فدایی داری

image_pdfimage_print

با پایان یافتن سریال پایتخت ، احیانا ساعت ۲۲ تا ۲۳ ما به دست خودمان افتاد دوباره !

از سال قبل که این سریال را دنبال میکنم سوالم اینست از خودم که چه چیزی در این سریال است که برام ( خیر سرم اکثر سریالهای معروف دنیا را دیده ام یا میبینم )  اینقدر کشش ایجاد میکند ؟

  • بازی زیبای محسن تنابنده  در نقش نقی که بسیار باور پذیر است و
  • زوج هما – نقی ترکیبی از مدرنیته ایست که به سنت تن داده. مردی معمولی از نظر سواد و موقعیت اجتماعی که همسری غیر معمولی به نسبت طبقه اجتماعی خود دارد ولی تحصیلات بالاتر خانم موجب بهم ریختگی این خانه نشده است. مدرنیته خیلی از خونه های ما را فریب داد و با وعده آزادی بیشتر به زنان ( که درست بود) در عمل ایشان را به جای عبور هوشمندانه از بندهای خانواده سنتی به انقلابات درون خانوادگی کشاند که دست آخرش  به جز خستگی دو طرف ، نتیجه ای در پی نداشت. هما همسر است و همسر مانده و با اینکه میدانیم خیلی بیشتر میفهمد ولی این فهم به زوال عشق دو نفره شان نمی انجامد ، همچنان محترم است و معشوق و عامل دوپینگ نقی حتی در سکانس کشتی فینال

هما همسری  است به که شوهر” معمولی” خود افتخار میکند و این بزرگترین رمزواژه تسخیر ۱۰۰% یک مرد است البته مردی که صبوری دارد و این افتخار را از همه زنان عالم نمیخواهد دریافت کند !

چند تک نکته

  • در تلویزیون ایران جزو نوادر است که ابراز عشق مرد و زن حتی در قاب زناشویی ، صورت پذیرفت
  • تبلیغات اون شرکت اسپانسر برنامه گرچه اجبار کارگردان بوده برای تامین هزینه های عومامل خود ولی سوال اینست که چرا تلویزیون خودش  عرصه کاسبی شده است به هر قیمت ، در پر بیننده ترین برنامه نوروزی؟ مگر  اینقدر استطاعات مالی ندارد که برنامه ای مستقل بسازد؟ پس این هیزینه های میلیاردی تبلیغات مزخرف بانکی و کباب پز و کفش ورزشی و….کفاف نمیدهد که کارگردانی چون سیروس مقدم مجبور به سفارشی کردن کار نشود؟؟؟
  • تبلیغات حذف یارانه از طبقه ثروتمند ، مستقیم و بد سلیقه در پایان فیلمها گنجانده شده بود…نظام نباید گدایی کند بلکه باید ثروت آفرینی کند یا شرایط کسب و کار فراهم کند
  • طنزپردازی با تکه انگلیسیهای ارسطو ، تغییر لباس او بعد از چند سفر ترکیه و بلغار نماد خیلی از هم وطنانی است که تا دیروز که از دستشون یه چیزی می افتاد میگفتند یا ابوالفضل ولی با یک هفته سفر به مالزی میگن : OOOOPSSS
  • در صحنه آخر کشتی ، پرچم ایران بالای چین و آمریکا  و روسیه در قاب تلویزیون شاید فرح بخش باشد ولی واقعیت اینست که در تشک جهانی ، در دوران تحریمها بیشترین باراندازهای جهانی را روسها و چینیها روی ما اجرا کردن و آمریکاییها هم میدانستند چگونه نفت و گاز ما را باید فلج کنند . ما به مربیانی احتیاج داریم که فنهای درستتری را در تعاملات جهانی بهمان یاد بدهند . نه شرقی نه غربی که شعار اصلی جمهوری اسلامی بود سالهاست  شده : هم شرقی هم چینی هم روسی و این یک خطای استراتژیک است در سرمایه گذاری سیاسی و اقتصادی.

 

  • ما نفت و گازمان را بااین سختی استخراج میکنیم و با این بدبختی و دربردی دنبال مشتری و رقابت با عراق و روسیه و امارات و …به ثمن بخس میفروشیم و غرب دهها برابر با تکنولوژیهای خود ، جیب ما را میزند: دوست ترک من در ازمیر در ژولای  گذشته غم میخورد از کارگران ترک که خوشحال و قانع در هتلهای اروپاییان در سواحل ترکیه کار میکنند ولی در مجموع تجارت اصلی را در دنیا شرکتهای بین المللی میکنند. اینست که توسعه صنایع تبدیلی گاز به پتروشیمی که از سالها قبل در ایران دنبال میشود کابوس خیلی هاست که تحمل  شادی مردمان این دیار را ندارند

8bb95ef0a17022d153adb631c3d78167_XL

 

62 دیدگاه در “فدایی داری

  1. چند وقتی میشه که دارم “معمولی زندگی کردن” رو تمرین می کنم.واقعا هنره.
    تماشای این سریال برای بار اول در کنار خانواده تلاشی بود در این جهت و موفقیت آمیز.
    به خیلی از سکانسها خندیدم و خانواده از نشستن من جلوی TV همیشه منفور!! و پا به پای اونها خندیدنم و غر نردنم شاد شدن.
    نکته های فیلم خیلی زیاده. برای من اولین هدفم همین بود که خیلی معمولی بشینم به تماشای زندگی “معمولی”ها.

    [پاسخ]

  2. سلام مرضیه جان. من تعجب می کنم که ذهن هموطنان مازندارانی ما به این سمت رفته که این فیلم از جهاتی توهین به اونجا بوده. راستش ما اصلا موقع تماشای این فیلم ذهنمون به این مواردی که شما رو ناراحت کرده نرسید، نه احساس کردیم دارن تعریف مردم اونجا رو می کنند نه احساس کردیم دارن بد اونجا رو میگن و یا مسخره می کنند. ما فکر می کردیم یه خانواده ایرانی از جنس خود ما اند …

    [پاسخ]

  3. سلام جناب دکتر
    نقدتون منصفانه و بجا بود.
    منم ذهنم درگیر همین بود که بادیدن بهترین فیلمهای دنیا این سریال چی داره که کشش داره! با کلام شما موافقم.
    نکته دیگه علاوه بر صحبت شما مبنی بر مجبور بودن کارگردان به تبلیغ، اینه که چرا باید یه پروژه ی نیمه کاره که فروشش فقط مربوط به قشر خاصی هست باید از شبکه پربیننده و درزمان ارزشمند تلویزیون پخش بشه؟!!(تبلیغ بی ثمر و بی ارزش)
    حداقل تبلیغ یجای ملی و فرهنگی میشد که یچیزی به ببیننده برسونه.
    مثلا صحبت درمورد یوزپلنگ ایرانی رو خیلی دوست داشتم چون خیلی از مردم ازش بی خبر بودند.

