اولین پاتک پسرک

image_pdfimage_print

دیشب اولین پاتک پسرک  آغاز شد
۳:۳۰ صبح  رسا،  با رمز ” یا ننه بابا بلند شین” چنان حمله ای با فریادها . گریه هاش کرد که تا ۹ صبح نخوابید. دو شبه دارم این کتاب قشنگ را میخونم که بهمن ۲۰۱۴ از لندن از WATERSTONE گرفتم. الان صفحه ۶۰ رسیدم…امشب خیلی آماده تریم…شانس آوردیم مادام موسیو شب بیدار بودیم از سالها قبل وگرنه که الان جانباز شده بودیم !

IMG_0150

91 دیدگاه در “اولین پاتک پسرک

  1. استاد عزیزم از صمیم قلبم بهتون تبریک میگم
    و امیدوارم همیشه بهترینها رو در کنار عزیزانتون تجربه کنین!!
    واقعا دوست دارم از تجربیات و کتابهای خوبی که تو این دوره خوندین ما رو هم آگاه کنین.
    مطمینم خیلیا الان تو این دوره هستن و دنبال کسب آگاهی مثل خاله خودم!!

    [پاسخ]

  2. سلام به استاد گرامی و گرانقدر
    شب پیش، دیدار کوتاهی با زهرا داشتم و طی صحبت‌ها متوجه شدم که چه اتفاق فرخنده‌ای رخ داده
    بسیار خودم روملامت کردم که چرا مشغله باعث شده که چند روز به سایتتون سر نزنم
    وظیفه است که حضوری برای عرض ادب و تبریک خدمتتون برسم
    ولی خواستم که زودتر اینجا نبریک بگم خدمتتون و ارزومند روزهای سبز زندگیتون باشم.
    دورادور روی کودک ماهتون رو میبوسم
    از سمت ما به همسر گرامی هم تبریک بگید
    چقدر به نظرم پدر بودن برازنده شماست.

    [پاسخ]

  3. دکتر جان وقتی نام این گل پسر ، ” رسا ” ” شیری ” هست ، توقعی جز این نمیره که گریه هاش هم مثل ” شیر ” ، ” رسا ” باشه 😀

    [پاسخ]

  4. پس نیروهای کمکی کجا هستن؟
    والا از زمانی که ما خاله شدیم کم کم بهشتم داشت میومد زیر پای خاله ها.باور کنین.

    [پاسخ]

    غزل پاسخ در تاريخ مرداد ۱۴ام, ۱۳۹۳ ۳:۴۱ ب.ظ:

    سپید گل عزیز ، هیچ وقت تو زندگیم کسی به اندازه شما مقام خاله بودن منو درک نکرده . مرسی 🙂

    [پاسخ]

  5. واااااااااااااااااااااااااااااااااااای استااااااااااااااادد.. مبارکههههه ایشالا که بسلامتی و خوشحالییی و شادی 100 سال کنار هم زندگی کنینن… خیلی ذوق زده شدم یهوو ^_^

    [پاسخ]

  6. وقت خوش جناب شیری…. باز هم ورود تازه وارد خانواده رو شادباش میگم… پیشنهاد می کنم این بار که بانگ برآمد شما هم از گوشه گزیده خود بلنپ بپرسید What do you waaaaaanntt? بلکه پاسخ تازه ای رو دریافت کنید… مورد داشتیم واقعاْ جنسش به پوست بچه نساخته….

    [پاسخ]

  7. مبارکتون باشه دکتر عزیز. پسر شما به امید خدا مردی بزرگ خواهد بود چون دعای خیر خیلی ها پشت سر پدر عزیزش هست. با آرزوی بهرترینها

    [پاسخ]

  8. وای خدا چقد ذوق کردم دکتر خیلی خوشحالم
    لذت پدر شدن گوارای وجودتون. امیدوارم زندگیتون از قبل شیرین تر بشه.
    بی نهایت تبریک میگم بهتون 🙂

    [پاسخ]

  9. سلام 🙂
    مبارک باشه آقای دکتر.

