آنچه پدر و مادرتان به شما نگفته اند : استقلال دختر از خانواده

image_pdfimage_print

groom-father-of-the-bride

دختری ۲۹ ساله هستم اهل تهران. همکلاس سابق دانشگاهیم اهل جنوب غرب کشور است و ضمن پیشنهاد رسمی ازدواج با خواسته خانواده من مبنی بر انتقال به تهران موافقت کرد  پس از فراهم کردن مقدمات، امسال به همراه خانواده برای خواستگاری اومدن. متاسفانه از همون ابتدای جلسه جهت گیری بحث در زمینه محل زندگی بود و خانواده ایشون گفتن اگه پسرمون بیاد اینجا حقوقش کم میشه، موقعیت شغلیش تنزل پیدا میکنه و … .این موضوعات باعث ایجاد تنش شد و خانواده من که صددرصد مخالف زندگی من درجایی غیر تهران بودند با خانواده ایشون توهین آمیز برخورد کردند، طوریکه اونها بدون اینکه چیزی بخورن جلسه رو ترک کردن. فردای اون روز مامانم خیلی از اتفاقی که افتاده بود ناراحت بود به همین خاطر میخواست ازشون معذرت خواهی کنه اما آقا پسر راضی نشد و به ما اجازه نداد با خانواده اش صحبت کنیم. حالا خانواده ایشون بهش گفتن دور این دخترو خط بکش. خودشم هم دیگر تمایلی ندارد. میگه اگه هم به فرض محال قرار باشه ما ازدواج کنیم من دیگه تهران نمیام.از زمانی که این اتفاق افتاده حالم خیلی بده و همش دارم گریه میکنم.چیکار کنم آقای دکتر؟

=======================================
سیمین گرامی!
ایا ” استقلال دختر” موقع ازدواج ، در خانواده تو محلی از اعراب دارد؟
واقعیت اینست که این مورد را بهتره تمام شده فرض کنی زیرا بیش از این که نمیشه یه مرد برای بدست آوردن یک دختر تقلا کنه ، خانواده سنتی اش را برداشته اومده تهران خواستگاریت ؛ واسه چی توهین بشنوه؟ به نظرم خانواده قبول نداره تو دختر بالغی هستی که میتونی برای محل زندگی با همسرت تصمیم بگیری و اصرار اینگونه بر تهران ماندن تو به نظرم یک فاجعه است .خیلی خوب تر این بود که ابتدا ازدواج سر میگرفت بعد شرایط اومدن اون بنده خدا به تهران ( شغل و مسکن) به تدریج فراهم میشد ( با کمک شما) تا بتونه در دو جبهه بجنگه ( مهاجرت + خانواده داری)

55 دیدگاه در “آنچه پدر و مادرتان به شما نگفته اند : استقلال دختر از خانواده

  1. دکتر در مورد پسر چی؟ پسری که توی شهر خودشون خونه داره و میخواد بره شهر بزرگتر با دختر مورد علاقش و خانوادش میگن حق نداری خونت بفروشی؟ و به خاطر همین مجبور میشه قید طرف بزنه. این ظلم پدر و مادرنشون میده یا کودکی و زیاده خواهی فرزند؟

    [پاسخ]

  2. من با حرف مونا خانم موافقم، ایشون باید پیش بینی و مدیریت می کردند، برای اون خانومی که جنوب غربیها رو زامبی معرفی کرده متاسفم، من منکر اختلاف فرهنگی نمیشم و لی به فرهنگ آدما در هر منطقه احترام میذارم و معتقدم بی فرهنگی در هر منطقه وجود داره

    [پاسخ]

    ستاره د پاسخ در تاريخ آذر ۱۲ام, ۱۳۹۳ ۱:۱۴ ق.ظ:

    شما درست نخوندی جانم، بیشنهاد میکنم ازین به بعد أول مختصری تأمل بفرمایید بعد تأسف بخورید!! من همونطور که نوشتم، خودم از همون دیار به اصطلاح “جنوب غربی” ام… هرجند که جدای ازین بحث های بی انتهای أقوام و شهرهای إیران، احتمالا عروس خانم داستان مستقل شده، خانه ی بخت رفته و…

    [پاسخ]