    باتشکر از صبر و حوصله شما
    🙂

    [پاسخ]

  4. چشم دولت باید به امید مردم، به همت مردم باشد، نه جیب مردم. این بود کلید …جیب مردم …بعد سی سال ماهی 45 تومن …حالا هی بزار روی اب -برق -گاز …بعدهم فقط ده روز بگذارید برای ثبت نام …با این سرعت اینترنت …این سبد کالا نشه …بند اول این اقتصاد باید کارافرینی باشه …پس این همه دکتر و استاد دانشگاه تو تهران -چرا ساکتند …

    [پاسخ]

  5. با سلام اقای دکتر
    در این یه مورد خاص اتفاقا بنده جز اون دسته ای هستم که فکر میکنم این اقایون کارگردان و تهیه کننده و نویسنده با خودشون چی فکر کردن ؟ اولا لهجه عوامل فیلم تا حد زیادی من دراوردی بود کاش از لهجه ما به درستی و همونطور که بود استفاده میشد .در ثانی مشکل ما استفاده از لهجه در فیلم نیست مشکل ما اینه که در فیلم ادعا میشه مردم ما استفاده از تکنولوژی رو بلد نیست و یه مشت ادم به دور از تمدن و بی فرهنگ هستن باید خمت شما عارض بشم که با توجه به این که مازندران در برابر استان های دیگر کشور مثل تهران و اصفهان و….. بزرگ نیست و بودجه نداره اما سالی نیست که در کنکور سراسری ما چند رتبه زیر 10 نداشته باشیم بزرگان زیادی فرزند این دیار سبز هستند اتفاقا مردم مازندران بسیار انسان های بافرهنگی هستن و به دور از تعصب های بی اساس زندگی میکنن بی فرهنگ اون هایی هستن که توی مدت تعطیلات اولین کاری که میکنن سرازیر میشن مازندران ولی بلد نیستن که زبالشون رو باید بریزن سطل زباله نه اینکه توی ساحل و جنگل و در یا بندازنش و طبیعت رو به گند بکشن و فرهنگ رانندگی توی جاده رو هم ندارن یعنی اولین و ابتدایی ترین قوانین زندگی رو هم بلد نیستن اونوقت خیلی ادعاشون میشه که پایتخت نشین هم هستن درضمن اینجا خیلی علیه فیلم انتقاد و اعتراض شده ولی طبق معمول سرکوب میشه در هر صورت اینجا یه کشور جهان سومه بیش از این انتظار نمیره در اخر هم به قول سلطان شعر پارسی حضرت فردوسی
    که مازندران شهرما یادباد همیشه بروبومش آبادباد

    که در بوستانش٬همیشه گلست به کوه اندرون لاله و سنبلست

    هواخوشنگارو زمین پرنگار نه گرم و نه سردو٬همیشه بهار

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ فروردین ۱۶ام, ۱۳۹۳ ۸:۵۸ ق.ظ:

    مرضیه گرامی
    من نقدتون را خوندم و به نظرم منصفانه نبود
    بنا نیست لهجه یک بازیگر برای مردم آن دیار باورپذیر بشود که محال است بلکه باید برای بقیه بینندگان غیر بومی باور پذیر باشد که دراین سریال ظرف این 4 سال بوده
    تا جاییکه من این فیلم را دیده ام ، توهینی به قومیتی نشد مر اینکه آن قوم یا بعضی از مردم آن قوم ، به شکل وسواسی هر امری که به نوعی به آنها ربط داشته باشد را نوعی توهن تلقی کنند که در این صورت میشود سایه اجتماعی آن مردم . مثل اینکه من از خیانت ترس داشته باشم و در این صورت توجه غیر عادی به این موضوع میکنم و هر رفتاری از طرفم را ممکنه نوعی لغزش تفسیر کنم و این ناشی از ترسهای من است. من چنانکه میدانید در مازندران کار کرده ام و حقا چیزهای بزرگی از دوستان بابلی وساروی و آملی و…یادگرفته ام. شاگردی دو عالم بزرگ آمل را در افتخاراتم دارم و فکر میکنم دفاع اشتباه دوستانی مثل شما، باعث تیره کردن یک طنز ساده به سمت سوی مسائل قومیتی و هویت میشود نه فرهنگ سازی و مدارا و راحتی ایران زمین

    [پاسخ]

    مرضیه پاسخ در تاريخ فروردین ۱۶ام, ۱۳۹۳ ۱۰:۴۴ ق.ظ:

    از پاسخ شما ممنونم اقای دکتر دانش و علم من به اندازه شما نیست بنابراین اگر دفاع اشتباهی انجام دادم منو ببخشید و ممنونم از اینکه برای ما وقت میزارید

    [پاسخ]

    حامد پاسخ در تاريخ فروردین ۱۸ام, ۱۳۹۳ ۱۲:۴۵ ب.ظ:

    چه حرف گوش کن…

    فقط مرضیه خانوم یه موضوع اونم اینکه اگه قرار به این سبک برخورد و نقد و انتقاد فیلم توسط گروهها و افراد مختلف باشه؛ دیگر نمیشد که فیلم ساخت. هر آنکه و گروه و صنف را با هنر به نقد میکشند متاسفانه با برخوردهای این چنینی مواجه میشوند گویی این مملکت گل و بلبل است و در هیچ جا و گوشه ای از آن مشکلی نیست. ترسم از آنست که کمکم انجمن معتادان گمنام هم در پی اعتراض به فیلم هایی که در این حوزه ساخته میشه برآیند.

    [پاسخ]

  6. سلام
    ممنون بابت نقد جالبتون
    اگه ممکنه توضیح کوتاهی درمورد عقده های شرلوک هلمزی بدید. کنجکاو شدم
    سپاسگزارم

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ فروردین ۱۵ام, ۱۳۹۳ ۱۲:۱۰ ق.ظ:

    یعنی یه نفر حس کنه همه چیز یه جور مدرکه واسه اثبات یه فرضیاتی
    و خودش خیلی حواس جمعه و بقیه بوق و متاسف است از این بوقی بقیه!

    [پاسخ]

  7. درسته که آخر فیلم خیلی غیر حرفه ای و ناشیانه راجع به یارانه ها حرفی گفته شد و به زغم خیلی ها این حرف یه گدایی باشه ولی با یه دید خوشبینانه میتونه فرهنگ سازی حساب میشه…درسته بعد کلی مساله آدمو به این نتیجه میرسونه که دارن گدایی میکنن ولی وقتی گفته میشه با نگرفتن یارانه بهداشت و سلامت میتونه ارتقا پیدا کنه ببینده رو به فکر قرو میبره که چه خوب!!!!!! این تیپ تبلیغات تو کشورهای پیشرفته هم دیده میشه که شاید مفهوم گدایی هم ازش برداشت بشه

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ فروردین ۱۵ام, ۱۳۹۳ ۱۲:۱۲ ق.ظ:

    به نظرم کافیه بانکها کمی درباره پیگیری پرونده اختلاسها ، شفاف سازی کنند تا مردم بهشون اعتماد کنند
    دولت هم همین اعتماد را ایجاد کند ( اختلاسها و رانتها و…) اون وقت مردم خودشون میرن خودجوش خیلی کارها میکنند

    [پاسخ]

    زینب 1 پاسخ در تاريخ فروردین ۱۵ام, ۱۳۹۳ ۱۰:۴۰ ق.ظ:

    عزیزم هروقت یارانه های قبلی صرف سرمایه گذاری و رشد کشور و خیلی وعده وعیدهای دیگه شد (حرفای احمدی نژاد قبل از هدفمندی رو که یادتون نرفته؟!) اونوقت مردم اعتماد می کنن. شما اون مستمندان رو بیار ما خودمون یارانه رو دو دستی تقدیمشون می کنیم. اما با این تجربیات، احتمالا ترجیح می دیم یارانه رو دست دولت تا جایی که در توانمون هست ندیم که بعد یه نفر بیاد قلمبه همه رو برداره بره و هیچی به هیچی.

    [پاسخ]

  8. منم خیلی خوشم اومد..الگوی رابطه عاشقانه سالم و طبیعی بین زن و شوهر خیلی وقته که نیست توی سریالها..این که عاشق هم هستند اما فداکاریها و خوب بازیهای الکی و باوررناپذیر در نمیاورند قشنگ بود این که مهربان و سالم و با محبت بودند با هم اما یکی از خودمون بودند با همون زیراب زنی ها تقلبکها دروغگوییها به دل مینشست ..آینه بی غباری بود

    [پاسخ]

  9. چقدر دوست داشتم نظر شما رو در مورد این سریال بدونم. من با تموم شدن این سریال دلم برای تک تک کاراکتراش و بخصوص نقی تنگ شده. طنزی بود که در اوج خنده و سرخوشی اشک رو هم به چشامون میاورد. بازی تنابنده عالی بود.
    ما با دیدن این سریال دنبال قصه خاصی نبودیم، با آرامش ی سری اتفاقات روزمره رو می‌دیدیم و خبری از قصه های تکراری و تلاش برای به زور پیام اخلاقی دادن نبود. ی زندگی عادی در جریان بود. نه یهو همه چیز به هم می‌ریخت و نه یهو همه چیز حل میشد.
    طنزی بود که برای خندوندن مردم به هر کار بی فرهنگی و بی ارزشی دست نزد.

    [پاسخ]

  10. به نظر من سریال فوق العاده خوبی بود که با جود این همه اسپانسر، اصلا روی اعصاب نبود و از همه مهمتر اینکه روابط خوب خانواده با همدیگه و گذر از مشکلات و کنار اومدن با مسائل همدیگه رو خیلی عالی نشون داد، تو رسانه ای که معمولا جنگ سگ و گربه ای زن و شوهر و بچه و والدین رو به تصویر می کشه و موقع مشکلات، خانواده ها از هم می پاشن توش. برای من یکی از شیرین ترین سریالهای تلویزیونی بود مخصوصا تو این چند سال اخیر.

    اما اینکه همه چسبیدن به موضوع لهجه، واقعیتی که باید بپذیریم اینه که یکی از قشنگیهای این سریال لهجه دار بودنش هست که خیلی شیرین ترش کرده. همونطور که یه جک ساده رو اگه با لهجه بگی شیرینتر میشه این طنز هم با لهجه جذابتر میشه. مخصوصا برای کسانی که با این لهجه صحبت می کنن. من خودم یه رگ مازندرانی دارم اما به هیچ وجه احساس نکردم این سریال داره کسی رو مسخره می کنه. خب عزیز من اگه شخصیت ها بیان خیلی شیک و مجلسی مثلا تو رستوران بشینن یا عابربانک بزنن یا لباس بپوشن که دیگه طنزش چیه؟ میشه سریال ستایش!!! خب شما مشکل داری همون ستایش و نمی دونم پس از باران و اوشین و بدبختی و بیچارگی مردمان رو ببین صفا کن. من نمی دونم چرا ما با این مقوله طنز اینقدر مشکل داریم؟! مگه تا چند سال پیش لهجه لری و ترکی تو طنزهای همین تلویزیون نبود؟ من به عنوان یه نیمچه مازنی خیلی هم از این سریال حمایت می کنم!

    [پاسخ]

  11. البته مردی که صبوری دارد و این افتخار را از همه زنان عالم نمیخواهد دریافت کند؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ یعنی مرده فقط صبر کرده که نخواسته از تمام زنان افتخار دریافت کند؟؟
    الان من دقیقا نتیجه گرفتم که حجاب چیز خوبی است. حجاب کامل و اسلامی.والا

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ فروردین ۱۴ام, ۱۳۹۳ ۲:۵۶ ب.ظ:

    منظور، مسدود کردن تنوع طلبی به بهانه کسب افتخار است.

    [پاسخ]

  12. نظام نباید گدایی کند بلکه باید ثروت آفرینی کند یا شرایط کسب و کار فراهم کند
    ……………احسنت ….خداییش اگر تلویزیون در مورد کارافرینی چنین زیر نویسهایی بره …کار بهتر جلو نمی ره

    [پاسخ]

  13. سلام
    استاد برای مدیریت بهتر شرکت خصوصی و همچنین برای طراحی پلان کسب و کاری و پیشروی بهتر چه کتابهایی را معرفی می کنید
    مثلا شرکت های بزرگ چگونه سقوط می کنند خیلی خوب بود
    از وقت و پاسخ شما سپاسگزارم

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ فروردین ۱۴ام, ۱۳۹۳ ۲:۱۹ ب.ظ:

    اخیرا کتابی از ریچارد تمپلر دارم میخونم که خیلی عالیه به اسم صد قانون نانوشته مدیریت نشر مبلغان

    [پاسخ]

  14. شاید بهتر باشه این جملتون رو اصلاح کنید
    هما همسری است به که شوهر” معمولی” خود افتخار میکند و این بزرگترین رمزواژه تسخیر ۱۰۰% یک مرد ایرانی است البته مردی که صبوری دارد و این افتخار را از همه زنان عالم نمیخواهد دریافت کند !
    خب به چند دلیل اول اینگه باز هم دراید این فرهنگ رو رواج میدین که مردا رو باید به چنگ آورد ….زندگی از هم پاشید تقضیر زنه…زنه که زندگی رو نگه میداره و و و و و هزارتا برداشت دیگه که این جمله خودآگاه یا ناخود آگاه به ذهن میاره….شاید شما پشت این جمله همچین تفکراتی نداشته باشدی و لی با اوضاع این مملکت و تمام تلاشی که یمشه در جهت کوچک کردن زنان و دختران میشه اینطور برداشت کرد که این جمله هم خیلی آروم و ملو در همون سمت و سو است …و تنها دلیلی عتوان این مطلب اینجا این بود که احساسم بهم میگه اینجا سطحش بالاتر از بحتهای اجتماعی که در دیگر سایتها و منابع عنوان میشه با انواع عنوانهایی که تهش یک حالت حقارت ایجاد میکنه بریا زنان و دختران اون جامعه
    یگ سوال دیگه چرا یک مرد اصلا باید تمام حس خوبش رو از یک زن بگیره که مثلا اگر زنه نتونست اونطور بادش کنه و و معمولی باهاش رفتار کنه دنبال اون جس قهرمان پنداری بگرده از سمت زنان دیگه ???? واقها چرا یعتی یه مرد معمولی باید اینقدر ضعیف باشه که با قرهمان پندرای توسط شریکش کاملا تسخیر بشه و حتما اگر یه زمانی اون زن انتقادی کرد کل اون حس خوت از سر مرد بپره و ختما دلیل موجهی بشه برای دنیال اون حس خوب گشتن از طرف زنان دیگه….و اصلا آیا اون زن هم نیاز داره که قهرمان نشون داده بشه از طرف همسزش یا نه یا این قضیه یه قضیه یه طرفس که زن بقول قدیمیها سنگ زیرین آسیاب باشه و ………از این دست حرفها…….
    یک نکته دیگه اینگه هر زنی که مثلا تحصیلات داشت نشون از استقلال فکری و مالی و هوش و ذکاوت اون زن نیست الیته بماند که هوش و ذکاوت هم تعریفهای مختلفی داره…مثلا خیلی جاها همین تسخیر یک مرد معمولی و حتی پایینتر از زن میشه نشون کلی هوش و ذکاوت!!!!!
    در کل که لازم دیدم اینا رو بنویسم و اضافه هم کنم بریا اینگه این نوشته با موضع گیری خوانده نشه من نه فمنیست هستم نه شکست عشقی وخیم خوردم نه از مردا منتفرم و به نظرم زندگی بدون وجود آقایون و رابطه با یک مرد واقعا بی طعم و بی مزه میشه ولی بهتر نیست حداقل اینجا سعی بشه یک رابظه واقعی مناسب با شرایظ زنان و دختران و مردان ایران رو به تصویر بکشیم… حداقل نوشته ها سمت و سوش بره به سمت رابطه ای بر اساس انسانیت اول از همه و بعد لذت بردن از رابطه با پذیرش تمامی تفاوتها …و بهتر نیست میزان سنجش بالا و پایین بودن ادمها رو قبل از تحصیلات میزان انسانیت و پایبندی به اخلاقیات قرار بدیم….شما گفتین مدرنیته خیلی از خونه های ما را فریب داد و با وعده آزادی بیشتر به زنان ( که درست بود) در عمل ایشان را به جای عبور هوشمندانه از بندهای خانواده سنتی به انقلابات درون خانوادگی کشاند ………..فکر میکنید دلیلی این انقلابات حانوادگی چی بوده …..یک بخشیش عدم پذیرش مردا بوده و یک بخشیش عدم پذیش جامعه و نادیده گرفتن این حرکت زنان به سمت استقلال بوده اگر جامعه و قانون ما هم سو با این حرکت زنان به سمت متعادل کردن قوانین و فرهنگ پیش میرفت اینقدر خستگی پیش نمیومد…..

    [پاسخ]

    مرجان پاسخ در تاريخ فروردین ۱۴ام, ۱۳۹۳ ۲:۳۰ ب.ظ:

    پگاه عزیز
    شاید مشکلی که شما بهش اشاره کردین بخاطر نوع تفکر و دید ما نسبت به زندگی و آدمها باشه. اگر ما در یک فیلم به کاراکترها صرفا به عنوان کاراکتر نگاه کنیم و رفتارهای صحیح اون ها رو انسانی ببینیم فارغ از جنسیتشون ، این مشکل خیلی راحت برطرف می شه. در این سریال هما نقش همسری رو بازی می کنه که در عصبانیت های شوهرش سعی می کنه به اون آرامش بده نه این که کل کل کنه و فقط فکر جواب دادن باشه، هما همسریه که دائم فکر شاد کردن شوهرشه و البته در فضای آرومی که برای شوهرش ایجاد می کنه خودش هم زندگی شادتر و آروم تری داره. خب این خیلی قشنگه! نیست؟؟! حالا ما چرا فقط به این فکر کنیم هما یک زنه و این کار رو کرده! بیاییم به نتیجه کار فکر کنیم! شادی و آرامشی که متعلق به کل خانوادس.
    به نظرم باید از این سریال و کارهای کاراکترهاش نفس عمل رو یاد گرفت! تلاش برای ساختن یه زندگی شاد و آروم به دور از جنجال و کل کل های روزمره…
    چون قطعا اگر بجای هما، نقی شخصیتی بود که این کارها رو انجام می داد یه سری از آقایون شاکی می شدن!
    من به سهم خودم اتفاقا به زن بودنم افتخار می کنم اگر بتونم روزی اینطور زندگی کنم:
    کم حرفی نیست زنی بتونه مایه آرامش خانواده اش باشه…
    کم حرفی نیست زنی بتونه دوپینگ مردش حساب بشه دوست من…

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ فروردین ۱۴ام, ۱۳۹۳ ۲:۵۷ ب.ظ:

    البته نقطه نظر خانم پگاه به این موضوع که همه شادی نقی از خانواده اش اگر اخذ شود نوعی کمپلکس روانی است به اسم Mother complex درست میتونه باشه دیگه

    [پاسخ]

    مرجان پاسخ در تاريخ فروردین ۱۴ام, ۱۳۹۳ ۳:۱۷ ب.ظ:

    از این نظر درسته آقای دکتر. ولی شخصیت نقی همچین آدمی نبود به نظرم. مصداقشم اون همه تلاش و غیرتی که برای وزن کم کردن نشون داد. یا وقتی فهمید همه جریان کشتی رو ازش پنهان کردن واکنش بدی نشون نداد. به نظرم نقی هم به اندازه هما به فکر شادی و آرامش خانوادش بود. یادمه در سکانسی که در سالن کشتی بودن علت ناراحتی هاش رو کارهایی دونست که باعث شده خانوادش اذیت بشن. مثل ریختن سقف ساختمون یا شکست در کشتی…
    و این بار قول می ده که برنده بشه!
    من خیلی تحلیل های دقیقی از فیلم ها ندارم معمولا!! :دی : پی ولی این بار واقعا به نظرم اومد این رابطه عاشقانه و فداکاری بین این زوج کاملا دوطرفس!

    [پاسخ]

    پگاه پاسخ در تاريخ فروردین ۱۴ام, ۱۳۹۳ ۷:۲۰ ب.ظ:

    راستش من اصلا تلویون نگاه نمیکنم نه داخلی نه خارجی خدا رو شکر میکنم هیچوقت الگویی از تلویزیون نگرفتم و تحلیلی در مورد این فیلم ندارم ولی بحثم رو همون دو جمله ای بود که اینجا اوردم 🙂 این عقده مارد رو که گفتید برام جالب بود چون قبلان هم بهتون گفتم چقدر شدید حسش کردم و بعد از تو متنهای شما فهمیدم بله این یه چیزیه به اسم عقده مادر و منظورم هم اینه که احساس رضایت اینچنین چندان نمی تونه واقعی باشه اینگه این احساس از بیرون کسب بشه و اینکه حالا اون زن تو سریال تحصیلاتش بالاتره دلیلی بر بالاتر بودنش از نظز شخصیتی و فکری هم نیست و اینکه این جمله یکم سمت و سو داشت به سمت اینکه اگر زنی بالاتر هم بود از همسرش باید در ظاهر این اطمینان و به شوهرش بده که تو قهرمان منی و جتی شاید خیلی جاها این بالاتر بودن رو پنهان یا گتمان گنه تا خانوادش رو حفظ کنه …همونظور که مرجان هم اشاره کرد شاید اگ مرد خانواده این کارو میکرد خیلی آقایون موضع میگرفتن….و بله ممکن خیلیها از این روش حفظ رابطه لذت ببرن و به خودشون افتخار هم کنن….ولی به نظزم شاید باید بپذیریم که یک زن می تونه بالاتر باشه از خیلی نظرها نه فقط ظاهر که تنها این بالاتر بودنه که خیلی خوب قابل پذیرشه در جامعه کنونی و بقول قدیمیها که مرد باید دو پله بالاتر از زن باشه… بخدا کمر این مردای بیچاره شکست خب چقدر سعی کنن بالاتر باشن وقتی زنها دارن همپای اونها پیشرفت میکنن اینجا میشه که روشهایی مثل همون کتمان تواناییها توسط خودزن یا خرد کردن زن توسط مرد پیش میادکه هردو به نظر من نادرست هیاوقتی یاد بگیریم که زن میتونه تو بعضی چیزها بالاتر باشه و مرد تو بعضی چیزهای دیگه و سنجش میزان و بالا و پایین بودنمون فرق کنه نیازی به دادن حس قهرمان بودن نیست بماند که ما کلا ملت قهرمان پروری هستیم…آگاهی و مدرن شدن زنها خطری برای خانواده ها نداره اگر قوانین ما اول از همه و بعد فرهنگ ما سرعت تغییرش همسان با سرعت پیشرفت زنان جامعه بود و هیچوقت اینقدر خستگی و عدم فهم برای مردان و زنان پیش نمی امد…

    [پاسخ]

    مرجان پاسخ در تاريخ فروردین ۱۵ام, ۱۳۹۳ ۱۲:۰۱ ق.ظ:

    پگاه من الان نفهمیدم چیزی که من و شما می گیم جفتش یکیه یا جفتش دوتاس!! :دی
    فقط خواستم متذکر بشم من در این سریال خود زنی، خود کم بینی از سمت نقش زن و یا خرد کردن زن توسط مرد رو اصلا ندیدمااااااا!!! قطعا این موارد باعث افتخار هیچ زنی نیست…

    زینب 1 پاسخ در تاريخ فروردین ۱۵ام, ۱۳۹۳ ۴:۳۲ ب.ظ:

    پگاه جان این رو هم در نظر بگیر که تو کل سریال، “هما جان” از دهن همین مردی که هما به قولی “به چنگش آورده” نمیفته و همه چیز در این رابطه دو طرفه هست.

    [پاسخ]

  15. ولی دکتر واقعا سیستم مازندرانی ها همین شکلیه حتی شدتش بیشتر از این چیزی که نشون داد.من فکر میکنم تنها ایرادشون اینه که نه اینکه اونجا معمولا حتی زمیناشونم حد و مرز ندارن ی خورده وارد حد و مرز ادما میشن و رعایت نمیکنن.نکات خوبشونم اینه امید ب زندگی بالایی دارن و اینکه خانواده دوستن مثلا نقی تو اوج کشتی فکر بهبود بود..

    [پاسخ]

  16. سریال جالبی بود همین که قریب به اتفاق خانواده ها را پای تلوزیون نشوند نشون میده خیلی جلب توجه کرده سوای از اون سریال خیلی نکات جالبی داشت همین احترام گذاشتن به بزرگترها نداشتن کینه از هم صمیمیت خانواده ها و احترامی که زن و شوهر به هم داشتن و ………..
    مردم ما باید یاد بگیرند سر هر سریالی زود جبهه نگیرند….در ضمن ملت ایران باید خیلی نادون باشند که یک قوم یا یه شهر را به یک سریال بشناسند………..در ضمن توی خیلی از سریال های طنز تهرانی ها را ساده و دستو پا چلفتی فرض کردند پس ایا همه باید اعتراض کنند…..مثل فیلم سرزمین کهن واقعا حیف این سریال بود که ادامه اش ندادند………

    [پاسخ]

  17. سلام
    ممنون از مطلب زیبایی که گذاشتین آقای دکتر،
    اون قسمت یارانه ها واقعا شکه برانگیز بود در پایان مجموعه!
    اگرچه ممکن بوده برای بعضی ادم ها این سریال و ادماهاش دلیلی به مسخره کردن مازنی ها شده باشه!اما هرگز این کلی نیست. من که فکر میکنم بار مثبتی که در ذهن ادما داشته بیشتر از منفیش بوده. سریالی که بخشی از زندگی خانواده ای رو در قالبی ترکیبی از طنز و جدیت به نمایش گذاشت، همیشه یه چیزیو تو سریالای ایرانی دوست نداشتم! پایان شیرین و ناگهانی، اینکه اخر قصه به طرز عجیبی همه چی درست میشه . اما تو این سریال اگر چه این بخش غیر واقعی هم گنجونده شده بود،یه پایان شیرین، برد نقی،خوب شدن بهبود و سر و سامان گرفتن ارسطو ولی شیرینی اصلیش که جوری به نمایش گذاشته شد تا قابل باور باشه و متمایز بود، به رضایت این گروه بود ،خانواده ای که همسر به شوهرش میگه چه ببری و چه ببازی قهرمان منی. خانواده ای که کنار دریا ماشینش میره زیر اب ولی با این وجود اخرش میگه خدا رو شکر که همه سالمیم (پایتخت دو) ، میره تهران برای سکونت و وقتی به مشکل میخوره، میاد به شهرش یه شروع تازه میکنه(پایتخت۱) پیام همه اونها رضایت از زندگی و تلاش در جهت بهبودش با همه ناملایمتی هاش.

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ فروردین ۱۳ام, ۱۳۹۳ ۱۰:۰۸ ب.ظ:

    دقیقا اشاره خوبی کرده اید بیتا
    به ویژه قسمتی که نوشته اید : خانواده ای که همسر به شوهرش میگه چه ببری و چه ببازی قهرمان منی.

    [پاسخ]

  18. ولی به نظر من همیشه به قومیت ها توهین میشه!
    برنامه رادیویی صبح جمعه ایرانی همیشه برای کاراکترهایی که اشتباه میکنن یا ساده لوحن یا خنگن از لهجه های قومیت های مختلف و شهرستان ها استفاده میکنه خیلی کم دیده شده که فردی که لهجه نداره و ظاهر شهرستانی نداره سوتی بده، چرا هیچوقت عکس قضیه رخ نمیده که یه شهرستانی perfect باشه و پایتخت نشین سوتی بده؟!

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ فروردین ۱۳ام, ۱۳۹۳ ۱۰:۱۱ ب.ظ:

    شما هر اقلیمی در ایران بری ، یه شهر دیگه را نماد سایه های اجتماعی خودشون میکنن
    تهرانی ها شاید بگن یه ترکه….
    خود تبریزی ها میگن یه….
    اهوازی ها میگن یه عربه
    لرها میگن یه…
    من فکر میکنم اینقدر اخلاقی و شکاک به بحثها نگاه کردن باعث میشه سایه های بدتری در جامعه ایجاد بشه ( سایه بخش منفی نادیده هر قوم است)

    [پاسخ]

    sepide پاسخ در تاريخ فروردین ۱۶ام, ۱۳۹۳ ۷:۲۳ ب.ظ:

    با میثم موافقم. وقتی قضیه سالها تو ریانه های مختلف تکرار میشه تو ناخودآگاه عامه یچیزایی القا میکنه که ریشه همین جوک های قومیتی و تمسخر اقوام مختلف میشه

    [پاسخ]

    زويي پاسخ در تاريخ فروردین ۱۸ام, ۱۳۹۳ ۱۱:۰۱ ق.ظ:

    کاملا موافقم
    همیشه آدمهای مشکل دار و دور از تمدن با لهجه به تصویر کشیده می شن ! هیچوقت یه پزشک، استاد دانشگاه ، مهندس ، معلم یا هر آدم موفق , متخصص دیگه ای با لهجه شهرستانی نشون داده نمیشه !

    [پاسخ]

  19. دیدن دوباره و یا گاهی سه باره هر قسمت این سریال دلزده ام نمی کند، برایم جذاب است دیدن زندگی این خانواده ایرانی از قشر متوسط . افسردگی ، پرخاش ونیاز به محبت وتوجه مرد خانه ، بیماری پدر شوهر و در کنار آن زنی محترم ، صبور و امیدوار که تلاش می کند خانواده را سرپا نگه دارد . خانواده معمولی بیش از هر چیز نشانگر یک خانواده ایرانی با اعضایی در تمام سنین است تا یک خانواده مازندرانی.
    آقای دکتر سپاس از متن های زیباتون.

    [پاسخ]

  20. برای من هم همدلی بین فامیل که نشون میداد خیلی زیبا بود. از دیگر سریالهای شبکه ها که با فحش و تحقیر همدیگه سعی داشتند تا موقعیت کمیک بسازند و باعث می شدند آدم حس چندش بگیره که خیلی بهتر بود. ارزشهایی که داره کمرنگ می شه رو برامون نشون می داد. اینکه هر اتفاقی می افتاد خانواده و سلامت همدیگه، یاری رسوندن و کمک اولویت بود برای من خیلی شیرین بود.. از احترامی که هما داشت و از فهم و سکوتش وقتایی که نمی خواست کسی برنجه، از همدلی همه برای خوش شدن لحظه یکی دیگه،…

    [پاسخ]

  21. سلام
    من خودم مازنی هستم

    اول اینکه تقریبا همه ی مازنی ها چه موافقان فیلم و چه مخالفان همه تماشا میکردند

    دوم اینکه: خودتون خوب میدونین خط قرمزهای اخلاقی آدم ها با هم فرق میکنه و چیزی که برای کسی میتونه خنده دار باشه برای دیگری میتونه توهین آمیز باشه
    وبنظرم نمیتونیم بهش خرده بگیریم،

    سوم اینکه:مطمئنا اگر این سریال از سیمای استانی پخش میشد چنین مخالفت هایی نداشت و بیشترین نگرانی مازنی ها ازین هست که مورد تمسخر قرار گرفته و برداشت های غلطی درمورد آن ها بشه.چه بسا که در دنیای واقعی کم نبودن افرادی که تا میفهمیدن شمالی هستیم به تمسخر می گفتن: “نقییییی ناهار نخردمه” و رفتارهایی ناشایست دیگر که این بازخورد ها موجبات نگرانی رو تشدید میکرد

    چهارم اینکه:در سریال زیبایی های زیادی بود مثل خانواده دوستی،اتحاد،احترام به بزرگتر،احترام به همسر، مشورت و همفکری

    پنجم اینکه: بعضی تهرانی ها میگویند اینهمه سال در طنزها به زبان فارسی حرف میزنن پس ما تهرانی ها خیلی ظرفیت داریم و ازین حرفا که بایس بگم زبان فارسی زبان معیار کشور ماست و خیلی به خودتون نگیرید و حرفتون و استدلالاتون محلی از اعراب نداره

    و سرآخر اینکه منطقه مازندران علاوه بر فیلم های طنز، پتانسیل فیلم های وزین از مشاهیر و داستان ها و افسانه های خود داره که واقعا در صدا و سیما جاش خالیه که اگر این جای خالی پر بشه توازن برقرار میشه

    یا علی

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ فروردین ۱۳ام, ۱۳۹۳ ۵:۲۵ ب.ظ:

    نتیجه نگرفتید بالاخره!!!
    بنده معتقدم اگر کسی تقلید لهجه اش موجب ناراحتیش میشه یعنی دستمایه دیگری در زندگیش نداره که داره با یک لهجه هویت یابی میکنه و فرهنگش را با جغرافیاش تعریف میکنه!
    ما اصالتا قزوینی هستیم و خیلی هامون ترکی صحبت میکنیم و بدترین جوکها درباره ماست ولی باید احمق باشیم که این طنز را به سمت هویتمان ادراک کنیم به جای اینه موضوعی برای خندیدن ببینیم
    در انگلستان بهترنی طنزپردازان دنیا تمام لهجه های انگلیسی و اخلاق ملیتهای تحت قیمومیت بریتانیا ( از SCOTISH و ولز و IRISH و استرالیایی و هندی و …را دستمایه خنده قرار میدهند و طنز است اگر اینرا عامل تفرقه و دستمایه تئوری توطئه بدانیم. همه اونهاییکه میخندن فرداش در محلهای کار با انرژی ناشی از آن تفریح ، جدی کار میکنند
    ما جامعه بدون طنزی هستیم
    طنزهامون بیشتر جنسی هستن
    همین طنز ساده اقوام را هم متاسفانه سیاسی برداشت میکنیم
    یا صنفی ( پرستارها و دکترها و همه صنوف انگار عقده دارند تا کسی ازشون فیلم یا جک ساخت اعتصاب راه بیندازند !!!)
    پس این مردم کجا بخندند تا بتوانند بخش جدی زندگیشان را درست زندگی کنند؟؟

    [پاسخ]

    010 پاسخ در تاريخ فروردین ۱۳ام, ۱۳۹۳ ۷:۲۳ ب.ظ:

    سلام
    عدم نتیجه گیری رو بزارین پای تجربه کم نوشتن .