    پس دیگه شما هم به جمع خاموش کنندگان کولر در نیمه های شب پیوستید 🙂 بسی تبریک خدمت شما و همسربانو.

    شاد و سلامت باشین همیشه.

    [پاسخ]

  10. سلام
    قدم نورسیده مبارک .امیدوارم ایشان سالها بعد راهی را که شما برای اقزایش آگاهی مردم باز کرده اید با صدایی “رسا” تر و قدمهایی استوارتر ادامه دهند.
    شاد باشین

    [پاسخ]

  11. سلام آقای دکتر
    قدم نورسیده مبارک. انشاالله زیر سایه پدر و مادر بزرگ شه و شاهد موفقیت و خوشبختیش باشید و باعث افتخار شما و این مرز و بوم باشه.
    با احترام

    [پاسخ]

  12. سلام آقای دکتر ببخشید این سوالو اینجا می پرسم
    به نظر شما ازدواج یه خانوم 28 ساله با یه آقای 37 ساله کار درستیه؟این اختلاف سن 10 سال میتونه مشکل ساز بشه؟

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ مرداد ۱۲ام, ۱۳۹۳ ۱:۳۷ ق.ظ:

    اگر سازگاری باشه خیلی هم خوبه
    حداقل چند نسل قبل ما همینطوری ازداجهای موفق داشته اند

    [پاسخ]

  13. سلام دکترجان،قدم کوچولو پر از خیر و برکت باشه براتون.خیلی خوشحال شدم انشاءالله که زندگیش سرشار از آرامش و موفقیت باشه و سایه شما و همسرخانوم هم بالای سر نی نی تون.

    [پاسخ]

  14. سلام به بابای خوش ذوق و مهربون.
    من واقعا از این خبر خوشحال شدم.
    این دوره جدید زندگیتون رو به شما و مامان رسا از صمیم قلب تبریک میگم،امیدوارم خداوند شما رو واسه همدیگه حفظ کنه.
    به قول مامانم ایشالله رسا جون فرزند سالم و صالحی باشه براتون.
    شما هم با اومدن رسا یک گام بزرگ پخته تر تر تر … میشین! دیدتون نسبت به اطراف عوض میشه.
    خداوند لذتهای زندگیتون رو هر روز بیشتر کنه.

    [پاسخ]

  15. بچه ندارم ولی فاصله سنی من با برادرم 20 ساله الان واقعا احساس میکنم خودم یه پسر 6 ساله دارم
    شب بیداریهایش بماند خرابکاریاش مونده 😉
    در مقابل هیچ چیز توی این دنیا به اندازه گریه یه نوزاد عاجز نبودم طاقت نداری ادامه بده نمیتونی ازش بپرسی چه مشکلی داره انگار دنیا رو سرت خراب میشه
    ایشالا که رسای عزییزمون همیشه سلامت و تندرست باشه
    ولی شیرینیشم زیاده
    وقتی انگشت کوچیکتو توکل مشتش میگیره و فشار میده وفتی گردنشو میتونه نگه داره وقتی بهت واکنش نشون میده وقتی به قان و قون میوفته وقتی میخنده قهقهه نوزاد خیییییلیییی شیرینه وقتی میتونه بشینه وقتی …. حتی خرابکاریاش خیلی شیرینه خیلی تبدیل میشه به دنیات
    فک کنم تابلوئه من چقدر دیمیترم ولی باور کنید همینطوره
    براتون ثانیه های شییرییین و بینظیری رو کنار همسر و آقا پسرتون آرزو میکنم

    [پاسخ]

  16. قدم نو رسیده مبارک آقای دکتر
    ان شاالله قسمت همه اون هایی که آرزوی بچه دارند بشه و قسمت من هم 🙁

    [پاسخ]

    سعیده (آذر) پاسخ در تاريخ مرداد ۱۱ام, ۱۳۹۳ ۵:۱۶ ب.ظ:

    ان شاء الله زهرا خانم.

