هر کی ما را رها میکنه میگه “تو دختر خیلی خوبی هستی ولی….”

image_pdfimage_print

یک پرسش ، یک بررسی
تمام مردهایی که به زندگی من آمده اند همگی با یک جمله مشترک از من خداحافظی کرده اند: “تو خیلی خوبی و ماه هستی تو یک زن بی نظیر و استثنایی هستی اما من نمی توانم با تو ازدواج کنم.”
همگی هم بعد از ترک کردن رابطه با من تا به امروز ازدواج نکرده اند. زمان که گذشت خودم متوجه شدم هیچکدامشام مناسب من نبودند اما مردهایی که مناسب هستند یعنی خوشایند من هستند هم به سوی من جلب نمی شوند. یعنی شانس دیدن این تیپ از مردها برای من بسیار کم است ؛ امثال من چه کنند؟
—————————–
واقعیت اینه که دختران شایسته در کشور ما درست دیده نمیشوند
۱-راهکار اجتماعی ، فرهنگ مناسب این نوع ملاقاتها را نداریم
۲-خانواده های دختر دار، بی کارند و بی توجه
۳- به خاطر وجود بعضی پسرهای شکارچی و حیله گر در حافظه تاریخی دختران از دوران دبیرستان به بعد ، خیلی از دخترهای خوب مون با پسر های مناسب هم ، عصبی و نگران و بعضا بد برخوردند  ؛ یا زیادی نگرانند یا زیادی صمیمی، بلا تکلیف بین خانم بودن سفارشی معلم پرورشیها   و “امروزی بودن” سفارشی ماهواره ها!
۴- خیلی از دخترهامون ، دانش کافی انتخاب همسر که پیدا کنند و تجربیات موفق را بشنوند ، میتوانند آرام تر به این موضوع بپردازند
اما مشخصا درباره نویسنده نامه ؛
اگر مردان متعدد به تو میگویند دختر خوبی هستی ولی گذاشته اند رفته اند شاید معنیش اینه رفتارت خواهرانه است بیشتر تا زنانه
مطالعه کتاب زن بودن از تونی گرنت۱ باعث میشه ایده های خوبی به ذهنت برسد
—————————-
لطف میکنید اگر شما هم نظری دارید که لازم میدونید بررسی بشه یا بقیه ببینند ، مرقوم کنید زیرا حرکتهای اجتماعی نیاز به همفکریهای جدی دارد و این صفحه بینندگان بسیار خاص دارد

۱- لینک تهیه کتاب

=================

مطالب مشابه

  1. آنچه پدر و مادرتان به شما نگفتند : من مردی تنوع طلبم ، چه کنم ؟

    مرتضی هستم ۲۵ سالمه ازدواج کردم و الان ۱ سال از ازدواجم میگذره ولی من هیچ احساسی به زنم ندارم یعنی ازش لذت نمیبرم البته اینو بگم که تقریبا آدم تنوع طلبیم و همش با این دختر و اون دختر ارتباط دارم

  2. سبک زرنگی ایرانی ، دردی که باید به خاطرش دق کرد

  3. نه نکته درباره ازدواج که پدر و مادرتان به شما نگفته اند

182 دیدگاه در “هر کی ما را رها میکنه میگه “تو دختر خیلی خوبی هستی ولی….”

  1. مطمئنا می توانید با رعایت مقررات کنار بزنید و اورا متقاعد کنید که در حال رانندگی هستید با آرامش و لحن شادیبخش که طرف مقابل بفهمد که برای او ارزش قائل هستید ولی کلا مردها همینطوری هستن هم زورگو هم عجول

    [پاسخ]

  2. هیچ وقت با کسی روی دروایستی نداشته باش چون بعضی افراد از خوبی سوء استفاده میکنن و به قولی پالونو پیدا کنند سوارش می شوند بهتره اعتماد بنفس رو فراموش نکنی به کسایی محبت کن که نیازمندند و محتاج

    [پاسخ]

  3. سلام.
    من تا سنه 14 سالگی حس میکردم خیلی خوشگلم.ولی بعدا فهمیدم ک خیلی زشتم تا حالا .الان ک بزرگ شدم هیچی خواستگار ندارم.هر جا میرم به خاطره چهرم زجر میکشم.نمیدونم چیکار کنم ولی همش ب خدا میگم منو راحت کن .خسته شدمممم

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ اسفند ۲۶ام, ۱۳۹۵ ۷:۱۸ ق.ظ:

    زیبایی در انتخاب شدن تاثیر جدی دارد ولی نکته اینجاست که اینهمه مردان و زنان با قیافه های متوسط یا حتی به تعبیر سلیقه شما زشت ، اینها ازداجها و ارتباطهای عاطفی خوبی داشته اند ، بنابراین تنها ملاک قیافه نیست
    ما میتوانیم روی هیکل و رفتار و موقعیت اجتماعی تون تمرکز کنیم تا شایستگیهای دیگرتان دیده شود
    مطالعه شیوه رهایی از تله بی ارزشی را نیز در سایت دیگرمان tavangary.com براتون بسیار مفید میدانم

    [پاسخ]

  4. سلام آقای دکتر خسته نباشید کارگاه شخصیت سالمتر من قیمتشون زیاده خواهش میکنم به فکر کسایی که میخواهن در این کلاسا شرکت کنن و توانای مالی خوبی ندارن بکنید یک راهکار که بتونن همه از این کارگاهها استفاده بکند باتشکر

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ مرداد ۲ام, ۱۳۹۵ ۹:۰۷ ب.ظ:

    سمیه عزیز
    دوره های غیر حضوری را همزمان داریم ارائه میکنیم این هفته
    امیدوارم مفید باشه براتون ه قطعا هست

    [پاسخ]

  5. سلام به همه دوستان من تازه با این سایت آشنا شدم. راستش این مشکل منم هس که بهم میگن تو خیلی دختر خوبی هستی اما…… بهم میگن بیش از حد خوبی. راستش خیلی جاها مهربونی های بیش از حد میکنم. همش میترسم از دستم ناراحت بشن. خیلی زود میبخشم. چیکار کنم آقای دکتر؟ممنون.

    [پاسخ]

    Elnaz پاسخ در تاريخ تیر ۱۱ام, ۱۳۹۵ ۶:۰۵ ب.ظ:

    تمام مردهایی که به زندگی من آمده اند همگی با یک جمله مشترک از من خداحافظی کرده اند: “تو خیلی خوبی و ماه هستی تو یک زن بی نظیر و استثنایی هستی اما من نمی توانم با تو ازدواج کنم.”
    همگی هم بعد از ترک کردن رابطه با من تا به امروز ازدواج نکرده اند. زمان که گذشت خودم متوجه شدم هیچکدامشام مناسب من نبودند اما مردهایی که مناسب هستند یعنی خوشایند من هستند هم به سوی من جلب نمی شوند. یعنی شانس دیدن این تیپ از مردها برای من بسیار کم است ؛ امثال من چه کنند؟این دقیقا مشکله منه خواهش میکنم بهم بگید چه کار کنم
    متشکرم

    [پاسخ]

  6. من همیشه برای صحبت کردن دلسوزم مثلا اگه با کسی صحبت میکنم و میگه الان دارم میرم تو راهم و میپرسم داری رانندگی میکنی؟ دیگه سعی میکنم حرف و کوتاه کنم بهش میگم خطرناک اما اون شخص گوش نمیده و به صحبت ادامه میده آیا این نوع دلسوزی در رابطه با آشنایی با یک آقا مناسب هست یا خیر؟

    [پاسخ]

  7. در جواب زینب خانم و افراد دهه شصتی ها که مرد گریزن و با علاقه دیدن یک فرد از طرف دوری می کنند اینها یک نوع بیماری خود برتر بینی دارند…. بهتر که هیچوقت این عشق که محبت الهی هست و نصیب هرکس هم نمیشه سراغشون نیاد….اینا لایقند که یا تا آخر عمر مجرد باشند یا وابسته کسی شند که طرف ولشون میکنه…. با کسی ازدواج کنند یا آخرش معتاد بشه یا مردشون با زنهای دیگه در ارتباطه…… عشق لیاقت میخاد که شما و امثال اون ندارین…… والسلام

    [پاسخ]

  8. سلام.خیلی آشفته ودرمانده شدم,من هشت ماه بایه آقادوست بودم که قبلا یه ازدواج ناموفق داشت,بعداز یه مدت که از آشنایمون گذشت ازمن درخواست رابطه جنسی کرد ومن هم به دلیل علاقه ای که بهش پیدا کرده بودم پذیرفتم,اما بعداز چند وقت حس عذاب وجدان پیدا کردم ازش خواستم بعدازیه مدت باهم بودن تکلیفمو روشن کنه یه قراره چندماهه گذاشتیم که اگه برای هم مناسب بودیم ویه سری مسایل مالی اون حل شد,باهم ازدواج کنیم,اما این وسط بخاطر رابطه ای که باهم داشتم باعث شد من بکارتم رو از دست بدم,…الان بعداز گذشت چند ماه که ازش خواستم تکلیفمو روشن کنه میگه من یه عالمه مشکل مالی دارم ونمیتونم توروهم بدبخت کنم,اگه تاهروقت که بخوای باهات دوست میمونم ولی ازدواج نه,میگه اون قضیه روهم دکتر ترمیم میکنه,,,,,حالم خیلی بد.نمیخوام باهاش دوست بمونم ولی ازاون طرف هم بخاطر دلبستگی که بهش پیدا کردم نمیتونم بیخیالش شم,ازش خواستم بهم زنگ نزنه ولی بابت همین قضیه کلی باهاش دعوا کرد که.چرا زنگ نمیزنه.تروخدا بگید چیکار کنم ؟کارم شده گریه,هیچ کنترلی رو احساسم ندارم,خواهش,میکنم کمکم کنید,

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ شهریور ۱۵ام, ۱۳۹۴ ۸:۴۲ ق.ظ:

    متاسفم ا ز اینهمه استرسی که به زندگیت وارد کرده ای
    به نظرم الگوی مهرطلبی ات را میتونی درست کنی و رفتار خودکم بینانه و آویزون بازی را انجام ندی تا عزت نفست ترمیم بشود
    توصیه میکنم کتاب ” وابستگی سالم” را نگاهی بیندازی

    [پاسخ]

    مهرداد پاسخ در تاريخ آبان ۸ام, ۱۳۹۴ ۵:۲۶ ق.ظ:

    این وابستگی می تونه از بین بره من خودم قبلا به دختری بسیار علاقمند و وابسته شده بودم بعد از آن شهر رفتیم اولش برام خیلی سخت بود ولی کم کم بعد از گذشت شیش هفت ماه که ندیدمش فراموشش کردم و وابستگی از بین رفت .

    [پاسخ]

    محسن پاسخ در تاريخ تیر ۲۷ام, ۱۳۹۵ ۵:۱۱ ب.ظ:

    سلام نسرین جان منم مثل شما کسی که خیلی دوست داشتم و از دست دادم البته فقط به خاطر اینکه پول زیاد نداشتم اونی که دوسش داشتم منو فروخت به پول طرف با اینکه مهندس خوندمو دانشگاه رفتم هیچ کجا نتونستم دلیلشو بدونم خیلی از دخترا عقلشون به چشمشونه متاسفم که اینو می گم ولی شاید بتونم کمکت کنم ایدی جیمیل و میزارم کسی خواست پیام بده mohsen.m2a2

    [پاسخ]

  9. سلام من 34سالمه تا حالا خواستگارهای زیادی داشتم اما متاسفانه یا من نپسندیدم یا اونا – تو این چند سال هر کاری کردم(دعا و جادو)تا خواستگارهای که میان یکیش به سرانجام برسه اما انگار شدنی نیست – از نظر مالی تامین هستم و توقع زیادی،ندارم اما انگار کسی از من خوشش،نمیاد دارم کم کم افسرده میشم لطفا راهنمایی کنید

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ شهریور ۱۵ام, ۱۳۹۴ ۸:۴۷ ق.ظ:

    من فکر میکنم الگوی ارتباطی درستی نداریم
    رفتار ضد مرد داریم که یک مرد را عقب میرانیم

    [پاسخ]

  10. سلام دکتر جان
    من یه دختر 30 ساله ام
    چهار ساله با یه پسر دوستم
    تو این مدت دوبار اومده خواستگاریم اما خانوادم رضایت ندادن و باهاش مخالفت کردن
    همدیگرو دوست داریم
    پسر خوبی هم هست
    شرایط شروع یه زندگی رو هم داره
    اما خانوادم مخالفن
    اونم الان دیگه دلش میخواد ازدواج کنه و دنبال مورد مناسبه و یکی و دوبار هم خواستگاری دیگران رفته
    هرزمان این اتفاق میوفته من بسیار اشفته میشم و از اینکه به خواستگاری کسی میره دلم خیلی میگیره و از زندگی سیر میشم
    با این حال اون هنوزم نسبت بهم ابراز علاقه میکنه اما میگه خانوادت منو نمیخوان و منم دلم میخواد ازدواج کنم و بنابراین مجبورم به خواستگاری کسایی که بهم معرفی میکنن برم و یکی رو انتخاب کنم
    دکتر رفتار مناسب من تو این شرایط چی باید باشه ؟
    بهتر نیست خودم این رابطه رو تموم کنم و تا قبل از اینکه بیشتر از این اذیت بشم خودمو از اینهمه غصه نجات بدم ؟
    یا اینکه بهش بگم اگه منو دوست داره و ابراز علاقش راسته یه بار دیگه بیاد خواستگاریم و با خانوادم حرف بزنه ؟
    هر وقت حرف خواستگاری رفتنش میشه به حدی منقلب و ناراحت میشم که هر لحظه ممکنه سکته کنم.
    الانم یکی از همون وقتاس
    رفته یه دخترو دیده بعد میگه من فقط به اصرار خانوادم رفتم و خودم دلم نمیخواست
    اما من میگم اگه نمیخواست میتونست نره و وقتی خانوادش کسی رو بهش پیشنهاد میدن به جای اینکه سکوت کنه و بره طرفو ببینه به خانوادش بگه انتخاب من دختر دیگه ای هست و اگه خیلی دلتون میخواد من ازدواج کنم پیگیر همون دختر باشید برام.
    درست میگم دکتر ؟ یا اشتباه میکنم و حق با اونه
    در ضمن دلیل اصلی مخالفت خانوادم به خصوص پدرم با ایشون اینه که یه بار که داشتیم قرار سکس با هم میذاشتیم خانوادم متوجه شدن و الان به همین دلیل باهاش مخالفن
    ایا مخالفتشون منطقیه ؟ خوب هرکس ممکنه مرتکب این اشتباه بشه ما هم مستثنا نیستیم.
    تروخدا بگید چکار کنم
    خیلی درمونده ام
    اصلا نمیدونم چه تصمیم بگیرم

    [پاسخ]

  11. باسلام و خسته نباشید. من هرزمان به این سایت نگاهی میکنم و مطالب را میخوانم انگار از یک خواب غفلت بیدار میشم.من به تازگی از یک رابطه یکسال و نیمه خودمو بیرون کشیدم. روزای بدی رو میگذرونم.بعد از مدتها کسی سرراهم بود که حدود 70درصد برای من مطلوب بود ولی بی سرانجام ماند و البته من هم اشتباهاتی داشتم که کم کم دارم از مطالب این سایت پی به آنها میبرم.من از این رابطه درسهای خیلی بزرگی یادگرفتم چون طرفم بسیار ادم با درک و شعوری بود منو از خودم بهتر می شناخت و خیلی چیزا رو در من تغییر داد و باعث شد خود امروزم رو بیشتر دوست داشته باشم.مشکل ما تردید ایشان در ازدواج بود با اینکه من رابطه رو تمام کردم ولی بهش حق میدم که در مورد ازدواج تردید داشت.
    از شما جناب آقای دکتر شیری واقعا ممنوم بخاطر مطالبتون که گاهی کلیدهای بسیار واضحی رو به ما نشان میدید.من کسی رو که واقعا بخاطر خودش و شخصیتش دوستش داشتم از دست دادم.ایکاش بیشتر این مطالب رو قبل از وارد این شدن به این رابطه خونده بودم و اشتباهاتم خیلی کمتر میشد.حتی مشاورمون بهمون گفت تجربه رابطه شما دو تا دیگه هیچوقت برای هیچکدومتون تکرار نمیشه چون افق های فکریتون خیلی نزدیک بهم بود.
    بازم ممنون و متشکر.با آرزوی موفقیت و سلامتی و خوشبختی برای همه دخترا و پسرا و همسران سرزمین مون.

    [پاسخ]

  12. سلام من همیشه از رابطه هام شکست میخورم همه عاشقم میشن ولی ازدواج نمیکنن. تازگیا تو سایت های همسریابی عضو شدم و فعالیت کردم. خیلی برام جالب و عجیب بود که چند نفری ازم خواسته هایی داشتن، لازم میدونم اینجا مطرح کنم ببینم همیچین چیزی تو سطح جامعه ما واقعیت داره؟!!!!! اون آقایان خواستار این بودن که بعد ازدواج من با مردهای فامیلشون و همچنین دوستانشون سکس داشته باشم و این یک امیر عادی و اجباری در خانواده های آنها به شمار می آمد. افراد متشخص و اداره ای هم بودند. مغزم هنگ کرده. خیلی جالبه این همه ادعا میشه اگه پسری دستش به دختری بخوره دیگه اونو نمیگیره. اونوقت اون آقایون به من میگفتن هر چقد آمار سکست بالا باشه باعث افتخار ماست جلو دوستان…. شماها چه نظری دارید

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ مرداد ۱۰ام, ۱۳۹۴ ۱۱:۵۶ ق.ظ:

    بیمارند

    [پاسخ]

    مینا پاسخ در تاريخ آبان ۱۵ام, ۱۳۹۴ ۷:۴۱ ب.ظ:

    سرکارت گذاشتن

    [پاسخ]

    مرتضى پاسخ در تاريخ آذر ۲ام, ۱۳۹۵ ۴:۵۴ ب.ظ:

    البته تو کشور ما اینجور ادما هم پىدا میشن ولی یا میخاسن از طریقی گولتون بزنن ک اىنجور مسایل اهمىتى نداره و قبل ازدواج باها شون رابطه داشته باشین یا اینکه سر کاری بوده ولی از ادماى موثق شنیدم ادمایی هستن حتی ب خاطر مواد زناشونو واس فروش گزاشتن متاسفانه

    [پاسخ]

  13. سلام. یه دختر هستم. دوست پسر تا حالا زیاد داشتم. همه جور هم بودن. از پسر زرنگ گرفته تا ساده و متشخص. این پسرا خیلی با اشتیاق با من دوست میشن. منم مثل دخترای دیگه خودمو مشتاق ازدواج نشون نمیدم. یعنی خیلی هم مهم نیست برام. ولی اینا بعد اینکه منو علاقمند میکنن میرن. برای هیچ کس مهم نیستن. جالب اینه تا چند سال بعد اصرار دارن باهام دوست معمولی باشن چون میگن اخلاقت خوبه. ظاهرمم بد نیست. موقعیت متوسط رو به خوب دارم. همه معمولی دوسم دارن. کسی عاشقم نمیشه
    واقعا دارم از خودم نا امید میشم

    [پاسخ]

    sadegh پاسخ در تاريخ تیر ۲۳ام, ۱۳۹۴ ۱۰:۴۲ ق.ظ:

    یه روزی همه اون ها که میرن پشیمون میشن برمیگردن و اونی که برمیگرده عاشقت شده ولی غرور بیش از حد نمیزاره بهت بگه به خاطر همین که تو براشون بهترینی نزار کسی عاشقت بشه روز ازدواج باید به خاطرش. طرف تو ول کنی ازدواج کنی

    [پاسخ]

  14. اقا مسعود من تا حدود زیادی باهاتون موافقم. ولی با این کلمه “همه” پسرا …. “همه” دخترا خیر! شما درست میگین بعضی دخترها رسما به خود جناب شیطون رو دست میزنن. ولی واقعا دخترهای خوب و شایسته و قابل اعتماد هم هنوز کم نیستن ! ولی تو جامعه دیده نمیشن. اون اقا پسرهای زخم خورده ای که میگین معمولا جاهایی دنبال عشق واقعی میگردن که پیدا نمیشه. قبول کنید که خیلی وقتها ظاهر جذابه که اقایون و گول میزنه.

