تو که شنا بلد نیستی واسه چی میپری تو عمیق؟ رابطه عاطفی

image_pdfimage_print

سلام.من بیست و هفت سالمه…پارسال از یه رابطه بد چهار ساله به سختی و با کمک مشاور و کلی کلاس رابطه عاطفی و تحلیل رفتار و… اومدم بیرون و بعد دو ماه با اصرار یه پسری باهاش دوست شدم..با اصرار بخاطر اینکه از رابطه قبلیم به شدت آسیب دیده بودم و هنوز هم درگیری روحی داشتم،به هر حال بعد مدت کوتاهی طبق عادت به اون آقا هم وابسته شدم و حتی با وجود شرایط مالی و روحی(نه اخلاقی) نامساعدی که اون آقا داشت تصمیم گرفتیم بعد ۶ماه ازدواج کنیم و نمی دونم چرا فکر کردم میتونم پا به پاش تلاش کنم وباهم مشکلات مالی ابدهی اون آقا بابت مراسم ازدواج ناموفقشون-روپشت سر بذاریم.تو این مدت من دانشگاه قبول شدم و اومدم یه شهر دیگه ایشون هم نتونستن بیان خواستگاری و ازدواجمون کنسل شد و بعدش من کاملا سرد شدم و امروز احساس میکنم رفتار و تصمیمم کاملا احمقانه و عجولانه بوده به همین دلیل رابطم رو به هم زدم ولی اون به هم نزده و هر از گاهی تماس میگیره،نمی دونم چرا اینقدر قاطع نیستم که جواب ندم و ته دلم هنوز حس میکنم باید با هم ازدواج کنیم…به هرحال الان شرایط بدی رو میگذرونم،رابطه عاطفی با کسی ندارم و از خانواده م هم دورم.مشاورم گفتن که تصمیمم اساسا اشتباه بوده و باید مدتی مطالعه و تحمل کنم…ولی نمی دونم این زمان رو تنها چطور بگذرونم…و چطور مستقل باشم،یعنی مثل نقابی باشم که به صورتم زدم و همه منو اونجوری میشناسن… 

——————————————————–

تحلیل :

دخترانی هستند که هیچ وقت نمیخواهند بزرک شوند و بفهمند فرصتهای آنها ابدی نیست . این خانم هنوز زخم قبلی خوب نشده با الگوی مهرطلبی دوباره رفته تو رابطه ای دیگر. خب دختر خوب ! تو که شنا بلد نیستی چطور میری  لب استخر عمیق می ایستی و به صرف اینکه کلی ادم دارن تو  آب شنا میکنند ، جوگیر میشی و میپری تو  آب عمیق ؟

رابطه  عاطفی یک مهارت است، بی شک کسی نا بلد ،  وارد این گود بشه باید بدونه خیلی ها را این اقیانوس غرق کرده ! درست مثل موج سواری رو امواج که  هم  لذت بخشه، هم  به همان میزان خطرناک هم هست .

ایشون ۲۷ سالشونه…یعنی سن ازدواج ، خیلی خوبه مشاور هم دارند -که اتفاقا توصیه های حرفه ای بهشون کرده اند. – الگوی غالب رفتار عاطفی ایشون ” مهر طلبی” آسیب زاست . تنهایی باعث شده که خیلی وابستگیهای سختی پیدا کند . مدتی باید ایشون نزد خانواده بروند یا خانواده بیشتر سمت ایشون بیایند. همچنین تمرکز درسی باعث میشه حقارت عاطفیه تا حدی با اعتماد به نفس علمی جبران بشه.

حتما باید مهارت عاطفی یادبگیرند. شک نکنید که بلد بودن بعضی نکات باعث میشه تو روابط بیخود هزینه نکنند

درباره قاطعیته باید بگم هیچ معجزه ای رخ نخواهد داد که یهویی یه آدم از کسی بدش بیاد ولش کنه…درست با همین تردیدهاست که خودمون را از یه رابطه ناسالم بیرون میکشیم.


