کاشک می آمد و نزدیک تماشا میکرد

image_pdfimage_print

بقدری مردم تو ورود ما به چهل سالگی ، محبت داشتند که فقط سرم را پایین میگیرم و به خاطر همه ناتوانی هایم در خدمتی بهتر به این دیار ، شرمنده میشوم و از خدا میخواهم لیاقتی دهد که شایسته این حسن ظن بشوم و بمانم. اینکه تک تک کامنتها را پاسخ دهم مقدورم نیست ولی همه آنها را خودم و خانواده ام خوانده ایم و با بعضی خندیده ایم و با برخی گریسته ایم

” کلمه” به قول استاد عجمی خطاط ، قدرت دارد ؛ وقتی با عشق به نگارش در بیاید ، خیلی بیشتر از “قدرت” دارد.

به آنهایی که در این ۱۲ سال ، خواننده خاموش من بوده اند  میگویم که “چه کسی میگوید شما شاگرد مجازی بوده اید ؟شما از هر حقیقتی ، حقیقی ترید ، فرهنگستان باید ادبیات را بازسازی کند تا ما واماندگان حروف ، روزی بفهمیم چقدر شما و عشقهایتان ” حقیقی” است “

——————————–

دیروز در پایان کلاس عصر پنجشنبه ام دیدم چند تا از بچه های قدیمی تر خانه توانگری ( زهره و محسن و غزال و مهدی ) اومدن دفتر ، هیچ چیز زیباتر از دیدن عشقهای زلال در چشمان بهترین مردان و زنان این دیار نیست ،

از من بپرس که میتوانم برایت از ورای خاطرات سالها معلمی و درمان و زیستن با این مردم نازنین ، بگویم چقدر خدمت به این دیار زیباست ؛ علیرغم زیر آب زنیهای آنانکه ” نمیدانند” و به تعبیر نبی، الناس اعداء ما جهلوا

روزهایی که در شهرک اکباتان به عنوان مسوول فرهنگی یک کتابخانه محقر ،  عصرها بچه ای کتابخون را به صورت تشویقی میبردم تو محوطه بازی و باهاشون “هفت سنگ”  بازی میکردم ، متعصبین زاهدنما که دیدند بچه ها “بازی” را بهتر از آموزشهای خسته کننده و یکنواخت احکام میفهمند  به جای اینکه آنها نیز به بازیهای شاد و سنتی مون  بپیوندند….گفتند  شیری شاید منحرف است ،

استادی که درسهای رشد و فرزانگی به مردم در فرهنگسراها میدهد، در محافل میگوید شیری غرب زده است ( استاد حورایی منزلمون اومده بودند و میگفتند همین آقا طوری درسهای ایشان را Copy-Paste کرده که خیلی جاها شک میکنند نکنه آقای حورایی حرفهای ایشون را میزنه !!!! ) ،

جایی گفتند پول پرست است و فهمشان از پول ۱۰۰ هزار تومان بود !

در یک برنامه تلویزیونی  که بعد ۶ ماه میرفتم ، اینطوری پیچوندم :  شیری  ۱۰۰ میلیون گرفته صحبت فلان رییس دانشگاه را روی آنتن بزند ( ما که روحمون هم خبر نداره ولی جدا اگر این رقمها جابجا میشه ، دمشون گرم )

جایی گفتند مدرکش بی ارزشه ،  دوره آکسفورد ما شد آکسفورد کردانی و تو دیپلم آقایان نورچشمی هیچوقت جای نگرانی نبود !

کم نیستن آدمهایی که  دارن به جای “زندگی کردن درسهایی که بهشون یاد دادم” ، باهاش ” بازاریابی” میکنن….دیده ام عین حرفهای من و کلاسها و ایده هایم را به شکل پروپوزالهای چند ده میلیونی میبرن نزد نهادهای خاص و باهاش خوشند حداقل واسه بحثهای جدید میتونن بیان یه سری بزنن بهمون…خوبیش اینه اونها هم خلوتی دارند که توش باید جمع بزنند تو زندگی چند چندند!!!

کاشک یه نوترون ، معرفت آن خواننده بندرجاسکی را داشتند که برایم عکسهای شهرش را میفرستند

کاشک باهام میومد اهواز میدید چگونه کسانی که برای بار اول میرفتم محضرشون ، من را با عشقهای نابشون میخکوب کرده بودند

کاشک حداقل میفهمید وقتی پدر شاگردت تو بابل برات ترشی با دستای خودش درست میکنه یعنی چی؟

کاشک وسط اینهمه بی معرفتی شون ، میفهمیدند وقتی مربای بهارنارنج را زنی با ستان خودش بعد سخنرانی ات در ساری بهت میدهد و برای رسیدن به سخنرانی ات ،  ۸۰ کیلومتر سوار ماشین کرایه شده ، یعنی چی

کاشک میفهمید وقتی مراجع ۶ سال قبلت از قزوین زنگ میزنه به مطبت و بهت تبریک میگه و تو میدونی به خاطر بی تعادلی ناشی اختلال گوش میانی نمیتونه یه قدم راه بره ، یعنی چی

کاشک میومدن تبریز میدیدن چه عشق نابی این مردم ، بی دریغ به ما دادند

کاشک میفهمید وقتی زنی دردکشیده از تبریز، خمین ، سنندج ، قم  هر هفته با عشق میاد سرکلاس عصر جمعه ات و یه سوغاتی  شیرین هم میاره یعنی چی

کاشک میفهمید وقتی جوادها و بهشیدها و شیده ها و امیرها و آرتور و نگار …از اینور و اونور دنیا برات تبریک تولد میگن یعنی همه ما متولد واقعی شده ایم و بی اختیار یاد اون شعر می افتم که :

آنکه دائم هوس سوختن ما میکرد

کاشک می آمد و نزدیک تماشا میکرد

به شما خوانندگانم عرض میکنم ما در دیاری هستیم که اونهاییکه باید دستمون را بگیرند ، مشغول گرفتن پای من و هزاران ایرانی دیگرند

