عقده مادر چیست؟ (از یک درمانگر یونگی در بلفاست)

image_pdfimage_print

بعنوان مقدمه ای برای موضوعات مورد بحث در جلسات این هفته ، قصد دارم نخست به بررسی عقده مادر و سپس عقده پدر بپردازم .

عقده مادر بخشی بالقوه فعال در روان همه انسانهاست، که ابتدا با تجربه مادر شخصی هرفرد و سپس در نتیجه تماسهای قابل ملاحظه با سایر زنان و باورهای جمعی شکل میگیرد.عقده مادر بسته به اینکه در دختر یا پسر بروز کند فرمهای متفاوتی خواهد داشت.(فرهنگ یونگ)

هیچکدام از ما در طی فرایند رشد هرگز قادر نخواهیم بود از تاثیر گذاری و نفوذ مادر در روان خود بگریزیم.

یونگ از انواع مختلف عقده مادر در زنان برای ما می گوید: (Jung, CW 9i., par. 167.)

  • اغراق در جنبه های زنانه یا همان تشدید کلیه غرایز زنانه بویژه غریزه مادری یکی از این موارد است.فرم منفی این مورد را می توان در زنی دید که تنها هدفش مادر شدن و فرزندآوری است.در نظر چنین زنی شوهر در درجه اول و بیش از هر چیز وسیله ای برای تولیدمثل است و زن اورا تنها شیء ای بحساب می آورد که باید مانند بچه ها،سگ ،گربه،لوازم خانه و فرزندان ناتنی از او مراقبت کرد.
  • در شکل دیگری از همین نوع تاثیر، غریزه زنانه کاملا سرکوب شده یا خشکیده خواهد بود.
  • در روی دیگر سکه ،عقده مادر در زنان میتواند منجر به بروز افراطی انرژی شور و عشق ( اروس ) شود که این امر اغلب به ارتباط زنایی با پدر (البته اکثرا بصورت خیالی )می انجامد.فرد دارای انرژی اروس اغراق شده اهمیت غیر عادی برای شخصیت دیگران قایل خواهد بود .
  • حسادت به مادر و تلاش مداوم جهت شکست دادن مادر ترجیع بند همیشگی اعمال چنین دختری می شود.
  • این سرکوبی ممکن است از طریق دیگری نیز ابراز شود ، که در آن زن با مادر خود همانندسازی می کند.

مادر بصورت ابرزنی (که ناآگاهانه مورد ستایش دختر است)،پیشاپیش آن زندگی را که خود دختر میتوانست داشته باشد ،به تمامی زیسته   است.دختر به بی خود بودن هویت خود قانع گشته و حاضر است با از خودگذشتگی به مادر بچسبد،ولی در عین حال ناخود آگاه و ناخواسته تلاش می کند پشت نقاب وفاداری و ایثار کامل بر مادرش مسلط شود.دختر شخصیتی سایه وار دارد،که آشکارا توسط مادر مکیده و خشکانده شده و می کوشد با دادن مستمر خون خود به مادر زندگی اورا تداوم بخشد.

و سرانجام فرم منفی عقده مادر ،که دستمایه داستانها و فیلمهای بسیاری است،ودر آن مقاومت شدید به مادر و هر آنچه نماینده اوست بچشم می خورد.

این مورد،نمونه تمام عیاری از عقده مادر منفی است.شعار این نوع زن این است که ((هر چه می خواهد باشد؛تنها مثل مادر نباشد!…))در این موارد کلیه فرایندهای غریزی با مشکلات غیر مترقبه ای مواجه می شوند؛ تمایلات جنسی درست عمل نمی کنند،فرزندان ناخواسته هستند ،ویا وظایف مادری غیر قابل تحمل بنظر می رسند یا ضروریات و مطالبات زندگی زناشویی با بی صبری و رنجش پاسخ داده می شوند.

این نوع دختر میداند چه نمی خواهد ولی معمولا در انتخاب سرنوشت خود سردرگم است.تمامی غرایز او در مقاومت منفی در برابر مادرش متمرکز شده و در نتیجه در پایه ریزی و بنای زندگی خودش کاربردی ندارند.

