معرفی کتاب اعتراف من

image_pdfimage_print

کتاب زیر را خانم زهره پور صوتی معرفی کرده اند:

نام کتاب: اعتراف من

نویسنده: لئو تولستوی (تلفظ صحیح نام نویسنده به زبان روسی لف می باشد )

مترجم: دکتر سعید فیروزآبادی

ناشر: جامی

صفحه ۶۹: خاطراتی خاص، این اندیشه را درذهنم پدید آورده بود که تمامی باورهایمهم گذشتۀ من و هر آنچه در باب ایمان و دینمی اندیشیدم، جز اعتماد به سخنان تکراری”بزرگان” نبود. اما همین اعتماد هم بسی سست بود
صفحه ۸۱: این پرسش آزارم می داد: “چگونهباید زندگی کنم تا همگام با این کمالگرایی باشم؟”ا
صفحه ۸۶: … آخر چاره ای جز تنفس، آشامیدن وخوردن و خوابیدن نداشتم. اما در اصل هیچگاه زندگی واقعی من آغاز نمی شد، زیرا نمیتوانستم به ژرفنای آرزوهایم پی ببرم وشاهد کامیابی از آنها باشم
صفحه ۸۸: خویشتن را در رو در رو با مرگی هولناک، پوچی و نیستی کامل می دیدم. اینچنین من که ثروتمند و نیک بخت بودم، پی بردم که ادامۀ زندگی برایم ممکن نیست

صفحه ۱۵۹: .. من در جست و جوی دین چون سرمنشایی برای ادامۀ حیات بودم

قبلا رمان آناکارنینا را خوانده بودم.بعد از مطالعۀ این کتاب احساس می کردم شخصیت “لوین” در رمان با تولستوی در”اعتراف من” بسیار مشابهت دارد. در بیست سالگیم که این کتاب را می خواندم، تصورم از انسانهایی موفق اصلا شباهتی با سرگذشت تولستوی و مسیر تحول فکری اش نداشت. بعدها که مطالب سایت شما را می خواندم و در مورد آدم های موفق و ضعف ها و قوت هایشان می نوشتید، ناخودآگاه یاد این کتاب میافتادم

 

5 دیدگاه در “معرفی کتاب اعتراف من

  1. آخر چاره ای جز تنفس، آشامیدن وخوردن و خوابیدن نداشتم. اما در اصل هیچگاه زندگی واقعی من آغاز نمی شد، زیرا نمیتوانستم به ژرفنای آرزوهایم پی ببرم وشاهد کامیابی از آنها باشم…
    عالی بود! این خوردن و آشامیدن هم برای رسیدن به هدفی باید باشه وکمکی به آرزوها!
    خیلی این حس رو تجربه کردم! یه شروعی باید باشه برای شکفتن وفهمیدن اینکه چرا انسانی …

    [پاسخ]

  2. با سلام، تلفظ صحیح نام نویسنده لف تولستوی است. متاسفانه به دلیل اینکه اغلب ترجمه های آثار این نویسنده از زبان مبدأ یعنی زبان روسی صورت نمی‌گیرد، این اشتباه رخ می‌دهد.
    با سپاس
    =======================
    ممنونم الهه گرامی

    [پاسخ]

  3. خیلی به موقع بود این جملات و این معرفی کتاب.
    گاهی تا میای در مسیر بی ایمانی قدم بگذاری، می بینی چه بزرگانی که این مسیر را رفته اند و چه زیبا افکارشون را به زیور کلمات آراسته اند و تو چقدر با تک تک واژگانشون احساس قرابت می کنی و با خوندنشون تلاطم درونیت کمی آروم می گیره.

    [پاسخ]

  4. شنیدم ایمان هم مثل عشق وارد قلب میشه اما فکر نمی کنم همچین تجربه ای
    رو کرده باشم!!
    دینم از گذشته به ارث رسیده ….
    به باور تبدیل شده…
    بدون تامل…
    چگونه ایمان جدید ومحکمی ایجاد کنیم ؟!
    دیگه داره دیر میشه!!!!
    25سالمون رفت واندر خم یک کوچه ام …
    از کجا شروع می شه؟!!

    [پاسخ]

  5. سلام
    انیس کنج تنهایی کتاب است
    فروغ صبح دانایی کتاب است
    بود بی مزد و منت اوستادی
    ز دانش بخشدت هر دم گشادی
    ندیمی مغز داری پوست پوشی
    به سر کار گویایی خموشی
    درونش همچو غنچه از ورق پر
    به قیمت هر ورق زان یک طبق در
    ز یک رنگی همه هم روی و هم پشت
    گر ایشان را زند کس بر لب انگشت
    به تقریر لطایف لب گشایند
    هزاران گوهر معنی نمایند
    (جامی)

    [پاسخ]

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.