  3. دکتر عزیز
    این رو واسه مریم جانی که اینجا کامنت کذاشته نوشتم ولی ارسال نمیشه، اینجا از نو میکذارم امیدوارم که ببینه :
    مریم جان ، جنوب غربی کشور خیلی خطرناکه خیلیییی، اهواز ابادان خرمشهر ….
    همشون زامبی هستند، جندتایی آدم هم تا دو سه سأل بیش بود، ولی ما اونا رو هم تبدیل کردیم، خلاصه تشریف نیارید خطرناکه…
    من تهران، فرانسه و المان زندکی کردم، هیج وقت هیج کس نفهمید من جنوب غربی ایی ام، هربار اطلاع دادم به طرفم ، خیلی متعجب شد، جون باور کنید یا نه، قیافم، حرف زدنم، زندکیم، منشم، خلاصه همه انجه که از ظواهر أمر معلومه درست عین ادماست، هیج وقت هیج کس شک نکرد که با یه زامبی طرفه
    ولی راست اینه که در أوج جنک، توی اهواز به دنیا اومدم… احتمالا زامبی شدنمون مال همون جنک باشه، خلاصه خیلی مواظب خودتون باشید ، سعى نکنید باهاشون ارتباط برقرار کنید ، فکرتون روحیاتتون زمین تا اسمون فرق میکنه، واسه کفتکوی تمدن ها انرزی نزارید جون ناکام میمونید، فقط حواستون باشه اکه یه وقتی یه جایی یه جنوب غربی ایی دیدید فقط و فقط جییبیییغ بزنید و فرااااااار کنید.

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ آبان ۵ام, ۱۳۹۳ ۱۲:۴۰ ب.ظ:

    ستاره عزیز
    اطلاعات مکانی و زمانی نوشته ای ما همه تغییر یافته هستند !!!! محتوا را بچسبید نه حواشی را

    [پاسخ]

    ستاره د پاسخ در تاريخ آبان ۲۵ام, ۱۳۹۳ ۳:۰۸ ق.ظ:

    جشم دکتر جان.

    [پاسخ]

    یک دختر ۲۲ ساله پاسخ در تاريخ دی ۶ام, ۱۳۹۳ ۹:۵۶ ق.ظ:

    ستاره خانوم واسه چی میگید زامبی هستید و هستند؟

    [پاسخ]

  4. آهای آهای صبرکنید
    دارید تند میرید
    دوست من تهرانی هستن رفتن شهرستان زندگی میکنند
    واصلا هم مشکلی ندارند تازه شوهرشون پیشنهاد داده بریم تهران دوستم قبول نکرده
    گفت:شهرستان راحت ترم
    وتوحرفاشم همیشه میگه خانواده و اخلاق شوهرم منوتو شهرستان نگه داشته
    یاعلی

    [پاسخ]

    یک دختر ۲۲ ساله پاسخ در تاريخ دی ۶ام, ۱۳۹۳ ۹:۵۷ ق.ظ:

    خدا حفظ کنه خانواده همسرشو…

    [پاسخ]

  5. فرشته عزیز
    نظرات شما بهر حال نظرات یک خانوم و البته محترمه
    ولی ممکنه آقایون این نظر رو نداشته باشن
    حرف من دقیقا همینه
    همین عبارت ها رو مردها هم می تونن در مورد خودشون به کار ببرن

    [پاسخ]

  6. سلام آقای دکتر
    من فکر می کنم اون آقا پسر استقلال نداره چون با انتقالی به تهران موافقت کرده ولی بعدش … . شایدم موافقت ایشون باعث شده که دختر خانم در این رابطه با خانواده اش صحبت نکنه (تغییر نظرشان در جلسه خواستگاری اعلام شده باشه). البته توهین خانواده دختر هم کار درستی نبوده.

