مشکلی قایم شده در زیر بعضی ژستهای روشنفکرانه

image_pdfimage_print

Ludwig-von-Mises-150x150

لودویگ فان میزس نوشته جالبی دارد درباره  حمله بعضی افراد به سرمایه داری و پول و اختلاف طبقاتی که شاید شامل ما نیز بشود

طبق یک قاعده، یک فرد عادی فرصت هم نشینی با افرادی که موفق تر از او هستند را ندارد. چنین کسی در جمع سایر افراد عادی قرار می گیرد. او هیچ وقت در یک مناسبت غیرکاری  رئیسش را ملاقات نمی‌کند. و هیچ وقت از روی تجربه‌ی شخصی‌ این موضوع را نمی‌آموزد که با توجه به تمامی‌توانایی ها و استعدادهایی که برای خدمت رسانی موفق به مصرف کنندگان مورد نیازاست، چه تفاوت هایی میان یک فرد کارآفرین یا یک عضو هیئت رئیسه وجود دارد. حسادت و رنجشی که به وجود می‌آید متوجه  موجودی جاندار از گوشت و خون نیست، بلکه این احساس در برابر مفاهیمی  انتزاعی از قبیل “مدیریت”، “سرمایه” و “وال استریت [۱]” شکل می‌گیرد. ممکن نیست بتوان  نسبت به چنین مضامینی همان احساس تلخی را داشت که فردی نسبت به همنوع اش که هر روز با او مواجه می‌شود، می‌تواند داشته باشد.

این امر برای افرادی  که به خاطر شرایط خاص شغل شان یا وابستگی خانوادگی شان، ارتباطات شخصی با افراد موفقی داشته و – همانطور که خودشان نیز بر این باورند – به حق باید به موفقیت می‌رسیدند متفاوت است.  احساس جاه طلبی های سرخورده شده در این افراد تلخ‌تر و شدیدتر می‌شود چرا که نفرت پدید آمده نفرتی واقعی نسبت به موجودی جاندار و زنده است. آنها از نظام سرمایه‌داری بیزارند چون نظام مذکور فرد دیگری را به مقامی گماشته که خودشان خواهان آن جایگاه بودند.

وضعیت این چنینی برای آنهایی که معمولا روشنفکران [۲] خوانده می شوند نیز پیش می‌آید. به عنوان مثال پزشکان را در نظر بگیرید. جریان عادی و تجربه‌ی روزانه، هر پزشکی را به این واقعیت آگاه می‌سازد که سلسله مراتبی هست که پزشکان را بر طبق شایستگی‌ها و دستاوردهای‌شان دسته‌بندی می‌کند. پزشکانی که از یک پزشک معمولی برجسته‌تر هستند، در واقع آن‌هایی که‌ یک پزشک معمولی باید روش ها و نوآوری‌های‌شان را آموخته و به کار گیرد تا اطلاعاتش به روز باشد، در مدرسه پزشکی هم کلاسی ها بوده‌اند. این پزشکان موفق، همچون وی به عنوان کارورز خدمت کرده و در جلسات انجمن های پزشکی با وی شرکت کرده‌اند. او آنها را کنار بیماران و همچنین در گردهمایی های اجتماعی ملاقات می‌کند. برخی از آنها دوستان و آشنایان شخصی اش هستند، و با نهایت نزاکت با وی رفتار کرده و به عنوان همکار عزیزشان خطابش می‌کنند.

اما وقتی پای  ستایش عامه مردم و  درآمد بالاتر در میان است، آنها بسیار فراتر از او هستند. این پزشکان موفق از او پیشی گرفته و به طبقه دیگری از افراد تعلق گرفته‌اند. هنگام مقایسه‌ی خود با آنها، احساس حقارت پیدا می‌کند. اما باید مراقب خودش باشد تا کسی مبادا متوجه خشم و حسادتش شود. حتی کوچک‌ترین نشانه‌ای از این احساسات به عنوان رفتاری ناپسند محسوب می‌شود و از ارزش و شان وی در نظر دیگران می‌کاهد. او باید رنج خود را کتمان کرده و غیظ و خشمش را به هدفی دیگر معطوف سازد. او تشکیلات اقتصادی جامعه [۳]، یعنی نظام شریر سرمایه‌داری را متهم می‌کند. اما این نظام ناعادلانه به توانایی‌ها و استعدادهایش، شوق و دستاوردهایش پاداشی می‌دهد که سزاوارش باشد.

برای بسیاری از وکلا و معلمان، هنرمندان و هنرپیشگان، نویسندگان و روزنامه نگاران، معماران و محققین کارهای علمی، مهندسین و داروسازان این موضوع به همین شکل اتفاق می‌افتد. آنها نیز احساس سرخوردگی می‌کنند چون به واسطه تفوق همکاران، هم مدرسه ای های سابق و دوستان صمیمی‌ موفق‌ترشان رنجیده خاطر می‌شوند. چارچوب رفتار حرفه‌ای و اخلاق که پوششی است بر رفاقت و همکار بودن آنها، در سایه واقعیت رقابت، خشم آنها را عمیق می‌کند.

برای درک انزجار یک روشنفکر از نظام سرمایه‌داری باید به این موضوع پی برد که در ذهن وی‌ این نظام تجسمی‌ است از تعداد معینی از افراد هم‌پایه [۴] که موفقیت‌شان منجر به خشم او شده و از این رو مسوولیت سرخوردگی جاه‌طلبی‌های بی‌شمارش را متوجه خود شخص می‌سازد. نفرت پرشور و حرارت او نسبت به نظام سرمایه‌داری صرفا پناهی است برای تنفرش از “همکاران” موفقش.

==================

مطلب بالا را در TAGHATO.NET خوانده بودم

19 دیدگاه در “مشکلی قایم شده در زیر بعضی ژستهای روشنفکرانه

  1. آقای دکتر گرامی من فکر میکنم که شخص سرخورده کمال طلبی هم دارد که اینطور میشود
    ولی آنقدر این تحلیل کامل بود در برخی قسمتها خودم را جای آن آدم سرخورده میدیدم
    گاهی وقتها خودم را باهم کلاسیهای دانشگاه از نظر موقعیت الانم مقایسه کردم و واقعا چقدر ضجرآور است

    [پاسخ]

  2. این مقاله شما من رو یاد اون مقالتون انداخت که درمورد رد شدن یک مرغ از خیابان بود که هرکس باتوجه به کارش مساله رو تحلیل می کرد در حالی که مساله ساده تر از اینهاست.
    خیلی از انسان های شریف با طبقه اجتماعی(از لحاظ فرهنگی و اقتصادی) بالا بناینگذار و طرفدار این تفکرات بودند،به عنوان مثال جناب دکتر عشایری که اینهمه شما ازشون مطلب می نویسید.همه دکترهای متخصص و خبره دنبال دستمزد بالا نیستند به عنوان مثال جناب دکتر عسگری که از همه ایران جلوی مطبش صف می کشند و در مطبش جای سوزن انداختن هم نیست پس از زمان تحریم و بحران گرونی و تورم مبلغ ویزیت هاش رو نصف کرد تا درد گرونی رو در مردمی که از همه طرف تحت فشارند بیشتر نکنند.
    در واقع مخالفت با طاغوت و تجمل پرستی هم همین مسیر مخالفت با امپریالیسم رو در پیش می گیره به خاطر همین می شه که دوست صمیمی آقای احمدی نژاد جناب چاوز می شه.

    [پاسخ]

    گلناز پاسخ در تاريخ خرداد ۲۴ام, ۱۳۹۳ ۱۲:۲۶ ب.ظ:

    به نظر من این در این نوشته به خیلی از انسان های شریف و مبارز کم لطفی کردید.

    [پاسخ]

  3. سلام دکتر.خسته نباشید
    لطفا کمکم کنید.من یه دختر٢٧ساله ام ویه خواهر١۵ساله دارم.یه ماه پیش پسرعمه م که ٢١سالشه بهش پیشنهاددوستی داده ومنودرجریان گذاشت منم به هردوشون مزایا ومعایب رابطه رو گفتم وگذاشتم خواهرم خودش تصمیم بگیره واونم رابطه رو قبول نکرد ولی بعدیه مدت حس کردم رابطه زدن وامروز خودش بهم گفت.بهم ریخته ام بخاطراینکه من واقعا فشار نیاووردم اما ازمن پنهان کرده.نمیخوام کاسه داغ تر ازآش بشم ولی مامانم طوریه که نمیشه راحت باهاش درمیون گذاشت مخصوصا که فامیله.من وظیفم راهنمایی بوده که کردم واون میگه بزرگ شدم وتصمیممو گرفتم ودوسش دارم.نمیخوام مامان بازی دربیارم ازطرفی نگرانشم.الان باید چیکارکرد؟؟

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ خرداد ۲۴ام, ۱۳۹۳ ۲:۲۴ ق.ظ:

    کار خاصی در رابطه با خواهرتون نمیتونید بکنید و عملکردتون خوب بوده
    بهتره به پسرعمه تذکر بدید که بکشه کنار وگرنه براش دردسر درست میشه

    [پاسخ]

    پ پاسخ در تاريخ خرداد ۲۴ام, ۱۳۹۳ ۹:۳۸ ق.ظ:

    ممنون آقای دکتر

    [پاسخ]

  4. سلام استاد روز جمعه فرصتی دست داد که برم فیلم<> را ببینم.فوق العاده بود،بسیارچالش برانگیز.پیشنهاد میکنم حتما فیلم روببینید .ایکاش بزودی رو سایتتون یه تحلیل اسیدی اساسی درموردش بزارین.بی صبرانه!منتظرم.ممنون

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ خرداد ۲۳ام, ۱۳۹۳ ۷:۵۲ ب.ظ:

    اسم فیلم؟

    [پاسخ]

    مهدی پاسخ در تاريخ خرداد ۲۴ام, ۱۳۹۳ ۱۰:۳۳ ق.ظ:

    عذرخواهی میکنم تایپ کرده بودم نمیدونم چطور حذف شده!!!زندگی خصوصی اقای محمودی و بانو

    [پاسخ]

  5. سلام
    نوشته بسار مفیدی بود خصوصا اینکه خودم شخصا در محیط کارم این رو تجربه میکنم فقط راه برون رفت از این مشکل رو نمیدونم
    ممنون میشم راهنمایی بفرمایید

    [پاسخ]

  6. سلام دکترعزیز درخواست راهنمایی ازشمارادارم البته برای همکارم هست بسیارسپاسگزارخواهم بوداگروقتی برای این نامه بگذاریدمن وهمکارم هردمعلمیم ودانشجوی فوق مشکلی که ایشان دارندباهمسرشان هست که زندگی رابرایش جهنم کرده 34ساله هست ودوفرزنددبستانی دخترداردازدوران نامزدی اختلافاتشان بسیاربودحتی کاربه طلاق کشیده بودکه برای اینکه آن زمان دخترطلاق نگیردحق طلاق وحضانت را آقاقبول کرده به خانم بدهندباگفته های همکارم این استنباط میشودکه آقاشدیداشکاک واحتمالاپارانوِییددارندکه درکودکی شوهرپدرش راازدست داده وناپدری داشته وحتی س ک س ناپدری بامادرش رودیده وتاثیربدی برروان این آقاداشته همکارم خانم واقعامهربان وصبوری هستن که سازگاری بسیاری دارندچندباری هم خیانت آقارودیده البته باتلفن بازبه خاطرزندگی وبچه هایش شوهرش روبخشیده اماانگارآقاقصدانتقام باخانم راداردکه چراخانواده توراضی بودن من ازتوطلاق بگیرم به خاطرخانواده ات عذابت میدم هرچقدرهم خوب باشی همکارم امروزداغون بودکه توگوشی شوهرش باز شماره خانم پیداکرده و….ازش خواستم به شماایمیل بفرستدکه گفت شوهرش به لپ تابش پس وردداده که نتونه بازش کنه وازم خواست به جاش من به شمانامه بنویسم متاسفانه درتهران نیستیم تبریزهستیم حالاایشان بلاتکلیف کامل هستن ودرزندگی گیج شده که طلاق بگیردیانه آقاهم قصدرفتن به روانپزشک ودکترنداردانگارخانم زندگی راباچنگ ودندان حفظ کرده وآقابه خیالش نیست فقط شده سوهان روح برای خانم این خانم واقعابایدچکارکند؟؟ منتظرراهنمایی شما هستن ممنون
    آقای دکترازهمکاران مجرب اگردرتبریزدارین معرفی کنید

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ خرداد ۲۱ام, ۱۳۹۳ ۱۰:۳۸ ب.ظ:

    به نظرت کل ماجرا عجیب نیست؟ یعنی این زن برای نماندن در این جهنمی که برات توصیف کرده،نیاز به مجوز تو و من داره؟ مرده لغزش داره، بد دل هست، خب دیگه چی از هیجان و صمیمیت و تعهد در این رابطه مونده؟
    من فکر میکنم این زن به چیزهایی که میگه باور نداره وگرنه چه جای شکی برای خروج از جهنم؟

    [پاسخ]

  7. اینطور که فهمیدم این خشم ناشی از فرصتهایی هست که گیر بعضی از آدما میاد مث همنشینی با افراد طبقه های بالاتر و نصیب خیلیای دیگه نمیشه! درسته؟یا اینکه مربوط میشه به کمبود عزت نفس و خود کم بینی؟

    [پاسخ]

  8. سلام
    جالب بود و تأمل برانگیز. من هم با دستمون موافقم و با این جمله مخالف” اما این نظام ناعادلانه به توانایی‌ها و استعدادهایش، شوق و دستاوردهایش پاداشی می‌دهد که سزاوارش باشد”. در این نظام، موفقیت هر کس در توانایی او در خلق پول خلاصه میشود. یک استاد ادبیات موفق، تلاش و استعداد و تواناییش کمتر از یک استاد موفق در زمینه بازاریابی نیست. اما موفقیت این دو در نظام سرمایه داری را” پول سازی” آنها تعریف میکند. مگر این همه آثار ادبی و هنری و صنعتی و معماری موفق دنیا قرار بوده با پول صحه گذاری شوندکه شاهکار شده اند. یه جای کار میلنگه حسابی. عالمی دیگر بباید ساخت وزنو آدمی …

    [پاسخ]

  9. با احترام
    آیا این خشم فروخورده و یا انزجار میتواند جزو ویژگیهای شخصیتی هر فردی متعلق به هر جایگاه اجتماعی باشد؟
    شاید سرمایه داری فقط وسیله ای برای بروز این احساس باشد.
    چرا که در بسیاری مواردی در افراد جاه طلب که تغییر طبقه اجتماعی هم داده اند و اکنون در طبقات متوسط یا بالا هستند خشم و انزجاری دیده نمیشود!
    من با سرمایه داری تا وقتی که جایگزین بهتری برای آن وجود ندارد موافقم.
    تغییرات رفتاری فردی بجای تغییرات نظام فکری جامعه به نظر کم هزینه تر است.

    [پاسخ]

  10. انزجار از جاهای دیگری هم نشات میگیره، اما شاید سوال مهم این باشه که اگر سرمایه درای نباشه، آیا نظام جایگزین که کارکرد بهتری داشته باشه وجود خواهد داشت.
    به شخصه فکر میکنم اگر سرمایه داری رو اندکی با اقتصاد دولتی که نقش حمایتی داشته باشه ترکیب کنیم الگوی خوبی در میاد، همونطور که در بحران های اخیر هم جواب داد.
    منطق سرمایه داری خیلی تیز و برنده است. اما چون اکثر افراد از این تیزی زخم خوردن به منتقد تبدیل شدن. و الا با هر کس که صحبت میکنی میگه این نباشه، میگی پس چی باشه؟ و جوابی نمیدن.
    کسایی که میگن سرمایه داری استثمار و برده داریه، به این اشاره نمیکنن که کمونیسم هم همین بود.

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ خرداد ۲۱ام, ۱۳۹۳ ۹:۴۵ ق.ظ:

    چه مقایسه درستی بود با کمونیسم که فقط فرم مخفی همان سرمایه داری بود

    [پاسخ]

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.