همانطور که می دانیم ،تنها در صورتی می توان واقعا بر یک عقده فائق آمد که آن را کاملا و به تمامی زندگی کرد.بعبارت دیگر چنانچه قرار باشد شخصیت رشد یافته و عمیقی بیابیم باید آنچه را که در نتیجه عقده هایمان از آن فاصله می گرفتیم ،به تمامی و با کلیه تفاله ها و پس مانده هایش به سمت خود جذب کرده و بیاشامیم.

این زن گویی زندگی در دنیا را در حالی که به پشت سرش می نگرد،آغاز کرده است،درست مثل همسر لوط پیامبر که به پشت سرش نگریست و تبدیل به نمک شد.او متوجه نیست در تمام زمانهایی که دنیا و زندگی مانند رویا از مقابل چشم او عبور می کند،سرچشمه همه تصورات آزاردهنده،ناامیدیها و آزردگیهاتنها ناشی از این حقیقت است که او نمیتواند برای یکبار هم که شده مستقیم پیش روی خود را بنگرد.شیوه ناخودآگاه بازخورد او نسبت به واقعیت موجب می شود زندگیش تحت تسلط همان مسایلی قرار بگیرد که بیشترین جنگها را در مقابلشان انجام داده است،لیکن چنانچه رویش را به سمت صحیح بگرداند برای نخستین بار قادر خواهد بود، در پرتو پختگی و بلوغ دنیای راستین را ببیند که با رنگهای دلربا و عجایب افسونگرانه جوانی و گاه کودکی زینت یافته است.این بصیرتی است که منجر به شناخت و کشف حقیقت می شود،یعنی همان شرط لازم و ضروری برای خودآگاهی.بخشی از زندگی او از دست رفته ،ولی معنا و مفهوم زندگیش حفظ خواهد شد.

عقده ها با درون فکنی ها(گزینش ناخودآگاه عقاید یا نگرش دیگران)،در یک موضوع اساسی متفاوتند.طبق نظر یونگ ،هر عقده در هسته مرکزی خود دارای یک آرکتایپ است.عقده ها عقاید احساسی محوری هستند که در طی سالها اطراف آرکتایپ گرد می آیند مانند عقده مادر و پدر .هنگامی که عقده تقویت شده و رفته رفته بزرگ شود،بلااستثنا با تاثیراتی همراه خواهد بود.بنابراین عقده مادر تنها ناشی از تجربیاتی از مادر شخصی نیست بلکه الگوهای جهانی مادر هم که در روان اثرگذارند در تشکیل آن موثرند.

—————————-

مقاله فوق ترجمه  این مقاله است که خانم آویده خطیبیان  دانشجوی دوره سفر زندگی ۹۲-۹۳ زحمت ترجمه آنرا کشیده اند

47 دیدگاه در “عقده مادر چیست؟ (از یک درمانگر یونگی در بلفاست)

  1. سلام دکتر شیری عزیز
    چند وقتیه میخوام از مشکلاتم برای شما بنویسم وراهنمایی بخوام اما…یه چیزی نمیذاره.نمیدونم انگار میترسم.نمیدونم از چی …شاید از روبرو شدن با واقعیتها.
    اما شاید همین روزا نوشتم.میدونم سرتون شلوغه.
    من واقعا دوستتون دارم استاد عزیز.این رو از صمیم قلب میگم واحترام زیادی براتون قائلم.

    [پاسخ]

  2. سلام
    مطلب جالبی بود
    ممکنه درباره عقده پدر هم مطلب بذارین؟
    می خواستم بدونم تاثیر سوء عقده پدر در چه زمینه هایی بروز می کنه مخصوصا واسه دخترها
    ممنون می شم پاسخ بدین

    [پاسخ]

  3. دکتر شیری گرامی
    سلام
    حس غریبیه که آدم چند سال مث اسب عصار بهترین سالهای زندگیش رو تلف کنه و بعد با خوندن یه مقاله بفهمه که دلیل رفتارش چی بوده
    من این تجربه رو داشتم
    خواهش می کنم این مقاله رو با یه نثر روانتر و توضیحات اضافه ی خودتون در اختیارمون بذارین
    اولین باریه به چنین موضوع بکری برخورد می کنم
    واقعا روم تاثیر داشت
    —-
    براتون آرزوی سلامتی می کنم