    [پاسخ]

  7. به نظر من هم تفاوت فرهنگی خیلی مهمه کسی که در تهران بزرگ شده خیلی سخت میتونه خودش رو با فرهنگ شهرستان کوچک تطبیق بده دوست من ازدواج کرد و رفت به یه شهر در جنوب که حتی تا اون زمان اسمش رو هم نشنیده بود ،با اینکه شرط کرده بود در تهران زندگی کنه ولی مجبور شد چون شوهرش در تهران شغل درست و حسابی نداشت الان وضعیت مالی و شغلی مناسبی دارن اما روزی ده بار ارزو میکنه کاش به راه دور شوهر نکرده بود ، اختلاف فرهنگیش با خانواده شوهر خیلی عمیقه
    من موندم چطور اون زمان ازدواجش چنین ریسکی کرد

    [پاسخ]

  8. سلام و عرض ادب .آقای دکتر چرا نظرات من تو این پست تایید نمیشه؟؟ به راهنمایی تون نیاز داشتم

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ مرداد ۲۳ام, ۱۳۹۳ ۱:۴۷ ق.ظ:

    من که میگردم نیست !!!

    [پاسخ]

  9. دیروز در سایت جام جم آنلاین خوندم که فرزاد حسنی و آزاده نامداری طلاق گرفتند ، هنوز هم توی شوکم …

    [پاسخ]

    مشتبا پاسخ در تاريخ مرداد ۲۲ام, ۱۳۹۳ ۲:۵۲ ب.ظ:

    غزل جان از تو شوک بیا بیرون، من از روز اول به این ازدواج خوش بین نبودم و از اخبار ازدواجشون واقعا شوکه شدم ولی راستش وقتی دیدم انجام شد فک نمی کردم جدا بشن

    [پاسخ]

    ساجد پاسخ در تاريخ مرداد ۲۲ام, ۱۳۹۳ ۸:۲۷ ب.ظ:

    من هم از شنیدن این خبر واقعاً ناراحت شدم، منتهی بنظرم این افراد هر چقدر هم مشهور باشن در نهایت مثل همه ما دو تا آدم هستن با تمام ویژگیهایی که از یک آدم میشه انتظار داشت… خبر خودکشی رابین ویلیامز هنرپیشه ای که شهرتش به لبخند دائمیش بود هم شوکه کننده بود، ولی وقتی رفتار این آدمها رو در ذیل انسان بودنشون و نه مشهور بودنشون ببینیم تا حدی از دشواری هضم این اتفاقات کاسته میشه… بنظرم فایده این تغییر نگرش، شاید این باشه که اگه خدای نکرده تلخیهایی از این دست برای خودمون یا اطرافیانمون اتفاق افتاد، راحت تر بتونیم به زندگی عادیمون برگردیم…

    [پاسخ]

    فرشته پاسخ در تاريخ مرداد ۲۳ام, ۱۳۹۳ ۱۱:۵۱ ق.ظ:

    راستش با حرفایی که فرزاد حسنی در برنامه ویژه عید93 فکرکنم شبکه 2 بود، زد شنیدن این خبر خیلی شوکه کننده نبود

    [پاسخ]

    ساجد پاسخ در تاريخ مرداد ۲۳ام, ۱۳۹۳ ۶:۵۲ ب.ظ:

    فرشته خانوم من هم وقتی خبر رو شنیدم اولش ذهنم به این سمت رفت که احتمالاً دلیل جداییشون همون مدل رفتارهای فرزاد حسنی بوده، ولی بنظرم چون ما از بیرون داریم به این قضیه نگاه میکنیم و از جزئیات ماجرا بی خبریم و یه پیش داوریهای ذهنی هم نسبت به این دو نفر داریم، شاید خیلی صحیح نباشه بخوایم قضاوتی در این مورد انجام بدیم. امیدوارم هر دوشون بتونن از این زخم التیام پیدا کنن و یه شروع جدید داشته باشن…

    [پاسخ]

  10. توی این 25 سال یاد گرفتم سر کسی که صبر و تلاش رو سرلوحه کارش قرار میده، بی کلاه نمیمونه… بشرطی که منطق به هیجان بچربه!

    [پاسخ]

  11. بسمه تعالی ، روانشناس ها می گویند شخص را درحالت عصبانیت بشناس ، ببین ازکوره درمیره یا صبورانه گذشت کرده و مساله رو حل می کنه.اینطوری ظرفیت آن شخص دستت میاد. چون درزندگی خیلی از این اختلاف نظرها پیش میاد. الان هم این آقا پسر خیلی باهات بد حرف زده گفته من از خانوادت بدم میاد، به فرض محال بخوام باهات ازدواج کنم تهران نمیام و…. باید به خانواده شما حق بده . هرچه قدر هم خانواده ی تو با اون بد حرف می زد نباید به خودش اجازه می داد باهات اونطوری صحبت کنه آخه مگه خانواده ی تو بهش چی گفته ! فحش نداده که ! من اگه جای تو بودم با این طرز رفتاری که پسره داشت دیگه بهش فکر نمی کردم .یه مقدار هم برای خودتون و خانوادتون ارزش قائل بشین . اون باید کوتاه بیاد نه تو !

