نه خسته !

image_pdfimage_print

نامه دختر خانمی فرهیخته را میخواندم و از حجم حکمت و قوام کلمات و مفاهیمش مست بودم ( و تقریبا نمیشناسمش )

سوالشان این بود که در این وانفسای دنیای متجدد بیرونی ، حفظ اعتقادات قدرتمند درونی تعبیر به خرافه پرستی شده و این جدال او را خسته کرده ، سوال خاصی مطرح نکرده بود ولی  درمانده شده بود که چگونه هم میتوان عشق را تجربت کرد هم بانو ماند ؛ هم وزانت داشت هم شیطنت و انتخاب بین این دو او را فرسوده ساخته بود

پاسخش را به فراخور درکم نگاشتم و بخشی از آن برای بقیه نیز شاید بدردی بخورد :

…الغرض
استعاره هرکسی از زندگی باعث میشود عالم در همان ادراک او به تجلی درآید
بنابراین وقتی نظام عالم را دوقطبی ببینیم ( سیاه و سپید / نور و ظلمت / سنت و تجدد) ، مجبوریم به قواعد بازی دوقطبی برنده و بازنده تن دهیم؛
ایا استعاره های دیگری نیز در رویارویی با عالم درون و برون  هست ؟
بله
کمترینش ساحت غیر خطی( فازیک)  عالم است که طیف خاکستری را نیز در بحثها بازی میدهد و نوسان درون انسان بین نور و ظلمت را یک ” norm” تعریف میکند و الزامی نمیبیند که ماندن در خیر یا شر را نها گزاره های آدمی بداند
گو اینکه ظریفی در لطیفه ای به جناب یوسف نبی، میفرمود که ایشان خود ، امر خداوند را مخیر بین زنای با زلیخا یا سجن قرار داد و اگر راه سومی میگذاشت چه بسا شان دیری از خداوند تجلی میکرد
جدال بین سنت و مدرنیته در جان شما رخ میدهد گو اینکه طوفان و بارندگی متعلق به دنیای زیر ابرهاست نه همه هستی ولی آدم گرفتار طوفان ، ادراکش او را محدود به همان” طوفان زدگی” میکند ، طرفه آنکه چه بسا ده فرسخ راست و چپش،  هوا افتابی باشد!
من به تفسیر شما از عالم اشاره میکنم و راه بهینه زیستن و تعادل شما  را در حفظ اعتقادات کهن و ریزش باورهای کهنه میبینم در این صورت جدالی نیست
شما میتوانید دختری معتقد بمانید و با طبقه فکری خودتان عشق را تجربه کنید در غالب ازدواج ولی همیشه زنی بشوید شوریده و سرزنده ؛ نه خموده و زنی کهنسال که حرفهای درونش را اشتباها به برون خود میزند و در جاییکه باید از لازانیا صحبت کند صحبت بوسعید ابوالخیر میکند
من از تعادل صحبت میکنم که بسیار صعب است بانو

دکتر شیری

======================

30 دیدگاه در “نه خسته !

  1. به نظرم میشه محجبه بود ولی راحت بودن و تعادل هم داشت من و خواهر و مادرم چادر سر می کنیم.بقیه خودشون قبول کردن چادر و ولی پدرم وقتی دید من مثل بقیه نیستم یه بار گفت چادر سر کن منم گفتم چشم اوایل خوشم نمیومد ولی بعد ها دیدم باعث مشکل به وجود اومدن در روابط من نمیشه هنوزم با همه جور آدم با رفتارای مختلف و میسازم میگم میخندم به نظرم برا اینه که پدرم زیاد به من و خواهرام سخت نگرفت.ولی از اینکه تا حدودی این تعادل و حفظ کردم خوشحالم.البته منم مشکلات خودمو داشتم و دارم.هروقتم خسته از راه برسم یه غر میزنم بخاطر چادر که خانواده میگن این باز شروع کرد:)

    [پاسخ]

  2. دکتر نمیشه یکم بیشتر توضیح بدید؟اخه این مشکل خیلی از ماهاست دیگه پسری تو فاز عقاید ما نمونده که بتونیم باهاش عشق رو تجربه کنیم دوست داشته بشیم من خودم از همه نظر سطح خوبی دارم اما بجز موارد پسرهای سطحی که هر شبشون با یکی سرگرم هستن کسی سراغ من یکی نمیاد چرااااااااا؟؟؟؟؟؟؟؟؟

