آیا کلاسهای خودیاری به زنان رشد میدهد یا توهم رشد ؟

image_pdfimage_print

پارسال همین موقع نوشتم این متن را و  فکر میکنم خیلی از خوانندگان جدیدمون حیفه نخوننش

شما که خواننده این نوشته هستید طبیعتا یا مرد هستید یا خانم . لطفا به این سوال دقت کنید :

آیا زمانیکه همسر یا شریک عاطفی شما تصمیم میگیرد به کلاس خودشناسی- روانشناسی یا مشاوره برود ، از درون مقداری بهم میریزید یا دچار ترس میشوید؟

واکنش آقایان معمولا  استقبال نیست ؛ مردان دچار اضطراب میشوند و در مواردی کاملا مخالفند :

  • معلوم نیست تو این کلاسها چه خبره….
  • دیوونه ام میگه پول بدهم پای این خزعبلات !
  •  یه مشت  آدم بیکار و دل سیر ، واسه پز روشنفکری میرن این کلاسها،
  • والله ما واسه این قرتی بازی ها پول در نمیاریم.
  • حالا رفتی کلاس میگه فرقی هم کردی؟؟!!!

خانمها اما معمولا استقبال میکنند که مردشان به چنین فضاهایی برود . در وهله اول شاید فکر کنیم که خانمها سعه صدر بیشتری در این نوع موارد دارندو از رشد آگاهی مردانشان استقبال میکنند ؛ اما موضوع به نظرم به این سادگی نیست که با یک نتیجه گیری نیمه فمینیستی بحث را جمع کنیم . زنان وقتی یک آگاهی را کسب میکنند ، موجوداتی ترس آور برای مردانشان میشوند . سکوت و اندیشیدن شان مردان را دچار هراس میکند . تعداد زیادی از خانمها ، وقتی آگاهی های فلسفی ، روانشناسی حتی معرفتی می آموزند ، آن را در اولین قدم می آورند سر رابطه هایشان و میخواهند با این معلومات ، ” رابطه ” شان را اسکن کنند !

تصور کنید خانمی سر بحثهای ” سفر زندگی” که از سخت ترین و شیرین ترین مباحث انسان شناسی است با مفهوم اسطوره سایکی و اروس فرضا آشنا میشود ؛ چه اصراری است که اول ببیند اختلال شوهر و ازدواجش چقدر است ؟ بنده معلم این حرفها را با اسلایدهای مرتبش برای او میگویم که از بودنش لذت ببرد و از نیروهای خفته درونش با آگاهی بهره ببرد و معنایی در اسمان دلش رصد کند و پیوندش را با هستی بازیابد ولی کم نیستند زنانی که  از این همه بحث اروس و سایکی ،زخم دیده نشدن سایکی توسط مردان اسطوره ای را با تنهایی فلسفی خود شبیه سازی میکنند و در رابطه عاطفی خود تلخ و ساکت میشوند !

از آن سو ، در تمام دنیا ، مردان  اگرچه کم تعدادند در این کلاسها ( بعضی به خاطر حجم اشتغال و فشار اجتماعی برای پیشرفت مرد و بعضا به خاطر غرور کاذب و…) ولی اینطور نیست که مباحث را یاد بگیرندو ببرند سراغ زنهای زندگی شون ! مردان به شکل منتشر از آگاهی های جدید استفاده میکنند و لذا زنان مرتبط با ایشان کمتر در چنین مردی نوسان میبیند اما شوهران زنانی که در کلاسهای خود یاری شرکت میکنند ، معمولا انتظار نوسان ، تلخی ، زبان تند و تیز و مجهز با اصطلاحات جدید روانشناختی در زنان خود دارند

 

راهکار : وقتی در کلاسی شرکت میکنیم ( فلسفی- عرفانی – روانشناسی- شاهنامه – مثنوی ….) بیندیشیم که بسیاری از مباحث مطروحه برای کل ساحت زندگی است نه الزاما رابطه عاطفی و زناشویی ما ، خیلی از نیازهای جدی تر از رابطه در زندگی وجود دارد که با چراغ آگاهی میتوان پیمود و در تاریکی به گمراهی افتاد . کلاسهای خوبی که وقت میگذارید میروید برای جرات کردن جهت الزاما تخریب روابط تان نیست. خیلی اوقات باید جرات کنید که تغییر کنید و بمانید .

