ببین! این احمقیه نه عزت نفس و مردم داری!

image_pdfimage_print

از مغزت استفاده کن

هر چی از دهنش درمیاد ، میتونه به ننه باباش بگه و بعدش بگه ” نباید رو اعصابم برن” ولی برای دوستای تعطیلش، جونش  هم در میره و به خاطر اینکه آب تو دلشون تکون نخوره ؛ خودش را پاره معرفت میکنه ….

این آدم احمقه…شک نکن

از هر محلی که  کار میکنه اخراج میشه بعد میگه بهم توهین شده و میری میبینی با مشتری بد صحبت میکنه و بی حوصله است و نمیفهمه بد برخورد میکنه و نمیفهمه حتی یکبار اشتباه با ارباب رجوع آخرین اشتباه میتونه باشه…این را باید میفهمید که همه ننه بابای خوبش نیستند که تحمل کنند اخلاق گندش را

خنده دار اینه که هر بار اخراج میشه توهم میزنه واسه حفظ عزت نفسشه و هزینه های “با شخصیت “بودنه، نمیفهمه که اینها “هزینه های احمقی و درس نگرفتن و خود را نقد نکردنه

——————————-

آدم خاصی مد نظرم نیست، در پاسخ به یک  سوال اینها  را هم نوشته بودم و دیدم شاید بدرد کسی خورد اینجا گذاشتم

 

18 دیدگاه در “ببین! این احمقیه نه عزت نفس و مردم داری!

  1. به خدا نیاز ندارم…
    آیا من نیاز دارم که به واسطه ی داشتن نیاز عاطفی با لبخندی ملیح به سمت دختری بروم تا سر صحبت را باز کنم و او مرا خرد کند؟؟؟ به خدا نیاز ندارم.
    آیا من نیاز دارم که به خاطر سر و سامان گرفتن به شرایط ازدواج دختری جوان، هر شرایطی که داشت تن دهم… و او هر روز مرا با مهریه اش تهدید کند و همچون چماقی هر روز بر سرم بکوبد… تحقیرم کند… و بعد از چند سال رهایم کند تا مهریه اش زندگی مستقل تشکیل داده و پشت سرش را نگاه نکند؟؟؟ به خدا نیاز ندارم…
    آیا من نیاز دارم که در چشم دختران مانند موجودی نیازمند و آویزان مسخره شوم،،، دستم بیندازند… بهم توهین کنند… عزت نفسم را از بین ببرند… و من به امید محبتشان با لبخند توهین ها را تحمل کنم؟؟؟ به خدا نیاز ندارم…
    من به دختران نیازی ندارم زیرا دختران چیزی نیستن که من تصورم می کنم… نه لطیفند نه عاطفی نه مهربان. آیا من نیاز دارم که نیش کلامشان مردانگی ام را زیر سوال ببرد؟؟؟ مرا نامرد بخوانند… کوچکم کنند؟؟ نه… به هیچ کس نیازی ندارم…

    [پاسخ]

  2. استاد عزیز چقدر زیبا در جواب مرجان نوشتید.
    استاد عزیز حدود یک ماه پیش برای اولین بار توی کلاستون به صورت تک جلسه شرکت کردم،هر چقدر با خودم کلنجار رفتم که بیام نزدیک و بهتون بگم که چقدر باعث افتخارمه که می بینمتون و …نتونستم که نتونستم،بزرگی روحتون منو به سکوت کشونده بود…

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۰ام, ۱۳۹۳ ۱۲:۲۰ ب.ظ:

    بانو! خیلی مرام نوازی کردید

    [پاسخ]

    مرجان پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۱ام, ۱۳۹۳ ۸:۱۰ ب.ظ:

    دکتر جواب زیبایی دادن!!!ولی رویای ما که تحقق پیدا نکرد
    سعادت میخواد شرکت تو کلاسای دکتر که من نداشتم!!دکتر شیری پیگیری کردن ولی انگار ما همون خوابشو ببینیم بهتری الهه جان و شما برید و حظشو ببرید

    [پاسخ]

  3. سلام دکتر.دیشب خواب دیدم توکلاساتون شرکت کردم
    با این هزینه ها مگه تو خواب ببینیم!!!!!!!!!!!!
    من از همین نوشته ها هم انرژی میگیرم و به سایتتون وابستگی پیدا کردم و تو این وانفسای شبکه هاب اینترنتی گشت و گذار و خوندن چندباره ی مطالب شمارو ترجیح میدم.
    من هنوزمتاثر ازخوابم هستم.کاش شرایطتون جوری بود که ما که دانشجوتون نیستیم هم ازتخفیف استفاده کنیم.شاد یاشید

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ فروردین ۳۱ام, ۱۳۹۳ ۱۱:۳۳ ق.ظ:

    میگه ما مرده ایم که شما تو خواب بتونید به این رویای دم دست برسید؟
    هر کلاسی که تمایل دارید دستور بفرمایید تقدیم کنیم به احترام روز زن رایگان
    ای میل بزنید بهم و اسمتان را بدهید بقیه اش را تیم ثبت نام انجام میده

    [پاسخ]

    مرجان پاسخ در تاريخ فروردین ۳۱ام, ۱۳۹۳ ۶:۳۸ ب.ظ:

    ممنونم دکترگرامی.ایمیل رو فرستادم
    ذوق زده شدم.خوابم داره تعبیر میشه
    سپاسگزارم…
    پاینده باشید

    [پاسخ]

    مرجان پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۳ام, ۱۳۹۳ ۱۰:۴۴ ب.ظ:

    سلام.ازین که به من یکی از آرزوهاموها هدیه دادین ممنونم…
    اما حتما اون زمانی که شرایطشو داشته باشم خودم شرکت خواهم کرد و شاید بهترباشه الان فقط سایت رو بخونم…..که تو این چندشبه اخیر دیگه مثل قدیم فکرنمیکنم
    شادزی..

