گنجایش روان بعضی ها : نعلبکی

image_pdfimage_print

سالهاست مفاهیم یونگی درس میدم مثل فردیت، ناخودآگاه ، ارکتایپ ، MBTI ، سایه،  SHADOW و زئوس و هرمس و آفرودیت و…

بعضی شاگردای من از خودم بیشتر از این کلمات استفاده میکنن ! میخوان دو کلوم حرف بزنن هی از این اصطلاحات زئوس و هرمس و …بلغور میکنن! ای بابا چرا نمیتونی مثل بچه آدم حرف بزنی؟؟؟ یه جورایی میتونم سینه ام را صاف بگیرم و بگم من هرگز از این کلمات در زندگی شخصیم استفاده نمیکنم ، تو خونه مون چی بشه ، همسر خانوم، مادر یا رفقا حواسشون نباشه از دهنشون بپره و منم در تایید مثلا تیپ شخصیتی فلان نقش فلان هنرپیشه یه حرفی بزنم وگرنه من تو زندگی شخصیم به عنوان علیرضا از این حرفها نمیزنم، خیلی مرد باشم، عامل باشم و مفاهیم را زندگی کنم. احساس میکنم بعضی شاگردانم پشت این حرفها قایم میشن که زندگی شون نکنن! اینهمه تاکید میکنم اول همه کلاسام تو این ۱۲ سال که با این کلمات نرید تو زندگیتون گند بزنید ، با مردم با کلمات قلبمه سلمبه حرف نزنید…انگاری دارم دور از جون شما خواننده فهمیده ام ؛ به گوش بعضی ها یاسین میخونم !

طرف تو فیس بوکم نوشته که  فلان شاگردتون بهم گفته ” علت اینکه نمیذاری از نظر فیزیکی نزدیکت بشم به این خاطره که عقده های فروخفته داری که سایه شده اند و نمیتونی از این Mother Complex خلاص بشی، برو ردیابی کن ببین کجای زندگی ، کودکت گیر کرده...” از اون روز تو فکرم که چرا من اینقدر گرفتار عقده مادرم. نظر شما چیه دکتر شیری ؟

منم نوشتم : شاگرد من غلط زیادی کرده !نه فهمیده عقده مادر چیه نه کمپلکس نه اینکه در جان یک زن چی میگذره!

آقا جون ! اگه میخوای غلطی بکنی چرا مفاهیم بلند خودسازی و تحلیل روان را خرج تستسترونت میکنی تعطیل ؟؟؟ این بود زحمتی که من برات کشیدم که گرم بشی و روشن تو مسیر زندگی ،  اون وقت افتادی به جون بچه های مردم واسه دو دقیقه هورمون؟؟؟

گل بگیرن اون نعلبکی ظرفیتت را که ماحصل زحمت اینهمه روانکاو را زدی به پروستاتت نه مغزت.

=======================

آقای داوری فر از کسانی هستند که حضورشون در کلاس همیشه وزن علمی فضا را تغییر میداد و مطالعات و دقت نظرهای نیکی در نظریه روانشناسی یونگ داشته اند . مهدی را از ۱۰ سال قب در دانشکده میشناسم و مایلیم نظر او درباره این پست را به شکل مستقل به دید شما خوانندگان عزیز بگذارم:

دکتر عزیز
با اجازه شما به عنوان کسی که بیش از ۱۰ ساله که فرصت شاگردی شما و بعضی دیگر از اساتید محترم این مباحث رو داشتم می خواستم چند تا نکته که برای من خیلی راهگشا بوده رو برای بقیه هم بیان کنم.
همونجوری که شما و بقیه مدرسین حوزه روانشناسی عمقی ، سر کلاسا گفتین و میگین ، خود یونگ سر کلاسای خودش برای پذیرش افراد شرط سنی(معمولا بیش از ۴۰ سال) داشت به علاوه داشتن موفقیت و شکستهای قابل توجه در پیشینیه زندگی.
این نکته از اونجا مهمه که حالا ،  ماها که چنین شرطی رو برای ورود به این مباحث نداشتیم حتما متوجه تهدیدهای این فرصتی که برامون حاصل شده باشیم.فرصت دونستن مفاهیم عمیق و ارزشمند روان انسان همون قدر که میتونه جانمون رو سیراب کنه ، اگه درست فهمیده نشه و درست به کار گرفته نشه ، می تونه بزرگترین زنجیر روحمون باشه.
کل این پروسه قرار یک پروسه خود شناسی باشه که فقط از این طریق باید به دیگر شناسی ربطی پیدا کنه . همه اونایی که این ابزارها و مفاهیم رو به جای خودشون در مورد دیگران به کار می گیرن باید بدونن که این میتونه خودش مصداق بارز مادرکمپلکس باشه. به عنوان کسی که طی همه این سالها و در کارگاههای مختلف با راهنمایی اساتید مختلف مشغول این پروسه بودم و مطمئنم که هرگز شاگرد کم هوشی هم برای هیچ کدوم اونها نبودم به قطع یقین می گم که بعد از این همه مدت هنوز هم ابعاد بسیاری از وجودم متعجبم می کنه و لحظه های  بسیاری بوده که از دیدن نکته های جدیدی از خودم متعجب شدم حالا نمی دونم چطور می شه که بعضی توهم شناخت دیگران و حلاجی روان و ازون بی پرواتر صدور احکام قطعی در مورد افراد رو دارند.
پروسه آنالیز در این مکتب زیر نظر درمانگر و در صورت همکاری شخص مراجع ماهها و سالها زمان می بره  اونوقت چطوریه که ما اینقدر راحت تعمیم میدیم این موضوعات رو.
آرکتایپها چارچوبهای شکل گرفته روانی اند که در هر فردی به گونه ای خاص و تحت تاثیر ویژگی های شخص و اثر بقیه مولفه های روان اون عمل می کنند و نمی شه مثلا با دیدن یه رفتار مشخص حکم به وجود و غلبه اونها در یک فرد داد.شاید بعد از تشخیص یک آرکتایپ بشه برخی ویژگیهای رفتاری افراد رو ردگیری کرد ولی هرگز این یک مسیر دو طرفه نیست و تنها حکم از بالا به پایین در مورد اون صادقه . پس استدعا دارم که تو این مسیر اگه خیلی بیل زنیم باغچه خودمون رو بیل بزنیم و لا غیر . در پایان عرایض نسبتا طولانیم می خوام جمله یونگ رو یادآوری کنم که ” کسی که به  بیرون می نگرد، در خواب است و آن که درون را می نگرد، آگاه و بیدار است.”

مطالب مشابه

پسر رییس جمهور بودن چقدر می ارزد؟

گوش بنه عربده را دست منه بر دهنم

چرا فکر میکنی ما نفهمیم؟؟؟

از این هذیان بیدارش کن

تغییری کوچک برای تغییری بزرگ

73 دیدگاه در “گنجایش روان بعضی ها : نعلبکی

  1. من عاشق این مدل حرف زدنتون هستم دکتر یعنی غم دنیا از یادم میره
    البته بگم من خودم هم از این سوتیا دادم ولی شدتش این قدر زیاد نبوده

    [پاسخ]

  2. سلام دکتر
    واقعا عالی بود…
    قابل توجه بعضی ها، واقعا…
    البته گاهی اوقات من خودم شیطنتم میگیره و گاهی هم برای اثبات خودم به اون هایی که میگن:” این همه درس خوندی، که چی؟! اصلا چیزی هم یاد گرفتی؟!…” ، خیلی واضح و از روی عمد این قدر کلمات غلمبه سلمبه میگم تا طرف از رو بره…
    ولی یکی از بدترین عذاب وجدان ها توی زندگیم، بعد از انجام این کاره!!!…
    تو یکی از نظر های همین پست، یه بنده ی خدا خواسته بود که سمینار بذارید راجع به این که خشم و عصبانیتمون رو کی و کجا و چه طور نشون بدیم، که هم به جاش بیفته و هم بعدش پشیمون نشیم…. واقعا خیلی خوب میشه اگه این کارو بکنید…
    راستش کنترل این کار خیلی سخته و در رابطه با این سختی و راه حلش با هر کسی نمیشه حرف زد… برای دیگران حرف زدن راجع به این مسئله راحته ولی انجامش حتی برای خودشون هم سخته و بیشتر اوقات به جای کمک فقط آدمو سرزنش میکنن!!!…

    [پاسخ]

  3. یک هشدار:زن و مرد هنگام گفتگو درباره رابطه شان باید از اصطلاحات آنیما و آنیموس یا هر اصطلاح روانشناختی مربوط به آن اجتناب ورزند.بهتر است از کلمات معمولی استفاده شود ،زیرا استفاده از زبان روانشناختی در روابط ،غیرطبیعی است و آنها را شخصیت زدایی میکند.ارزش آگاهی از وجود آنیما و آنیموس در این است که از آنچه روی می دهد آگاه می شویم ،و این هوشیاری بالا ،در رابطه مان به ما کمک می کند .از این رو زنی که شوهرش را دچار کج خلقی می بیند،به جای گفتن “به نظر می رسد اسیر انیما شده باشی”می تواند بگوید”دلخور به نظر میرسی،چیزی ناراحتت می کند؟”و ….(کتاب یار پنهان،نویسنده:جان.ا.سنفورد،ص 81 و 82)
    ==================
    چقدر به موقع بود

    [پاسخ]

  4. من اعتراف می کنم برخی اوقات مرتکب این رفتار می شم.
    ولی خیلی از اوقات گفتن این مطالب برای ابراز علمم یا از روی بدجنسیم نیست…خیلی از وقتها دوست دارم به دوستانی که دوستشون دارم بگم چی یاد گرفتم تا شاید به اونهام کمکی شه. ولی حس می کنم گفتن این مطالب همانا و از بین رفتن اثراتشون رو خودم همانا..
    این پست و پستی که در مورد ” درخودمانده شدن” گذاشتید خیلی مصداق رفتارهای منه.
    ولی دکتر واقعا چطور باید این مفاهیم رو زندگی کرد؟؟؟
    ===================
    باید حرفش را هی نزد و با افراد غیر متناسب با این مفاهیم معاشرت نکرد

    [پاسخ]

  5. این پست منو یاد یک خاطره جالب انداخت:
    یک دختر خانمی بود ،زور میزد که پرسفونه ومنم هادسم
    واز عشق فراوانم اونو بردم زیر زمین حالا باید ببرمش روی زمین یا اصلا راضیه که همونجا با من ادامه عمرشو سپری کنه
    حالا از من انکار از اون اصرار،هی من میگم فوقش دیونوسوسی ،هرمسی ،چیزی هستم که قبول نمیکرد
    میگفت نه تو هادس منی
    دیگه منم مجبور شدم یکی دوتا چشمه بیام
    ،حیونکی رفت کلا مارو بلاک کرد
    الان که دارم فکر میکنم بد نبود چند وقت هادس باشمااا 🙂

    [پاسخ]

  6. این فایلای صحبت های قشنگ شما که من گوش دادم و به هم خوابگاهی ها و دو ستا و همکارام هم دادم و اونا هم واقعا خوششون اومده اینها بودن:
    1-ظرافت ها و ریزه کاری های صحبت در جلسات خواستگاری
    2–radio javan-31farvardin-تعارض در انتخاب
    3-مهارتهای امتداد زناشویی
    4-عشق و عاشقی-رادیو جوان
    5-ازدواج و انتخاب همسر سنتی یا مدرن
    6- 25azar-dr shiri-JAVAN-برنامه شما برای دهه سوم زندگی
    و…..
    من قبل از ازدواج به همسرم هم پیشنهاد کردم این فایلا رو گوش بده و خدا رو شکر مشتاقانه پذیرفت و بعد از اینکه گوش می داد با هم تبادل فکر می کردیم…مثلا برنامه دهه سوم زندگی، کمک بهمون کرد که اهدافمون و مسیر زندگیمون رو بدونیم و ببینیم مسیرهامون چقد شبیه همه…و اگه تو بعضی مسیرها متفاوته چه راهکارهایی به کار بگیریم که بهمون خوش بگذره…

    [پاسخ]

  7. این تیکش عالی بود 🙂
    آقا جون ! اگه میخوای غلطی بکنی چرا مفاهیم بلند خودسازی و تحلیل روان را خرج تستسترونت میکنی تعطیل ؟؟؟ این بود زحمتی که من برات کشیدم که گرم بشی و روشن تو مسیر زندگی ، اون وقت افتادی به جون بچه های مردم واسه دو دقیقه هورمون؟؟
    از این بدتر اینه که بعضی از همین نلبکیا با این ابزار می افتن به جون پدر مادرشون و یه جورایی به خودشون جواز میدن هر رفتاری بکنن هر حرفی بزنن بیچاره بعضی از این پدر مادرهام به خصوص مادر ها که ساده، مهربون کل زندگیشو به اشتباه صرف بچش کرده ،سواد آنچنانی نداره ، …زیر حرفای این بچه ها داغون می شن،!
    مثلا طرف 2 کلاس رفته با مادرش شروع می کنه بحث کردن توو کل بحث می خواد القا کنه تو بی سوادی نمی فهمی ، من میفهمم و همه کارا و تلاش و زحمتای مادر رو یجا میبره زیره سوال و ضعفا اشتباهای خودش رو می پوشونه
    ==================
    درست متوجه شده ای حسین جان….حیف اون پدر و مادر

    [پاسخ]

  8. سلام دکتر.خسته نباشید.زیادند آدمایی که مدعی اند یه عالمه کتاب روانشناسی خوندند وآدم شناسی شون توپه و خیلی به خودشون وآدمای دیگه تسلط دارن وهمیشه شادند و البته خیلیاشون هم خدا روقبول ندارند ودین رو جهل میدونن وخلاصه عقیده دارند که باید به همه چیزایی که دلت خواست برسی به هر قیمتی و……….تا یه کلمه حرف بزنی میگن : آهان به نظر من تو بیشتر دوس داری ترشی بخوری و شیرینی دوس نداری!!!!!!!!!!!!! یعنی به قول شما هورمون شناسی شون قوی تره.جالب اینجاس
    که جدیداً تو دنیای مجازی هم زیاددیده میشه که حتی بدون دیدن وفهمیدن طرف این نسخه ها رو میپیچین!!!!!!
    اینجاس که آدم از ته دل میگه:……………انسانم آرزوست.

    [پاسخ]

  9. چه قدر جالب که شما با نوشتن این متن به یکی از سوالات توی ذهن من جواب دادید!من فکر میکردم که چقدر خوبه که یک روانشناس تو فامیل و اشناهامون نیست!!!لابد به خاطر علمش مدام هرکی که دور وبرش باشه رو داره انالیز شخصیتی میکنه و ادم جلوش راحت نیست.ادم فکر میکنه همش داره با نگاهی ذره بینی عقده ها و مشکلاتش رویت میشه جلوی اون روانشناس!!واینکه خوب خسته نمیشه اون ادم!بعد هم اکثر ادمها در نگاه و بررسی روانشناس یه مشکل تو روح و روان و رفتارشون دارن و خوب شاید متوجه اون نباشند. و مثلا چه جوری اونوقت از همسرش خوشش میاد یا بقیه با وجود دیدن رفتار یا رفتارهایی که اصلا خود اون شخص متوجه اشتباه بودنش نباشه یا یه همچین چیز!اگه تونسته باشم منظورمو برسونم!! و همیشه دلم میخواست این سوالو از یکی از روانشناسان محترم بپرسم.
    =================
    همه روانشناسان به طور حرفه ای یاد میگیرند که فقط در محل کار خود از این ابزار استفاده کنند و در زندگی عادی خود، عادی باشند. نگران نباشید

    [پاسخ]

  10. بعضیا هم فقط میرن یه چیزی حفظ کنن و با چهارتا کلمه ی قلمبه سلمبه تو حرفهاشون بگن ببین من چقد می دونم! چقد باسوادم!
    بقیه هم فکر می کنن طرف چقد بارشه! می پرسی چرا فکر می کنی فلانی خیلی بارشه؟ میگن آخه هر چی می گفت من متوجه نمی شدم! سوادش خیلی زیاده. آخه آدم عاقل اگه خیلی می فهمید که در حد درک تو باهات حرف می زد دیگه. اصلا کسی که چیزی رو واقعا فهمیده باشه می تونه به ساده ترین شکل ممکن اون رو بیان کنه.

    [پاسخ]

  11. فقط یه سوال دیگه.. امروز که وقت تون گرفتم اینم بپرسم.. بنظر خودتون رمز موفقیت تون چیه؟ این همه بیننده!!
    من دلم میخواد یه وبلاگ بزنم با اینکه زیاد بهش فک کردم ولی تا الان اینکارو نکردم.. باوجود این همه سایت و وبلاگ.. وب من… کسی نمیبینه.. چرا باید یه کار بیهوده کنم..
    واقعا رمزش تو چیه… مطالب جدید میزارین.. نوع قلم و بیان تون.. نوع حرفاتون.. هر روز سرمیزنین.. اینا شناخت دیگه ای ازشما دارن. شمارو خارج از محیط نت میشناسن.. اخه دیدم نوشتین تدریس هم دارین مثلا همه شاگردا تونن..
    ===============
    من فکر نمیکنم خیلی موفق باشم در زمینه وب
    ولی 12 سال نویسندگی و پیگیری و کمک بچه های متخصص IT در طول این سالها و توصیه هاشون
    6 نفر از متخصصین IT پشتیبان من در این سایت هستند ( پیمان، سینا، اختای، سمیه،نازنین…)

    [پاسخ]

  12. کامنت قبلیم ندیده بگیرین بعد از اینکه ارسال زدم خودم یه لحظه نگاش کردم دیدم هیچ ربطی به پست شما نداره..
    الان یادم اومد کامنت قبلیم تو پست قبلی تون هم ربطی به مطلب نداشت..
    اینم مشکل منه نمیتونم هم رنگ جماعت باشم دقیقا زمانی که همه دارن به یه چیز فک میکنن من دارم به چیز دیگه ای فک میکنم. آبجیم حق داره گاهی بهم میگه مریخی.. تو خیلی از زمینه ها ناخواسته افکار و رفتارهای متفاوت دارم.
    من اصلا برا چیز دیگه ای اومده بودم به سایت تون که دیدم مطلب جدید گذاشتین و حواسم پرت شد… فک کنم پریشب بود اتفاقی یکی از گفت و گو های رادیویی تون گوش کردم تاریخش یادم نیس ولی در مورد مهارتهای ارتباطی بود..برام جالب بود..بین ش گفتین اخرش چند کتاب معرفی میکنم ولی نگفتین وفقط وسطش اسم یه کتاب بردین.. البته خودم تو نت سرچ کردم ولی یه کتاب بیشتر در این مورد ندیدم خیلی هم نگشتم.. خواستم کتاب های در این مورد معرفی کنین.. یه گوشه ای بنویسین دوباره که اومدم سایت ببینم مثلا بخش معرفی کتاب
    بازم بخاطر نظرام شرمنده..یادمه تو همین گفت وگوی رادیوجوان اشاره مختصری به درونگرا و برونگرا کردین.. من بنظرم سر دسته برونگراهام.. سعی میکنم دیگه با بیان افکارم مزاحتون نشم..
    راستی این کامنت هم لازم نیس تایید کنید.. نمیدونم چرا این همه نوشتم

    [پاسخ]

  13. سلاااااااااااام به دکتر شیری عزیز و نازنین …
    وای دکتر ممنون که همچین پستی رو گذاشتین … کاشکی یه کم زودتر همچین مطلب کاربردی رو مینوشتین …
    از اونجایی که من یه چند وقتی بیشتر شاگرد مجارزیتون نیستم_ و خواهم بود_ (ولی برنامه های زیبای شما رو از رادیو عمرا از دست نمیدم و ندادم ) و راهمم اونقدر دوره که متاسفانه نمیتونم توی کلاساتون شرکت کنم و بهره ببرم پس این جملات و اصطلاحاتی رو که شما و دوستان مینویسن رو خیلی درک نمیکنم و خیلی وقتا هم که میخوام کامنت بذارم و نظرمو در مورد پستا بنویسم ولی وقتی میبینم خیلی از دوستان اینچنین تخصصی نوشتن کم میارم و قیدشو میزنم … ولی وقتی این پستو گذاشتین خوشحال شدم ، تا حداقل ماهایی که از این کلاسا هیچی نصیبمون نشده یه چیزی سرمون بشه …هر چند که قلمتونو خیلییییییییییی دوس دارم چراکه خیلی ساده و روان مینویسید و اونقدر از خوندن مطالبتون حظ میبرم که متوجه گذشت زمان نمیشم …
    راستی آقای دکتر وقتی عصبانی میشی ازتون میترسم !!!!!!!!!! : )

    [پاسخ]

  14. ,وای چه همه کامنت!! اونم در عرض یه روز!! دقیقا همون تاریخ مطلب!! شگفت انگیزه!!
    چه سایت پر بیننده ای دارین!!
    یه چیز دیگه…در تایید تاثیر گذاری بیشتر عدم بکارگیری کلمات غلمبه سلمبه… ملتی که در عرض یه روز این همه نظر گذاشتن معلومه هر روز به این سایت میان ولی هیچ کدوم از پست های اخیرتون که لااقل من دیدم این همه کامنت نداشت نتیجه میشه زبان عامیانه خیلی جذاب تر و قابل درک تر از زبان رسمی ست که باعث شده ابراز وجود کنن

    [پاسخ]

  15. وااااای دکتر!!
    عاااااشق فحش های ناموسی و شیک تون هستم! یه طوری فحش میدید که طرف هرچی بیشتر اطلاعات داشته باشه ، بیشتر میفهمه چی گفتین!
    فحش دادنم باید از شما یاد گرفت، کاش سمینار بذارید ( جدی می گم!! آدم نرمال خشمگین میشه, این محارته که بدونه کی و کجا و با چه ادبیاتی خشمش رو بروز بده که بیشترن تاثیر و کمترن پشیمانی رو داشته باشه).
    موفق باشید

    [پاسخ]

  16. سلام آقای دکتر عزیز
    واقعا ممنون. دلم یه جورایی خنک شد
    دوره قبلی جلسات آرکتایپ برای آشنایی دوستانم با کلاس شما دعوتشون کردم به جلسه معارفه بیان
    این جلسه همان و به نام آتنا معروف شدن همان!!!!
    انقدر این مطلب رو تکرار کردن که دیگه اصلا دلم نخواست بیام کلاس
    من خودم می فهمم که بین اون آرکتایپ ها خودم کدوم هستم اما رفتارشون خیلی بچه گانه بود
    حداقل با این جواب دلم یه کم آروم گرفت

    [پاسخ]

  17. عالی بود این پست
    دکتر … برام سواله چرا هیچ وقت مطلبی در مورد تاثیر هرمون تو عشق نمی نویسید !؟
    من این مساله رو نه که نمی دونستم … اما ! جدیدا یه طورایی شده که حس می کنم انگار اصل داستان همینه ! باقیش حاشیه های کم ارزش !!!
    خیلی برام سخته و سنگین … نمی دونمم چرا … پذیرش اینکه تا یه نفر همچین حسی به من نداشته باشه چیزی شروع نمی شه اصلن .. آزارم می ده !
    از نا آگاهی یا آگاهی خیلی کمم نیست ؟!
    من ذهنم خیلی ایزوله تر از این حرفا بوده … ضرر کردم ؟!
    ============
    در اینباره خیلی گفتیم…زن و مرد قبل از هرچیز نر و ماده اند

    [پاسخ]

  18. واقعا درست و به جا فرمودین دکتر جان
    من نمیدونم چرا بعضی ها تا 4تا کتاب روانشناسی میخونن و چند تا کارگاه میرن فکر میکنن خبریه؟؟نمونه اش یکی از دوستان خودم بود که با رفتن به کارگاه TA میخواست واسه ی همه نسخه بپیچه !!!در صورتی که خودش آدم فوق العاده شکاک و بد گمانی بود و خیلی خیلی بچه بود…و مدام تو گوش من میخوند که تو این مشکل رو داری و فلانی به تو با منظور نگااه کرد و …از این جور داستانا…خدارو شکر منم زیر بار هیچ کدوم از حرفاش نرفتم …درخت هرچه پر بار تر افتاده تر دقیقا مثل خود شما…ازتون ممنوم که هر روز بر آگاهی ما می افزایید

    [پاسخ]

  19. ای بابا آروم
    تا بوده همین بوده تاهست همین هست
    فرقی نداره یک روز میریم سراغ ادبیات یک روز فلسفه یک روز هم روانشناسی، دکتر اگه شما الان داغ کردید
    پس اون بدبخت فلک زده ، نیچه چی بگه
    که سالیان سال همدوش فروید نُقل ِ مخ زنی بوده
    تستسترون هم رو یکی با حافظ نمود پیدا میکنه تو یکی دیگه قائم مقام فرهانی
    طرف مقابل مهمه که چی بطلبه 🙂
    mbti کمی حوصله میخواد وگرنه اونم خیلی خوبه 🙂

    [پاسخ]

  20. دکتر عزیز
    با اجازه شما به عنوان کسی که بیش از 10 ساله که فرصت شاگردی شما و بعضی دیگر از اساتید محترم این مباحث رو داشتم می خواستم چند تا نکته که برای من خیلی راهگشا بوده رو برای بقیه هم بیان کنم.
    همونجوری که شما و بقیه مدرسین حوزه روانشناسی عمقی ، سر کلاسا گفتین و میگین ، خود یونگ سر کلاسای خودش برای پذیرش افراد شرط سنی(معمولا بیش از 40 سال) داشت به علاوه داشتن موفقیت و شکستهای قابل توجه در پیشینیه زندگی.
    این نکته از اونجا مهمه که حالا ، ماها که چنین شرطی رو برای ورود به این مباحث نداشتیم حتما متوجه تهدیدهای این فرصتی که برامون حاصل شده باشیم.فرصت دونستن مفاهیم عمیق و ارزشمند روان انسان همون قدر که میتونه جانمون رو سیراب کنه ، اگه درست فهمیده نشه و درست به کار گرفته نشه ، می تونه بزرگترین زنجیر روحمون باشه.
    کل این پروسه قرار یک پروسه خود شناسی باشه که فقط از این طریق باید به دیگر شناسی ربطی پیدا کنه . همه اونایی که این ابزارها و مفاهیم رو به جای خودشون در مورد دیگران به کار می گیرن باید بدونن که این میتونه خودش مصداق بارز مادرکمپلکس باشه. به عنوان کسی که طی همه این سالها و در کارگاههای مختلف با راهنمایی اساتید مختلف مشغول این پروسه بودم و مطمئنم که هرگز شاگرد کم هوشی هم برای هیچ کدوم اونها نبودم به قطع یقین می گم که بعد از این همه مدت هنوز هم ابعاد بسیاری از وجودم متعجبم می کنه و لحظه های بسیاری بوده که از دیدن نکته های جدیدی از خودم متعجب شدم حالا نمی دونم چطور می شه که بعضی توهم شناخت دیگران و حلاجی روان و ازون بی پرواتر صدور احکام قطعی در مورد افراد رو دارند.
    پروسه آنالیز در این مکتب زیر نظر درمانگر و در صورت همکاری شخص مراجع ماهها و سالها زمان می بره اونوقت چطوریه که ما اینقدر راحت تعمیم میدیم این موضوعات رو.
    آرکتایپها چارچوبهای شکل گرفته روانی اند که در هر فردی به گونه ای خاص و تحت تاثیر ویژگی های شخص و اثر بقیه مولفه های روان اون عمل می کنند و نمی شه مثلا با دیدن یه رفتار مشخص حکم به وجود و غلبه اونها در یک فرد داد.شاید بعد از تشخیص یک آرکتایپ بشه برخی ویژگیهای رفتاری افراد رو ردگیری کرد ولی هرگز این یک مسیر دو طرفه نیست و تنها حکم از بالا به پایین در مورد اون صادقه . پس استدعا دارم که تو این مسیر اگه خیلی بیل زنیم باغچه خودمون رو بیل بزنیم و لا غیر . در پایان عرایض نسبتا طولانیم می خوام جمله یونگ رو یادآوری کنم که ” کسی که به بیرون می نگرد، در خواب است و آن که درون را می نگرد، آگاه و بیدار است.”
    ========================
    این مطلب قابلیت یک پست جداگانه داره وقتی به قلم شما خونده میشه. میگذارمش تو متن اصلی سایت

    [پاسخ]

    غزل پاسخ در تاريخ دی ۱۸ام, ۱۳۹۲ ۱:۱۳ ب.ظ:

    خوش به حالتون جناب داوری فرد ، ده سال شاگردی دکتر شیری ؟؟ غبطه خوردیم …
    ================
    نه ! ده سال پیش یه کلاسی با هم داشتیم

    [پاسخ]

  21. سلام دکتر،
    آآآآآ
    فک کنم خیلی عصبانی شده بودیدا : )
    سخت نگیرید دکتر هر کاری کنید یه عده هستند که فقط برداشت خودشون رو میکنند

    [پاسخ]

  22. دکتر عزیز
    با اجازه شما به عنوان کسی که بیش از 10 ساله که فرصت شاگردی شما و بعضی دیگر از اساتید محترم این مباحث رو داشتم می خواستم چند تا نکته که برای من خیلی راهگشا بوده رو برای بقیه هم بیان کنم.
    همونجوری که شما و بقیه مدرسین حوزه روانشناسی عمقی ، سر کلاسا گفتین و میگین ، خود یونگ سر کلاسای خودش برای پذیرش افراد شرط سنی(معمولا بیش از 40 سال) داشت به علاوه داشتن موفقیت و شکستهای قابل توجه در پیشینیه زندگی.
    این نکته از اونجا مهمه که حالا ، ماها که چنین شرطی رو برای ورود به این مباحث نداشتیم حتما متوجه تهدیدهای این فرصتی که برامون حاصل شده باشیم.فرصت دونستن مفاهیم عمیق و ارزشمند روان انسان همون قدر که میتونه جانمون رو سیراب کنه ، اگه درست فهمیده نشه و درست به کار گرفته نشه ، می تونه بزرگترین زنجیر روحمون باشه.
    کل این پروسه قرار یک پروسه خود شناسی باشه که فقط از این طریق باید به دیگر شناسی ربطی پیدا کنه . همه اونایی که این ابزارها و مفاهیم رو به جای خودشون در مورد دیگران به کار می گیرن باید بدونن که این میتونه خودش مصداق بارز مادرکمپلکس باشه. به عنوان کسی که طی همه این سالها و در کارگاههای مختلف با راهنمایی اساتید مختلف مشغول این پروسه بودم و مطمئنم که هرگز شاگرد کم هوشی هم برای هیچ کدوم اونها نبودم به قطع یقین می گم که بعد از این همه مدت هنوز هم ابعاد بسیاری از وجودم متعجبم می کنه و لحظه های بسیاری بوده که از دیدن نکته های جدیدی از خودم متعجب شدم حالا نمی دونم چطور می شه که بعضی توهم شناخت دیگران و حلاجی روان و ازون بی پرواتر صدور احکام قطعی در مورد افراد رو دارند.
    پروسه آنالیز در این مکتب زیر نظر درمانگر و در صورت همکاری شخص مراجع ماهها و سالها زمان می بره اونوقت چطوریه که ما اینقدر راحت تعمیم میدیم این موضوعات رو.
    آرکتایپها چارچوبهای شکل گرفته روانی اند که در هر فردی به گونه ای خاص و تحت تاثیر ویژگی های شخص و اثر بقیه مولفه های روان اون عمل می کنند و نمی شه مثلا با دیدن یه رفتار مشخص حکم به وجود و غلبه اونها در یک فرد داد.شاید بعد از تشخیص یک آرکتایپ بشه برخی ویژگیهای رفتاری افراد رو ردگیری کرد ولی هرگز این یک مسیر دو طرفه نیست و تنها حکم از بالا به پایین در مورد اون صادقه . پس استدعا دارم که تو این مسیر اگه خیلی بیل زنیم باغچه خودمون رو بیل بزنیم و لا غیر . در پایان عرایض نسبتا طولانیم می خوام جمله یونگ رو یادآوری کنم که کسی که به می نگرد، در خواب است و آن که درون را می نگرد، آگاه و بیدار است.