    [پاسخ]

  4. من مادرمو خیلی دوست دارم ولی اغلب از اینکه فیزیک بدنم-نحوه رفتار و گفتارم ودغدغه هام شبیه مادرم باشه میترسم و دوست ندارم مثل اون باشم. انگار مادرم سایه ی منه

    [پاسخ]

  5. اقای دکتر عزیز
    از زمانی وارد دوره بلوغ شدم ،مادرم با من به رقابت پرداخته،در یک کلمه تمام این سالها ی طولانی ازش متنفر بودم وخواهم ماند .مثل یه دختر حسود وکثیف مثل یه همسن همیشه با من رقابت کرده .متلک گفته ازار داده حتی شکنجه داده ،منو به افسردگی شدید مبتلا کرده ،همیشه به من می گفت تو زشتی هیچ پسری به تو حتی نگاه نمی کنه .حالا شما به من بگین من دچار عقده مادرم یا او؟

    [پاسخ]

  6. 12 ساله بودم از طرف مدرسه روانشناس آوردن گفتند برای مادرها صحبت کنه، همیشه با خودم می گفتم این … چی گفته که از 12 سالگی هر کاری می کنم مادرم می گه عقده رقابت با مادرت رو داری من نمی گم روانشناس میگه و تا کارمون به جای باریک نمی رسید دست از سر هم بر نمی داشتیم الان بعد از 12 سال جنگ زمان دعواهای من و مادرم از هروز به ماهی یکی دو بار تبدیل شده ولی هر لحظه تو دلم می گم ازت متنفرم، ولی از طرف دیگه هر کاری هم از دستم بر بیاد انجام میدم و دلم نمیخواد ناراحت ببینمش، اونم میگه بچه های دیگم یه کفه ترازو تو تنها تو یه کفه ترازو من از تو انتظار ندارم، رو تو جور دیگه حساب باز میکنم… فقط همیشه با خودم می گم من بد بودم چطور یه مادر می تونه با یه دختر 12 ساله که فقط به بازی فکر میکنه بجنگه پس باید خیلی بی رحم باشه آخه من هر کاری می کردم هرچی مگفتم آخرش به دعوا ختم می شد…. الان به نظرم رسید احتمالا اون روانشناس در این باره حرف زده قابل درک نبوده

    [پاسخ]

  7. سلام
    متاسفانه من چیز زیادی از این مطلب متوجه نشدم. برام سنگین بود.
    میشه یه راهنمایی بکنید، مثلا کتابی معرفی کنید تا در این زمینه مطالعه داشته باشم و بتونم درک کنم مطالبی از این دست رو؟ متشکرم.
    می دونم روانشناسی یونگ در کل سنگینه. اما دوست دارم بیشتر بدونم در موردش. یه کتاب در حدِ منِ مبتدی معرفی کنید. بازم ممنون

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ خرداد ۲۸ام, ۱۳۹۳ ۱۲:۰۲ ب.ظ:

    سلام سهیلا
    درباره نظریه یونگ میتونید کتاب انسان و سمبلهایش را تورق کنید
    درباره عقده مادر کتابهای ترجمه تورج بنی صدر در انتشارات لیوسا عالی هستند و در بخش معرفی کتاب سایت ما نیز میتونید لینکش را ببینید
    http://doctorshiri.com/fa/?s=%D8%AA%D9%88%D8%B1%D8%AC+%D8%A8%D9%86%DB%8C+%D8%B5%D8%AF%D8%B1

    [پاسخ]

  8. من همه مطالب سایت شما رو میخونم ولی تا حالا راجع به عقده پدر چیزی ننوشتین میشه هروقت فرصت داشتین یه توضیحی دربارش بدین

    [پاسخ]

  9. دکتر چرا هیچ وقت نظراتی که برام مهمه نه در فیسبوک از شما جواب می گیرم و نه اینجا حتی تایید هم نمی شه. فکر کنم دیگه یه اشکالی در من هست.