ولی اینها باعث نشه ذره ای عقب بنشینیم  از درست زیستن به حد فهم مان

و بهترین دعایم برای دوستان دیده و نادیده ام ، در روزهای ۴۰ سالگی همان است که زین العابدین بزرگ یادمان داد :
…وَ لَا تَرْفَعْنِی فِی النَّاسِ دَرَجَهً إِلَّا حَطَطْتَنِی عِنْدَ نَفْسِی مِثْلَهَا ، وَ لَا تُحْدِثْ لِی عِزّاً ظَاهِراً إِلَّا أَحْدَثْتَ لِی ذِلَّهً بَاطِنَهً عِنْدَ نَفْسِی بِقَدَرِهَا .
…خدایا مرا اگر در بین مردمانت ارتفاعی ظاهری می دهی ، به همان میزان در درونم فروتنی عمیق بخش
دعای مکارم الاخلاق- صحیفه سجادیه دعای بیستم

علیرضا شیری ۱۷ بهمن۹۲

کلاس رضایت از زندگی- تبریز- ۹۱

87 دیدگاه در “کاشک می آمد و نزدیک تماشا میکرد

  1. دکتر شیری عزیز

    کرمانشاه رو از قلم انداختین
    از فاصله ی ۵٢۶کیلومتری بهتون سلام میگم و براتون بهترینها رو آرزو دارم
    ——————-
    از فاصله ای به نزدیکی قلب ، علیک السلام و درود

    [پاسخ]

  2. استاد از این که کامنتم رو تایید نکردی بگی نگی ناراحت شدم اما به هر حال بازم خاطرخاطم عجیب غریب!
    پ ن : قبلا گفته بودم اما بازم تولدتون مبارک

    [پاسخ]

  3. اگر می‌شد صدا را دید
    چه گل‌هایی… چه گل‌هایی!
    که از باغ ِ صدای تو
    به هر آواز می‌شد چید.
    اگر می‌شد صدا را دید.

    “استاد شفیعی کدکنی”

    استاد عزیز گرچه از راه دور، از سواحل خلیج فارس و شهر بوشهر بیشتر مخاطب متن های زیبایتان بوده ام و در خور فهمم آموخته ام، ولی ایمان دارم اگر میشد صدا را دید…..
    =================
    من مخلص صفای زلال شمایم

    [پاسخ]

  4. اقای دکتر ، صمیمانه تولدتون را تبریک می گم. دنیای بعضی ادمها اونقدر کوچیکه که عظمت و بزرگی ادم های تاثیر گذار را درک نمی کنن و روح بعضی ادمها اونقدر حقیره که انسانیت براشون بی معناست. پایدار باشین

    [پاسخ]

  5. مطمئن هستم خالق مهربان در لحظه آفرینش شما، حس شیرینی داشته است.
    از شما برای دادن انرژی امید به جامعه بخصوص نسل جوان یک دنیا ممونیم.
    جناب آقای دکتر، استاد گرامی، سالروز تولدتون رو تبریک عرض می کنم.

    [پاسخ]

  6. دکتر شیری عزیز
    تولدتون مبارک.
    امیدوارم همه ارزوهاتون تو این سال تولد براورده به خیر شود. همراه با خانواده محترم، شاد و سلامت و سرافراز و موفق باشید

    [پاسخ]

  7. Each year our birthday forces us to grow
    Into the person whom we have yet to know
    With circumstances that hopefully have made us wise
    When we learn from our multitude of mistakes and ………………
    with best regards
    thank you for your
    boundless kindness

    [پاسخ]

  8. استادم هزاران سلام تقدیم تو باد
    قلب هر اهل دلی با خواندن واژه های شما می ترکد
    نمی دانم شاد باشم به خاطر زادروز عزیزی چون شما، یا غمگین بخاطر کوردلی نادانان، اما شما همواره میان بد و خوب، راه خوب را نشان ما دادید، پس بگذریم از هر آنچه نباید دیدن ها، از هرآنچه نباید شنیدن ها و بگوییم سخن دل را!
    بغضی در من فرو ریخت
    هزار بار گفتم
    خوشا به حال تبریزی ها، خوشا به حال قزوینی ها، خوشا به حال دوستانی که به دیدار دوست رسیدند
    آرزو کردم ای کاش یکی از آن هفت سنگ دست شما بودم
    ای کاش من هم تصویرکی بودم میان خیل آن همه خوب، آن همه عاشق که حضور شما را سرکشیدند
    ای کاش می توانستم لبخندی به لب شما بنشانم
    کاش
    کاش
    کاش
    اما من هم هستم، میان این همه محب
    من نیز محب توام
    گرچه من هم همیشه مجازی بوده ام
    از فرسنگ ها دورتر بپذیر کلام آن را که دعایش دیدن لبخندت و سلامت و عزت مدام شماست
    ======================
    تا وقتی پاک نفسی مل شما هست ، میتوانیم راحت نغمه سر دهیم : تا سیه روی شود هر که در او غش باشد

    [پاسخ]

  9. استاد عزیزم،خدا می دونه ،خودتون هم می دونید ما هم می دونیم که چقدر وجودتون باارزشه،موثره،که به همه ی ما زندگی دوباره دادید…

    [پاسخ]

  10. از روان بخشی عیسی نزنم دم هرگز
    زانکه در روح فزایی چو لبت ماهر نیست
    گاهی یک نفر پا به دنیا میزاره که میلیون ها نفر رو احیا کنه، خوش به حالتون که اون بنده برگزیده خداوند هستید.تولدتون مبارک استاد

    [پاسخ]

  11. گلی جون اون سری داشتم تو سایت دکتر میچرخیدم یهو ب سرم زد تصویر تو رو تو اف بی ببینم ولی چون فقط اسمت بود نشد ببینیمت..گفتم لابد تو اف بی نیستی..الان فهمیدم هستی..دلیل خاصی هم نداشتما فقط یهو دلم خواست..

    [پاسخ]

    گلي جون پاسخ در تاريخ بهمن ۲۱ام, ۱۳۹۲ ۶:۵۱ ب.ظ:

    بودنش که هستم اما نه از نوع فعالش! از اینا که هر روز عکس آپدیت میکنن و پست های عاشقانه عارفانه!!!! میذارن! فعلا دنیای حقیقی رو به مجازی ترجیح میدم! تو کلا یه دختر خوشگل و خوش هیکل و خوش تیپ رو تصور کن.

    [پاسخ]

  12. دکتر شیری عزیز و دوست داشتنی تولدتون مبارک باشه , ببخشید با تاخیر ,برای همه این سالها تلاش خسته نباشیدو از صمیم قلبم از خدا می خوام هر لحظه حواسش به شما باشه , شاد و پیروز باشید

    [پاسخ]

  13. سلام تولدتون با دو روز تاخیر خیلی خیلی مبارک باشه ارزوی سلامتی وموفقیت بیشتر رو براتون دارم .راستی کی میاید بابل؟؟
    ================
    هفته اول یا دوم اسفند میام مازندران ساری و شایدم بابل

    [پاسخ]

  14. سلام استادم
    من واقعا باید ازتون عذرخواهی کنم که بدون هیچ هدیه ای فقط برای عرض تبریک تولد خدمت رسیدم.
    اما شما لطف کردید صدامون کردید باهاتون عکس هم بندازیم. خیلی بزرگوارید.
    واقعا بضاعتم در حد ارادتم به شما نبود.
    ===============
    هدیه حضور شما ست بانو…حقا نفس اون جمع است که موثر است

    [پاسخ]

  15. تولد تولد تولدت مبارک، مبارک مبارک تولدت مبارک… براتون ١٢٠ سال، نه، ١٢٠ سال نوه ها تون گناه دارن، ٧٠ سال عمر با عزت آرزو دارم، ٧٠ سال عمر رو پا به تعبیری، با سلامتی و شادی. ضمنا حالا که صحبت تولد شد: دوستم روز تولدم تو صفحه فیس بوکم نوشته بود HBD. همین! منم براش نوشتم از سال بعد نمی خوام تولدم رو تبریک بگی تویی که حتی واسه نوشتن سه تا کلمه زورت میاد، اون سه تا حرف هم پیشکش خودت. بچه ها اگر هر کدومتون خواستین اینجوری به دوستتون تبریک بگین همون بهتر که ساکت باشین سنگین تره!
    =====================
    ممنونم ازتون…بستگی داره کی نوشته باشه اون HBD را….بعضی ها فقط یه نفسشون کافیه واسه یه عمر سرزندگی

    [پاسخ]

  16. من باز دیر کردم ولی حیفم اومد تولدتون رو تبریک نگم. وقتی حرفتون رو در مورد شاگردای مجازی خوندم از این همه عشق تو وجودتون بغض کردم و از بی مهری هایی که در حقتون میشه. شما ملموس ترین واقعیت این دنیای مجازی هستید. شما به تنهایی برای ما یک دنیا هستید. با بهترین آرزو ها تبریک منو با تأخیر بپذیرید.

    [پاسخ]

  17. آقای دکتر سلام
    ترجیح میدهم ناشناس باشم و بگویم هر نیمه شب که برای مناجات با خدا از خواب برمیخیزم بعد از دعا برای پدر ومادرم برای سلامتی شما معلم بتمام معنی روحانی که راه های زیبائی را برایم گشودی را دعا میکنم . امیدوارم که خداوند به شما توفیقات روزافزونش را ارزانی دارد . شما مردی نیستید که سخنان منفی دوستان نادان و دشمنان دانا آسیبی به شما بزند . همیشه در پناه حق باشید و از آفات زمانه بدور. انشاالله .
    ================
    خدا به دعای نیمه شب شما و ناشناسان دیگر ، چه توفیقاتی که نصیب ما نکرده…دست مریزاد

    [پاسخ]

  18. سلام آقای دکتر، تولدتون هرچند با تاخیر مبارک
    وطن آدمی را در هیچ نقشه ای نشانی نیست، وطن آدمی تنها در قلب کسانیست که دوستش دارند
    امیدوارم سالیان سال سرحال و سرزنده و شاد باشید و وطنتون فرسنگها فرسنگ وسعت پیدا کنه

    [پاسخ]

  19. دکتر، تولدتون همیشه مبااااااااااااااااااااااارک. شما یکی از واسطه های خدا برای تولد دوباره خیلی هااید. همیشه شاد و سلامت باشید.

    [پاسخ]

  20. تنگ نظران و مغرضان فراوانند استاد…مهم این است که شما ورای این تنگ نظریها رحمتی هستید که باران گونه بر هر ظرف خالی می بارید…
    در پناه حق ثابت قدم باشید

    [پاسخ]

  21. ما زنده به آنیم که آرام نگیریم موجیم که آسودگی ما عدم ماست
    موج موج زندگیت پربرکت باشه استاد جان. مولوی اگر شمس الحق دید تو این سن و سال و عارفی شد چنان که باید و شاید، شما هم داری جان عطشان جوونای این مملکت رو سیراب میکنی از دریای بیدریغ آموخته هات و تجارب سفرت.
    سفرت مواج و کشتیت راهوار. تولدت مبارک استاد.

