سفر زندگی ، جلسه متن خوانی کتاب بیداری قهرمان درون

image_pdfimage_print

از کلیه دانشجویان کلاس سفر زندگی ۹۳ و سفر قهرمانی سالهای قبل دعوت میکنیم برای جلسه متن خوانی کتب جدید و تماشا و تحلیل فیلم  مرتبط به خانه توانگی تشریف بیاورند

نام فیلم  : CITY OF ANGELS- بازی نیکلاس کیج و مگ رایان

نام کتاب : بیداری قهرمانی درون- کارول پیرسون- ترجمه فرناز فرود- نشر کلک آزادگان

photo-1

سه شنبه ساعت ۱۷:۳۰

برای حضور کافیست اسامی خود را امروز به خانه توانگری اعلام کنید  ۸۸۸۴۷۵۹۳

اگر مناسب میدانید کسی را به همراه داشته باشید ، با افتخاز میزبان او خواهیم بود

CITY OF angels

Maggie Rice: I’m not afraid. When they ask me what I liked the best, I’ll tell them, it was you. – See more at: http://www.okmoviequotes.com/all-great-quotes-from-movie-city-of-angels.html#sthash.zD2iU1zf.dpuf

18 دیدگاه در “سفر زندگی ، جلسه متن خوانی کتاب بیداری قهرمان درون

  1. دست نوشته من از این جلسه
    سفر به مانند داستانی است که شاهزاده ای را می ربایند؛ و آن وقت شوالیه ای در پی آن می رود تا او را بازگرداند.
    از اقلیم باید بیرون رفت؛ اقلیم استعاره ای است از فضای امن و آنچه که خود را به آن محصور کردیم و به آن عادت داریم.
    و این اولین قدم هست برای رسیدن به گنج/شاهزاده/….

    قهرمان کسی است که روح زندگی/شادمانی/جانش را به سرقت برده اند و برای طلب آن و کسب آن به سفر و جنگ می رود.

    در مرحله ی اول از پروسه ی سفر؛ اول می فهمیم که یک چیزی سر جاش نیست! یه چیزیمون هست؛
    بعد انگاری که می رویم پشت در بهشتی که از خارج شده ایم؛ و سوگواری می کنیم.
    مدل های مشهور سفر در [معرفت] غرب؛ خروج از وطن است
    و در معرفت شرق؛ به درون خود رفتن است.

    مراقبت کردن از جان الزاما شما را دکتر خوبی نمی کند؛ اما حال شما را چرا!
    مراقبت از جان بر هر کسی فرق دارد؛ مراقبت از جان کلیشه ندارد؛

    خیلی ها هستند که روانشون درسته؛ سالمه؛ اما روحشون خراب؛ حالشان خراب؛ مثل کی؟ مثل پسرِ خوبِ بابا که حالا شده دکترِ بابا؛ طرف رفته egoی باباشو زندگی کرده؛ و با پیام های والدیش به این جایگاه رسیده.!
    کسی که با پیام های والدیش صرفا و بدون بخش بالغش موفقتی کسب می کند؛ این موفقیت ها به او رشد روانی نمی دهد.

    در اثنی درس و متن خوانی؛ اشاره ای شد به اینکه؛ یک وحشت بدوی؛ در انسان هست؛ ترس از دست دادن!
    نکنه بمیرم! که چی؟ خب اینم یه روز تموم میشه؛ همیشگی که نیست؛ و از این دست حرفها عینیت این ترس از دست دادن هست؛

    حالا در مقابل یکی میاد میگه؛ اوکی! میدونم تموم میشه؛ میدونم میگذره؛ اما حالا را چرا درنیابم؟ چرا الان را لذت نبرم!
    [خیلی وقت ها فکر می کنیم این کار دل به نشاطی و مضر هست!]

    در حین سفر Ego وسعت پیدا می کنه؛

    +++++
    در حین کلاس بحثی پیش اومد که یک نکته داشت؛ اینکه
    جورچین: یعنی یک چیزی که بتونی هر مدلی خواستی بچینیش!
    پازل: یعنی چیزی که هر قطعه اش جای مشخصی دارد!
    +++++
    به صفحه ی 21 کتاب اشاره ای شد؛

    پا مرور 12 کهن الگو؛ می فهمیم که هر قهرمان در هر لحظه ای از سفر ؛ یکی از آن ها را دارد؛
    یک جا مخرب است؛ مخرب چیزهای اشتباه؛ یک جا ژاندارک می شود تحت تاثیر کهن الگوی دهنده!

    یک مثال عالی مطرح شد؛ اینکه برای فهم نحوه ی سوئیچ کردن بین کهن الگوها؛ می تونیم پروسه ی مریض شدن و نقاهت و درمان را مرور کنیم.

    اول مریض می شیم؛ باورمون نمیشه؛ میگیم چیزی نیست؛ بعد یواش یواش جدی میشه؛ و نگران می شیم؛ فکر می کنیم درست میشه؛ اما جدی تر که میشه؛ میریم دنبال درمان؛ ناراحت چیزهایی میشیم که از دست دادیم؛ امیدمون را از دست می دیم؛
    یواش یواش درمان جواب میده؛ و دوباره امید به دست میاد؛ و وقتی که خوب میشیم؛ نگرشمون تغییرهای میکنه
    [این بخش را مشخصا از حافظه ی خودم نوشتم؛ اما فکر می کنم اشاره ی خوبی باشد؛ اگر کسی کهن الگوی متناظر هر بخش را یادش هست؛ لطفا کامنت بگذاره]

    صفحه ی 35 جدول را نگاه کنیم؛
    همچنین کتاب نبوغ و جنون از انتشارات دوستان نیز در کلاس معرفی شد

    و جایتان خالی؛ که چقدر لذت بردیم از فیلم بســــــیار زیبای City Of angles و البته بماند که قلبی در حلقمان آمد از تدوین بسیار زیبای فیلم!