    [پاسخ]

  17. به به….
    صد تبریک و شاد باش به شما و همسر خانوم. خیلی خیلــــــــــــی خوشحال شدم.
    همیشه به خودم میگفتم پس این دکتر ما، خودش کی میخواد پدر بشه.!
    حالا واقعا مسرورم.
    راستی دکتر جشن ختنه سرون کیِ انشاا…

    [پاسخ]

  18. سلام
    شنیدم یه برنامه داره G . E. M .Life
    در مورد بچه ها از به دنیا آمدن تا پنج سالگی که خیلی آموزنده است البته شما استادین.
    مثلن می گه برای بادگلو بچه بچه رو با احتیاط بذارین روی این توپ های ورزشی که بزگ هستن ( قطرشون یک متره) و اروم پشتشون رو ماساز بدین. یا وقت شیر خوردن کف دستشون رو ماساز بدین.
    البته بگم من هنوز بچه ندارم اینها رو امتحان نکردم!!
    شاد باشین در کنار همسر خانومی و رسا

    [پاسخ]

  19. آقای دکترقدم نو رسیده مبارک.خیلی خوشحال شدم از شنیدن خبر پدر شدنتون. خوش به حال ‌”رسا جون” که در دامن همچین پدرو مادر نازنینی بزرگ میشه از طرف من به همسر خانم گلتون هم تبریک بگین

    [پاسخ]

  20. استاد ما که اونجا نیستیم ازتون شیرینی بگیریم.پس لا اقل بی زحمت هر وقت که امکانش بود و آقا رسای گل اجازه دادن یه عکس ازش برامون بذارید.ممنون استاد.راستی استاد رسا بر وزن علیرضا.ایول به اسم قشنگی که شما و همسر خانوم انتخاب کردید.

    [پاسخ]

    آذربانو پاسخ در تاريخ مرداد ۱۲ام, ۱۳۹۳ ۷:۱۵ ب.ظ:

    تازه اگه با غلط دیکته ای بنویسیم میتونیم بگیم ایول و اینا. رصا علیرضا باز پیش میریم رصا علی+ رضا. بعد نگاه فلسفی ب رصا و رضا میکنیم. ینی چی؟ ینی فقط نگاش میکنیم و میبینیم واووو چ تشابهی. دیگه حتی تو دلمونم نمیایم تلفظش کنیم. که بخایم بگیم محل اشکال است.اولی رَ خانده میشود دومی رِ خانده میشود. پس مثل هم نیست.اصلا جای این بحثها اینجا نیست. شما فقط شباهت ظاهرو ببین حال کن. و اما نقطه. شاعری پیش از من در مورد دو اسم دیگر با کمی تغییر فرموده ز رصا تا رضا یک نقطه فرق است جهانی اندر این یک نقطه غرق است.
    باز میتونم در مورد این نقطه سخنرانی فیلسوفانه ی خودم رو ادامه بدم که همینجا ختم جلسه را اعلام مینمایم.تا مثل این فیلم های معناگرا بشه.خود بیننده هم ی فکری حدسی بلخره…

    [پاسخ]

    فریبا پاسخ در تاريخ مرداد ۱۴ام, ۱۳۹۳ ۲:۲۶ ب.ظ:

    آذربانوی عزیزم.اولا سلام ثانیا منظور من آوای آخر اسمشونه. که هردو ختم به (آ) میشه.و الا واضحه که Rasa و Alireza تو شروع خیلی شبیه به هم نیستن.به فرض مثال اسم خواهر خودم که پریسا.اولشون مثل هم نیست ولی در آخر به یه نقطه اشتراکی بین فریبا و پریسا میرسیم.تازه رسا و رضا هر دو با (ر) شروع میشن و هردو سه حرف دارن و 2حرف مشترک.دیگه چی میخوای گلم؟ خیلی فلسفی نگاه نکن.بیشتر حالشو ببر.چون اسم رسا خیلی قشنگه.من که عاشق اسمای پسرونه ام که کوتاهن.مثل نیما مانی سینا طه و…