    [پاسخ]

  3. گاهی بایستی همنشینی کرد با یک سری آدم یک پله بالاتر از نظر خودمان که بتوانیم الگوسازی موفق برای خود داشته باشیم…..
    به نظرم اگر این خانم با الگویی از یک زن و دختر متعادل در زمان خودمان معاشرت داشته باشد تا حد زیادی میتواند از او کمک بگیرد
    باید ببیند کسی در دوست فامیل یا همکاران هست که از نظر رفتاری و موقعیتی یک الگوی موفق در ذهن ایشان باشد و سعی کند ارتباط نزدیکتری با او داشته باشد و بتواند از وجودش بهره ببرد

    [پاسخ]

  4. سلام دکتر جان
    و اما این نامه …
    داریم که : یا باسط الیدین بالعطیه ….خداوند با دوست جلال و جمالش می بخشد …این تضاد نیست ؟ اصلا در حرکت جوهری عدم و نیستی وجود ندارد …خیرو شر …نور و تاریکی …شیطان و فرشته …بهشت و جهنم …اینها همه یک خدا دارند …اصلا عدم نیست …خداوند عالم نور و تاریکی را جعل نموده است نه خلق …جعل یعنی جعلی …یعنی همه اوست . حتی برای شب و روز نیز از کلمه جعل استفاده نموده …شب یعنی جایی که نور نیست …خداوند دائم الفضل است …انسان معجون همه این فرشته خوییها و شیطان خوییهاست . هو الاول و الا خر و الظاهر و الباطن ….ظاهر و باطن تضاد نیست ؟ اول و اخر تضاد نیست ؟ …ولی خداوند عالم در هر ان متجلی همه این صفات است .و انسان می تواند مظهر العجائب گردد همانطور که امام علی ع این شد . مولانا می فرماید : صد هزاران ضد را ضد می‌کشد باز چون حکم تو بیرون می‌کشد
    از عدم‌ها سوی هستی‌ها روان هست یا رب کاروان در کاروان

    [پاسخ]

    حسن سهرابی -پاتوق شیشه ای پاسخ در تاريخ اسفند ۳ام, ۱۳۹۲ ۱۰:۵۸ ق.ظ:

    دو دست …تصحیح بفرمایید .

    [پاسخ]

    گلي جون پاسخ در تاريخ اسفند ۴ام, ۱۳۹۲ ۷:۴۷ ب.ظ:

    ببخشید، قصد جسارت ندارم ولی اصلا خودتون فهمیدین چی گفتین؟!

    [پاسخ]

    فاطمه پاسخ در تاريخ آبان ۲۱ام, ۱۳۹۴ ۱:۲۸ ق.ظ:

    فلسفی فرمودن

    [پاسخ]

  5. ” طوفان و بارندگی متعلق به دنیای زیر ابرهاست نه همه هستی ولی آدم گرفتار طوفان ، ادراکش او را محدود به همان” طوفان زدگی” میکند ، طرفه آنکه چه بسا ده فرسخ راست و چپش، هوا افتابی باشد!”

    عالی عالی

    [پاسخ]

  6. به شخصه از وقتی که با نظریه فازی لاجیک پروفسور لطفی زاده آشنا شدم و کاربردهاش رو به عینه تو زندگی_چه مصنوعات فنی و چه مفاهیم زندگی_دیدم سعی کردم همه چیز رو” نسبی” ببینم و اون انعطاف پذیریی رو_تاحد امکان_که تو زندگی لازمه به حداکثر برسونم،از اونجا که اکثر ماها به منطق صفر و یک یا همون سیاه و سفید خودمون شرطی کردیم ذهنمون رو ،و تو جریان حوادث زندگی میخوایم باورها و ارزشهای درونی رو حفظ کنیم با یه سد مقاوم ذهنی رو برو میشیم که انرژی فراوانی رو میگیره و چه بسا شخص رو تو دوراهی موندن یا گریز زدن از اعتقاداتش قراره میده.
    این نظریه فازی (با دو محدوده صفر و یک و بین این دو محدوده) ارائه دهنده یه راه حل مسامحه و مصالحه آمیزی هستش” البته با red line های مربوطه اش” ،که شخص میتونه هم در مواجهه با بحرانهای زندگی دچار بهم ریختگی و تشویش درونی نشه و انرژیش به هدر نره و هم بر سر ارزشهای شخصیش بتونه مقاوم بمونه….

    [پاسخ]

  7. سلام دکتر،در رابطه با سخنی که از یوسف نبی فرمودید ایا واقعا راه سومی وجود دارد؟
    =====================
    هست زیرا میشد بگن بر میگردم نزد پدرم

    [پاسخ]

  8. آخه معمولا دختر یا پسری معتقد ماندن و تجربه عشق در طبقه فکری خود، واقعا صبر و حوصله خوبی می خواد. چون تعداد این گونه افراد معمولا در بسیاری از جمعها و توده ها کمترند. به هر حال مهم یک سبک زندگی و هدف زندگی روشن و امن و نیک فرجام و نیک فراینده، گاهی همین صبر نوعی تمرین عملی و قوام یابی شخصیت برای سربلند بودن در نقشهای بعدی زندگی مثل همسری و والدی می تونه باشه.
    من هم گاه از این موضوع معذب می شم، آخه چرا در قبال احتمال ازدواج با کسی باید ارزشها رو زیر پا گذاشت؟! اما ترجیح می دم این طور ببینم: اگر الان به فرض متاهل بودم و می خواستم خوب و شایسته زندگی کنم قطعا نفسم رو خوب کنترل می کردم. پس حالا هم خوب کنترل می کنم.
    “به هر قیمتی” به چیزی رسیدن اصلا مدبرانه نیست!

    [پاسخ]

  9. دنیا از جایی شروع میشود که انتظارش را نداری…! آدمها یک به یک واردزندگی ات میشوند. میگویند این یکی سفید است آن یکی سیاه…آن راه تاریک است، آن یکی روشن…!آن اعتقاد سیاه است…آن یکی سفید…!آن باور بد است آن یکی خوب…!آن که اینجور فکر میکند پلید است، آن یکی که آنجور عمل میکند، فرشته…!
    همه فیلمها ،کتابها،داستانها …به خودت میآیی و میبینی دوروبرت پر از آدمهای مختلف است،اما آدمهای گورخری…..!نه فقط یا سیاه یا سفید…!؟!
    میشناسی یشان وقتی که انتظارش را نداری… !نمیفهمی یشان وقتی که انتظارِ فهمیدنشان را داری…!؟ همه چیز غیر پیش بینی …!
    و روزی دنیا جائی تمام می شود که فکرش را هم نمیکنی….!همیشه سفیدی ها کنار سیاهی هاست…!
    گاهی پیشگویی ها نمیشوند و غیر منتظره ها میشوند…!؟!
    میبینی گاهی آنکه فرشته وار عمل میکند فکری پلید دارد و آنکه پلید میدانندش قلبی روشن و سفید دارد…!؟!
    به خودت میآیی و با مفاهیم آشنا میشوی…هر روز بیشتر و بیشتر….
    و میبینی کنار هر مفهوم سفید ،معنای سیاهش هم هست،که بستگی کامل دارد به آدمها،آدمهای گور خری!باید بشناسی سفیدی را ،با سیاهیِ کنارش را …و سیاهی را وقتی که سفیدی پا به پایش در حرکت هست،اگر تو بخواهی….!چه سیاه هایی که سفیدی را یادم دادند و چه سفید هایی که سیاهی را نشانم دادند…تا بهتر ببینم و انتخاب کنم…!….
    حرف یکی یشان را یادم نمیرود:”هرچه بیشتر با سیاهی هایت روبرو شوی بیشتر سفید میشوی…”
    چقدر این دنیای سیاه و سفید درسهای خوب یادم داد…!
    فهمیدم گاهی سفیدیِ یک چیز را سیاهی چیزهای دیگر تعیین میکند و این نکته، بیربط با آدمها نیست…!
    فهمیدم این سفیدی نیست که به تو آگاهی میدهد… آگاهی از سیاهی هست که از سیاهی نجاتت میدهد و میگذارد از سفیدی آگاه شوی…!
    فهمیدم اگر یک بار ،حتی فقط و فقط یکبار ،معنای سفیدی یا سیاهی را بفهمی ،دیگر هیچوقت نمیتوانی نفهمی…مگر اینکه خودت را به ندانستن بزنی…!

    اما انگار رنگ دیگری هم هست…………..!؟!؟!سفید و سیاه پا به پای هم………یا………… شاید دنیایی که بین این دو رنگ است…!!!
    مثل اینکه کمی سیاه را با سفید مخلوط کنی ،گاهی سفیدش بیشتر میشود و گاهی کمتر…! آدمهایش….حرفهایشان…باورهایشان…اخلاقهایشان…درونشان…برونشان….!

    فکر میکنم بهتر است که رنگ دنیا را بیشتر سفید ببینیم! چون اگر سیاه باشد هرچه هم که سفید اضافه کنی به سفیدی نمیرسیم….!؟سفید و سیاه های درون و بیرونمان، با هم زندگی میکنند…!
    آدمها خودشان را سفید میبینند و گاهی دیگری را سیاه،آنجا که دیگری مثل آنها فکر نکند، رفتار نکند ،باور نکند…!راه نرود…!
    آدمها آنقدر یا سیاه میبینند یا سفید که ، خم ابروی کسی لبخند چندساله اش را نابود میکند و او را از سفید به سیاه مبدل میکند…!آنگاه خیرهایش ،شر معنی میشود… خوبیهایش ،ریا … عشقش ،چاپلوسی…!آنگاه است که در یک لحظه یا یک جمله ، دوست ،دشمن میشود…! مجنون،منفور میشود…!
    و گاهی خودت را بُکُشی هم ممکن است از آدمی بیست نگیری…از بس که درونی سخت گیر دارد ،و هرچه سفیدی هم نگاه سیاه او را سفید نمیکند….!
    بعضی ها از ترس دیدن سیاهیهایشان ،سالها خود را سفید نشان میدهند و از درون رنج میکشند و گاهی دیگری را رنج میدهند….! از روبرو شدن با خودِ واقعی یشان میترسند…از سیاهی هایشان وحشت دارندبه گمانشان اینگونه سفید میشوند اما تا دلت بخواهد سیاهی های، دیگری را ،میشمرند !!؟
    دنیای “یا سیاه یا سفید” را….!
    اینجا “سیاه و سفید کنار هم اند… دنیایی که دو “رو” دارد…!سیاه و سفید…!
    اما
    رنگ دیگری هم هست…!
    اینجا دنیای خاکستریست…باید باشد…..! رنگی میان سفید و سیاه….!
    دنیایی که، گاه و بی‌گاه، دست‌خوشِ تغییر می‌شود و گاهی، تغییر زمینه‌ء نابودی را فراهم می‌کند و …گاهی پیروزی را…!و اگر آمادگی این تغییر را نداشته باشی نابود میشوی….! حتی اگر تغییر،دنیایی، رو به سفیدی باشد…!اما تو میتوانی همه چیز را درست کنی…همه چیز دست توست…!
    دنیایی که در آن،همیشه “دروغِ مصلحت‌آمیز “بهتر از راستِ فتنه‌انگیز نیست و گاهی همین دروغ، ابتدای ویرانی‌ست…!سفیدیِ مصلحت ،شروع سیاهیست…!اما باز هم همه چیز دست توست…!؟!
    دنیایی که همیشه بی نیازی ،آزادی نیست،رهایی نیست!دنیایی که ،همیشه صداقت بهترین سیاست نیست…!و همین صداقت گاهی،پایانِ یک عاشقی میشود….!
    گاهی تلنگری‌ست، یا ضربه‌ای‌ که آدمی را به‌سوی تباهی هُل میدهد…!
    جمله های سفید همیشه حکم سفیدی ندارند…گاهی انتخابی میشوندبرای تاریکی…! جمله هایی که بستگی کامل دارد به آدمی که میخواند…!آدمی که سیاهی و سفیدیِ روحِِ او جمله را سیاه یا سفید میکند نه کلمه ها ….!؟!تعادل ،دست توست….!
    سفیدی و سیاهی همیشه کنار هم اند…با هم زندگی میکنند …امابستگی کامل به تو دارند که چگونه معنایش کنی…!بستگی دارد به تو که غرق نشوی در سیاهی یا سفیدی…!
    دروغ همیشه سیاه نیست گاهی سفید ترین سفیدیست…گاهی راست ترین راست…!
    سکوت همیشه رضایت نیست…همیشه سفید نیست….گاهی بزرگترین دروغ است…گاهی شروعِ سیاهیست…!همه چیز دست توست….!
    “گذشت “همیشه سفید نیست گاهی آغاز ِ ظالم پروریست…سیاه ترین سیاهی…!اما همه چیز دست ِ توست…!