    من اوایل مشکل داشتم،ولی وقتی نشستم پای صحبت موافق ها مخالف ها و از بیرون به نقطه نظر خودم نگاه کردم،دیدم چقدر این فیلم زیبا و دوست داشتینه و میشه از جهت طنز به اون نگاه کرد و نه یک توهین.

    قبول دارم وقتی لهجه عوض میشه مایه باورپذیری و پذیرش و طنز مطلب زیاد میشه،برای مثال مازیار جبرانی از افراد ایرانی استندآپ کمدی در آمریکا هست که در صحبت به زبان امریکایی همیشه از ته لهجه فارسی استفاده میکنه و بسیار موفق.
    من مخالف این سریال نیستم،بنظرم یک نقطه نظر طنز بود، و فوق العاده این سریال رو دوست داشتم و دارم

    درضمن اینکه مردم کجا بخندند من یه نظر منصفانه دارم،یادم میاد دبیرستان
    که جزء برنامه ریزان شوخی ها و مرض ریختن ها بودم،همیشه طوری طرحریزی میکردیم که دست بچرخه و خودمون هم (هرچند کمتر از سوژه های اصلی) در آماج طنز و خنده قرار میگرفتیم تا همه با هم بخندیم و درسته در طنز و شوخی منظور بدی نیست ولی وقتی فقط یه جمعیت خاص
    همیشه سوژه باشن جالب نیست
    یا علی

    [پاسخ]

  22. سلام.من هم با تحلیل عمیق تان موافقم.به نسبت سایر امور،پای ثابت سریال ها نیستم ولی به اصرار خواهرم نشستم و بیشترقسمت هاش رودیدم.در دوره وزمانه ای که همه از مدرک بالا و تجملات دم می زنن و فخر فروشی عادت خیلیا شده ،در عصری که روابط موازی بیداد می کنه و بوی خیانت بیشتر از همه در کمین خانواده هاست و خانواده ها از آسیب های اجتماعی یا غافلن یا بی تفاوت،لازم بود کمی سروتونین مغزمون بره بالا و مردمان شهرهای بزرگ کمی هم به خالص بودن شهرستانی ها واقف بشن.
    سریال در یک استان خاص فیلمبرداری شده و طبیعیه که باید همون جا رو به تصویر بکشه…..و هر گونه برداشت دیگری کردن به نظرم، کمی بی انصافی هست.

    [پاسخ]

  23. من هم با بخش فرنگی رفته‌ها موافقم . وقتی وارد صفحه آکسفورد شوید و نام برخی از آکسفورد رفته‌ها(یا حتی دانشگاه‌های دیگر) را جستجو کنی واقعیت‌ معلوم می‌شود که فرد فقط چهار تا عکس با اون دانشگاه گرفته و خودشو دانش آموخته آنجا معرفی می‌کنه .در برخی موارد جالبه که متوجه میشی اصلا همچین دوره‌ای در اون دانشگاه وجود خارجی نداره و فقط قضیه فریب دیگرانه
    بعد همچین بنا به فرمایش شما اظهار فضل می‌کنه که بیا و ببین . نمی دانم به قول شما شخصیت خودمان را زیستن چه مشکلی دارد که باید خودمان را به فلان دانشگاه و موسسه نسبت دهیم تا احساس ارزشمندی به ما دست بدهد.

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ فروردین ۱۳ام, ۱۳۹۳ ۵:۳۰ ب.ظ:

    تازه اگر مثل من برگشته باشی از آکسفورد ( درست مصادف با قضیه مدرک آکسفورد مرحوم کردان ) و به خاطر جو اون موقع ، هر جا مدارکت را مشکوک نگاه کنن که نکنه تقلبی باشه،متوجه میشی طنز تلخ یعنی چی !
    اون وقت هر کسی به خودش اجازه میده قضاوتت کنه در حالیکه کافیست یه بار درست سرچ کنه بفهمه خطاهای شناختی، عقده های شرلوک هلمزی بزرگی پدید میاره

    [پاسخ]

  24. سلام
    احتمالا شما از اخبار اعتراضات مردم خوب مازندران و نمایندگان مجلس و… بی اطلاع هستید!

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ فروردین ۱۳ام, ۱۳۹۳ ۵:۳۱ ب.ظ:

    نه ! شما اثر مدیا را دستکم نگیرید خانم دکتر

    [پاسخ]

  25. آقای دکتر، تبدیل به PDF درست عمل نمی کند و متن را مشابه یک متن انگلیسی می بیند و از چپ به راست تبدیل به آن فرمت را انجام می دهد. نه از راست به چپ. در واقع متنی که به PDF تبدیل شده، مشابه متن اصلی نیست. لطفا دستور اصلاح این امر را بفرمایید.
    با تشکر از شما..

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ فروردین ۱۳ام, ۱۳۹۳ ۵:۵۶ ب.ظ:

    همین الان نامه اش را فرستادم برای پیگیری
    ممنونم ازتون

    [پاسخ]

  26. ما ایرانی ها همانطوری که در عرصه خصوصی و خانوادگی خود رفتار می کنیم ، همان عادت ها را به عرصه های عمومی هم می آوریم. در جمع خویشان همیشه در انتظار ناراحت شدن، دلگیر شدن و قهر کردن هستیم. همیشه منتظریم کسی جمله ای یا رفتاری بگوید و یا نشان دهد تا ناراحت شویم، به شکل های متفاوت اعتراض کنیم( قهر کنیم، جمع را ترک کنیم، در جمع های بعدی خانواده غیبت کنیم ، منتظر بمانیم فامیل بیاید دلجویی . ووو).
    چقدر فیلمسازان ما باید دست به عصا باشند. با پخش هر فیلم یا سریالی بالاخره یک قوم یا یک صنفی پیدا می شود که بگوید به ما اهانت شده و باید مسولی کسی برود و ازشان دلجویی کند.
    در سریال پایتخت ؛ احترام به والدین سالخورده خانواده، احترام به زنان و حمایت از اعضای خانواده و خویشان در شرایط سخت، مشقات کاری محیط بانان مازندرانی و ارزش ها و عادت های قشنگ بسیاری را در قوم مازنی نشان داده اند اما همه ما یک ذره بین به دست گرفتیم و دنبال ردی از اهانت می گردیم.
    باید به ایرانی ها گفت:
    به قول ارسطو: حساس نباش ، حساس نباش 🙂

    [پاسخ]

    صدف پاسخ در تاريخ فروردین ۱۴ام, ۱۳۹۳ ۳:۰۶ ب.ظ:

    پاراگراف اولتون دقیقا شرح حال بسیاری از ماست. نکته سنجیتون به نظرم عالی بود.

    [پاسخ]

  27. نمیدونم چرا تهرانی ها فکر می کنند که خودشان لهجه ندارند و شهرستانی ها لهجه دارند!! این رو خود شهرستانی ها هم باور کرده اند! و هروقت در تلویزیون کسی با لهجه یک شهرستان صحبت میکند، مردم آنجا احساس می کنند مسخره شده اند و ناراحت می شوند!!
    همه ما باید درک کنیم که زبان ملی کشورمان فارسی است اما لهجه ملی نداریم!! چند روز پیش توی مسابقه «آقای گزارشگر» شبکه 3 هم به یکی از شرکت کنندگان توصیه میشد که شما باید سعی کنی بدون لهجه گزارش کنی!!
    اینکه نقی و ارسطو به لهجه مازندرانی صحبت می کنند، اصلا مسخره نیست!! سالهاست که در فیلم ها مردم با لهجه ترکی، اصفهانی و یزدی صحبت می کنند و کسی ناراحت نمی شود (در این سه مورد به نظرم مسئله به درستی حل شده).
    به هرصورت، لهجه تهرانی، لهجه ملی ایران نیست!! این رو هم تهرانی ها باید بفهمند و هم شهرستانی ها!!! لهجه شهرهای مختلف ممکن است برای مردمان دیگر شهرها جالب باشد اما به هیچ وجه مسخره نیست!

    [پاسخ]

    میثم پاسخ در تاريخ فروردین ۱۳ام, ۱۳۹۳ ۷:۰۸ ب.ظ:

    آقا مهدی کسانی که در زمینه رسانه کار میکنن خوب میدونن که ما میتونیم بدون لهجه صحبت کنیم و البته کار بسیار سختی هستش، شما اگر دقت کنید تقریبا همه اهالی رسانه بدون لهجه صحبت میکنند. تنها یه سری از گویندگان رادیو جوان به این مسئله کم توجه هستند و آخر کلمات رو میکشن یا با عشوه ها و تریپ های مردم تهران صحبت میکنند اونم به خاطر سیاست های خاص این شبکه هستش.

    [پاسخ]

  28. سلام
    سیروس مقدم آقای دکتر. شما نوشتید سامان مقدم. البته سامان مقدم هم کارگردان بسیار حرفه ای و خوبی است اما سریال پایتخت را سیروس مقدم ساخته.

    ارادتمند

    [پاسخ]

  29. سلام
    برای من آنیما وبروز احساسات ودرعین حال تسلیم شرایط نشدن مردای سریال وعقل وتدبیر زنهای سریال بهمراه استفاده از فرصتها جالب بود
    راستی دکتر من منتظر جواب ایمیلم هستم

    [پاسخ]

  30. شایدم مخاطب هاش زیاد بودن چون به شکل “اغراق آمیزی” لهجه و رفتار قوم مازندرانی رو مسخره کرد و بیشتر اونهارو بی فرهنگ و ندید پدید نشون داد ،سوژه ای برای خنده تهرانی های گرامی به شهرستانی ها !
    این که فردی شهرستانی باشه و معمولی باشه و سواد زیادی نداشته باشه و لهجه ای جالب هم داشته باشه اصلا دلیل این نیست که ندونه از عابر بانک و گوشی تاچ چیجوری استفاده کنه ! و لباس های از مد افتاده و ناموزون با کفش دهه50 بپوشه ! و یا اون همه بی کلاسی ها در یک رستوران !
    و متاسفانه شمالی های عزیز هیچگونه انتقادی نکردند!

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ فروردین ۱۳ام, ۱۳۹۳ ۱۱:۱۲ ق.ظ:

    من مثل شما فکر نمیکنم
    اینکه هر شوخی را به خودمون بگیریم ، خوب نیست
    کثلا اگر یه تهرانی دست و پا چلفتی بود ، درست میشد؟ من فکر نمیکنم قومیتی مسخره شد

    [پاسخ]

    حمیده زارعی پاسخ در تاريخ فروردین ۱۳ام, ۱۳۹۳ ۲:۴۶ ب.ظ:

    سلام .
    سارا خانم، ما اصلا چیزی که ندیدیم مسخره کردن بود.حداقلش نشون میداد که مردهای این سریال اینقدر با هم کل کل داشتند و دعوا میکردند ولی آخرش نشون داد جونشون برای هم در میره.سادگی و بی شیله پیله بودن مازندرانی ها و شمالی ها را به وضوح نشون میداد.تو مهمونی های نوروز همه تنها چیزی که زیاد میگفتند این بود که این شمالی ها چقدر با صفا هستند…

    [پاسخ]

  31. سلام آقای دکتر
    سال خوبی داشته باشین
    یه سوال داشتم از خدمتتون.
    من 28 سالمه و دارای تحصیلات بالا و شغلی پاره وقت هستم ولی تاکنون نتوانسته ام ازدواج کنم. از سویی در این سن، نیاز … را که برایم بیسابقه است احساس میکنم و از طرفی با توجه به اعتقادات سنتی خانواده و روحیه محافظه کاری خودم، امکان روابطی مانند دوست پسر را ندارم.
    ————————-
    شیوه رویارویی با نیاز طبیعی به شکل غیر طبیعی ، خطرناک است و شما را از واقعیت زندگی بدنی دور میکند

    [پاسخ]

    پگاه پاسخ در تاريخ فروردین ۱۴ام, ۱۳۹۳ ۷:۲۹ ب.ظ:

    و یک موضوع دیگه ازدواجی که پشتش همچین فشاری باشه نمی تونه زیاد بر پایه عقل و تصمیم درست باشه …..و زندگی برخلاف سنتها و عقایدی که سالها تو مغز ما فرو شده خیلی خیلی سخت ….امیدوارم جوری این مسیله برای خودت حل کنی که فردای روزگار که خیلی چیزها رو تجربه کردی افسوس این روزهای طلایی که با ترس شکستن سنت و عقاید نادرست سپری شد رو نخوری

    [پاسخ]

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.