این روزها اکثرا جیب ما را میزنند ، جیب شما چطور؟اخبار تازه

image_pdfimage_print

دوستی دارم انگلیسی – ایرانی که میهمان من بود در روزهای گذشته در ایران و قصد سرمایه گذاری در کشور را داشت و برایش فضای ایران را خوشبینانه بعد از رفتن دولت   میمون ( به معنی فرخنده !)  قبلی توضیح میدادم

دیروز که قصد بازگشت داشت برایم مثالی زد که انصرافش را از تصمیم اقتصادی اش در ایران شامل میشد

برای تغییر زمان بلیط business class هواپیمایی Qatar Airline با دفتر تهران آنها تماس گرفتیم. خانم پاسخ دهنده ایرانی ، سه باری ما را حواله داد به اینکه با شما تماس میگیریم و ما که عجله داشتیم ساعتی یکبار تماس که این پرواز را تغییر دهید و ایشان نیز مشغول بررسی سایت بودند !

تماس گرفتیم با دفتر هواپیمایی قطر در لندن ، ظرف ۴ دقیقه بهترین ساعت پروازی متناسب با مسافری که از تهران به دوحه و سپس لندن عازم است ،  تغییر بلیط ok شد! کارمند دفتر لندن ، همان سایت و همان صفحه پروازی را قطعا میدید ، چه چیزی متفاوت بود ؟ تعهد کارمند به ارائه خدمات صحیح در لندن و فاجعه خدمات کارمند ایرانی. فراموش نکنیم که شرکت قطری علیرغم همه آموزشهای خود وقتی به کارمند ایرانی با فرهنگ نازل خدمات در کشور میرسد ، چیزی میشود در حد همان فاجعه ای که خواندیم

——————————————————————–

بهمن ۹۱ کادوی تولد یک ویدئوپروژکتور اپتیما گرفتم که خیلی برام لازم بود. فروردین ۹۲ متوجه میشوم تصویر مشکل دارد. مطابق کارت گاراننی داخل جعبه ،به نمایندگی خدمات یعنی شرکت مادیران مراجعه میکنم.میپذیرند مشکل بورد داخلی داره و شامل گارانتی میشه ، ما هم خرسند از این فهم خدماتی.منتها فاجعه دیگری در انتظارمان است. تاریخ تحویل دستگاه پروژکتوری که فقط یکماه کارکرده ، کی باشه خوبه ؟ شهریور ۹۲ یعنی ۶ ماه طول کشید تا ما دستگاهمان را تحویل بگیریم !

مهر ۹۲ متوجه شدم دستگاه پروژکتور دیگری که از همین مارک در دفترمان داریم آلارم میدهد که لامپ پروژکتور به انتهای عمر ۳۰۰۰ ساعته خود نزدیک میشود و آنرا عوض کنید ( اقلام مصرفی هر پروژکتوری است ) خیلی شیک و مجلسی دستگاه را بردیم خدمات پس از فروش مادیران و پرسیدیم چقدر هزینه لامپ جدید است، گفتند خبر میدهیم. همان روز تماس گرفتند و گفتند ۱۹۰ هزار تومان.( البته من تعجب کردم و برآورد خودم واسه لامپ  ۳۰۰-۳۵۰ بود ولی به علت شلوغی کار دفتر، پیگیری بیشتری نکردم)  دستگاه را تحویل دادیم که لامپش نو بشود تا آخر هفته بریم تحویلش بگیریم.

تا یکماه که خبری از دستگاهمون نشد ، بعدش که اعتراض کردیم که بابا یه تعویض لامپ که اینقدر وقت نمیبره ؛ تا اینکه زنگ زدند دستگاهتون حاضره. خوشحال رفتیم دستگاه را تحیل بیریم فاکتور یک میلیون و دویست هزار تومانی جلومون گذاشتند ! ( دستگاه را ۶۰۰ خریده بودیم و دیگه از رده تولید ۲ سالی بود قطع D.C شده بود ) ما که شوکه شده بودیم اعتراض کردیم و گفتند دستگاه مشکلات دیگری هم در بوردهای تصویری اش داشته و اونها را نیز عوض کردیم. گفتم بیجا کردید بدون اجازه من این کار را کردید؛ دستگاه را عین روز اول با همان لامپ الارم دار بهم تحویل بدهید !