    در این دنیا، انگار، شخصیت‌ها بین رسالت و تعهد سرگردان‌اند … !یکی را سفید و آن یکی را سیاه میبینند…آدمها تعادل ندارند…!سرگردانند…و انگار مهم این است که شخصیتها آن سرگردانیه وجود را، تا حد ممکن، پنهان کنند و وانمود کنند که نشانی از شر در وجودشان نیست…!
    امّا آدمهای این دنیا ،سرگردانیشان، بالأخره، روزی، ساعتی یا دقیقه‌ای آشکار می‌شود و در کلامی، نگاهی‌، یا رفتاری خود را به تماشا می‌گذارد…!
    هر آدمی انگار، بارِ رسالتی را به دوش دارد و، درعین‌حال، تعهّدی شخصی هم دارد…!
    چیزی را “می‌خواهد” و چیزی را از او “می‌خواهند”…؟!سیاهی یا سفیدی….!؟؟!
    “خواسته‌ء دیگران” مهم است یا “خواسته‌ی خود”؟…..سفیدی یا سیاهی….!؟!
    و چگونه می‌شود یکی را بر دیگری ترجیح داد وقتی از پیش می‌دانیم که ترجیح‌دادنِ یکی بر دیگری تعادلِ موجود را به‌هم می‌زند؟ سفید را سیاه میکند و گاهی سیاه را سفید….!
    اما همه چی بستگی دارد به ترجیح‌دادنِ دیگری به خود، یا کوتاه‌آمدن از خواسته‌ی خود، یا هر چیزی که، ظاهراً، به برقراریِ تعادل کمک می‌کند… !همه چیز دست توست…!

    اینجا دنیای خاکستریست…باید باشد….!چون همه چیز دست توست….
    سیاه و سفید همیشه کنار هم اند..!و زندگی میان این دو…!

    این‌جا قضاوتی در کار نیست؛ قرار نیست قضاوتی در کار باشد…!
    قرار است برسیم به همین نکته که قضاوت ناممکن است….!
    که دروغ، همیشه، آن چیزی نیست که خیال می‌کنیم…!که اعتقادات، همیشه، تعریفِ معمول و متداولش را ندارد…!گذشت…دروغ…عشق…امید…دوستی…که معنای همه‌چیز، میتواند متعادل باشد…!
    و اخلاق هم، انگار، یکی از این چیزهاست…!
    حق با همه است و قضاوتی هم در کار نیست….!
    سفیدیهای از نگاه تو ،سفیدیِ دیگری نیست…سیاهیها هم نیز…!
    به حق می‌توان اقرار کرد تمام این سفیدی ها و سیاهی ها کنار هم، هر آدمی را میسازد… و هرکدام با ظرافت‌ها و قابلیت‌های خود راوی این قصه‌گویی و بازیگری در دنیا هستند….!

    بیا بپذیریم سفیدی ها و سیاهی های هم را….!که زیبایی هرکس هارمونی ِ بین این دو رنگ است…!همه چیز بین این دو رنگ است….!کافیست کمی نزدیک شوی و میان این دورنگ را ببینی…!
    عکاس ها همیشه از میان رنگ و تونالیته های سیاه و سفید، به عنوان عاملی که می تواند در بیانِ تصویریِ عکس نقش داشته باشد، دست به انتخاب می زنند…!
    بیا تصویری روشن از خودمان ثبت کنیم…که نه سفیدی خالص ،مثل صفحه ورد ،بدون کلمات سیاه، معنی دارد نه صفحه ای سیاه بدونِ نوری سفید، تصویری میسازد…!

