من ساز دهنی ام

image_pdfimage_print

سال ۱۹۹۳- ۱۹۹۴بود که بوسنی و هرزگوین درگیر جنگی خونین با بخش صرب نشین خود شدند و با حمایت ارتش یوگسلاوی سابق (صربستان ) یک نسل کشی و هزاران جنایت جنگی رخ داد که هرگز کسی پیگیر آن نشد. بدون حمایت ارتش و دولت روسیه ، گشاده دستی میلیشوویچ و همفکرانش در قتل عام مسلمین ممکن نبود. من مسوولیتی سخت در ستاد دانشجویی حمایت از مسلمانان بوسنی و هرزگوین داشتم و یکی دوسال تمام قد درگیر اخبار و اطلاعات آن دیار بودم . به نحویکه دوستانم به شوخی من را داماد عزت بگوویچ رییس جمهور وقت بوسنی میدانستند و اسمم را علی شیروویچ گذاشته بودند !

با دخالت ناتو جنگ تمام شد و سیاست حمهوری اسلامی با ضرب شصت آمریکایی ها ظرف چند هفته با بن بست مواجه شد و بوسنیایی ها بچه های ایرانی را تقریبا از کشور بیرون کردند و برای آمریکایی ها که بالاخره آن همه جنایت را متوقف کرده بودند، فرش قرمز پهن کردند (خدا میداند چقدر عشق و دلار و وقت هسته های جهانی حزب الله در بوسنی حروم شد! )

روسها دوست داشتنی هستند !

 


بعد از فروپاشی شوروی سابق در سال ۱۹۹۱ ، بخشی داخلی در روسیه سابق و مسلمان نشین به اسم چچن اعلام استقلال کرد . به فرمان یلتسین سرکوب نظامی آغاز شد. گروزنی مرکز چچن تحت بمبارانهای وحشتناک روسها در دسامبر ۱۹۹۴ قرار گرفت و تخمین زده میشود در عملیات سرکوب روسها ظرف ۲۰ ماه ، صد هزار نفر قتل عام شدند

 

گروزنی ۱۹۹۶

در بمباران وحشتناک گروزنی مرکز چچن ، خیلی ها قتل عام شدند و عده تونستند فرار کنند به ایالت اینگوشتیا. در این بین یک تراژدی غمناک رخ داد و آن عبارت بود از فراموش شدن تخلیه Katayama House ، مرکز نگهداری ۸۰ سالمند و بیمار عقب مانده ذهنی

به همت خبرنگاران و جدایی طلبان دو اتوبوس فراهم شد و مرکز زیر بمباران تخلیه شد ( یکی از اتوبوسها مورد اصابت آتشبار روسها قرار گرفت و ۳ نفر کشته شدند ) اتوبوس بعدی به کمپ پناهندگان رسید ولی چون میزبانان با اختلالات بیماران ذهنی اشنایی نداشتند برای جلوگیری از هر مشکلی مثل گم شدن یا … تعدادی از آنها را با زنجیر به زمین بستند. استانلی گرین عکاس آمریکایی این صحنه را دید و به دنیا مخابره کرد ( هر چند بعدها در سال ۲۰۰۰ جایزه اول عکاسی world press photo را اخذ کرد )

من آن سالها در مجله عکس ،یکی از این تصاویر را دیدم و ساعتها گریستم و دیشب در مراسم افطار جامعه معلولین بدون دلیلی خاص ، ناگهان این تصویر بعد سالها در ذهنم نقش بست و  وقتی رسیدم خانه ، کلی گشتم و آنرا یافتم. تصویری که عمق مظلومیت انسانی دردمند و بی پناه را ترسیم میکند . پای برهنه در زنجیر و سرما و بی کسی

این روسها عجب تاریخچه ای در لطف به مسلمین و ایرانیان دارند( به توپ بستن مجلس توسط لیاخف و سر بریدن میراز کوچک خان و…)

باید کتاب “خانه دایی یوسف “را بخوانید ( اسم کتاب ماخوذ است از رفیق ژوزف استالین که در دروان زمامداری خود در شوروی بیش از ۲۰ میلیون نفر را در اردوگاههای مرگ و جوخه های اعدام از بین برد ) و ببینید شوروی چه بالیی سر هواداران ایرانی پناهنده به خود در اوائل انقالب سال ۱۹۷۹ ایران آورده است


وقتی می اندیشم که حضرت امیر المومنین ، امامیست که با محرومین زیسته است و لقمه به دهانشان میگذاشته از انسان بودن آن مرد بزرگ لذت میبرم و به بزرگی و آزادگیش در سالروز شهادتش افتخار میکنم


8 دیدگاه در “من ساز دهنی ام

  1. دشمنی روسیه با ما چیزی نیست که از یاد ما برود. دوستی فعلی هم به خاطر منافع است و نه هیچ علقه دیگری. … البته من به طور کلی شاید روسیه شاید از استعمارگران دیگر از جهاتی برای من قابل تحمل تر باشد به خاطر ادبیاتش و نزدیکی فرهنگی بیشتری که به ما دارند…

    [پاسخ]

  2. سلام استاد. وقت شما به خیر.
    این عکس، گریه مو درآورد. انسانهای دردمند و ناتوان رو من بارها تو محیط درمان دیده ام، هرکاری که به عنوان درمانگر می تونستم براشون انجام میدادم ولی تو خلوت خودم برای نگاههای مظلومانه و پردردشون اشک می ریختم.

    اما در مورد جنایت های روسیه توی ایران یه مطلبی خووندم که واقعا تکون دهنده بود.
    بخشی از جنایات روس ها در ایران:
    در 29 ذیحجه سال 1329 هـ.ق سربازان روس که در تبریز مستقر شده بودند برای تعمیر سیم تلفن قصد رفتن به بالای بام شهربانی تبریز را داشتند که با ممانعت یکی از پاسبانان شهربانی تا کسب دستور از مافوق ماجه شدند. بلافاصله افسر روس و چند تن از سربازان به طرف مأموران ایرانی تیراندازی کرده آنها را به قتل رساندند. از این زمان درگیری‌ها در تبریز آغاز شد و مردم دست به مقابله زدند و هجوم گستاخانه روس‌ها را پاسخ گفتند. درگیری‌ها و خشونت روس‌ها به حدی شدید بود که وزیر مختار ایران در لندن به وزارت خارجه انگلستان گزارش داد که سپاهیان روس در تبریز پانصد زن و کودک را قتل عام کرده‌اند. بعد از این کشمکش‌ها بود که روس‌ها چوبه‌های دار را برپا کردند و در روز دهم محرم 1330 هـ.ق، ثقه‌الاسلام تبریزی، مجتهد وطن پرست و مردم دوست آذربایجانی و جمع دیگری از آزادی‌خواهان از جمله خواهرزاده علی میسیو را اعدام کرده و بیرق خود را در بلندترین نقطه شهر نصب کردند.
    روس‌ها همزمان با وقایع تبریز، در رشت و انزلی نیز دست به کشتار مردم زدند. نکراسوف کنسول روس‌ها در رشت تعداد زیادی از آزادی‌خواهان را به کنسولگری احضار و پس از محاکمه فرمایشی آنان را اعدام کرد که اکنون قبر چهار تن از آنان در حیاط بیمارستان پورسینای این شهر قرار دارد.
    در جریان جنگ جهانی دوم نیز برغم آن که ایران اعلام بی طرفی کرده بود ، ارتش سرخ روسیه وارد ایران شد و بسیاری از شهرهای ایران را به اشغال خود در آورد.
    این روس‌ها بودند که در 29 مارس 1912 حرم مطهر حضرت رضا (ع) را به توپ بستند که بر اثر این اقدام فجیع عده‌ای از مردم و زوار بیگناه ، که در صحن مطهر اجتماع کرده بودند قتل عام شدند. قزاق های روس پس از کشتار مردم و تخریب بی رحمانه، با اسب وارد صحن مطهر شده و بسیاری از آثار هنری و اموال خزانه حرم را به سرقت بردند.
    به توپ بستن مجلس ملی در دوران محمدعلی شاه قاجار نیز توسط ژنرال لیاخوف روسی صورت گرفت که لکه ننگی در تاریخ پارلمانی بود.
    نوع رابطه حزب توده با اتحاد شوروی نیز طی دهه ها مطرح بود. بسیاری بودند که به اتهامات جاسوسی دستگیر و محکوم می شدند و معلوم بود که شوروی از مداخله در امور ایران دست بردار نیست.
    از نمونه های بعد از انقلاب نیز تحویل سلاح های روسی به عراق بود که رسما و علنا در جنگ با ایران قرار داشت. تا جایی که در یکی از دیدارهای آیت الله هاشمی رفسنجانی و سفیر شوروی در تهران آقای هاشمی به صراحت به او می گوید: « موشک های شماست که بر سر مردم ما می ریزد.«
    ====================
    قابل توجه سیاست مداران مشکوکی که قبله روسیه را رها نمیکنند و تا آخرین ریال خزانه را خرح روسها میکنند

    [پاسخ]

  3. سلام
    فیلمی دراین زمینه ساخته شده است.
    الان اسمش یادم نیست ولی بی نهایت زیبا و جالب بود
    جایی که دو طرف با هم توافق می کنند و در لحظه جابه جایی بیماران این نیروها که با هم حرف می زنند به جای اینکه بجنگند، دیدگاه های بیمارن و البته دختری زیبارو، معصوم و پریشان . . .

    [پاسخ]

  4. بوسنی به آبادانی نیاز داشت نه ایدئولوژی گو اینکه در گرماگرم جنگ در سارایوو ، مراسم MISS BOSNIA برگزار میشد و دولت مردان ما از فهم این همه تفاوت عاجز بودند………

    [پاسخ]

  5. آقای دکتر شما انسان روشن بینی هستید.کمکهای ما به مردم بوسنی بحق بود ولی آنقدر نبود که به آن عده‌ی کم قدرت مقابله با صربهای خونخوار را بدهد که از طرف تمام دنیای غرب حمایت میشدند.ما به وظیفه الهی خود عمل کردیم وانتظار پاداش از کسی غیر از خدا نداشتیم ونداریم.از کجا میدانیم،شاید خطرات بزرگی که تا امروز از سر ما بخیر گذشته پاداش خداوند به آن کمکها باشد.مردم مظلوم بوسنی “مجبور” بودند.خوب است به گفته های آقای طالب زاذه که آنروزها در بوسنی بودند و در برنامه راز بارها در این باره صحبت کردند،دقت بفرمایید.باتشکر از شما.
    =====================================
    صدیقه عزیز
    نباید اخلاق فردی را با اخلاق جمعی خلط کرد. وقتی کشوری قدرت تشخیص منافع مسلمانان خودش را نداشته باشد ، تشخیص منافع مسلمانان بوسنی ، مقدورش نمیشود.آقای طالب زاده را شمااز راز شنیده اید ، من از نزدیک با ایشان و سایر فرماندهان نظامی ایران در بوسنی در سال 94 دیدار داشته ام و آگاهانه برایتان نوشته ام که فرق است بین یک هنرمند ، یک جهادگر ، یک حرکت انفرادی با یک حرکت ملی و دیدگاه یک پولیتیشن ( سیاست دار) ما میتوانیم شب خاطره بگیریم برای شهدای گوراژده ولی بوسنی به آبادانی نیاز دات نه ایدئولوژی گو اینکه در گرماگرم جنگ در سارایوو ، مراسم MISS BOSNIA برگزار میشد و دولت مردان ما از فهم این همه تفاوت عاجز بودند

    [پاسخ]

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.