از طلاگشتن پشیمان گشته ایم

مرحمت فرموده ما را مس کنید

به کلمه “نماد اطمینان” در زیر آرم مادیران نگاه میکنم و بی اختیار یاد شعار رسمی بانک ملی فکر میکنم که بعد از اختلاس ۳۰۰۰ میلیاردی میخوندیم هر جا نام اعتماد است نام بانک ملی ایران میدرخشد !

———————————————–

 درست ۴ ساعت پس از درج مطلب در سایت ، از مادیران با ما تماس گرفتند و خیلی سریع دستگاه را تعمیر کرده و مسوولانه به ما تحویل دادند البته رقم ۵۴۰ هزار تومان نیز قیمت قطعات را گرفتند. سرعت عملشان را ستایش میکنم و امیدوارم به همه مردم خدمات خوب دهند

———————————————

  • آیا بخشی از درمانگران ایرانی ، دچار بحران اخلاقی هستند؟ تک تک مراجعین باید بدانند که بیمار بودن آنها مجوزی به دیگران برای برخورد بالا به پایین نیست و باید شخصا تذکرات لازم و اعتراضات لازم را صورت دهند و اصحاب مطبوعات و رسانه نیز با تقویت نقش نظارتی خود ، بیشترین تاثیر را در جلوگیری از خطاهای متخصصین و آموزش حقوق شهروندان میتوانند ایفا کنن
  • از رنجی که میبریم ( بحران اخلاق در کادرهای درمانی ایرانی)

    این از دردیست که مینالیم چرا که یک رادیولوژیست ( قبولی در تخصص رادیولوژی در ایران ، بیشترین امتیاز را در آزمونهای جامع رزیدنتی میخواهد ) که از پر درآمدترین قشر اطبا نیز میباشند ؛ اینگونه میشود؟ وقتی هم موقعیت اجتماعی داری هم پول داری ، پس طبیعیست که این طبقه به کتاب ، فرهنگ، سفر خارج از ایران، حقوق زنان و اطفال و اهمیت تحکیم خانواده در جهان و اینترنت و …دسترسی مستقیم دارند !
  • تملی معک: فضای کلاس ۱۰ نفره ما سنگین بود ، شاگردان، کارمندان وزارت خارجه و زنان سفرا و زنان حوزه رفته ای بودن که میفرستادن شون تبلیغات در کشورهای عربی

36 دیدگاه در “این روزها اکثرا جیب ما را میزنند ، جیب شما چطور؟اخبار تازه

  1. حالا این مطلبو هم در مورد ژاپن بخونید تا حسابی شوکه بشید!!!
    http://pasheparvareshgahi.persianblog.ir/post/29/

    [پاسخ]

    فاطمه پاسخ در تاريخ آبان ۴ام, ۱۳۹۴ ۱۲:۴۷ ق.ظ:

    ﻗﺴﻤﺘﻤﺎﻥ ﮐﻨﺪ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺩﺳﺖ ﻣﺴﺌﻮﻟﯿﻦ ﺍﻥ شاالله

    [پاسخ]

    فاطمه پاسخ در تاريخ آبان ۴ام, ۱۳۹۴ ۱۲:۵۰ ق.ظ:

    ای بابا…سایت منم انگار مشکل پیدا کرده.کامنتو واسه لینک تو گذاشتم.پشه پرورشگاهی

    [پاسخ]

  2. به این نتیجه رسیدم که اگه توی یه کشور جهان سوم همه جیز سر جاش باشه باید تعجب کرد !!دارم تمرین میکتم که انتظاراتم رو از این مردم بیارم پایین از صبح تا شب فقط از ادم انرژی میگیرن !! اخه کم کم دارم دچار فرسودگی اعصاب میشم ادم باید اعصابش از فولاد باشه تا دووم بیاره؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

    [پاسخ]

    بهار پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۹ام, ۱۳۹۴ ۳:۵۳ ب.ظ:

    با سلام هر چند که این مطلب قدیمیه و ازین موارد زیاد به چشم میاد اما خواستم ازشرکت گلد ایران ضمانت شرکت ال جی که ماشین لباسشوییم مشکل داشت و چون ضمانت نامه داشت خود گلد ایران ،بردش و تعمیر کردن و اینکه من ساکن مشهدم حتی چند بار از تهران با من و همسرم تماس گرفتند که برخورد نمایندگی با شما چطور بود و آیا رضایت داشتید یا خیر خواستم بگم بعضی وقتها اینطوری هم هست.

    [پاسخ]

  3. وای از دست تو گلی جون.ایشالا.ولی کامنتت منو یاد سریال فرندز انداخت.که مونیکا بالاخره نامزد میکنه حلقشو به همه نشون میده با صدای بلندمیگهاوه اوه ببینید من نامزد کردمو اینا……….:-) 🙂 🙂

    [پاسخ]

  4. اقای دکتر می خوام در مورد سایتتون غر بزنم شدید!
    نسخه موبایلش چنگی به دل نمی زنه.
    – و هنوز هم آرشیو موضوعی این سایت روی مخ اینجانبه. هرچی دنبال یک پست می گردم نیست!
    -نظرات پیشینش چرا حذف شده؟
    -جستجوی سایت به درد نمی خوره! کلید واژه ها انگار نقص دارن. نمی دونم چشونه که یک لید واژه رو می خوای پیدا کنی! میگه موردی یافت نشد!!!
    -نمیشه یه کاری کنید که مثل فیس بوک اگه کسی خواست جواب یک کامنتی رو بده زیر همون کامت مورد نظر جوابش بیاد؟
    – اخر مطالبتون یک دکمه بازگشت بذارید توروخدا..
    -شما که همه این سایت رو فارسی نوشتید این قسمتNotify via Email Only if رو هم فارسی بنویسید!!!someone replies to My Comment
    -این اندازه پیکسل ها و کادرها هماهنگ نیست!این کادرهای زرد و شما ببنید با پایینیاش یکی نیست.

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ اسفند ۲۸ام, ۱۳۹۲ ۸:۵۱ ق.ظ:

    من همه موارد را با بخش IT در مین گذاشتم و پیگیری اغاز شده
    ممنونم از حساسیت روی سایت

    [پاسخ]

  5. بعد میگن چرا نخبه ها تو ایران نمی مونن .آخر احترام یه فرد ساده رو هم دریافت نمی کنن چه برسه به نخبه .خوب بایدم برن.بشون خوش بگذره.
    ===============
    اینقدرها هم جدی نبود بابا

    [پاسخ]

  6. با سلم خدمت دکتر شیری عزیز
    اخیرا یه مورد جالب واسه بردار من هم پیش اومداینجا میگم شاید بدرد بقیه هم بخوره 2 سال پیش یک فلش 16 گیگ از شهرستان خریده بود دوهفته پیش سوخت چون گارانتی داشت به فروشگاهی که خریده بود مراجعه کرد ولی فروشنده میگه چون تحریم هستیم نمی تونم واست عوض کنم و موقع خرید باید با هو لوگرام میخریدی و……. به دفتر تهران تماس گرفت اونم میگه نه نمی تونم و…… نمایندگی اصلی شرکت تولید کننده در تایوان بود با دو تا ایمیل و پر کردن فرم در سایت شرکت به طرز عجیبی تو یه روز 60 نفر از نمایندگی فروش در تهران تماس گرفتن که آقا مشکل شما چیه و در عرض یه ساعت بعد فلش تو دستش بود واقعا جای تاسف آدم جایی زندگی میکنه که مشکلش از یه کشور دیگه حل میشه و هموطنای خودش شدیدا بی مسئولیت

    [پاسخ]

  7. یه موردی هم من یادم افتاد بگم،که دوستان که از این جریانی که برای من اتفاق افتاد تجربه ای داشته باشید و در دام این مورد حداقل نیفتید…
    چند وقت پیش رفتم بنزین بزنم که خیلی هم شلوغ بود، ماشین پشت سری من بنزینش رو زده بود، و مدام بوق می زد و انگار نمی فهمید که ماشین جلویی وقتی بنزین زدنش تموم نشده نمی تونه حرکت کنه، باید کارش تموم بشه، خلاصه اون چند بار بوق زد که من اشاره کردم که آقای محترم صبر کن من بنزین بزنم بعد شما تشریف ببرید،، خلاصه این طرف قضیه رو داشته باشید از اون طرف مامور … جایگاه بنزین که داشت برام بنزین می زد هی اصرار می کرد مکمل هم بزنید ، نمی دونم رسوب کرده بنزین تو باکتون و حتما مکمل بزنید و این مکملها واجب هستند و ..(حالا ایشون داخل باک رو چه طوری دیده بود خدا داند) منم که از ماشین پیاده شده بودم ، ،می گفتم نمی خوام آقا ولی اون هم مدااااااام اصرار می کرد و از اون طرف هم اون آقاهه پشت سری هی بوق و بوق و..خلاصه گفتم باشه مکمل هم بزن …اونم یه بطری آورد و مثلا درش و باز کرد و یه چیزی ریخت تو باک و گفتم چقدر شد گفت 45 تومن!!!!!!!!!! حالا شما حال اون لحظه من رو درک کنید، بنزین معمولی شاید 16 ، 17 تومن میشد، خلاصه دیگه جای بحث کردنی هم وجود نداشت با اون همه شلوغی صف و رانندگانی که فقط در رانندگی ثانیه ها و زمان برایشان ارزش دارد،… اما فقط یه نگاهی به اون مامور جوان جایگاه انداختم که شاید کمی متوجه شده بشه که چقـــــــدر کار زشتی انجام داده، تازه نکته بدتر قضیه اینجاست که احتمال اینکه اصلا توی اون بطری چیزی هم نبوده خیلی خیلی زیاده، بعد که بیشتر فکر کردم تقریبا مطمئن شدم، چون خیلی سریع در یه حرکت هنرمندانه مثلا درش رو باز کرد که دستشو یه جوری روی دهانه ی بطری گرفته بود که اصلا مشخص نمی شد آکبند هست یا نه و سریع دهانه ی بطری رو گذاشت داخل باک و دیگه که نمیشد فهمید اصلا چیزی ریخته شده در باک یا نه….ولی سرعتِ زدن این مکمل که به نظر میرسه 5 ثانیه هم نشد باز هم دلیل دیگری بر صحت این موضوع هست که متاسفانه درون بطری چیزی نبوده یا خیلی خیلی کم بوده… متاسفانه اون فرد از شلوغی جایگاه و بوق زدن رانندگان و خانم بودن فردی که برای بنزین زدن آمده بود چنین سوء استفاده ای زشت و ناپسندی کرد، و من هم چیزی نمیتونستم بگم چون می گفت خودتون گفتین بزن…
    شرمنده که طولانی بود ولی این تجربه رو گفتم که سایر دوستان هم استفاده کنن.

    [پاسخ]

  8. اینقدر از لوازم برقی ما رکب خوردیم که دیگه یه ریموت کنترل می خوایم بخریم دست و پامون می لرزه. گارانتی ها اکثرا فرمالیته هستند و اگه احیانا مشکلی رو بخوان حل کنند اینقدر طولش میدن که به قول شما ماه ها طول میکشه ضمن اینکه تضمینی هم برای سلامت دستگاه بعد از تعمیر اون وجود نداره.