    [پاسخ]

    مریم پاسخ در تاريخ خرداد ۱۹ام, ۱۳۹۳ ۱۲:۵۴ ب.ظ:

    چقدر زیبا بود،واقعا لذت بردم..ممنون

    [پاسخ]

  10. دکتر ی شاگرد مجازی داشتین که اسمش مریم بود اینگلیسی هم کامنت میداد و با این گلی هم همش درگیر بود چی شد؟.نیست؟.
    ==============
    روزه سکوت میگیرن ولی مطالب را میخونن…

    [پاسخ]

    سپیده.ر پاسخ در تاريخ اسفند ۲ام, ۱۳۹۲ ۱۱:۵۳ ق.ظ:

    سلام دکتر، منم یه مدته کامنت نمیزارم ولی همیشه از مطالبتون بهره میبرم. ممنون

    [پاسخ]

    مهنا پاسخ در تاريخ اسفند ۲ام, ۱۳۹۲ ۱:۴۱ ب.ظ:

    یعنی عاشق دقتتم !!! آفرین !………… :-))

    [پاسخ]

  11. من میگم چه ایرادی داره آدم دوست داشتن رو بدون ازدواج تجربه کنه. عشق نمیگم چون واقعا عشق رو نفهمیدم تا حالا با کسی. دوست داشتن شدید بوده اما عشقی که تو کتابا می نویسن نبوده. منظورم اینه ممکنه یه پسری دوست داشته باشه و این دوست داشتن لزوما به ازدواج ختم نشه. من اعتقادم اینه که دخترا یه خورده باید سپرهاشونو بیارن پایین و اجازه پیشروی به پسرها بدن. این سپر می تونه اعتقاد، غرور یا هر چیز دیگه ای باشه. به نظرم ابراز محبت به دختر یکی از الزامات زندگیشه، چرا باید خودمونو محروم کنیم ازش؟
    =======================
    واسه اینکه وقت تلف کردنه در سن 30 سالگی

    [پاسخ]

  12. به نظرم تو بعضی موقعیتها به برخی باورهای ناصحیح باید “نه” گفت وروی این باور مسر ماند و تحت تاثیر عقیده اشتباه کسی قرار نگرفت،خصوصا تو فرهنگ ما زنها تو برخی چیزها محدود شدن که این جلوی رشد روح اونهارو میگیره!و باعث میشه اونا اوج نگیرن!من هم همچین برزخی رو تجربه کردم والان که 25 سالم هست آرام آرام به نقطه ای رسیدم که پاهامو محکم روی زمین گذاشتم وایستادم وگفتم این زندگی به تو هدیه شده وتو برای هدفی آفریده شدی!پس خوشا بحالت… 🙂 به درونم نگاه میکنم با ندای قلبم اوج میگیرم ،پرواز میکنم و به “او” میرسم…وقتی تو هرچیزی به وجدان به فطرتم مراجعه میکنم به بهترین تصمیم هاوحس ها میرسم…همیشه این تو ذهنم هست که دین عین فطرت ماست … واین رو هیچ نیرویی نمیتونه عوض کنه!

    [پاسخ]

  13. سلام دکتر شیری
    من هم خسته ام خسته از اینکه همیشه در کسوت زن مردانه جنگیده ام وقتی هم میخواهند ازت تعریف کنند میگویند تو که یه پا مردی!! نمی خواهم که در جدال زندگی مرد باشم اما وقتی تنهایی باید از پس مشکلات بر آیی آیا چاره دیگری هم هست ؟من هم خسته ام از اینکه هیچگاه دیده نشدم . من بر أساس تجربه شخصی خودم میبینم که ترجیح مردان معتقد هم زنان محجبه نیست با این توجیه که نمی خواهیم در جمع به واسطه حجاب خانم متفاوت و انگشت نما باشیم . متاسفانه در سالهای اخیر نوعی بد بینی به مذهب هم شکل گرفته و من فکر میکنم زنان مذهبی بیشتر تحت این فشار هستند ، شاید بخشی از آن بواسطه تظاهر بیرونی اعتقادشان باشد. در حالی که علیرغم تصورات عموم اغلب زنان مذهبی روحیه خشک و متعصب ندارند و واجد این تعادلی که ذکر شد هم هستند

    [پاسخ]

    بهاره پاسخ در تاريخ اسفند ۲ام, ۱۳۹۲ ۱۲:۱۷ ب.ظ:

    من یه دختر چادری هستم، حجابم کامل هست اما آراسته هم هستم. اکثر آقایونی که خودشون من رو دیدند و بهم علاقه مند شدند بحث که به ازدواج میرسه اولین چیزی که ازم میخوان این هست که چادر نپوش!
    واقعا خسته شدم از این وضعیت.
    من نمیدونم این آقایون که با حجاب مشکل دارن پس چرا دیگه بهت ابراز علاقه میکنند و بحث رو به ازدواج میکشونند.
    واقعا نمیفهمن کسی که سالها با این اعتقاد بزرگ شده و تو جامعه ای که با حجاب بودن خیلی سخت تر از بد حجاب بودن هست و همه نگاه متفاوتی بهت دارن با این شرایط حجابت رو حفظ کردی دلیلش این هست که واقعا بهش اعتقاد داری.
    چرا فکر میکنند صرفا بخاطر ازدواج با اونها حاضریم حجابمون رو کنار بزاریم.
    چرا بیخود وارد زندگی آدم میشن و احساس آدم رو بازیچه خودشون قرار میدن.

    [پاسخ]

    دخترانه پاسخ در تاريخ بهمن ۹ام, ۱۳۹۳ ۱۲:۵۱ ق.ظ:

    عزیزم شما طوری که میدونی درسته رفتار کن.
    همیشه هم اینجوری نیست.. از کجا معلوم هدفشون واقعا ازدواج بوده ؟ من چند تا از خواستگارام ازم میخواستن چادری شم !
    راستی اینم بدون من واسه یه سری ها که چادری هستن خیلی احترام قائل هستم ..چون هم متانت دارن هم حجابشون کامله.یه سری ها ارامش خاصی میدن به ادم که من این ارامش رو تا به حال از خانوم های چادری گرفتم . البته این تجربه م هست و نه چیز دیگه .
    شاد باشی

    [پاسخ]

  14. نوشته بسیار زیبا و پرمغزی بود اما زمان خواندنش ناگزیر شدم جندین بار به لغت نامه سری بزنم. برای آسایش دوستان فارسی زبان معنا برخی واژها را اینجا می نویسم
    الغرض: باری
    norm: هنجار
    مخیر: آنکه برمی گزیند-آنکه خیرات بسیار می کند(نیکوکار)
    سجن: زندان
    طرفه: شگفت آور
    صعب: دشوار

    [پاسخ]

  15. دکتر سلام
    یه سوال بی ربط که به جوابش نیاز دارم
    برای گرفتن مدرک تافل خوبه چند لغت زبان انگلیسی رو بلد باشم؟
    ممنون
    ===============
    واقعا نمیدونم

    [پاسخ]

    عليرضا پاسخ در تاريخ اسفند ۲ام, ۱۳۹۲ ۱۰:۱۶ ب.ظ:

    خالد جون، بستگی داره به اینکه تافل چه نمره ای بخوای بگیری و برای کجا؟
    اگه بخوای TOEFL ibt بدی(فرم مرسومترش هست که سازمان سنجش برگزار میکنه) فلش کارتهای
    1100 essential words,you need to know خوب یادبگیری با synonym and antonym، اگه دانش زبانت خیلی پایینه روزی حداقل 3 ساعت و تا 6 ماه و زیر نظر یه استاد خوب، میتونی تو چهار مهارت زبان به سطح قابل قبولی برسی.اونوقت تازه به تافل بالاتر از 80- و مورد پذیرش اکثر دانشگاهها هست و ماکزیممش 120 هست_فک کنی!

    [پاسخ]

  16. اگر درسهای زندگی باعث بشه گیرنده آدم روی موج درست قرار بگیره انگار وحی هایی که از منبع اصلی می رسه رو درست میگیری.
    حس خیلی خوبی داشتم از خوندن این نوشته …. احساس می کنی اصل اصله

    [پاسخ]

  17. آقای دکتر مطلبی در مورد 5 سرباز ربوده شده هم بنویسید
    دو هفته شد و 5 برادر ما هنوز در اسارت هستند و خدا میداند که چه به آن ها می گذرد
    ===================
    حتما

    [پاسخ]

  18. (شما میتوانید دختری معتقد بمانید و با طبقه فکری خودتان عشق را تجربه کنید)

    خداکندمعتقد بمانم
    حتی
    اگرروزی عشقی را که تجربه نکنم
    که این روزها بد جور درگیر آن شده ام

    و من آیاته ان خلق من انفسکم ازواجا لتسکنو الیها و جعل موده ورحمه. “از آیات خدا این است که از خود شما همسرانی آفرید تا بدان آرام گیرید و بین شما دوستی ومهربانی نهاد.

    [پاسخ]

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.