    [پاسخ]

  23. دکتر عزیز؛ مصداق همان جمله معروف خودتان می شود
    علم ادم باشعور و باشعورتر و بی شعور و بیشعورتر میکنه…
    درد جامعه به اصطلاح علمی ما همین بلغور اصطلاحات بدون کمترین میزان درک و فهمه
    پایدار باشید

    [پاسخ]

  24. دکتر البته در کنارش قبول کنید که سر کلاسای شما نشستن مثل یادگیری یه زبان جدیده که خیلی زود میاد تو زبون روزمره آدم و جلوگیری ازش همم یخورده دقت میخواد هم یخورده سخته. مثلا یکیو که میبینی که خیییلی زئوسه آدم اگه کسی پیشش باشه که اونم سر کلاس بوده باشه خودبخود میگه عجب زئوسی! بعضی وقتا اصلا با هیچ کلمه دیگه ای نمیشه این حس رو بیان کرد. مثل خیلی از کلمه های انگلیسی یا زبانای دیگه که لامصب اصلا فلارسی سازیش جواب نمیده! البته اینو گفتم برای اونی که گفته بود همکاراش از این اصطلاحات استفاده میکنن و لجش میگیره. صد البته که استفاده ای که تو متن نوشتید واقعا جای حرص و جوش داره.
    دکتر یه دنیا تشکر و خسته نباشید من و خانواده رو هم از راه دور بپذیرید!

    [پاسخ]

  25. سلام .وقت بخیر.
    فایل های صوتی کجااا هستن؟منم مایلم گوش بدم یعنی خیلی مایلم.میشه لینکشو بذارید؟منظور از فایل های صوتی همون لینک برنامه های رادویی تون هست دکتر.اگر نه میشه بگید به چه نحو میشه تهیه اش کرد؟
    من یک کتاب از کتاب هایی که خودتون معرفی کردیدو دارم میخونم به اسم تکنیک های شخصیت خوانی.از پل تایگر.رشته تحصیلیم اصلا میونه ای نداره با روان ادم ها اما فک کنم نیاز دارم بخونمش.اگر سوالی پیش بیاد که اومده کجا مطرح کنم؟ممنووون.امیدوارم خدا به نیت پاکتون زندگیتون رو سرشار رحمت کنه و نذاره زحمتاتون رو هدر رفته حس کنید.

    [پاسخ]

  26. سلام استاد
    من همیشه دلم میخواد تو کلاساتون شرکت کنم ولی راستش هیچ وقت فرصت نشده. استاد شما دانشگاه تهران کلاس ندارید؟
    خدا حفظتون کنه.
    یه چیز جالبه اینکه دیدن سایت شما برای من برنامه هرروزه است. هر روز با یه حساسیت خاصی مطالبتون رو میخونم و یه ارشیو از سایتتون دارم و به دوستانم بعنوان کادوهای اینترنتی لینک هایی از سایت شما رو هدیه میدم
    ===============
    ممنون که تشریف میارید و زحمت نظر دادن را میکشید طیبه عزیز

    [پاسخ]

  27. میدونید دکتر چند روز و هفته اول شاید به خاطر هیجان چیزهای جدیدی باشه که یاد گرفتیم…آدم همش میره تعریف میکنه واسه دور و بریاش که چه چیزهایی رو از کلاس شما یاد گرفته…ولی از یه جایی به بعد به قول شما آدم باید مواظب باشه گراز نشه و زندگی مردم رو رصد نکنه…
    =========
    حرفش را که بزنی ، معنای اصلیش میپره

    [پاسخ]

  28. دکتر یه سوال ؟لطف می کنید اکه جواب بدید.
    همیشه خیلی دلم می خواست یه جواب با همین صراحت که در حد تو دهنی عمل کنه به پسرایی بدم که فکر می کنند تو چون پیشنهاد دوستیشونو قبول کردی باید همه نیازاشونو(ج.ن.س.ی) تامین کنی و در غیر این صورت یا مریضی یا عقب مونده و امل.می شه بفرمایید  بهترین جواب برای این دسته از ادماچیه ؟چون وقتی مودبانه این نوع پیشنهادشونو رد می کنی بعد از توهین به تو و انتخابت می رن و فقط تویی که خورد می شی.

    [پاسخ]

  29. دکتر یه سوال؟لطف می کنید اکه جواب بدید.
    همیشه خیلی دلم می خواست یه جواب به همین صراحت که در حد تو دهنی عمل کنه به پسرایی بدم که فکر می کنند تو 0 

    [پاسخ]

  30. بله دکتر ، فایل های صوتی تون خیلی عالی هستن و تصویری ها هم که باز هم عالی ترن.
    من خودم زمان دانشجویی تا دانشگاه 2 ساعت تو مسیر بودم ، رو گوشیم ریخته بودم و گوش میدادم.
    بعضی وقت ها هم که دوستی، آشنایی میاد و مشکلی رو میگه و درد دلی میکنه، من که سوادی این کارو ندارم که کمکش کنم. یا آدرس سایتتون رو میدم، یا اگه مطلب یا صوتی ، کلیپ … ازتون یادم باشه که مربوط بشه به اون ، بهش میدم که گوش بده و کمکی بشه بهش.
    خدا همیشه نگهدار شما استاد عزیز باشه.

    [پاسخ]

  31. عالی بود بعد مدتها دوباره خاطره کلاسهاتون دوباره برام زنده شد. آقای دکتر می شه بفرمایید کی کلاسهای آنلاین فعال می شه؟ باور کنید هر وقت کلاسهاتون رو می بینم با حسرت نگاه می کنم .

    [پاسخ]

  32. دکتر حق دارین
    ولی خداییش من تا حالا اینقدر عصبانی ندیده بودمتون . خیلی باحال بود. طرف با خاک یکسان شد. بعضی ها همه چیز رو تفسیر به رای میکنند و از همه حرفا به نفع خودشون استفاده میکنند. زحمتای شما برای این فرد ، منو یاد این بیت انداخت.
    گر بریزی بحر را در کوزه‌ای چند گنجد قسمت یک روزه‌ای

    [پاسخ]

  33. دکتر من احساس میکنم شما شبیه ما مهندسایی…جدا از هوش بالاتون لحن حرف زدوتون شبیه ما مهندسات…کلا حال میکنم با متلکاتون…پروستات باحال بود…

    [پاسخ]

  34. دکتر شاگردای خوبم دارید بخدااا
    من مباحث MBTI رو برای دوستی به زبون ساده و خلاصه گفتم و خیلی خیلی حالش خوب شد…آدمی که ملاحظه کننده بود و درگیر یه آدم داوری کننده شده بودو همش ازش خواسته میشد زود تصمیم بگیره و چرا نمیتونه به نتیجه برسه…درونگرا بود و توی جمعیت وسیعی از برونگراها زندگی میکرد و داشت خل میشد ازینکه چرا مثه بقیه نیستم؟ چرا من اینقد ساکتم؟…بخدا وقتی یه خلاصه ای براش گفتم که اینا سبکهای مختلف فکرکردن و تصمیم گیری و زندگی کردنه…..آدمها باهم متفاوتن و این نشونه عیب و ایارد کسی نیست..خیلی خیلی حالش خوب شد…دیدش بازش شد هم درمورد خودش هم دیگران…جوری که پس فرداش که من خودم از سوتفاهم آدمی تعجب کرده بودم برگشت گفت ناراحت نشو اون یه آدم احساسیه دیگه! مسایل رو شخصی میکنه ! :))))))
    خیلی از ما آموخته های شما رو به گوش جان شنیدیم و هم خودمون آگاه شدیم هم سعی میکنیم تا جایی که ممکنه از طریقشون به دیگران ‘کمک’ کنیم….اونایی هم که سواستفاده می کنن،به قول خود شما,دانش آدم عوضی رو عوضی تر میکنه!
    =================
    میدونم میترای عزیزکه بچه های خوب این جلسات به مراتب بیشترند ولی همه ما یه گراز درونمون داریم که تو کلاس میره قایم میشه ولی بیرون کلاس اروم آروم میزنه بیرون بی پدر

    [پاسخ]

  35. سلام
    راستش من فقط توی یک کلاس شما شرکت کردم کلی غر زدم این کلاس به درد من نمیخوره چرا همه اینقدر سوالهای پرت و پلا و بی ربط با کلاس میپرسن چرا دکتر بهشون جواب میده و وقت کلاس رو میگیره بخاطر همین هیچ کدوم از کلمات با کلاس یادم نموند ولی امروز میخوام بگم بعد از نزدیک به یک سال که از کلاس میگذره کم کم میفهمم که خیلی چیزها یاد گرفتم انگار یک ترسهاییم تو کلاس شکست انگار تمام صحبتهای شما مال ناخوداگاه من بود که خوداگاهم نمیفهمیدشون همیشه وقتی وارد یک اداره میشدم میگفتم سلام ببخشید میشه….. ولی بعد از کلاس یاد گرفتم که بگم سلام …… ولی دوستانه نه طلبکارانه هم خودم حس خوبی دارم هم طرف مقابل سریع ترتیب اثر میده و همیشه در شروع صحبت اول دکتر شیری رو توی ذهنم میبینه بعد شروع به صحبت میکنم برام مثل یک حامی روحی شده اینا رو گفتم که بگم ادای کلاس رفتن رو در اوردن کلاس نمیاره رفتار درست انجام دادن مطابق دروس کلاس که کلاس ادم رو میبره بالا و همه میگن چه با کلاس این ادم
    ==================
    چه فیدبک جالبی فرستادید شیلای عزیز
    خوشحالم که اعتماد به نفستون در فضاهای کاری اونطوری شده که کسی نتونه استثمارتون کنه
    به امید دیدار در جاهای بهتر

    [پاسخ]

  36. سلام دکتر جون خدا قوت
    اخ گفتین کاش تو روانشناسی بود فقط تو خیلی از رشته ها اینطوری بعضی کلا یهو کلماتشون با رفتن به رشته مربوطش.ن تغییر میکنه.یکی نیست یگه اخه برا کسی که متوجه نیست غلمبه سلمبه حرف زدن چه لزومی دارههههههههههه.

    [پاسخ]

  37. آخ آقای دکتر گفتین! منم با یکی از شاگرداتون دوست بودم کلی اذیتم کرد!درخواستهاشو همینجوری مطرح میکرد و منو تحلیل شخصیت آرکتایپی و غیره! اما خدا رو شکر با کمک مطالب همین سایت اون رابطه بی معنی تموم شد!
    دکتر ممنونم که هستید…

    [پاسخ]

  38. شما محشرید :))) بیشتر ا زاون لینک جالب و خنده داری که معرفی کرده بودید خندیدم…از رک بودن و مختصر و مفید و ساده بودن کلامتون خیلی لذت میبرم…
    بهترین آرزوها برای شما 🙂

    [پاسخ]

  39. سلام و احترام
    دکتر منم دورو برم پره از همکلاسیهایی که تو کوچه و خیابون از اصطلاحات تخصصی روانکاوی، ارکی تایپی و .. استفاده می کنند . خودم به شدت مخالفم و به نظرم بی احترامیه به کسایی که نمیدونند معنی اینها رو
    اما این دوستان خیلی هم تفریح می کنند از اینکه توی دو جلسه تیپ شخصیتی ادمها رو حدس بزنند و من به شدت عصبانی میشم. من نمیدونم چجوری بیخیالشون کنم از این رفتارا!!
    ===============
    براشون این پست من را بخونید

    [پاسخ]

  40. سلام.
    دکتر شیری عزیز،‌خیلی زیبا بود. واقعا از این دست افراد زیاد هستند که از هر چیزی برای بهره‌برداری برای خودشون استفاده می‌کنند.
    جوابتون واقعا عالی بود.کاش اون افراد یه سری اینجا می‌زدند.
    نظرتون راجع به روشنفکری هم خیلی عالی بود.
    روشنفکری یعنی متفاوت از عموم زمانه خود به عالم نگریستن، یعنی متفاوت زیستن و فردیت خویش را یافتن.تلنگر به جایی بود. کاش بتونم همیشه این طوری باشم.
    ممنون

    [پاسخ]

  41. آقای دکتر خدا خیرت بده
    یه عالمه سوال توی ذهنمون رو با این دل بزرگوارت جواب میدی. تجربه های دیگران رو برامون میگی. درست و حسابی راهنمایی می کنی. خدا به اندازه ی دل بزرگت بهت نعمت بده و به نعمتی که بهت داده، برکت. همش دلم میخواست تشکر کنم، الان فرصت رو مناسب دبدم که بگم، دستتون درد نکنه که بی دریغ به دیگران می بخشید. در ضمن منم فایل های صوتی رو گوش میدم، خیلی مفیده. امیدوارم همه ی آدم ها به فکر این باشن که بی دریغ به همدیگه کمک کنن. بازم ممنونم
    ====================
    خدا را شکر…اینطوری باشه فایل صوتی ها را بیشتر میکنیم

    [پاسخ]

  42. خدای من…
    استاد تمام عصبانیتتون رو دارم توی تک تک این واژه ها میبینم… تأکیدات اول هر کلاس، خووووب یادمه… و میدونم همه یادشونه… اما خب شما اینطوری جوش نزنید استادجان… دیگه نعلبکیه دیگه… چیکارش کنیم!!!!
    ================
    نمکدون

    [پاسخ]

  43. ُسلام دکتر
    حال کردم با این جواب رک و پوست کنده 🙂
    یکی از رفقای ما هم اومده بود سر کلاس شما، بعد از دوره مدیرمون رو زئوس، رئیس اداری رو آپولو و چیزهای دیگه صدا میکرد.
    ==================
    چی بگم ؟؟ از ما نبین

    [پاسخ]

  44. استاد ایشالا اون بعضیا که مخاطبن بخوننن…شما خودتون زندگی هستین و ما زندگی مونو با حرفای شما قشنگ تر می کنیم
    من فایلای صوتی شما هر کدوم دوبار گوش میدم زمانایی که مثلا تو ماشینم گوش می دم هم انرژی می گیرم و هم دفعه های بعد نکات جدیدتر یاد می گیرم …چون یه سری چیزا بار اول میفهمم و اجرا می کنم و دفعه های بعد جمله های قشنگتون و عمق کلامتون اون مطالبو در ذهنم تثبیت می کنه
    ایشالاااااا همیشه پایدار باشید
    ==================
    اگه اون فایلها بدرد میخورن، بازم بذاریم

    [پاسخ]

  45. گل بگیرن اون نعلبکی ظرفیتت را که ماحصل زحمت اینهمه روانکاو را زدی به پروستاتت نه مغزت(عالی بود) منم تازه شاگرد مهندس شعبانعلی شده بودم همه جا در مورد مذاکره و نقش آن در تجارت صحبت می کردم برای کسی هم جذاب نبود.

    [پاسخ]

  46. سلام دکتر عزیز
    آنقدر جواب شما عالی و کامل هست که دلم میخواد بشه برای خیلی ها که اینطور فقط ادای یک دانش ارزنده رو درمیارن کپی پست کنم،
    چون کلا خودشون نفهمیدن که چی شده نمیخوان بقیه هم برن سر کلاس شاید چیزی یاد بگیرن! من زیاد دیدم و شنیدم و همیشه حرصم دادن اما الان کلی سرحال شدم!

    [پاسخ]

  47. دکتر خیلی عصبانی شدیناااااااا! البته حق هم دارین
    در پست دیگه ای هم شما شبیه این مطالب رو گفتین و از اون به بعد من سعی میکنم که از مفاهیم تخصصی اینترنت و کامپیوتر که رشته ام هست تا نپرسن صحبت نکنم و واقعا درسته این قضیه
    آرکتایپ و … که مفاهیمش شاید سخت باشه متوجه نشن ولی مفهوم روشنفکری خیلی جالبه، هرکسی به نوبه و بنظر خودش و با یه معنیه منحصر بفرد روشنفکره و با این کلمه چه چیزایی رو که زیر سوال نمیبرن! واقعا سوز داره برام
    بنظر من روشنفکری یعنی هرکسی رو با توجه به شرایطی که در اون قرار داشته و داره درک کنیم و بفهمیم، حالا هر مدلی که زندگی میکنه و زندگی کرده؛ چه بسته ، چه باز
    من از مفاهیم روشنفکریه دیگران زخم خوردم و به این معنی رسیدم
    میشه بفرماییدکه این مفهوم بنظر شما درسته یا نه؟
    ==============
    روشنفکری یعنی متفاوت از عموم زمانه خود به عالم نگریستن، یعنی متفاوت زیستن و فردیت خویش را یافتن

    [پاسخ]

  48. آقای دکتر سلام
    من از شاگرداتون نیستم ولی افتخار اینو دارم که هر روزمو با مطالب سایت شما شروع کنم
    در یک کلام اینکه عالی نوشتین! مرسی برای این صراحت لهجه
    پاینده باشین
    ===================
    ممنونم فرناز عزیز که بی تفاوت نیستید

    [پاسخ]

  49. سلام من دقیقا یادمه اولین جلسه کلاس قبل از هر چیز این نکته رو بهمون یادآوری کردین بعد از گذشت ماه ها مو به موش و یادمه

    [پاسخ]

  50. بعضیها از اطلاعاتشون روانشناسانشون فقط برای پیش بردن اهداف خودشون استفاده میکنند نه واسه اصلاح و کمک به طرف مقابل. روانکاوی اونقدر پیچیدهست که حتی بزرگترین روانشناسها هم گاهی تو مسایل خودشون گیر میکنند ….. چه برسه به ماها افراد عامی که چند تا مبحثِ قابل فهم اونهم از چندتا کتاب و استاد ، یادگرفتیم ،
    تازه اونم واسه حل مسایل خودمون، نه دیگری! حالا بیایم اینارو واسه یکی دیگه هم تجویز کنیم !!!

    [پاسخ]

  51. واقعا همین طوره. اگه مراقب نباشیم و از این آموخته ها و مطالب درست استفاده نکنیم، زیانش به مراتب بیشتره. به گفته خودتون عمل کردن به این مفاهیم مهمه نه صرفا دانستن چند تا مطلب روانشناسی

    [پاسخ]

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.