    [پاسخ]

  9. یک علت اینکه اینجور کارمندها برخورد خوبی ندارند و کار مشتری را راه نمیاندازند اینکه دستمزد کافی بهشون داده نمیشه اونها هم جای دیگه برای رئیس‌شان جبران میکنند!!!
    امروز تو راهنمای روزنامه آگهی استخدام منشی خانم دیدم زده بود ماهی دویست هزار تومان، حالا که مطلب شما را خواندم با خودم گفتم اون منشی چقدر بازدهی خواهد داشت وقتی این حقوق خرج زنده بودنش را هم قرار نیست در طول ماه بدهد!!!
    این شعار همیشه حق با مشتری است را تو کشور ما باید بنویسند همیشه حق با فروشنده است!!! با این خدمات ندهی بعد از فروششان! بعد صاحب اون کسب و کار فکر میکنه اگر آگهی نیم صفحه‌ایی تو روزنامه و مجله چاپ کنه و یا شعار تبلیغاتی‌اش دهان پرکن باشه میتونه سالها جنس‌اش را به مردم بیاندازه!!!

    [پاسخ]

  10. راستی من یه چیزی پرسیده بودم هر چی میگردم نیست. یه نردبونی بود ،فک کنم اون تو بود، پس چی شد؟ میخوام بدونم کسی نظری داده برام عایا؟؟؟

    [پاسخ]

    rezaA پاسخ در تاريخ اسفند ۱۵ام, ۱۳۹۲ ۳:۵۵ ب.ظ:

    اره گلی من شخصا خودم ورود کردم و برات نظر گذاشتم و اینکه تو شوهر کنی ماها کمرمون راست میشه..

    [پاسخ]

    گلي جون پاسخ در تاريخ اسفند ۱۶ام, ۱۳۹۲ ۱۲:۱۸ ق.ظ:

    نه بابا! این هم شد راه کار واسه سوال من؟! سال ٩٢ که تموم شد، تو این ١۵ روز نمیشه شوهر کرد، اما سال ٩٣ با جدیت بیشتری وارد عمل میشم، اوضاع کریتیکاله! اصلا استراتژی چیدم براش، سال بعد همین موقع حلقه دستمه، کمر تو هم راست میشه. حالا ببین کی گفتم رضا با ای بزرگ…

    [پاسخ]

  11. جیب ما را نیز همچنین، از تمام ابعاد… طول، عرض، ارتفاع…. راستی یک کتاب صوتی شده بنام “سوال های درست” از دبی فورد که قبلا اینجا دیدم اسمش رو. خواننده اش هم خوبه من یه پارت گوش کردم. اگه کسی بخواد.

    [پاسخ]

  12. دکتر شیری عزیز سلام:
    کاملاً همین طور است که می فرمائید. من هم تجربه ای مشابه “انجام خدمات خواسته نشده بر روی پروژکتورتون” را داشتم که تازه زحمتم را چند برابر کرد. چندی پیش متأسفانه داروی مصرفی من که خارجی بود، به علت تحریمها کمیاب شده بود ولی اگه می گشتی، حتماً گیر می یومد. البته اقلام مشابهش در ایران بود ولی پزشکم اصرار به مصرف همون داشت. یک بار من برای دریافت نسخه ام به داروخانه ای مراجعه کردم و از پذیرش داروخانه خواستم که درست چک کند ببیند همون مورد خواسته شده در نسخه را دارند یا نه. پذیرش پاسخ مثبت داد و فوری نسخه را کند!!!! بنده هم خوشحال از این که آخ جون امروز چه زود دارومون گیر اومد!!!! اما بعد که به باجه تحویل دارو مراجعه کردم، دیدم نسخه را با اقلام مشابه پیچیده بودند. وقتی گفتم «مگه نگفتم عین همین رو می خوام! » به جای عذرخواهی می گه «خانوم! همینه که هست. می خوای ببر می خوای نبر». بنده دارو را تحویل نگرفتم ولی متأسفانه نسخه ام را چون مهر داروخانه زده بودند، از دست دادم. داروخانه دیگری اون رو قبول نمی کرد و مجبور شدم دوباره به پزشکم مراجعه کنم و ایشون هم لطف کردند و همین طوری برای من نسخه جدیدی نوشتند. این است وضع جامعه ما!

    [پاسخ]

  13. جیب ما رو هم میزنن استاد جان! عرضم بحضورتون که چند وقته پیش حدودا یکماه پیش اراده کردیم یه گوشی سامسونگ بخریم اینجا البته از دبی با قیمت ارزانتر از نمایندگی ها که توی شهرهای دیگه است میارن اما ما بخاطر نداشتن گارانتی نخریدیم و گفتیم از نمایندگی تهران سفارش بدیم فقط بخاطر گارانتی! ما سفارش دادیم و قرار شد یک هفته ای برایمان بفرستند یک هفته شد یکماه و همچنان نفرستادند جالب اینکه هر هفته تماس میگرفتیم میگفتن هفته بعد خلاصه از خیرش گذشتیم زنگ زدیم و با زبان تهدید گفتیم یا میفرستین تا پایان هفته یا دیگه هیچ وقت نفرستین این تهدید ما حسابی جواب داد و برامون فرستادن البته اصلا ازش راضی نیستم! این رو هم بگم که ما گمان کردیم بخاطر جنوبی بودنمون دارن ازیتمون میکنن و لابد تو دلشون میگن جنوبی های ساده!!!! نگو بچه تهرانم که باشی همین بلا رو سرت میارن

    [پاسخ]

  14. سلام دکترجان
    این همایش آمل که تشکیل نشد و حتی اطلاع رسانی هم نشد که ما نریم سر همایش!
    کاش لااقل اگه سمینار ازدواج مثبت آمل برگزار نمیشد، یه متن میذاشتین تو سایتتون که خبر دار بشیم، اینهمه راهو نریم…
    ممنون
    =========================
    حامد عزیزم
    فکر میکنی خود من کی از کنسلی خبر دار شدم؟ ساعاتی قبلش که خودم تو کلاس درس ساری بودم
    من متاسفم که آدمهای بی مسوولیتی باعث میشوند نزد مردم شرمنده بشویم
    کسانی که حتی یک شماره تماس از مردم نگرفته اند که بهشون خبر بدهند.
    در این باره خواهم نوشت تا دیگه کسی جرات نکنه به شعور مردم آمل توهین کنه

    [پاسخ]

  15. سلام دکتر شیری عزیز
    مدتیه که با سایت شما آشنا شدم و خیلی از مطالبتون رو خوندم تابتونم از نوشته هاتون کمک بگیرم اما اجازه میخوام مشکلم رو کوتاه براتون بگم چون اگه ایمیل کنم دیر میشه و شاید دیگه فاید ه ایی نداشته باشه
    حدود 6 ماه پیش (مهر ماه) با آقاپسری 25ساله در محل کارم آشنا شدم از ابان رابطه ما صمیمی شد و در اولین قرارمون متوجه شدم که در18با خانمی 16 ساله به اتنخاب خانوادش ازدواج کردن و الان برای بار دومه که در شرف طلاق هستن و چون تصمیمش برای طلاق جدی بود من رابطه روادامه دادم تا دو ماه این رابطه خیلی خوب پیش میرفت و حتی به من پیشنهاد ازدواج داد اما بعد از دو ماه که من بهش گفتم خواستگار دارم رفتارهاش خیلی تغییر کرد وفاصله گرفت
    خودش می گفت الان تحت فشاره و حتی بعضی شبا گریه میکرد بعضی وقتا ناراحت بود بعضی وقتا خوشحال
    من هم یه مدت ازش فاصله گرفتم تقریبا دو هفته
    بعد از دو هفته به من گفت که رابطه ما بهتره همکاری بمونه
    اما یه سری موارد خودش رفتاری میکرد و حرفی میزد که بیشتر از یه همکار بود
    این هفته میرفتیم بیرون چند روز بعد رسمی رفتار میکرد
    تا اینکه دو هفته پیش بهم گفت وصالی در این رابطه نخواهد بود چون خانوادش مخالفت کردن که من یک سال از اون بزرگتر هستم
    با اینکه عقب نشینی کردم اما حرفش رو باور نکردم
    چون فکر میکنم با کسی دیگه آشنا شده چون عکس تکی اون فرد رو تو لپ تاپش دیدم اما مطمئن نیستم
    از نظر اخلاقی شعور کار و… خیلی خوبه و من دوستش دارم و نمی خوام از دستش بدم
    نظر و پیشنهاد شما چیه؟
    اگر میشه کامنتم رو کامل تایید تکنید
    از لطف و محبتتون برای راهنمایی ام خیلی ممنونم
    =================
    چرا خودت را به نفهمی میزنی آخه مرضیه ؟؟؟؟
    طرف شکارچی تعطیلیه که دنبال دختران ساده لوح میگرده
    بهتره یه کم هزینه بده تو زندگی شخصیش و از این غلطها نکنه
    معنیش اینه یه کم امنیتش را باید ازش بگیری

    [پاسخ]

  16. دکتر واسه منم یه موردی پیش اومد که جالبه.
    ببخشید طولانیه، اما خوندنش خالی از لطف نیست.
    چند ماه پیش پاور کامپیوترم سوخت، فرستادم گارانتی. بدون هیچ جیب بری ای یه آک از همون مدل فرستادن! 24ساعت بعد همون پاور هم سوخت! زنگ زدم شرکت و موضوع رو گفتم. اوناهم کلی سوال کردن و در نهایت گفتن کامپیوتر شما خیلی کم مصرفه ولی پاوری که براش انتخاب کردین خیلی قویه در نتیجه پاور میسوزه!!! و کلی مثال آوردن که تو با این انتخابت بار یه وانت رو میخوای با تریلی ببری و این جور حرفا. گفتم آخه حرفای شما کجاش منطقی و… مگه قبول میکردن؟ مثلا داشتن با یه مهندس الکترونیک صحبت میکردن! از عصبانیت در حال آتیش گرفتن بودم. خلاصه وقتی از پس سماجت من برنیومدن پاسم دادن به مهندس فنی شرکت. بعد کلی صحبت علمی! مهندس مجبور شد اعتراف کنه که تولیدات گذشته شرکت مشکل داشته( البته ایشون فرمودن عدم وجود تکنولوژی در اون زمان!) ولی نسل جدید دیگه مشکلی با کامپیوترهای کم مصرف نداره. گفتم خب حالا چکار کنیم؟ گفت من فقط مهندس فنی هستم باید با قسمت فروش صحبت کنید. قسمت فروش گفتن که ما فقط میتونیم پاور خودت رو با مدل مشابه تعویض کنیم و شرکت هرگز مدلی جدید رو جایگزین مدل قدیمی نمیکنه. گفتم اینطور که باید من هی پاورهای شمارو بسوزونم و شما هم برام تعویض کنید و این چرخه تا چند سال -پایان تاریخ گارانتی- ادامه پیداکنه! باز هم زیر بار نمیرفتن! حتی پیشنهاد دادن که من یه قطعه پرمصرف به کامپیوترم اضافه کنم! فرداش تماس گرفتم و دوباره بحث ادامه پیدا کرد. رییس شرکت میگفت ما توی سایت راهنمای خرید پاور گذاشتیم و مقدار مصرف تمام قطعات رو برای مشتری مشخص کریدم تا مشتری پاوری با توان مناسب انتخاب کنه. گفتم همه اینا درست. اما راهنمایی شما برای مشخص کردن حداقل توان مناسب برای کامپیوتره و این اصلا ربطی به انتخاب پاور با توان بالاتر نداره. ضمن اینکه مشکل از تولیدات قبلیه خودتونه. رییس هم شروع کرد به آوردن مثالهای بی ربط. ما هم در جواب از مهندسیمون_که تاحالا هیچ استفاده ای ازش نبردیم بجر همین یه مورد استثنا_ استفاده میکردیم. خلاصه یهو یه نفر دیگه گوشیو گرفت و بدون سلام و… گفت:
    ” شما موفق به دریافت یک پاور سری جدید از ما شدین؛ بهتون تبریک میگم”
    ================
    جهان سوم