    [پاسخ]

  15. سلام کن یه دختر 19سالم تا به حال دوس پسر و این چیزا نداشتم دوست ندارم درگیر روابط عاطفى بشم.اما به خاطر شرایط بدى که درش هستم همش به این فک میکنم که چرا بین این همه ادم من حتى ارزوى یکى نیستم.راستش از زمانى که وارد دانشگاه شدم حس میکنم در رابطم با پسرا کاملا اشتباه کردم.با این که جسما پاکم و دلبرى نکردم حس میکنم روح وغرورمو نابود کردم.حس بدى دارم لطفا کمکم کنید

    [پاسخ]

    zahra پاسخ در تاريخ مرداد ۲۶ام, ۱۳۹۴ ۱۲:۱۸ ب.ظ:

    همه ی ماوقتی درگیرروابط عاطفی شدیم پشیمون شدیم خوشحال باش تودرگیرنشدی

    [پاسخ]

  16. سلام ‘من پسری هستم که ۳سال با یه دختر دوست بودم یعنی تمام زندگیم بود و هست و میدونم عشقم واقعیه نسبت بهش و توی این ۳سال واسش کم نزاشتم اون الان ۱۸سالشه و من ۲۲سالمه ‘ اتفاقی که افتاده اینه که توی عید امسال رفتارش باهام سرد شد و خلاصه میگم که با یه پسر دیگه حرف میزده و بخاطر اون هوایی شده بوده ‘ توی این ۳سال هرروز همدیگرو میدیدم و هیچوقت سو استفاده نکردم ازش چون میخواستم باهاش ازدواج کنم و هنوزم با اینکه دوبار اعتمادمو از دست دادم نسبت بهش خیلی عاشقشم و برای زندگی میخوامش ” و اون چندروز پیش به مامانش قضیه منو گفته و گفته اهل چیزی نیست و اینا و اگه خوبه بیاد با خانوادش حرف بزنه ولی من الان موقعیتم اصلا جور نیست
    سوالم اینه که این دختر به درد زندگی با من میخوره یا ننه
    و میخوام ببینم چیکار کنم?
    واین که چون اولین دوس پسرش من بودم و ۳سال باهم بودیم ممکنه بخواد با کسای دیگه هم باشه?
    خواهش میکنم کمک کنید ممنونم’

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ خرداد ۶ام, ۱۳۹۴ ۹:۱۸ ق.ظ:

    من فکر میکنم شما الان آمادگی درونی و بیرونی ازدواج ندارید
    دختر 18 ساله هم خیلی نسبت به زندگی خامه که بخواد مسوولیت ازدواج به عهده بگیره

    [پاسخ]

  17. کتاب زن بودن تونی گرنت را نگاهی بیندازید!!!
    سلام دکتر
    من با شما از سمیناری که تو دانشگاه کشاورزی ساری برگزار کردین آشنا شدم. حالا مشکل من دقیقاً عکس این موضوع هست تو پسر خوبی هستی اما ….
    این آقای تونی گرنت کتاب مرد بودن ندارن؟؟!!

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ فروردین ۹ام, ۱۳۹۴ ۶:۴۶ ق.ظ:

    کتابی خواندم امیرجان به اسم مرد مرد از رابرت بلای که اولش فکر کردم ادبیست ولی بسیار از نظر روانشناسی عمقی به عوق اسرار آمیز روان مردان پرداخته بود

    [پاسخ]

    امیر پاسخ در تاريخ فروردین ۹ام, ۱۳۹۴ ۱:۰۴ ب.ظ:

    دکتر میدونی کم کم دارم افسرده میشم یعنی دیگه شدم بعد 26 سال طرف هر کس رفتم قضیه همین طور شد!!! کتاب از کجا تهیه کنم ؟؟ یعنی به نظر شما رفتار من برادرانه است؟؟ من فکر میکنم مشکل برقراری ارتباط دارم ولی دوست جنس مونث زیاد دارم ولی هر وقت بخام یه رابطه عاطفی جدی شروع کنم آخرش یه شکست منجر میشه. در ضمن دیروز تست رونشناسی انجتم دادم تیپ شخصیتی ام شد :
    “ISFJ ها اشخاصی متعهد ، قابل اتکا و صمیمی هستند . آنها معمولا ساکت ، محتاط و فروتن می باشند. ISFJ ها دوست دارند که خدمت کنند. سعی می کنند که مفید واقع شوند . آنها به شکلی که قرار است رفتار می کنند و روال و رویه های کاری از مورد سوال قرار نمی دهند. ISFJها واقع گرا ، علمی و آگاه می باشند.”

    [پاسخ]

    الهه افروخته پاسخ در تاريخ فروردین ۲۰ام, ۱۳۹۴ ۱:۵۳ ق.ظ:

    شاید شما آپولو تایپ هستی – توضیحی ندارم جز اینکه نوشتی دوست خوبی هستی اما تو رابطه عاشقانه توفیقی نداری !
    راجع به مرد آپولو تایپ بخونید شما … bad guy و این داستان ها !

    [پاسخ]

  18. رفتار خواهرانه من یکی رو کشت!!!!!!
    البته اگه طرف هم برادرانه نگات کنه مشکلی نداره. اما پا پیش میذارن با هیجان تمام از دوست داشتن حرف میزنن گیجت میکنن، دیگه خودت نیستی. بعد از 5-6 ماه میذارن میرن

    [پاسخ]

    رها پاسخ در تاريخ اسفند ۱۸ام, ۱۳۹۳ ۱:۳۲ ق.ظ:

    عزیزم منم دقیقا این مشکل دارم، اهل دوست پسرم نیستم و نبودم، روابط اجتماعی و شکلمم خوبه همیشم بخاطر اینجور تجربه ها اولش خیلی دیر اعتماد میکنم حتی بطرفم میگم همون اول که من اهل دوستی نیستم و هدفم مشخصه اونام یک دل صد دل عاشق و مجنون نشون میدن بی نهایت ابراز علاقه میکنن بطوری که دیگه میترسم و از همون اول حس میکنم اینم رفتنیه که اخرشم میرن و فکر من درست در میاد خیلی داغونم خستم از اینکه همه عاشقم هستن و فراموشم میکنن اصلانم اولش رو نمیدم نمیدونم چرا با اینهمه تمایل پا پس میکشن، خانوادم متوسط و خوبن نمیفهمم تازه بعضی اوقات من اونهارو همینجوری قبول میکنم بس که مشتاق هستن ولی آخرش من تنهام با اینکه اونا خیلی راه حتی در پیش داشتن تا بمن برسن همه نوعی هم بودن پسر امروزی شیک تا پسر مذهبی سنتی نمیفهمم تو رو خدا شما اگه دلیلی میبینین یا میدونین بگین؟؟؟ مثلا به بهانه سربازی نرفتن و زندگی گیج شده بهشون میگی من نمیتونم اینطوری باید یک تعهدی این وسط باشه میرن ولم میکنن حتی مامانم در جریانه رابطه پنهانی ندارم

    [پاسخ]

    رها پاسخ در تاريخ اسفند ۱۸ام, ۱۳۹۳ ۱:۵۳ ق.ظ:

    دکتر من 28 سالمه کار دارم فعالم هنوز ازدواج نکردم همیشه اگه جوونی هم با هام مدتی در ارتباط اجتماعیباشه بمن علاقه مند میشه خانوادم اهل رفت و اومد نیستن منم اهل خوشگذرونی وقت و بی وقت نیستم کار و دانشگام و خونه تقصیر من چیه که همه منو دوست دارن ولی بازم کسی نیست، تقصیر من چیه که باید کسایی خاستگاری رسمی ازم بکنن بهمراه خانواده که از نظر فرهنگی و تحصیلی و فکری و ظاهر و کار خیلی پایینن چون فقط من ودل بقیه دوست پسر نداشتم و صبح تا شب بکسی نگفتم عشقم!!! هر کسی رو که خودمم در حد معمولی پسندیدم بهم ابراز علاقه کرده ولم کرده چون من از همون اول میگم چجوری فکر میکنم و خودشونم قبول میکنن و میگن طرز فکر منو دوست دارن و اخرشم منو وابسته میکنن و باز ترکم میکنن چرا؟؟؟

    [پاسخ]

    مریم پاسخ در تاريخ مهر ۲۵ام, ۱۳۹۴ ۹:۴۱ ب.ظ:

    شما ک گفتی اهل دوست پسر نیستی.پس چطور اون اقایون وارد زندگیت شدن؟

    [پاسخ]

    فكلمنوريم پاسخ در تاريخ تیر ۱۹ام, ۱۳۹۵ ۵:۱۸ ب.ظ:

    عزیزم وقتی دختری میگه اهل دوست پسر و این چیزانیستم این نیست که من راهبه ام و باهیچ کس نیستم . منظور دوستیهای انچنانیه والا حرف زدن با جنس مخالف برای هر کسی پیش میاد مهم اینه درچه حدی هست . خودمن گاهی با دوسه نفرحرف میزنم دنون انینکه رابطه خاصی داشته باشم .بدونم هر کدومشون نظر بد دارن حرف نمیزنم دیگه باهاش . این دلیل نمیشه که . . . شما با این طرز فکرت

    [پاسخ]

  19. تمام تلاشم رو می کنم که جنبه های شخصیت زنانه م کامل باشه و در تعادل … همیشه “دختر خوب” بودم . hard to get ! … تو موقعیتی که واقعا نتیجه ای نداشت و اشتباه محض بود چه منطقی چه عرف چه دین و … علیرغم آتشفشانی که درونم بود بازم خودمو نگه داشتم ! … کارم درست بود اما اینبار برچسب ” دختر خوب” شده نیشتر به قلبم !
    سنگینی می کنه این عنوان روم … مطمئنم و یقین دارم به جاش من عالی خواهم بود … اما سبک نمی شم !
    دلم می خواد هر کی منو می بینه حس کنه که چقددددددددددددر وقار و متانت و شخصیت داشتن برای یه دختر زیباست ، حتی تو این زمونی که این چیزا از مد افتاده شده … تلاش می کنم برای این تعادل ، در عین حفظ چارچوبم که مطمئن تر شدم به درست بودنش …

    [پاسخ]

  20. تو مرد اجتماعی پیراهن آجری
    من دختری خجالتی و سردو چادری

    من دختری خجالتیم در حوالیت
    دارم کلافه میشوم از بی خیالیت

    ترسیده ام از این همه محبوب بودنت
    با دختران دور و برم خوب بودنت…

    با من شبیه خواهر خود حرف می زنی
    من خسته ام از این همه داداش ناتنی

    با گیره ای که روسریم را گرفته است
    دنیا مسیر دلبریم را گرفته است

    با من قدم بزن کمی از این مسیر را
    با خود ببر حواس من سر به زیر را

    عطرت رسانده است تو را تا لباسهام
    آشفته کرده اند کمد را،لباسهام

    صعب العبور ،قله خودخواه زندگیم!
    ای نام کوچکت غم دلخواه زندگیم!

    این تکه ابر کوچک جامانده در هوات
    حالا حسودیش شده حتی به دکمه هات

    احوال من که با یقه ات خوب میشود
    بازش نکن که باعث آشوب میشود

    آن دکمه های مستبدت دشمنت شدنت
    آشوب های کوچک پیراهت شدند

    تبعید میشوم به تو در شب نخوابیم
    با تو درست مثل زنی انقلابیم

    آرام در مقابل من ایستاده ای
    بر هم زدست نظم مرا،اخم ساده ای

    بی رحمی است با تو زنی همقدم شود
    تا دختری خجالتی از جمع کم شود

    باید که از حوالی قلبم بکاهمت
    با حفظ حد فاصل شرعی بخواهمت

    در من جهنمی است که از سر براهی است
    دنیای من بدون تو یک حرف واهی است

    سمیه قبادی،شاعر برگزیده کشور

    [پاسخ]

  21. سلام آقای دکتر
    مرسی کتابی که معرفی کردید رو مطالعه کردم عالی بود.من دقیقٱ همیشه عکس گفته های اون کتاب عمل کرده بودم،شخصی که باهاش آشنا شدم،حاضر به رها کردن نیس و این نتیجه رفتارهای جدید منه.
    یک دنیا ممنون

    [پاسخ]

    میترا پاسخ در تاريخ دی ۱ام, ۱۳۹۴ ۸:۴۹ ق.ظ:

    میشه بفرمایید کدوم کتاب؟
    که ما هم استفاده کنیم!

    [پاسخ]

  22. سلام جناب دکتر وسلام به همه دوستان
    متاسفانه بنده جناب دکتر رو نمشناسم اما فقط با خواندن کامنتها این نظر رو میدم:
    برام ناراحت کننده است که خیلی از دخترا اومدن راحت میگن رابطه دارن ویاداشتن وبه هم زدن وبه هم یاد میدن چطوری باید بهتر رابطه داشت.
    هرعملی عکس العملی داره اگر شما الان این همه رابطه دارید بنظرتون با چه کسی ازدواج خواهید کرد؟عاقبت ازدواجتون چی میشه؟چه حسی به همسرتون خواهید داشت؟
    بنده الحمدلله نه باکسی دوست بودم نه سعی کردم پسری رو جذب کنم یا رفتارم رو جذاب کنم همه اینها خلاف شان زن واسلام است.اما خداروشکر همسرم هم پاک ومااهه وخوش اخلاق وهمه اینها رو بنظرم مدیون صبر برگناه در دوران مجردیم هستم.
    یه دخترخانمی گفته بودن درعین خوب بودن وپاک بودن کسی نیومده سراغشون و…اگر واقعا اینطوره دعامیکنم خداوند شمارا سیراب کند وخواهش میکنم کم نیار خیلی ماهی

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ تیر ۲۲ام, ۱۳۹۳ ۱۲:۰۹ ب.ظ:

    مورد نقض زیاده هم برای کسانی که مثل شما رابطه قبل از ادواج نداشتند و الان در ازدواجشون نا موفقند و هم کسانی که رابطه داشته اند و الان موفقند
    موفقیت در ازدواج مساله ای چند عامله است و نباید با فرمولهای ساده بدان وارد شد

    [پاسخ]

    mamad پاسخ در تاريخ آبان ۴ام, ۱۳۹۳ ۵:۰۹ ق.ظ:

    در فکر ازدواج هستم 44 سالمه ازاد هستم ولی نه ازاد بد…………بدنبال خانمی هستم 30 تا 44 سال دختری منطقی و پخته از اینکه دائما با خامهائی اشنا شدم ادای با کلاسها رو در اوردن ولی بعد از مدتی رفتارشون عوض شد بدم میاد یکسرس خصوصیات ضاهری هم برام مهمه مثل لاغر بودن سفید بودن پوست و غد بلند زشت یا خوشگلی برام مطرح نیست دختر افتاب ندیده و مذهبی هم نمیخوام اعتقاد دارم خانمی که غبل از من حد اقل با یک مرد دوست واقعی بوده بهتر میتونه من را نسبت به دیگران تمیز بده تجربه بهم میگه خانمهائی که با مردها رابطه داشتن مشکلاترو بهتر حلاجی میکنند

    [پاسخ]

    الهه پاسخ در تاريخ آذر ۲۰ام, ۱۳۹۳ ۱۱:۰۹ ق.ظ:

    سایت خانه توانگری هست اینجایی که کامنت گذاشتید ممد گرامی !
    برای سن شما و تجربه های آزاد ولی نه آزاد بد شما ملاک تجربه داشتن خانم ملاک به جایی هست . خانم 30-44 ساله ای که هییچ تجربه ای نداشته اگر پیدا کردید سلام منو هم بهش برسونید
    ضمنن ،
    املای خواهر زاده ی من که اول دبستان هست خیلی از شما بهتره :))))

    [پاسخ]

    دخمل بابا پاسخ در تاريخ آبان ۱ام, ۱۳۹۴ ۱۰:۲۹ ب.ظ:

    سلام
    شما تو 44سالگی به جاهای قشنگی رسیدین

    [پاسخ]

    سمیه پاسخ در تاريخ آبان ۱۴ام, ۱۳۹۴ ۲:۲۷ ق.ظ:

    تو چون خودت تجربه ات زیاده مسلما دنبال خانم با تجربه ای و مطمن باش خدا در و تخته رو باهم جور میکنه.

    [پاسخ]

    الهه پاسخ در تاريخ آذر ۲۰ام, ۱۳۹۳ ۳:۵۰ ب.ظ:

    مهنوش عزیز
    دختری هستم که از 17 سالگی خودم کشش به دین و مسائل اینچنین پیدا کردم ، خانواده ام مذهبی نیستند .
    چیزی که من تو این 9-8 سال مطالعه بهش رسیدم اینه “جذابیت” یک زن چیزی نیست “خلاف شان زن و اسلام” !!! به نظر من قوی هست دختری که می تونه در ارتباط با جنس مخالفش PASSIVE نباشه و جذاب باشه و بتونه رابطه ای رو شکل و جهت بده به سمت ازدواج ! یاد گرفتن این جذابیت و اصول برخورد با جنس مخالف نه فقط دور از شان نیست که واجب و لازمه !! مهم این هست که این جذابیت و زنانگی داره برای چه کسی و تو چه ارتباطی صرف می شه ، وقتی که از این جنبه بهش نگاه می کنیم .
    من به شخصه تمام تلاشمو کردم که بتونم این جذابیت رو یاد بگیرم و تمرین کنم ! برام واقعا مهمه چطور دل یه مرد رو بدست بیارم و نظرشو جلب کنم – برای مردی که از دید من شایسته است . تو موقعیت هایی هم که پیش اومده سعی کردم اینو به طرف مقابلم نشون بدم که من یه زن کامل می تونم باشم برای همسرم …
    صبر بر گناه جای خود ، اما تلاش برای درست و کامل زندگی کردن هم جای خود !
    منو هم دعا کن که خدا بی نیازم کنه … اساسی دارم کم میارم ! 😉

    [پاسخ]

  23. سلام دوباره.ممنون می شم اگه یکی از دوستان لطف کنه و بگه چه جوری می تونم مشکلم رو تو ایمیل خدمت آقای دکتر بگم،مرسی.

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ تیر ۱۸ام, ۱۳۹۳ ۲:۳۲ ب.ظ:

    facebook.com/doctorshiri
    مسج بزنید پاسخ بگیرید

    [پاسخ]

  24. با سلام.
    برای من جند وقتیه که توی رابطم یه مشکلی پیش اومده،می خوام مطرح کنم اما خوب خیییییییلی طولانی میشه،ممنون می شم اگه دوستان راهنمایی کنن که چی کار کنم،آخه من تازه عضو سایت شدم و آشنایی ندارم.ممنونم.

    [پاسخ]

  25. سلام آقای دکتر
    من تازه باسایت شما آشنا شدم تو شهری زندگی میکنم که از همه لحاظ محرومه،۳۴سالمه،باهرکی آشناشدم گفت فرشته ای و من لیاقتت رو ندارم،آخریش دوماه پیش بود،خب خیلی راحت هم وابسته میشم،موندم باید چکارکنم،خواهر کوچکترم راحت ازدواج کرد و من همچنان کسی لیاقتم رو نداره،خواهشٱ راهنماییم کنید چکارکنم،از خودم بدم میاد از زندگی متنفرشدم،بااینکه چهره و قیافم ۲۵ سال نشون میده ولی حس میکنم بالای ۹۰ سال دارم،واقعٱ از مردا متنفر شدم،بس که این جمله مسخره لایقت نیسم رو شنیدم،البته هرگز زنگ تفریح هیچ مردی نشدم و نزاشتم کسی ازم سواستفاده کنه خب مذهبی و محجبم هستم،تاتونستم ازلحاظ عاطفی محبت کردم ولی بعد یه مدت کوتاه همون جمله معروفو شنیدم،تورو خدا بگید ایراد کار من کجاس؟

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ تیر ۱۸ام, ۱۳۹۳ ۴:۲۶ ب.ظ:

    کتاب زن بودن تونی گرنت را نگاهی بیندازید

    [پاسخ]

    الهه پاسخ در تاريخ آذر ۲۰ام, ۱۳۹۳ ۱۱:۱۱ ق.ظ:

    اگر خواهرتون از این لحاظ خیلی موفق بودن توصیه می کنم بیشتر باهاش معاشرت کنی و ازش تاثیر بگیری و الگو سازی کنی

    [پاسخ]

  26. در مورد اون بخش از کامنتم که گفتم : فایل ی رابطه راحت تو ذهن ی پسر بسته میشه ؛ مختص پسران یا مردانی ست که اهل روابط متعدد وفرعی هستند؛شک نکنید این آدما راحت ی رابطه یا ی آدم رو میزارن کنار، جدا قبول دارم مث جک می مونه حرکت این آقایون و برای آدمایی با سیستم عاطفی و احساسی نورمال و متعارف قطعا اینجور حرکتا قابل درک نیست و به همین خاطر مضحک جلوه میکنه، در مورد مترقی شدن دخترها هم در سرکار گذاشتن پسرها من به جد معتقدم خیلی از دخترهای امروز گرگ های بارون دیده شدند اما این ور قضیه رو هم باید دید که پسرها بودند که این بره ها رو بردن زیر بارون و شدن گرگ های بارون دیده!!

    [پاسخ]

  27. هیوا جان حرفات کاملان قبول دارم در تکمیل حرفات فقط اضافه میکنم بستن فایل رو نمیفهمم ابن رابطه ها گاهی زخمهای رو میزنه که ادم تا اخر عمرش ازشون زجر میکشه بستن فایل شبیه جوکه و اینم اضافه کنم فکر میکنم این حرفها مال چند دهه قبل بود که دخترها گول میخورنو … الان معکوس شده پا به پای پسرها دخترها هم پیشرفت کردن و این که درصد گول خوردن دخترها فوق العاده کم شده و اگه اینجوری پیش بره برعکس دخترها پسرها رو گول میزنن ولی با این تفاسیر فکر میکنم یه دختر به راحتی و سریعتر از یه پسر میتونه انالیز کنه که پسری که باهاش هست یک ادم درسته یا یک فرد شیاد و کلان قدرت شناختی زنها نسبت به مردها قویتره و جزئی بینی زنها همه چی رو معلوم میکنه ولی بازم قبول دارم حرفتونو که پسرها بیشتر زیر یک رابطه میزنن و دوست دارن با تعدادی زیادی در ان واحد باشن اینو نمیشه اصلان کتمان کرد ولی فکر کنم این حرکت یه جور جواب مخفی به حرکت دخترهاس که وقتی یک مورد بهتر بهشون میرسه مورد قبلیو فراموش میکنن انگار اصلان کسی نبوده فکر کنم ترس از این که یک زن ترکمون کنه باعث میشه تن به چند رابطه بدیم ولی مطمئنن یکی از چند تا همیشه مهمترین گزینه اس واگه یک مرد به یک دختر ایمان بیاره و اعتماد کنه یعنی میخواد تا اخر باهاش بمونه ولی متاسفانه دخترها با دونستن این موضوع خیانت میکنن واینم اضافه کنم مشکلات اقتصادی نداشتن کار پول سختی زندگی تغییر سبک زندگی ایرانی به غربی و خیلی چیزهای دیگه باعث میشه یک مرد از زیر بار رابطه شونه خالی کنه اینها همه توجیه و فکر میکنم خیانت و جیم زدن تو رابطه ی احساسی که دو طرف یه قولهایی به هم دادن دور از انسانیت شرافت وجوانمردیه

    [پاسخ]

    yalda پاسخ در تاريخ مرداد ۸ام, ۱۳۹۳ ۴:۳۷ ب.ظ:

    اقا مسعود حرف شما درسته که میگید این روزا دخترا راحتر میتونن پسرای خوب و بد و تشخیص بدن.. ولی بدیش اینکه اکثر پسرا نابودن….

    [پاسخ]

    مسعود پاسخ در تاريخ شهریور ۳۰ام, ۱۳۹۳ ۱:۱۰ ب.ظ:

    پسرا نابودنو قبول دارم ولی دختر نابودم من کم ندیدم تقریبان داره مساوی میشه

    [پاسخ]

  28. نظر شما رو در مورد برخی دخترها واقعا قبول دارم که ذلیل پول هستن ولی بپذیرین که پسرها در قیاس با دخترها خیلی خیلی ظاهر بین تر و پول پرست تر هستن،در مورد قال گذاشتن و رابطه زدن سر کاری در پسرا نسبت به دخترا اصلا قابل مقایسه نیس و به جرأت میتوان گفت این خصیصه از باند پسرها به دخترها منتقل شده چون دخترها اصولا آدم یک رابطه هستند حس امنیت و آرامش واسشون مهمتره و بیشتر این پسرها هستند که با بودن تو روابط متعدد احساس موفقیت و اعتماد بنفس بیشتری بهشون میده وقتی ام که یه رابطه رو تموم میکنند فایل اون رابطه خیلی راحت تو ذهنشون بسته میشه ؛ نه خانی اومد نه خانی رفت به همین سادگی..

    [پاسخ]

  29. متاسفانه همه دخترها وزنهای سایت یک طرفه نوشتن اصلان نظراتتون منصفانه نیس به همون تعدادی که به دخترها گفته شده تو خیلی خوبی ما به درد هم نمیخوریم به همون تعداد هم دخترها به پسرها اینو گفتن با تموم احساست پای یه دختر وای میاستی میگی باهات تا اخر جهنمم میام تهش میفهمی تمام مدت داشته باهات بازی میکرده و با یکی دیگه بوده متاسفانه نقطه مشترک تمام دخترهای حداقل ایرانی اینه که فقط به خودشون فکر میکنن و اصلان براشون مهم نیس چه بلایی قراره سر کسی که قالش گذاشتن بیاد فکر هم میکنن همه ی مردها تو قلبشون بتن ریختن بجای قلب و همه یه جورایی عوضی هستن من به نمایندگی از تمام پسرهای خوبی که قلبشون شکسته اینها رو میگم متاسفانه دختر ایرونی اگه قیافه و موقعیت داشته باشه به هیچ پسری توجه نمیکنه یا اگر هم بکنه جنبه شوخی و تفریح براش داره حالا فقط کافیه قیافه اش معمولی باشه و بی پول مهربونیش فوران میکنه میخواد با همه باشه من منظورم تمام دخترها نیس فقط اونایی رو گفتم که دوس دارن تن به رابطه بدن چیزی نمیشه گفت فقط ای کاش اون چیزی که دخترها همش ازش دم میزنن یعنی احساس رو داشته باشن چیزی که من هیچ وقت ندیدم احساس از دید زن ایرانی دوست داشتن چیزی که فقط خودش دوست داره و احساس و شکستن طرف مقابل هم براش حکم کشک رو داره به امید روزی که زنهای ایرانی معنی عشق و احساس واقعی رو بفهمنن و فقط پول براشون گزیینه اول ازدواج و رابطه نباشه و به امید اون روز که مردها هم براشون قیافه گزینه اول ارتباط نباشه چنین روزی نمیاد ولی ارزوش بد نیس

    [پاسخ]

    hedieh پاسخ در تاريخ مرداد ۸ام, ۱۳۹۳ ۶:۳۰ ب.ظ:

    هیچ بلایی سره کسی که یه دختر قالش گذاشته نمیاد چون تقریبا همه پسرا کسی رو دارن که جایگزین دختری که رفته بکنن ی دختر با توجه به شرایط این روزا نباید مورد های مناسب تری که براش پیش میاد به خاطر یه عشق که معلوم نیست اخرش چی میشه از دست بده چون اگه حتی 1% احتمال بدیم اون رابطه به نتیجه نرسه دختره که ضرر کرده،اقایون خیلی راحت میتونن ی دختر مناسب دیگه رو انتخاب کنن ولی انتظار کشیدن که رنج زیادی ام داره همیشه ماله دختراست

    [پاسخ]

    مسعود پاسخ در تاريخ شهریور ۳۰ام, ۱۳۹۳ ۱:۳۰ ب.ظ:

    کمی تا قسمتی نامردیه من حرفهاتون رو کاملان قبول ندارم ببینید الان من سر جواب منفی یکی چنان ناراحت و سر خورده شدم و دردهای کشیدم که هیچ وقت یادم نمیره اگه میرفتم خودکشی میکردم یا یه بلایی سرم می اومد به کنار الان نسبت به اکثر دخترها دید منفی پیدا کردم و بد بینم که این چه جوری قابل حله بعید میدونم دید منفیم هیچ وقت مثبت بشه خب اصلان اینها به کنار من به معکوس حرفهاتون اعتقاد دارم خب با این تفاسیر عشق چی میشه عشق کجای زندگیه پس زندگی مرکز معاملاته حتمان میاین بیرون رو مانتون بنویسین لطفان عاشق من نشوید اگه خونه ماشین پول دارین اگه فلان بهمان دارین نمیدونم چی به سر زن ایرونی اومده پس دیگه خواهشان دخترها دم از احساس نزنن سرکار خانوم شاید یکی دیگه جاش بیاد ولی یه قلب شکسته یه اعتماد از دست رفته یه بد بینی همیشگی تا اخر با اون فرد میمونه من دور اطرافم پره از بچه های شکست خورده عشقی حتی یکی از دوستام داره واسه یکی که ازدواجم کرده قرص اعصاب میخوره چی میشه گفت این نگاه معامله گرانه واقعان جای تاسف داره و اینم یادتون باشه همه ادمها یک جور نیستن و پول موقعیت بهتر همه چی نیست هر چند منم در نهایت حق رو به دخترها میدم واین که بین ارمانها و واقعیتها یه دنیا فاصله اس ومتاسفانه پول حرف اول واخر رو میزنه

    [پاسخ]

  30. دهنت طلا مرد گریزی . من کلا توی یه خانواده مرد گریز بزرگ شدم!!!
    یعنی یه وقتا فکر میکنم اگر من جای شوهرهای اطرافیان بودم علنا هوو میاوردم سرزنهای فامیل
    خودشونم معتقدن هر مردی وارد خانواده ما بشه ذلیل میشه از بس مرد گریزن!

    [پاسخ]

  31. اعتراض دارم . چرا تو دختر خوبی و لی؟؟/ چادری هستی ؟ زشت هستی ؟ مانتو روسری نداری ؟ آرایش نکردی ؟عکسی که قرار دادید به نظرم مناسب این متن نیست . هر کسی می تونه دلخواه باشه !

    [پاسخ]

  32. باعرض سلام و خسته نباشید؛یکی از پسرای هم رشته ایم از من خوشش میاد اما میخوام بهش جواب نه بدم,دلیل خاصی ام ندارم فقط ازش خوشم نمیاد .ایجواب نه رو چطور بدم کهم بهش برنخوره هم وجه ی من خراب نشه

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۷ام, ۱۳۹۳ ۸:۳۱ ق.ظ:

    بفرمایید سلیقه یکدیگر نیستید

    [پاسخ]

    محسن پاسخ در تاريخ شهریور ۲۰ام, ۱۳۹۵ ۷:۰۳ ب.ظ:

    بگو نامزد دارم…امروز یه دختره هم به من همینو گفت وقتی بهش پیشنهاد دادم…منم بی خیال شدم…جواب خوبیه فکر کنم چون دیگه نمی دونی واقا چی جواب بدی به جز اینکه دمتو بزاری رو کولتو بری.

    [پاسخ]

  33. دکتر شیری جوابتون واقعا جالب بود و شاید پاسخ سوال منم بود،راستش دکتر عامل دیگه ای که این مدل خانمها دیده نمیشن یکی خانواده های اونهاست که حالا طبق سنت و تعصب و یا مذهب با دید غلط مانع ارتباط درست دو جنس از کودکی میشن و یه طرز تفکر غلط توی ذهن همه ی ما ایجاد میکنن!وشاید یکی دیگه از عواملش سلیقه ی اقایون باشه!که تغییر کرده!

    [پاسخ]

    الهه پاسخ در تاريخ آذر ۲۰ام, ۱۳۹۳ ۴:۴۷ ب.ظ:

    سلیقه ی آقایون یه طوری شده انگاری عموم پسر ها دیگه به دخترای محجوب حس منفی دارن ! بعضا حتی نمی خوان فرصت بدن به این تیپ دخترا ! گارد دارن که حتی خودشونم نمی دونن چرا …
    در مقابل مسائل پوسیده ی دست و پاگیر ارتباط بین دو جنس یه حرکت انقلابی انگاری شروع شده که تر و خشک رو داره با هم می سوزونه ! 🙁

    [پاسخ]

  34. سلام من 2 سال و نیمه که عقدم و شوهرم بسیار مرد خوب و مهربانیست.امسال قرارست که انشالا به خانه بخت بروم.گاهی وقتی همکارهای مرد خوشتیپ را در اداره میبینم فکر میکنم نکند اگر ازدواج نمیکردم در اداره میتونستم ازدواج بهتری کنم.خیلی این افکار اذیتم میکند

    [پاسخ]

    مرتضى پاسخ در تاريخ آذر ۲ام, ۱۳۹۵ ۵:۰۰ ب.ظ:

    اینا رو شیطان بهتون تلقین میکنه…….

    [پاسخ]

  35. سلام استاد سال نو مبارک ببخشید ، چطور میشه یاد گرفت که به عنوان یک (دختر-ماده) لیاقت داریم محبتهای یک مرد را دریافت کنیم و حساسیتهایش را داشته باشیم؟ متاسفانه فکر میکنم که من این مشکل را دارم . با هر مردی که برخورد دارم تبدیل میشوم به دوستش. حتی میتونم بگم دوست پسرش . – –

    [پاسخ]

    مهناز پاسخ در تاريخ مرداد ۶ام, ۱۳۹۳ ۱:۵۶ ب.ظ:

    سلام چطور عضو سایتتون شم

    [پاسخ]

  36. سلام آقای دکتر خیلی خوشحالم که با انسان آگاه و ارزشمندی چون شما آشنا شدم و راهنمایی هاتون واقعا راهگشاست با اینکه تازه با سایت شما آشنا شدم.می خوام برای یافتن راهی برای مشکلم لحظاتی وقتتون رو بگیرم امیدوارم راهنماییم کنید چون خیلی به رهنموددهاتون نیاز دارم.من حدود یکسال است که با شخصی آشنا شدم در یک محیط آموزشی ایشون استاد دانشگاه هستن و مشاور منابع انسانی سازمان ها و در این حیطه فعالیت می کنن در مدتی که کلاس ها دایر بود ما از طریق گوگل گروپ هم تبادل نظر داشتیم و این صمیمیت گروهی به قدری بود که اون روابط همچنان حفظ شده اما من با یک درگیری لفظی رابطم رو با گروه قطع کردم.در اون مدت حس می کردم ایشون نسبت به من احساسی پیدا کردن و نوع برخورد یکی از اساتید هم به نحوی موید این مطلب بود ایشون در بحث های پیش آمده به نوعی حمایتم می کردن و توجه نشون میدادن ولی من به دلیل تعدد این نوع برخوردها ی جنس مخالف با خودم و همینطور شکستی که در گذشته از یک احساس یک جانبه داشتم- احساسی که حتی به یک سلام وعلیک ساده هم نینجامیده بود- به شدت بدبین بودم و رفتار ایشون برای من اوایل واقعا دردآور بود چون حس می کردم او هم خواهد رفت و در پس این رفتارها و نگاه های زیبا هیچ حسی نهفته نیست.من باورش کردم ولی دیر شاید وقتی که او پشیمان شده بود اما حالا من مانده بودم و احساسی که بیدار شده بود و قلبی که طاقت دوری نداشت بعد از حدود دوماه از قهرم با گروه به ایشان ایمیل زدم که بیا باهم صحبت کنیم اما جوابی دریافت نکردم دوباره و دوباره اما جوابی که میداد این بود من منظور شما رو دقیقا نمی فهمم شما منو گیج می کنید چون من مدام اشاره می کردم غیر مستقیم مگر دوستم نداشتی؟آخر سر مجبور شدم خجالت را کنار بگذارم و غیر مستقیم خواستگاری کنم جواب داد من فعلا قصد ازدواج ندارم من چند ایمیل زدم که من توقع چنین رفتاری را از شما ندارم و از این موارد هیچ نگفت ایمیل زدم که این آخرین تلاش من است اگر ذره ای علاقه و احترام حس می کنی قدمی بردار هیچ اتفاقی نیفتاد دوباره ایمیل زدم که می دانم ایمیل جای این حرف ها نیست جواب نداد باز ایمیل زدم گفت من از طریق ایمیل نمی توانم کمکتان کنم زنگ بزنید از منشی دفترم وقت بگیرید با قهر و دلخوری یک وقت گرفتم و در همین زمان از طریق ایمیل اعلام کرد ترجیح میدم اولین جلسه دفترم برگزار بشه و رسمی باشه بقیه اش رو با هم تصمیم می گیریم. و بالاخره روز دیدار فرا رسید از آنجایی که با هیچ پسری رابطه نداشتم به شدت دلهره داشتم و جالب اینکه نیم ساعت زودتر رسیدم و جلوی در منتظر ماندم ایشان هم به تلافی 25 دقیقه دیرتر آمدند سر 15 دقیقه می خواستم آنجا را ترک کنم که منشی گفت تماس گرفتم در ترافیک ماندند برای بار دوم که بلند شدم گفتند جلوی درند و تا بالا بیایند 25 دقیقه شده بود وقتی وارد شدند من ابلهانه به پایشان بلند شدم حتی نگاهم نکرد و با سلام داخل اتاق رفت دوست داشتم به این حقارت پایان دهم اما فکر کردم جلوی همکارانش بد است دسته گلم را برداشتم و داخل رفتم بحث خوب پیش نمی رفت به خاطر تاخیرش و برخورد اولش تا آخر جلسه گارد خود را باز نکردم حتی با تلاش ایشان !بحث را زیرکانه عوض کرد که شاید این کار خدا بوده ما باهم آشنا شویم تا تو مشکلت را بر طرف کنی تو خیلی خودخوری خیلی نشخوار ذهنی داری من الان اولویت هام چیز دیگریست وقت کمی دارم و می دانم برای تو باید زمان زیادی اختصاص دهم چرا که اگر به تلفنت جواب ندهم می خواهی خودت را عذاب بدهی ببین دوستم نداره که جوابم رو نمی ده.با توجه به ایکه هر دو پابند به اصول هستیم قضیه ی دوستی هم منتفی بود منتهی با ترس در حالی که با جمله ی تو ترسناکی ازم فاصله می گرفت با معما و آیا میدانید بحث صیغه را مطرح کرد با محدودیت های مربوطه و حتی با آگاهی خانواده ها گفتم آخرش چه گفت هیچی؟ماندم برای از سر باز کردن بود یا چه ولی نپذیرفتم به او گفتم تنها یک راه حل دارد اینکه اولویت های زندگیش را عوض کند گفت تو می خوای منو عوض کنی؟منم موقع خداحافظی گفتم برای همیشه و نگاهش کردم تصویر مبهم بود چون سرم را سریع برگرداندم و از اتاق خارج شدم ولی با لبخند شانه بالا انداخت.نیم ساعت بعد منشی اش با همراه ایشان تماس گرفت که مبلغ ویزیت را نداده اید عذرخواهی کردم و فردا به شماره کارتی که فرستاده بود مبلغ را به کارتشان واریز کردم و در ایمیلی راجع به عشق بربادرفته ی گذشته با ایشان صحبت کردم و تلویحا اشاره کردم که تو یک قلب شکسته را باز شکستی! 2 روز گذشته است و هیچ خبری نیست دوست ندارم از دستش بدهم ولی نمی دانم واقعا چطور میشود این رابطه را ترمیم کرد و اصلا در فکر ایشان چه می گذرد.من به همه چیز شک کردم مگر می شود آدم انقدر زود احساسش را فراموش کند.مسأله ای که اذیتم می کند اینست که فکر می کنم تردیدش به خاطر قهر منست شاید می ترسد در مناسبات خانوادگی هم همینطور برخورد کنم …واینکه به خاطر رابطه ی کاری همیشه با آن گروه در تعامل است که یکی از اساتید همان گروه است ،چه می شود کرد؟حاظرم به خاطر او به گروه بازگردم حتی معذرت خواهی هم کنم.چرا متوجه نیست؟میشود در نظرات صحبت هایم را انعکاس ندهید و جواب را به ایمیلم ارسال کنید خیلی احتمال می دهم یکی از خوانندگان مطالبتان باشد.ممنون

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ اسفند ۲۸ام, ۱۳۹۲ ۱۱:۱۷ ب.ظ:

    سلام ؟
    ببین چقدر دست و پا زده ای دختر خوب؟؟؟
    هیچ رابطه خاصی شکل نگرفته و تو در ذهنت همان بازی قبل را تکرار کردی
    الگوی رابطه ات نیز گدایی محبت شده که در شان شما نیست و مثل بچه لوسها قپی میای و باز توش میمونی و این لوپ معیوب هی حالت را بدتر و بدتر میکنه…
    در درجه اول دیگه به این آدم کاری نداشته باش زیرا از موقعیتش سوء استفاده هم ظاهراداره میکنه
    دوم اینکه باید از یک روانکاو استفاده کنی برای تصحیح روابطت و الگوی دوست داشتن و علاقه مندی هایت
    سوم اینکه آموختن نظریه کودک بالغ والد بهت کمک زیادی میکنه خودت را عزیز بداری

    [پاسخ]

  37. مطابق حرف شما خیلی از پسرا از دخترایی که خواهرشونن خیلی بهشون جذب نمیشن
    باید دخترای امروز یکم خودشون سر سنگین نشون بدن
    اینکه دلشون به حال پسرا میسوزه و مدام در دسترسشونن یه زنگ خطر برای خاتمه رابطه یا محکم نشدن رابطس

    [پاسخ]

  38. این جمله “تو خیلی خوبی، اما من به دردت نمی خورم” دیگه حسابی نخ نما شده.
    تو کامنتا دیدم به فرهنگ و تلوزیون اشاره شده، یه سوالی برام پیش اومده: من موندم این کاراکترهای پسر جوون تلوزیون چرا اینقدر با پسرای واقعی فرق دارن؟! خیلی سریع، یا خیلی راحت به طرف علاقه مند میشن، بعد هم یه راست تصمیم به ازدواج با طرف میگیرن. بعد ما دخترا ناخودآگاه اینا رو با پسرهایی که دیدیم و شنیدیم مقایسه می کنیم: نه یکی، نه دو تا، هزار و شصت و شونزده تا مورد میبینیم که بعد از مدت ها و کلی من برات بمیرم و تو برام میمیری، تازه طرف یادش میفته که زیادم دختره چنگی به دلش نمیزنه، یا اینکه اون خوبه، اما این لیاقتشو نداره، یا اینکه اصلا فعلا قصد یا موقعیت ازدواج نداره!
    نمیدونم اون کاراکترها قراره برای پسرا الگو سازی کنه یا اینکه توقع ما دخترا رو الکی بالا ببره و چشممون رو باز کنه؟!
    اصلا گیرم که نکته رو هم بگیریم، اما چه فایده وقتی پسرا میگن مگه بی کارم که ازدواج کنم.
    ای بابا! یه دیوار بدین من سرمو بکوبم بهش! 😉

    [پاسخ]

  39. سلام
    آقای دکتر وقتی میفرمایید خانواده های دختردار بیکارند و بی توجه دقیقاً میفهمم یعنی چی. من 26 سالمه یه برادر 28 ساله دارم. میبینم چطور بعضی خانواده های دختردار که لزوماً سابقه آشنایی زیادی هم باهاشون نداریم چطور دست به کار میشن واسه برادرم. من دو ساله به خانواده و فامیل (وقتی حرف ازدواج من میشه که تو هم یه کاری بکن دیگه)، میگم شما به من معرفی کنید. و آنها واقعاً فکر کردن روی این موضوع یعنی از حالت تیکه انداختن درآمدن اما نهایتاً گفتن کسانی که ما میشناسیم از نظر سن و سال و تحصیلات مناسب تو نیستن، غیر از بحث معرفی صحبتهای جداگانه ای هم با همدیگر در مورد ازدواج من داشتیم.
    خدا میدونه بعضی جاها هم خودشونو به نشستن میزنن (از دید من که یه ناظر بیرونی هستم اینطور به نظر میاد) میدونید چیه؟ خیلی وقته به این نتیجه رسیدم که خانواده و اعضای فامیل من هم بضاعت فکری، روانی و اجتماعیشون در همین حده. یه کم ناامید کننده است. شخصی با شبکه اجتماعی مادرم یا خاله ام خیلی کارها میتونن بکنن اما در نهایت این میشه که “من کسی رو نمیشناسم (یا دور و برم نمیبینم) لیاقت دخترم را داشته باشه” یا “ما خودمون طرف دختر هستیم، نمیتونیم حرفی بزنیم” 😐

    [پاسخ]

  40. به قدری بعضی از خانم ها قشنگ تجربیات و تحلیل هاشون رو بیان کردن که واقعا جای هیچ حرفی نمیمونه، ولی در نهایت اگر بخواهیم از این پیچیدگی ها و جزییات بگذریم و از بالا به قضیه نگاه کنیم فقط میتونم بگم الان کمتر پسری واقعا سناریوی “دوستی-ازدواج” یا “آشنایی غیرسنتی-ازدواج”(روی الفاظ حساس نشید) رو پذیرفته، اکثرا توی سناریوی “مجردی هرکاری میخوای بکن، وقتش که شد زن بگیر” هستن. به هم جنس های خودم هم بر نخوره، 99% پسرای دور و برم اینطوری هستن. دیدم که میگم.
    این میشه که دکتر شیری بارها و بارها به دخترها توصیه میکنن “زنگ تفریح نباشید”.
    =================
    مدل دوستی ازدواج نیز کم نیست
    طبقه فکریش متفاوته

    [پاسخ]

  41. سلااااااام کامنت من چرا تایید نشده
    هروز میام و منتظر جوابم:(
    ================
    کامنت برای ابراز نظر است و الزاما نمیرسیم همه سوالات را پاسخ دهیم پس لطفا دلگیر نشوید

    [پاسخ]

  42. سلام
    کاش درباره والدین بچه های شصت هم بررسی بشه… بچه هایی خواسته اند و می خواهند از هر عیبی بری… این آسمانی نمودن تنها حاصل دسترنج معلم پرورشیها و فیلمهای دوران نوجوانیمون نبوده که مثلا نشون می داد مریم افشار (سریال در پناه تو) هر چی بیشتر خودشو می گرفت عزیزتر و ارزشمندتر می شد!/ (البته اینجور ژستها تو اکثر فیلمها بود!)/ آرزوی پدر و مادرا شده بود داشتن بچه ای که جز درس هیچی براش وجود نداشته باشه!!! هر چند این برنامه ها بیشتر روی دخترا اجرا شد. پسرها هم از طبیعت خودشون دور شدند و به نظر من بدجوری روح خودشون رو تنها گذاشته اند (قطعا نه همه)
    پسرها لذتهای عظیمی رو از دست می دهند، اگر فکر کنند مرد بودن فقط از طریق فیزیکشون اثبات می شه! / هر چند بعضیاشون هم از اون طرف بوم افتاده اند و موجودات مطیع بی چون و چرای درس و کتاب و اجبارهای بیرونی شده اند…
    کلا فکر می کنم پدر و مادرای نسل ما میراث طبیعی بودن رو دست کم گرفته بودند و اون رو خوب به دستمون نرسوندن و فکر کردن مدرسه همه چیز رو بهتر از اونا می دونه! بعضیامون رو مدرسه ها روبیدن بعضیهامون رو هم خیابونا
    حالا خبر خوش اینه که بالاخره به سنی رسیدیم که خودمون دستی به زندگیمون بکشیم و دیگه طرحی نو در اندازیم…
    پیروز باشیم!
    با تشکر از استاد عزیز، دکتر شیری

    [پاسخ]

  43. سلام آقای دکتر
    یکی از همکارای من حدود یکسال پیش با واسطه خواستگاری کرده بود و چون اون دوره شرایط بررسی نداشتیم خانواده ام به اون واسطه گفتن جواب منفیه. یک ماه پیش یکی از همکارای من ماجرا را از دوستان اون آقا شنیده بود و ظاهرا از قول ما گفته شده بود که به خانواده ایراد گرفتیم. با مشورت خانواده ام قرار شد برای روشن شدن حرف هایی که از قول ما زده شده با اون آقا تلفنی صحبت کنم. ایشون کلا منکر خواستگاریشون از من شدن. من که شوکه شده بودم عذرخواهی کردم. ولی الان خیلی حال بدی دارم و نمیدونم این برخوردشون یه واکنش بود یا چی. و من الان باید چه کار کنم؟ ممنون
    ==================
    از اولش هم نباید .اکنش نشون میدادید
    الانم بی خیال بشید تا ورق برگرده

    [پاسخ]

  44. سلام بر استاد گرامی و عزیزم
    من فکر می کنم که گاهی اوقات ممکنه حتی مشکل از چگونگی رفتار دختر خانوم ها نباشه… کما اینکه گاهی دختران، زنانه رفتار می کنند و به لحاظ مهارت ارتباطی با مردان چیزی کم ندارند اما این جمله که: “تو خیلی خوبی و ماه هستی تو یک زن بی نظیر و استثنایی هستی اما من نمی توانم با تو ازدواج کنم.” مربوط به مردانی می شود که ظرفیت پذیرش قدرت و توانمندی و بی نظیر بودن اینگونه زنان را ندارند. انگاری پسربچگانی که این گفتگو را دارند، هنگامیکه پای عمل و قبول مسئولیت ازدواج می رسند، کم میاورند… یعنی ممکن است ابتدای رابطه جذب این چنین زنانی بشوند و حتی لذت ببرند از اینکه در کنارشان باشند ، اما اگر بخواهند این رابطه را به تعهد ازدواج برسانند، از توانشان خارج است.این گونه مردان با “مردِ مرد” فاصله دارند.

    [پاسخ]

    نیلوفر پاسخ در تاريخ بهمن ۳۰ام, ۱۳۹۲ ۱۰:۳۰ ق.ظ:

    با سلام، دقیقا با نظر زهرا موافقم، تو خیلی خوبی ماهی بی نظیری و خوب و ماهو بی نظیر باقی خواهی ماند ((تا وقتی که با هم دوست باشیم))، ولی همین که بخواد بحث مسئولیت و ازدواج پیش بیاد فرار بر قرار ترجیح دارد… من فکر میکنم این عدم پذیرش مسئولیت از طرف پسران جامعه واقعا جای فکر داره! همون بحث مردان نرم پیش میاد که تکیه کردنو یادگرفتن.. من فکر میکنم خانواده های پسردار باب شده که پسرارو مثل دخترا بار بیارن

    [پاسخ]

    هستی پاسخ در تاريخ آذر ۲۰ام, ۱۳۹۳ ۴:۵۹ ب.ظ:

    سناریوی ” تو خیلی خوبی ماهی بی نظیری اما ، با من کات کن بشین خونه تون سنگین و رنگین یکی بیاد بگیرتت منم برم دوست دختر یکی دیگه رو که کات کرده سنگین و رنگین نشسته خونه شون رو بیگرم ” هم البته هست …

    [پاسخ]

  45. حدس بزنین یاد چی افتادم…یه قسمت از سریال how i met yourmother هست که موضوعش دقیقا همینه. اینکه موقع به هم زدن رابطه چه جوری عمل کنیم. و خوب بیشتر مواقع رفتار یکسانه یعنی شروع میکنه که تو خوبی و…و… But… و به قول رابین always there is a “BUT” ! این یه قانونه هر چند در مورد خودمون دوست نداشته باشین بشنویم. ضمن اینکه من معتقدم بعضی از ما دخترا خیلی بدتر عمل می کنیم واسه پسرا. یعنی بعد اینکه وابسته اش کردیم. صاف تو صورتش میگیم تو چون این ایرادات رو داری من نمی خوامت از فردا هم دیگه بهم زنگ نزن! یعنی رسما کل وجودش رو می بریم سوال. به کسی برنخوره. خودم من هم جوون تر که بودم این کاز احمقانه رو کردم و در مردر بعضی کیس ها هنوز عذاب وجدان دارم.

    [پاسخ]

  46. بعد چندین ماه خواننده خاموش بودن این اولین باریه که کامنت میذارم.تا حالا کسی این جمله رو به من نگفته میدونین چرا؟ هیچکسی منو نخواسته.نه زشتم نه بی هنر نه بیسواد. از خیلی از دخترای اطرافم لیاقتم برای داشتن زندگی ای که واسه خودم باشه بیشتر بود.حالا که سنم از سی گذشت متوجه شدم خیلی جاها سربزیر بودن و محجوب بودن من به من ضربه زده.لحظات تنهاییم وقتی به این فکر میکنم که حتی یک نفر حتی در حد حرف هم منو نخواسته داغون میشم.حالم از زندگی بهم میخوره.احساسات سرکوب شده. کی میخواد پاسخگوی تمام آموزشهای اشتباهی باشه که به نسل من داده شده؟کی تنهایی کشنده منو میفهمه؟اونم من که خمیر مایه ام از احساس بود.یه آدم تیپ هنری.این مساله همیشه برام سوال بود.خودم فکر کردم شاید برمیگرده به همون ناهمخونی سنت و مدرنیته که من یه آدمی بودم که نه در قالب سنت جا دارم نه در قالب مدرنیته محض.و اطرافم همه آدمهای سنتی.نه سنت منو قبول کرد نه مدرنیته.من خودم بودم که به این روز افتادم.حالا برای اینکه توی زندگی مزخرفم فقط یکبار و تنها یکبار همنشینی یه مردو تجربه کنم درگیر دوستی ساده و معمولی با پسری شدم که نزدیک 5 سال ازم کوچکتره.یکسال از این رابطه گذشته و برای من جز وابستگی چیزی نداشته و منتظر روزیم که بشکنم.میدونم که بمن نمیخوره.نمیدونم چرا تا حالا تموم نشده نه دختریم که بخوام نیازای جنسیشو برآورده کنم نه اون کسیه که حتی ازین چیزا بخواد. .بهم میگه تو همیشه دوستم میمونی.بهم میگه تو محبتو در حقم تموم کردی.هیچ انتظاری ازش ندارم.خودمو به همینش راضی کردم و نگران از دست دادن موقعیتام نیستم چون اساساً موقعیتی وجود نداره.آره من دختر خوبیم. متاسفنه خوبم کاش بد بودم تا دلم انقد نمی سوخت. واقعاً حقم نبود….منتظرم یروزی این جمله رو بشنوم
    چی من و امثال منو به اینجا کشونده؟

    [پاسخ]

    ف پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۴ام, ۱۳۹۳ ۱۱:۱۰ ب.ظ:

    واقعا چی مارو به اینجا کشوند؟!!! ما حتی از ارضا شدن ساده ترین نیازهامون هم محروم شدیم…

    [پاسخ]

  47. لینک خلاصه کتاب ” زن بودن ” از دیدگاه دکتر شیری :
    http://doctorshiri.com/fa/content/6790/%D8%AE%D9%84%D8%A7%D8%B5%D9%87-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%B2%D9%86-%D8%A8%D9%88%D8%AF%D9%86-%D8%AA%D9%88%D9%86%DB%8C-%DA%AF%D8%B1%D9%86%D8%AA-%D8%A7%D8%B2-%D8%B3%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%DA%A9%D8%A7%D9%86/
    ================
    چقد رممنونم ازت غزل

    [پاسخ]

    غزل پاسخ در تاريخ بهمن ۳۰ام, ۱۳۹۲ ۲:۵۵ ب.ظ:

    من باید از شما ممنون باشم دکتر شیری عزیز .

    [پاسخ]

  48. سلام جناب دکتر….امیدوارم خوب و خوش و سلامت باشین همیشه
    می دونید بعضی خانواده ها فکر می کنن فقط پسراشون رو باید سر و سامون بدن….انگار فقط اونا نیاز دارن که ازدواج کنن….فکر نمی کنن که این دختر بیچاره هم شاید یه هم زبون بخواد!!!
    “خانواده های دختر دار، بی کارند و بی توجه”
    سنم اون قدرها هم بالا نیست تازه 24 سالمه ولی تا الان مامانم یه دونه خاستگارم خونه راه نداده….تا الان یه خاستگار جدی نداشتم…. انقدر دلیل های بدی هم میاره ردشون می کنه من خجالت می کشم….می گم همون بهتر که نیومدن!!!
    ای کاش حداقل به برنامه های شما گوش می کردن!! تلوزیون هم اگر برنامه ای داشته باشین حوصله به خرج نمی دن گوش بدن!!!! چی بگم …..
    یه سوال هم ازتون داشتم که فکر می کنم قبلا جایی در موردش نوشته بودین ولی متاسفانه پیداش نکردم….
    یادمه گفته بودین که از روی تنهایی، نیاز، کاریه که همه انجام میدن یا چون دوستم ازدواج کرده و از این دست دلایل ازدواج نکنین…. حقیقتش چند وقتیه که ذهنمو مشغول کرده….چون از هر وجهی که نگاه می کنم خب یکی از این دلایل زیرشاخه اش میشه….نمی دونم…

    [پاسخ]

  49. راستی آقای دکتر یه سریال کره ای هست به اسم “personal taste” به نظرم خیلی نکات جالبی داره در مورد آفرودیت و پرسفون و آرتمیس آموزش می ده. لطفاً‌ اگه تو نستید ببنید و نظرتون بگید.
    ==============
    کجا ببینمش؟

    [پاسخ]

  50. من خیلی دختر ساده و مهربون خلاصه به قول دکتر یه پا خواهر مهربون بودم! تا اینکه تو کلاسهای دکتر شرکت کردم. خلاصه سعی کردم رو خودم کار کنم. از یه دختر بسیار موقر و مودب و بی مزه که همیشه یه لبخند ملیح و ساده داره سعی کردم دربیام و یه کم خوش مشرب و خواستنی تر باشم. خیلی هم تغییر کردم. اما یه دفه احساس کردم که یکی از همکارای متاهل ام داره سعی می کنه به هم نزدیک بشه. خیلی ناراحت شدم. هم از دست خودم هم از دست اون. من کاری نکرده که بخواد اینطوری برداشت کنه.
    خلاصه به د.شیری نامه زدم که “یه چیزی این طوری پیش که می آد، باعث می شه پس بخورم” حرفی خیلی خوبی بهم زدند”به نظر می رسه علت نفی زنانگی هایتون را نوشته باشید. در حالی که ما جذاب تر می شویم یا رفتار می کنیم، البته برای آدمهای لغزنده نیز جذاب میشویم. اینها باعث نشه شما عقب نشینی کنید….رفتار جذاب + پوشش خوب + آراستگی خوب یک زن در درجه اول خودش را برای خودش خواستنی تر می کنه و بعد برای بقیه مردان”
    به نظرمن اصل حرف تو اون قسمت که “یک زن در درجه اول برای خودش خواستنی تر باید بشه” مردا کاملا می فهمند که ما داریم رل یه دختر عالی رو بازی می کنیم. یه فرشته پاک و معصوم و بی عیب و نقص و متاسفانه قابل دستیابی!!! یادمون باشه ما خودمون هم از پسرایی که ای ی ی بگی نگی یه کم بدجنس باشند خوشمون می آد نه یه پسر خیلی مثبت. من خودم تازه از یه رابطه بسیار خوب اما نافرجام دراومدم به خاطر همین شاید حرفام زیاد درست نباشه اما دارم فکر می کنم تو رابطه بعدیم آفرودیتمو هم قوی تر کنم، هم مث یه طعمه ماهی گیری بدم دست آتنا و آرتمیسم که سر قلاب ماهی گیری رو دارند. این طوری شاید از حالت خواهرانگی بیشتر در بیام اما به شدت احساس می کنم که باید مراقب باشم. چون ضریب وابستگی تو حالتی که من خودم یه زن بشم نسبت به یه خواهر به مراتب نجومی تره. وابستگی هم که می دونید نسبت عکس داره با قدرت تعقل و تشخیص وعمل.
    “زنی که برای خودش خواستنی تر باشه ” برای مردا معجونیه! البته خواب کنار اینا آتنا و آرتمیس هم باید بیان تا تشخیص بدند اصلا من می خوام که این مرد منو بخواد یا نه؟! امضا از خود راضی !!!
    آقای دکتر داغ بودم رفتم بالای منبر. شما ادیت بفرمایید.
    =====================
    نفستون گرم صنم عزیز

    [پاسخ]

    مائده پاسخ در تاريخ اسفند ۱ام, ۱۳۹۲ ۶:۲۱ ب.ظ:

    صنم جان ممنون به خاطر این کامنتت… چقدر حرفهای دکتر که از جانب شما بیان شد به دلم نشست و چقدر نیاز داشتم این ها رو بشنوم 😉
    از دکتر هم ممنون که حتی شاگردانش برای آدم راهگشا هستند 🙂

    [پاسخ]

  51. باز برای این خانوم جای شکرش باقیه که طرف مقابل تاییدش میکنه…
    برای من هم پیش اومده…من سعی کردم رفتارم رو جداب تر کنم و موفق هم شدم و باعث شد طرف بیشتر بهم نزدیک شه… الان تو این شرایط که من خودمو تغییر دادم (مهرطلبی رو هم کنار گداشتم) و جذاب تر رفتار کردم اما باز هم میگه ازدواج نمی خواهم و میخوام رابطه جسمی نزدیک تری رو باهات تجربه کنم!!! و نهایتا میگه قبل از ازدواجم میخوام با خیلی ها این روابط رو تجربه کنم اما با هیچ کدومشون ازدواج نخواهم کرد.با کسی ازدواج میکنم که این روابط رو باهاش نداشته باشم!!! آدم از جذاب رفتار کردن خودش هم میترسه به خدا!
    این آدم بعد از 10 ماه این حرفها رو بهم زد و تو این 10 ماه حتی یکبار هم این بحث ها بین ما نبود! و من واقعا به این آدم اعتماد داشتم! حالا در عرض 2 هفته اینجوری شده و این در حالیه که تغییرات من محدود به این 2 هفته نبود!
    همون بهتر که ما دخترها بشینیم تو خونه تا یکی با خانواده اش به طور کاملا رسمی و سنتی بیاد خواستگاری که حداقل مطمئن باشیم واقعا هدفش تشکیل خانواده است.

    [پاسخ]

  52. من هم مشکل مشابهی دارم
    با توجه به شرایط تحصیلی و شغلی خوب پسرهای مجرد زیادی دور و برم هستند، در ابتدا توجه زیادی ازشون دریافت میکنم- خیلی زیاد- اما این توجه ها هرگز به حرکت جدی منجر نمیشه- انگار انتظاری که از یک دختر دارند را نمیتونم برآورده کنم
    بدلیل شرایط خاص نوجوانی ام همیشه سعیم این هست که پوششم بسیار بسیار عادی باشه + اصلا آرایش نمیکنم
    این مساله به تدریج داره باعث تضعیف روحیه ام میشه- دارم اعتماد بنفسم را از دست میدم و غمگینم- بخصوص وقتی یکی از همون پسرها را با همسرش می بینم- حتی تنها دیدنشون هم گاهی آزاردهنده است- خودم را خیلی ملامت میکنم- اما بار دیگه که مورد جدیدی پیش میاد باز همون رفتار قبلی تکرار میشه- گاهی وقتا این احساس خطرناک را دارم: من دوست داشتنی نیستم
    چه کنم آقای دکتر؟
    بابت معرفی کتاب ممنونم

    [پاسخ]

    من پاسخ در تاريخ بهمن ۲۹ام, ۱۳۹۲ ۱:۳۰ ب.ظ:

    امیدوارم با خوندن کامنتم بهم نخندیده باشین که خودش میدونه مشکلش چیه- خب حل کن دیگه!
    سی دی مهارتهای انتخاب همسر شما را هم تهیه کردم و چندبار دیدمش- اما گزینه ای نیست که انتخاب کنم

    [پاسخ]

  53. سلام اقای دکتر در پاسخ به خاتم طاهره یه کامنت گذاشتم ولی ظاهرا تایید نشده یعنی بازم زیاده روی کردم ؟ میخواستم ایشون بدونن که واقعا تصویر ذهنی ما از معلم پرورشی همینه و این به عملکرد این قشر برمیگرده !!!

    [پاسخ]

  54. اونوقت اون دختری که نمیتونه تو شهر خودش ازدواج کنه تکلیفش چیه؟ هیچ وقت نباید ازدواج کنه؟ و یه چیز دیگه اینکه چرا وقتی یه دختر از یه پسر خوشش میاد نمیتونه بهش پیشنهاد بده که بیشتر با هم اشنا بشن برای ازدواج. یا حتی اگه پیشنهاد بده تحقیر میشه از جانب اقا پسر

    [پاسخ]

  55. عجیبه چرا همه جور مطلبی تایید شده و به خیلی ها جواب داده شده اما مطلب من تایید نشده یعنی اینقدر بی ربط بوده؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    ممنون واقعا!

    [پاسخ]

  56. چه تعبیر زیبایی کرد کاربر “فردوس”: ((این روزها کسی به خودش زحمت نمی دهد یک نفر را کشف کند !)). همون مطلبی که شما بارها سر کلاستون تکرار میکردین آقای دکتر که: ((بچه های دهه 60 واسه حفظ رابطه های عاطفیشون به اندازه کافی نمی جنگن. تا تقی به توقی میخوره و یه اختلافی پیش میاد…Bye Honey )). به قول شازده کوچولو که مائده هم در کامنتش بهش اشاره کرد: ((تو تا زنده ای در مقابل چیزی که اهلیش کردی مسئولی)). کاش هممون یه خرده مسئولیت پذیری رو تمرین کنیم و رابطه هامونو با کوچکترین اختلافی نفرستیم رو هوا.

    [پاسخ]

  57. خیلی جالبه که انقدر مستقیم به این دخترخانوم این جمله رو گفتن. من تو دوران مجردیم غیرمستقیم بهم گفتن و باهام رفتار کردن.
    خانوم گلی که این نامه رو نوشتی، مردی که مثل خودت استثنایی و خاصه اگر با شما مواجه بشه، دیگه این حرفو بهت نمیزنه و باهم خوشبخت میشید. کما این که این اتفاق خوشایند برای من رخ داده.
    مورد دوم اینه که توی یه رابطه ای که تو نسبت به طرفت خیلی استثنایی و بلندمرتبه ای لطفن اینقدر فرشته وار، ادامه نده و وقت نذار، وقتت برای رصد کردن رابطه های بهتر و پیشرفت های بیشتر اصن از نظرهای دیگه بجز ازدواج، گرفته میشه. حتی فکرت کم کم میاد سطح پایین خدای نکرده.
    مورد سوم اینکه اگر به مورد دوم عمل میکنی شاید ناگهان دیدی، رابطه ای که اصراری به ادامش نداشتی، طرفت خودشو ناگهان ارتقا داد، یه شاهزاده شد تصمیمشو محکم محکم یک سره کرد و راس ساعت 9 صبح فرداش مامانشون تماس گرفتن با موبایلتون که لطفن شماره منزلو بدین با مامان صحبت کنم! لطفن بفرمایید چه روزی وقت آزاد دارید که خدمت برسیم(تجربه شخصیم)

    [پاسخ]

    مائده پاسخ در تاريخ بهمن ۲۹ام, ۱۳۹۲ ۸:۰۵ ق.ظ:

    سلام به شما رایحه عزیز
    حق با شماست من بسیار فرشته وار رفتار کردم. درست مثل رفتار با یک پسر بچه 5 ساله
    ممنونم از شما

    [پاسخ]

  58. این روزها کسی به خودش زحمت نمی دهد یک نفر را کشف کند !

    زیبایی هایش را بیرون بکشد …

    تلخی هایش را صبر کند …

    آدمهای امروز ، دوست های کنسروی می خواهند !

    یک کنسرو که درش را باز کنند و یک نفر شیرین و مهربان

    از تویش بپرد بیرون !

    و هی لبخند بزند و بگوید :

    ” حق با توست”
    ============================
    واقعا تشبیه درست و تلخی بود فردوس عزیز

    [پاسخ]

    غزل پاسخ در تاريخ بهمن ۲۹ام, ۱۳۹۲ ۱۱:۵۹ ب.ظ:

    بله واقعا تشبیه جالبی بود . ممنون

    [پاسخ]

    ف پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۴ام, ۱۳۹۳ ۱۱:۲۴ ب.ظ:

    وقتی هم که بهترین سال های جوونیتو پای یکی بشینی و بعد برگرده و کل عشق و دوست داشتنت رو زیر سوال ببره و به جرم اینکه دوست داشتنت از نظر اون واقعی نیست ترکت کنه و بره دنبال زندگیش اونجا باید برای عمری که تلف کردی و جوونی که بر باد دادی زار بزنی!
    آدمای این زمونه خودشون هم نمیدونن چی می خوان !

    [پاسخ]

  59. سلام دکتر جون خدا قوت
    من خودم چون تازه دارم به ازدواج فکر میکنم و موقعیت برام پیش میاد فکر میکنم دیدگاه پسرها و خانواده ها خیلی تغییر کرده خیلی به ظاهر و مادیات توجه میکنند شاید تو وهله اول بگند ما دنبال دختر نجیب هستیم ولی به نظر من این یه تظاهره همین امروز یه بنده خدایی با پسرش امده بودن خونه ما من زیر چشمی نگاهشون میکردم همش حواسشون به درودیوار خونه بود………..منم چون از این رفتار به شدت متنفرم حتی حاضر نشدم دو کلام با اقا پسره صحبت کنم واقعا داریم میریم سمت بی فرهنگی………..
    با نظر اقای حسن سهرابی موافقم اگه بشه خیلی خوبه……..
    ==================
    شاید زود قضاوت کرده باشی کیمیا

    [پاسخ]

  60. دکتر شیری عزیز به نظر من این جمله بسیاااااار فوق العاده است : یا زیادی نگرانند یا زیادی صمیمی، بلا تکلیف بین خانم بودن سفارشی معلم پرورشیها و “امروزی بودن” سفارشی ماهواره ها!
    دکتر من هم توی فیس بوک اینو کامنت کردم و هم اینجا میگم که کتاب ” زن بودن ” که شما لطف کرده بودین و قبلا معرفی کرده بودین فوق العاده است . من چند بار این کتابو خوندم و به نظرم واقعا عالی و کامل هست .

    [پاسخ]

    پري پاسخ در تاريخ بهمن ۲۹ام, ۱۳۹۲ ۷:۵۸ ق.ظ:

    من که همه کتا بفروشی های شهر رو گشتم کتاب زن بودن گیرم نیومد 🙁

    [پاسخ]

    غزل پاسخ در تاريخ بهمن ۲۹ام, ۱۳۹۲ ۷:۳۶ ب.ظ:

    پری جان سلام
    من خودم شهرستان هستم و توی شهرستانها این کتاب بسیار نایابه، ولی از طریق اینترنت و سرچ فراوان ، آخر تونستم از طریق خرید اینترنت این کتاب عالی رو خریداری کنم . عزیزم از این لینکها میتونی کتاب رو تهیه کنی فقط باید بجنبی تا تموم نشده 🙂
    :
    http://www.iketab.com/books.php?Module=SMMPBBooks&SMMOp=BookDB&SMM_CMD=&BookId=14670

    [پاسخ]

    پري پاسخ در تاريخ اسفند ۱۲ام, ۱۳۹۲ ۱۱:۰۳ ب.ظ:

    سلام غزل جون
    خیلی خیلی بابت لینک کتاب ازت ممنونم :)سفارش دادم و منتظرم به دستم برسه ، البته تشکر بسیار ویژه از شما هم دارم دکتر شیری لطف کردید لینک خرید کتاب رو گذاشتید

    [پاسخ]

  61. سلام آقای دکتر
    متشکرم از شما درباره کامنتی که گذاشتم و مساله ای که مطرح کردم اینطور وقت گذاشتید و در یکی از نوشته هایتان مورد بررسی قرار دادید. نظرات دوستان را که می خواندم برایم تازگی داشت. برای مثال متوجه شدم که این موضوع مشکل خیلی از دختران دیگر هم هست. متوجه شدم که برای مردان زندگی ام مادر بودم ، خواهر بودم و یک زن نبودم. به توصیه شما کتابی را که معرفی فرمودید مطالعه خواهم کرد.
    من در رشت زندگی می کنم و اگر تهران بودم بدون شک در کلاس های شما شرکت می کردم. من بعد از هر تجربه تلخی (اما آموزنده) که داشتم سعی می کردم با مراجعه به روانشناس یا مطالعه کتاب یا دیدن فیلم هایی که شخصیتشان زنانی قوی و با عزت نفس بودند، خودم را تسکین بدهم. سلامت روانی ام از همه چیز برایم مهمتر است. (البته سلامت دندان هایم هم مهم است خیلی 🙂 )
    موضوعی که مطرح کردم دو بخش داشت. بخش اولش علت رها شدن و ترک شدن بود و بخش دیگر گفتم : شانس دیدن مردهایی که مناسب هستند برای من بسیار کم است. من در اطرافم مردان شریف ، با ثبات و مسول خیلی کم می بینم. به قول شازده کوچولو: آدم وقتی گلی را اهلی کند، مسول آن گل می شود. و اهلی کردن یعنی ایجاد علاقه کردن!
    مرد شریفی که من در انتظارش هستم این را خوب می فهمد که همه ما مسول زندگی همدیگریم. وقتی کسی را وارد رابطه ای می کنیم . در کنار او رویای آینده را توصیف می کنیم. به پدر و مادرمان اجازه می دهیم او را عروسشان بنامند، یعنی او را اهلی کرده ایم. مردان شریف هرگز تا این مرحله پیش نمی آیند و بعد بگویند تو زن بی نظیری هستی اما من نمی توانم با تو ازدواج کتم. مردان شریف یک سال از عمر یک دختر را با فلسفه بافی ها و تکرار جملات کسانی مانند دکتر شریعتی، شاملو، ماکیاولی، اگوستین و کنت نمی گیرند که سرآخر به حرف مادرشان براحتی بگذارند و بروند. با این استدلال که “به دست هایش نگاه کن! این دست ها کار کرده نیست! زن باید دست هایش نشان بدهد لیاقت دارد یا نه! این دختر به درد ما نمی خورد.”
    به نظر شما از دستان دختران 21 ساله امروزی چه انتظاری می شود داشت؟ جز کتاب و خودکار چیز دیگری به دست گرفته اند؟ من تازه یاد گرفته ام درست انتخاب کنم تا دچار مشکل نشوم. اما هنوز یاد نگرفته ام چطور رفتار کنم!!!
    بعد از چنین تجربیاتی الان که برایم خواستگاری می آید بیشتر از اینکه به خودش فکر کنم در ابتدا خانواده اش را بررسی می کنم. خصوصا پدرش را. پسرها شبیه پدرانشان می شوند. دست کم 60 درصد پسرها. پسر کنار پدر و مادرش است که زندگی کردن و شرافت را یاد می گیرد.
    من هم از پدر و مادر خودم یاد می گیرم. به عنوان مثال من از پدرم یاد می گیرم که صبح ها برای نماز صبح پیش از خانواده ام ، برای ملتم و رهبران کشورم دعا کنم. باورتان می شود چنین آدمی وجود داشته باشد؟ که آن وقت صبح با صدای بلند برای کشورش، مردمش ، رهبران سیاسی کشورش دعا کند؟
    مشتاق دیدار شما از نزدیک هستم. و به امید خدا بهار سال آینده سری به خانه توانگری می زنم تا درس های سلامت روانی مشاوره های شهر مان را که در این سال ها فراگرفته ام در آنجا سرو سامانی بدهم و از شما هم یاد بگیرم.

    همه ما مسول گلی هستیم که آن را اهلی کرده ایم. باید یاد بگیریم چطور رابطه ای ایجاد کنیم. چطور ادامه بدهیم ،چه وقتی و چطور تمامش کنیم یا به سرانجامش برسانیم. ممنونم از شما که به همه ما کمک می کنید یاد بگیریم چطور زندگی کنیم.

    با احترام فراوان
    مائده

    [پاسخ]

  62. سلام آقای دکتر
    نمایندگی داشتن درشهرهای دیگه بسیار نظر خوبیه ، قبلأ هم خدمتتون پیشنهاد داده بودم .

    به هرحال آقای سهرابی اگر به توافق رسیدید بسیار خوشحال میشم باهاتون همکاری کنم به خصوص درشهر گنبدهای فیروزه ای.

    [پاسخ]

  63. اینها همه بهانه های هست که پسرها میارن و چنان خودخواه هستن که میخوان دم رفتنم جنتلمن به نظر برسن !!!!!
    قربون همون پسری که رک و راست همون اولش میگه از رابطه دنیال سکس و تفریحه
    حداقل اینطوری به شعور ادم توهین نمیشه تکلیفش با خودش معلومه
    در جواب آقا فرزاد که گفتن : اینجا یک مشت دختر دنبال شوهر و … باید بگم تقصیر نداری شما
    ما و امثال ما جوری بها دادیم که برخی از شما مردا هول برتون داشته فکر کردین خبریه .
    از ماست که بر ماست

    [پاسخ]

  64. به نکته ی خوبی اشاره کردید. به عنوان یک دهه شصتی با معیار قدیس بودن تا مدت ها به هیچ پسری اجازه آشنایی هم ندادم. و بعدکه از طرز فکر دختر خوب بودن نجات پیدا کردم تازه دیدم حتی مهارتی که باید ابتدای سال های جوانی ام کسب می کردم را باید در سن 30 سالگی پیدا کنم!

    [پاسخ]

  65. با سلام خدمت دکتر شیری عزیز
    میخواستم خواهش کنم اگر امکان داره کد دکلمه اگر زن را دوست داری رو روی سایتتون بگذارید دوست دارم بجای آهنگ روی وبلاگم قرار بدم

    [پاسخ]

  66. سلام آقای دکتر. قبول دارم که برای دهه شصتی ها اصطلاح “معلم پرورشی” انتخاب خوب و راحتی است برای انتقال برخی معانی که از سیستم تربیتی ناکارا در ذهن دارید، اما اینکه “معلم پرورشی” بعنوان نماد ناکارایی سیستم تربیتی مصطلح بشه، با شما موافق نیستم.
    رفتار معلم پرورشی بیشتر در اون دوران و البته کمتر در دوران کنونی متاثر از نوع تفکر تربیتی حاکم بر نظام آموزشی بوده، مگر اون سالها معلمین هم دیدگاه سخت گیرانه نداشتن؟ یا ناظمین و معاونین آموزشی تنها راه هدایت آموزشی مدرسه رو توی رفتار خشن و کنترل مستبدانه نمی دونستن؟ به نظر من بی انصافی است که نماینده جو و تفکر حاکم بر نظام تربیتی ناکارآمد اون سالها را فقط معلمین پرورشی بدانیم.
    آقای دکتر، با در نظر گرفتن تمام دلسوزی ها و زحمات پدران و مادران در دوران جنگ و بعد از جنگ، آیا قادر بودند یا آگاهی داشتند تا به وظایف تربیتی خود بدرستی عمل کنند؟ پدران و مادران چه سهمی از مشکلات نسل شما و من دارند؟ پس رواست که بگوییم چه گلی به سر بچه های این دیار زدند؟
    با اینکه در ناکارآمدی سیستم تربیتی و آموزشی آموزش و پروش با شما هم عقیده ام و قطعا منکر اموزگاران، معلمین، مشاورین،راهنماها، اساتید، پدران و ماران ناکاربلد نیستم، اما فکر می کنم قدری در قضاوت درباره معلمین پرورشی این دیار اسیر احساسات شدین یا اینکه دلسوزی قابل تقدیر و اشراف شما درباره مشکلات نسل من کمی شما را ناآرام و تیزکلام کرده است.
    به دنبال پیشنهاد یک جایگزین مناسب هستم.!
    ببخشید که این کامنت از معنای اصلی پست شما دور است و شاید به حاشیه ای پرداخته است.

    [پاسخ]

  67. سلام دکتر
    این جمله رو میشه برام توضیح بدین :اگر مردان متعدد به تو میگویند دختر خوبی هستی ولی گذاشته اند رفته اند شاید معنیش اینه رفتارت خواهرانه است بیشتر تا زنانه
    من هم این مشکل رو دارم که همه بهم میگن اینقدر خوبی که ما لیاقت تو رو تداریم
    اخیرا هم با کسی آشنا شدم که خیلی بهش وابسته شدم اما دیروز این جواب رو شنیدیم که ادامه بدیم اما در قالب دوستی
    مشکلم روکه در یک ایمیل براتون میفرستم اگه راهنمایی ایم کنید ممنون میشم
    اما این جوابم رو هم لطفاٌ بدین ممنون
    ========================
    الگوی مهرطلبی احتمالا وسط هست و این دردسر درست کرده براتون

    [پاسخ]

  68. سلام دکتر خوب
    بنده به سهم خود کتابی در این مورد نوشتم (کلی شاگردی شما و سایر اساتید در ان هست )…اما تادخترها اسم کتاب را می خوانند (اگر خواستگار نیاید )مثل اینکه دعوا دارند …و بعد مامانشون را می فرستند تا بیاد بخره؟؟؟واقعیت که این حرفها را نداره …اگر کسی خواست بره به این سایت : http://parsbook.net
    دوم اینکه اقای دکتر امکان این هست که خانه توانگری نمایندگی بده به افراد مورد اعتمادتان مثل خیلی از موسسه ها در تهران که در سایر شهرها نماینده دارند ؟اینطوری وقتی با خودتان کار کنیم راحت تریم …این موسسه ما یک شیخی رییسشه که دست ادم را می بنده !خلاصه منتظر جوابیم .
    ================
    بهم ای میل بزنید حسن خان مولف عزیزم
    شماره بگذارید تماس میگیریم خدمتتان

    [پاسخ]

    زینب 1 پاسخ در تاريخ بهمن ۲۸ام, ۱۳۹۲ ۱۲:۲۸ ب.ظ:

    آقای سهرابی ولی به نظرم بد نبود روی انتخاب اسم بیشتر دقت می کردید.

    [پاسخ]

  69. همگی هم بعد از ترک کردن رابطه با من تا به امروز ازدواج نکرده اند. ????
    چرا ازدواج نکردن؟
    یا آمادگیشو نداشتن که خب ایشون تو انتخاباشون دارن یه الگو رو تکرار میکنن و وارد روابطی میشن که با قصد ازدواج شروع نمیشه، یا اینکه ایشون به قدری خاص و خوبن که طرف مقابل بعد از ترک رابطه دیگه هیچ دختری به چشش نمیاد، اما از اونطرف به همون اندازه که خاص و خوبن دست نیافتنی هم هستن.
    ممکن هم هست که ایشون رابطه رو به سمتی میبره که طرف مقابل قید ازدواج رو میزنه کلا (خواسته های نامعقول، قوت زیاد تو خوش مشربی و دلنشینی و ضعف توی کارکردهای دیگه، …)

    [پاسخ]

  70. سلام دکتر عزیز
    من هم مشکل این دوست عزیز رو داشتم و این جمله که تو دختر خوبی هستی رو میشنیدم. تا اینکه با کلاس ازدواج مثبت آشنا شدم و در این کلاس شرکت کردم. خدایی کلاس خیلی خوبیه. چیزایی توش بود که کسی به ما نمیگه. فهمیدم کدوم رابطه هام درست و کدوم غلطه. اصلن چجوری باید رفتار کنم و یه زن باشم. این کلاس رو هم به خیلی از دوستام پیشنهاد دادم ولی متاسفانه تو این جامعه این کلاسها زیاد جا نیافتاده. به هر حال بدرد من که خیلی خورد و ما که عاقبت بخیر داریم میشیم. ممنونم….
    ===================
    ما هم دعوت….

    [پاسخ]

  71. دکتر شیری عزیز، مرسی از این که اینقدر دغدغه دارید و کلی اطلاعات خوب در دسترس ما قرار میدین. اما من به عنوان یه دختری که هم درس خونده و کار میکنه و هم سعی کرده بقیه جنبه های زندگیش رو هم ارتقا بده، از همه تیپ دختری دیدم که در کمال شایستگی، با تنهاییشون دست و پنجه نرم می کنند. حرفایی که میخوام بزنم در مورد اکثر پسرای جامعه مونه، نه همشون:
    گاهی وقتا واقعا تنها موضوع شفاف و روشن اینه که پسرها به دنبال کشف کیفیت و کمیت دلربایی و جذابیت های ظاهری دخترها اون هم در عمومی ترین سطح از روابطشون هستند. انگار بین پسرای جامعه ما، درکی از طبقه بندی برخورد و ارتباطات عمومی وجود نداره یا این که شایدم خیلیاشون فقط به دنبال زیباترین (جذابترین) عروسکی از جنس گوشت و خون می گردند که خدا بین همه عروسک های دیگه از نظر اونا آفریده.
    سوال من از شما اینه که مگه تو بقیه دوره های تاریخ یا زمان مامان باباهامون، دخترخانم ها از این جور مسائل ارتباطی و “شیوه های جذابیت برای مردان” آگاهی کامل داشتن که همشون قبل از 20 سالگی ازدواج می کردن.
    دوستی می گفت، پسرا به دنبال دخترهایی هستن که به زندگیشون هیجان و شور بدن. دخترا چی؟ تو این شرایطی که پسرای جامعه هستن، دخترا واقعا چه انتظاری می تونن از پسرا داشته باشن………………..خاله بازی، یا اجرای نقش های موقتی که از تو فیلم های عاشقونه یاد گرفتن…… شاید بدبینانه به نظر برسه، ولی من احساسم اینه که پسرای دوره ما (از شانس بدمون) وقتی ازدواج هم میکنن (تا قبل از حدود 30 سالگی)، ناخودآگاه بازم در حال بررسی کردن دخترها و زنان دیگه یا مقایسه اونا با زنشون هستن…………. اونان که نمیدونن چی می خوان.

    [پاسخ]

  72. بخشی از مشکل ازدواج دختران بالای 30 سال رو این پسران بالای 35 سال مجرد که نشستن کنج خونه قصد تکون خوردن هم ندارن باعثش شدن. کار و زندگی دارن میخوان هم ازدواج کنن ولی منظر معجزه هستن من خودم به شخصه 10-20 تاشو شناسایی کردم تلاش فراوانی کردم برای معرفی به دیگران ولی هیچی راضیشون نمیکنه معیارهای ازدواجشون با 22 سالگی شون اصلا اپسیلونی تغییر نکرده

    [پاسخ]

    باران پاسخ در تاريخ بهمن ۲۹ام, ۱۳۹۲ ۱۲:۱۷ ب.ظ:

    و سمیرا جان این آقایون بالای 35 سال وقتی هم که تصمیم بگیرند برای ازدواج سراغ دخترای بالای 30 سال نخواهند رفت. به قول آقای دکتر انتخاب های 22 ساله دارند! من خودم مورد دیدم آقای 32 ساله با دختر 18 ساله نامزد کرده. جالب اینجاست که جواب مثبت هم می گیرند.

    [پاسخ]

  73. سلام استاد عزیز
    راجع به روش speed dating که روش سالمی هست چطور؟ من همیشه به این نوع آشنا شدن فکر کردم اما اینکه تو کشور ما جواب بده یا بازهم اسیر بازی بعضی دوستان متاهل بشه یا سازمانهای مختلف نمیدونمم ولی راه جالبی هست به نظرم!

    [پاسخ]

  74. واسه ما که هرکی بهمون میرسه یهویی معجزه میشه بختش باز میشه. دقیقاً با هر کسی آشنا میشم بعد مدتی ازدواج میکنه. با کس دیگه ای دوست نمیشه ها!!! این خیلی فرق داره با اینکه طرف ازدواج کنه. دیگه دارم کم کم به این نتیجه میرسم برم یه دفتر بخت یابی باز کنم واسه پسرا … حداقل یچیزی کاسب میشیم.

    [پاسخ]

  75. سلام.پیام هایی که در بالا خواندم چقدر ناامیدکننده بود.برداشتم اینست که یک عده انسان بی هدف در زندگی که قدرمسلم مهارتی هم برای رسیدن به هدفشون ندارند دارند زار زار گریه می کنند که “ما شوهر می خواهیم اگر میشه خدا یه دونه خوبشو از آسمون برامون بندازه تو زندگیمون خیلی خوب میشه”. ازدواج کردن تو زندگی که نمیشه هدف زندگی،ازدواج یک وسیله هست برای سهل تر رسیدن به اهدافمون. یک دختر باید اهدافش را بر اساس باورهاش و ارزش هاش و نقشی که در زندگی داره انتخاب کنه،بعدش استراتژی ها را برای رسیدن به اهدافش تعیین کنه.حالا اگر مرد مناسبی که با اهدافش جور بود را در مسیرش دید روش کارکنه،و مسلما برای جذبش باید تلاش کنه.اگر دختری در زندگیش فرد موفقی باشه و تونسته باشه فرد مستقلی از نظر تفکری و اقتصادی باشه همون استراتژی هایی که تا حالا موفقش کرد میتونه برای ازدواج هم به کارش بیاد.درس خوندن و مدرک گرفتن یه وسیله کوچک در زندگیه، به هیچ وجه یک ملاک موفقیت تعریف نمیشه.کلا در زندگی امروز “ارتباط” حرف اول را میزنه،دخترها یاد بگیرند چگونه رابطه های خوب کاری،دوستی و خانوادگی برقرار کنند. مهمترین ارزش انسان که اهداف بر اساس اون تعیین میشه میتونه توسعه و بسط شخصیت باشه.توسعه شخصیت نیاز به خودشناسی داره و رابطه مهمترین استراتژی این هدف است.شاید فکر کنیم اینهایی که گفتم همش شعار هست اما مطمئنم که حقیقت همین است.تنها چیزی که تمام اینها را به هم بزنه و همه فرمول ها را تغییر بده “عشق است” هرچه گویم عشق را شرح و بیان،چون به عشق آیم خجل باشم از آن… اما عشق نیز در زندگی یک فرد هدف دار،رنگ و بویی دگر دارد.
    علت عاشق ز علتها جداست
    عشق اصطرلاب اسرار خداست

    عاشقی گر زین سر و گر زان سرست
    عاقبت ما را بدان سر رهبرست

    هرچه گویم عشق را شرح و بیان
    چون به عشق آیم خجل باشم از آن

    گرچه تفسیر زبان روشنگرست
    لیک عشق بی‌زبان روشنترست

    چون قلم اندر نوشتن می‌شتافت
    چون به عشق آمد قلم بر خود شکافت.
    ================
    دقیقا واضحه یک پسر این مطلب را نوشته فرزاد عزیز
    این دخترا ، رابطه را خوب بلدند زیرا د ردانشکده و محل کار به خوبی تیمهای خوب را اداره میکنند حتی ، ولی سنت دیار ما برای ازدواج از زن انفعال میخواد که این نسل فعال نمیتونه! ازدواج را یک پروژه تعریف کردید ولی اینطور نیست ، طرف مقابل و سنتهای خانوادگیش مانع میشه بتونید اینقدر قابل پیش بینی و مهندسی وار برید جلو

    [پاسخ]

    مریم پاسخ در تاريخ خرداد ۱۴ام, ۱۳۹۳ ۴:۲۵ ب.ظ:

    با شما موافقم. باید زمان گذاشت و خود را شناخت و بعد رابطه ی خود را با دیگران

    [پاسخ]

  76. سلام
    این پستتون تو فیس بوک هم دیدم اما نتونستم کامنت بگذارم…
    دوباره به یاد سالها فشارهای جنسی تنهایی نا امیدی و گریه های خودم افتادم
    دکتر من بارها و بارها این جمله” تو دختر خوبی هستی اما نمیتونم باهات ازذواج کنم را شنیدم…”
    بارها و بارها تو اشنایی هایی که داشتم پسرها بهم میگفتن خیلی نجیبی فوق العاده ای ….. شاید مثل تو دختر کم باشه اما مستقیم و غیر مستقیم
    میکفتن که ظاهرت را نپسنیدیم ظاهزی که معمولی بود بذون ارایش زیاد بدون فریبکاری ….
    حتی زمانی به توصیه یک مشاور تصمسم گرفتم که فقط دوست پسر داشته باشم تا بتونم سکس تجربه کنم خیلی سخت با خودم کنار امدم…
    تو همین مسیر دیدم باز هم پیدا میشن (البته کم…)پسرهایی که بهم میگغتن تو خیلی خوبی و حیفی و ما خرابت میکنیم
    مشکل انها دیکه ظاهر نبود چون رابطه صرفا دوستی بود نه اشنایی ازدواج…
    الان بعد از سالها تحمل فشارهای عجیب و قریب و…. احساس میکنم تمام احساسات جنسی و عاطفی ام سرکوب شده
    خیلی بی حس شدم الان که اینها را مینویسم سالها فشار و رنج و درد جلو چشمام مجسم میشه و دوباره گریه ام میگیره
    ================
    شاید مثل خواهرشون میشدی؟ شاید اینجا که نوشتی آراستگی یعنی فریبکاری باعث میشه زیادی فکر کنی صادقی و ساده

    [پاسخ]

  77. فاطمه الف جان عالی نوشتی… 🙂
    دکتر منم درگیره شماره 3هستم،ازیه طرف یه سری دخترارو میبینم که با اینکه بی یندوباریشون واسم غیرقابله تحمله ولی میبینم به چه جالبی با یه کیس خوب چه ازنظر ظاهری چه موقعیت اجتماعی و مالی ازدواج میکنن واز یه طرف یه سری دخترای مذهبی که خوب ازدواج واسشون مثه یه سرمشقه و شایدمورد ازدواج هم از خیلی وقت قبل از رسیدن سنشون به ازدواج واسشون مشخصه…حالا من این وسط بین مدرنیته ماهواره ای و سنتی گرایی مربی پرورشی سیبیلوهیچ کدوم جایی ندارم..فقط از خواستگاری های این روزا که مادر پسر ازچندتا مرد حیض (هیز یا…)بدتر قدوبالاتو جوری نگاه میکنه که انگار لباس نداری،بعدشم نوبت برانداز خواهروخاله وعمه جان وخاله جانه خسته ام واز پسرایی هم که به قصد آشنایی میان جلو ومن کاملا مشخص میگم که من دنبال وقت گذرونی و…نیستم و اونام میگن که قصدشون خیره ولی بعدیه مدت که بهشون علاقه پیدامیکنم وامیدوارمیشم ناخوآگاه توخیالم تالباس و عروسی و…پیش میرم،گندآشغال بودنشون درمیاد دلشکسته ام..ویه سری دلیلای فلسفی میارن که بوکوفسکی انگشت حیرت بر دهان میذاره…
    دکتریه حالت تدافعی خیلی بدی نسبت به آشنایی تو خواستگاری دارم وهمیشه این حالت باعث میشه کلی استرس بگیرم،متاسفانه هم نمیشه به خیلی خونواده ها گفت که بذاریداول خوددخترپسر همو ببینن چون میگن چه دختر خیره سری …
    البته به نظر این مشکل بیشترمربوط به دخترای دهه60 هست وماشالا ماشالادخترای 70مون بختشون بازه…
    ================
    باز باز الناز جان

    [پاسخ]

    مائده پاسخ در تاريخ بهمن ۲۸ام, ۱۳۹۲ ۲:۴۹ ب.ظ:

    به همان اندازه هم طلاقشون زیاده الناز جان. دهه هفتادی ها عموما از ازدواج تصوری بیشتر از لباس عروس ، آتلیه و مراسم ازدواج ندارند.

    [پاسخ]

    فریبا پاسخ در تاريخ مرداد ۲۰ام, ۱۳۹۳ ۷:۲۳ ب.ظ:

    سلام
    الناز جان از مادرتون بخواید هر وقت خواستگارا تماس می گیرند و مادرشون می خواد تنها بیاد، مادرتون بهشون بگه همانطور که شما می خواید با دختر ما آشنا بشید ما هم می خوایم با آقا پسر شما آشنا شویم و لطفا با هم تشریف بیارید…

    [پاسخ]

  78. “واقعا به دولت ربط زیادی نداره در هیچ جای دنیا
    این مشکل فرهنگ ماست”
    راستش من زیاد موافق این جمله نیستم آقای دکتر. فرهنگ ما چیه؟ نقش سینما و تلویزیون و مجلات توی فرهنگ ما چیه؟ اون فاصله بین “خانم بودن سفارشی معلم پرورشیها و “امروزی بودن” سفارشی ماهواره ها!” رو چی باید پر کنه؟
    ===================
    ما باید در این مورد بیشتر تبادل نظر کنیم تا موضوع باز بشود اشرف عزیز
    منظور من اینه دولت نباید در بحث ازدواج ورود کنه ( نشیم مثل کره شمالی دیگه )

    [پاسخ]

  79. سلام آقای دکتر.
    به نظرتون تو این معضلی که ایجاد شده، وزن تقصیر پسرها چقدره؟ شما تو کلاسهاتون اشاره میکردین که نتیجه خیلی از رفتارهای ما به کیستی طرف مقابل هم بستگی داره. من از مجموع حرفهایی که تو سمینارها و کلاسها و سایتتون از شما شنیدم یا خوندم اینطور استنباط میکنم که شما معتقدین تو وضعیت فعلی ازدواج کردن یه خانوم با یه پسری که حداقل ها رو داره و حالا شاید یه اشکالاتی هم داشته باشه به مراتب انتخاب هوشمندانه تری هست تا تن دادن به یک تنهایی تحمیلی و انتظار کشیدن برای پسری که همه چی تموم باشه.
    ========================
    بله من نظرم درباره ازدواج دختر متولد 55-65 همینه

    [پاسخ]

  80. سلام
    راستش باز هم همون موضوع چالش برانگیزهمیشگی مطرح شده…به نظرمن مشکل فرهنگ ماست که دستخوش تغییرات وارده از فرهنگ غرب و به لطف ماهواره و اینترنت شد و …همه اصالت و آداب و رسوم و سنتهای خوب ما را از بین برد مثل طوفانی سهمگین بر سر راه خود شاخه ها و نهالها و درختها را از جا کند وریشه های فرهنگ ما را در هوایی مسموم رها کرد تا بخشکد..فرهنگ برهنگی را اشاعه داد وویترین بودن را به زنان وخرید کالای ارزان در خیابان را به مردان یاد داد و باعث شد دختران خوب و متعهد و تحصیلکرده تنها بمانند و ….من به عنوان یک زن سی ساله تحصیلکرده و شاغل با موقعیت خوب خانوادگی درست با همین مشکلات مواجه بودم پسرهای زیادی برای خواستگاری می امدند که متاسفانه هیچکدام نمی دانستند چه می خواهند؟ و اصلا چرا می خواهند ازدواج کنند ؟ خلاصه با مشکلات فراوان بالاخره 6 سال پیش با کسی ازدواج کردم که 50% از خواسته های مرا داشت ولی چیزی داشت که تمام نداشته هایش را جبران کرد و آن چیزی نبود جز مردانگی …انچه متاسفانه در پسرهای امروزی تقریبا دیگر دیده نمی شود( البته با عرض معذرت از آقایانی که اینجا را می خوانند)اگر من امروز از ازدواجم راضی هستم به لطف خدا و اندک زنانگی و حجب و حیایی است که امروز برایم باقی مانده و مردانگی و دستان پرتلاش همسرم هست که در حال ساختن زندگیمان است ولی دختران و پسران امروزی ….؟؟؟

    [پاسخ]

    فرهاد پاسخ در تاريخ بهمن ۲۹ام, ۱۳۹۲ ۸:۱۰ ب.ظ:

    سلام فریده خانم. میشه بگید “مردانگی” که گفتید، یعنی چی دقیقا؟ و با چه معیارها و شاخص هایی مردانگی رو میسنجید؟ به عنوان یه مرد کنجکاوم چندتا مثال برای سنجش مردانگی رو بدونم. با سپاس

    [پاسخ]

    فكلمنوريم پاسخ در تاريخ تیر ۱۹ام, ۱۳۹۵ ۱۱:۴۵ ب.ظ:

    من بهت میگم مردانگی به چی میگن : اینکه مرد باشید نه نر . . بخدا همه چی سکس و مادیات نیست دخترا دنبال پول و پسرا دنبال سکس . اینجا دخترای نجیب دیده نمیشن همه پسراهم ادعای غیرت دارن اگه خوبی نجابت شرطه پس چرا اینهمه دختر خوب رو کسی نمیخواد .ده اخه دروغ میگید . همینکه به امثال منو این خانم میگید تو خوبی من لیاقتت روندارم یعنی انکه اینجا خوب بودن نمیخوایم ما کثیفیم کثیف میخوایم

    [پاسخ]

  81. سلام سرم شلوغ بود دیر رسیدم …
    من هم با شما موافقم که رفتارش خواهرانه بوده تا زنانه به خاطر همینه که رهایش میکنند ولی دوست خوبمون هم بی تقصیر نیست میگه اونهایی رو که خوشایند من هستند به سمت من نمیان یعنی تا حالا اون بقیه هم خوشایندش نبودند اما سعی میکرده اونا رو اونجوری که دوست داره داشته باشه .حالا به نظر شما ما چقدر باید منتظر اون ایده آله باشیم تا بیاد سراغمون؟ از کجا معلوم اصلا بیاد؟ یا به قول دوستمون ما رو انتخاب کنه .؟حالا خوبه بعضی بچه ها با پسرها دوست میشن و بعد از یه مدت دستشون میاد که باید چه کار کنند .ولی ما که تا حالا طعم این دوستی ها رو نچشیدیم چی ؟فقط منتظریم با اسب سفید تشریف بیارن غافل از اینکه ………………. فک کنم بهتره نه شوهر کنیم نه رفیق بشیم نه خیلی چیزهای دیگه یا وقتی شوهر کردیم با همه چی بسازیم, همین .

    [پاسخ]

  82. ما تو اینجور موارد به استادایی مثل شما خیلی احتیاج داریم آقای دکتر عزیز
    خوش به سعادتتون که اینقدر برا مردم مفید و ارزشمندین

    [پاسخ]

  83. سلام. وقت بخیر آقای دکتر. به نظرتون استفاده از ترکیب “معلم پرورشی” به عنوان “نماد” تربیت سنتی (شاید هم ارتجاعی) یا تربیت صفر و یکی در حق معلمان پرورشی و فعالان تربیتی سیستم آموزشی بی انصافی نیست؟با توجه به اینکه چندجای دیگه هم از این ترکیب به عنوان یک نماد استفاده کرده بودید بهتون این انتقاد رو دارم.
    من معلم پرورشی هستم، خواننده وبلاگ شما که مطالب زیادی هم از اینجا یادداشت کردم و یاد گرفتم
    ======================
    نه طاهره عزیز
    من خودم هم معلم پرورشی هستم الان تو این جامعه
    پیشنهاد شما برای جایگزین که این معنی را برسونه چیه؟
    معلمهای پرورشی نسل ما که تازه در بهترین مدارس بودیم میگه به نسبت میلیونها کودک محصل چه گلی به سر بچه های این دیار زدند ؟
    خیلی هاشون فکر میکردند پرورش یعنی تذکر منکراتی دادن، یعنی درباره استمنا ترسوندن بچه ها، یعنی تذکر برای گوش نکردن به نوار قمیشی…
    البته معلم راهنماهایی من داشته ام مثل الماس شفاف ولی وقتی به نسل خودم نگاه میکنم لبه کلامم تیز باید بشود

    [پاسخ]

  84. ببین دکتر بیا یه چند تا کلمه مردانه درد و دل کنیم.

    اول سلام.

    من یه دختر 65 هستم.( شصت و پنجی) . من توی 12 سالگی به بلوغ جسمی رسیدم و با فضای دبیرستان و جلسات قرآن مادرم آشنا شدم.

    در 15 سالگی شاه استرسی های درسخون بودم برای خانم مهندس شدن و دختر مثبت کلاس برای گرفتن تایید ناظم باجگیرمان که دختر با وقار خبرچین کلاس می شود برای لو دادن احساسات دخترکان بدبخت کلاس.

    تا 17 سالگی با هول کنکور سبیل ها و جوشهای صورتمان را نگه داشتیم تا مهر وقارمان کمرنگ نشود.

    از 18 سالگی تا 22/23 سالگی همچون آونگی که بین خیر و شر میرود ،بین پسر خوب و بد موج مکزیکی میرفتیم که باید مرد زندگی چیزی باشد همچون پدرمان که خسته و نالان از سر کار می اید و عینک روزنامه خوانی به چشم میزند و گاهی هم که چشمکی به مادرمان میزد ، جواب می شنید که مرد چشم سفید زشته جلوی جوانای عذب( شایدم عزب/ازب) خجالت بکش بی حیا ، یا مرد آنست که شبیه پسر همسایه دور بازوهایش از پهنای پدرمان هم بیشتر هست.

    ما کجا و کی زن بودن را تجربه کردیم؟ وقتی که حتی گلاب خاتون هم می پرسد شاغلی یا شغالی؟

    وقتی در تلویزیون ما پسری میگویم از خانم فلانی خوشم آمده ودوستش به او میگوید که خب دست دست نکن سریعتر به خواهرات بگو به خواستگاری برود کی و کجا و ابراز علاقه و وجود را یاد گرفتیم.

    کی فهمیدیم باید به مرد احترام گذاشت نه که از او ترسید!

    [پاسخ]

  85. سلام

    منم دل پر از دست این پسرا و کلا قضیه ازدواجم که تا کی میخواد دغدغه من باشه که چه روزی قرار ازدواج کنم من خودم که الان این متن مینویسم از نظر روحی حالم خوب نیست حدود 3ماه بود با یه آقایی جهت آشنایی بیرون میرفتم که بعد از مشاوره فهمیدم طرف داشته نقش بازی میکرده حالا خدارو شکر صداقت داشت خودش به این موضوع اعتراف کرد.موندم از یه جهت با طرف میری بیرون آشنا بشی یه جورایی وابسته میشی اگرسبک سنتی هم بخوای رفتار کنی یه جوره دیگه ازیت میشی سنتی هم سنتی های قدیم که وقتی خانواده طرف مییومد خواستگاری پسر رو هم میاوردن ولی الان چی اول مادر خاله خواهر عمه میان دخترو ببینن اگر مورد پسند اینا قرار گرفتی مرحله بعد پسر میارن.من خودم یه آدم مزهبی هستم و واقعا دارم ازیت میشم که هر چقدر داریم جلو میریم معیارهای اصلی که اخلاق طرف ایمان تحصیلات رو……………. نگاه کنند اولین معیارشون شده ظاهر
    که انگار شده موزه یه روز باید وقتت رو بزاری کلی هم خرج کنی تا بیان تو رو ببینن آخر سر هم که دارن میرن خاله طرف برای تو آرزوی خوشبختی میکنه.نه شما بگید این جای سوختن نداره مگه آدم تا کی میتونه تحمل کنه. همش زهنم به این فکر میکنه که خدا کنه اون طرف خودش منو بپسنده اگه به امید مادراشون بشینیم آخر عاقبتمون میشه این عکس.
    این ازدواج بد جور شده دغدغم……………………………….

    [پاسخ]

  86. دکتر بعضی وفتها ” نمیتونم باهات ازدواج کنم” یه جورایی مشتق میشه از اینکه من اصلا نمیتونم الان ازدواج کنم و تعهدی هم نمیتونم بدم درسته؟ قطعا آدم یه دخترخیلی خوب رو کنار نمیذاره میذاره؟ شرایط مالی و کاری پسرامون (اگه خودمو جای یه پسربذارم) و عدم توانایی کافی خانواده ها برای حمایت و همچنین تجربه ناموفق ازدواجها توسالهای اخیر باعث میشه دختراکه احساسی میرن جلو و پسرا هم منطقی میشن و بترسن و فرار کنن!…
    خانواده های دختردارباتوجه به فرهنگی که داریم واقعا کارزیادی ازدستشون برنمیاد!
    دانش انتخاب همسر هم نمیدونم چه مفهومی اینجا داره چون که دانش انتخاب شدن یه جورایی لازمه … چونکه بعد دیده شدن تازه مهارتهای انتخاب همسر (سمینارها) به دردمون میخورن! … ماجرای ازدواج مثبت خیلی واسمون لازمه واقعا دید میده واسه انتخاب همسر و ابنکه خودمون و طرف رو بشناسیم و فاجعه هم به بار نیاریم … قکرمیکنم یه دوره ی دیده شدن + هم امثال من لازم داریم و همچنین دیدن +ها گاهی وقتها 😉

    [پاسخ]

  87. بنده به عنوان یک پسر مجرد برداشت خودم از ارتباطات اطرافیانم رو بیان میکنم. به نظر من اکثر مردای کشورمون حساسیت ویژه ای به غرور دختران دارن. غرور باعث جذابیت زیاد میشه و پیام های مثبت به مردان میده البته منظورم غرور سبز هستش نه غرور قرمز.
    غرور سبز میتونه خیلی چیزای دیگه رو پوشش بده. متاسفانه دخترا تو رابطه هاشون اونو جا میزارن یا قرمزشو با خودشون میبرن.
    ===============
    اصلا چی گفتی؟؟؟؟!!!

    [پاسخ]

  88. چقدر سخت است
    ببینی اما نبینی
    بشنوی اما نشنوی
    نام داشته باشی اما نامیده نشوی
    نیامده ام شادیت را انکارکنی
    چرا که اشک ریختم اما خنداندم
    سراسر نفرت شدم اما عشق ورزیدم
    ثانیه هایم را سوزاندم اما لحظاتی ناب را پیشکش نگاهت کردم
    روح زنانه ام را باختم اما مردانگی را به تو هدیه دادم
    بی خدا با تو بودم اما با خدا بی توشدم ، این
    به همه ی آن سختی ها می ارزد
    و امّا، تو
    فعلأ بخند…

    (تقدیم به دختران و زنان نجیب سرزمینم)
    ==============================================
    نام داشته باشی اما نامیده نشوی
    عجب حرف وزینی بود….

    [پاسخ]

    عباس ملکشاه پاسخ در تاريخ بهمن ۲۸ام, ۱۳۹۲ ۱۰:۱۷ ق.ظ:

    دقیقا، چه نغز
     
    نام داشته باشی، اما نامیده نشی

    [پاسخ]

    ساناز پاسخ در تاريخ بهمن ۳۰ام, ۱۳۹۲ ۹:۱۵ ق.ظ:

    مهسا هزاران بار ممنون
    عالی بود

    [پاسخ]

  89. سلام دکترجان به نظرمن بایدبااگاهی دادن به بچه هانسبت به ازدواج اقدام کنیم .این کاروازنوجوونی شروع کنیم بامثالهای عینی ومطالعه تاهم خودشونوبهتربشناسند هم جنس مخالفو .این کارمثل یه جورفرهنگ سازیه که از خانواده شروع میشه وتابه سن انتخاب وازدواج میرسند (دانش کافی برای انتخاب همسر)روپیدامیکنند.
    ========================
    ما در دوره نوجوان توانگر انجامش داده ایم و میدهیم

    [پاسخ]

  90. سلام اقای دکتر مشکل اینجاست که فکر کنم تنها کسی که توی این کشور به فکر دختران این مملکته شمایید . نمیدونید چقدر دختر خوب و تحصیلکرده میشناسم که داره از سن ازدواجشون میگذره و جقدر حسرت داره که افرادی که پتانسیل کافی دارن تا بتونن خانواده تشکیل بدن دارن تنها میمونن؟ من نمیدونم این دولت داره چیکار میکنه بابا یکی نیست بگه تنهاییی این همه ادم فردا بحرانها ببار میاره و مورد دیگه اینه که از ده تا پسر یکی سرش به تنش می ارزه (البته معیارهای خودم رو در نظر نگرفتم ها جون من کلا ادم کمال طلبی هستم )دارم در مورد مردی حرف میزنم که حداقل ها رو داشته باشه واگر یکی هم پیدا شه که قابل قبول باشه توان مالی لازم رو نداره این مواردگفته های همین دخترا یی که ازشون گفتم وقتی ازشون میپرسی چرا ازدواج نمیکنید یه همچین دلایلی رو مطرح میکنن
    =================
    واقعا به دولت ربط زیادی نداره در هیچ جای دنیا
    این مشکل فرهنگ ماست

    [پاسخ]

  91. دکتر جان این کامنت ریطى به این کامنت نداره مى خواستم ازتون تشکر کنم از تلاش هاتون براى کمک به مردم

    حالا یه شوخى(کوزه گر از کوزه شکسته اب مى خوره،؟؟ این عکس تو مسابقه سخنرانى رو خودتون کذاشتید؟؟؟ مانیتور من خرابه ؟؟؟استایلیش خانه توانگرى رفته مرخصى یا اینکه من باید برم چشم پزشکى البته شما گونى هم بپوشى خوشتیپى
    ==================
    مسابقه سخنرانی دیگه چیه؟
    STYLIST

    [پاسخ]

  92. سلام دکترجان
    عجیب حال کردم با این جملتون و البته کلی هم تاسف خوردم!
    “یا زیادی نگرانند یا زیادی صمیمی، بلا تکلیف بین خانم بودن سفارشی معلم پرورشیها و “امروزی بودن” سفارشی ماهواره ها!”
    به نظر من یه موضوع خیلی مهمه اما بهش توجه نمیشه!
    اونم اینه که همه ما در حال انتخاب شدن هستیم.
    چه به عنوان همسر آینده کسی، چه هر عنوان دیگه ای…
    توی رمان “آهستگی” اثر میلان کوندرا
    – که خوندنش رو به دوستان پیشنهاد میکنم-
    به زیبایی به این موضوع اشاره شده.
    آیا واقعا همه ما در هر لحظه رفتار و عملکرد
    شایسته ای برای مورد انتخاب واقع شدن داریم؟
    مطمئنا خیر. هر چند وقتی ما توی موقیتهای
    خاص قرار میگیریم تغییر رفتار میدیم تا
    شایسته بودن خودمون رو نشون بدیم
    اما غافل از اینکه شاید اون موقعیت
    از نظر ما خاص باشه و چه موقعیت هایی که
    قبل از اون از دست رفته.
    ما باید در هر لحظه همونی باشیم که باید؛
    (یعنی در حال ارتقای خودمون برای شایستگی
    در مقامهای موردنظرمون باشیم.مثلا همسر بودن).
    وگرنه وقتی که لازم میشه خودمون رو نشون بدیم که
    چه کی هستیم و چی در چنته داریم واقعا ناتوانگرانه رفتار خواهیم کرد.
    چون خودمون رو از قبل پرورش ندادیم.
    و دیگه انتخاب شایسته ای نخواهیم بود.

    [پاسخ]

  93. سلام آقای شیری. سوالی از شما داشتم اگر لطف کنید جواب بدین. بهترین راه برای رهایی از عقده مادر کامپلکس چیه چون احساس میکنم بدجوری به وجود دوستام و در کنار خانواده بودن و در شهر خود بودن وابسته شدم و همین داره جلوی رشدن رو میگیره.
    ======================
    ریز ریز باید از امنیتهای خود بیرون زد و چیزهای جدید را ازمود ، مدتی سفر کرد بعد دور از ایشان ماند ولی همه وابستگیها فیزیکی نیست و همه وابستگیها بد هم نیست

    [پاسخ]

  94. به نظرم مورد سوم رو اگر حل نکنیم یا باعث میشیم طرف مقابل از بابت نگرانی های بیش از حد ما نتونه بهمون نزدیک شه و هر دو نفر عذاب بکشندو در نهایت طرفمون بذاره بره یا اینقد صمیمی شیم که اگر رابطه به هر دلیلی بهم خورد نتونیم خودمون رو جمع کنیم و آسیب میبینیم.

    [پاسخ]

  95. سلام آقای دکتر
    عجب عکسی گذاشتید…بدجور روی مغز من داره فشار میاره. یه روزی بودن زیر چادر به بودن گوهر توی صدف ترجمه میشد حالا به پنهان ماندن از دید دیگران… اصلا مگه فلسفه اش همین نبود؟؟؟ کاشکی فقط پنهان بمانی، کلی متلک و نگاه همراه با فحش زیر لب هم باید تحمل کنی. باور کنید تغییر این تفاسیر در وجودمون خیلی کار آسونی نیست اونم در زمانی که گرفتار هزارتا موضوع در زندگی ات هستی.
    چرا مخاطب این موضوعاتتون همش خانم ها هستند؟ چرا کمی به آقایون گوشزد نمی کنید که چشاشون رو باز کنند و دخترهای مختلف رو بهتر ببینند؟ چرا انقدر ظاهر براشون مهمه؟ چرا دیدشون رو نسبت به ازدواج و زندگی عمیق تر نمی کنند؟ به خدا بخش زیادی از همین خانم های زیر چادر زیبایی های خدادادی بیشتری نسبت به دخترهایی که توی آرایشگاه رنگین می شوند دارند. چرا به پسرها نمیگین که دختری که میگیرند مادر آینده بچه هاشونه؟؟؟واقعا تربیت و عزت بچه هاشون براشون مهم نیست؟ تعداد زیادی زوج های جوون رو دیدم که بعد از بچه دار شدن عجیب به مشکل خوردند چون واقعا تدبیر و مدیریت امور رو بلد نیستند. دختری که با حفظ حیا و حرمت خودش توی جامعه رفت و آمد کرده، مطالعه داشته، درس خونده و کار کرده و…… باید به خاطر اینکه دلربایی در ارتباط عامیانه اش بلد نیست محکوم به تنهایی بشه، پس بقیه ارزش هاش کجا محاسبه میشن؟
    یه کم هم برای تغییر دیدگاه آقایون مطلب بنویسید

    [پاسخ]

  96. سلام
    من خودم یک دهه شصتی هستم که تو سن 31 سالگی(همین امسال) ازدواج کردم مشکلات زیادی وجود داره واقعا سرراه ازدواج.
    و من اینارو لمس کردم اکثرش رو.از وقتی خودم عقد کردم (شش ماه) سعی کردم دوستای مجرد شوهرم رو که قصد ازدواج دارن رصد کنم و به دوستان و همکاران خودم معرفی کنم که میدونم از مجردی طولانی واقعا خسته شدن ولی هنوز نتونستم کاری از پیش ببرم بیشتر به این نتیجه رسیدم که مجردهای سن بالا بلاتکلیف تر از جوون تر ها هستن.خودشون هم نمیدونن چی میخوان.مرد 40 ساله یک سری شرایط میخواد از همسر آیندش ی چیزی در حد مدل های اروپایی من خنده م میگیره یا دوستای خودم(حوزه کاریم مجردهای بالای 30 سال است ترجیحا بقیه به اندازه کافی دیده میشن)ی ماسکی گرفتن دست خودشون به اسم مشکل پسندی!!که من مشکل پسندم هنوز احساسی برخورد میکنن با موضوع بعضیا هنوز هراس دارن از صحبت مستقیم و بیرون از منزل با طرف مقابل.ولی من تا چند نفرو به هم وصل نکنم دست بردار نیستم که ما برای وصل کردن آمدیم.. درسته اول راه زندگی مشترک هستم ولی این آرامشی رو که این 6 ماه دارم دوست دارم همه تجربه کنن که طبیعی ترین حق هر مرد و زنی هست .
    =======================
    چه همت خوبی دارید سمیرای عزیز

    [پاسخ]

    سعیده پاسخ در تاريخ اسفند ۸ام, ۱۳۹۲ ۵:۲۱ ب.ظ:

    سمیرا جان
    کاش خیلی ها مثل تو بودند . این از مهربانی توست .

    [پاسخ]

    عروس 94 پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۸ام, ۱۳۹۴ ۱۱:۵۳ ب.ظ:

    امیدوارم واسطه های ازدواج بیشتر بشن. والا من یک وبلاگ درست کردم واسه دهه شصتی ها به نام همسریابی فارغ التحصیلان دانشگاه های تهران. چون همه دوستام 30 به بالا مجرد موندیم. با تحصیلات عالیه

    [پاسخ]

  97. پرهیز ازهرگونه محرک ترس آور علیه پسران
    شخصیت ورفتار زنانه داشتن برای پسران مهمه .
    اگر پسر معیارهای دختر رو داشت آشنائی ابتدا از ملاقات دو خانواده شروع شود سنتی
    باور داشتن آنها وپذیرش هویت واقعی آنها ،همراه بودن به موقع وبجا ،تکیه به آنها
    گاهی سنگ زیر بودن دربروز پیش آمدهای ناگهانی

    [پاسخ]

  98. خیلی از دخترای ایرانی مرز بین جلف بودن و لوندی و پاکی و … رو نمی دونن و اینارو با هم قاطی می کنن. به نظرم یه دختر باید در عین حفظ وقار و شخصیت، یکم لوندی بلد باشه و یه جاهایی خرجش کنه. صادقانه گفتم!

    [پاسخ]

    الهه پاسخ در تاريخ اسفند ۱ام, ۱۳۹۲ ۱۰:۴۹ ق.ظ:

    من هم با شما موافقم. حتی همیشه می پرسم لوند بودن یعنی چی؟ باید چیکار بکنی؟ واقعا یعنی چی؟

    [پاسخ]

  99. من خودم دهه 60 هستم. فکر می کنم دختر هایی از دوره ما که مجرد موندن، بیشترین دلیل شون برای مجرد موندن اینه که مرد گریز هستن. من شاید در ظاهر با مردها خیلی مهربون باشم احترام بذارم بهشون شخصیت بدم و خواهرانه برخورد نکنم ، ولی به محض اینکه احساس کنم طرفم خیلی داره بهم نزدیک میشه و حتی در مواردی بحث یا کلمه ازدواج از دهنش میشنوم ازش دور می شم. و رابطه رو قطع می کنم. کسایی رو هم دیدم که طوری رفتار می کنن که پسره رابطه رو قطع کنه.

    [پاسخ]

  100. دکتر عزیز منم با همچین مردانی زیاد برخورد داشته ام درست از زمان دبیرستان و این جمله را چندین بار شنیده ام که تو خیلی خوبی ولی ما موقغیت ازدواج نداریم.در رابطه ای که اخیرا درگیر آن هستم پسری روبه رومه که همش میخواد بگه برای دختران زیادی جذابه و دوست داره واکنش منو ببینه من دقیقا نمیدونم باید چه برخوردی داشته باشم حساس باشم یا بی تفاوت؟مشکل دیگه ای که هست اینه که چندبار فهمیدم به من دروغ میگه و اخرین بار بهش گفتم که من میدونم داری دروغ میگی البته موضوع خاصی نبود و دروغ بزرگی هم نبود ولی چون حس کردم داره به شعورم توهین میشه بهش گفتم از اون روز تا10 روز ازش خبری نداشتم تا اینکه بلاخره دیشب خودش تماس گرفت بازم نمیدونم یعنی نباید بهش میفهموندم که من از دروغ هرچند کوچیک بدم میاد یا میذاشتم اون شعور منو به مسخره بگیره؟چون پسر خوبیه از خیلی جهات چیکار کنم که حداقل این بار خواهرش یا مادرش نشم؟
    =====================
    به نظرم رابطه ای دیگه وجود نداره مگر اینکه به خودت تلقین کنی

    [پاسخ]

  101. من فکر میکنم اساسا پسرهای اینطوری قصدشون در رابطه چیز دیگه ای هست که وقتی بهش نمیرسن، مجبورن بگن که تو دختر خوب و خانمی هستی ولی من لیاقتت رو ندارم یا نمیتونم باهات ازدواج کنم.
    این از نظر من طبیعی هست. چون ظرفیت جامعه ی ما بدلایل مذهبی و عرفی برای پذیرش این موارد خیلی پایین و ابتدایی هست و دخترا هم حق دارن…. در کل باید تکلیف رابطه مشخص باشه که برای چی شروع میشه

    [پاسخ]

  102. سلام عمو علیرضای خوبم …..ی راهنمایی میخوام البته ببخشید ک ب متن بالا بی ربطه !
    عمو جان؟
    :من لیلی 21 سال دارم!ب پسری (متولد69)ک از بچگی تو ذهنم بوده (12سالگیم ب بعد)و یک دوره ی.4 یا5ساله
    (از 17سالگی تا 3 ماهه پیش )باهم ب قصدازدواج دوست بودیم و توی این مدت خداروهزاربارشکر هوس رو ب رابطمون راه ندادیم.متاسفانه فوق العاده دختر احساساتی هستم و وابسته. اکثراوقات من پیش قدمه اشتی کرداناو ناز کشیدنا بودم و همه جوره رفتارای بدشو(بدبینی .شکاکی .کنترل کردنو ی موقه هایی فش دادن حتی……) ب خاطره دوست داشتنش تحمل کردم بیشتره وقتا من نقش پسرو داشتم و اون دختر!هرچند اونم خیلی منو دوست داره. البته میدونم ک منم بی نقص نبودم خیلی از رفتارای منم اونو اذیت کرده.حالا بد از 3 ماه تمام کردن رابطه از طرفه من میگه برگرد من عوض شدم اون زمان بیکار بودم و عصبی الان شرایطم جورشده و سرکارمیرمو……. میشه فرصت دادو اعتماد کرد؟البته اینم بگم ک با وجود قبولی
    در دانشگاه رشته دکتری دامپزشکی دانشگاه نرفتم و سومین ساله پشت کنکورم بعشق قبولی در پزشکی ولی با این ذهن مشوش نمیدونم چ کنم.همه ی همسنای من تا ساله دیگه لیسانسشونو میگیرن من هنوز در اندرخم ی پیچم!ن میتونم دوباره بش فرصت بدمو الان ازدواج کنم ن قید خیلی از ارزوهامو بزنم!ی خورده هم از اینکه میگه من عوض شدم اینکه ردش کنم بعدها پشیمون بشم وحسرت اینو بخورم ک چرا ب کسی ک دوسش دارم فرصت ندادم نگران میشم………
    بنظر شما چ کنم؟…………………………………………
    =======================
    به نظرم وقتی بعضی اهداف زندگیت را زدی وارد بحث ازدواج شو نه اینطوری
    سنت کمه واسه مسوولیت ازدواج
    زنگ تفریح ایشون هم نشو …حیفه اعصابته که به خاطر همین رابطه بی موقع از خیلی از اهدافت جا مونده ای لیلی

    [پاسخ]

  103. سلام استاد
    من این جمله با کلی تعریفه دیگه خوب میشناسم!ولی رفتاره من فکر کنم خواهرانه ک هیچ مادرانس!از بس طرفو دوست دارم همه کاری براش انجام میدم واقعا درد بدیه ….. استاد ؟باید چ کار کرد ک برای همون آدم خاستنی بشیم منظورم اینه ک نقش مادرشو نداشته باشیم!

    [پاسخ]

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.