آنچه پدر و مادرتان به شما نگفتند : زنگ تفریحش نشو!(از مطالب قدیمی پر خواننده )

image_pdfimage_print

 

مینا ۲۶ ساله پرسید :  سه ساله با کسی که قبلا تو دانشگاه همکلاسم بودیم دوستم.مشکلی که داریم اینه که چون من فقط ۳ ماه از ایشون بزرگترم همینو بهانه کرده میگه نمیخاد با همسن ازدواج کنه و ازمن میخاد که باهم باشیم تا هر وقت که هر کدوم ازدواج کنیم و بریم دنبال زندگی خودمون!!.بارها من عقب نشینی  کردم اما بعد از یک ماه برمیگرده ومیخاد که اشتی کنیم اما همچنان سر حرفش هس.جالبه که از نظر اون یه مرد میتونه با دختری که ۱۰ یا۱۲ سال ازش کوچکتره ازدواج کنه و هیچ مشکلیم پیش نمیاد اما با همسن هرگز!اصلا حتی حاضر نیس درباره ازدواج صحبت کنیم.من نمیدونم دیگه چطوری متقاعدش کنم خواهش میکنم راهنماییم کنین.
===================
مینای گرامی
ازدواج مردان با زنان یک تا سه سال بزرگتر از خود ، در آمارها ثبات بیشتری داشته است. علتش میتونه تجربه اجتماعی و سازگاری زن و اعتماد بیشتر مرد باشه. البته چند شرط لازمه :
۱- مرد سنش کم نباشه، مردان حول و حوش ۲۷-۲۸ سالگی در ایران خیلی تغییرات کلی میکنند و ممکنه اگر متاهل باشند درباره کل ازدواجشون به شک بیفتند بنابراین ترجیحمان اینه سن مرد کم نباشه
۲-هردوی زن و مرد باید سازگاری بلد باشند نه پیشروی و تهاجم عاطفی، در این صورت از پس مشکلات بر می ایند

۳- دوستیهای دوران دانشجویی در سنی از مرد معمولا محقق میشود که او یک دوست میخواهد نه یک آینده ، فکر آینده خودت باش و منتظر او نباش که به اینده تو نیز فکر کند ( فرار مردان جوان ایرانی از ازدواج)
اما دوست شما،
من فکر میکنم هنوز فردیتش شکل نگرفته و تحت تاثیر حرفهای والدین است بدون اینکه صحت و سقم آنها را دریافته باشه
کار خوب اینه خیلی محکم بگذاریش کنار و هیچ راه برگشتی براش نگذاری تا بتونه در فقدان تو ، بالغتر بیندیشه و رفتار کنه
من درک میکنم پسر ۲۵-۲۶ ساله در ایران که هنوز تکلیف اشتغال و سربازی و درآمدش معلوم نیست ، چطوری فایل ازدواج در ذهنش باز کنه؟

67 دیدگاه در “آنچه پدر و مادرتان به شما نگفتند : زنگ تفریحش نشو!(از مطالب قدیمی پر خواننده )

  1. سلام آقای دکتر. امیدوارم همیشه در کنار خانواده شاد و خوش و سلامت باشین. یه سؤال برام پیش اومدش. درباره جمله آخری که گفتین. درست متوجه نشدم منظورتونو. خب اگه پسری از دختری خوشش اومد ولی چون تکلیف کار و سربازیش معلوم نیس نباید به طرفش بگه و حتی بهش بگه که قصدش از آشنایی ازدواجه ؟ ( البته اگه قصدش واقعاً ازدواجه )

    [پاسخ]

  2. سلام آقای شیری من با سایتتون امروز آشنا شدم مطالب خیلی عالیه
    سوالی داشتم از خدمتتون من دانشجوی ترم ۷ روانشناسی هستم درسی بنام نظریه مشاوره رفتاردرمانی دارم استاد ازمون خواست که با کیسی که مشکلی نظیر افسردگی وسواس و۰۰۰ داره مصاحبه کرده و ۲ جلسه فیلم بگیریم از اونجا که اسم فیلمبرداری میاد کسی حاضر به مصاحبه نمیشه با هزار خواهش از طریق یکی از دوستان به توانبخشی رفتم ‘فرد مورد نظر دارای عقب ماندگی همراه با افسردگی میباشد که برای من که اولین باره مصاحبه انجام میدم خیلی سخته تمام جوابش نمیدونم و نه است به نظر شما باید چه سوالایی و چه جورسوالهایی باید ازش پرسید تا جواب بده ?یعنی نمیدونم فردی که همچین مشکلی داره چه سوالایی باید ازش پرسید تا جواب بده?
    ممنون میشم راهنمایی بفرمائید?

    [پاسخ]

  3. سلام آقای دکتر
    دختری هستم 24ساله من هم دقیقا مشکل خانم دنیا رو داشتم وقتی پاسخ شما رو خوندم در جواب دوست داشتن اون آقا که هم سن من هست ودر حال حاضر هم موقعیت ازدواج نداره من هم نشون دادم که دوستش دارم و قرار شد یه رابطه عاطفی و صمیمی تر شکل بگیره و منم قبول کردم اما ایشون گفتن ما فقط دوستیم و قرار نیس آخر این این رابطه ازدواج باشه..با این وصف من باید چه عکس العملی داشته باشم؟از این رابطه بیام بیرون؟برام سخته چون دوسش دارم

    [پاسخ]

  4. سلام آقای دکتر
    من دختری هستم که با وجود این که پسران زیادی برای دوستی سمتم اومدن اما به قول معروف سنگینی خودم رو حفظ کردم و هیچ وقت با هیچ پسری دوست نشدم اما تو دانشگاه با پسران ودختران زیادی درزمینه کارهای پژوهشی دانشگاه درارتباط اجتماعی بودم و رو حساب سنگینیم خواستگارانی بین بچه های دانشگاهمون داشتم که بنا به شرایطی سر نگرفت
    حالا که فارغ التحصیل شدم به پسری که دانشجوی ارشد هست و به من درزمینه درس کمک میکنه علاقه مند شدم اما نمیدونم اصلا اون حسی نسبت به من داره یا نه؟
    حدود یکسالی درزمینه درس باهم صحبت میکردیم.یکی دو باری پیام متنی عاشقانه فرستاد اما من جوابی ندادم
    همین اواخر گفت دوس دارم رابطمون صمیمی تر شه.منم گفتم اهل دوستی نیستم.اونم قبول کرد و دوباره به ارتباطمون درزمینه درس پرداختیم.
    ارتباطمون درحد اسمس وگهگداری تلفنی شاید هفته ای یک بار میشه یا دوهفته یک بار میشه
    اما گاهی اوقات تو پیاماش کلماتی مثل عزیزم استفاده میکنه،منم توجهی نمیکنم و فقط سوالای خودم رو میپرسم
    اما من واقعا بهش علاقه مندشدم اما برا ازدواج میخوامش نه دوستی
    میشه راه درست رو برا این ارتباط پیش پام بزارین؟؟؟؟ ممنون
    و اینم بگین که به نظرتون تا ایجا برداشت شما نسبت به ایشون چی بوده؟

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ مهر ۲۹ام, ۱۳۹۳ ۱:۱۱ ب.ظ:

    از بس بازی ” بگرد و پیدام کن HARD TI GET PLAY ” را بازی کرده ای به نظرم از اصل درون خودت غافل شدی
    اولا وقتی ازش خوشت میاد دیگه این بازیها چیه ؟ خب نشونش بده که برات مهمه ، متفاوته ف مردان دوست دارن تفاوتشون را با بقیه همگنهاشون از دهن یک زن بشنوند
    همیشه یک زن است که با تابیدن به موقع به صورت یک مرد ، میتونه شکوه و زیبایی جان او را بهش نشون بده دنیا خانم
    پس بتاب بهش
    بهش غیر مستقیم نشون بده و حتی میتونی باهاش تماسهایی بیشتر بگیری و دیدار داشته باشی و کم کم مساول شخصی تر از ش بپرسی و فضا ایجاد کنی حرف بزنه

    [پاسخ]

    ضیاء پاسخ در تاريخ مهر ۲۹ام, ۱۳۹۳ ۲:۱۲ ب.ظ:

    عالی بود. مخصوصا قسمت تابیدن!

    [پاسخ]

    دنیا پاسخ در تاريخ مهر ۳۰ام, ۱۳۹۳ ۵:۵۸ ب.ظ:

    آخه من میترسم دوستی باشه و فک کنه من پیشنهاد دوستیش رو قبول کردم.
    مگه نه اینه که پسرا با کسی که دوست میشن اصلا رو ازدواج فکر نمیکنن و دید منفی پیدا میکنن؟؟؟؟
    دوست ندارم حس کنه که منم مثل دخترای دیگم که زود دل و قلوه میدن
    من دوس دارم سنگینیم حفظ شه و خودش بیاد سمتم مثل آشنایی واسه ازدواج نه دوستی.
    به نظرم حدس شما درسته من یه جورایی اصل خودم رو گم کردم اصلا نمیدونم چی درسته چی غلطه. باید با جنس مخالفم تو ارتباطم چه جور رفتاری داشته باشم یکی از پسرایی که من رو حساب کارای دانشگاه باهاش صحبت میکردم خواست با من صمیمی ترشه منم دست رد به دوستیش زدم اونوقت گفت تو آدم خشک ومغروری هستی خیلی بیش از حد یه سری مسایل رو رعایت میکنی احساساتت رو سرکوب میکنی و تو زندگی به مشکل میخوری!!!راست میگه؟؟؟!!
    من با دوست شدن و عشق ورزیدن به کسی که هنوز صحبتی از ازدواج نیست مخالفم به نظرتون این نگرشم اشتباست؟
    میشه بگین با این بنده خدا چطور باید رفتارکنم ازنظر صحبت؟رفتار؟
    اگه اسمم رو آورد یا عزیزم و این جور چیا گفت مشکلی نداره؟چطور نشون بدم دوسش دارم؟
    و این که میگن پسرا تا بفهمن دختر دوسشون داره ازت دوری میکنن صحت داره؟

    [پاسخ]

    راقیه پاسخ در تاريخ آبان ۶ام, ۱۳۹۳ ۱۱:۱۳ ق.ظ:

    دقیقا من هم با همچین مشکلی روبرو هستم البته سه سال هست هنوز هم راهی پیدا نکردم

    [پاسخ]

    فریده پاسخ در تاريخ اسفند ۱۰ام, ۱۳۹۳ ۱۲:۳۰ ب.ظ:

    دنیا جان من تازه دارم مطالب سایت رو می خونم و با سوال شما مواجه شدم نمی دونم این مسئله براتون تا الآن حل شده یا نه با این حال من نظرمو خدمتتون عرض می کنم.
    اونجایی که اون آقا از شما خواستن که روابطتون صمیمی تر بشه و شما گفتین اهل دوستی نیستین پس فوری تو ذهن این سوال ایجاد می شه که اهل آشنایی برای ازدواج چطور؟ اگر پسری دنبال رابطه سالم باشه با این جوابی که شما بهش دادین اعتمادش نسبت به شما بیشتر می شه و از شما می خواد که بیشتر باهم آشنا بشین نه اینکه تا گفتین اهل دوستی نیستین عقب بکشه.
    اون طور که معلومه ایشون می خواستن تا زمانی که باهم از نظر درسی کار می کنید یه صمیمیتی هم چاشنیش کنید و یه لذت موقت از دوستی هم ببرید یا بهتر بگم دنبال بازی هستن نه یه روابط جدی(از عزیزم گفتن های گاه گاهشون مشخصه)
    هر کسی این سردرگمی های شما را در رابطه با جنس مخالف داره بنابراین نگران این موضوع نباشید این دغدغه های ذهنی عادی است و شما مشکل خاصی ندارید.
    اگر کسی توجه شما رو به خودش جلب کرد می توانید برای مدتی به اون فرد نشون بدید که بهش توجه دارین،حس پذیرا بودن،منعطف بودن و نیاز به حمایت داشتن خودتون رو بهش نشون بدین تا احساس مردانگیش و حامی بودنش برانگیخته بشه و بعد که متوجه چراغ سبز شما شد عقب بکشید،زندگی عادی خودتان را داشته باشید و صبوری کنید تا اگر از نظر ایشان هم شما کیس مناسبی بودین خودش پیش قدم شود و البته اصرار نداشته باشید که ایشان هم حسی مشابه شما رو داشته باشن.دوست داشتن یک طرفه به جایی نمی رسد.موفق باشید

    [پاسخ]

  5. سلام دکتر شیری عزیز
    اول از خدا میخوام بهتون خیر بده که اینجا جواب خیلی ها رو میدی.
    دوم میخام ازتون راهنمایی بگیرم چطور عشق همکارم رو فراموش کنم کسی که قرار ازدواج داشتیم اما اون اینقدر دنبال دخترا رفت که به این نتیجه رسیدم باید همه چی تموم شه. لطفا راهنماییم کنید و اینکه هر روز میبینمش و محیط کارمون کوچیکه و با هم از لحاظ کاری زیاد در ارتباطیم.
    ممنونم.

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ تیر ۱۵ام, ۱۳۹۳ ۱۰:۳۷ ق.ظ:

    لازم نیست فراموشش کنید کافیست بی اثرش کنید
    اولا دامن نزنید به حسهاتون با مرور هر باره ماجرا
    ثانیا تاکید کنید به خودتون که بی تعهدی چیزی نست که بتوان در رابطه تحمل کرد
    ثالثا اگر خیلی سخت است دیدار آن آدم ، محل کارتون را تغییر بدید

    [پاسخ]

  6. آیا موازی کردن دو روند آشنایی قبل از ازدواج با دو نفر به صلاح هست؟

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ تیر ۱۳ام, ۱۳۹۳ ۱۰:۲۱ ب.ظ:

    اگر درست و حسابی بخواهی پیش بری ،خیلی سخت میشه و شاید یه جاهایی هم اخلاقی نباشه

    [پاسخ]

  7. سلام دکتر از رابطه دوسال تازه بیرون اومده بودم که بعد هفت ماه با اقای اشنا شدم که اولش فقط قصد دوستی بود چون من میترسیدم ولی حالا ایشون میگه کارم درست بشه میام خواستگاری نمیدونم چرا بعضی وقتا پشیمون میشم از انتخابش من 25 سالم ودلم میخواد زود سر سامون بگیرم گیر کردم شانس ندارم

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ تیر ۱۰ام, ۱۳۹۳ ۱۱:۴۹ ق.ظ:

    شاید باید بیشتر بشناسیدش
    فرصت بهش بدید

    [پاسخ]

  8. دکتر من یه خریتی کردم که
    با اینکه شما بهم درمورد اون ادم عارف مسلک که ادای شمس رو درمیاورد گفتین بی محلی کن اما من به حرفاش که یهو پیدا شد دوباره گوش دادم ایندفعه توی دام احساسی افتادم و اون دوباره ناپدید شد منم فقط یکبار جویای حالم شدم ولی همش منتظرم-دکتر همش دنبال اینم من چرا اینطوریم کمال طلب منفی خود کم بین علیرغم تمام توانایی هام تمام فرصتام بخاطر خیال پردازیهام سوخت میشه

    [پاسخ]

    یه ادم که نمیتونه حرفشو به کسی بگه پاسخ در تاريخ تیر ۴ام, ۱۳۹۳ ۱۲:۵۵ ب.ظ:

    سلام
    من یه دختر 29 ساله هستم ارشد دارم چند سال پیش تو دانشگاه به صورت خیلی خوب درسهام رو ادامه میدادم در عین حال بین من و استادم که متاهله ربطه عاطفی شکل گرفت اون با وجود اینکه مثله من ابراز علاقه میکنه اما میگه نمیتونه با من ازدواج کنه نمیتونیم هیچ کدوم ازهم دست بکشیم نمیدونم باید چی کار کنم
    لطفا راهنمایی کنید

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ تیر ۴ام, ۱۳۹۳ ۲:۱۶ ب.ظ:

    راستش بهتره بکشی عقب تا فرصتهات را از دست ندی و تهش هم خیلی گندکاری میشه معمولا ، سرخوردگی در عشق و نا امیدی و..