    [پاسخ]

    غزل پاسخ در تاريخ مرداد ۱۴ام, ۱۳۹۳ ۳:۳۶ ب.ظ:

    آذر بانو دانش فلسفیت تو حلقم جا نمیشه ، تو لوزالمعدم …

    [پاسخ]

    صفورا شویکلو پاسخ در تاريخ مرداد ۱۴ام, ۱۳۹۳ ۷:۰۴ ب.ظ:

    از احمد تا احد یک میم فرق است . این شعر از شیخ شبستری است. در کتاب گلشن راز.

    [پاسخ]

    ش پاسخ در تاريخ مرداد ۱۴ام, ۱۳۹۳ ۴:۳۷ ب.ظ:

    آذر بانو وا بده تورو خدا !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

    [پاسخ]

    آذربانو پاسخ در تاريخ مرداد ۱۵ام, ۱۳۹۳ ۱۱:۰۳ ب.ظ:

    ش عزیزم شما علامت تعجباتو بشمار ضربدر سه کن چار مرتبه از روش بنویس فردا بیار سر کلاس از روش برا من بخون.من فیلسوفم می پرورونم.
    غزل جان نمیخاستیم مشغول ذمبه لوزالمعده تون بشیم.
    فریباجان من جملموبا تازه شروع کردم یعنی علاوه بر منظور شما.
    از صفورا هم تشکر میکنم چون فک میکردم از مرحوم اقاصی است.از زبان ایشان درشعرشان شنیده بودم.
    کلا چ هوای خوبیه. همه چیز ارومه!

    [پاسخ]

  21. دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند واندر آن ظلمت شب آب حیاتم دادند
    بیخود از شعشعه پرتو ذاتم کردند باده از جام تجلی صفاتم دادند
    چه مبارک سحری بود و چه فرخنده شبی آن شب قدر که این تازه براتم دادند
    بعد از این روی من و آینه وصف جمال که در آن جا خبر از جلوه ذاتم دادند
    من اگر کامروا گشتم و خوشدل چه عجب مستحق بودم و این‌ها به زکاتم دادند
    هاتف آن روز به من مژده این دولت داد که بدان جور و جفا صبر و ثباتم دادند
    این همه شهد و شکر کز سخنم می‌ریزد اجر صبریست کز آن شاخ نباتم دادند
    همت حافظ و انفاس سحرخیزان بود که ز بند غم ایام نجاتم دادند
    مبارک باشد. خبر مسرت بخشی بود. عیدی خوبی گرفتید. خدا نگهدار مادر، پدر و پسر باشد.

    [پاسخ]

  22. سلام و عرض تبریک خدمت شما و همسر خانوم
    پدر شدنتون مبارک آقای دکتر و تبریک خدمت آقا رسای عزیز به خاطر داشتن پدر و مادر بزرگواری همچون شما و همسرتون. در سایه حضرت حق در کنار هم شاد باشید ان شاءاله. ما رو به دیدن یه عکس رسا کوچولو مهمان کنید دکتر جان….

    [پاسخ]

  23. از وسط صحبت های شما و آقای شبانعلی حدس زده بودم فرزندتون این موقع هاست به دنیا بیاد…
    خیلی خوشحالم برای شما و همسرتون

    شما با جمله های نافذتون در مورد مشکلم درحالیکه اصلا فکر نمیکردم جوابی بگیرم حالم رو به شکل منطقی بهتر کردید، اینجا از فرصت استفاده میکنم و بهترین ها رو براتون آرزومیکن شامل سلامتی و لبخند روی صورت شما، همسر و پسر گلتون

    شما چیکار میکنید با این همه طرفدار…….. کلی دل براتون دعای خیر میفرستن…………

    سلامت باشید

    [پاسخ]

  24. چقدر شیرین.
    ولی تازه اولاشه. بعضا تا مرز شهادت هم پیش رفتن! (بودن بچه ها!!)