    [پاسخ]

  10. آقای دکتر من واقعا به کمک شما احتیاج دارم اگه امکان داره جواب کامنت من رو بدید یک دنیا ممنونم بدجوری مستاصلم کمکم کنید.

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ خرداد ۲۶ام, ۱۳۹۳ ۷:۴۹ ق.ظ:

    پساخ دادم بانو

    [پاسخ]

  11. سلام
    سری پیش قبل اومدن به کلاساتون حالم بد بود و یه دنیا سوال داشتم . اومدم کلاس شخصیت سالمتر و سفر زندگی چقدر حالم خوب شد . انگار لایه های درونی روحم شخم زده شدن و چقدر خوشحال بودم . اما مدتیه دوباره بهم ریختم انگار تمام درسا رو فراموش کردم . دوباره برگشتم به همون حال خراب قبلی . نمی دونم چرا ؟ وایسادم سر خرابه های زندگیم و درد می کشم توان حتی نگاه کردن به روبرو رو هم ندارم چه برسه به حرکت . دیگه نمی دونم چکار کنم . این پست رو خوندم یادم افتاد به کلاس سفر زندگی . چقد دلتنگم این روزا …

    [پاسخ]

  12. سلام استاد جان
    امکانش هست یک پست در مورد ازدواج با آقایون مطلقه و مشکلات و مسائلی که باید در این ازدواج در نظر گرفت بگذارید .
    ممنون میشم اگر این لطف را در حق من بکنید.

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ خرداد ۲۵ام, ۱۳۹۳ ۱۱:۳۴ ق.ظ:

    حتما میگذارم زهرا خانم

    [پاسخ]

    زهرا پاسخ در تاريخ خرداد ۲۵ام, ۱۳۹۳ ۱۲:۱۰ ب.ظ:

    سلام/ دکتر شیری خیلی لطف میکنید، منم بهش احتیاج دارم.متشکرم
    پ.ن: با “زهرا”خانم فقط تشابه اسمی داریم

    [پاسخ]

  13. سلام دکتر خوب
    دو تا مطلب
    1- این فرق گذاشتن بین فرزند دختر و پسر هم همین بحث امنیت خواهی محوریت می کند …مادر در کودکی بهش کم محلی شده و به برادراش توجه شده …حالا که خودش مادر شده همون سایه را داره برای دختر خودش بازی می کنه …یا خیلی به پسرش توجه می کند و امنیت میگیرد یا خیلی به دخترش میرسد و امن میشود ..
    2- این سی دی راز زنانگی را خریدم …سوال : ایا اقایان هم این انرژیها را دارند …میشود صرفا نام ببرید ؟ با تشکر

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ خرداد ۲۵ام, ۱۳۹۳ ۱۱:۳۶ ق.ظ:

    حسن خان
    مال مردان به این پر کاربردی نیست و تقسیم بندی داره که فرصت کنم براتون ای میل میکنم

    [پاسخ]

  14. سلام آقای دکتر الان مطالب نوشته شده فارغ التحصیل های دوره هاتون رو میخوندم شما به خیلی ها کمک کردین من خواننده مجازی سایت شما هستم شهرستانم وامکان امدن به جلسات شما رو ندارم بدجوری عقده مادر یقه من رو چسبیده طوری که دیگه بچه ام مهم نیست فقط میخوام زندگی نکنم دچار افسردگی شدید شدم اطرافیانم از هیچ کمکی دریغ نمیکنن ولی من درد خودم رو میدونم 10 ساله ازدواج کردم ولی خونه به دوشم دو روز پشت هم تو خونه ام بند نمیشم زندگیم داره فنا میشه توروخدا کمکم کنید تا عمر دارم دعا تون میکنم

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ خرداد ۲۶ام, ۱۳۹۳ ۷:۴۸ ق.ظ:

    در درجه اول چنانکه در کامنتهای قبلی تون نوشته اید ، باید جدی به بررسی بیماریهای افسردگی یا دو قطبی دقت کنید ( روانپزشک) و بعد مدل ازدواجتون اگر اشتباهه وقت بذارید مثلا تا مهرماه درستش کنیدو اگر درست شدنی نیست یا به قیمت نابودی یکی تون بناست چیزی عوض بشه خب شاید باید فکر امتداد زناشویی را بررسی مجدد کنید
    یا هیولا کردن مرد و ندیدن سهم خودتان در این بحران به نظرم حل مشکل را به تعویق می اندازید

    [پاسخ]

  15. سلام استاد خسته نباشین و حجتان قبول انشاالله. راهنماییمون کنید لطفا هنوز بعد از فوت مادرمان خواهر عزیز ۲۰ساله ام درگیر افسردگی ست البته به تشخیص روانشناس. ایشون توصیه کردند که حتما به روانپزشک مراجعه کنند و دارودرمانی رو شروع کنند که خواهرم قبول نمیکنه واز دارو خوردن میترسه !!!!از عوارضش مخصوصا. من هم خیلی بهش اصرار نکردم!!!ولی واقعا نمیدونم چه طور منطقی متقاعدش کنم !!جواب شما رو بهش میگم شرمنده ازسوال بیجایم!!!!اگه لطف کنید شماره دکتر قلعه بندی رو بگین

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ تیر ۱۴ام, ۱۳۹۳ ۱۱:۳۷ ب.ظ:

    بابت خواهر متاسفم
    افسردگی ناشی از فقدان در مواردی احتیاج به دارو درمانی پیدا میکند که عملکرد بیمار افت واضح کند
    بنابراین ویزیت یک روانپزشک باعث میشه تصمیم درست تری بتونید بگیرید
    اما وابستگی داروهای ضد افسردگی با راهکارهای ساده ای که درمانگر استفاده خواهد کرد، رفع میشود و امری دائمی نیست ولی عوارض ناشی از افسردگی میتونه برگشت ناپذیر باشه

    [پاسخ]

  16. من طبق اون چیزی که شما قبلا تو سایت از عقده ی مادر نوشته بودین، برداشت دیگه ای داشتم، این متنو که خوندم به نظرم اصلا به اون مفهوم شبیه نبود…یعنی این متن هیچ ربطی به من نداشت ولی طبق نوشته های شما از عقده ی مادر احساس میکردم خیلی در وجودم حسش می کنم، من این جوری فهمیده بودم که آدمای دارای عقده مادر وقتی که زمان مواجهه با اون اژدهای معروف پیش میاد، دقیقا همون موقع خوابشون میبره، یا خودشونو میزنن به خواب، عقده مادر باعث میشه تواناییهات دستاوردی نداشته باشن، و یا این متن از عقده ی مادر: «عقده مادر در ادبیات یونگی و همچنین داستانهای اقوام و ملل به اشکال مختلف مثل جادوگر پیر و طلسم قدیمی و ازدهای ۷ سر و …تصویر گشته است و به مردم در ذیل داستانها مواجهه با این ترسها آموخته میشد…»
    اما این متن ترجمه بالا خیلی فرق داره و راستش من قبلا همش فکر میکردم که اصطلاح عقده مادر باید یه ربطی هم به مادر داشته باشه ولی راستش اون توضیحات قبلی خیلی ارتباطش با مادر برام محسوس نبود، ولی این بالایی که ترجمه شده به نظر میاد ارتباط خوبی با مفهوم مادر برقرار کرده، من چون اون مفهوم قبلی رو حسش کرده بودم کاملا میتونم متوجه بشم که این دو مفهوم خیلی با هم فرق دارن، دوست دارم روی اون توضیحات قبلی یه اسم دیگه ای بذارم ، چون عمیــــــــقا میفهممش و از طرفی هم میدونم احتمالا عقده مادر نیست، شاید یه procrastination پیشرفته یا….؟

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ خرداد ۲۵ام, ۱۳۹۳ ۱۲:۵۶ ق.ظ:

    عقده مادر یعنی آدم هر عاملی را در زندگی مبدل کند به جایی برای امنیت گرفتن
    مثلا از دانشگاه بیرون نمیرود و همچنان ادامه تحصیل میدهد تا زندگی نکند

    [پاسخ]

    یک مادر پاسخ در تاريخ خرداد ۲۵ام, ۱۳۹۳ ۹:۲۲ ق.ظ:

    استاد چقدر جالب جواب دادید من هم همیشه دنبال راهی هستم که زندگی نکنم به هر چیزی پناه میبرم آیا درمانی داره یا باید تا عمرداریم عذاب بکشیم وعذاب بدیم؟

    [پاسخ]

    سعیده (آذر) پاسخ در تاريخ خرداد ۲۵ام, ۱۳۹۳ ۱۱:۳۶ ق.ظ:

    توضیحات شما عالیه، ولی این درمانگر یونگی در بلفاست!!چه عرض کنم، خیلی واضح نیست دغدغه ای که داره..