    [پاسخ]

  9. سلام آقای دکتر

    من درگیر موضوعی هستم که درموندم کرده. خواهش می‌کنم کمکم کنید.

    همسرم از این که با من ازدواج کرده پشیمون و مدام اینو بهم میگه. از خودم و از خانواد‌م و فرهنگمون بدش میاد. چون من ترک زبان هستم. البته این بد اومدنها ریشه در مشکلاتی داره که ما قبلا باهم داشتیم. دعواهای قدیمی‌ که هر ۲ طرف به هم زخمای بزرگی‌ زدیم. من هم اون زخم هارو فراموش نکردم. اما دارم سعی‌ می‌کنم زندگیمونو بسازم. اما همسرم فقط به خودش حق میده و به صورت پریودیک اون زخمهارو یادآوری می‌کنه و اظهار بیزاری از خانواده من و پشیمونی از ازدواج با من می‌کنه.

    من واقعا درموندم. اگه بخوام احساس خودمو در نظر بگیرم، منم واقعا پشیمونم از این ازدواج. اما به زبون نمیا‌‌رم. تو خودم درگیرم، اما اون با این حرفش منو دلسرد می‌کنه. از زندگی‌ بیزار شدم. تورو خدا منو راهنمایی‌ کنید.

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ خرداد ۲۴ام, ۱۳۹۳ ۱۰:۰۴ ق.ظ:

    فکر میکنم وقتشه برید زوج درمانی یا ایشون برای زخمهای خودش اقدامی بکنه وگرنه زیر یکسال میرید رو هوا

    [پاسخ]

  10. با سلام جناب دکتر
    اول: واقعا ممنون از مطالب عالی سایت و از خود شما به خاطر راهنمایی ها و دغدغه ها تون

    بعدش می خواستم یه سوالی مطرح کنم که واقعا مدتیه درگیرشم که اگه راهنماییم کنید ممنون میشم
    من28ساله هستم و خواستگار(کاملا سنتی)35ساله ای دارم که بعد از4بار دیدن همدیگه(1بار مراسم خواستگاری و سه بار بیرون از منزل)به نظرم از لحاظ اخلاقی به درد هم می خوریم..اما در بار آخر دیدار متوجه شدم که با قیافه ایشون مشکل دارم و نه اینکه بدم بیاد زیاد ولی با اون چیزی که همیشه مدنظرم بوده متفاوته و 1نکته دیگه که سطح مالی و فرهنگی خانواده ایشون از ما کمی پایین تره..به نظر شما قیافه طرف مقابل می تونه به مرور زمان اهمیتش رو از دست بده؟؟؟یا اینکه باید به خاطر قیافه ایشون رو رد کرد؟؟؟اگه راهنماییم بفرمایید ممنون میشم

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ خرداد ۲۱ام, ۱۳۹۳ ۱۲:۱۸ ب.ظ:

    ار تو ذوق میزنه که نه نمیشه ادامه داد زرا خیانت به او نیز هست
    اما اگر رفتارش خوبه ، پوشش خوبه میشه امید داشت
    سطح مالی شون پایینتر باشه مهم نیست ، شبیه هم خرج کنید مهمه

    [پاسخ]

    ساره پاسخ در تاريخ خرداد ۲۱ام, ۱۳۹۳ ۱۱:۲۲ ب.ظ:

    واقعا ممنون از راهنماییتون

    [پاسخ]

  11. سلام دکتر شیری عزیز.من 28 سالم هست لیسانس کام÷یوتر دارم و الان منتظر نتایج ارشدم قبلا بصورت ترمی دوره های زبان رو در موسسات مختلف رفتم ولی ول کردم امسال تابستون می خوام شروع کنم زبانمو تقویت کنم هم واسه ارشدو ادامه تحصیل هم مکالمه و شما همیشه می گید کسی به سن من تکلیف زبانش باید معلوم باشه و زبانهای جدید یاد بگبره ممنون میشم راهنماییم کنید از کجا شروع کنم دوباره کلاسهای ترمیک مکالمه برم که زیاد حوصله هم کلاسی شدن با بچه های سن ÷ایین رو ندارم کلاسهای امادگی ielts برم نمی دونم جیکار کنم اگه موسسه یا شخصی هم بتونه در این زمینه راهنماییم کنه رو معرفی کنید ممنون میشم
    با تشکر فراوان

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ خرداد ۲۱ام, ۱۳۹۳ ۴:۳۱ ق.ظ:

    به نظرم مقاله آموزش زبان سایت محمدرضا شعبانعلی را بخونید در درجه اول
    بعد با کتابهیا بسیار خوب کمبریج شروع کنید و وقتتان را در بسیاری از ملاسهای زبان حروم نکنید VOCABULARY IN USE

    [پاسخ]

  12. «…من درک میکنم پسر ۲۵-۲۶ ساله در ایران که هنوز تکلیف اشتغال و سربازی و درآمدش معلوم نیست ، چطوری فایل ازدواج در ذهنش باز کنه؟»

    سلام آقای دکتر، …به نظر شما پسرای این سن و سال تو این جور شرایط چه کاری کنن؟

    [پاسخ]