    کتابش اگر خوبه ترجمه کنیم 🙂

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ مرداد ۱۱ام, ۱۳۹۳ ۱:۰۱ ق.ظ:

    یه خلاصه خوبش ارزشش را داره

    [پاسخ]

    زینب 1 پاسخ در تاريخ مرداد ۱۳ام, ۱۳۹۳ ۶:۱۶ ب.ظ:

    بسم الله

    [پاسخ]

  25. مادرشدن ,شب نخوابیهاوغصه روزای واکسن,کولیک درنیمه شب وخیلی چیزای دیگه باعث شد قدرشناسی واحترام عمیق تری به والدینم حس کنم.خیلی ازنگرانی ها واسترس های والدینم تازه برام قابل لمس وفهم شده بود.خداسایه همه پدرومادربزرگ هاروبالای سربچه هاونوه هاشون نگه داره.

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ مرداد ۱۰ام, ۱۳۹۳ ۱۱:۰۰ ب.ظ:

    چه سفر ردونی قشنگی کردید مونا

    [پاسخ]

  26. خیلی ممنون که ما را شریک خاطرات لحظه به لحظه تون با رسای عزیز میکنید.
    من این هفته به خاطر جمع آوری مطالبی راجع به فرزندپروری والدین دو تا کتاب عالی خوندم.
    1پرورش کودک متفکر میرنا شر نشر ارجمند
    2والد متفکر کودک متفکر میرنا شر ترجمه زهرا حبیبی نشر ارجمند
    نوع نگاه کتاب و مثال هایی که زده بود و رویکردش در مجموع عالی بود.
    خواستم این تجربه خوب رو با دوستان در میان بگذارم شاید براشون مفید باشه.

    [پاسخ]

  27. خیلی مبارک باشه
    ولی آقای دکتر امیدوارم نیروی کمکی داشته باشید
    من و مامانم که بعد از به دنیا اومدن خواهرزاده ام رفته بودیم کمک خواهرم، بازم از پس شب زنده داری های فرشته کوچولومون برنمیومدیم.
    اولین پاتک خواهر زاده من خیلی وحشتناک بود: یادمه روز دوم که از بیمارستان اومده بود به مدت 15 دقیقه چنان گریه میکرد و سرخ شده بود (با اون بدن ضعیف و چروکیده) که همگی وحشت کرده بودیم و با استرس همه کار میکردیم تا علت رو جویا بشیم.. آخر فهمیدیم گرمش شده بوده و فوری اقدام به خنک سازی کردیم
    رنج مقدس گوارای وجودتان به امید رسیدن به تکامل و تعالی حقیقی.

    [پاسخ]

  28. ای جااااانم.
    منم وقتی برادر زاده م تازه به دینا اومده بود چون فاصله ای نداریم در اتاق خونه شون به خونه ی ما راه داره الان که فکر میکنم صدای گریه هاش یادم میاد الان که چهارسالشه دیگه خونه شون نمیره این از همه بدتر چسبه به من و خواهرم که میخوام پیش عمه بخوابم آروم بخواب خوبه یا دستش با ضربه ی محکم میخوره تو سرم یا پاهاش چرا بچه ها تو خواب انقدر تکون میخورن.
    خدا خیرش بده این یکی که تازه به دنیا اومده دوباره خاله شدم انقدر آرومه خالش قربونش برم مثل داداشش نیست.