    [پاسخ]

  17. سلام

    عرض ادب
    چقدر دلم براتون ‍تنگ شده

    در مورد اینا که گفتین خوبه یادی هم از پمپ بنزین ها داشته باشیم !
    چد روز قبل به یک پمپ بنزین رفتم . طبق معمول کارت را دادم و منتظر شدم که مسئول مربوطه بنزین بزند . بعد با لحنی طلبکارانه گفت 32 هزار تومان !!! پرسیدم چقدر ؟ گفت : خانم کارتتون خالی بود بنزین آزاد زدم !!( بدون اینکه سوال کنه )
    حساب کردم و اومدم بیرون
    هنوز چند قدمی دور نشده بودم که یادم افتاد که باک ماشینم 30 تا بیشتر بنزین نمیگیره ! و 30 لیتر بنزین آزاد ( 700 تومن) میشه 21 هزار تومن !!!!!!!!!!! نه 32 هزار تومن !
    دوباره برگشتم و ……

    [پاسخ]

    مهشید پاسخ در تاريخ اسفند ۱۵ام, ۱۳۹۲ ۱:۳۰ ب.ظ:

    بله 30 تومن میشه ,و احتمالا 2تومن برای اینه که خودش بنزین زده

    [پاسخ]

  18. سرزنش دیگران نتیجه ای نداره، برای تغییرات همین الان شروع کنیم، همه ما که عضو این سایت هستیم با کلی ادعای دیگر دوستی، فردا روز درختکاریه و امسال چند هراز نهال بصورت رایگان شهرداری در اختیار مردم قرار میده، میشه از همینجا شروع کرد حتی اگر نمیکارید به باغچه ها، باغها ، پارکها و همه فضاهای سبز احترام بگذاریم

    [پاسخ]

  19. سایت شما خواننده های زیاد دارد که از همه ی اقشار در آن سهیم اند بیاییم همین چند ده هزار خوانندگان، نگاهی به عملکرد خودمان بندازیم ببینیم آیا ما هم شبیه آدم های بالایی ها هستیم یا نه اگر هستیم که از الان شروع کنیم به تصحیح خودمان اگر نیستیم که هیچی یا اینکه بهتر کنیم . عملکرد بد هم بنظرم ربطی ب دولت و… نداره فرهنگ و شخصیت هر کسی هست
    بالاخره باید از یه جایی شروع کرد دیگه………..
    ======================
    بله اقا حامد همه حرف را فرمودید

    [پاسخ]

  20. کاش بعد از اینکه قضیه حل شد به اون کارمند ایرانی قضیه رو میگفتین تا ببینه که یه نفر توی 4 دقیقه کار رو راه انداخته. اینطوری شاید یه کم عمق فاجعه رو حس کنه!
    ——————
    راست میگی هانا

    [پاسخ]

  21. جالب اینه که بعد از اختلاس 3000 میلیاردی شعار بانک ملی یه تغییر کوچولو کرد که البته هنوز هم می تونید بیلبوردشو تو اتوبان مدرس ببینید. “هر جا سخن از اعتماد است “”باز هم”” نام بانک ملی ایران می درخشد”.
    ===================
    بله اقا مجتبی
    اون ” باز هم” شون تو حلقمون

    [پاسخ]

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *