معرفی کتاب اندر حماقت حکمت

image_pdfimage_print

نام کتاب: اندر حماقت حکمت                                                                                        

نام نویسنده:جولیان بگینی

ترجمه: نسترن ظهیری

انتشارات: ققنوس

 

این کتاب به موشکافی ضرب المثل های سلیس و ریشه یابی کلیشه های زبانی می پردازد. آیا همیشه باید به حرف هایتان عمل کنید؟ یا اگر نمی خواهید رسوا شوید، باید همرنگ جماعت شوید؟ با اول ایمنی و بعد کار؟ جولیان بگینی، از فیلسوف های قرن حاضر، در کتاب اندر حماقت حکمت به تشریح ضرب المثل های ساده می پردازد و باور های مارا به مبارزه می طلبد تا در مورد سخنان و عبارات مشهوری که در زندگی روزمره استفاده می کنیم، تفکر کنیم. این مجموعه سرگرم کننده پر است از ضرب المثل ها و چکیده مختصر و مهیجی از هرکدام، که در حین خوانش تلنگری به طرز تفکر ما در مورد آنها می زند. این مجموعه به تمام کسانی تقدیم می شود که دانش اندک را خطری مهلک می دانند.

«نگاهی جذاب و دلپذیر به عبارات و پند و اندرزهای پیش و پا افتاده که در قالب زبان گنجانده شده اند. بگینی معنای نهفته در دل برخی سخنان و نقل قول های آشنا را کشف می کند و به بررسی این نکته می پردازد که آیا حکمت نهفته در آنها امروز هم قابل استفاده است یا نه… در واقع انگیزه ای به ما می دهد تا کلماتمان را حکیمانه انتخاب کنیم»

مجله سایکلاجیز

14 دیدگاه در “معرفی کتاب اندر حماقت حکمت

  1. استاد عزیز و مهربانم،خدا رو شکر حال برادرم خوبه و هیچ مشکلی نداره،همه چیز به خیر گذشته،استاد خیلی خوشحالم خیلی،به خاطر همه راهنمایی هاتون بی نهایت متشکرم.

    [پاسخ]

  2. استاد عزیز و بزرگوارم سلام ،ازاین که پاسخمو دادید خیلی خوشحال شدم و بسیار ممنون و متشکرم،انشاا…همیشه سلامت باشید و برقرار.

    [پاسخ]

  3. مرسی نسیم جون متن جالبی بود
    درست ار دیدگاه بچه ها بود ولی واقعیت بود عشق همین رفتارهای به ظاهر کوچیکه ولی خیلی ارزش داره شاید بیشتر از گفتن دوست دارم……..

    [پاسخ]

  4. مرسی نسیم جان مدت هابود چنین تعریف های ساده ای ازعشق ندیده بودم گاهی اینقدر گرفتارروزمرگی میشم که شیرینیهای زندگی رونمیبینم تلنگرخوبی بود

    [پاسخ]

  5. عشق از زبان کودکان
    گروه متخصص و محققی در یک تحقیق سوالی را از گروهی کودک خردسال پرسیده بودند که پاسخ هایی که بچه ها دادند عمیق تر و متفکرانه تر از تصورات بود .

    سوال این بود : معنی عشق چیست ؟

    بیلی 4 ساله : وقتی کسی شما را دوست داره اسم شما را متفاوت از بقیه می گه . وقتی اون شما را صدا می کنه احساس می کنی که اسمت از جای مطمئنی به زبون آورده شده.
    ربکا 8 ساله : مادربزرگ من از وقتی آرتروز گرفته نمی تونه خم بشه و ناخن هایش رو لاک بزنه . پدربزرگم همیشه این کار را برایش می کنه حتی حالا که دستهاش آرتروز گرفتن .. این عشقه.

    کریستی 6 ساله : عشق وقتیه که شما برای غذا خوردن می رین بیرون و بیشتر سیب زمینی سرخ شده خودتون را می دید به دوستتون بدون اینکه از اون انتظار داشته باشید که کمی از غذای خودش را به شما بده.
    دنی 7 ساله : عشق یعنی وقتی که مامانم برای بابام قهوه درست می کنه و قبل از اینکه بهش بده امتحانش می کنه تا مطمئن بشه که طعمش خوبه.
    تری 4 ساله : عشق اون چیزی است که لبخند را وقتی خسته ای به لبت می آره.
    امیلی 8 ساله : عشق وقتیه که شما همش همدیگر را می بوسید بعد وقتی از بوسیدن خسته شدید هنوز دوست دارید با هم باشید پس بیشتر با هم حرف می زنید . مامان و بابای من دقیقا اینجوریند.
    بابی 7 ساله : عشق همان باز کردن کادوهای کریسمسه به شرطی که یه لحظه دست نگهداری و فقط گوش کنی.
    نیکا 7 ساله : اگر می خواهی دوست داشتن را بهتر یاد بگیری باید از کسی که بیشتر از همه ازش متنفری شروع کنی.
    تامی 6 ساله : عشق مثل یه پیرزن و یه پیرمرد کوچولو می مونه که هنوز با هم دوست هستند حتی بعد از اینکه همدیگر را خیلی خوب می شناسند.
    نوئل 7 ساله : عشق اون موقع است که تو به پسره می گی از تی شرتش خوشت اومده بعد اون هر روز می پوشتش.
    کیندی 8 ساله : موقع تکنوازی پیانو من تنهایی روی سن بودم و خیلی هم ترسیده بودم . به تمام مردمی که من را نگاه می کردند نگاه کردم و بابام را دیدم که وول می خوره و لبخند می زنه . اون تنها کسی بود که این کار را می کرد . من دیگه نترسیدم.
    کلر 6 ساله : مامانم من را بیشتر از هر کس دیگه ای دوست داره چون هیچ کس دیگه ای شبها منو نمی بوسه تا خوابم ببره.
    الین 5 ساله : عشق اون مو قعی است که مامان بهترین تیکه مرغ را میده به بابا.
    کریس 7 ساله : عشق اون موقعی است که مامان ، بابا را خندان می بینه و بهش می گه که هنوز از رابرت ردفورد خوش تیپ تره.

    [پاسخ]

  6. میگه اینطور گفتم که متنفر شی بلکه بتونی راحت تر و آزادانه تر تصمیم بگیری اما ننذاشتم با سوتفاهم ازم جدا شه. و الان نمیدونم چیکار کنم. دکتر چطور میشه یه رابطه رو تمومش کرد؟کمرنگش کرد؟رابطه ای که 9 ماه پررنگ بوده. واقعی بوده عمیق بوده. لطفا در مورد وابسگیای نتی صجبت کنید . نه برای نوجوونا برای ما مصلن بالغا که نمیخواستیم و میدونیم ! اما شده ! چطور میشه کمترین صربه به طرفین بخوره و تموم شه ؟

    [پاسخ]

  7. استاد چیکار کنم وقتی نه دلم میاد دل طرفو بشکونم و یه عالمه کینه و حس بد درش بوجود بیارم و تموم کنم رابطه رو ؟ نه میتونم بگم که این یه رابطه و دوستی معمولیه وقتی نیس و نه میشه به اون شکلش ادامه داد (اون کلافه از کم بودنم دور بودنم. من نگران از وابستگی چون در شرف ازدواجم )… چطور میشه رابطه رو تموم کرد ؟ با چه حرفائی ؟میشه یکم کمک کنید . واقعا شاید خیلیا میخوان از یه رابطه ی مسموم بیرون بیان. ولی نه پای رفتن دارن نه دل موندن. ………. اوضام خیلی خرابه.منی که همیشه مواظب معاشرت ها و لطمه نزدن به احساس خودم و دیگران بودم و به اصطلاح منطقی . الان بدجور گیر کردم. اون رابطه ی دوستی که میگم باید تموم کنم مجازی و دوره /.

    [پاسخ]

  8. دکتر عزیز
    اگه کسی بخاطر کنترل کردن یه رابطه ی مجازی بخاطر هر دو طرف بهت بگه خودخواهی …معنی محبت رو نمیفهمی…. دوست داشتنت عذابه …. خستم و بهم آسیب میزنی و مگه کی هستی اونم بعد 9 ماه رفاقت خوب و واقعی چی باید بهش گف؟ واقعا تقصیر از من بوده ؟ واقع بینی و آینده نگری و بازی نکردن با احساست کسی و اینکه نذاری طرف وابسته تر شه خودخواهیه ؟ خواهش میکنم باهام حرف بزنید. حالم خیلی بده….
    ==========================
    شقایق من نفهمیدم دقیقا چی شده تو رابطه ات
    ولی وقتی یه نفر اینقدر زخمیه بهتره خودش یه مدت زخمهاش را بلیسه تا خوب بشه
    فاصله گیری و حفظ ادب ، استراتژی خوبیه