    [پاسخ]

  29. به به ! حظ کردم از رمز رسا خان بافرهنگ!!! یا ننه و یا بابا باهم بلند شین. رمزی که اکثرنوزادانی که ما مشاهده کردیم فقط یا ننه بلندشو بوده. اینجور جنس مذکرایرونی هایی رو ما دیدیم دوشادوش مادران.

    [پاسخ]

    عاطفه پاسخ در تاريخ مرداد ۱۰ام, ۱۳۹۳ ۱۰:۲۹ ب.ظ:

    آذر جون نبودی,☺دلمون برات تنگ شده بود.

    [پاسخ]

    آذربانو پاسخ در تاريخ مرداد ۱۲ام, ۱۳۹۳ ۷:۲۲ ب.ظ:

    و اِی آه عاطفه ی پر عاطفه! ممنونم. از همین صورتهای لبخنددار تقدیم به تو. اخه من میزنم زیادی میخنده. میخام مث تو تبسم کنه ولی بچه بده 😀

    [پاسخ]

  30. سلام به دکتر شیری عزیزم و همسر خانوم نازنین
    مامان و بابای دوست داشتنی،برای دریافت این هدیه کوچولو بهتون تبریک میگم،از دور گونه ی همسر خانوم زیباتون رو میبوسم و بهشون خسته نباشید میگم،امیدوارم حالشون خوبه خوب باشه،یه بار ایشونو دیدم فقط تو شب قصه ولی چهره ملیح بانو هنوز جلوی چشممه،خدا شما سه تا بزرگوار رو برای هم حفظ کنه،انشاا.. قدم رسا کوچولو برای اسلامو مسلمین خیر باشه 🙂 دکتر جان حالاها باید منتظر پاتک های رسا کوچولو باشین ایضا با رموز بسی مختلف 🙂 مدتها بود منتظر این خبر شیرین بودم و به دوستامم که شمارو از طریق من میشناختن با ذوق خبر تولد گل پسرو دادم.خوشا به سعادت رسا که تو دامان چنین پدرو مادری بزرگ میشه،اینم یه فی البداهه از طرف خاله سپید از شهر باران
    عـید آمدو عیدانه به دستت پـسری داد
    چون نـــور به آغوش وصالت ثمری داد
    نامش به “رسا” خواند فرشته ز وجودت
    این پور ز مامی عسل و چون شکرت داد

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ مرداد ۱۰ام, ۱۳۹۳ ۶:۱۲ ب.ظ:

    نامش به “رسا” خواند فرشته ز وجودت”
    عالی بود خاله سپید

    [پاسخ]

  31. سلام ،خوشحالم این روزها و یکی از دلایل خوشحالیم هم پدر شدن شماست ،چنان با ذوق خبر پدر شدن شما را در حال خونه مون فریاد زدم که بابا با تعجب نگاه میکرد بهم که نکنه خل شدم آخه همین که اینجا خوندم پدر شدین با چنان سرعتی از پای لپ تاپ بلند شدم از اتاق پریدم بیرون که نگو با هیجان تمام به اهل خونه گفتم میدونید چی شده،ووووووووووووووووای دکتر شیری بابا شده و مامانم همون لحظه برای مادر رسا برای رسا و برای شما از خدا شادی خواست و آرامش و خانواده ما از شادی شما شاد شدن.

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ مرداد ۱۰ام, ۱۳۹۳ ۶:۱۵ ب.ظ:

    دست بوسشون هستیم اینقدر با صفان والدینتون

    [پاسخ]

  32. …..حالا اولشه دکتر.پاتکهای بعدی توراهه.
    انقدرم حرفه ای پاتک میزنن تو همشونم پیروزن.

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ مرداد ۱۰ام, ۱۳۹۳ ۶:۱۳ ب.ظ:

    پیروز سینه ستبر پدره علیرضا جان

    [پاسخ]

  33. سلام استاد عزیز،
    امکان و وقت دسترسی به اینستگرام و فیسبوک و … ندارم.
    اما ظهر عید فطر ،بی مقدمه، شما و فرزند نو رسیده در ذهنم آمدید.
    مسرورم از این واقعه و امیدوارم بعد از غیبت طولانی خدمتتون برسم.

    به فلک می‌رسد از روی چو خورشید تو نور. قل هو الله احد چشم بد از روی تو دور

    شاگرد شما،مصطفی.

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ مرداد ۱۰ام, ۱۳۹۳ ۶:۱۳ ب.ظ:

    به به از این شعر به موقع

    [پاسخ]

    مصطفی پاسخ در تاريخ مرداد ۱۰ام, ۱۳۹۳ ۸:۲۰ ب.ظ:

    سابنون مستدام.

    [پاسخ]

  34. آقای دکتر این رمز” یا ننه بابا ” واقعا جالب بود. از طرف من به پسرتون تبریک بگید که همچین رزمجوی قابلیه!!!
    من هم تا نزدیک 2 ماه با این بی خوابی ها آشنا بودم. و بعد از اون هم تا چند ماه شبی 3- 4 بار بیدار میشدم.
    البته این بیدار خوابی کجا و بیدارخوابی های لاست تماشا کردن و کتاب و چای با هم هورت کشیدن کجا !!!!
    یک شب از همسر و دخترم در همون حال نزار نصفه شب عکس گرفتم. گفتم یادگاری بمونه واسه آینده. پلک های همسرم پف کرده و چشمها نیمه باز. موهای هر دوشون هم سیخ سیخ.

    هر وقت این عکسو میبینیم میخندیم.

    پیشنهاد میدم شما هم چند تا از این عکس های تاریخی بگیرید. این ورق از زندگی گرچه کمی سخته ولی میگذره. بعد وقتی مثل من شاهد دویدن دختری واسه یه هاپوی توپولی باشید. وقتی دستهای قشنگشو دور گردنتون بندازه و یه ماچ آبدار ازتون بگیره. وقتی عین فرشته ها بهتون زل بزنه و خوابش ببره، تمام خستگی هاتون و جانبازی هاتون میره رو هواااااااا

    قدم گل پسر مبارک شما و همسر عزیزتون. پر برکت و با صلابت ایشالا

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ مرداد ۱۰ام, ۱۳۹۳ ۶:۱۴ ب.ظ:

    بله عاطفه خانوم…الانم داریم حظ میکنیم

    [پاسخ]

  35. آقای دکتر مثل اینکه دو سه روز نبودم کلی اتفاق خوب افتاده؛قدم نو رسیده مبارک من همین الان فهمیدم؛انشالا باعث افتخارتون باشه تو دنیا و آخرت؛کمی که بزرگتر شد لطفا عکساشم بذارین ببینیم اگه میشه 🙂

    [پاسخ]

  36. ای جانم! چه جالب .دیروز داشتم به همین فکر میکردم که دیگه خواب ندارین با این کوچولو…. آخه نخوردیم نون گندم دیدیم دست مردم آقای دکتر.!!!!…

    [پاسخ]

  37. اتفاقا انگاری یکی از همسایه های ماهم به تازگی دارای فرزند شده و من مدام حوالی ساعت 3 الا 4 صبح صدای گریه هاشو میشنوم و در حالت خواب و بیداری خدارو شکر میکنم که این بچه مال من نیست و راحت میتونم بخوابم خدا وکیلی این قسمت پدر و مادر شدن خیلی سخته البته چش روهم بزارید زود بزرگ میشه ایشالاه که همیشه سلامت باشه و گریه هاش تو زندگی از سر شادی باشه در ضمن خودتون رو برای پاتک های سنگین تر اماده کنید دکتر جان !!!

    [پاسخ]

  38. سلام آقای دکتر
    عیدتون مبارک
    قدم نورسیده مبارک
    دیگه همه چی مبارکه دیگه
    انشاالله رسا شیری زیر سایه شما و مادر نامدار باشه

    [پاسخ]

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.