ق.ظ:

    نمیدونم الهه ولی من خشمی قایم شده زیر این نوع ادبیات میبینم

    یکتا پاسخ در تاريخ شهریور ۱ام, ۱۳۹۳ ۱:۴۰ ب.ظ:

    درود بر همه
    الهه عزیز باز خوبه یک ذره شهامت داشته اینجوری تمومش کرده، مورد سراغ دارم که آقایی دو سال با خانمی درارتباط بوده،دیدار و گفتگو و شناخت به منظور ازدواج و……توی همین مدت که خانم اول زنگ تفریح بوده آقا با خانم دوم ازطریق خانواده آشنا شده و نامزد یا ازدواج میکنه،اما همچنان با خانم اولی رابطه رو حفظ میکنه بی آنکه واقعیت را بیان کند و قول و قرار خواستگاری و ازدواج میذاره اما حوادثی روی میدهد و مکر آقا برای هر دو خانم رو میشه،اما این آقا در برابر خانم اول همچنان اصرار دارد که مجرد است و ازدواج نکرده یا نامزد هم ندارد و به کل منکر وجود نامزد یا همسرش هست و جالبتر اینکه در شناسنامه موجود در سایت سازمان ثبت احوال هم آقا مجرد تشریف دارند اما بنا به گفته دوستان و اقوام و بستگان بسیار نزدیک ازدواج کرده اند ،خانم اول که رها شد دنبال خطاهای خودش گشت که چرا توی چنین رابطه بدی گیر کرده بوده. خانم دوم هم یا همچنان با فریبهای آقا درگیره ابهاماتش هست یا بالاخره راه رهایی خودش رو پیدا میکنه.اما به شخصیت این بشر چی میگین؟
    شما هم باید خودت رو رها کنی و بعد ببینی چرا جایی بودی که شایسته وجود نازنینت نبوده؟

    [پاسخ]

  13. سلام یک دنیا تشکر از اینکه جوابمو دادین
    ما رابطمون چت بود ولی بعد شماره تلفن همو داشتیم و خیلی هم با هم حرف میزدیم راستش هفته دیگه قراره عقد کنه و رابطمون دیروز تموم شد خیلی ناراحتم دیشب خوابم نبرد حقم نبود دو سال از زندگیمو به پاش گذاشتم کنکورم حروم شد دو بار کنکور دادم بهترین روزای زندگیم صرف ناراحتیاش و راحت دیروز گفت دارم میرم دیشب خوابم نبرد از ناراحتی شرایط روحیه فوق العاده بدی دارم نمیدونم باید چیکار کنم و چطور این مسئله رو هضم کنم خواهش میکنم کمک کنید که چطور به زندگی عادی بر گردم

    [پاسخ]

    ساناز پاسخ در تاريخ مرداد ۲۹ام, ۱۳۹۳ ۱:۵۶ ب.ظ:

    ناراحت بودن طبیعیه ولی زود میگذره. بعد یه مدت وقتی به عقب بر می گردی هم اشتباهات خودت رو متوجه میشی و سعی میکنی دیگه تکرارشون نکنی و هم گاهی حس می کنی بهتر که رفت….. اونوقت سعی می کنی رابطه خودت رو جوری بسازی که باعث شادی تو بشه نه باعث ناراحتیت. من که کلا به این نتیجه رسیدم هیچ چیز تو دنیا ارزش ناراحت شدن و تلف کردن لحظات زندگی آدم رو نداره…..

    [پاسخ]

    وحیده پاسخ در تاريخ مرداد ۲۹ام, ۱۳۹۳ ۶:۴۸ ب.ظ:

    سلام آخه عزیزم مگه میشه با تلفن دو سال ارتباط داشت و هنوز همدیگرو ندیدین؟ اصلا شاید قضیه بیماری و عقدش هم بهونه بوده که تو ازش دل بکنی. آقای دکتر هم گفتن ارتباط اینترنتی بلافاصله باید به حضوری و واقعی تبدیل بشه واگرنه وابستگی میاره. بدون اینکه شناخت داشته باشی. نمی دانم چرا ماها ارتباط بلد نیستیم؟ دوسال از عمرتو برای کسی گذاشتی که اصلا معلوم نیست کی بود. باید فقط به عنوان تفریح بهش نگاه می کردی. اون بنده خدا تقصیری نداشت چون داشت برای خودش تفریحش رو می کرد. این تو بودی که خودتو بازی دادی. اصلا ارتباط از راه دور فقط از بعد هیجانی برای آدم مهمه. حداقل با کسی مشورت می کردی. حالا دیگه اینم تجربه برات بود. برو خودت را بساز تا از سر تنهایی در این رابطه ها گیر نکنی.

    [پاسخ]

  14. با سلام و خسته نباشید
    من و یکی از همکارانم در دانشگاه هر دو تدریس می کنیم مدتی با هم آشنا شدیم و حدود یک ماه تلفنی و در این مدت دو بار حضوری با هم در ارتباط بودیم . این اواخر احساس کردم کمی سرد شده به همین خاطر من ارتباطم رو قطع کردم دیگه با ایشون تماس نگرفتم ایشون هم هیچ تماسی نگرفتند حدود یک هفته است . حالا من باید چه کار کنم پیگیر حالشون بشم یا نه اصلا تماسی نگیرم.لطفا راهنمایی بفرمایید.

    [پاسخ]

    آذربانو پاسخ در تاريخ مرداد ۲۹ام, ۱۳۹۳ ۱۰:۰۶ ق.ظ:

    سلام خواهش میکنم.
    ب نظر بنده کار بالغانه ای کردید به حستون احترام گذاشتید. اگه حس شما اشتباه بود تو این یک هفته با تماسی از طرف ایشون ثابت میشد. حالا که تصمیم درست گرفتید دیگه پیگیر نشید فک نکنه چه خبره حالا.همین رویه را ادامه دهید اگه اون زد ک زد وگرنه که هیچی. یه کار دیگم میشه کرد یه اسمس براش بفرستی بعد بفرستی اخ ببخشید اشتبا زدم.ببینی عکس العملش چیه. این کار شیوه ی نوجوانان بی توانگره.محض مزاح گفتم.

    [پاسخ]

    nadia پاسخ در تاريخ مرداد ۲۹ام, ۱۳۹۳ ۷:۲۲ ب.ظ:

    اقای دکتر قسمت اخر جوابتون عالی بود

    [پاسخ]

    غزل پاسخ در تاريخ مرداد ۳۰ام, ۱۳۹۳ ۵:۱۶ ب.ظ:

    نادیا جان منظورتون قسمت آخر جواب آذر بانو بود ؟

    [پاسخ]

    آذربانو پاسخ در تاريخ مرداد ۳۰ام, ۱۳۹۳ ۸:۱۱ ب.ظ:

    نادیا جان یا با من شوخی کرده یا واقعا رو اسم دقت نکرده و تا اعتراف نکرده ما هیچی نمیتونیم بگیم.از اونجایی ک من هی ی چیزایی میگم الانم ی چیزایی میگم بهرحال. اگه واقعا اشتباه گرفته این نشان از کلام والای من داره و من در حد یک دکتراشتباه گرفته شدم لذا من رفتم ک رفتم کجا؟ تو تیم روانشناسان زبده ک ب پاسخ سوالات مردمی مبادرت ورزم.
    ولی من فکر میکنم آذربانو رو دیده اشتباه چاپیه اقاست بجای خانوم دکتر!

    [پاسخ]

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.