    [پاسخ]

    مرجان پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۰ام, ۱۳۹۳ ۸:۲۷ ب.ظ:

    دکتر گفتید و رفتید؟؟؟؟؟؟؟

    [پاسخ]

  4. چقدر شیرینه آدم اون بخش مغفولش رو؛ اون بخشی که دیگران در ما میبینند اما خودمون نمی بینیم، نقد کنه…نقدی که اصلاحگر باشه و به رشد ختم بشه

    [پاسخ]

  5. می خواستم نظر شما را بدانم, من خودم مذهبی نیستم و البته موافق متن زیر هم نیستم.

    کشور ما دچار گرسنگی جنسی است.

    در چشم دنیا برای ما خیلی بد است که اینطور حقیر باشیم.

    گرسنگی، یعنی گرسنگی

    آیا تا به حال گرسنه بوده اید؟
    خب، پس باید بدانید چه چیز سخت و آزار دهنده ایست.فرد گرسنه تمرکز ندارد، تا زمانی که سیر نشود نمی تواند درست رفتار کند و فکر و جسم او فقط محدود به خوردن است تا زمانی که سیر شود و به حالت عادی بازگردد.یک فرد گرسنه، تنها چیزی که می شناسد، غذا و آب است، از بوی غذا سریع تحریک می شود، آرزو می کند و میل زیادی در او بوجود می آید.

    اگر گرسنه باشیم و توانایی تهیه غذا نداشته باشیم، ممکن است دست به دزدی هم بزنیم و یا از دیگران التماس کنیم، و این عزت ما را خدشه دار می کند.

    ناسلامتی ما انسان هستیم!

    در چشم دنیا خیلی برای ما بد است که مانند گرسنگان جنسی به ما نگاه شود.خیلی بد است که مانند آفریقایی ها، کاسه های جنسی خود را بدست گرفته ایم و با حالتی نامناسب، التماس غذای جنسی داریم!

    این شان ملت ما نیستمی گویند مگر اینها زمین و آب و کشت ندارند که اینگونه گرسنه اند؟!

    چرا، هم زمین داریم، هم آب داریم، هم باغ داریم، همه چیز داریم اما عقل نداریم.!

    ادعاهایی هم داریم که گوش فلک را کر کرده است.

    اینهمه زن و مرد داریم در این مملکت اما به دلیل نادانی و تعصب و کج فکری، دارند گرسنگی جنسی می کشند، واقعن خنده دار و تاسف بار است.

    به قیافه این مردم نگاه می کنی، چیزی جز گرسنگی و خستگی نمی بینید!

    ایرانی ها برای تجربه آزادی، پا می شوند می روند ترکیه و دوبی، زن ها روسری را بر می دارند و مو ها را بدست باد می سپرند تا نسیم آزادی را بچشند!

    این خودآزاری ها و دیگرآزاری ها، برای ما یک عرف و سنت است، ما دارای های ندار هستیم، ثروتمندانی که از ثروت خود استفاده نمی کنیم.زنان زیبا و دوست داشتنی داریم، مرد های آریایی و خوش فرم داریم، ولی در گرسنگی و عقده و تحقیر زندگی می کنیم.

    مرد آریایی ما شده است متلک گوی خیابان و کوچه، زن آریایی ما منتظر مهریه و شاهزاده سوار بر اسب سفید!مرد آریایی آنقدر خودارضایی کرده که دیگر چهره اش نور و صفا ندارد.

    زن آریایی در توهمات پوچ گم شده.ازدواج های نادرست و از روی اجبار برای رسیدن به سکس، دادگاه ها مملو از طلاق و ناهنجاری اجتماعی، اعتیاد، بی تفاوتی و بی فکری، تجاوز، کودکان کار، فقر و خستگی ….

    این انسانیت نیست

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ فروردین ۲۸ام, ۱۳۹۳ ۲:۳۱ ب.ظ:

    حامد عزیز
    اینجا کامنت باید بذاری نه پست!!! مجبور شدم خیلیش را نگذارم

    [پاسخ]

    hamed پاسخ در تاريخ فروردین ۲۹ام, ۱۳۹۳ ۱۰:۱۷ ب.ظ:

    منظورم این بود دوست داشتم در مورد هم مطلب می نوشتید, مرسی

    [پاسخ]

  6. هر چی از دهنش درمیاد ، میتونه به ننه باباش بگه و بعدش بگه ” نباید رو اعصابم برن” ولی برای دوستای تعطیلش، جونش هم در میره و به خاطر اینکه آب تو دلشون تکون نخوره ؛ خودش را پاره معرفت میکنه ….
    گل گفتی عمو جونم …………….ادم باید بشینه ب این جمله فکر کنه ……….

    [پاسخ]

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.