    [پاسخ]

  22. همیـــــن خــــوش قلبیتــــون هست که دوستتتتتتون داریـــــم دیـــــــگه …

    هر چند که جواب کامنتمونم ندین ! ^_*

    [پاسخ]

  23. با سلام آقای دکتر شیری عزیز صمیمانه روز تولدتان رو تبریک میگم و براتون عمر طولانی و باعزت آرزو می کنم با خوندن متنتون بغض کردم از جفاهایی که بر شما رفته
    میخام بگم شما تو این سالها با قلمتون و کلام سحر انگیزتون تاثیر شگرفی بر زندگی من و قطعا خیلی های دیگر داشتید بابتش ازتون بسیار سپاسگزارم ما دوستتون داریم :))…. تا کور شود هر آنکه نتواند دید—–

    [پاسخ]

  24. ای همه شکل تو مطبوع همه بوی تو خوش
    دلم از عشوه‌ی شیرین شکرخای تو خوش
    همچو گلبرگ تری هست وجود تو لطیف
    همچو سرو چمن خلد سراپای تو خوش
    شیوه و ناز تو شیرین خط و خال تو ملیح
    چشم و ابروی تو زیبا قد و بالای تو خوش
    هم گلستان خیالم ز تو پرنقش و نگار
    هم مشام دلم از زلف سمن سای تو خوش
    در ره عشق که از سیل بلا نیست گذار
    کرده‌ام خاطر خود را به تمنای تو خوش
    در بیابان طلب گر چه ز هر سو خطریست
    می‌رود حافظ بی‌دل به تولای تو خوش
    سلام دکتر عزیز تولدتون مبارک البته ببخشید با تأخیر تبریک میگم این غزل زیبای حافظ را به شما تقدیم می کنم
    بردبار ، بهاری و بی غم باشید.
    =====================
    غزل رسید به حان

    [پاسخ]

  25. دکتر جون اشک تو چشام جمع شد هم به خاطر مطلب زیباتون(کورشود هرآنکه نتواند دید)وهم به خاطر اینکه 4سال تو تبریز دانشجو بودم واز وجود شما بی خبر سالهای 79 تا 83 هم تبریز کلاس داشتین ومن تو خواب بودم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    =====================
    سلام، سال 87 تا 91 تبریز زیاد بودم

    [پاسخ]

  26. سلام آقای دکتر بسیار خرسندم که در سال 89 با استاد گرانقدری چون شما آشنا شدم. از آن زمان به بعد خیلیییی چیزها از شما یاد گرفتم و تلاش کردم که آموخته هایم رو زندگی کنم. شاید همیشه موفق نبودم . در برهه خیلی حساس انتخاب همسرو سردرگمی اون شرایط، راهنمایی شما موجب شد که تصمیم درستی بگیرم. از آن زمان نیز همیشه با شما بوده ام چه زمانهایی که افتخار شرکت در کلاساتونو داشتم چه زمانهایی که خواننده خاموش شما بودم. مطالبی که امسال در مورد امام حسین، زندگی ایشان و کاربرد آن در زندگی امروزه ما را بیان کردین هرگز فراموش نمیکنم. ضمنا کلاس سفر زندگی 1 نیز خیلی پرمحتوا بود. خلاصه این که …. خیلی از این که خدا به من لطف کرد و با شما آشنایم کرد سپاسگزارم… باز هم تولدتون مبارک
    ========================
    امیدوارم در سفرهای بزرگ زندگیت ، شادیهای عمیق بچشی و غمهایت برایت بهشتهایی بزرگ به ارمغان آورد

    [پاسخ]

  27. سلام استاد عزیزم
    سایتون همیشه بلند باشه رو سر ما
    اگه با کلی شرمندگی و سر کج شده در محضرتون ، با تاخیر میلادتون رو تبریک بگم … از بی ادبی من میگزرید؟
    تقصیر من رو رو حساب بی معرفتی من نزارید
    درگیر بودم
    من خیلی چیزا از شما دارم
    تو خیلی از لحظه هام دعای خیر براتون میکنم
    شرمنده اقای دکتر
    دشمنتون اهل دل بشه و صد البته بینا از دل
    باز هم شرمساریمو بپذیرید
    ایشالا همیشه تو اوج باشید
    ================
    شیمای گرامی
    هیچ تاخیری نبوده….وقتی هر روز میشه تولد یک انسان باشه ، هر روز میشه تبریک به او بشه
    شما به من درسهای بزرگتری آموختید

    [پاسخ]

  28. آقای دکتر

    تولدتون مبارک
    خیلی خوشحالم که وقتی وارد دهه ی چهل زندگیم می شم شما هستید که این دوره رو تجربه کردید و من مثل همه ی این 6 سال که از شما درس گرفتم بتونم ناب ترین تجربه های زیسته ی شما رو بخونم و درس بگیرم

    [پاسخ]

  29. دومین ساله ک همراه و شاگردتونم. جشن میلادتون همراه با مردم این دیار. شاهدم . انشالله ک سال های سال با عزت و سلامتی روح و جسم زندگی کنید ورود ب بهار زندگی و گام نهادن ب میانسالی تون هزاران بار خجسته باد. ب این بهانه و سالگرد شاگردیتون ی متنی رو تو وبلاگم نوشتم قطره ای از دریای احساسم و اندیشم.
    =====================
    شما از امیدهای این مملکت در درمان هستید فاطمه، یک ثانیه را نباید حروم کنید

    [پاسخ]

  30. سلام دکتر جان
    شبتون بخیر
    تولدتون خیلی خیلی مبارک
    ما که سعادت نداشتیم بیایم حداقل سر کلاس و حضوراً تبریک بگیم
    خدا سایتونو از سر ما کم نکنه

    [پاسخ]

  31. استاد عزیز ، خیلی خیلی دوستتون دارم
    از وقتی با شما از طریق مجله موفقیت آشنا شدم تا وقتی که به وبلاگتون میومدم و تا الان که این سایت و سخنرانی هاتون ، کلیپ ها، سی دی ها….
    همه اینها رو حس میکنم که باعث صیقل دادن روحم میشن.
    همه اینها زحمات شماست که باعث شده که روز به روز از زندگی لذت بیشتری میبرم و سعی میکنم از شما تا حد توانم یاد بگیرم و باعث این بشم که عده دیگری هم از همین حس های خوب رو تجربه کنن.
    خدا همیشه شما رو سلامت نگه داره و همیشه دستتون رو بگیره .
    ازتون ممنونم
    ==============
    همینکه کسی مثل تو اینقدر خیر میرسونه به مردم یعنی من دعای خیر فرارویم هست

    [پاسخ]