  13. سلام. من یک سوالی دارم چون واقعادرمونده شدم
    من در یک دانشگاهی تدریس می کنم و خواهرم هم متاهل و انجا حسابدار است و آقایی از ترم گذشته توجه نشون می داد . من هم ازش بدم نمی امد. فرصتی می شد با هم صحبت می کردیم . انگار او تصمیم جدی داشت در میان حرفهاش از ازدواج حرف میزد انگار به یکی از همکاران هم چیزهایی گفته بود از صحبت های اون همکار متوجه شدم . من هم کم کم ازش خوشم اومد و بهشون توجه نشون دادم . او هم متوجه توجه من بود. ایام عید به مکه رفته بود و من به خواهرم گفتم که این آقا مکه رفته. ایشون اطلاع نداشتند که خواهر من حسابددار این دانشگاهه. خواهرم هم بعد از عید به ایشون زیارت قبول گفتند. از اون به بعد رفتارشون یکم سرد شده بود. نمی دونم واقعا دلیلش چه بود. جلسه آخر ترم با حالت آشفته و ناراحت جویای احوالم شد و موقع خداحافظی هم حال خوبی نداشت . البته من از ایشون هم بدتر بودم. تابستان هم واحد ندارم . حالا من موندم و یه سوال بزرگ از رفتار سرد قبل و حالت آشفته جلسه آخر. و حال خودم که ازهمه بدتره. کاملا کرختم .صبح میرم سرکار(در یک شرکت صنعتی هم کار می کنم) بعداز ظهربرمی گردم می خوابم دوباره همین روال.حوصله هیچ کس و هیچ کاری هم ندارم حتی در حد چند کلمه حرف. واقعا نمیدونم باید چه کار کنم؟

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ خرداد ۲۰ام, ۱۳۹۳ ۸:۴۰ ق.ظ:

    خب یه بار سر صحبت را باز کنید و از احوالش جویا شوید تا جرات کنه درباره خودش حرف بزنه، خیلی موثره در رفع سوء تفاهم
    چه بسا اساسا خودش کلافه باشه و ربطی به شما نداشته باشه

    [پاسخ]

    asal پاسخ در تاريخ خرداد ۲۰ام, ۱۳۹۳ ۱۰:۳۷ ق.ظ:

    ممنون از لطفتون که پاسخ دادید.
    متاسفانه من تابستان کلاس ندارم البته ایشون کلاس داره و من فقط دانشگاه می بینمش. یعنی تا ترم بعدکه مهر باشه چه کار کنم؟

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ خرداد ۲۰ام, ۱۳۹۳ ۱۲:۳۳ ب.ظ:

    تو امتحانات که میشه

    [پاسخ]

    asal پاسخ در تاريخ خرداد ۲۴ام, ۱۳۹۳ ۸:۴۲ ق.ظ:

    با سلام
    دکتر واقعا ممنونم از جوابتون و راهنمایی تون.
    من 5 شنبه ایشون رو دیدم و با هم صحبت کردیم رفتارش کاملا متفاوت بود انگار کلافه گی قبلش از سمت خودش بود.اون روز حالش خوب بود. برام شربت اورد و راهنماییم کرد که کاری که داشتم حل بشه. با هم صحبت کردیم. اما خوب آخرین روز امتحانات بود. موقع خداحافظی ازشون پرسیدم که تابستون کلاس دارند گفتندبله و از من پرسیدندکلاس نداری گفتم نه لبخندی زد بعد خداحافظی کردیم. در این شرایط من باید کار خاصی انجام بدم . اگه تا ترم بعد نبینمش چی کار کنم؟

    [پاسخ]

  14. سلام دکترشیری عزیز امیدوارم هرمشغولیت ومسئولیتی که این روزهابه اون مشغولیدبرای شما وخانواده سرشار از خیروسلامتی باشه .این ارزوی قلبیه من برای استادم هست.

    [پاسخ]

  15. دکتر لطفا اگه وقت کردین یه مطلب جدید بزارین؛ گر چه ما به کامنت های جدیدی که زیر مطالب قبلی میزارین دلمونو خوش میکنیم.
    پ.ن. استاد اخیرا یه لیست سپاسگزاری تهیه کردم. ازتون متشکرم برای تمام چیزهایی که ازتون یاد گرفتم، سپاسگزارم به خاطر خودتون و همین طور ممنونم به خاطر معرفی دکتر عشایری و مهندس شعبانعلی؛ سایه تان پایدار و سبک!

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ خرداد ۱۹ام, ۱۳۹۳ ۷:۵۹ ب.ظ:

    میگذارم حمید حان، یه کم فرصت میخوام ذهنم را مرتب کنم

    [پاسخ]

    حمید پاسخ در تاريخ خرداد ۲۲ام, ۱۳۹۳ ۸:۰۵ ق.ظ:

    زیارت قبول دکتر، زیارت پدر و پسری صفایی داره!
    اطلاع از سفرتون نداشتم، ببخشید گله کردم به خاطر نبود مطالب جدید در سایت. به هر حال بگی نگی در ظرف مکان و زمان اسیریم و ناشکیبا هم که هستیم!

    [پاسخ]

  16. محققان علوم رفتاری دانشگاه کالیفرنیا در این مطالعه، دی‌ان‌ای 800 زوج را که به صورت تصادفی انتخاب شده بودند، با دی‌ان‌ای افراد غریبه مورد مقایسه قرار دادند.

    به گزارش دنیای صنعت؛ پژوهشگران آمریکایی می‌گویند: تشابه ژنتیکی زوجین با یکدیگر بیش از افراد غریبه است.

    محققان علوم رفتاری دانشگاه کالیفرنیا در این مطالعه، دی‌ان‌ای 800 زوج را که به صورت تصادفی انتخاب شده بودند، با دی‌ان‌ای افراد غریبه مورد مقایسه قرار دادند.

    برخلاف باور قدیمی که افراد متضاد جذب یکدیگر می‌شوند، محققان دریافتند که زن و شوهرها از لحاظ ژنتیکی بسیار باهم شباهت دارند.

    به گفته بن دومنیک، سرپرست تیم تحقیقاتی نتایج این پژوهش نشان می‌دهد که افراد به طور ناخودآگاه همسرانی انتخاب می‌کنند که از لحاظ ژنتیکی شبیه آنها هستند اما‌ هنوز مشخص نیست که این فرآیند چگونه انجام می‌شود، اما به نظر می‌رسد که ژن‌ها در انتخاب شریک زندگی دخالت دارند.

    این احتمال وجود دارد که افراد با ژن‌های مشابه از طریق سرگرمی‌ یا علایق تحصیلی مشابه جلب یکدیگر می‌شوند.

    نتایج مطالعه اخیر با پژوهش قبلی در تضاد است که عنوان می‌کند، افراد متضاد جذب یکدیگر می‌شوند؛ یعنی ما به دنبال شریک زندگی هستیم که “سیستم ایمنی بدن” وی کاملا با بدن ما متفاوت باشد.

    [پاسخ]

  17. سلام استاد .سوالی داشتم که ممنون می شم اگر نظرتون رو بفرمایید . یکی از اشنایان پسری رو معرفی کردن که بعد از چند جلسه صحبت به این نتیجه رسیدیم که می تونیم با هم ادامه بدیم . اما تو جلسه ششم ایشون از اعتیادشون گفتن که 5 سالی طول کشیده و الان جهار ساله که کاملا ترک کردن و محل ترکشون کنگره 60 بوده الان خودشوم اونجا خدمت می کنن و کمک می کنن بقیه هم مشکلشون حل شه . گفتن کلمه اعتیاد کافیه که خانواده من کاملا ردش کنن . من باید اینو مثله یه راز نگه دارم . تا قبل شنیدن نظرم مثبت بود و الان . خیلی اصرار دارن که همه چیز تموم شده و تصمیم داره تا اخر عمرش اونجا خدمت کنه .اشاره کرد تو دوره اعتیاد رابطه ای هم داشته ولی گفت خیلی هم نزنیم این قضیه رو که هم من و خودش رو ازار می ده . کمی درمونده شدم . متولد 65 هستم . کارشناسی و ایشون متولد 59 و دیپلم .

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ خرداد ۱۹ام, ۱۳۹۳ ۹:۱۲ ق.ظ:

    نمیتونم با اطلاعات کمی که دارم پاسخ بدهم
    به نرم چنین چیزی راز نمیتونه بمونه نزد تو و ایشون و بایدخانواده ات در جریان باشند مگر اینکه تمومش کنید
    یادت باشه این افراد جذابیت زیادی دارند و گیر نیفتی
    و تا آخر باید پاکی خودشون را نگه دارند و کار آسونی نیست

    [پاسخ]

    حمید پاسخ در تاريخ خرداد ۱۹ام, ۱۳۹۳ ۵:۵۱ ب.ظ:

    سلام؛ ببخشید دکتر جان من پابرهنه اومدم وسط!
    توی چند سال اخیر با چند مورد از این عزیزان برخورد نزدیک داشتم. مواردی رو دیدم که از اعتیادهای بسیار وحشتناک خودشونو نجات دادن و چند ساله پاکن! این بسیار ارزشمنده.
    ولی یه چیزی در اکثرشون دیدم (که شاید به ماهیت این دوره ها برمیگرده) اینه که پس از طی دوره و پاکی یک حالت بی خیالی یا سهل انگاری جالب و عجیب و شاید به شکلی عارفانه تو زندگی و رفتارشون دیده میشه که برای کسی که تازه میخواد زندگیشو با اونا شروع کنه شاید سخت و تحمل ناپذیر باشه و روال عادی زندگیشو تحت تاثیر قرار میده. خیلیاشون خوب حرف میزنن، کتابای خودیاری مشهورو خوندن و با هم در موردش گفتگو کردن که برای فرد بیرونی جذابه.
    نهایتا به خود فرد بستگی داره، این انتخاب باید با دقت زیادی انجام بشه؛ ممکنه هزینه زیادی به پاش داده بشه.
    پ.ن. به هر حال راه بهبود و پیشرفت بر روی هر کسی که بخواهد بسته نیست.

    [پاسخ]

    سارا پاسخ در تاريخ خرداد ۲۰ام, ۱۳۹۳ ۷:۲۴ ق.ظ:

    ممنون از توجه شما استادعزیز

    [پاسخ]