    استاد بابت این جلسه ی فوق العاده باز هم متشکرم

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ شهریور ۶ام, ۱۳۹۳ ۱۰:۱۰ ق.ظ:

    واقعا عالی بود آقا میثم
    جورچین و تدوین نیز جزو نکات معرفتی بحث بوداااا !!!

    [پاسخ]

  2. با سلام به دکتر شیری عزیز.جناب دکتر به شدت به کمکتون نیازمندم.یکی از دوستانم باخوردن 40قرص الپروزولام قصد خودکشی داشته که خوشبختانه به خواستش نرسیده اما2روزه ک به شدت معده دردوحالت تهوع داره و2روزه پلک روهم نذاشته.خانوادش هم تو خونه حبسش کردن.نمیدونم چطور میشه بهش کمک کرد؟؟؟!!!توروخدا جواب بدید…

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ مرداد ۳۰ام, ۱۳۹۳ ۲:۲۱ ق.ظ:

    بلافاصله روانپزشک ایشون را ببینه که تنظیم بشه

    [پاسخ]

  3. سلام. دکتر جان ببخشید میدونم اینجا جاش نیست ولی یک سوال کوجولو. دکتر با یک مادر شوهر حسود که واقعا تحمل دیئن رابظه عاشقانه عروس و پسرشو نداره و مخ پسرشو میزنه باید چکار کرد؟مدارا؟

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ مرداد ۲۹ام, ۱۳۹۳ ۱۲:۵۴ ق.ظ:

    باید رفت ازش پرسید چطوری یک زن و مادر نمونه بشوم؟؟؟
    سیاست حرفه ای البته…باید خیلی معصومانه اجرا بشه تا باور بشه که عروس رقیب مادر در محبت نیست همکار اوست

    [پاسخ]

    مژگان پاسخ در تاريخ مرداد ۲۹ام, ۱۳۹۳ ۲:۴۲ ق.ظ:

    چه سوال و جواب مختصر و مفیدی ، لذت بردم .

    [پاسخ]

  4. سلام دکتر جان دلم خیلی گرفته ازاینکه برای عشقم تلاش نکردم
    * کارشناسی روانشناسی دانشگاه خوب! مثلا دانشگاه تهران * اما باز هم بعد یه سال پشت کنکور بودن اهمال کاری و تنبلی…
    همیشه همینطور بود . زندگی و ارزوهامو دست کم میگرفتم
    حس میکنم زندگی ام به پوچی رسید
    میخوام بازم پشت کنکور بمونم چون ارزوم برام ارزش داره اما همه نوی دلمو خالی میکنن که خسته میشی جامیزنی…
    دو راه دارم پشت کنکوری یا خوندن یه رشته دیگه و برای کنکور کارشناسی ارشد روانشناسی!
    یه چیزی بم بگید جانم اروم شه از این حجم انبوه غصه . چه کنم؟

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ مرداد ۲۶ام, ۱۳۹۳ ۲:۲۸ ب.ظ:

    دانشگاه آزاد برید یا غیرانتفاعی

    [پاسخ]

  5. آقای دکتر من هروقت شروع میکنم به میل فرستادن برای شما و درخواست کمک، جواب سوالم خودش توی نامه ام نوشته میشه!! دیگه می بینم بهتره وقته شما رو نگیرم چون جوابه خودش داوطلبانه خودشو نشون میده!
    این چه وضعیه مسئولین رسیدگی کنن…

    [پاسخ]

  6. آقای دکتر من واستون ایمیل زدم و راهنمایی خواستم تو فیسبوکتون هم پیام گذاشتم نمیدونم دریافت کردیم یا نه (به فیسبوک زیاد وارد نیستم!) اگه ممکنه راهنمایی بفرمایید ممنون

    [پاسخ]

  7. سلام. من دیر این پیام رو دیدم و گویا دیر زنگ زدم کسی پاسخ نداد. خواستم بپرسم یه صندلی ایا جا مونده برای ما؟

    [پاسخ]

  8. سلام آقای دکتر ….با نامزدم که وقتی عصبانی میشه نمی دونه چیکار میکنه و یه خورده شکاکه و در برابر اینا از من صبوری میخواد چطوری رفتار کنم تابهش کمک کنم رفتارشو عوض کنه….تو بچگی پدری معتاد ،خشن و زورگو دیده ومادری که خیلی صبوری کرده با خیلی چیزا کنار اومده وپدر رو ترک داده و رفتار پدر خیلی عوض شده و مادر همه زندگی رو ساخته ….ببخشید که سوالمو اینجا مطرح کردم.

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ مرداد ۲۶ام, ۱۳۹۳ ۱۰:۳۲ ق.ظ:

    بهتره فاصله بگیرید ازش تا بتونه به سطحی برسه که بشه بهش کمک کرد وگرنه آسیب میخوردی و احساس اجحاف بهتون دست میده

    [پاسخ]

    سارا پاسخ در تاريخ مرداد ۲۶ام, ۱۳۹۳ ۶:۲۵ ب.ظ:

    میشه بیشتر توضیح بدین؟ممنون

    [پاسخ]

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.