  32. سلام دکترجان
    چقدر دلم خواست کوچیک بشم وشما هم مثل قبل جوان تر وسرتون خلوت تروهفت سنگ بازی کنیم.
    چقدر دلم خواست بدونید که از قبل به مامانم گفتم اگر دکترخواست بیاد شهر ما چه هدیه ای بگیرم که دوست داشته باشن.
    چقدر دلم خواست بدونید وقتی مامانم گفت دکترو دعوت کنید بیاد خونمون گفتم مامان دکتر دیابت داره باید به فکر نوع غذایی هم که می خوای درست کنی باشی.
    چقدر دلم خواست بدونید که دوست دارم یه روز باهمسر خانوم تشریف بیارید و من لذت میزبانی شمارو بچشم وبا صبرو حوصله تمام شهرو نشونتون بدم و از خندتون بخندم.
    چقدر دلم خواست بدونید امروز بعدازظهر خوابتون رو دیدم این یعنی که یاد شما واقعن در خاطرمون باقی است.
    چقدر دلم خواست بدونید کاش تهران بودم و جزء تیم خانه توانگری می شدم.
    چقدر دلم خواست بدونید هروقت اطلاعیه کلاساتون رو مبینم میشینم دو دوتا چهار تا میکنم که بیام تهران.
    چقدر دلم خواست بدونید شعری که نوشتم رو گذاشتم تا سر یه فرصت برای اولین بارتقدیم حضور شما کنم.
    چقدر دلم خواست بدونید 17بهمن صبح یکدفعه داد زدم “هه” مامانم گفت چی شد؟ گفتم تولد دکتر برم کامنت تبریک بزارم تادیرنشده.
    چقدر دلم خواست بدونید که چقدر دلم می خواد شاگردتون باشم.
    چقدر دلم خواست بدونید که زمانی که یادتون باشم سر نماز دعاتون می کنم.
    چقدر دلم خواست بدونید از شادیتون خوشحال و از دلتنگیتون دلتنگ می شوم .
    چقدر دلم خواست بدونید من تابه حال سعادت زیارتتون رو از نزدیک نداشتم ولی خیلی بیشتر از اونایی که از نزدیک میبیننتون ولی زیرآبتون رو میزنن بهتون ارادت دارم.
    چقدر دلم خواست بدونید دوست داشتم درشب قدر کنارشما در خانه ی توانگری بودم تا در حد بضاعتم کمک کنم.
    چقدر دلم خواست که بدونید منی که اصلن بلد نیستم احساساتم رو شفاف بیان کنم حالا راحت دارم می نویسم.
    چقدر دلم خواست بدونید برعکس متنایی که با کلمات قلمبه سلمبه برای دیگران منویسم ولی الآن دارم ساده بی شیله پیله براتون قلم می زنم.
    چقدر دلم خواست بدونید دلم گرفت از اینکه یک سال به سن تقویمیتون اضافه شد دلم نمی خواد اون شادابی قبل رو از دست بدید.کاش تاریخ تقویم روی 17 بهمن 1392 استاپ کنه ولی شما هچنین به رشدو بالندگیتون ادامه بدید دلم می خواد تاجوانیت از محضرتون استفاده کنم.
    چقدر دلم خواست بدونید آرزو می کنم دکتری که به واسطه ی قلمش،دانشش، فهم و شعورش شناختم وقتی ا ز نزدیک دیدمش به واسطه ی ناشناس بودنم مبادا رفتاری باهام داشته باشه که باطرحواره های من ازش جور در نیاد که اگر جور درنیاد حتمن درست نشناختمش.
    چقدر دلم خواست بدونید زمانی که فرصت باشه پست های شمارو برای خانواده می خونم تا لذت ببرن واستفاده کنن.
    چقدر دلم خواست بدونید ننوشتم که وقتتون روبگیرم اما لازم بود بدونید یکی یه جایی همین دور و نزدیک به یادتونه.

    “پایدار باشید”
    ===============
    مهسای عزیز
    این زلالی شما جایی واسه درنگ نمیذاره
    آدرس بدید پا میشیم خانوادگی میاییم پیشتون دست بوس

    [پاسخ]

  33. سلام دکترجان
    خیلی دوست داشتم امسال دیگه از قافله عقب نیفتم و روز تولدتون رو تبریک بگم. اما متاسفانه بازم نشد و دیر خدمت رسیدم. دیروز از 8 صبح رفتم سرکار و واقعا فکرشو نمیکردم کارم انقدر طول بکشه که نتونم به موقع تبریک بگم. اما یه بنده خدایی کارش گره خورده بود مجبور شدم تا یک شب کار کنم. الان هم به سختی مطالب سایت رو میخونم چون دیشب یه براده آهن خوشگل نشست تو چشمون:-)
    دکتر، جان خودت خیلی دوست دارم. با چنان ذوق و شوقی اومدم تبریک بگم که توی قسمت وارد کردن نام، شروع به نوشتن متن کردم!

    من این همه حرف زدم تبریک گفتم؟؟؟
    چشمی دارم همه پر از صورت دوست
    با دیده مرا خوشست چون دوست در اوست
    از دیده دوست فرق کردن نه نکوست
    یا دوست به جای دیده یا دیده خود اوست
    ===============
    کی رفته ای ز دیده که تمنا کنم تورا

    [پاسخ]

  34. سلام دکتر جان تولدت مبارک. پشت سر افراد موفق(توانگر) حرف زیاد میزنند. شما نه تنها انسان توانگری هستی به بقیه هم داری تو این راه کمک میکنی خدا خیرت بده عزتت رو هم روز به رور بیشتر کنه.

    [پاسخ]

  35. به آنهایی که در این ۱۲ سال ، خواننده خاموش من بوده اند میگویم که “چه کسی میگوید شما شاگرد مجازی بوده اید ؟شما از هر حقیقتی ، حقیقی ترید ، ……
    آقای دکتر اگر بدونین که این جمله شما چقدددددددددددددددر به دل ما نشست.دمتون واقعا گرررررررررم.

    [پاسخ]

  36. دکتر شیری
    کاشکی یه روز به شهرستان نور هم بیاین وبرامون صحبت کنین ،من هیچ وقت نتونستم تو کلاساتون شرکت کنم اما اینجا مطالب بسیاری آموختم
    =================
    مازندران هستیم ساری 5/6/7 اسفند به لطف خدا
    بابل هم ظاهرا برنامه داریم

    [پاسخ]

  37. اقا یا خانمی که پشت سیستم نشستی و نظرات رو فیلتر میکنی لازمه که بهت بگم هر کسی نظر و ایده خاص خودشو داره منم فکر نمیکنم مطلب خلاف شرعی گفته باشم.
    نکنه میخوای بگم تولدت مبارک؟!!

    [پاسخ]

  38. پس اقای مثلا دکتر اون عکس(رضایت از زندگی تبریز) رو برای چی گذاشتی رو سایت
    اگه دیدگاه منو کلا حذف کردی مشکل خودته پیدا میکنی و درج میکنی
    والسلام فکر کردی چی اگه من و امثال من کامنت نزارن باید تعطیل کنی آقاجان

    [پاسخ]

    ز.احمدی پاسخ در تاريخ بهمن ۱۹ام, ۱۳۹۲ ۱۲:۴۹ ق.ظ:

    سلام آقا هادی.من تو اون کلاس با یه صندل فاصله نزدیک شما نشسته بودم.موقعی که دکتر شمارو در آغوش گرفت پشت شما به ماها بود من اشک شما روندیدم و البته خنده مون گرفته بود که این پسره بغل ندیده ست و داره خودشو لوس میکنه واسه دکتر، ولی وقتی اشک دکتر رو که دیدم فهمیدم اون وسط یه اتفاقی افتاده.استاد شمارو بدون اینکه بشناسه درک کرده بود، اون هم بدون اینکه چیزی از زندگیتون بدونه.و باهاتون همدلی کرده بود.ما تو این دنیا چندتا از این آدما داریم کلا؟ تازه این اتفاق اون قدر برا ایشون حزن انگیز بود که دراین باره یه پست جدا تو وبلاگشون گذاشتند
    ************.
    دوست عزیز دلیل اینکه کامنت گذاشتم براتون اینه که خواستم بگم اولا وقتی حجم کامنت ها زیاد میشه تاییدشون هم زمان بیشتری میبره و ما باید وقت و شرایط دکتر رو هم درنظر بگیریم. درثانی یادمه شما ظاهر موقر و آرومی داشتین بهمین خاطروقتی نظراتتون رو خوندم از کم صبری تون تعجب کردم. .
    ******
    استاد شرمنده که دخالت کردم.
    ===================
    خوش تر آن باشد که سر دلبران
    گفته اید در حدیث دیگران
    الحق که زحمتهایی که معلمینت برات کشیده اند ، ناز نفس گرمت باد

    [پاسخ]

  39. همین کارهارو میکنین که جوونها عقده ای میشن یا فیس بوک وقت خودشونو تلف میکنن یا با فیلتر شکن میرن سایتهای م س ت ه ج ن
    به جان خودم اگر اون دیدگاه منو تو سایت نزارین حلالت نمیکنم تا حالا هم هر چی درس دادی کمک کردی یا هر چی باد هوا.
    منتظرم

    [پاسخ]

  40. سلام خداقوت
    تولدتون مبارک استادجان! تازه من یه الف بچه چندتا ازین “حسودان تنگ نظر و عنودان بدگهر” دارم! در مورد شما که دیگه معلومه وضعیت چیه !!! ما پشتمون به شما گرمه ، نفست گرم دکترشیری بزرگوار!!!!

    [پاسخ]

  41. سلام.اون عکس بالایی(رضایت از زندگی تبریز) یه چیزی رو یادم آورد دکتر یادتونه سر کلاس یه نفر رو صدا کردین گفتین منو بغل کن منم خیلی وقت بود از بابام سر یه موضوعی سوءتفاهم داشتم قهر بودم بغلتون کردم و بی اختیار گریه ام گرفت نمیدونم!!!! چرا ولی شما حتما میدونین.

    چرا تبریز نمیایین 🙂

    [پاسخ]

  42. من 4سال پیش تو تمام دوره هایی که تو قزوین توسط آقای مکارمی برگزار شد شرکت کردم
    از اون بعد با درسای شما زندگی کردم و هر وقت به هر دلیلی بهم ریختم به نوعی به سایت شما پناه آوردم…
    هر وقت از مطالبی که به من یاد دادید استفاده میکنم یا اونا رو تو ذهنم مرور میکنم یا متوجه تفاوت خودم با اطرافیانم به جهت درسایی که از شما گرفتم میشم براتون از ته قلبم آرزوی سلامتی و طول عمر میکنم.تولدتون مبارک
    خلاصه خدا آدمو تنها نمیذاره …نماینده هاش روی زمین کنارمون هستن…
    قدردان وجودتون هستم
    ================
    چه روزهای قشنگی ساختید همه …ممنونم از تبریکتون

    [پاسخ]

  43. استاد خیلیا از شما درس درست زندگی کردن رو یاد گرفتن . به زندگیه خیلیا معنی و سمت و سو دادین.دست خیلیا رو گرفتین.خیلیا هم هستن که نیاز دارن به کمک ها و خیرخواهی ها و روشنگری هاتون.هرچندسخته ولی دلسرد نباشین.”درنگاه کسانی که پرواز را نمیفهمند هرچقدر بیشتر اوج بگیری کوچکترمیشوی!” ولی ماهایی که برامون اینکارا رو کردین.ماهایی که معجزه ی حضورتون رو به چشم دیدیم.ماها خوبیاتون رو فراموش نمیکنیم.و همیشه دعاگوی شما هستیم.
    ممنون برا عکسایی که گذاشتین.خاطرات برام زنده شد.دوره “رضایت از زندگی” تبریز,یکی از اون کلاسایی بود که توش نقب میزدین به دنیای معنا.استاد بااینکه ردپاتون تو تک تک لحظه هامون هویداست ولی تبریزِ ما ، دکتر شیریه عزیزو کم داره.
    =====================
    کاشکی بدونید شما و اون مادربزرگ نازنین چه کردید با ما

    [پاسخ]

    ز.احمدی پاسخ در تاريخ بهمن ۱۹ام, ۱۳۹۲ ۹:۲۶ ق.ظ:

    استاد شما یکی از بزرگترین آرزوهای مادربزرگمو برآورده کردین.آرزوی اینکه یه روز سرکلاس درس بشینه! وقتی شنید شما دیابت دارین به من گفت به دکتر بگو قرص شنبلیله بخورن.فرض کنین یه آدم بی سواد بیاد برای یه پزشک دارو تجویز کنه و شما هم با چه ذوقی داشتین گوش میدادین.:) دکتر اون لحظات خیلی باشکوه بودن .این خاطره حتی از ذهن من و کل دنیا پاک بشه مطمئن باشین تو ذهن مادربزرگم موندگاره!
    مادربزرگم هروقت از اون روزا یاد میکنه میگه:”دکتر آللاه آدامیدی ، آللاه بیله سین حیفظ ائله سین” یعنی دکتر آدم با خدایی هست،خدا حفظش کنه
    ===================
    سه ساعت سر کلاس نشستن و فارسی بلد نبودن ولی اشتیاقی نشون میدادن که آدم هیجان زده میشد اون بالا
    قدرشون را میدونید و از این جهت خرسندم

    [پاسخ]

  44. سلام دکترجان
    اول از همه تبریک به خاطر تولدتون، انشالا سالهای سال عمر پر از خیر و برکت داشته باشین و سایتون بالا سر ما دانشجوهاتون باشه.
    دوم اینکه برعکس بعضی خواننده ها که گفتن ما از خوندن این نوشتتون ناراحت شدیم اتفاقا من خوشحال شدم! به خاطر اون همه عشقی که مردم به شما دارن و شما هم متقابلأ دوستشون دارین. همیشه کنارمون باشین دکترجان

    [پاسخ]

  45. سلام آقای دکتر شیری امروز وقتی حرفهای دلتون را خوندم دوباره اشکهایم جاری شد دیشب هم بعداز صحبت با شما به شدت گریه میکردم .گریه من بیشتر از روی شادی بود.وشکر نعمتی که نصیبم شد.راستش آقای دکتر خیلی دلم میخواست بتونم بنویسم وفریاد بزنم که درسهای زندگی که در کلاسهای درستان به من دادیدآنقدر زیبا وعمیق بوده که که اصلا لازم نیست با کلام بیان بشه فکر می کنم زندگی امروز من نشانی از لحظه لحظه حضور درسهایی بوده که درکلا سهای شما آموختم .وبه همین دلیل خداوند را بی نهایت سپاس می گویم.از اشاره شما در دلنوشته تان ممنونم امیدوارم در سال جدید دوباره بتوانم از کلاسها /تجارب/شخصیت تاثیر گذار شما بهره ببرمسربلند باشیدوپیروز

    [پاسخ]

  46. خدا خودش گفته هر که را بخواهد عزت و هز که را بخواهد به ذلت می کشاند.پس اگر عزیز شدیدن حتما پیش خدا لایق بودین و طمئن باشید دشمنان دوستان خدا ذلیل خواهند بود. این کلام خدا همیشه بهم آرامشی عمیق میدهد.و تعز من تشا و تذل من تشا.

    [پاسخ]

  47. سلام. تبریک خواهری رو بپذیرید که همیشه خدا یکی ازآرزوهام این بود:داشتن یک برادر کوچکتر از لحاظ سنی. وخدای مهربان تونست این خواسته ی من رو در بهترین شکلش برآورده کنه.آقای دکتر شما مفهوم آمدن به سایت و اینترنت را هم در ذهنیت ما تغییر دادید من وخانواده ام.به همسر خانم وخانواده ی گرامی تان هم این روزهای قشنگ رو از صمیم قلبمان تبریک می گوییم.

    [پاسخ]

  48. استاد عزیزم ما خوب میدونیم که شما برای اینکه به ما بیاموزید که چگونه رشد کنیم با چه مشکلات و مسائلی روبرو هستید ما خوب میفهمیم که چکونه برای ما فرزندان این دیار تلاش میکنید در حالی که عده ای همیشه در این کشور با زیراب زنی و کارشکنی میخوان تا شما رو متوقف کنند سپاسسسسس از اینکه با وجود این همه مشکلات هنوز هم هستید ممنونم برای همه چیز دوستون داریم تا همیشه
    اقای دکتر من برای خودم میخوام یه لیست درست کنم از مردان و زنان بزرگ این سرزمین که نقش بزرگی در تاریخ این کشور دارند تا همیشه ازشون یاد بگیرم و برام الگو باشن بدونید که برای من شما یکی از اعضای اون لیست هستید جاودانه باشید
    ==================
    مرضیه گرامی
    تا مردانی مثل دکتر مجتهدی و مصطفی چمران و مرحوم مصدق و خلبان بابایی و خلبان سلیمانی ( بابای شاهین سلیمانی خودمون) هستن فکر میکنی ما جرات میکنیم اسم خودمون را بذاریم مرد؟؟؟ نه به خدا

    [پاسخ]

  49. شما از هر حقیقتی ، حقیقی ترید….
    برای من که از سال 86 تو وبلاگ و سایت خواننده خاموش مطالب شما هستم ، این جمله خیلی چسبید .یه جوری از دور شاهد رشد خانه توانگری از اون موقع تا الان بودم .هر ساعت ، هر روز ، هر سال به تعداد خوانندگان این مطالب اضافه میشد و میشه و خواهد شد به فضل خدا و دانش شما.

    [پاسخ]

  50. من یک پزشکم که چند سالی است مطالبشما رو دنبال میکنم.به نظر من شما
    در تاریخ این سرزمین حاودانه خواهید ماند به اکثر مراجعینم شما وبسایترو معرفی میکنم.شادی هاتون افزونتر
    ===============
    من دست شما را میبوسم که با این گرفتاری کاری تشریف میارید اینجا

    [پاسخ]

  51. استاد عزیز و مهربان
    من فقط اشک میریختم وقتی این متن شمارو می خوندم،بهترین ها را برای شما از خدا همیشه می خوام.
    سلامت و شاد و موفق باشین و پر از آرامش…
    میلادتون هم مبارک بر همه ی مردم این دبار…

    [پاسخ]

  52. دکتر شیری عزیزم، شمامعرفت مجسمید، ولادت شماست که به حقیقت مبارکه وقتی این همه از وجود پربرکتتون به دیگران خیر میرسه،خدا حفظتون کنه

    [پاسخ]

  53. معلم من شاید کلمه هام خوش پیش هم ننشسته باشن،میدونین الان خیلی ذهنم حالش منظم نیست،امیدوارم حداقل حرفمو رسونده باشن

    [پاسخ]

  54. معلم عزیزم،میدونم چشیدین طعم عشق معلم خوب داشتن رو ،میدونم معنی بزرگ و حس قشنگش که یکی از بلندترین رابطه های انسانیست،حتی قبل اینکه این عکس آخر از معلم زمان نوجوانیتون رو بذارین،معلومه چشیدین،که میتونید باشین.
    کاش مثل همیشه معلمی باشین با طعم بهترین معلمها این مگه از مذاق آدمیزاد میره؟-این خیلی چیزهای قشنگو تو ذهن من یکی در طی تموم سالیان زندگی تو ذهنم متبادر میکنه،از بچگی تا دنیای نوجوانی،تااااااخیلیا که فکر میکردیم معلم هستن و با یه دنیا شوق رفتیم جلو و سیلی خوردیم و ترک خوردیم که کوچک بودند تا الان که پیش شماییم-،وه چه دعاییه برای هممون.

    [پاسخ]

  55. دکتر شیری عزیز، خدا واقعاً دوستتون داره 🙂
    و شما چه بنده ای بودین که در راهی که از بهترین راههای خداست گام گذاشتین و چقدر شاکر بودین که از چیزی که خدا به شما داده به بهترین نحو استفاده کردین. برای رشد خودتون و کمک به رشد ماها.
    خدایا شکرت

    [پاسخ]

  56. دکتر شیری
    سلام
    شمانور را در دلهای شاگردانتان تاباندیید …..هرکدام چراغ قوه ای در تاریکی خودشان هم باشند باید امیدوار شدبه آینده
    الها ببینیم روزی را که عمو زنجیر باف بازیهای هفت سنگ،لیله،یقول دوقول ،قایم موشک،دختره گریه میکنه زاری میکنه رابرایمان به ارمغان بیاره
    تاجزئی ازدروس کودکانمان باشد تا الگوی سالم خلاقیت ،صداقت،تلاش گروهی، رابیآموزند تازنجیره زندگی ازهم کسیخته مردمان ودختران وپسرانمان رابهم متصل کند
    =================
    شما چه بزرگوارانه این فرزندتان را تقویت روحیه میکنید ، از شما شنیدن شهامت میخواد

    [پاسخ]

  57. استاد عزیز، ما که جز فهم و درک و دلسوزی چیزی ازتون ندیدیم… زیادن آدمایی که چشم دیدین این چیزارم ندارن.. خیلی زیادن

    [پاسخ]

  58. دم شما گرم استاد. همیشه نور و معرفت را جاری می کنید
    بگذارید بداندیشان هرچه می خواهند بیندیشند و خوش باشند
    به قول این بیت معروف حضرت مولانا که از شما زیاد شنیدیم:

    کار مردان روشنی و گرمی است
    کار دونان حیله و بی شرمی است

    [پاسخ]

  59. چهل عدد مقدسی است ، خداوند ذات انسان را در چهل روز آفرید و بهترین بندگانش را در چهل سالگی مبعوث کرد ، چهل سالگی بر شما که قطعا یکی از مفید ترین و بهترین بندگان خدایید مبارک دکتر شیری گرامی

    [پاسخ]

  60. حقیقته آخه سایتتون برای ما هم مجازی نیست و شما هم حقیقی ترین استاد ما هستید.
    به عینه دیدم:کافر همه را به کیش خود پندارد

    [پاسخ]

  61. سلام.
    خدا قوت دکتر شیری .
    دست مریزاد که از پیچ و خم جاده های حقارت مردم تنگ نظر اینقدر صبورانه عبور می کنی. دست مریزاد که استوار گام بر می داری و با پای بسته و دل خسته باز می روی. می روی تا خاموش نشود مسیر توانگری و روشنگری .توانگر بمان که روزی بر بلندای آسمانها جاودانه خواهی شد و نزد پروردگار عند ربهم یرزقون خواهی ماند. دکتر عزیز خدا قوت . ما دانشجویان شما دعا گوی هر روز و شبتان هستیم. پایدار باشید و استوار که براستی نامی جاویدان خواهی شد. دکتر شیری
    ارادتمند شما عبدالمجید

    [پاسخ]

  62. اشکم در اومد استاد .شما ناراحت نشین .ما هم ناراحت نمیشیم آخه ما خدا رو داریم بعد هم شما رو.
    =============
    صبای عزیز
    هو الاول و الاخر و الظاهر و الباطن

    [پاسخ]

  63. سلام
    شما بی نظیرید. من یه چیزی رو مطمئنم که دعاهای دسته جمعی جواب میده چون تو امسال 2 تا اتفاق برای خانواده ما افتاد که با دعاهای دسته جمعی همه به خوبی حل شد. شما هم اینو بدونید که تموم جوونهای این دیار برا شما دعای خیر می کنن پس از هیچ چیز نگران نباشید استاد گرامی. پاینده و پیروز باشید و مثل همیشه خدا قوت

    [پاسخ]

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.