45 دیدگاه در “تو که شنا بلد نیستی واسه چی میپری تو عمیق؟ رابطه عاطفی

  1. سلام آقای دکتر.در رابطه با داستانی که نقل شد فرمودید هنوز نتایج و خاطرات اون رابطه تموم نشده یه وابستگی دیگه شروع شده و ماجرا بدتر شد.من همچین وابستگی رو تجربه کردم واسه چندماه و بعدش تمومش کردم.بعد از سه سال الان با کسی آشنا شدم که بازم از هم دوریم.دوسم داره ولی خب در جایگاه دوست.خیلی سعی میکنم به دید دوست ببینمش ولی سخته.اونم فهمیده دوسش دارم.میدونم وابستش شدم و میدونم باهم متفاوتیم. الانم از هم دوریم ولی یه ارتباط خوب و سالم باهم داریم مثه دوتا دوست.نمیتونم بذارمش کنار.منتها من طبق عادت بدی که دارم وابسته میشم و هر پسری که ازش خوشم میاد رو جای مرد زندگیم میبینم.یه سری ویژگیهای مهرطلبی رو دارم.حالا ترس بزرگم اینه که نتونم انتخاب درستی داشته باشم.27 سالمه.میترسم از روی وابستگی الکی انتخاب کنم.شما بگید باید چیکار کرد.

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ آذر ۳ام, ۱۳۹۳ ۱:۴۵ ق.ظ:

    خواهش داریم فقط در سامانه پرسش و پاسخ مطرح کنید
    PORSESH.DOCTORSHIRI.COM

    [پاسخ]

  2. دکتر من یه اتفاق جالب برام افتادمن مدتی بود از طریق فسیبوک با دوستانی از شهرهای دیگه درارتباط بودم در حد چه خبر و سلام علیک تا اینکه صحبتم با یکی از اقایون کمی صمصمی تر شد و خیلی دوستانه و با هم شماره رد وبدل کردیم و هرازگاهی حال هم میپرسیدیم و خیلی دوستی خوبی بود تا اینکه سر یک نظر مرد ستیزانه من دیگه از هم خبر نداشتیم ایشون بعد از یکماه بمن پیام دادن و دوباره دوستی سابق شروع شد و از شمس و مولانا و عرفان و میخاستن که را عرفان بمن یاد بدن این واسم جالب بود که حرفای عاشقانه عارفانه میزدن تا اینکه یکروز من تحت تاثیر حرفای عاشقانه اش فقط بهش گفتم که بهش حس خوب دارم اونم گفت شمس یروز رفت منم میرم منم هیچ ممانعتی نکردم چون فقط حس خوب داشتم نه حس درگیری بهش گفتم من وابسته نیستم اونم گفت این حرفا حرفای خدا بوده بهت منتقل کردم منم گفتم حرف خدا بوده یعنی دلت مال خودت نبوده که حرفای عاشقانه میزدی؟گفت حس تو دلم نسبت بهت هست اما منطقا و عقلا نمشه چون فاصله داریم
    دکتر من هیچ رنجش و ناراحتی از شندئارم فقط یه علامت سئوال بزرگ واسم پیش اومده مردم مری یا بیکارن این همه وقت صرف میکن تا یکی بهشون گفت من ازت خوشم اومده برن؟یا اینکه این اقا انگار دوتا شخصیت داشتن گاهی خیلی شیطون و بذله گو گاهی میشدن روحانی و واعظ من میخام بدونم چطور باید با این افراد برخورد داشت یا شناساییشون کرد

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ خرداد ۲۲ام, ۱۳۹۳ ۱۰:۰۹ ق.ظ:

    تیپ شخصیتی هرمس خوش کلام استو طوری صحبت میکند که بتونه به موقع در بره
    من فکر میکنم ایشون بیشتر میخواسته از طریق این نوع حرفها شما را تحت تاثیر قرار بده و وقتی میفهمه این اتفاق افتاده تریپ شمس بر میداره و خداخافظ در حالیکه اگر بهش بی محلی کنی یا بگی یه معلم معنوی واقعی پیدا کرده ای، کاملا سرخورده میشه و نقابش را میگذاره کنار

    [پاسخ]

    زیبا پاسخ در تاريخ خرداد ۲۲ام, ۱۳۹۳ ۱۲:۵۳ ب.ظ:

    مرسی دکتر با اینکه منتظر جواب شما نشدم و به پیام امروزش جواب دادم اما همینکارو کردم وقتی بهم گفت که خوحاله دارم راهمو پیدا میکنم بهش گفتم خوشحال باشه واسش خوبه عصبانی شد.ازتون خیلی ممنونم که جوابم رو دادین.

    [پاسخ]

  3. سلام دکتر
    من برادر کوچکتری دارم که اخرین فرزند خانه است و از همه دردسر ساز تر، در چند سال گذشته ٣ بار تصادف کرده و از ناحیه پا اسیب دیده ، و الان هم با دختری در ارتباط بوده که آن رابطه به هم ریخته (البته ارتباط مناسبی هم از اول نبوده ) و بسیار ناراحت است و کلا فکر میکنم به خاطر اسیب پای خود از اعتماد به نفس کمی برخوردار است میخواستم برای مشاوره جایی ببرم او را ،أیا جایی را میشناسید که هم راحت وقت بدهند هم واقعا ارزش رفتن داشته باشد؟
    ممنون میشوم از راهنماییتون

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ فروردین ۲۷ام, ۱۳۹۳ ۸:۲۸ ق.ظ:

    زهرای عزیز
    اگر خودش دنبال مشاور باشد، مسیر درست تری است
    در آن صورت دکتر صفورا سپهری خوبه 88847594

    [پاسخ]

  4. مریم عزیز سلام من طبق تجربه ای که داشتم برات می نویسم حتما به طرفت بگو احساستو .که یه وقت خدای نکرده یه روزی پشیمون نشی بگی کاش می گفتم!!

    [پاسخ]

  5. یادم رفت بگم که خودش میدونه از نظر رفتاری و شخصیتی چقدر با برادرش فرق داره و دلیل قبول نکردن برادرش از طرف من به طور کامل براش روشنه .

    [پاسخ]

  6. سلام آقای دکتر
    یه سوال بی ربط با این پست دارم و پیشاپیش بابتش عذر میخوام.
    کتابهای اریک فروم رو تأیید میکنید؟
    من اکثرا کتابهایی رو که شما معرفی میکنید میخونم و اصلا دوست ندارم بیفتم تو خط کتابهای فست فودی و براشون وقت بذارم! نمیدونم کتابهای آقای فروم جزء این دسته هستن یا نه.
    ممنونم ازتون

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ فروردین ۲۷ام, ۱۳۹۳ ۱۰:۳۳ ق.ظ:

    بله بسیار تعمق برانگیزند

    [پاسخ]

  7. آقای دکتر سلام
    من واقعا دچار تردید شدم در مورد انتخاب کسی که خانواده ی بسیار مقبولی داره٬ خودش به لحاظ اخلاقی و تحصیلات و موقعیت در مجموع مورد تایید هست٬ میدونم که از خیلی لحاظ می تونه امنیت و آرامش روان برام به همراه بیاره و همچنین علاقه ی زیادی بهم داره. اما تنها مسئله ای که با خودم دارم و تقریبا برای کسی هم قابل قبول نیست اینه که هیچ شور و اشتیاقی برای بودن در کنارش ندارم.
    نمیدونم به چه دلیل!
    خواهش میکنم راهنماییم بفرمایید.

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ فروردین ۲۸ام, ۱۳۹۳ ۷:۵۹ ق.ظ:

    لادن جان
    اگر شوقی داشته باشی واقعا دردسر میشه…بالاخره چند باری دیده ایش و میل جنسی باید بهش روشن شده باشه
    اگر نشده بدبختش نکن و خودت را

    [پاسخ]

  8. سلام آقای دکتر
    ممنون از مطالب زیباتون
    قول داده بودید درباره مهاجرت تحصیلی و نکات منفی و مثبتش دیدگاهتونو بنویسید!
    ما منتظریم 🙂

    [پاسخ]

  9. سلام استاد.. هیچوقت شاگردتون نبودم ولی بی اغراق سال هاست که از طریق اینجا برام استادی می کنید اجازه می خوام سوالی بپرسم ، من 30 ساله هستم و پرستار ، حدود 2 ماهه یک رابطه به قصد آشنایی دارم با یک آقای مهندس 29 ساله، تو این مدت ایشون از نظر شخصیت و خانواده تا حدودی مورد تائیدم بودن و قرار بر رسمی کردن با خانواده ها بود که من موافقت کردم و همون روز موضوع بیماریشون رو مطرح کردن ، ایشون مبتلا به هپاتیت ب هستن ، علائم ندارن و هیچ کدوم از خانوادشون مبتلا نیستن ( با توجه به آزمایشاتی که چک کردم) . به شدت شوکه شدم . این قضیه از نظر ایشون کاملا حل شده است و خیلی راحت برخورد می کنن اما نهایتا قرار شد که من در مورد ادامه رابطه و خواستگاری تصمیم بگیرم. آقای دکتر ترس وحشتناک من در مورد این بیماری سخت گیرانه ست ؟ شخصیت ایشون به دلم نشسته و اصرار دارن که عجولانه تصمیم نگیرم ، ولی در حال حاضر همه چیز تحت الشعاع این بیماری قرار گرفته ؛ خواهش می کنم راهنماییم کنید

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ فروردین ۲۸ام, ۱۳۹۳ ۸:۰۳ ق.ظ:

    سحر عزیز
    باید بری نزد متخصص عفونی ایشون ( یا گوارش) و دقیق راهنمایی بپرسی
    هپاتیت B یکی از شیوه های انتقالش خونی است و سکس
    بهتره نوع ابتلا و میزان شدت اختلال را بشناسی
    لازم نیست تن بدهی به هر تصمیمی

    [پاسخ]

  10. سلام آقای دکتر شیری عزیز،سال جدید پر از موفقیت باشه براتون انشاالله،من همیشه مطالب سایت شما رو میخونم،می آموزم و لذت میبرم،مطمئنا در پیشگاه خداوند جایگاه والایی دارید که با علم و کلامتون روح و قلب این همه طالب و نیازمند رو به خودتون جذب کردین. مسئله ای من رو نگران کرده،من در دوران دانشگاه همکلاسی آقایی داشتم که از همه دوستان میشنیدم که به من علاقه دارند ولی خودش چیزی نمیگفت،بنده هم اصلا در بند این جور برنامه ها نبودم و به گفته ها و حتی رفتار های صمیمانه آن پسر اهمیتی نمیدادم البته من به جهت شخصیت محترم ایشون کاملا محترمانه برخورد میکردم اما 2ترم آخر کاملا رفتارهای ابراز علاقه ایشون واضح بود و من باز هم نادیده گرفتم.تا این که چیزی در کنایه راجع به ابراز علاقه گفتند که باعث شد واقعا از خودم ناراحت بشم و به او علاقه شدید پیدا کنم ولی او هیچ وقت دیگه با من در این مورد حرف نزد و حتی بعد از دانشگاه جویای احوالم بود و دیگه من اونو ندیدم.واقعا ناراحتم که اون همیشه فکر میکرد من مغرورم که هیچکسو یادم نمیمونه!حالا گرچه دیگه فراموشش کردم ولی در انتخاب برای ازدواج انگار اون تو ذهنم هست…ممنون میشم اگر راهنماییم کنید.

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ فروردین ۲۸ام, ۱۳۹۳ ۸:۱۶ ق.ظ:

    این جور آدمه میخوان یه قهرمان در ذهن شما بمانند نه یک مرد در زندگیتان

    [پاسخ]

    بارن پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱ام, ۱۳۹۳ ۲:۱۰ ق.ظ:

    سلام ، ممنونم از این پاسخ که واقعا به دلم نشست و منو به فکر واداشت!! خیلی برام جالب بود که حرف دل منو زدید قبل از دل بستن به ایشون. فقط یه سوال دیگه آیا کار من درست بوده؟نمیدونم فیلم یکی از ما دونفر خانم تهمینه میلانی رو دیدید یا نه؟ به نظرم موقعیت من شبیه شخصیت دختر فیلمه که میخواد بدون حاشیه تو کارش موفق باشه،اما نقش مرد فیلم چون دخترهای دیگه همه خودشون به سمتش میرفتن،انتظار داشت اول این دختر هم که انتخاب واقعیش بود به او ابراز علاقه کنه و در نهایت هیچ کدوم کوتاه نیومدند…به نظر شما پیشقدم نشدن خانم در این موضوع یک اشتباه حسرت آوره یا یک تصمیم عاقلانه و تنبیهی برای آقای قهرمان نما؟

    [پاسخ]

  11. دکتر شیری عزیز، سلام؛
    تا جایی که فرصت کنم پشت سر هم مطالب رو میخونم، گاهی هم میام دوره میکنم مطالب این جا رو، اونایی رو که نرسیده بودم.
    من 28 سال دارم، فوق لیسانس دارم و کار مرتبط با رشته م ندارم، ولی از 23 سالگی کار ترجمه ی کتاب و مقاله انجام می دادم و هنوزم ادامه میدم، دستی هم در تصویرسازی و خطاطی و کارای هنری دارم؛ خوبه، دوستم دارم خودم. ولی این موضوع که 4 ماه دیگه 29 ساله میشم نگرانم می کنه، نه خود سنم، این موضوع که اطرافیانم به تازگی زیاد در مورد ازدواج و دلیل ازدواج نکردنم می پرسن… بعضیا کسایی رو هم پیشنهاد میدن ولی حقیقتش من 5-4 ساله به کسی علاقه دارم و واسه همین توجهم به کس دیگه ای جلب نمیشه… نمیدونم ایشون خودشون متوجهن یا نه و بعیدم می دونم بدونن اصن این موضوع رو، ولی من یکم سعی کردم ارتباطمو باشون بیش تر کنم، کتاب هدیه دادم، و ایشون گاهی در سایت شخصی شون از مطالبش استفاده می کنن، حتی پدر و مادرم هم به ایشون علاقه دارن و یک بار هم با پدر و مادرم دیدن شون رفتیم و خودشون تا دم ماشین اومدن و احوال پرسی کردن با مادرم… ولی خب از اون جایی که ایشون کلا آدم مودبی هستن و با همه خوش رو و با احترام برخورد می کنن، آدم نمی تونه به خودش بگیره! تونستم برسونم منظورمو؟ البته ایشون کارمند جایی هستن و به خاطر شغلشون بیش از اندازه محتاط شدن و گاهی هم خودشون توی صحبتا میگن که من نمی تونم اعتماد کنم، و حس می کنم واسه خاطر موقعیت کاریمه که بهم توجه میشه… به خودم میگم این آقا 40 سالشونه و کسی با این سن، اگه به شخصی علاقه داشته باشه دیگه این دست اون دست نمی کنه… لابد علاقه ی خاصی به من نداره و صرفا از روی احترامه کاراش… من با خلقیاتش و زیر و بم اخلاقیش آشنام، نمیگم فرشته س ولی صفات خوبش بیش تر از منفیاس که من در شرایط مختلف دیدم و به دلم میشینه سرجمع… نمی دونم چطوری خودمو رها کنم… اصن رها کنم؟

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ فروردین ۲۵ام, ۱۳۹۳ ۶:۰۸ ب.ظ:

    ببین مریم خیلی خوب نوشته ای ماجرا را
    به نظرم بهش بگو برات خیلی خاصه به این دلایل…..
    باید این جرات را بکنی و بگی و اگر هم نتیجه ای نگرفتی، همیشه پیش خودت میگی با آرزوهایم روبرو شدم

    [پاسخ]

  12. سلام آقای دکتر
    خب میشه لطف کنین بگین که چه نشونه هایی داره اینکه بفهمیم این مهارت رو داریم یا نه؟
    یا حتی شاید مقداری از مهارت رو داریم نه کامل
    از کجا بفهمیم؟

    [پاسخ]

  13. سلام اقای دکتر
    خدا قوت میگم بهتون
    چن سالی هست که میخوام کلاس سایه یا پیش نویس رو بیام اما مسیر رسیدن به انتهاش برا من حداقل خیلی طولانیه و نمی تونم از پس هزینه هاش بر بیام
    معماری خوندم اما بیکارم
    حالا دوستم قول داده جور کنه تو تیر بشم مراقب امتحانای دانشگاهشون که اینطوری یه پولی دستم میاد
    اما نمیدونم کلاس مهارت ارتباطی رو بیام که فک میکنم نیازش دارم یا برا رسیدن به کلاس سایه و پیش نویس پیشرفته کلاس سفر رو بیام تاشاید بتونم کم کم تا3 -4 سال دیگه برسم بهشون

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ فروردین ۲۵ام, ۱۳۹۳ ۱۱:۲۴ ق.ظ:

    لازم نیست اینقدر موضوع را پیچیده کنی معصوم عزیز
    تو میتونستی سالها قبل که خوشت میومد از این کلاس بیایی و مبلغش را بخش بخش پرداخت کنی و هزینه های 100 برابر بودن سایه های شخصیتی را در زندگیت ندهی
    الانم این فرصت برپاست به این شرط که تو هی بهانه برای خودت نیاری

    [پاسخ]

    معصومه پاسخ در تاريخ فروردین ۲۸ام, ۱۳۹۳ ۹:۲۵ ب.ظ:

    خوشحالم که به زودی سر کلاساتون میبینمتون

    [پاسخ]

  14. سلام آقای دکتر
    چطور مطلب واسه تاریخ 25 فروردین ولی تاریخ نظراتش نمیخوره باهاش؟! یکی واسه چهارمه یکی واسه پارساله!!!!

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ فروردین ۲۵ام, ۱۳۹۳ ۱۰:۴۵ ق.ظ:

    به این خاطر که مطلب سال 89 را دوباره گذاشتیم چون دوره مهرطلبی را داریم برگزار میکنیم گفتیم کسانی که نمیرسند بیان از مطالب تئوریش استفاده کنند

    [پاسخ]

    فرزاد پویا پاسخ در تاريخ فروردین ۲۵ام, ۱۳۹۳ ۱۱:۴۸ ق.ظ:

    آهان! متشکر.

    [پاسخ]

  15. آقای دکتر عزیز سلام من یه سوال دارم با افسردگیم چکار کنم مخصوصاتو فصل بهار دیروز بغض کرده بودم میخواستم منفجرشم دختر 4 سالم همش میگه مامان چرا غمگینی ؟ میگم نیستم میگه هستی میگم عزیزیم دوست داری چطور باشم ؟ با اون کوچیکیش میگه خوشحالی تو برای من کافیه بغض لعنتی چرا تموم نمیشه آقای دکتر هرکاری فکر کنید کردم از مشاوره تا داردو درمانی خوب نمیشم خیلی به خودکشی فکر کردم ولی حرف دیروز دخترم منو داغون کرد احساس میکنم مسئولیتم 100 برابر شده دکتر عزیز لطفا کمک کنید………..

    [پاسخ]

  16. این مطلب که تکراری بود ! قبلا تو سایت گذاشته بودین

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ فروردین ۲۵ام, ۱۳۹۳ ۱۰:۵۰ ق.ظ:

    سارای عزیز
    برای شما قدیمیه ولی برای خیلی ها که اول سال میخوان با بحثهای مهرطلبی آشنا بشوند ، خوبه

    [پاسخ]

  17. سلام دکترچرامن شمارو15 سال دیر پیدا کردم من دقیقا شرایط این خانم رو داشتم البته من بدتر کردم وازدواج کردم چون نتونستم نه بگم با چشم خودم میدیدم دارم چکار میکنم ولی کردم نتونستم نه بگم الان اوضاع بد نیست ولی درشرایطی زندگی میکنم که با روحیاتم سازگار نیست در طول 10 سال زندگی مشترک بارها نه گفتم ولی دیرشده بود وبه رابطه گند زد الان به طور مسالمت امیز همزیستی میکنیم تا عبرتی بشیم برای سایرین…

    [پاسخ]

  18. سلام استاد عزیزم ،سال خوشی رو براتون آرزومندم.
    کلامتون خیلی ساده و در عین حال عمیقه …و برای همه ی تغییرات مثبتی که به واسطه ی حضورتون در درونمون شکل می گیره ،بی نهایت متشکرم.

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ فروردین ۲۵ام, ۱۳۹۳ ۱۰:۵۰ ق.ظ:

    ممنونم الهه گرامی از اینکه زحمت میکشید نظر میگذارید

    [پاسخ]

  19. سلام استاد
    تاریخ سایت درسته؟!!

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ فروردین ۲۵ام, ۱۳۹۳ ۷:۴۰ ق.ظ:

    مشکلی پیش اومده خبر نداریم؟

    [پاسخ]

    پرنیا پاسخ در تاريخ فروردین ۲۵ام, ۱۳۹۳ ۱۰:۵۵ ق.ظ:

    جسارتا مطلب تکراریه… شاید به خاطر اهمیتش دوباره گذاشتین…

    [پاسخ]

  20. با سلام و عرض ادب خدمت جناب آقای دکتر شیری عزیز
    مطالب سایت بسیار کاربردی و ارزنده است به امید حضور در کارگاه های آموزشی شما که بتوانیم بیشتر بهره مند شویم .
    با تشکر
    سعید عالمی

    [پاسخ]

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.