    [پاسخ]

    فرشته پاسخ در تاريخ مرداد ۲۱ام, ۱۳۹۳ ۳:۱۱ ق.ظ:

    آره همه اینا درست ولی خیلی سخته قبول کنهپسری ک دوسش داشته حالا اومده میگه من نمیخامت

    [پاسخ]

  12. سلام سیمین جان شما یه دختر تهرانی که سی سال درتهران زندگی کرده نمی تونی با یه شهرستانی حتی در تهران زندگی کنی چه برسه یه اینکه بری به شهرستان آنها . آیا تو از خانواده خواستگارت در شهرستانشون تحقیقات کردی که ببینی چه جور خانواده ای هستن ؟ در خود تهران کسی که شرق تهران میشینه با کسی که غرب تهران میشینه یا شمال تهران با جنوب تهران کلی اختلاف نظر دارن بعد تو با چه جراتی می خوای با یه کرمانی مرد سالار ازدواج کنی. در ضمن ده سال دیگه رو هم ببین . وقتی مریضی یا حامله ای یا زایمان کردی یا وقتی احساس غربت بهت دست بده خانوادت کنارت نیستن . بعد یه مدتی هم واسه شوهرت عادی میشی می بینه خانوادت پیشت نیست می تونه راحت ازت سوء استفاده کنه . اصلا افسردگی می گیری. تمام اینا رو تجربه است که میگم. فقط روی آب رو نبین زیر آب رو هم ببین. هیچ وقت هیچ پدرو مادری بد فرزندشون رو نمی خوان . مادرم میگه دو روز گریه کنی بهتر ازاینه که یه عمرگریه کنی و بدبختی بکشی . ان شاء الله خدا کمکت کنه تا بتونی خوب تصمیم بگیری عزیزم.

    [پاسخ]

    لیلا پاسخ در تاريخ مرداد ۲۱ام, ۱۳۹۳ ۳:۴۱ ب.ظ:

    همچین از تهران حرف میزنید یکی ندونه فکر میکنه داری از مرفه ترین و بی دغدغه ترین شهر دنیا حرف میزنید.
    همه شهرستانی مهاجرت کردند و تهران رو ساختند و گرنه تهرانی اصیل که اغلبشون هم بی ادعا هستند مگه چند نفرند؟
    مگه میخاد بره شهرستان سرشون دار بزنند، بدبختی بکشه… بدبختی که توی تهرون کم نیست، حداقل شهرستان آرامش رو داره، تحصیلات هم که هردوتاشون دارن، یکمی شمه اقتصادی داشته باشند رفاه رو هم برای خودشون فراهم میکنن، که بدست آوردن این رفاه توی تهرون همچین آسون نیست.
    بنظرم بذاره یکمی زمان بگذره و خانواده خودشم متوجه میشن که چه اشتباهی کردن، میبینن که دخترشون یکی رو دوست داره و سن ازدواجش که داره خبر از … میده، یه راههایی رو برای درست کردن قضیه بکار میگیرن.

    [پاسخ]

    یکتا پاسخ در تاريخ مرداد ۲۲ام, ۱۳۹۳ ۲:۰۵ ق.ظ:

    من موافق انقدر اختلاف نظر بین تهرانی و شهرستانی و….که در نوشته شما موج میزند نیستم.

    [پاسخ]

    faam پاسخ در تاريخ مرداد ۲۸ام, ۱۳۹۳ ۸:۴۶ ب.ظ:

    شما فیلم ترسناک زیاد دیدی به نظرم!
    “بعد یه مدتی هم واسه شوهرت عادی میشی می بینه خانوادت پیشت نیست می تونه راحت ازت سوء استفاده کنه” اینا چی اند آخه؟!! وای شما یکم از پایتخت خارج شو ببین شهرستان چجوریه، بعد نظر بده..

    [پاسخ]

    مریم ۲ پاسخ در تاريخ مرداد ۳۰ام, ۱۳۹۳ ۵:۳۴ ب.ظ:

    حوصله ی دعوای تهران و شهرستانو ندارم، اما اختلاف فرهنگی هست و سو تفاهم زیاده، مخصوصن که یه دختر تهرانی بره تو یه شهرستان جنوب غرب کشور. اگه مشهد یا اصفهان بود قابل هضم تر بود. تو همین دانشگاه سر ارتباطای ساده دیدم که برداشت شهرستانیا خیلی با تهرانیا متفاوته.
    به سیمین عزیز: می دونم سخته، ولی مردی که درباره ی خانواده ات این طور حرف می زنه و پای قول و قرارای قبلش وای نستاده همون بهتر که رفته. بعدن که احساست ترمیم بشه بهتر می فهمی.

    [پاسخ]

    یکتا پاسخ در تاريخ شهریور ۱ام, ۱۳۹۳ ۱۲:۳۵ ب.ظ:

    صرفا جهت اطلاع !کرمان در جنوب شرق و مشهد هم در شرق ایران واقع شده اند،دعوایی اینجا نبود بحث شناخت از فرهنگ و سنتهای شهرهای مختلف است که ظاهرا شما چندان درین باره آگاهی ندارید و اصرار بر ایده خودبرترپنداری پایتخت نشینان دارید، بقول لیلا خانم همه شهرستانی ها مهاجرت کردند و تهران رو ساختند و گرنه تهرانی اصیل که اغلبشون هم بی ادعا هستند مگه چند نفرند؟ ضمن اینکه درک و شعور و فرهنگ آدمیزاد تنها به محیط زندگی اش وابسته نیست و به توانایی و استعداد یادگیری و خواست آدمها برای رشد و آموختن و تغییر هم بستگی دارد.پس نمیتوان اختلاف نظرات را با شهر و منطقه محل زندگی توجیه و مقایسه کرد.قسمتی از پروسه ازدواج پذیرش تفاوتها و چگونه کنار اومدن و سازگاری با اوناست.

    [پاسخ]

    faam پاسخ در تاريخ شهریور ۷ام, ۱۳۹۳ ۱۱:۳۸ ب.ظ:

    خانوم عزیز اختلاف فرهنگ بین همه استانها و حتی شهرها هست. اختلاف فرهنگ به معنی با فرهنگ بودن یکی و بی فرهنگ بودن یکی دیگه نیست! اتفاقا نمیدونم چرا همکلاسی های تهرانی من با پسرهایی که تهرانی نبودن ازدواج کردن..
    اینایی که انقدر عشق بحث در مورد تهرانی بودن هستند، حداکثر دو نسل قبل پاشدن اومدن اینجا..

    [پاسخ]

    مریم۲ پاسخ در تاريخ شهریور ۲۹ام, ۱۳۹۳ ۱۱:۱۶ ب.ظ:

    من فقط گفتم اختلاف فرهنگی هست، حرفی از بی فرهنگی یا بالاتر بودن یه طرف نبود. نمیدونم چرا این قدر عصبانی شدید.اگه نظر مساعدی درباره ی تهرانی ها ندارید طبعن نباید ناراحت شید از این که شهرستانی ها با تهرانی ها ازدواج نکنند :).در ضمن بالای این متن نوشته جنوب غربی کشور، دیگه این که بعدن متن عوض شده یا چی من بی اطلاعم. یا علی.

    [پاسخ]

  13. سلام و عرض ادب.اقای دکتر من 17 ام تو این پست نظر گذاشتم.ازتون راهنمایی میخواستم. نظرم نیست.تایید نکردین؟

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ مرداد ۲۳ام, ۱۳۹۳ ۱:۴۷ ق.ظ:

    من که میگردم نیست !!!

    [پاسخ]

  14. سلام
    آقای دکتر من فکر میکنم سایت شما مطالب مفید زیادی داره
    فقط یه چند نکته به نظرم میرسه و یکیش اینه که کلا فضای نظرات (مخصوصا بعضی موارد)
    خیلی زنانه است به نظر میرسه نظرات آقایون خیلی منعکس نمیشه نمی دونم شاید به خاطر این باشه که کمتر نظر میذارن
    بعدش اینکه متاسفانه خانوم ها خیلیاشون(نه همه) به همه چیزمتعصبانه و با جبهه گیری نگاه می کنن انگاز همیشه مردها مقصرن! یا مدام داره حقشون ضایع میشه! من قبول دارم که خیلی وقتها تو جامعه ما حق زنها پایمال میشه اما نه همیشه!
    یعنی ما زن بی ادب، زن پرتوقع ، زن خائن ، زن دروغگو و… نداریم؟!!!!! به نظر من وقتشه که بعضی از زنها در مورد دیدشون نسبت به آقایون تجدید نظر کنن ، البته این مشکلیه که خیلی از مردهای جامعه ما هم دارن که منصفانه نیست
    ممنون از وقتی که صرف کردید

    [پاسخ]

    فرشته پاسخ در تاريخ مرداد ۲۰ام, ۱۳۹۳ ۱۰:۴۲ ق.ظ:

    زویی جان اگر دقت کنی میبینی اکثر مشکلات ریشه در نظر مردها داره
    رفتار نامناسب برادر این خانم، رفتار نا مناسب برادر خاستگار ندا، و…
    قبول دارم با تدبیر میشه این رفتارها رو کنترل کرد ولی بازممکنه یکی باشه که شما نتونی اثری روش بذاری مثه همین پدر داماد که یهو عصبانی میشن و سر مهریه قهر می کنن
    ما زن ها همیشه بیشتر درک کردیم و بیشتر مراقب بودیمومردها اکثرن بی ملاحظه بودند و اون هم بخاطر جنگ بر سر قدرت

    [پاسخ]

  15. لحظه ای را در زندگی تجربه خواهی کرد؛

    و خود را در ناکجاآباد خواهی دید …

    و درست در همان ناکجاآباد است که خودت را پیدا میکنی

    [پاسخ]

    غزل پاسخ در تاريخ مرداد ۱۹ام, ۱۳۹۳ ۷:۲۲ ب.ظ:

    چه زیبا …

    [پاسخ]

  16. منم یه موقعیت مشابه داشتم اما با این تفاوت که سر مهریه به تفاهم نرسیدیم و وقتی تو مراسم خواستگاری بحث مهریه مطرح شد پدر داماد با حالت قهر بلند شد و با لحن تند گفت مگه قراره برده بگیرین و از این بحثا که وقتی خانواده داماد آرومش کردن برادرم گفت ما شرایطمون اینه شما می تونین محترمانه قضیه رو تموم کنین بعد از یه کم چونه زنی برادر بزرگ داماد با حالت قهر که دیگه بریم و از این حرفا بلند شدن و رفتن
    نمی دونم اما می شد محترمانه سر دیه به توافق رسید ولی هر دو خانواده تعصبی برخورد کردن خصوصا خانواده داماد که انگار ما رفتیم خواستگاری اونا یه کلام که مهریه این تعداد نه کم نه زیاد
    در هر صورت این مراسم به نتیجه نرسید و وصلت هم سر نگرفت . احساس می کنم دو خانواده غیر نابالغانه برخورد کردن.

    [پاسخ]

    جولا پاسخ در تاريخ مرداد ۲۰ام, ۱۳۹۳ ۱۰:۱۶ ق.ظ:

    دیه —> مهریه
    غیر نابالغانه ===> نابالغانه یا غیر بالغانه

    [پاسخ]

    ندا پاسخ در تاريخ مرداد ۲۰ام, ۱۳۹۳ ۴:۱۵ ب.ظ:

    می سی مهریه و نابالغانه صحیح هستند.

    [پاسخ]

  17. سلام سیمین خانوم
    منم دقیقا همین مشکلو داشتم اونم دقیقا از کرمان
    ولی بهتر دیدم کلا دور این قضیه رو خط بکشم چون فاصله ها رو نمیشه ندید بگیریم
    وقتی کسی چیزی رو قبول داشته باشه لازم نیست شما بهش بگید و وقتی قبول نداره اصرار و اجبار فایده نداره
    سیمین خانوم ، از اون جایی که منم تو این مورد خودمو مثل شما میبینم از لحاظ موضوع بحثتون وهم دقیقا کرمانی بودنشون
    دوست دارم چیزیو که به خودم گفتم شما هم بشنوید
    اون قسمتش یه جای دیگست ، راحت کنار بکش و زندگیتو بسپار به خدا ، چرا که اون بهترین هارو برات در نظر میگیره
    موفق باشید

    [پاسخ]

  18. خواهر من هم ازدواجی مثل شما داشت راستش اینجا دامادمون با سیاست برخورد کرد و قبول کرد بعد از ازدواج شهر ما باشه راستم هم گفت و تا دوسال اینجا بودن بعد به اسم موقعیت های بهتر شغلی خواهرمو راضی کرد!!! و الان اونا 3 ساله شهر دامادمون زندگی میکنن!!!
    اما در مورد شما به نظر من هم نظر اقای دکتر در عین بی رحمی بهترین کاری هست که میتونی انجام بدی
    و در ضمن شاید اگه به اقا داماد فضا بدی و فرصت فکر کردن _ یعنی فاصله بگیری – با توجه به اینکه بهش فهموندی که پشیمون شدی و عذر خواهی رو انجام دادی
    شاید … دلش تنگ بشه و برگرده

    [پاسخ]

  19. سلام آقای دکتر.من دختری هستم که 25 سالمه فوق دیپلم دارم و میخوام امسال از طریق بدون آزمون رشته ای که دوست دارمو بخونم. خب خیلی به این فکر میکنم که برام دیر شده و درسها هم خیلی خیلی سخته،ولی خیلی دوست دارم که مهندس بشم.راستش رشته ی خاصی مدنظرم نیست و همین کارمو مشکل کرده برای انتخاب رشته.به نظر شما هرچی مهندسی قبول شدم برم؟(مثلا مهندسی مدیریت پروژه یا مهندسی مدیریت اجرایی یا کامپیوتر و …)مهندسی محیط زیست هم دوست دارم ولی چون شهرخودمون نداره انتخاب نمیکنم.معذرت میخوام ولی خواهش میکنم هرچند کوتاه راهنماییم کنید.

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ مرداد ۱۹ام, ۱۳۹۳ ۱۲:۴۶ ق.ظ:

    مینای عزیز
    هیچ کس نمیتونه به این سوال جواب بده واقعا
    شاید مشاور تحصیلی کمک بهتری بهت بتونه بکنه
    صنایع علوم انسانی ترین رشته فنی است

    [پاسخ]

    مینا پاسخ در تاريخ مرداد ۱۹ام, ۱۳۹۳ ۷:۰۶ ب.ظ:

    خیلی خیلی ممنونم

    [پاسخ]

  20. به نظرم با وجود اینکه خانواده این خانم اجازه توهین نداشتند و بهتر بود حتی اگر با حرفای خانواده پسر مخالف هستند جو رو طوری مدیریت می کردن که دلخوری به این صورت پیش نیاد… اما اون آقا هم کم مقصر نیست….اول قبول کرده شرایط دختر و خانوادش رو برای سکونت در تهران می دونسته که این چراغ قرمزشونه پس چرا خانوادش رو مجاب نکرده و باز اونا شروع کردن به چونه زدن سراین مسئله؟اشتباه می گم آقای دکتر؟

    [پاسخ]

  21. دکتر جان میشه یه مقاله هم بذارید راجع به اینکه دخترایی که خانواده هایی دارن که استقلال دختراشونو به رسمیت نمی شناسن ، چه کارهایی می تونن بکنن که وضعشون در خانواده یا موقع ازدواج بهتر شه ؟

    [پاسخ]

  22. جناب دکتر
    هیچ خانواده ای تا تکلیف محل زندگی دخترش معلوم نشه نمیذاره ازدواج کنه
    وقتی در چلسه خاستگاری خانواده عروس می پرسن کجا قراره زندگی کنیدنمیشه که وعده ای داد که نشه بهش عمل کرد همه چیز باید مشخص بشه

    [پاسخ]

  23. از اونجاییکه بنده تازه متأهل شدم ،! به نظرم بعد از ازدواج یه فضای جدیدی تو زندگیت ایجاد میشه که اختصاص به خودت و همسرت داره و تو دیگه ٨٠٪ به این فضا تعلق داری تا فضای خونواده خودت. این حالتی رو که برات پیش اومده خودت می تونستی قبلش مدیریت کنی. قبلش با خونواده حرف میزدی و بعد با سیاست بری جلو. خود من قراره برم اون سر دنیا، خونواده ام خوب طبعا دوست داشتن کنارشون بمونم ولی وقتی منطقی باهاشون حرف زدم کنار اومدن با این قضیه و حمایتم کردن تا اونجاییکه اگه اونا پشتم نبودن من بله نمیگفتم. الان هم با وجود تمام سختی هایی که در پیش دارم دلم گرمه که اونا کارم رو تائید کردن . اما این دلیل نمشیه که همه اش آویزون اونا باشم و اونا برام تصمیم بگیرن. تو با ازدواج قراره مستقل بشه زندگیت اگه از همین الان خانواده ات اینجوری برخورد کنن که بعدش واویلاس! بعد هم وقتی تو بابا داری، برادرت چطور جران میکنه توهین کنه به کسی که مهمون خونه شماس و خواهرش رو دوست داره؟ اگه پسره بخویلد برگرده خاطره این برخورد تا عمر داره تو ذهنش می مونه و همه اش سرکوفت میزته بهت.

    [پاسخ]

    مریم ط پاسخ در تاريخ مرداد ۱۷ام, ۱۳۹۳ ۱:۰۸ ب.ظ:

    “گلی جون” عزیز من فکر میکنم شما در خانواده ای زندگی میکنید که استقلال دختر، به رسمیت شناخته شده بهمین خاطر در مقابل چنین نظراتی، اینگونه برافروخته میشید بطوری که به برادر سیمین جان اجازه ی دخالت نمیدید! نه تنها برادر دختر، بلکه هیچیک از اعضای خانواده ی دوطرف حق توهین به طرف مقابل رو نداره پس این ربطی به بابا داشتن یا نداشتن نداره. از طرفی در نامه ای که سیمین عزیز نوشته، استیصال موج میزنه. طفلک اینو خوب میدونه که استقلال دختر در خانواده ش تعریف نشده ست. اونوقت شما سرزنشش میکنید که چرا باسیاست جلونرفته و منطقی با خانواده ش حرف نزده؟! با خانواده ای که درعوض راهنمایی کردن فرزندشون، فقط بلدند بجای فرد تصمیم بگیرند! این خانواده ها تا دلتون بخواد هنوز هستند و نه تنها برای دختر، که (برخلاف عرف) برای پسرشون هم تصمیم میگیرند.

    [پاسخ]

    گلي جون پاسخ در تاريخ مرداد ۱۸ام, ۱۳۹۳ ۴:۰۷ ب.ظ:

    خوب یعنی فکرت اینه که بهش بگیم زانوی غم بغل کنه بشینه منتظر معجزه ای که نمیاد؟ اره خونواده من خیلی فرق داره ولی در نهایت خونواده ایرانیه، فک نکن بهم گفتن بفرمایید هر جور دوست دارید ازدواج کنید! أصلا از این خبرا نبوده. اما من هم یه سری سیاست ها به کار بردم شب نحوابی ها کشیدم. تا اینکه الان هم خودم هم خانواده ام و هم همسرم تو یه توازنی قرار گرفتیم. تو وقتی خودت با پسر آشنا میشی اول ، می تونی هدایت یه سری چیزا رو دستت بگیری. من تعجبک از اینه که این دختر با شناخت از خونواده خودش خونواده طرف رو آورده خونه شون!

    [پاسخ]

    غزل پاسخ در تاريخ مرداد ۱۹ام, ۱۳۹۳ ۷:۲۵ ب.ظ:

    گلی جون تبریک میگم ازدواجتون رو . با آرزوی خوشبختی

    [پاسخ]

  24. دوست عزیزبه نظرمن شما در 29سالگی بایدتوانایی مدیریت جلسه خواستگاری روداشته باشید.بااقای خواستگارازقبل همکلاسی واشنابودیدپس بهتربودایشون وشما بیشتربه شرایط خانواده هاتوجه میکردیدوباهم هماهنگ میشدیدتادچارمسایل پیش بینی نشده نشید.

    [پاسخ]

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.