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ خرداد ۲۵ام, ۱۳۹۳ ۱۲:۱۰ ب.ظ:

    دغدغه اش چه اهمیت داره وقتی قدرت دارید متن را بخوانید و تحلیل کنید

    [پاسخ]

    مهناز پاسخ در تاريخ خرداد ۲۵ام, ۱۳۹۳ ۴:۵۷ ب.ظ:

    به نظرم این مهارت دکتر شیری است که مطالب پیچیده رو ساده و کاربردی و قابل درک ارائه می کند که مسلما ناشی از درک بالای مطالب و عشق به تدریس و تعلیم در دکتر شیری می باشد.
    با آرزوی موفقیت روز افزون

    [پاسخ]

  17. سلام آقای دکتر یادمه اون موقعی که نتیجه ی امتحان مبانی و دیده بودم و اومدم اینجا نوشتم که قبول نشدم خیلی گریه کردم و ناراحت بودم اما بعدش گفتم میخوام دیگه درس زیست و رشته ی روانشناسی فکر نکنم تا رشته ی کامپیوتر و بخونم و تموم بشه خوب تموم بشه از این تصمیمم خوشحال بودم اما وقتی ترم جدید شروع شد بازم همون مسیر قبل و رفتم و بدون اینکه انگیزه ای برا خوندن برنامه نویسی داشته باشم فقط برا اینکه پاس بشه خوندمش حالا با اینکه بلدم اما میترسم بازم فردا برم سر جلسه ی امتحان و نتونم بنویسم و…
    تا همین چند روز پیش زده بود به سرم که تغییر رشته بدم و بیخیال این رشته بشم که به لطف دوستان دیگه زیاد بهش فکر نمیکنم.برنامه ریزی کردم که هم از این به بعد خوب درس بخونم که دوست داشتم درس خوندن و هم بیشتر به سلامتیم فکر کنم.چند روزم هست که از هوای خوب روستا استفاده میکنم ورزش میکنم.
    برام دعا کنید.

    [پاسخ]

  18. سلام آقای دکتر
    این اولین باری هست که خدمتتان ایمیل می زنم و پاسخ شما برایم بسیار مهم است؛
    من دختری متولد 67 و مجرد هستم.تمام دوران تحصیلم را با موفقیت سپری کردم در دوره لیسانس و ارشد دانشجوی ممتازشدم .اما حالا به زندگیم نگاه می کنم و می بینم تمام زندگی تا الان سرم فقط تو کتاب بوده. زمانی که باید میرفتم ورزش، می رفتم موسیقی ام را ادامه می دادم، به نقاشیم می رسیدم و … همه و همه داشتم درس می خودنم احساس خیلی خیلی بدی دارم حسابی سردرگم شدم من اصلا زندگی نکردم من یادم رفت تحصیل فقط بخشی از زندگی اند…
    حالا نمی دونم چطور باید زندگیم رو بسازم چطور ادامه بدم چکار کنم
    خواهش می کنم راهنماییم کنید
    من منتظرم.
    با مهر

    [پاسخ]

    سادات پاسخ در تاريخ خرداد ۳۰ام, ۱۳۹۳ ۱۱:۱۱ ق.ظ:

    آقای دکتر لطفا پاسخ مرا بدهید
    نمی دونید چه حسی که آدم هر روز بیاد ببینه کسی به پاسخش امید داشته جوابی بهت نداده

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ خرداد ۳۰ام, ۱۳۹۳ ۲:۲۳ ب.ظ:

    سلام، تو فقط 26 سال داری و هزاران فرصت در پیش رویت هست پس فکر نکن پیرزن شده ای
    به نظرم در درجه اول در زمینه اشتغالت فکر کن تا حس موثر بودن را تجربه کنی، در این زمینه باید رزومه پر کنی ، مصاحبه بری و خم و چم کار را یاد بگیری
    اما در زمینه ورزش و مهارتهایی از این دست همین امروز نیز میتونی آستین بالا بزنی و ظرف چند ماه کاملا حسهای خوبی که نداشتی را تجربه کنی
    در زمینه عاطفی و ازدواج نیز ازت میخواهم که گوش به زنگ باشی و فرصتهایت را الان از دست ندهی

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ خرداد ۳۰ام, ۱۳۹۳ ۲:۰۶ ب.ظ:

    سلام، تو فقط 26 سال داری و هزاران فرصت در پیش رویت هست پس فکر نکن پیرزن شده ای
    به نظرم در درجه اول در زمینه اشتغالت فکر کن تا حس موثر بودن را تجربه کنی، در این زمینه باید رزومه پر کنی ، مصاحبه بری و خم و چم کار را یاد بگیری
    اما در زمینه ورزش و مهارتهایی از این دست همین امروز نیز میتونی آستین بالا بزنی و ظرف چند ماه کاملا حسهای خوبی که نداشتی را تجربه کنی
    در زمینه عاطفی و ازدواج نیز ازت میخواهم که گوش به زنگ باشی و فرصتهایت را الان از دست ندهی

    [پاسخ]

  19. آقای دکتر من دارم “نوجوانی ابدی و نبوغ خلاقانه” رو میخونم، انگار که مخاطبش صرفا مردا هستن حالا هر از گاهی یه اشاره ای هم به زنان داره. درسته یا اشتباه میکنم؟

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ خرداد ۲۴ام, ۱۳۹۳ ۴:۲۴ ب.ظ:

    زن و مرد نداره

    [پاسخ]

  20. آقای دکتر شیری سلام
    یه سوالی داشتم راستش ممنون میشم اگه جواب بدین حتی اگه شده یه سر نخ هم کافیه فقط جواب شما ر میخوام
    ازدواج یک دختر خانوم 28 ساله با یه آقای 49 ساله اشکالی داره؟ همه چیز ok هست، فقط سن
    سپاس

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ خرداد ۲۴ام, ۱۳۹۳ ۱۰:۲۴ ق.ظ:

    معمولا موفق نیست زیرا
    1- درکهای خیلی بالاتر از سنتون لازم دارید تا میانسالی یک مرد را ادراک کنید
    2- خانواده شما برایش بسیار سخت خواهد بود

    [پاسخ]

    نیکان پاسخ در تاريخ خرداد ۲۴ام, ۱۳۹۳ ۹:۲۹ ب.ظ:

    بسیار سپاسگزارم آقای دکتر از پاسختون

    [پاسخ]

  21. من تا زمانیکه برم دانشگاه سعی میکردم رفتارهای مادرم رو داشته باشم و حالا این رفتارها جزئی از شخصیت من هستند و باعث خیلی از محدودیتهایی که برای خودم قائل شده ام، شده اند و شاید دلیل منطقی برای آنها نداشته باشم… سوالم اینه که آیا ممکنه این شخصیت رو از خودم دور کنم و شخصیت خودم رو بسازم؟؟؟
    آقای دکتر قلعه بندی برای این کار مناسب هستند؟ بنظرتون حدودا چند جلسه طول میکشه؟

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ خرداد ۲۴ام, ۱۳۹۳ ۱۰:۰۱ ق.ظ:

    احتمالا نیازی به درمان
    ر نیست و با مطالعه بتونید خودتون را بالانس نگه دارید
    با زن بودن از تونی گرنت آغاز کنید

    [پاسخ]

  22. دروود
    شاید کاملا مرتبط به مطلب فوق نباشد، ولی بسیار مشتقام بدانم کلاس سایه ها کی برگزار می شود…
    از ابتدای خرداد قولش رو دادید اما …

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ خرداد ۲۴ام, ۱۳۹۳ ۹:۵۸ ق.ظ:

    هفته اول تیر ماه به لطف الهی

    [پاسخ]

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.