  18. سلام.نمیدونم شاید جاش اینجا نباشه.اینجا هر وقت صحبت رابطه دختر و پسر شده دو طرف تقریبا تو سنین جوانی بودن اما در مورد نوجوانا چی.توجه کردین که چقد سن این رابطه ها اومده پایین و چقد رایج شدن .منم وقتی پی بردم که یه پیام واسم اومد اشتباهی از طرف پسر برادرم پسری که تازه دیروز شمع 14 سالگیشو فوت کردکه: گلم عروسکم چند وقته ندیدمت بیا یه جا همو ببینیم.از تعجب خشکم زد پسری که میره مدرسه و میاد کجا چه جوری؟!! بچه ای که توی یه خونواده تحصیلکرده بزرگ شده و صاف وساده است حالا چه جوری میشه که میره سراغ این رابطه ها.شاید کنجکاوی خاص سنشه. اما میخوام بگم که یه جای کارمون مشکل داره. شاید نباید تلفن همراه میداشت از 10 سالگی . نباید اینترنت پرسرعت میداشت تو اتاقش بدون نظارت .این موبایلی که این روزا دست هر نوجوون و کودکی هست چه کنترلی روش هست.یه جای نظام اموزشی مون اشکال داره..اره تو مدارس راهنمایی مون الان خیلی این مسایل رایج شده.پسرا ازدوست دختراشون میگن دخترا هم همینطور. چقد معلما در این باره با بچه ها صحبت میکنن بهشون اگاهی میدن یا بی تفاوت به گسترش این رابطه ها ازش فرار میکنن.خونواده ها هم همینطور.نمیدونم به کجا داریم میریم چه جور باید با این قضیه برخورد کنیم اگه پسر خودم بود چه برخوردی باید میداشتم. نمیدونم.کی باید اینو اموزش بده ایا تو جلسات اولیا مربیان فقط باید از کمبود بودجه صحبت کرد.نباید با باور این مشکل راه مقابله با اونو بهمدیگه یاد بدیم؟به نظرم اینا همون اتاقای کاخ درون هستن که درشون رو بستیم.نمیخواهیم بریم سراغشون.ببخشید اگه جاش نبود این مشکل رو اینجا مطرح کنم.

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ خرداد ۱۹ام, ۱۳۹۳ ۹:۱۳ ق.ظ:

    بفستینش طرح نوجوان توانگر موسسه ما، خیلی واکسن دقیقی به بچه ها داده میشه

    [پاسخ]

    samira پاسخ در تاريخ خرداد ۱۹ام, ۱۳۹۳ ۱۱:۰۹ ق.ظ:

    ممنون از راهنمایی تون .کاش بقیه هم اینقد دلسوز بودن.ولی من شهرستانم اقای دکتر. ایشون اصلاح بشه بقیه هم سالانش چی؟!!

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ خرداد ۱۹ام, ۱۳۹۳ ۷:۵۸ ب.ظ:

    سایت نوجوان توانگر را سر بزنید ، خیلی زحمت توش رفته
    nojavanetavangar.com

    [پاسخ]

  19. یعنی حتی یک نامه با موضوع جدید تو این چند ماه جواب ندادید که مناسب خواننده ها باشه و سایت ازین همه یکنواختی و تکراری بودن در بیاد؟!!!!!!!!

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ خرداد ۱۹ام, ۱۳۹۳ ۹:۰۷ ق.ظ:

    درست میگید، باید بیشتر تو محتوای سایت کار کنم، ترم دانشگاهی، فشار درون موسسه، پروژه آوزش از راه دور موسسه، توان محدود باعث میشه خواننده محترمی چون شما، اعتراض کند کخ به دیده منت پذیرایم

    [پاسخ]

  20. به آقای فرزین موافقم. بعضی از خانمها بدلیل خلائ های عاطفی مجذوب این آقایان خاص میشوند. و کلان تصورات افسانه ای از طرف روبرویی خود دارند که این میتواند خیلی آسیب زننده باشد.

    [پاسخ]

  21. دکتر شیری یک جا تو وبلاگتون نوشته بودید عشق آزادی میاره نه اسارت .ولی توی مصاحبتون با مجله موفقیت گفته بودید بیاییداسارت را که بخشی از عشق هست را بپذیریم بالاخره عشق آزادی میاره یا نه آقای دکتر
    مرسی

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ خرداد ۱۹ام, ۱۳۹۳ ۹:۰۵ ق.ظ:

    در واقع هر دو جمله درسته و کیستی عاشق است که نسبت او را با عشق تعیین میکند
    عشق آدم را از خیلی از تعلقات آزاد میکند اما به خود معشوق که وابسته میکند

    [پاسخ]

  22. دکتر اگه آقایی دوستانه از یه خانوم بخاد درمورد یه مزاحمت زنانه راهنماییش کنه بازم نقش پرستار عاطفیه؟بعد این رفت و آمدا بینشون یه رابطه عشقی ایجاد بشه نادرسته؟

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ خرداد ۱۹ام, ۱۳۹۳ ۹:۰۵ ق.ظ:

    نمیدونم زیبا واقعا، خیلی کلیه سوالتون

    [پاسخ]

  23. دکتر شیری عزیز آیا ناشایستی “پرستار عاطفی شدن” در زمان تاهل هم هست ..؟ وقتی در یک ازدواج عالی هستی و طرف هم متاهل هست و داره عادت میکنه گاهی با اس ام اس و وایبر و..پای درد دلش بشینی و دغدغه های عاطفیشو بشنوی؟ مثلا یه همکلاسی قدیمی؟

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ خرداد ۲۰ام, ۱۳۹۳ ۸:۵۳ ق.ظ:

    نمیدونم دقیقا شرایط چطوره ولی اگر شما پنهان از همسر اون اقا هستی یعنی یه مشکل داریم

    [پاسخ]

  24. با سلام.اکثرا در چنین مواقعی که بانوان از شما یاری فکری می طلبند،مانند مورد فوق، جنابعالی توصیه تان فقط به ترک رابطه است،و مردهایی که آنان توصیفشان می نمایند افراد نوروتیک یا به قول شما “له شده دای که نیاز به له زدایی دارند”!…… پنداری کل داستان از زاویه دید آن خانم محترم داستانی واقعیست و می شود به راوی اطمینان کرد! اما این وسط فردی که نیاز به کمک دارد خود دختر است که در دو یا سه داستان اخیر که در سایتتان دیدم هیچگونه رفتار بالغانه از آنها دیده نمی شود و بر اساس داستانی که تعریف می کنند که خودش دهها اما و اگر دارد،کودکانه شفقت و یا رابطه ای پرثمر (از نگاه خودشان)را گدایی می کنند.بیشتر از آن پسری که خودش از شما کمکی نخواسته است،خود آن دختر خانم نیازمند طی طریق سفر فردیت را دارد و لازم است همچون فردی بالغ و مسؤل به زندگی نگاه و رفتار کنند.قصدم از این نظری که ابراز شد به هیچ وجه دفاع از همجنس یا تخریب جنس مخالف نیست. موفق باشید

    [پاسخ]

    سپیده.ر پاسخ در تاريخ خرداد ۲۳ام, ۱۳۹۳ ۱۱:۰۴ ق.ظ:

    سلام،
    جناب فرزین من نوشته های دکتر در این سایت رو به همراه کامنت ها معمولا دنبال میکنم، برخی مواقع هم با نظر ایشون موافق نیستم و گاهی هم اعلام کردم. برخی مواقع هم من از دیدگاه یک خانم احساس کردم که ایشون از جنس مرد داره جانب داری میکنه، شاید هم احساسم اشتباه باشه! اما در این خصوص:
    به نظرم تو این نوشته ها هدف جانب داری از یک جنس و نیاز به سفر درون فقط در جنس مرد نیست. خیلی مواقع ایشون به خانمها (و در نگاه کلی تر به کل مخاطبین سایت– جدا از زن و مرد بودن)گفتند باید سراغ سفر درونی بریم و خودمون رو همگی بسازیم و رفتارهای بالغانه داشته باشیم.
    در خصوص این چنین مواردی باید بگم که : معمولا مسئله شروع ارتباط و ادامه دادن با مسئولیت مرد آغاز میشه (شاید خانم به قصد ازدواج بیاد جلو ولی به نظرم چون مرد بعا میره خواستگاری باز مسئولیت ادامه آشنایی با اونه و باید بپذیره…) یک مرد وقتی چنین مسئولیتی تو رابطه داره و احساس قدرت هم میکنه که هروقت خواست میتونه رها کنه و بره(!!!) پس باید و باید و باید از قبل به درون خودش سفر کرده باشه و به رشد رسیده باشه. اون باید بفهمه که حق نداره به خاطر سردرگمی های خودش اشخاص دیگه رو اسیر رابطه های اشتباه کنه

    [پاسخ]

  25. واقعا خاک بر سر پسرهایی که اینجوری فک می کنن. هرغلطی می کنن، بعد نوبت به ازدواج که میرسه دنبال عروسک آفتاب مهتاب ندیده با سن کم می گردن که حسابی حال کنن. مرد زندگی نیستن اینا، عیاشن.

    [پاسخ]

    mahsys پاسخ در تاريخ خرداد ۱۷ام, ۱۳۹۳ ۶:۵۶ ب.ظ:

    من یک پسر حدود 30 ساله هستم و کاملا با شما موافقم. متاسفم از اینهمه بی غیرتی و راحت طلبی مردای این زمونه

    [پاسخ]

    میثم پاسخ در تاريخ خرداد ۱۸ام, ۱۳۹۳ ۹:۲۰ ق.ظ:

    ولی این حرفتون با حرفای قبلیتون که بیشتر هم نقل قول از پدرتون بود تنقض داره ها!
    پسر باید تا 30 سالگی آزاد باشه و…
    همش زیر پست “آنچه پدر و مادرتان به شما نگفتند : من مردی تنوع طلبم ، چه کنم ؟” بود که انگار کامنتاش پاک شده!

    [پاسخ]

    گلي جون پاسخ در تاريخ خرداد ۱۹ام, ۱۳۹۳ ۷:۵۱ ب.ظ:

    واقعا تو یادته من زیر چه پستی چه کامنتی گذاشتم؟!!! بارک الله فیک…فتبارک الله احسن الخالقین…

    [پاسخ]

    میثم پاسخ در تاريخ خرداد ۲۰ام, ۱۳۹۳ ۱۰:۱۷ ق.ظ:

    خب آره! زیر اون پست منو شما و maryam که علاقه زیادی به کامنتای انگلیسی داشتن کلی بحث کردیم، حتی شما گفتید پدرتون یه آلبوم از عکس های دوست دخترهای دوران مجردیشون دارن و خیلی هم به نسخه پدرتون معتقد بودید، تعجب کردم نگاهتون تغییر کرده!

    [پاسخ]

    ریحان پاسخ در تاريخ خرداد ۱۹ام, ۱۳۹۳ ۲:۲۱ ب.ظ:

    کاملا موافقم گلی جان.

    [پاسخ]

  26. سلام،اگه حس کنیم داریم جذب یه مرد باسواد و موفق که متاهله میشیم و طرف رو به دلایلی زیاد میبینیم باید رابطه رو قطع کنیم؟اونم مردی که رفتارای راحتی داره و دقیق و حواسش هست حتما بپرسه که مثلا امروز چرا ناراحت بودی،باید تو رابطه باهاش احتیاط کرد؟

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ خرداد ۱۹ام, ۱۳۹۳ ۸:۰۴ ب.ظ:

    من متوجه نشدم ، آیا از رفتار او برداشت دارید که قصد رابطه موازی داره یا نه فقط براتون آدم جالبیه؟
    اگر نگران هستید که گرفتارش بشید خب باید احتیاط کنید، عشق یه سره خیلی اذیت میکنه

    [پاسخ]

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.