    [پاسخ]

  9. استاد،من دختری هستم همیشه سعی میکنم خدا رو در نظر داشته باشم ،همسرم هم همین طور،اما از بعد این جریان همسرم به من میگه از تویی که این اعتقاداتت رو داری این انتظار رو نداشتم،و پیش خودش به حال من تاسف می خوره که قادر به بخشش این مقدار مال نیستم و دو دل شدم …

    [پاسخ]

    گلي جون پاسخ در تاريخ بهمن ۲ام, ۱۳۹۲ ۹:۵۳ ب.ظ:

    الی جون خیلی متاسفم. اما عریزم این نذر کردن اگر پلاکی وجود داره اونا رو محو نمیکنه. پولتو نگه دار اگر MS باشه داروهاش خیلی گرونه، اونجوری کمکش کن. ضمن اینکه تحقیقات زیادی دارن واسه درمان این بیماری کار میکنن، از کجا میدونی همین روزا روش درمان براش پیدا نشه. من میدونم چه حالیه منتظر جواب آزمایش بودن، کل زندگیت انگار زیر و رو میشه. بیا اینجا خبرش رو بهمون بده.

    [پاسخ]

  10. استاد،همسرم بهم میگه تو به خدا ایمان داری ،اما باور نداری ،احساس میکنم ایمانم به چالش کشیده شده،میگه من جای تو بودم حاضر بودم پنجاه میلیون تومن بدم،اما من پیش خودم میگم که خدا این جوری نیست که…احساس میکنم ی حرفی زدم حالا توش موندم…

    [پاسخ]

  11. استاد سلام و خسته نباشید،خواهش می کنم، لطفا سوالم رو حذف نکنید،این رو می دونم که ربطی به این پست نداره ،اما مجبورم برای این بهتر از شما برای راهنماییم نمیشناسم.
    استاد برادرم مریضه و قراره که جواب” ام آر ای”تا دو روز دیگه معلوم میشه که آیا مریضی حاد داره یا نه که دکترش به ام اس مشکوکه.من خیلی براش ناراحتم و بی تابی می کنم،از طرفی هم قراره تا یک ماه دیگه من و همسرم بریم سر خونه وزندگیمون ،و من یک مقدار پول حدود پنج میلیونی برای خرید مبلمان و چوب کنار گذاشتم که بخرم،همسرم چند شب پیش بهم گفت حاضری این مقدار پول رو میدادی اما حال برادرت خوب میشد،من گفتم آره،و همسرم بهم میگه پس اگر جواب ام آر ای منفی بود باید این مقدار پول رو در راه خدا به فقرا هدیه بدی البته خودش هم حدود دو میلیون تومنی نذر کرده،حالا من موندم این وسط دو دل شدم،از طرفی تازه عروسم و دلم می خواد این وسایل رو برای خونمون بخرم ،از طرفی هم به خودم میگم نکنه من این حرف رو زدم و این پول رو نبخشم حال برادرم خوب نشه،و همسرم میگه این پول رو ببخش خدا بهت بیشترشو برمی گردونه و یک سال بدون مبل زندگی کن حالا مگه چی می شه ،میگه این ی آزمون مبارزه با نفس به خاطر برادرت از پنج میلیون نمی تونی بگذری؟استاد شاید مسخره باشه براتون ،اما من این وسط گیر افتادم خیلی حالم بده ،احساس می کنم ایمانم ضعیف شده و خیلی فکرای دیگه…نمی دونم درستش چیه؟خواهش می کنم لطفا پاسخم رو بدید ،که ی دنیا از تون ممنون میشم.
    =======================
    نباید خرافاتی شد
    فرمایش همسرتان کاملا اشتباه است
    خداوند به خاطر این مسائل قوانین خود را جابجا نمیکند
    ما کدام خدا را در ذهن داریم؟ عقده ای و لجباز و عصبی یا رحیم و کریم و ذو الجلال و الاکرام؟
    در این صورت خرید مبلمان بکنید و هر آنچه برای درمان برادرتان هست با اطبا پیش ببرید و مسیرهای توهمی نزنید

    [پاسخ]

    سپيده پاسخ در تاريخ بهمن ۲۱ام, ۱۳۹۲ ۲:۵۹ ق.ظ:

    الی جان اگه از نزدیک وضعی تشونو ببینی عزیزم شاید بهتر بتونی تصمیم بگیری

    [پاسخ]

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *