از ” تصمیم گیری” تا ” تصمیم سازی” در ازدواج

image_pdfimage_print

…میگفت در کشوری که برای ازدواج پسرها ” تصمیم گیرنده” هستند ، چه امیدی برای من دختر میمونه؟
لختی اندیشیدم ؛ عرض کردم بهش :
وقتی سهم خودت را در ” تصمیم سازی ” نبینی ، بازی را تمام در اختیار پسر میبینی و مجبوری او را محکوم کنی به بی تصمیمی یا بد تصمیمی؛ مضافا اینکه یک دختر اگر تصمیم خودش را اعلام کند و درست بین احساسات و رفتارهایش تعادل ایجاد کند ، مرد می اید در تصمیم گیری.

21 دیدگاه در “از ” تصمیم گیری” تا ” تصمیم سازی” در ازدواج

  1. سلام دکتر شیری استاد محترم

    یک 8 ماهی هست که با پسری همسن خودم اشنا شده ام و به خواستگاری من هم آمدند منتها خانواده من به دلیل وضع مالی آقا داماد 6 ماه فرصت دادند و توی این مدت ما همدیگرو می بینیم و من بیشتر توی خانواده آنها رفت و آمد دارم منتها خانواده من مخالف رفت و امد داماد و انتخاب مد نظر دخترشون که من ب اشم هستند اول گفتند بریم تحقیق بنده خدا هر چه بود و نبود گذاشت کف دستشون که بفرمایید تحقیق هم برید. گفتند بیاییم بله برون و حلقه بیاریم خانواده من گفتند نه. خلاصه آقای دکتر هر چی آنها می گویند خانواده من بدون رفت و امد فقط میگن ما که نمی شناسیمشون. من هم روی انتخاب خودم نه احساسی بلکه عاقلانه و احساسی پافشاتری دارم و قبولش دارم منتها وقتی از همسر اینده ام صحبت می کنم تیو خونه شورش میشه راهنمایی ام کنید چگونه با خانواده صحبت کنم و در مقابل حرف آنها که می گویند این پسر را توی خانه و جمع ما نیار چی بگم؟ از طرفی به هسمر اینده چی بگم؟ وقتی میگه می خواهم پدر و مادرت را ببینم. اینم بگم که من در وزنه های اخلاقی و مالی و عاطفی این فرد را انتخاب کردم حقیقتا از لحاظ انسانیت و اخلاقیات از نظر من کاملا قابل قبول هستش. من 41 سال دارم و ایشون هم سپاسگزارم و منتظر پاسخ شما هستم.

    [پاسخ]

  2. سلام اقای دکتر من امین هستم 28 ساله کارمند
    می خوام ازدواج کنم ی کیس با شرایط خانوادگی عالی ،تحصیل کرده واز نظر مالی عالی برام پیدا شده خانودش هم کم جمعیت هستن فقط ی برادر داره که ساکن بلژیکه…همیچیش خوبه فقط اینکه از ظاهر و اندامش خوشم نمیاد
    چون من همیشه ب دختر های بور سفید و پر گرایش داشتم ولی این دختره سبزس و لاغره نمی دونم چی کنم ؟ اگه بخوام عاقلانه و آینده نگرانه انتخاب کنم ..خیلی کیس خوبیه ولی ب لحاظ ظاهری اصلاجذبش نشدم اینم بگم که من اصلا تجربه جنسی نداشتم ..ب نظر شما بعد از ازدواج من میتئنم جذبش بشم یا نه ..برم دنبال ی کیسی که بور و سفید و پر باشه ..آقای دکتر لطفاجواب منو بدین…..خواهش می کنم

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ تیر ۱۰ام, ۱۳۹۳ ۱۱:۵۰ ق.ظ:

    امین عزیزم
    اگر شوری نسبت بهش نداری اشتباهه با منطق بری جلو
    منطق اصلی تر اینه که ازدواج در ابتدا بین زن و مرد نیست بین نر و ماده است

    [پاسخ]

  3. سلام دکتر شیری
    من 28 ساله ام از شمال و با پسری آشنا شدم که 6 ماه ازم کوچیکتره از جنوب،هر دو شاغل ولی با امکان انتقال شغل به شهرای دیگه،اون سنی من شیعه و نه خیلی مذهبی،از نظر چهره و ظاهر هر دو برا هم پذیرفته ایم،قراره بشه همدیگرو ببینیم و فرصت آشنایی حضوری هم داشته باشیم،من گفتم جنوب نمیرم اون پذیرفته شمال بیاد،من گفتم بچه نمیخوام اون میگه اگر قانع ام کنی میپذیرم،هردو اهل سفریم ومطالعه و ورزش و از نظر اخلاقی همدیگرو قبول داریم و اهداف مشترک داریم،به نظرتون این آشنایی میتونه به ازدواج ختم بشه؟

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ تیر ۱۰ام, ۱۳۹۳ ۹:۱۸ ق.ظ:

    نمیدونم واقعا…به نظرم خواسته های عجیبی دارید و مردی که تن به خواسته ای اینطوری بدهد یا عاشق است و فهمش تعطیله الان ( میپره بعدا) یا عیبی بزرگتر را پنهان میکند

    [پاسخ]

    سپید پاسخ در تاريخ تیر ۱۰ام, ۱۳۹۳ ۱۰:۲۷ ق.ظ:

    دکتر شیری جدای انتخاب شهر برای زندگی که هنوز قطعی نیست،صرفا درباره بچه به نظرتون خیلی عجیبه که ازدواجی به بچه دار شدن ختم نشه؟ یعنی بچه باید در همه ی خانواده ها باشه؟ این یه روال طبیعی اجباریه؟به نظرتون مردی نیست که این براش قابل درک باشه؟

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ تیر ۱۰ام, ۱۳۹۳ ۱۰:۵۸ ق.ظ:

    اجباری نیست
    چه بسا میلیونها نفر باشند که عقیم هستند و به خوبی دارند زندگی میکنند
    ولی وقتی شرط ازدواج میشود، عجیب است

    [پاسخ]

  4. سلام. حرف از تصمیم گیری شد!

    من چند ماهه ازدواج کردم با کسی که 7 سال باهاش دوست بودم، البته به غیر از دو سالی که این بین رابطمونو بهم زدیم و هیچ تماسی با هم نداشتیم (به دلیل اینکه نتونستیم ازدواج کنیم، چون از لحاظ مالی ضعیف بودیم). امروز متوجه شدم که زگیل ناحیه ت گرفتم. من میدونستم که توی این دو سال با یه نفر سه ماه دوست شده اما نمیدونستم مریضی گرفته. خودشم نمیدونسته. الان من باید تاوانشو بدم. خیلی عذاب وجدان داره. ولی چه فایده. من خیلی عصبانیم. البته سعی میکنم نرم تو فاز اذیت کردن و انتقام گیری!
    توی این مدت هم خیلی با هم خوب بودیم و مشکلی نداشتیم. اما الان نمیدونم میشه این رابطه رو ادامه داد یا نه!

    جزئیات رابطه ای که داشته رو ازش پرسیدم و اونم گفت که طرف کی بوده و رابطه هه چیجوری شکل گرفته و چی بوده و چیجوری تموم شده. از اینکه اینقدر احمق بوده که یک بار رابطه برقرار کرده اونم اینجوری عصبانیم. انگار با یه آدم احمق که بهداشت و چیزای دیگه سرش نمیشه روبروام.

    الان جدا بشم با این ویروس تو تنم! ببخشمش! تحملش کنم! ….. نمیدونم. فقط میدونم که تمام این مدت رابطه ی خوبی با هم داشتیم و همیشه همو دوست داشتیم. به غیر از الان که من حالت تهوع دارم! با این حال، فکر کنم باهاش میمونم و این مشکل “من و اون” میشه. اما حالم خیلی بده. شما چه پیشنهادی دارید آقای دکتر شیری؟

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ تیر ۸ام, ۱۳۹۳ ۲:۳۳ ب.ظ:

    نمیشه گفت زگیل تناسلی را از سکس نا امن گرفته و خیلی ها رابطه جنسی آزاد دارند بدون آلودگی
    به نظرم الان وقت این حرفها نیست و طلاق یک رفتار اشتباه است
    درمان را ادامه دهید و بدونید خیلی ها در دنیا این ویروس را دارند ولی زندگی را جهنم خویش نمیکنند

    [پاسخ]

  5. گاهی اوقات یک مرد یا یک زن فکر میکنند برای ازدواج آمادگی دارند . من یک سوال دارم دوره نقاهت بعد از جدایی و طلاق برای شروع مجدد چه مدت می باشد ؟ و چرا بعضی ها بعد از گذشت 5 الی 10 سال هنوز تو رابطه قبلی گیر کرده اند ؟ و مخصوصا مردی که میگه من زنم رو دوست داشتم ولی به این دلیل و این دلیل طلاقش دادم تو سرش چی میگذره ؟؟
    ممنون از مطالبتون

    [پاسخ]

  6. دو سال….اشتباه کردم ،هنوز کامل باور نکردم اشتباه کردم ، فکر ارتباط طولانی با نامحرم اذیتم میکرد،دو سال با هم بودیم
    دوسال دوسش داشتم ،و میگفت دوستم داره حتی بعد از اتمامش میگفت دروغ نگفته .
    همین محرم و صفر گفت بعد از صفر میایم ، مادرش ازم تعریف میکرد میگفت منو خیلی دوست داره…
    وقتی من حالا 30 ساله بودم ، روز 5 ام ماهی به خاطر تردیداش تمومش کردیم و روز 19 ماه بعد انگشتر کرد توی دست یه دختر دیگه
    اصلا نفهمیدم این رابطه چی بود ،چی به سرم اومد ، چرا؟
    امروز این متن دکتر شیری رو خوندم ، اصلا از وقتی این رابطه منو از پا دراوورد شیفته راهنمایی های صادقانه دکتر شیری شدم ، عاقلانه و روشن
    و الان با شنیدن : دکلمه” اگر زنی را دوست داری”اشک از چشمام سرازیر شد و حس کردم باید بیشتر ازاینا به خودم و هر زن دیگه ایی احترام بزارم
    من اسیر نیستم مگه خودم خودمو اسیر تصمیم کسی و مادر اون کس بدونم

    و همینطور وقّروا کبارکم و ارحموا صغارکم.به پیران احترام بگذارید وبه بچه ها مهربانی نمایید
    ممنون آقای دکتر شیری

    [پاسخ]

  7. سلام اقای دکتر به نظر شما
    ارتباط و ازدواج با پسری 25 ساله با در نظر گرفتن سن دختر که 29 هست درست هست و مشکلی ایجاد نمی کند؟
    اگر از نظر ظاهری مشکلی نباشه و همینطور تا حدودی از نظر رفتاری در یک سطح باشند.
    ممنون از تمام زحماتتون و وقتی که برای ما می گذارید.

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ تیر ۸ام, ۱۳۹۳ ۴:۲۴ ق.ظ:

    سن پسر کمه و بعیده از پس زندگی مشترک با دختری 4 سال از خودش بر بیاد

    [پاسخ]

  8. سلام دکتر جان. کاش یکم بیشتر توضیح میدادید. اخه چه جوری؟ شما که جنس خودتونو بیشتر میشناسید.قشنگ معلومه که حسابی درگیرت شده ا.وقتی میبیندت قلبش تاپ توپ میکنه توسینه ش و به تته پته می افته اما فقط کافیه بفهمه تو هم بدت نمیاد ازش یدفه همه چیزو حاشا میکنه.( نه نهههههههه من اصلا.من شما رو نمیشناسم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!) باورکنید من خودم یه کیس همینجوری میشناختم که دختره با چندتا واسطه به پسره گفته بوده. پسر گفته به خودش بگید بهم زنگ بزنه . بعدشم گفته باید فکر کنم .و گذاشته بعد یک هفته که دختر جون بسر شده زنگ زده که اره من از خیلی وقت پیش عاشقت بودم.یکی نیس بگه اخه ….. داری؟؟؟

    [پاسخ]

  9. سلام دکتر شیری عزیز
    ببخشید که این سوال من بی ربط به موضوعه ولی مشکلی تو تصمیم گیری دارم که نیاز به راهنمایی شما هر چند مختصر دارم ، دکتری دانشگاه آزاد قبول شدم و هم زمان هم ویزای مهاجرت کانادا هم دریافت کردم ،نمیدونم چطور بین موندن و دکتری خوندن و رفتن و مهاجرت انتخاب کنم ، توی تصمیم گیری موندم نمیدونم چطور میتونم تصمیمی بگیرم که بعد پشیمون نشم چون همیشه بعد از کلی فکر و تحلیل تصمیم میگیرم و فکر هم میکنم بهترین و درست ترین تصمیم رو گرفتم ولی بعد میفهمم که اینطور نبوده و پشیمون می شم . خیلی لطف میکنید اگر من رو راهنمایی کنید

    [پاسخ]

  10. سلام آقای دکتر
    عرض کنم خدمتتون بنده مشغول به تحصیل در کانادا هستم ولی دسترسی من و نامزدم به مشاورهای ایرانی مطلوب محدوده و در شرایط حاضر احساس نیاز جدی به صحبت کردن با یک مشاور یا روانشناس داریم.
    مسیله اینه که به دلیل دیدگاههای مذهبی که هردومون داریم نمیخوایم سراغ مشاورهای کانادایی بریم چون بسیاری از پیچیدگیهای شرایط مارو احتمالا درک نمیکنند وقضیه پیچیده تر میشه.
    خواستم اگر براتون مقدور هست مرکزی یا مشاوری معرفی کنید که با رویکردی مثل خود شما با مسایل ازدواج و روانی برخورد کنند و بتونند به ما کمک کنند. ما ساکن شهر مونترآل در کانادا هستیم اگر که در پاسخ شما تفاوتی ایجاد میکنه.

    ممنون و سپاسگذارم

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ تیر ۸ام, ۱۳۹۳ ۴:۲۶ ق.ظ:

    محسن عزیز
    شخصا مرکزی را در مونترال نمیشناسم
    اگر از طریق پیام فیس بوک میتونید ، سوالتون را برای صفحه من بفرستید بررسی کنم

    [پاسخ]

  11. اگه خانواده پسر بگن نه اصلا به هیشکی بر نمیخوره حتی شاید خانواده دختر ولی کافیه یه دختر بگه نه تا خانواده خودشم طلبکارش هستند..ولی باید مقاومت کتیم باید به هدفمون برسیم…………

    [پاسخ]

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.