29 دیدگاه در “آیا کلاسهای خودیاری به زنان رشد میدهد یا توهم رشد ؟

  1. بعضی ها وقت میگذارن و کلی هم پول هزینه میکنن میرن پیش مشاور تا مثلا بهتر بشن . خودشون و روابطشون. ولی گند میزنن به رابطه ها و باعث دلخوری دیگران میشن. خواهرم از وقتی میره پیش مشاور به نظرم بی رحم تر شده. با بحث روانشناسی و استفاده از الفاظ و القاب اینچنینی سعی در قضاوت زندگی من داره و تا حرفی پیش میاد من و بقیه رو مورد قضاوت ناحق قرار میده. همین باعث شده که خیلی ازش دلخور بشم و ازش دور شدم. دیگه مثل سابق میلی به صحبت باهاش ندارم چون آخرش منتج میشه به مقصر بودن دیگران

    [پاسخ]

  2. دکتر شیری گرامی ،شهر کوچیک ما نور هست در استان مازندران انشاله یک روز میزبان شما باشیم
    ==================
    افتخاری خواهد بود فاطمه خانم

    [پاسخ]

  3. سلام آقای دکتر
    وقت به خیر ، باز هم ممنون برای مطالب مفیدتون
    اما این متن که خوندم یاد موضعی افتادم؛ یادمه یکبار که برای ثبت نام کلاس های شما با خانه توانگری تماس گرفتم، آقایی مشاوره میدادن، ازشون پرسیدم استاد کلاس خودشناسی هم دارن، گفتن: خودشناسی!!!!؟؟؟ منظورتون چی؟
    حتی بعدا هم که رو در رو شدیم با پوست خندی باز جواب منفی دادن به این معنی که اصلا این اصطلاح ( خود شناسی) از پایه اشتباه!… چنین کلاسی اصلا وجود نداره.
    خلاصه من با این که یکی از دوستانم جای دیگه و با همین نام ( خود شناسی) به این کلاس میرفت ، فکر کردم غلط گفتم ُ چقدر پشیمون بودم از گفتنم! 🙁

    [پاسخ]

  4. استاد من مشکلم بر عکس این متنی که گذاشتین هستش یعنی من به عنوان یه مرد دوست دارم خودم برم و هم اینکه طرفی که با هم هستیم این کلاس ها رو بره ولی یه سری از این نظراتی که براى آقایون نوشتین رو دارن . بهتربن راه حل مشکل من چیه استاد؟

    [پاسخ]

  5. سلام دکتر شیری
    اینجا جایییه که همیشه سر میزنم و از گفته های شما خیلی یاد گرفتم و تونستم خودمو بهتر بشناسم ، همیشه افسوس میخورم که به خاطر اینکه ساکن تهران نیستم نمیتونم تو کلاساتون شرکت کنم کاشکی ی روز بتونم حضوری تو کلاساتون شرکت کنم یا شما تشریف بیارین شهر کوچیک ما، اگه از طرف دانشگاهی از شما دعوت بشه ، شهر ما هم تشریف میارین؟
    =====================
    ما که با کمال میل میاییم اگر سایر کارها تداخل نکنه
    راستی شهرت را ننوشتی

    [پاسخ]

  6. سلام
    یکی از شاگردهاتون با من دوست است و متاسفانه هر بار که باهاش صحبت میکنم از شما و کلاسها و صحبت هاتون استفاده میکنه .البته همیشه با حرفهاش که به نظرم بیشتر فلسفی است و انگار حفظ شون کرده به جای اینکه یادشون بگیره ، گند میزنه به رابطه دوستی مون
    اینقدر خزعبلات به هم میبافه و قیافه روانشناس ها را میگیره که باهاش قطع رابطه کردم!
    =============
    خب حتما عمر رابطه تون به تموم شده بوده که تقلایی برای حفظش نمیکنید

    [پاسخ]

  7. سلام دکتر شیری عزیز
    نمیدونم ربطی داره یا نه اما این نوشته تون منو یاد یه دغدغه دیگه در رابطه با مردها انداخت
    و اون مسئله کار کردن خانوم هاست
    اون قسمتی که واکنش مردارو بیان کردین و اون قسمت که گفتین آگاهی زن میتونه در مرد هراس ایجاد کنه
    نمیدونم شاید این مسئله سلیقه ای باشه.مردهای زیادی هستن که مایلند همسرشون شاغل باشه هم به لحاظ مالی و هم به لحاظ اجتماعی اما بعضی از اقایون هم هستن که مایل به اشتغال همسر و یا دخترشون نیستن و جوابهایی مثل:بری سر کار چیکار؟تو که نیاز مالی نداری!
    ویا وقت خودتو تلف میکنی واسه چی؟
    بهمون میدن.پس توضیح اینکه نیاز من به کار صرفا مالی نیست براشون منطقی به نظر نمیرسه
    لطفا راهنمایی کنین و اگه امکانش هست یه نوشته درباره رفع این دغدغه بنویسین
    ممنون از نوشته های خوبتون

    [پاسخ]

  8. منم گاهی ک نه خیعلی وقتا هوینجوریم..با دو مثقال درک روانشناسی زوایای زندگی خویش و اطرافیانی ک با من در ارتباط هستند.. رصد میکنم و تطبیق میدم!
    میخام دانشمو ب وقتش ب کار ببرم تا ریا نشه!!!;-)
    اما چ کنم ک ریا میکنم…..:-)

    [پاسخ]

  9. عجب مطلب استخوان داری گفتید دکتر
    واقعا آدم باید ظرفیت این آموزه های جدید را داشته باشه و تو دامهایی که بالا گفتید دچار نشه
    باید کل ساحت زندگی را با این مطالب واکاوید و اندیشید نه اینکه به قول شما رابطه عاطفی را اسکن کنیم و تو پکیج علمی ببریم
    به قول شما باید اجازه داد این مطالب در ما رسوخ (به قول شما رسوب) کنه بعد اونها را زندگی کنیم

    [پاسخ]

  10. دقیییییییقا.
    من کتاب ام بی تی آی رو دادم یکی خوند تنها نتیجه ش این بود که از اون به بعد مرتب می شینه با حسرت میگه من و همسرم به طور کل نقطه مقابل همیم!!

    [پاسخ]

  11. با خوندنش یاد کلاسهای سفر افتادم ..

    گاهی نیز آدم هایی را می یابیم که با ما همراه می شوند اما جور در نمی آیند.
    برخی وقت ها ما آدم هایی را دوست داریم که دوستمان نمی دارند، همان گونه که آدم هایی نیز یافت می شوند که دوستمان دارند، اما ما دوستشان نداریم.
    به آنانی که دوست نداریم اتفاقی در خیابان بر می خوریم و همواره بر می خوریم، اما آنانی را که دوست می داریم همواره گم می کنیم و هرگز اتفاقی در خیابان به آنان بر نمی خوریم!
    گاه ما برای یافتن گمشده خویش، خود را می آراییم، گاه برای یافتن «او» به دنبال پول، علم، مقام، قدرت و همه چیز می رویم و همه چیز را به کف می آوریم و اما «او» را از کف می دهیم.

    گاهی اویی را که دوست می داری احتیاجی به تو ندارد زیرا تو او را کامل نمی کنی.
    تو قطعه گمشده او نیستی، تو قدرت تملک او را نداری.
    گاه نیز چنین کسی تو را رها می کند و گاهی نیز چنین کسی به تو می آموزد که خود نیز کامل باشی، خود نیز بی نیاز از قطعه های گم شده.

    او شاید به تو بیاموزد که خود به تنهایی سفر را آغاز کنی، راه بیفتی، حرکت کنی.
    او به تو می آموزد و تو را ترک می کند، اما پیش از خداحافظی می گوید: “شاید روزی به هم برسیم…”، می گوید و می رود، و آغاز راه برایت دشوار است.
    این آغاز، این زایش،‌ برایت سخت دردناک است.
    بلوغ دردناک است، وداع با دوران کودکی دردناک است، ‌کامل شدن دردناک است، اما گریزی نیست.
    و تو آهسته آهسته بلند می شوی، و راه می افتی و می روی، و در این راه رفتن دست و بالت بارها زخمی می شود، اما آبدیده می شوی و می آموزی که از جاده های ناشناس نهراسی، از مقصد بی انتها نهراسی، از نرسیدن نهراسی و تنها بروی و بروی و بروی…

    (شل سیلور استاین)

    [پاسخ]

  12. خیلی ممنونم دکتر شیری عزیز از یادآوری این موضوع…
    منم سعی میکنم ظرفیت خودمو حفظ کنم ولی بعضی وقتا …
    خیلی هم بده، نتیجه اش میشه تحقیر طرف مقابل
    خدا منو ببخشه!

    [پاسخ]

  13. مطالعه و کلاس رفتن باید بیشتر باعث “درک”بشه تا “قضاوت”. من پیشتر در این دام افتاده ام. رابطه دو سر داره و یک فرآیند واسط. ما انگیزه ها و اعمال دو سر رابطه و تاثیرش روی فرآیند واسط رو با مطالعه و کلاس رفتن بیشتر میفهمیم اما نباید فراموش کنیم آنچه را که میتونیم و باید در “عمل” پیاده کنیم یک سر رابطه یعنی خودمونیم نه سر دیگری و نه فرآیند. عمل ما در طول زمان خود بر فرآیند واسط و سر دیگر تاثیر خواهد داشت.

    [پاسخ]

  14. دکتر جان واقعا هم درست میگید …
    ….. اما چرا ما اینکارو میکنیم ؟؟؟
    به قول خودتون؛ چرا انقد نعلبکی هستیم ؟ اصن چرا اینقد مشتاقیم دیگران رو هم از جهل دربیاریم !!

    [پاسخ]

  15. حتما اقایون از کلاس اومدن خانوماشون شکایت کردن!!! انقد این خانوما زحمت می کشن جامعه رو اصلاح کنن نمیشه که. تا این اقایون هستن و همه چی رو می ریزن به هم.

    [پاسخ]

  16. آخ که یواش یواش دارم می بینم روزی رو که کار و زندگی و خونواده و هوای پاک این شهر کوچولو رو ول کنم و بیام بشم ساکن تهران و شاگرد ثابت کلاسهای شما!
    حالا هی بگردن دنبال علل مهاجرت بی رویه ی مردم به تهران بزرگ! …. والا بخدا…
    ===============
    بفرمایید ما بیاییم خدمتتون

    [پاسخ]

  17. زن گاهی سعی می کند ،

    مردانه بازی کند

    مردانه کار کند

    مردانه قدم بردارد

    مردانه فکر کند

    …مردانه قول دهد

    اما هر کاری هم که بکند

    زن است

    احساس دارد

    لطیف است

    یک جا عقب می نشیند و محبت تـــــو را می خواهد ای مرد

    [پاسخ]

  18. سلام دکتر…یه سوال بی ربط…من تا کنکور ارشد با احتساب تمام روزها از جمله عید و …3ماه و 10 روز فرصت دارم و منابع هم 7کتاب هستش که مطالبش برام سخت نیست و راحت هم نیست حد وسط…به نظر شما میشه تو 3 ماه با روزی 6 ساعت مطالعه نتیجه گرفت؟…خیلی ناراحتم…ممنون میشم یه جواب کوتاه به من بدید…از همه مطالب سودمندتون هم ممنون
    ====================
    اگر در راستای رشته خودتون باشه و زیاد از لیسانستون نگذشته باشه کافیه در غیر این صورت باید بیشتر و مفید تر بخونی
    کم نیاری دختر جون !!! بخون و نگذار هیچی بالا و پایینت کنه و از هیجانهای الکی بپرهیز

    [پاسخ]

  19. یادم هست وقتی کلاس پنجم دبستان بودم وضعیت کلاس ما با بقیه ی پنجمی ها خیلی فرق داشت. هر از گاهی باید پرسشنامه های خاصی رو که خانم معلممون به کلاس میاورد پر کنیم. گاهی تدریس قسمت های کوچیکی رو به عهده ی ماها میذاشت و دوباره توضیح میداد. حتی اردوها و گردش های علمی مون هم با بقیه ی کلاسها فرق داشت. وقتی علتش رو از ایشون پرسیدیم توضیح داد که دانشجو هست و میخواد روش های جدید آموزشی و تربیتی رو توی کلاسش پیاده کنه. بگذریم از این که چقدر احساس خوبی داشتیم وقتی فهمیدیم “خانم معلم” هم مثل ما درس می خونه.
    سال ها بعد توی کانون زبان 5ترم (گاهی متوالی و گاهی با فاصله) دانشجوی یک استاد (آقا) بودم که ایشون هم دانشجو بود اما به ندرت دیده می شد روش های جدید تدریسی رو که آموزش میدید روی ما پیاده کنه و احساس می کردم ایشون خیلی محتاطانه تر رفتار می کنه.
    من و همکارم (که یک آقاست) هر چند وقت یه بار توی سمینارها و کارگاه های مربوط به رشته مون شرکت می کنیم. معمولاً بعد از یادگیری یک روش جدید من خیلی اشتیاق دارم اونو اجرا کنم. در حالی که همکارم ترجیح میده از روش های مطمئن و امتحان پس داده ی قبلی استفاده کنه و فقط وقتی که نتیجه ی کار جدید قابل قبول باشه روش جدید رو هم بپذیره.
    فکر می کنم آقایون معمولاً بی سروصداتر (و نه کمتر یا کندتر) از خانم ها رشد می کنند و این فقط در زمینه ی ارتباط عاطفی نیست. به نظر می رسه خانم ها اول آموخته هاشون رو آزمایش می کنن و بعد مناسبترهاشو گزینش می کنن. ولی آقایون به خودشون فرصت میدن که آموخته های مناسبترشون رو بشناسن و گزینش کنن و بعد هزینه ی اجرای اونها رو متحمل بشن.
    موضوع دیگه این که ارتباط عاطفی همه چیز زندگی یه آدم نیست. ولی به نظر میرسه نقشش در زندگی یک زن خیلی پررنگ تر از زندگی یک مرده. به عنوان یک خانم از آقایون محترم خواهش می کنم صبورانه نوسان های ناشی از یادگیری در خانمها رو بذارین به حساب این که او داره برای یکی از مهمترین بخش های زندگیش که به شما مربوط میشه به شدت تلاش می کنه!
    ===================================
    اینجا یه بحث دیگه هم هست احتمالا مشرب شخصیتی همکارتون SJ ( سنتی )است در شخصیت شناسی MBTI و مال شما SP ( تجربه گرا ) یا NF( ایده آل گرا)

    [پاسخ]

  20. دکتر شیری گرامی الحق که راست گفتید…
    راستی از صبردیروزتون در برابر جنگولک بازیهای ما برای برگزاری تولدتون کمال تشکر را دارم
    ===============
    خیلی سورپریز بود دختر خوب

    [پاسخ]

  21. به نکته ظریف و مهمی اشاره کردید این جمله شما رو یادم نمی ره که گفتین روانشناسی نمی خونیم که سلامتی روانی مردم و متر کنیم.

    [پاسخ]

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.